منبری: تعصب راه به جایی نبرده

سيد جمال الدين منبري
سيد جمال الدين منبري
کار در حوزه موسیقی ایرانی، میزان به میزان متفاوت است و این تا حدود زیادی به تجربه بستگی دارد که البته این تجربه ها باید ثبت و ضبط و منتقل شود. بنده زمانی به آقای روشن روان گفتم تجربیات خودتان را در حوزه ارکستراسیون با توجه به آشناییتان به موسیقی غرب و ردیف و نوازندگی سنتور و غیره مدون کنید و بنویسید. پاسخی که شنیدم این بود که گفتند آقای منبری، ما خیلی زحمت کشیده ایم برای اینها و همینطوری بدست نیامده اند و هر آهنگساز باید خودش برود و تجربه کند!

چرا فکر می کنیم داشته هایمان مال خودمان است؟ مگر ما از موسیقیدانان گذشته نیاموخته ایم؟ مگر آنها که نوشته اند زحمت نکشیده بودند؟ چرا نمی خواهیم منتقل کنیم؟ مگر همه باید از صفر شروع کنند؟ چرا فکر می کنیم اگر مدون کنیم در یک جزوه همه می گویند حاصل چهل سال کار و تجربه همین؟! اصلاً یک جزوه که هیچ، ‌شما شاید تجربه هایتان را در پنج صفحه بنویسید و انقلابی به پا شود. مگر آنها که هارمونی غربی را نوشتند زحمت نکشیده بودند؟

شما بنویسید، ‌نفر بعدی چیز دیگری به آن اضافه کند و همینطور جلو ببرد. همین است که ما در غرب چندین نگاه به هارمونی پراتیک داریم ولی هنوز اینجا کاری انجام نشده است. آقای دهلوی استاد بزرگی که همه قبولش دارند چرا اینکار را انجام نداده اند؟ افرادی اینچنین باید پایه ای بگذارند که نسل های بعد آجری روی آن بگذارند.

جایی از آقای علیزاده در این خصوص پرسیدم که آیا این تجربیات شما امکان این را دارند که به شکل یک متد مشخص و مدون در شیوه کارتان ثبت بشوند و ایشان پاسخ دادند ما کارمان را می کنیم بعدی ها اگر بخواهند و بتوانند از دل این کارها شاید متدی استخراج کنند، ‌مثل غرب.
بنده حتی در مورد آقای شجریان هم بارها و بارها در جاهای مختلف گفته ام که ایشان امروز باید حاصل عمرشان را و تجربیاتشان را بنویسند، تدوین کنند. یکی مثل ایشان باید این کار را بکنند. ایشان دیگر کی می خواهند این کارها را بکنند؟ امروز دیگر نباید ایشان به فکر آلبوم و کنسرت باشند.

باید داشته هایشان را در سطح دانشگاهی مدون کنند. متأسفانه در زمینه های غیر از آواز مثلا در مورد کمپوزیسون هم این مشکل وجود دارد. تجربیات، دست نخورده زیر خاک می روند. آیا ما امروز به اندازه تار برای نی رپرتوار داریم؟ خیر. من کاری می کنم و به هیچ کس دیگری نمی گویم چه می کنم. آقایان صدیف و شجریان امروز باید دانششان را مدون کنند.

شما فکر کنید به بحث مشکلات عدیده ای که سازهای ما دارند. مشکل رزونانس سنتور را چه کسی آمده که تمرکز کند و حل کند. امکان این کارها را پایور ها داشتند که نکردند البته واضح است که مشکل ساختاری هم هست و این کارها به حمایت و توجه و سرمایه گذاری و حضور دانشمندان و اهل فن نیاز دارند. برای حل شدن مشکل سازها نیاز هست تا موسیقیدانان و صنعتگران و فیزیکدانان و اهل فن جمع بشوند. درست است که امکانات لازم است اما ایرادات و کاهلی های خودمان را هم نباید انکار کنیم.

تعصب راه به جایی نبرده و به نظر بنده نگاه خود موسیقیدانان هم خیلی مهم بوده است که کوتاهی نموده اند. اگر جناب فخرالدینی قدمی بردارند من شاگرد، جرأت گام بعدی را خواهم داشت. مثال خوبش ساز تنبک است، مرحوم تهرانی گفتند این ساز را می شود با نت زد، می شود به آن شخصیت داد و کارهایی کردند.

بعدی ها آمدند متد نوشتند، انواع متدها درآمد و تنبک خیلی پیشرفت کرد. راه تحول انتقال تجربه هاست و کنار گذاشتن تنبلی و تعصب و تکروی.

گزراش موسیقی

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۰ ق.ظ

    برام جالب بود اسم فیزیک دان رو اوردن. ایده خوبی بود برای من که فیزیک میخونم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

لیپت: هنرجو نباید هیچ گرفتگی و تنشی داشته باشد

لیپت: هنرجو نباید هیچ گرفتگی و تنشی داشته باشد

من تعداد بیشماری از افراد را دیده ام که کارشان حتی سخنرانی است ولی در بخش حنجره و گلو دچار درد هستند. معلمینی بوده اند که هر روز در کلاس صحبت می کنند و نزد من می آیند و می گویند صدایشان خسته است یا درد دارند. همه اینها برمیگردد به تکنیک تولید صدای آنها.
موسیقی پست مدرن (II)

موسیقی پست مدرن (II)

پیشرفت موسیقی عوامانه،‌ فشار دیگری بر موسیقی وارد آورد به‌نحوی‌که به مسیر دیگری از پست مدرنیته منتج می‌شد، برای مثال قابلیت جذب تعداد قابل ملاحظه‌ای از شنوندگان به سوی آثار. از دیدگاه موسیقیدان مدرنیست چنین ارتباطی غیر ضروری به نظر می‌رسید، چرا که مردم ذاتا به سمت و سوی موسیقی جدی گرایش داشتند، جایی که ایده‌ها در قالب موسیقایی نه از نوع عوامانه –آن گونه که در عصر ویکتوریایی به عنوان فرمی کم اهمیت‌تر نسبت به ژانر‌هایی با نفوذ بیشتر مشهود بود- فرصت ظهور می‌یافتند.
زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم  (I)

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (I)

پاییز گذشته باراک اوباما میزبان کنسرت موسیقی کلاسیک در کاخ سفید بود. پیش از شروع، گفت: «حالا، اگر هر کدام از شما شنوندگان خیلی موسیقی کلاسیک را نمی شناسید و نمی دانید چه زمانی باید دست بزنید، نگران نشوید. ریس جمهور کندی هم تقریبا همین مشکل را داشت. او و جکی برنامه های موسیقی کلاسیک زیادی را اینجا برگزار کردند و چندین بار او زمانی که لازم نبود شروع به دست زدن کرد. بنابراین مسوول روابط عمومی اش قرار گذاشت که به رییس جمهور از شکاف در علامت دهد چه زمانی باید دست بزند. حالا، من خوشبختانه میشل را دارم که به من بگوید کی دست بزنم. بقیه شما خودتان می دانید.»
رضا ضیائی

رضا ضیائی

متولد ۱۳۵۴ Maestro liutaio (master violinmaker) Approved by professional master violinmaker in Italy-Cremona Making: violin-viola-cello-bass Classic & baroque instruments Copy of original instruments Repair and restoration of fine instruments Workshop for violinmaking (training) نماینده اختصاصی “Cremona books & violins” از ایتالیا نمایندگی فروش و عرضه کلیه محصولات اورجینال از کمپانی آلمان GEWA music (CERTIFICATE OF…
ادامهٔ مطلب »
برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.
کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» با حضور و تدریس آروین صداقت کیش، منتقد و پژوهشگر موسیقی در ۸ جلسه در دی و بهمن ماه در ساختمان فاطمی برگزار می‌شود .خبرنگاران، منتقدان و کلیه علاقمندان به شرکت در این کلاس‌ها می‌توانند برای ثبت نام با شماره تلفن خانه موسیقی: ۶۶۹۱۷۷۱۱ تماس بگیرند. یا به نشانی: خیابان فاطمی غربی، نرسیده به جمالزاده، پلاک ۲۷۰، بروند.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (II)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (II)

ردیف میرزا عبدالله حداقل در ۴۰ سال گذشته و پس از مطرح شدن «جنبش احیا»(۱) به همت نورعلی برومند و دیگر استادان موسیقی ایرانی که در آن سال‌ها هنوز در قید حیات بودند، یکی از مهم‌ترین روایت‌ها از کارگان موسیقی دستگاهی ایران و نیز نزدیک‌ترین بخش موسیقی شهری ما به آنچه امروزه آن را هنر جدی(۲) می‌نامیم بوده، که هنوز در دسترس قرار دارد.
خواننده ایرانی، معرف دو آریای ایرانی

خواننده ایرانی، معرف دو آریای ایرانی

حتما” در خبرهای موسیقی، بارها شایعاتی در مورد اجرای اپرای “مانا و مانی” ساخته حسین دهلوی شنیده اید. این اپرا سالهاست به دلیل ممنوعیت صدای زن، در انتظار اجراست. به تازگی بهرام تاج آبادی از خوانندگان اپرای ایران که برای تحصیل رشته آواز به فرانسه سفر کرده است اجرای آریای این اپرا (که بر خلاف اکثر آریاهای عاشقانه، مربوط به نقش گرگ است!) را در یکی از برنامه های موسیقی فرانسه به اجرا گذاشته است.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

«کاری را که تمام تابستان بدان مشغول بودم اکنون به اتمام رسانده ام و چه کوششی کردم تا مانفرد بدین جا رسید. تمام دل و جانم و وجودم را بر روی آن گذاشته بودم و در طی این مدت چه هیجانی داشتم و این کار چقدر دشوار بود و همنشینی با مانفرد مرا به ناراحتی عصبی دچار کرده است.»
باغسنگانی: دیگر باید کتاب به دست در خانه ها رفت!

باغسنگانی: دیگر باید کتاب به دست در خانه ها رفت!

به نظرم تنها راه در حال حاضر همین روایت است. استاد بزرگوار دکتر زرین کوب به خوبی بر این نکته واقف بوده است. نسل غالب امروز را دیگر نمی توان با متن علمی خشک و بمباران اطلاعات حاصل از متن به این اصول رو به نابودی رهنمون شد. نسل امروز ما نسل توییتر و فیس بوک و گذری و نظری است. پس وقتی می توان با این نسل گفتگو کرد که دقیقا در همان موقعیتی قرار بگیریم که گذر این نسل به آن موقعیت به وفور می افتد. متاسفانه دیگر گذر این نسل، کتابخانه و مسجد و منبر نیست. یعنی سی سال است که این حرفها تمام شده. حالا باید ما هم برای مسلمان کردن خیلی ها قرآن در دست خانه به خانه برویم و مثل راهبان و کشیشان قرآن هدیه بدهیم و ملت را بیاوریم پای منبر و صندلی کتابخانه. نکته اینجاست که بنیاد ها، شکل و رنگ عوض کرده. این نسل، نسل اندروید و تلگرام و صد البته فست فود است و با هیچ کسی هم شوخی ندارد. چه موضوع می خواهد سیاسی باشد چه دینی و فرهنگی. از فروشگاه شما خوشش نیاید عمراً اگر دوباره رویش را ببینی! وقتی رفت، به کل رفته است. با این حال همین نسل، نیازهای عمیقی در ذات خودش دارد که در حال حاضر تنها و تنها با ادبیات داستانی و تکنیک های مختلف این گونه ادبی قابل تحریک است.