گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

منبری: نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد

این سوال شما حوزه گسترده ای را شامل می شود و لازم است من تاریخچه ای از فعالیتهای موسیقی ام را بازگو کنم. من کار موسیقی را با همان آواز شروع کردم. از نوجوانی و حتی از کودکی. محیطی که در آن بزرگ شدم هم محیطی علاقمند به موسیقی فاخر و نجیب و سنگین بود. می توانم بگویم من با صدای بنان و ادیب خوانساری بزرگ شدم و بعدها در دوره نوجوانی با صدای آقای شجریان.

جناب منبری اجازه بدهید کمی هم روی فعالیتهای خود شما متمرکز بشویم. چه شد که شما بیشتر در حوزه آموزش و مدیریت فعالیت نمودید تا اجرا و آلبوم و حوزه های دیگر؟ نقل شده که مرحوم اخوان جایی گفته بودند شاملو شعر بد را هم خوب می خواند. شاید بشود این گفته را با توجه به پتانسیل ها و زمینه هایی که بوده، در مورد صدای شما هم بکار برد. نقاط عطف حیات موسیقایی شما چه ها بوده اند و سرنوشت شما در دنیای موسیقی را چه آشنایی ها، چه اتفاقاتی و چه اندیشه هایی رقم زدند که امروز در این موقعیت هستید؟
این سوال شما حوزه گسترده ای را شامل می شود و لازم است من تاریخچه ای از فعالیتهای موسیقی ام را بازگو کنم. من کار موسیقی را با همان آواز شروع کردم. از نوجوانی و حتی از کودکی. محیطی که در آن بزرگ شدم هم محیطی علاقمند به موسیقی فاخر و نجیب و سنگین بود. می توانم بگویم من با صدای بنان و ادیب خوانساری بزرگ شدم و بعدها در دوره نوجوانی با صدای آقای شجریان.

در حقیقت رگه هایی از موسیقی آوازی و درکل علاقه به موسیقی در خانواده من وجود داشت. ضمن اینکه خانواده مذهبی هم بودند اما افرادی با مطالعه و به قول قدیمی ها منورالفکر هم در خانواده بودند.

در نوجوانی من به تئاتر و نوشتن هم علاقه داشتم حتی چند نمایشنامه هم نوشتم که آن موقع ها در مدرسه پذیرفته شد و اجرا هم شد.

اما من از همه این پل ها گذشتم تا به موسیقی برسم. با اینکه در خانواده مقبول نبود که کسی رسماً به موسیقی مشغول شود هر چند که موسیقی را به عنوان یک پدیده فرهنگی مثبت و جذاب می دیدند اما با اینحال چندان خوش آیند هم نبود که کسی وارد این حوزه بشود.

با این حال در همان سنین کم من از سایر علایقم گذشتم و پلی زدم به موسیقی تا آنجا که در سالهای بعد مدرسه، ‌وارد فعالیتهای موسیقی شدم و یادم هست که تمپو و ملودیکایی بردیم و من تصانیفی از مرضیه و بنان خواندم.

بعدها با دوستان هنرستان موسیقی آشنا شدم و تا حدودی در مسیر موسیقی آکادمیک قرار گرفتم تا اینکه در سال ۵۵ با مکتب موسیقی صبا آشنا شدم که اساتیدی همچون عبادی، تجویدی،‌ بهاری، اسماعیلی و شجریان آنجا تدریس داشتند که در خیابان ظهیرالاسلام در خانه مرحوم صبا که در حال حاضر شده موزه صبا تشکیل می شد و زیر نظر وزارت فرهنگ و هنر آن موقع بود و هر کسی هم نمی توانست به آن دوره ها ورود پیدا کند. من از طریق یکی از دوستان به آقای شجریان معرفی شدم و نواری از صدایم را به ایشان دادم، ایشان هم پذیرفتند.

تا آن موقع آموزش رسمی در مورد آواز دیده بودید؟
آموزش اصلاً. آشنایی کلی بواسطه جستجوهای خودم و روابط با دوستان اهل موسیقی. به ساز سنتور هم علاقه شدیدی داشتم خصوصاً‌ سنتور مرحوم پایور که بعدها استاد خودم شدند. بطوریکه پیش می آمد با دوتا خودکار و در عوالم نوجوانی برای خودم سنتور می زدم.

نکته دیگر شنیدن بود، من موسیقی خیلی گوش می دادم. انواع موسیقی؛ عربی،‌ کلاسیک و ایرانی در ژانرهای مختلف و حتی در آن مقطع هم کار را بسیط تر می دیدم و نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد. هرچند سالهای بعد به مدت چند سال متمادی روی آواز متمرکز شدم.

پس، شروع آموزش رسمی و جدی شما در مکتب موسیقی صبا بود؟
بله و از آنجا بود که موضوع برای من جدی تر شد. از دوستان هم دوره ای من در انجا آقایان محسن کرامتی،‌ علی جهاندار و جلال محمدیان و دیگران بودند و از همانجا بود که دایره فعالیتهای من از آواز فراتر رفت. به سلفژ علاقمند شدم و شروع کردم به یادگیری اش.

سعید یعقوبیان

متولد ۱۳۵۸ تبریز
کارشناس ارشد علوم اقتصادی و برنامه‌ریزی از دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۸۶
نوازنده‌ی تار و سه‌تار، منتقد و پژوهشگر موسیقی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است