منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

چه متدی؟ با چه استادی؟
با یکی از دوستانم آقای افشار که شاگرد ارشد آقای جعفری استاد هنرستان موسیقی بودند در آن سالها که نوازنده حرفه ای کلارینت هم بودند. ابتدا با متد رودولف و بعدها پوزولی را کار کردم. سلفژ ریتم هم شروع کردم و به موازاتش کلاس تنبک رفتم. سال بعدش توسط خود آقای شجریان به استاد پایور معرفی شدم که ایشان علاقه من را دیدند و با روی باز و مشفقانه بنده را پذیرفتند؛ بطوریکه من سازی هم نداشتم، یکی از سازهای خودشان را به من دادند و گفتند تا زمانیکه سازی تهیه کنی با این ساز تمرین کن. بعدها من با پس اندازم و با کمک و حمایت مادر بالاخره به قیمت ۲۵۰۰ تومان، یک ساز دم دستی و بازاری خریدم.

پدر در جریان فعالیتهام نبودند. سنتور خوب هم آن موقع ها سنتورهای آقای ناظمی و عارفی و اینها بود که حدود ۲۵۰۰۰ تومان بود، آن روزها. با اقای زمانی نامی هم کلاس تنبک می رفتم، در کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان. این شد که یکباره دیدم شدم عملاً دانشجوی موسیقی.

از طرفی دستی به تنبک و سنتور داشتم، از طرفی سلفژ کار می کردم، آواز هم که بود و تازه علاقه شدیدی در خودم احساس می کردم به خلق ملودی و نوشتن موسیقی.

دیپلم دبیرستانم را که گرفته بودم و در حال و هوای دانشکده هنرهای زیبا بودم که انقلاب شد و موضوع تعطیلی دانشگاهها پیش آمد. بعد که انقلاب فرهنگی شد به کلاسهای خصوصی اساتید می رفتم. بعد از انقلاب فرهنگی از طریق جهاد دانشگاهی ورود به دانشگاه کردم.

کلاسهای خصوصی هم کماکان برقرار بود. بعد از مدتی آقای پایور بواسطه پیشرفت خوبی که داشتم به من اجازه تدریس دادند و معرفی ام کردند به کانون چنگ. این کانون با مسئولیت آقای گرگین زاده در خیابان دمشق آن سالها دایر بود.

آقای شریف لطفی که از اساتید کانون بودند از استاد پایور خواسته بودند برای سنتور شخصی را معرفی کنند که ایشان لطف داشتند و بنده را معرفی کردند. آقای پایور همیشه به من می گفتند که حوزه کارم را خیلی وسیع کرده ام. از طرفی تحصیل می کنم، سنتور و تنبک و آواز و سلفژ هم هست و تازه من لابلای همه اینها کیبورد و آکاردئون هم خودم می زدم! جوشش و انرژی عجیبی در من بود.

با تشویق ها و حمایتهای دوستان و خانواده و همچنین خود اساتید، کار من خیلی جدی تر شد. تصور کنید شروع کارتان با اساتید جدی موسیقی باشد. کسانی مثل پایور و شجریان و دیگران. طبیعتاً کار برایتان متفاوت خواهد بود حتی با اینکه می خواستم موسیقی را به حاشیه ببرم اما نمی شد و دائم به سمت موسیقی بیشتر و بیشتر کشیده می شدم.

فعالیت دیگری غیر از موسیقی هم مگر داشتید؟
مدتی دوره نقشه کشی و کارهای طراحی ساختمان هم کرده بودم و فعالیتهایی از این دست. حتی ورزش را هم با علاقه پی می گرفتم و در سالن ورزشی دانشگاه تهران کونگ فو کار می کردم. آقای پایور زمانیکه مطلع شدند، منعم کردند از ورزش. گفتند یا ساز بزن یا ورزش کن؛ آنهم این ورزش سخت و خشن (خنده) من هم با اینکه علاقه داشتم ولی ورزش را دیگر کنار گذاشتم.

به هر حال تمام این پروسه ی طولانی با جزئیات بسیاری هم همراه بود که در این فرصت نمی گنجد همه آنها را شرح بدهم. در همان سالها من چند جلسه ای از نظرات مرحوم کریمی و مرحوم عبادی استفاده کردم. همچنین در زمینه ریتم و تنبک از جناب اسماعیلی.

در زمینه آهنگسازی و خلق موسیقی فقط می توانم بگویم در حال انفجار بودم که جرقه اش آشنایی با آقای دهلوی بود که استاد اول بنده در این زمینه بودند و استاد بعدی بنده آقای علیرضا مشایخی بودند که کمپوزیسیون و آهنگسازی به معنای جدی آن برای من شروع شد. با شروع این دوره ها تا حدودی به سمت موسیقی کلاسیک سوق داده شدم و پیانو زدم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

معرفی یک اپلیکیشن میکروتونال تحت سیستم عامل اندروید (I)

زمانی که صحبت از موسیقی میکروتونال به میان می آید ممکن است علاقه مند شویم تا دراین فضای صوتی جدید و گامهای مختلف آن تجربه شنیداری داشته و خودمان ملودی بسازیم. در این نوشتار قصد داریم به سراغ اپلیکیشن ۱۶۳ کیلوبایتی “Microtonal eXplorer” رفته و با امکانات آن آشنا شویم. با این اپلیکیشن می توان وارد دنیای موسیقی میکروتونال شد و از آن لذت برد.

آگاهی بی پایان (I)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید، بیان دیدگاه و اندیشه ای است که در قالب تجربه فردی با قید نسبی بودن به اهمیت کشف آگاهی– شناخت و درک ماهیت وجودی انسان در ارتباط با هستی بیکران به عنوان یک بنیاد و شالوده اساسی برای خلق اثر هنری فاخر پرداخته شده است.

از روزهای گذشته…

چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

مونچ فرزند پنجم یک خانواده ی شش نفره از استراسبورگ فرانسه بود. اگرچه اولین آرزوی او این بود که مهندس لوکوموتیو شود، اما او ویولن را در هنرستان استراسبورگ آغاز کرد. پدر او، ارنست، استاد ارگ درهنرستان بود و در کلیسای جامع می نواخت. ارنست همچنین به چارلز تدریس می کرد و ارکستری را رهبری می کرد با پسرش که ویلن دوم آن بود.
درباره “پرنده های شهر من” (I)

درباره “پرنده های شهر من” (I)

حمیدرضا* ١٢ سال داشت که به کلاس تئوری من آمد. پسری کم حرف و خجالتی ولی با شوری درونی که هرگاه زبان می گشاد، این شوریدگی بر ملا می شد. در گیر و دار ورود به هنرستان موسیقی بود و ساز ویلن کلاسیک می زد. با ورود به هنرستان موسیقی سوره، کمانچه را انتخاب کرد و گرایشات موسیقی اش به موسیقی ایرانی بیشتر و بیشتر شد.
اصول نوازندگی ویولن (XIII)

اصول نوازندگی ویولن (XIII)

در راهکار پیشنهادی نگارنده، متناظر با هر یک از چهار سیم ویولن یک زاویه متفاوت میان امتداد بازوی راست و بدن نوازنده ایجاد می گردد که میزان این زاویه به گونه ای است که در سیم اول (می) هر چند بازو کمترین میزان زاویه را با بدن داراست، به بدن تکیه نکرده و در سیم چهارم(سل) شانه و بازو در یک امتداد قرار می گیرند.
درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

در ساعت چهار بعدازظهر اول خرداد، قرار بود تا رسیتال پیانویی توسط حمزه یگانه و پدرام نحوی زاده، دو پیانیست جوان، در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار شود ولی در زمان اجرا، جمعیت حاضر در سالن شاهد حضور و اجرای یک پیانیست دیگر بودند!
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (V)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (V)

مولفان همین روند را نیز برای آشنا کردن خواننده با نشانه‌های گرافیکی مخصوص شنکر به کار گرفته‌اند. به این صورت که خواننده ابتدا با آنها مواجه می‌شود بدون آن که توضیحی در موردشان دریافت کند و کم کم از طریق کاربردشان در مثال‌ها (که به روشی کاملا گویا تنظیم شده) با معنی و طرز استفاده‌ی هر یک آشنا شده تا به جایی می‌رسد که کتاب در مورد هر یک توضیح می‌دهد. در این هنگام خواننده احتمالا احساس خواهد کرد که از پیش با آنها آشنا بوده است (۱۱).
رحمتی: بررسی زندگی و عملکرد وزیری را مهم می دانم

رحمتی: بررسی زندگی و عملکرد وزیری را مهم می دانم

سال گذشته به دعوت مدیر بخش پژوهش های موزه ی موسیقی ایران و با هدف بازنویسی سخنرانی ها و کنفرانس های ماهانه ی تخصصی اتنوموزیکولوژی -که در سالن همایش های موزه ی موسیقی برگزار می شد-، وارد همکاری شدم. کنفرانس های متعدد و متنوعی را که گاه توسط اتنوموزیکولوگ های ایرانی و گاه غیر ایرانی و با موضوعات و روش های جدید و به روز دنیا ارائه می شد، با چشم انداز انتشار کتابی سالانه با عنوان “کتاب سال موزه ی موسیقی” بازنویسی کردیم، که زمستان سال گذشته مراحل مختلف آن به پایان رسید و در انتظار انتشار است.
شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

چنان که اشاره شد، امروزه اغلب کسانی که با متن ردیف سر و کار دارند دست کم به نوعی دسته‌بندی و نقش خاص اجزای درون‌گوشه‌ای باور دارند؛ خواه مانند مسعودیه در تحلیلی ریزمقیاس تعدادی از نقش‌مایهها را با نقش‌های آغازگر و کادانسی تشخیص داده و دسته‌بندی کنند خواه مثل نمونه‌های با اهداف تحلیلی کم‌تر پیچیده، کنش‌های فرود و گسترش و خاتمه را به شکلی بسیار کلی به وصف درآورند.
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (I)

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (I)

…این روزها، بیشترین عناوینی که با آن برخورد می کنیم، عناوینی است نظیر جهانی کردن موسیقی، نوآوری و ابداع، پیوند شرق و غرب، ارکستری با سازهای ابداعی، موسیقی تلفیقی و… که عمو مأ به صورت فردی در یک شب به فکر، عمل و ارائه میرسند. پیشرفت در هنر یک شبه و جهشی اتفاق نمی افتد. آنهم در سرزمینی که موسیقی آن بسیار رمزآلود و تا حدود بسیار زیادی ناشناخته است.
هارمونی زوج (II)

هارمونی زوج (II)

همان طور که در آکوردها، هرچقدر بتوانیم نتهای تونال را مضاعف می کنیم، در آکوردهای مدال (زوج) نیز نوتهای مدال که همان ۱ و ۴ هستند می بایست مضاعف گردند (دوبله شوند). این منطق طبیعت اصوات است. با شرایط فوق اگر برای شور کنترمدی بدست بیاوریم چنین اصولی را باید رعایت کنیم:
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

زمانی که مرتضی نی داوود درآمد نوا را با محوریت درجه ی چهارم شور سُل اجرا می کند، قبل و بعد از آن نت (نت شاهد)، هر چه هست به سوی آن درجه کشیده می شود و جذب آن می گردد. تمامی تأکید ها و قدرت را همان نت محوری نشان می دهد و تداوم را یادآوری می کند، می ایستد و دوباره قرن را به صورت کشیده اجرا و یادآوری می کند، پدال می سازد، به واخون می زند، چرا که می خواهد بگوید پایانی وجود نخواهد داشت و بگوید که چهارچوب و قلمرو موسیقی دستگاهی این شرایط را به گونه ای برای او فراهم ساخته است که تکرار، آن را زیبا تر ساخته و این زیبایی زمانی دو چندان می شود، که آواز او را همراهی می کند.