لیپت: تجربه خوانندگی در کر مفید است

فلورانس ليپت
فلورانس ليپت
آیا در اجرای هر اثر از دوره ای خاص یا آهنگسازی خاص می توان یک استایل را در نظر گرفت و تمام آثار را اجرا کرد؟
یک مس موزار و اپرای موزار تفاوتشان از دید غیر موسیقایی تنها در مذهبی بودن و نبودنشان است و از نظر تاریخی هر دو اثر مربوط به یکدوره هستند و آهنگسازشان هم یکی است ولی از نظر موسیقایی تفاوت این دو استیل را باید در نوع رنگ آمیزی، خوانش و … نشان دهیم؛ پس حتی دو اثر مربوط به یک آهنگساز هم باید با مختصات مشخص شده برای آن اثر خاص اجرا شود.

استیل های مختلفی در آواز وجود دارد که خوانندگان مختلف در بعضی از آنها تبحر پیدا می کنند مثلا تکنیک اجرا کردن قطعات مربوط به دوره رنسانس کاملا متفاوت است با تکنیک رومانتیک؛ شما نمیتوانید با تکنیک موسیقی آوازی رومانتیک یک اپرای وردی را اجرا کنید و بالعکس. گفته شده است یکی از دلایلی که ماریا کالاس صدایش را از داد، حضور او در اپراهای واگنر بود که با ژانر صدایی او همخوانی نداشت و فشار زیادی به او وارد می کرد. نیازهایی که اپرای واگنر برای اجرای آواز داشت، مشکلات زیادی را برای صدای او بوجود آورد.

سنگینی اپراهای واگنر باعث اعتراض بسیاری از خوانندگان در آن دوره بوده است.

آیا در گروه کر خواندن را برای یک خواننده سولیست توصیه می کنید و کار در گروه کر چه فوایدی می تواند داشته باشد؟
تجربه کردن خوانندگی در کر، قبل یا بعد از شروع به آموختن آواز سولیستی بسیار با اهمیت است. به عنوان یک سولیست شناخت تمام نکات موسیقی بسیار با ارزش است. نکاتی که شامل شناخت تاریخ دقیق آن موسیقی، تئوری، هارمونی، کنترپوان، زبان و… می شود. همچنین مکاتب مختلفی که در کار سولو است باید مورد ارزیابی قرار بگیرد، از همکاری با گروه های کوچک خوانندگان تا کرهای بسیار بزرگ. این کافی نیست که در کر شما صدای خود و هنر خودتان را بشنوید، اگر شما اینکار را بکنید، سطح آن موسیقی را تنزل داده اید.

یک خواننده لازم است در کر خواندن را تجربه کند و بداند که در کر، فضا متفاوت است با اجرای سولیستی و در آنجا باید خوانندگان در خدمت گروه باشند. باید به نوعی انعطاف پذیری در صدای خوانندگان وجود داشته باشد که تنها بشود صدای آنها را به عنوان جزئی از گروه کر شنید و نه خارج از آن. باید صدایمان را به صورتی اهلی کنیم که در هارمونی ها محو شود و با اتفاقات موسیقایی کر باید از نظر داینامیک هماهنگی داشته باشیم. خواننده کر نباید حرکتهای اضافه داشته باشد و باید با گروه از نظر ظاهری هم هماهنگ باشد.

یک خواننده متعهد تنها نباید پارت خود را یاد بگیرد، او باید بداند در پارتهای دیگران نیز چه می گذرد. اتفاقات موسیقایی سولیستهای دیگر و ارکستر را باید بشناسد. در کر کار کردن می توان تجربه خواننده سولیست را در این زمینه هم افزایش دهد.

آیا صدای آوازی باید صدای صحبت کردن یکی باشد؟
الزاما اینطور نیست، خوانندگان مطرح زیادی هستند که صدای صحبتشان شبیه صدای آوازیشان نیست ولی تفاوت به این معنی نیست که با استیل غلطی صحبت کنیم.

در انگلیس ما «RADA» داریم که مخفف رویال-آکادمی- دراماتیک آرت هست که در این مراکز بازیگری تدریس می شود؛ در تمام این مدارس پروفسورهای آواز وجود دارد! مربیان آواز در این مراکز به خوبی با سیستم صوتی آشنا هستند و این سیستم ها کمک می کند به بازیگران برای تولید صدایی واضح و تمیز حتی زمانی که به آرامی صحبت می کنند. باید طوری تولید صدا کنند که تا آخرین نفری که در سالن نشسته است هم صدای آنها را بشنود. پس تکنیک خوب حتی در صحبت کردن هم کاربرد دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

از روزهای گذشته…

در باب متافیزیک موسیقی (VIII)

در باب متافیزیک موسیقی (VIII)

دقیقا به همین ترتیب، بازگشت به تونیک باید پس از همان تعداد میزان، به همان نحو در یک بخش صحیح میزان به آن برسد که در نتیجه آن رضایت کامل به وجود می آید. مادام که این تطابق لازم، یعنی برآورده شدن دو عامل به دست نیامده باشد، ممکن است که ریتم، از یک سو، مسیر منظم خود را دنبال کند و نت های مورد نیاز از سوی دیگر، به قدر کفایت به دست آیند؛ اما این ها یکسره فاقد آن تاثیری که ملودی به واسطه آن به وجود می آید خواهند ماند. شاید نمونه بسیار ساده زیر به روشن شدن این مطلب کمک کند:
آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (II)

آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (II)

مانوئل ماریا پونسه (Manuel Maria Ponce) که امروزه آثارش در رپرتوار گیتار کلاسیک از ارزش و استقبال بالایی برخوردار است، از اولین آهنگسازان غیر اروپایی ست که دعوت سگوویا را مبنی بر ساخت قطعه برای گیتار پذیرفت.
اپوس

اپوس

Opus اوپوس یک کلمه لاتین میباشد که معنای – کار- را میدهد که معمولا برای کارهای هنری از این کلمه استفاده میشود. جمع اوپوس – اپرا – میشود که در موسیقی خود یک شاخه و سبک محسوب میشود. اما از منظر تاریخی می بینیم در حدود قرن ۱۷ میلادی بسیاری از آهنگسازان همچون بتهوون آثار موسیقیایی خود را بر اساس شماره گذاری بصورت اپوس دسته بندی نموده اند. که به صورت مختصر آنرا به صورت “Op” مینویسند و جمع آن “Opp” میباشد.
یو-تو (I)

یو-تو (I)

یوتو (U2) گروه موسیقی راک ایرلندی که در سال ۱۹۷۶ در دوبلین شکل گرفت و امروزه به‌عنوان یکی از معروفترین، محبوبترین و پرافتخارترین گروه‌های موسیقی در جهان محسوب می‌شود. اعضای این گروه: پال هیوسن معروف به بونو (Paul Hewson -Bono) خواننده اصلی، دیوید ایوانس معروف به اِج (Dave Evans – The Edge) و برادر بزرگترش دیک (Dik Evans) گیتار، آدام کلایتون (Adam Clayton) از دوستان برادران ایوانس، گیتار بیس و لری مولن جونیور (Larry Mullen, Jr) درام.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

در موومان دوم با والسی که فرمی همانند روندو دارد (کودا- A′ B A – مقدمه) به شایستگی تضاد کاملی با موومان نخست پدید می آید. فضاسازی لطیف و درخشان در این موومان و بکارگیری دو هارپ به گونه ای که موسیقی تداعی گر بزمی مفرح می شود بسیار قابل توجه است. گفتنی است که این گونه فضاسازی ها مشخصه ی بارز برلیوز است، چنانکه این بخش را می توان با بکارگیری هارپ ها در بخش دوم رومئو و ژولیت، موومان پایانی تدئوم، مارش تروا و همچنین ارکستراسیون برلیوز برای اثری از وبر به نام دعوت به رقص مقایسه کرد.
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۳۵۰ همه چیز زیر پوست آرامش ظاهری جامعه در حال بازگشت به گذشته بود، بازگشت به بنیادهایی که هویت خوانده می‌شد. بنیادگرایی به معنای نسبت با یک نص صریح یا متن مرجع سرعت بیشتری می‌گرفت و شاخ و برگ‌هایش که گسترش می‌یافت بر ریشه‌هایی استوار بود که دست‌کم از یک دهه قبل در سپهر اندیشه‌ی ما رسوخ کرده بودند. بازگشتن به اصل یا همان بنیادها در یکایک افق‌های زیست فکری جامعه معادلی عملی می‌یافت. بدین معنی آینده‌ی پیش رو همان گذشته بود و حرکت قطار زمان اراده‌ی مردمان معکوس روز و ماه و سال شتاب می‌گرفت.
ناظری نمودار یک فرهنگ ملی (II)

ناظری نمودار یک فرهنگ ملی (II)

چرا آواز خوانانِ جوانِ ما از مواد شکل گرفته، شکلی دوباره می سازند و آن چه تولید می کنند، معنایِ دوباره ای ندارد؟ چرا تنها یک الگو را بر می گزینند و با گزینش یک شیء صوتی آنقدر آن را بزک می کنند و برق می اندازند که بتواند در مقابل الگوی اولیه که برای آنان همانا خورشید است به رقابت بپردازد. اما نمی دانند که آن شیء یافته نزد آنها تقریبی است؟ متاسفانه تعداد بسیار اندکی از خوانندگانِ موسیقیِ امروزِ ایران این را فهمیده اند که شیءِ صوتی، فاصله ای بسیار با اثرِ هنری دارد.
دو خبر از دنیای موسیقی

دو خبر از دنیای موسیقی

خبر بیماری کایلی مینوگ (Kylie Minogue) خواننده پاپ استرالیایی، جنجالی در محافل پاپ و در بین طرفداران او برپا کرده است. مینوگ ۳۷ سال دارد و در حدود ۱۷ سال است که در عرصه فیلم و موسیقی فعالیت میکند. جالب اینکه او اولین خواننده استرالیایی است که موفق شد در آمریکا نیز به محبوبیت فراوان دست یابد و نه تنها ترانه هایی پرفروش و برنده جایزه در پرونده خود دارد، بلکه در طی این مدت، تعدادی از بدترین ترانه های سال هم از بین کارهای او انتخاب شده اند.
موسیقی منبع الهام نابغه بزرگ  فیزیک

موسیقی منبع الهام نابغه بزرگ فیزیک

در سال ۲۰۰۵ مقارن با صدمین سالگرد قانون E=mc2، نشست ها و کنسرت های بسیاری در این زمینه برگزار شد و مقالات بسیاری در ارتباط با آلبرت انیشتین ارائه گردید. همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۶ مراسم مشابهی به منظور بزرگداشت ولفگانگ آمادئوس موتزارت، یکی دیگر از نوابغ جهان، برگزار شد.
والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

مسئله هارمونی اصولا در موسیقی ایران جواب نمیدهد و موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است. کسانی هم که سعی کرده اند موسیقی ایران را هارمونی عمودی بدهند، تحت تاثیر هارمونی اروپایی بوده اند و تفکر مرکز اروپایی تسلط عجیبی بر موسیقی ما داشته از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که ناصرالدین شاه لومر را به ایران آورد.