نگاهی به آلبوم «تمام تو»

اثر مشترک هوشیار خیام (پیانو) و امیر اسلامی (نی)؛ تهران: هرمس ۱۳۸۹
«تمام تو» نزدیکی دو ذهن با دو بیان شخصی و با دو پیشینه‌ی متفاوت و ناهمگون است. بستری است برای آمیزش دو ساز و هم‌نشینی دو نگاه و تلاشی برای یافتن یک فصل مشترک بین دو عنصر نامتجانس و غریب. حاصل این آمیزش رسیدن به انتزاعی از موسیقی ایرانی است که در آن خصائص مُدال قوی‌ترین نقش را دارد.

«تمام تو» یک اثر مُدال است و عنصر مُد بر دیگر عناصر آن تأثیر گذاشته و آن‌ها را به نوعی در خدمت خود گرفته است. نغمات نی و آکوردهای پیانو به تثبیت یک مُد بخصوص (یکی از دستگاه‌ها یا آواز‌های تعدیل شده موسیقی ایرانی) می‌انجامد و این تثبیت چنان قوی است که جایی برای مدگردی و خروج از حصار فواصل مدال باقی نمی‌گذارد. فضای مدال قطعات سنگ بنایی است برای بسط و گسترش ایده‌های تماتیک و بداهه‌نوازانه برای دو موزیسین و از اینجاست که حرکت آغاز می‌گردد.

هارمونی ایستای (Static) پیانو نقطۀ آغاز این حرکت است. آکورد سه صدایی (triad) تونیک مقدمه‌ای برای تثبت مُد است و همچون سیم‌های واخوان یک سه‌تار، نت‌های اصلی مُد (یا همان شاهد و ایست در موسیقی دستگاهی) را در تمام طول قطعه تکرار می‌‌کند. اما نقش هارمونی در قطعه تنها ایجاد یک فضای ثابت نیست. با اضافه شدن اصوات غریبه‌تر به آکورد اصلی، حرکت در هارمونی اتفاق می‌افتد. در حقیقت هارمونی در اینجا برخلاف آن چه در موسیقی تونال غرب معمول بوده، دیگر با تغییر درجات پایه‌ها روبرو نیست و ظهور و ناپدید گشتن اصوات غریبه‌تر باعث افزایش و کاهش سطح دیسونانس و به تبع آن، ایجاد یک حرکت جذر و مدی در هارمونی می‌گردد که این حرکت همراه با اوج‌ها و فرود‌های قطعات اتفاق می‌افتد و به آن‌ها کمک می‌کند.

نی نیز برای یافتن جایگاهی در این بستر نو، مجبور به کنار گذاشتن بخش‌هایی از هویت اصلی خود شده است. فواصل مورد استفاده تعدیل شده‌اند و به جز در مواردی معدود، از فواصل ریزپرده‌ای خاص موسیقی ایرانی استفاده نشده است. همچنین در نغمات نی خبری از ملودی‌پردازی‌های پرحرکت و پرتزئین خاص ردیف نیست و بیشتر نغمات، صیقلی یافته و بی‌نقش و نگارند.

اما با وجود وانهاده شدن بخش‌هایی از بیان پیانیست و نی‌نواز، هر یک سعی در حفظ هویت خود نیز داشته‌ است. با این که پیانو امکانات هارمونیکی و تکنیکی خود را محدود ساخته است، اما ملودی پردازی‌هایش شبیه به آنچه به «پیانوی ایرانی» معروف است شنیده نمی شود. نی‌ نیز به هر حال نغماتی می‌نوازد که ایرانی شنیده می‌شوند. آکسان‌ها و فراز و فرودهای دینامیکی و سایر عواملی که لهجه‌ی خاص نی ایرانی را تشکیل می‌دهند کاملن حفظ شده‌اند.

در ورای برش مُدال و تماتیک اثر، شاهد سطح دیگری از برخورد عوامل نامتجانس هستیم. رنگ صوت در این اثر عنصری کارکردی- ارجاعی دارد. اصواتی از پیانو و نی به گوش می‌رسند که برای پیشینه‌ی این دو ساز نسبتن نامعمول هستند.

پیتسیکاتوها شنونده ایرانی را به یاد سنتور می‌اندازند و زخمه‌ها یادآور دوتار خراسانی یا تنبور کرمانشاهی هستند. اما اصوات هوادار نی و هارمونیک‌های غریبی که با تکنیکی خاص (برای نمونه در قطعه‌ی «خیال») تقویت شده‌‌اند، گویی اشاره به عناصر طبیعی مانند باد و صحرا دارند. تلفیق صورت گرفته از این رنگ‌های صوتی در جاهایی حال و هوای موسیقی مقامی را ایجاد می‌کند و ایستا بودن هارمونی‌های پیانو و پرهیز نسبی از مُدگردی ـ به شکلی که در ردیف موسیقی ایرانی شاهد آن هستیم، در مورد نی نیز در رسیدن به این حال و هوا کمک می‌کند.

در مجموع، این اثر تلاشی ا‌ست برای رسیدن به یک زبان مشترک و این تلاش به وانهادن خصیصه‌هایی از سبک هر یک از دو موزیسین منجر شده است؛ امری اجتناب ناپذیر و در انسجام‌بخشی به اثر، تعیین کننده. با رسیدن به چنین زبان مشترکی ا‌ست که اثر می‌تواند «مسئله‌ی خاص خود» را مطرح کند و با بسط و گسترش آن سعی در رسیدن به نتیجه‌ی خاص خود داشته باشد.

این مسئله شاید «درد دل کردن» یا «سخن گفتن در لحظه از درون» باشد؛ گفت و گوی دو ذهن با دو فرهنگ موسیقایی متفاوت.

تلاش برای امکان پذیر شدن آن به معنای برهنه‌نمودن زبان مادری هر یک از دو ساز و رسیدن به شکلی انتزاعی از یک زبان موسیقی بوده است و با زایش این زبان انتزاعی و وهم‌گونه است که گفتگو در می‌گیرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

از روزهای گذشته…

گاه های گمشده (II)

گاه های گمشده (II)

حال مناسب است که معانی لغوی این واژگان با استناد به لغت نامه ها و فرهنگ های معتبر منعکس شود. قابل ذکر است که در اینجا تنها معانی مرتبط با بحث ارائه شده است.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (II)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (II)

در این جلسه که بیش از حد ظرفیت سالن، پذیرای علاقمندان بود، پس از قرائت قرآن، توسط یکی از هنرمندان و سخنان مجری، آقای بهروز مبصری از پژوهشگران معاصر، سخنان مبسوطی درباره تجزیه و تحلیل ساختار اجتماعی تصنیف در اواخر دوره قاجاریه و تأثیرات ساختار اجتماعی بر روند تصنیف خوانی و معرفی تصنیف سرایان و تصنیف خوانان این دوره ایراد نمودند.
ارکستر فیلارمونیک لندن (II)

ارکستر فیلارمونیک لندن (II)

در سال ۱۹۴۷ گروه کُر فیلارمونیک لندن شروع به فعالیت کرد. بین سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۲ ارکستر در بحران شدیدی فرو رفت که دلیل آن فشاری بود که راسل در زمان جنگ سرد به دلیل اعتقادات کمونیستی خود، به ارکستر وارد آورد، یکی از نتایجش آن بود که شورای شهر لندن اجازه استقرار ارکستر در تالار جدید جشنواره رویال را لغو کردند و به تدریج خود ارکستر به اخراج راسل رای داد!
چهار فصل ویوالدی (بهار و تابستان)

چهار فصل ویوالدی (بهار و تابستان)

چهارفصل، عنوانی است برای مجموعه چهار کنسرتوی جداگانه، برای ویولن و ارکستر، که توسط آنتونیو ویوالدی آهنگساز ایتالیایی تصنیف گشته است و شماره های یک الی چهار اپوس هشت این مصنف را در بر می گیرد. کنسرتوی هر فصل از سه قسمت مختلف تشکیل شده و کل اثر در مجموع، مرکب از دوازده موومان است.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

از طرفی، طی چند دهه اخیر شاهد هجوم مشتاقان و گرایش جوانان به فعالیت های هنری بوده ایم که بعضاً با روحیه کاسب کارانه و برخوردهای بازاری به سمت و سویی ناروا کشیده می شود؛ خصوصاً در جنبه نوازندگی باید گفت که آشفتگی عمیقی بین روش ها و متدهای گوناگون وجود دارد. با توجه به نبودِ استانداردهای آموزشی در زمینه های مختلف موسیقی از جمله نوازندگی، اغلب روش هایی، با حداقل آشنایی با مبانی موسیقی و به دور از اصول اولیه و شروط لازم برای نوازندگی در کلاس ها به کار گرفته می شود و هر کس با اندکی ساز نواختن، خود را نوازنده و یا آهنگساز فرض می کند.
گفتگو با حمید متبسم و بردیا کیارس درباره پروژه پردیس

گفتگو با حمید متبسم و بردیا کیارس درباره پروژه پردیس

امشب و فردا شب،‌ تالار کنسرت برج میلاد، میزبان «ارکستر مجلسی تهران» است که برای اولین بار با اجرای اثری از حمید متبسم به روی صحنه می رود؛ همچنین این اولین بار است که حمید متبسم با چنین ترکیبی به خلق موسیقی پرداخته است. ساعاتی قبل از اجرای این کنسرت با آهنگساز و رهبر این پروژه که «پردیس» نامیده می شود، گفتگویی کرده ایم که می خوانید:
راجع به فاصله میان بخش های صدایی

راجع به فاصله میان بخش های صدایی

در مطالعه هارمونی معمولا” چهار قسمت صدایی مورد استفاده قرار میگیرد، بنام های سوپرانو، آلتو، تنور و باس. شکل مقابل تقسیم بندی تقریبی این چهار بخش را نمایش میدهد. اگرچه می توان در تقسیم بندی و استفاده این بخشها از رنج کامل صوتی هر قسمت استفاده کرد اما بهتر آن است که از نتهای مرزی خیلی استفاده نکنیم و در صورت لزوم، فقط برای زیبایی ملودی حرکت های کوچکی روی آنها داشته باشیم و هرگز این نت های مرزی را به تاخیر یا پدال نیندازیم.
کمبود آثار چند صدایی برای ارکستر سازهای ملی

کمبود آثار چند صدایی برای ارکستر سازهای ملی

ارکستر سازهای ملی ایران در تیرماه سال ۹۴ رسماً شروع بکار خود را اعلام نمود و از همان ابتدای تاسیس تمرین های فشرده و مستمر خود را آغاز نمود. البته ایده ی اولیه تشکیل این ارکستر، متشکل از سازهای ایرانی به سال ها قبل بازمی گردد؛ زمانی که ارکستر ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور در اواخر دهه ۴۰ فعالیت خود را آغاز نمود و این امر تا سال های اخیر نیز با تشکیل گروه ها و ارکسترهایی چون “سیمرغ” به سرپرستی حمید متبسم ادامه یافت. باید اذعان داشت که به غیر از ارکستر سازهای ملی پایور، بقیه ارکستر ها به لحاظ زمانی، تداوم آنچنانی نداشته و اغلب از زمان شروع به کار، با چند اجرای محدود به حیات هنری خود پایان می دادند؛ دلیل این امر غالباً به واسطه عدم حمایت مالی از این قبیل ارکسترها توسط دولت یا نهادهای مردمی دوستدار هنر مانند انجمن های فیلارمونیک بوده و چون هزینه ی تشکیل و نگهداری ارکستر (با تعداد نوازندگان حدود ۳۰ نفر) از عهده یک شخص حقیقی و یا نهادهای کوچک برنمی آید تداوم حیات یک ارکستر در طول زمان، اغلب با چالش های جدی مواجه می گردد.
هرکول پوآرو

هرکول پوآرو

کارآگاهی بلژیکی برای اولین بار با نام هرکول پـوآرو (Heccule Poirot) در سال ۱۹۲۰ در اولین رمان آگاتا کریستی (Agatha Christie) به نام “The Mysterious Affair At Styles” ظاهر شد. با موفقیت بی مانندی که این رمان بدست آورد، کریستی تا سال ۱۹۷۵ که رمان “The Last Case” را نوشت بارها و بارها از این شخصیت در رمانهای خود استفاده کرد.
گفت و گو با جان کیج (VI)

گفت و گو با جان کیج (VI)

من آن باغ های ژاپنی را با تنها چند سنگ تحسین می کنم. من به ایده های فعالیت و عدم فعالیت پایبند بوده ام همانطور که پیشتر به صدا و سکوت متعهد بوده ام. همانطور که فهمیدم چیزی به عنوان سکوت وجود ندارد و در نتیجه قطعه سکوت را نوشتم، داشتم به این نتیجه می رسیدم که چیزی به عنوان عدم فعالیت وجود ندارد. به عبارت دیگر، ماسه هایی که سنگ های باغ های ژاپنی بر آن قرار گرفته اند هم برای خودشان چیزی هستند. دلیل اینکه چرا قبلا این مسئله برایم روشن نبوده را نمی دانم. هیچ عدم فعالیتی وجود ندارد. یا به قول جاسپر جانز (Jasper Johns) وقتی به دنیا نگاه می کنیم «خیلی شلوغ به نظر می رسد». در نتیجه واریاسیون های شماره سه را ساختم که هیچ فاصله ای بین یک چیز و چیز بعدی نمی گذارد و ثابت می کند که ما پیوسته در حال فعالیت هستیم، و این فعالیت ها می تواند از هر نوعی باشد، و آنچه که از بازیگر می خواهم انجام دهد این است که تا جایی که می تواند از تعداد کارهایی که انجام می دهد آگاه باشد. یعنی از او می خواهم که بشمارد. این تنها چیزی است که من از او می خواهم. من حتی از او می خواهم که کارهای غیر فعالانه مانند توجه به نوفه هایی که در محیط شنید می شوند را نیز بشمارد. ما بدون هیچ فضایی و با خیلی از فعالیت های هم پوشاننده از یک فعالیت به فعالیت بعدی می پردازیم. چیزی که درباره واریاسیون های سه دوست ندارم این است که نیازمند شمردن است و من دارم تلاش می کنم که از شر این شمردن خلاص شوم. اما من فکر می کردم که اجرا یعنی ایستادن و بازی کردن.