موسیقی و نلسون ماندلا (II)

نلسون ماندلا (1918-2013)
نلسون ماندلا (1918-2013)
به دنبال این کنسرت ترانه های گوناگونی برای گرامی داشت و تجلیل مبارزه نلسون ماندلا که همچنان در جزیره روبن در زندان به سر می برد، ساخته شد. از جمله این آثار عبارتند از: اسیمبونانگا («او را ندیدیم»، Asimbonanga) که توسط گروه آفریقای جنوب به نام ساووکا (Savuka) که جونی کلِگ (Johnny Clegg) رهبری آن را بر عهده دارد، ساخته شد.

این ترانه که در آلبوم Third World Child گنجانده شده بود در سال ۱۹۸۷ عرضه شد و موفقیت بسیار خوبی کسب کرد و بیش از دو میلیون نسخه از آن فروخته شد. از این ترانه به عنوان موسیقی فیلم مرد بارانی (Rain Man) به کارگردانی بری لوینسن (Barry Levinson) استفاده شد. این فیلم آمریکایی محصول سال ۱۹۸۸ است و تام کروز و داستین هافمن در آن ایفای نقش کرده اند.

متن کلام این ترانه از نظر سیاسی متعهد است و با صراحت از نلسون ماندلا و همچنین استیو بایکو (Steve Biko) از مبارزان مشهور ضد آپارتاید دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی آفریقای جنوبی، سخن می گوید. از ویژگی های این ترانه این است که عنوان آن به زبان زولو (zoulou) است و ترجیع بند آن نیز در این زبان خوانده می شود و بند های آن به زبان انگلیسی است.

این نوع استفاده از زبان به ویژه در جو آپارتاید آن زمان بسیار آشوبگر و تحریک کننده بود. مخصوصا آن که این ترانه توسط گروهی چند نژادی، ساخته شده بود و هم سیاه پوست و هم سفید پوست عضو آن بودند.

ترانه Bring Him Back Home از هیوگ مسکلا (Hugh Masekela) نوازنده ترومپت، فلوگل هورن، کورنت جزِ آفریقای جنوبی، که در سال ۱۹۸۷ ساخته شده بود. این ترانه به سرود جنبش آزادی نلسون ماندلا تبدیل شد. هیوگ مسکلا سال ۱۹۶۱ در پی فعالیت هایش در مبارزه با آپارتاید مجبور به مهاجرت به ایالات متحده آمریکا شد. او سال ۱۹۹۱ پس از سرنگونی نظام آپارتاید به آفریقای جنوبی بازگشت.

ترانه Freedom now از تریسی چپمن (Tracy Chapman)، نوازنده، آهنگساز و خواننده آمریکایی، که در آلبوم Crossroads در سال ۱۹۸۹ منتشر شده بود. تریسی چپمن همچنین یکی از خوانندگانی بود که در کنسرت بزرگ ژوئن سال ۱۹۸۸ در کنار هنرمندان دیگر حضور داشت. فردای آن کنسرت ۷۵۰۰۰ نسخه از آلبوم تریسی چپمن در انگلستان فروخته شد و همان سال نیز او به عنوان خواننده سال در ایالات متحده آمریکا انتخاب شد.

ترانه Black President از برِندا فاسی(Brenda Fassie) خواننده آفریقای جنوبی، که در سال ۱۹۹۰ ساخته شد. این خواننده زن به خاطر افکار قاطعانه و بازدیدهایی که به طور منظم از محله سیاه پوست نشینان شهر ژوهانسبورگ داشت و به دلیل ترانه هایی که در مورد زندگی در محله های پایین شهر که عموما طبق قوانین آپارتاید برای سیاه پوستان، رنگین پوستان و هندی تباران آفریقای جنوبی در نظر گرفته شده بود، ساخته بود، محبوبیت بسیار خاصی پیدا کرده بود.

به گونه ای که مجله تام (Time Magazine) در سال ۲۰۰۱ میلادی به او لقب «مدونای سیاه پوست نشینان» را داده بود. این خواننده محبوب آفریقای جنوبی در ماه می سال ۲۰۰۴ میلادی در سن سی و نه سالگی در اثر بیماری آسم فوت کرد.

ترانه Black President در آن زمان توسط دولت وقت آفریقای جنوبی ممنوع شده بود و این خواننده تنها در سال ۱۹۹۴ در مراسم تحلیف ریاست جمهوری نلسون ماندا آن را اجرا کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (V)

کودکان دزفولی نیز در این روز به شیوه جشن گرگیعان به درب خانه های همسایه ها برای دریافت شیرینی می رفتند که این رسم در میان مردم دزفول به «ثوابه یا جوابه؟» معروف است و در این مراسم دختران که سعی می کنند چهره خود را با چادر بپوشانند درب خانه همسایه ها را می کوبند و می گویند «خاله مرادبندی، ثوابه یا جوابه؟»

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:

از روزهای گذشته…

امیرحسن ندایی به بررسی ساختار ذهنی موسیقی دانان می پردازد

امیرحسن ندایی به بررسی ساختار ذهنی موسیقی دانان می پردازد

«دکتر امیرحسن ندایی» پژوهشگر موسیقی و استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس چهارشنبه ۲۲/۹/۹۶ در اکادمی موسیقی پوپیتر به سخرانی خواهد پرداخت. دکتر ندایی در این برنامه که چهارمین برنامه از سری «نشست های تخصصی و پژوهشی آکادمی موسیقی پوپیتر» است به ارائه یکی از پژوهش های خود با عنوان «بررسی ساختار ذهنی موسیقی دانان از دیدگاه عصب شناسی» خواهد پرداخت.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (III)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (III)

صداقت‌کیش ادامه داد: مثالی می‌زنم؛ شما اگر در مورد شنا کردن هم بنویسید همین اتفاق می‌افتد. یعنی از خواندن متنی در مورد شنا کردن، نه خیس می‌شوید، نه فشار آب را بر شش‌هایتان احساس می‌کنید و نه اگر شنا کردن بلد نباشید آبی وارد ریه‌هایتان می‌شود و الی آخر! این اتفاق نه در مورد خواننده می‌افتد و نه در مورد نویسنده که ممکن است زمانی این رویداد را تجربه کرده باشد و ممکن هم هست تجربه نکرده باشد. بنابراین درباره چیزی نوشتن، حداقل به گمان من، فاصله‌اش با خود آن چیز، در هر ساحتی زیاد است؛ حتی درباره ادبیات نوشتن در قیاس با خود ادبیات، منتها در این مورد دو چیزی که مورد استفاده قرار می‌گیرند هم سرشتند و در مورد موسیقی، نه.
مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (II)

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (II)

کلدانیان از ۶۲۶ تا ۵۳۸ قبل از میلاد در سرزمین حاصل خیز بین النهرین استقرار داشتند. از زمان سومریان معابد مرکز عمده کاهنان ٬ شاعران ٬ ریاضی دانان و منجمان بود. بر اساس نوشته های برخی مورخان قدیمی مانند Plutarch در زمان کلدانیان با توجه به گسترش نجوم و ارتباط موسیقی نظری با اخترشناسی و ریاضیات عقایدی مانند اعتقادات زیر مرسوم گردید:
هارمونیک (I)

هارمونیک (I)

شاید برای بسیاری از افراد همیشه این سوال وجود داشته که چطور فقط با ۳ کلید(والف)، انواع نتها روی ترومپت قابل اجراست ؟و اینکه چرا وقتی دو ساز مختلف مثل ویلن و پیانو هنگامی که یک نت را مینوازند، با این حال صداهای کاملآ متفاوتی دارند؟ چرا اجرا بعضی نتها با هم خوش صدا ولی برخی دیگر آزار دهنده میشود؟ آیا یک مجموعه سمپل شده قابل پیشبینی است؟ و بسیاری سوالات دیگر که در نگاه اول جواب آنها کاملآ متفاوت بنظر میرسد،اما باید توجه داشت جواب دادن به بسیاری از این سوالات در گرو دانستن این نکته است که”هارمونیک” چیست؟
«موسیقاب» (III)

«موسیقاب» (III)

در اینجا مقصود از واژه‌ی اکسپرسیونیسم، نه یک سبک ویژه‌ی هنری مربوط به دهه‌ی نخست میلادی در غرب، بلکه انگاره‌ ای کلی در تاریخ هنر است. با چنین نگاهی، اکسپرسیونیسم در حکم یک نگرش کلی در زیبایی‌شناسی، مفهومی گسترده پیدا می‌کند و لازم است این واژه را در هنر امروز، از یک جنبش هنر مدرن در قرن بیستم متمایز بدانیم. بنابراین اگرچه این نوع بیان، روزگاری به منزله ی یک سبک غالب، تئوریزه و تدوین شد اما به عنوان رویکردی کلی، همواره می‌تواند در اندیشه‌ی هنری مطرح شود؛ رویکردی که با ساختارهایی گسسته و اپیزودیک در پی فرانمایی است.
سلطانی: لاخنمان تلاش میکند، مواد صوتی را از قید مفهوم رها کند

سلطانی: لاخنمان تلاش میکند، مواد صوتی را از قید مفهوم رها کند

هلموت لاخنمان، مواد را وسایل می نامد. معتقد است که مواد موسیقایی، همان مجموعه ای است که از قبل شکل گرفته و از کیفیت ها و ساختار های صوتی، زمانی و تمامی منابع صوتی ساخته شده و از سوی جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است. لاخنمان در بعضی مواقع این مواد و وسایل را «دم و دستگاهِ زیبایی شناسی» می نامد.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (II)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (II)

شهر خاموش آغاز بسیار کندی دارد و در فراز آغازین به آهستگی فرایندی ظاهر می‌شود که سراسر این مجموعه از کارهای وی را (به غیر از یکی) در بر می‌گیرد. همه چیز از یک صدای کشیده سر زده و به ترتیب تکمیل می‌شود. طرحی که در ابتدا تنها یک چند-صدای کشیده است که تغییرات کندی را در شدت‌وری و رنگ می‌پذیرد، به تدریج با یک الگوی دو نغمه‌ای و سپس چهار نغمه‌ای ادامه پیدا کرده و همین‌طور به سمت جلو فیگور کوتاه کم کم بلندتر می‌شود. در این میان چند-صدای آغازین همچنان شنیده شده و بیش از هر عامل دیگری با تغییرات رنگ به پیش می‌رود. شبه موتیف‌های کوتاه ظاهر می‌شوند و پس از مدت کوتاهی خود را در تغییرات رنگی محو می‌کنند.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.
نگاهی به اپرای مولوی (XI)

نگاهی به اپرای مولوی (XI)

ارکستر با پیتزیکاتو های ظریف زهی ها و همراهی هورن،‌ در تقابل با تامبورین یک قطعه کوتاه دوضربی را به اجرا می گذارند، شمس می خواند: « مخزن انا فتحنا برگشا، سر جان مصطفی را بازگو، مستجاب آمد دعای عاشقان، ای دعاگو آن دعا را بازگو» در پاسخ مولانا با همراهی دف، رقص کنان از عاشقی می گوید: «چون دهانم خورد از حلوای او، چشم روشن گشتم و بینای او. پا نهم گستاخ چون خانه روم، پا نلرزانم نه کورانه روم» پس از این گفته مولوی از هوش می رود…
روش سوزوکی (قسمت چهل و نهم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و نهم)

آگاهی و معرفت به چه کار می‌آید؟ صبح یکی از روزها در سال ۱۹۵۳ یک خبرنگاری به من تلفن کرد که مرا مطلع کند که ژاک تی باود (Jackues Thibaud) در هواپیمائی بر فراز کوه های آلپ جزو سرنشینان بوده سقوط کرده و او مرده است!