لیپت: استاد باید یگانگی صدای هنرجو را حفظ کند

فلورانس ليپت
فلورانس ليپت
آیا تمرین برای تغییرات در وسعت، رنگ و حجم صدا می تواند خطرناک باشد؟
هیچ وقت نباید صدا را به سمتی که واقعا توانایی ندارد هدایت کرد، بخصوص در ابتدای کار هنرجو. هیچ وقت نباید سعی کرد صدای هنرجو کپی از صدای استاد شود، هر صدا جنس خود را دارد. هر فردی یگانه است و صدایش تمبر و شخصیت خاصی دارد که می بایست استاد، روی این کاراکتر منحصر به فرد کار کند و آنرا بصورتی یگانه حفظ کند.

در ایران به هر خواننده آواز کلاسیک، خواننده اپرا می گویند و تصوری وجود دارد مبنی بر اینکه، خواننده کلاسیکی که اپرا نمی خواند، حرفه ای نیست. شما چه پاسخی برای این دست افراد دارید؟
این بی بنیاد ترین ادعایی است که تا به حال در زمینه آواز شنیده ام! شما فقط در یک صورت خواننده نیستید، آنهم زمانی که نتوانید بخوانید!

اپرا یک قطره است از دریای آواز… صرفا به این دلیل که ژانر صدای کسی برای اپرا خواندن مناسب است، به او این اجازه را نمی دهد که خود را تکنیکی تر یا مجرب تر از یک استاد آواز در رشته ای غیر از اپرا بداند.

متاسفانه به دلیل کمبود دانش و آموزشهای غلط هر خواننده کلاسیکی به عنوان خواننده اپرا در میان عوام شهرت دارد.

اپرا یک استیل است از میان استایلها و فرم های مختلف آواز مثل: مس، اورتوریو، رکویوم، سانگ سایکل، پاسیون، کانتات، ترانه ها و لیدهای فرانسوی – انگلیسی و آلمانی- موتت، مادریگال و …

من هم به عنوان خواننده در اپرا حضور داشتم و هم به عنوان یک رسیتالیست اما من دنیای آوازی ام را اینگونه انتخاب کردم که روی رسیتال فکوس کنم، بنابراین من خودم را تنها یک خواننده اپرا نمی دانم و تخصصم رسیتال آوازی است.

حالا می شود گفت چون اپرا نمی خوانم یا کمتر می خوانم من یک خواننده حرفه ای نیستم؟! در حالی که برعکس، یک خواننده رسیتالیست، به حدی در اجرایش دشواری دارد که به هیچ وجه یک خواننده اپرا ندارد.

تکنیک بین اجرای رسیتالی و اپرایی در آواز تقریبا یکسان است اما اولا در اپرا شما از اول اجرا تا آخر اجرا یک شخصیت دارید، دوما اینکه کمک های بسیاری دارید مثل: لباسها، دکور، حرکت، آرایشهای مختلف، صحنه و همینطور همکاری دیگر خوانندگان؛ در حالی که در خوانندگی ریسایتل یا رسیتالی خودتان هستید و یک آکومپونیست!

در یک رسیتال شما انواع مکاتب مختلف آوازی را باید بخوانید که امکان دارد در زبانهای مختلفی هم تکست داشته باشید. شخصیت سازی ها و فضای این قطعات، از قطعه ای به قطعه دیگر در حال تغییر است و هیچ کمک اضافه ای مانند نور و دکور و … ندارید.

یک رسیتالیست باید تمام این حالات مختلف را بدون هیچ کمکی اجرا کند و نقشهای گوناگون را به همین روش برای مخاطب تداعی کند. رنگ آمیزی در صدا و تغییرات چهره باید در تمام بخشهای اجرا به دقت به انجام برسد.

حتی در موسیقی رسیتالی قطعاتی هستند که از خواننده چند نقش را در یک قطعه می خواهند! مثلا ارکینیگ یا شبح ساخته شوبرت است که در آن چهار شخصیت مختلف است که باید کاملا شخصیت سازی شوند، یکی پدر است که فرزندش را در آغوش دارد، یکی شخصیت پسر است، یکی راوی است و یکی شبح؛ شما چهار شخصیت را باید بخوانید و حتی این نقشها با هم دیالوگ هم دارند! عملا این اثر در ابعاد کوچک یک اپراست ولی توسط یک خواننده کل نقشها اجرا می شود.

شما در اجرای اپرایی وقتی کر، ارکستر، دکور، نور و هارمونی های گوناگون و ارکستراسیون و شناور بودن سولیست ها را بر روی آکومپانیمان ارکستر را که می بینید و می شنوید به نوعی مشعوف می شوید ولی در اجرای رسیتال تمام بار بر دوش یک خواننده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXII)

در چنین شرایط داخلی و بین المللی در موسیقی ایرانی هم جهت گیری جدیدی با برنامه «به پیش به سوی گذشته» شکل گرفت. در سال ۱۳۴۳ در وزارت فرهنگ و هنر وقت «گروه پایور» به سرپرستی فرامرز پایور نوازنده سنتور و آهنگساز، اولین ارکستری است که فقط از سازهای ایرانی تشکیل می شود و آثار آهنگسازان گذشته را (مانند درویش خان، عارف، شیدا، نی داود) در برنامه کارش قرار می دهد. تکنوازان این ارکستر: هوشنگ ظریف تار، رحمت الله بدیعی کمانچه (او اول نوازنده ویلن و از بهترین شاگردان صبا بود) و حسن ناهید نی بودند.

انتقاد از تصویب قانون واریز بخشی از درآمد کنسرت‌ها به خزانه

انجمن صنفی هنرمندان موسیقی در پی تصویب قانون تکلیف مجلس به وزارت ارشاد برای واریز بخشی از درآمد کنسرت‌ها به خزانه طی روزهای گذشته بیانیه‌ای را منتشر کرد. در متن بیانیه انجمن صنفی هنرمندان موسیقی که روز سه شنبه ۲۸ اسفندماه به رسانه‌ها ارسال شده، آمده است:

از روزهای گذشته…

رامین بحیرایی و سجاد محرابی «مثنوی نوا» را اجرا می کنند

رامین بحیرایی و سجاد محرابی «مثنوی نوا» را اجرا می کنند

بیست و هشتمین دوره نشست تخصصی آواز ایرانی در فرهنگسرای ارسباران اجرا می شود. در این نشست تخصصی و آموزشی که سومین سال فعالیت خود را طی می‌کند، بحث‌ها و سخنرانی‌‌های تخصصی درباره آواز ارائه می شود. دیگر وظیفۀ مهم برگزارکنندگان «آیین آواز» معرفی آوازخوانان برجستۀ جوان و میانسال به جامعه هنری است. در بیست و هشتمین دوره نشست تخصصی آواز ایرانی به شناخت و بررسی جایگاه آوازی استاد اقبال آذر خواننده پر آوازه موسیقی دستگاهی پرداخته خواهد شد.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.
یادداشتی به بهانه‌ کنسرت گروه موسیقی دستگاهی نقش

یادداشتی به بهانه‌ کنسرت گروه موسیقی دستگاهی نقش

گروه نقش به سرپرستی امیر شریفی نوازنده‌ی تار و سه تار و خوانندگی مهدی امامی و به همراهی ۴ تن از نوازندگان که از دانشجویان ممتاز مقطع کارشناسی هنرستان عالی موسیقی تهران هستند، در آبان ماه سال ۸۹ کار خود را آغاز نمود. حاصل کار این گروه ضبط دو آلبوم در دستگاه ماهور و آواز افشاری است که تا پایان امسال به بازار خواهد آمد. این گروه از تابستان امسال اقدام به برگزاری کنسرت‌هایی در تهران و شهرستان‌ها نمود. آخرین آنها جمعه ۲۷ آبان در خانه‌ی هنرمندان ایران، با حمایت و سخنرانی دکتر حمیدرضا اردلان و استاد داریوش پیرنیاکان برگزار شد. یادداشتی که در ذیل این خبر خواهد می آید، شرح مختصری است بر نحوه‌ی نگرش و عملکرد و محورهای اصلی کار گروه نقش.
رهبری: آثاری را اجرای میکنم که در سطح بین المللی باشد

رهبری: آثاری را اجرای میکنم که در سطح بین المللی باشد

ببینید اگر در اختیار من قطعاتی گذاشته میشد که این قطعات نه فقط به این دلیل که آهنگسازشان هم وطن من بود بلکه به خاطر ارزش هنری بین المللی شان میشد به راحتی آنها را مطرح کرد من با کمال میل این کار را میکردم. شما میدانید که من آثار چندین آهنگساز ایرانی را در قابل صفحه گرامافون و بعدا سی دی ضبط و منتشر کرده ام؛ این تنها صفحه ضبط شده توسط رهبر ارکستر و آهنگساز ایرانی ای است که در مارکتهای بین المللی قابل خریداری است.
Green, Green Grass of Home

Green, Green Grass of Home

من همیشه یکی از طرفداران اصلی جـری لـی لـوئـیس (Jerry Lee Lewis) بوده ام. هنگامی که در سال ۱۹۶۵ در نیویورک به یک مغازه نوارفروشی به نام کلونی رکورد (Colony Record) رفتم، آخرین آلبوم جری لی لوییس راخریدم. این اولین آلبوم کانتری او بود که Country Songs For City Folk نام داشت
روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

با اینکه از جانب موزیسین‌های هموطن خودم که با پیشگوئی‌هایشان مرا دلسرد می‌کردند و می‌گفتند کلینگر شاگرد خصوصی نمی‌پذیرد و من هم بسیار ناامید و دلسرده شده بودم، چهارشنبه بعد از آن جوابی از کلینگر گرفتم: «نزد من بیایید!»؛ باید بگویم که من سالها همین رفتار را با کوجی تویودا (Koji Toyoda) که نوزده ساله بود کرده بودم. چون با انگیزه و خواست خود و حرکت خود آرزومند این بود که شاگرد من بشود و من او را پذیرفتم. من باید در کوچه و خیابانهای غریب برلین می‌گشتم تا خانه کلینگر را پیدا کنم… او از من خواست برایش کنسرتو رود (Rode) را اجرا کنم، در حالی که من بخش‌هایی را اشتباه می زدم و پاساژها را تکرار می‌کردم با ناامیدی می‌اندیشیدم که این فرصت از دست رفت و همه چیز تباه شد اما در کمال ناباوری شنیدم که او گفت: چه موقع می‌توانید دوباره بیائید؟
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (II)

پیش از آن‌که اصطلاح اتنوموزیکولوژی توسط یاپ کونست (۱۰) طرح شود، شیوۀ کار موسیقی‌شناسانِ تطبیقی حدود پنجاه سال بود که تغییر کرده و از «تطبیقی» چیزی بیش‌تر از یک نام نمانده بود. از اوایل ۱۹۰۰ رویکردِ نگاه مقایسه‌ای و صدور تئوری‌های عمومی در مورد موسیقی ملل تا حدود زیادی کم‌رنگ شد. این امر موجب شد مطالعات روی یک حوزۀ فرهنگی خاص، به ویژه فرهنگ‌های پیش‌رفتۀ آسیایی که بررسی موسیقی آن‌ها نیازمند کار تمام عمر یک محقق بود، متمرکز و عمیق‌تر گردد و نیز این واقعیت مهم را نمایان کرد ‌که اگرچه بسیاری از عوامل متشکله موسیقیِ ملل قابلیت بررسی تطبیقی را دارد، شمار زیادی از اتفاقات موسیقایی نیز در هر فرهنگ وجود دارد که امکان مقایسۀ آن‌ها نیست.
کوارتت سبو در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می رود

کوارتت سبو در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می رود

کوارتت سبو (Saboo Quartet) متشکل از سهیل شایسته نوازنده ویولون، ادیب قربانی نوازنده پیانو، جو برگر میره (Jo Berger Myhre) نوازنده کنترباس و آندریاس نادسراد (Andreas LønmoKnudsrød) نوازنده درام، یکم اردیبهشت ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می رود. این کوارتت قرار است اجرایی بر اساس قطعاتی پیش ساخته و نیز بداهه نوازی جز را به روی صحنه ببرد. سبک قطعات این برنامه جز، الکترونیک جز، مینیمال جز است و مدهای موسیقی ایرانی در آن بسیار شنیده خواهد شد، به علاوه سولوهای کنترباس که بعضا از ملودی های ایرانی گرفته شده است.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

خانم رنه فلمینگ یکی از موفقترین ستارگانی است که در عرصه بین المللی در سالهای اخیر درخشیده است. او سه اثر خود را در شرایط بسیار مشکلی از لحاظ اجرا و تکنیک ضبط کرده، اجرای زنده وی بسیار موفقیت آمیز بوده و در ایفای نقشی بسیار دشوار نشان داده که توانایی های زیادی دارد. رنه فلمینگ استاد سبک موتسارت است، در نسخه جدید کوزی فان توته (Cosi fan Tutte) با رهبر درگذشته بزرگ، سر جرج سولتی (Sir Georg Solti) هیچ وحشتی از سبک پر خطر این اپرای قرن نوزدهمی نداشت و توانست، اثری رضایت بخش به اجرا در آورد. ضبط های جدید اپراهای موتزارت شامل آثاری است از هنرمندان متعدد و ناشناس. خانم فلمینگ یک استثنا در عرصه موسیقی می باشد، خود او می گوید دوست دارد زمانی اثرش را ضبط کند که صدایش توانایی بالا خواندن را داشته باشد.
گفتگو با آن سوفی موتر (IV)

گفتگو با آن سوفی موتر (IV)

در حقیقت من از آن دسته موزیسین ها هستم که باید با موسیقی که می نوازم ارتباط احساسی بگیرم. به عبارت دیگر اگر نواختن یک قطعه تنها یک فعالیت ذهنی باشد، من نیازی به اجرای آن بر روی صحنه نمی بینم. چون در این صورت ممکن است نتوانم آن را به اندازه کافی خوب، متقاعد کننده و پر شور بنوازم، در نتیجه مخاطب هم نمی تواند آن را درک کند، از آن لذت برده و الهام بگیرد.