لیپت: برای انتخاب استاد آواز تحقیق زیادی کنید!

فلورانس ليپت
فلورانس ليپت
گفتگویی که پیش رو دارید، آخرین مصاحبه با زنده یاد فلورانس لیپت، استاد آواز کلاسیک است. بخشهایی از این گفتگو به صورت رو در رو ثبت شده است و بخشهایی نیز توسط ایشان مکتوب شده بود که پس از درگذشت این هنرمند با همکاری همسر گرامی ایشان، دکتر محمد سعید شریفیان ترجمه شد. قرار بود این مصاحبه مفصل تر و کاملتر انجام شود ولی روزی که قرار بود با ایشان و همسرشان گفتگو انجام بگیرد، به خاطر کسالتی که داشتند، گفتگو به روزهای بعد موکول شد که متاسفانه با فوت ایشان همراه شد.

پیش از خواندن بخش ابتدایی از مصاحبه زنده یاد لیپت، بخشی از یک رسیتال ایشان را گوش می دهیم که مربوط به اجرای audio file لیدهای شوبرت است. یادش گرامی باد…

تحصیل شما در انگلستان در رشته تدریس بوده است یا تنها آواز؟
در انگلیس دو نوع دیپلم وجود دارد که البته معادل دیپلم ایران نیست و دوره ای که می گذرانیم مطابق با زمان دوره فوق لیسانس در ایران است؛ این دو نوع دیپلم یکی در تدریس و دیگری در اجرا است. من لیسانسم در موسیقی و فوق لیسانسم در رشته آواز بوده است و برای من بسیار بسیار اهمیت داشت که دیپلم های تدریس آواز را هم دریافت کنم و این کار را هم کردم. لیسانس من در کلچستر بود و فوق لیسانس من گیلدهال لندن بود و دیپلم تدریسم را در رویال کالج لندن دریافت کردم.

آیا تنها به اعتبار داشتن مدرک از یک دانشگاه معتبر در زمینه تدریس آواز می شود کار تدریس را شروع کرد؟
صرفا داشتن مدرک در یک رشته مثل تدریس حتما شما را به یک معلم خوب تبدیل نخواهد کرد! بسیاری از استادانی که در انگلیس یا کشورهای دیگر ساز تدریس می کنند، مدارک مربوط به تدریس را ندارند ولی معلمان بسیار خوبی هستند و همینطور الزاما یک خواننده خیلی خوب، نمیتواند یک معلم خوب هم باشد و یا یک معلم خوب هم ممکن است اجرا کننده خوبی نباشد.

متاسفانه بعضی رشته آواز خوانده اند ولی معلمان خوبی نیستند! بسیاری از این استادان در حدی نیستند که در بخشهای ابتدایی و زیر بنایی آواز، بتوانند به هنرجو کمک کنند و با احترام با صدای آنها برخورد کنند! در این صورت مشکلات بسیار زیادی را برای هنرجو بوجود می آورند و در طولانی مدت می توانند، آسیب جدی به صدای هنرجو وارد کنند. مشکلاتی که گاهی غیر قابل جبران است.

آواز یک ساز خاص است که باید با شکل ظریفی با آن برخورد کرد. زمانی که صدا از بین برود، جایگزینی برای آن وجود ندارد و طبیعتا مانند سازهای دیگر قابل تعویض نیست. در سازهایی دیگر، شما اگر سالها هم بد ساز زده باشید، بعد از رفتن نزد استاد ماهر، ممکن است، اشتباهاتتان را جبران کنید و به ساز شما آسیب جدی وارد نشده، ولی در آواز هر اشتباه می تواند تاثیرات منفی غیر قابل جبرانی داشته باشد.

در آواز، زمانی که شما در اشتباهاتتان از مرزی می گذرید، حتی با عمل های جراحی هم نمی توانید به صدای سابقتان برگردید.

مهمترین توصیه ای که من به هنرجویان آواز می کنم این است که برای انتخاب استاد آوازشان، تحقیق زیادی انجام دهند؛ ببینند استادی که انتخاب کرده اند چقدر تجربه دارد؟ با شاگردان قدیمی اش ارتباط برقرار کنند تا ببینند به صدایشان آسیب وارد شده یا خیر؟ به صدای هنرجویانش گوش دهند و در مورد روش تدریس آن استاد تحقیق کنند. زمانی که با استادی کار می کنید و از تدریس او ارضا نمی شوید، استادتان را عوض کنید.

یکی از نکاتی که در دوره دیپلم تدریس آواز در انگلستان رویش تاکید می شود، تجربه تدریس است و هنرجویان رشته تدریس آواز باید با هنرجویان آماتور آواز کار کنند و دوره هایی را اینگونه می گذرانند. آنها باید حتی با گروهی که همکلاسی هایشان هستند کار کنند زیر نظر استادشان، همکلاسی ها را مورد آزمایشهای گوناگوی قرار دهند.

یک معلم آواز یک مسئولیت اخلاقی دارد نسبت به شاگردانش، باید با ظرافت و دقت با صدای آنها برخورد کند و برای آن صدا احترام قائل باشد. آنها دارند با اطمینان به استادشان، صدایشان را در اختیار او قرار می دهند؛ پس استاد از این موقعیت نباید سوء استفاده کند و باید به هنرجو کمک کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (IV)

پیوند زدن مفهوم سرعت اجرا و منحصر به فرد بودن نغمه‌ی اجرایی با مقام و کارکرد نغمه‌ها در آن یکی دیگر از مختصات نظریه‌ی وی است. او معتقد است مقام‌ها هر چه که در محور اصلی بالاتر می‌روند سرعت اجرایشان بیشتر می‌شود (۱۳) (هر چه به نغمه‌های زیرتر در اجرای یک دستگاه نزدیک می‌شویم) (۱۴). همچنین از نظر لطفی هر نغمه از نظر نواک در ساختار دستگاه منحصر به فرد است (به عنوان مثال نمی‌توان به ساختمان دستگاه وفادار ماند و یک درآمد را منطقه‌ی زیرتری از اوج همان دستگاه اجرا کرد).
پیکر طلیعه کامران به خانه ابدی رسید

پیکر طلیعه کامران به خانه ابدی رسید

تشییع پیکر زنده یاد طلیعه کامران، بانوی نوازنده، شاعر و نقاشِ پیشکسوتِ کشورمان، صبح چهارشنبه ۲۴ اسفند ماه، با حضور تعداد کم شماری از هنرمندان در محوطه موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. در این مراسم چهره های هنری ای چون میلاد کیایی، عباس مشهدی زاده، حمیدرضا عاطفی، مهدی حسینی، علیرضا میرعلینقی، کوروش متین، کیومرث پیرَگلو، امیرآهنگ هاشمی، شهاب مِنا، محمدرضا شرایلی و نوید گوهری حضور داشتند.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (III)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (III)

این موضوع تا زمانی که نغمه‌نگاری نواخته‌های یک ساز کششی در میان باشد ایجاد اشکال نمی‌کند اما به مجرد آنکه با سازهای مضرابی ایرانی سروکار پیدا می‌کنیم دشواری‌هایی برای ثبت کشش‌های بلند بروز می‌کند؛ در نواختن این سازها کشش‌های بلند از توالی ضربات سریع و پیاپی پدید می‌آید و این یعنی این که علاوه بر نامعلوم بودن کشش تعداد ضربات تشکیل دهنده‌ی یک «ریز» هم می‌تواند گوناگون باشد. کمیتی که آن را فشردگی یا پُری یک ریز می‌نامیم.
نی و قابلیت های آن (I)

نی و قابلیت های آن (I)

در ادامۀ مباحث مقدماتی در مورد ساز های ایرانی تلاش می کنیم به تدریج، به بررسی سازهای ایرانی و قابلیت های آنها و نقاط قوت و ضعف آنها در تکنوازی و کارهای گروهی بپردازیم و در ادامه این مباحث به برخی طرح ها و ابتکاراتی که در راستای تکامل تدریجی این سازها و برطرف کردن نقاط ضعف اجرایی و ساختاری آنها صورت گرفته، می پردازیم.
نی و قابلیت های آن (IV)

نی و قابلیت های آن (IV)

کرنای شمال: آن را «درازنای» هم می نامند. لوله فاقد سوراخ است و به همین دلیل تولید اصوات مختلف فقط با تغییر فشار هوای نفس نوازنده میسر می گردد؛ در نتیجه تعداد اصوات آن بسیار محدود است. جنس آن از نی است و طول آن زیاد و گاه تا ۳ متر می رسد. بر انتهای تحتانی ساز کدوی پرورش دادۀ خمیده ای متصل می کنند. دهانی آن در واقع استوانه کوچکی است که روی لوله محکم شده و یک سوی آن تراش خورده و از همین سو هوا وارد لوله می شود.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIX)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIX)

قسمت دوم اثر، یک میان پرده ی مختصر چوپانی است که احتمالا الهام گرفته از “برینکولز”، خانه ی الگار در شهر ساسکس می باشد؛ جایی که او از ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ در آن به سر برده و سرمنشا بسیاری از الهامات وی می باشد. پس از یک مقدمه ی کوتاه، ویلنسل وارد یک ملودی پر جنب و جوش میشود. ملودی ای که نوای آزادی پرند گان در هنگام پرواز را فریاد میزند. این اپیزود، یادمان روزهای خوش گذشته است و سرخوشی آن، سایر قسمت های تیره و تار کنسرتو را به تعادل نزدیک می نماید.
صمدپور: شش نرم افزار آموزشى منتشر کرده ام

صمدپور: شش نرم افزار آموزشى منتشر کرده ام

مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.
نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

در کتاب داستان هنر موسیقی آمده است که ریمسکی کورساکوف به استراوینسکی نصیحت کرده بود که هرگز به موسیقی دبوسی گوش نده. او همواره هشدار میداده است که باید از این موسیقی پرهیز کرد (احتمالا” بخاطر نوآوری های او در موسیقی و سبک کاریش یعنی امپرسیونیسم ).
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

اتخاذ شیوه‌هائی از این دست سخت‌ مؤثر افتاد و رودکی بزودی به عنوان نشریه‌ای فرهنگی-که توجهی ویژه به مسائل و رویدادهای موسیقی دارد-از اعتباری برخوردار شد که بسیاری از نشریه‌های‌ مشابه در طی سال‌ها بدان دست نیافته بودند.
تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

آنچه او را قادر می‌سازد که چنین تحلیل‌هایی به‌دست دهد بیش از همه درک او و فراستش برای تشخیص رابطه‌ی قدرت و تنازع‌های درونی جامعه‌ی موسیقی و چگونگی پیوند خوردنشان با منابع قدرت-منزلت سیاسی، اقتصادی و/یا اجتماعی است. یکی از بهترین نمونه‌های این گونه تحلیل را به هنگام بحث درباره‌ی رقابت‌های «زوج وزیری-خالقی» با «زوج مین باشیان-آژنگ» برسر مباحث مدیریتی در رادیو و … (ص ۱۶۳) می‌توان دید، جایی که نویسنده با تیزبینی از افتادن به دام ساده‌انگارانه‌ی «شرق-غرب» می‌گریزد (۳) و به خوبی نشان می‌دهد که اولا چگونه به‌رغم تفاوت‌های ظاهری در بعضی جاها اینها نزدیک‌تر از آنند که خود می‌پنداشتند و ثانیا چطور رقابت ممکن است علاوه بر رویه‌ی نظری دلایلی ملموس‌تر نیز داشته باشد.