لیپت: هنرجو نباید هیچ گرفتگی و تنشی داشته باشد

فلورانس ليپت
فلورانس ليپت
ما در طول روز بیشتر از آواز خواندن برای صحبت کردن از صدای خودمان استفاده می کنیم و استیل درست به سلامت صدایمان کمک می کند.

من تعداد بیشماری از افراد را دیده ام که کارشان حتی سخنرانی است ولی در بخش حنجره و گلو دچار درد هستند. معلمینی بوده اند که هر روز در کلاس صحبت می کنند و نزد من می آیند و می گویند صدایشان خسته است یا درد دارند. همه اینها برمیگردد به تکنیک تولید صدای آنها.

هیچ وقت کسی نباید بدون حمایت عضلات شکمی با قدرت صحبت کند. بعضی از دردهایی که از تارهای صوتی بوجود می آید به خاطر فشار آنها با هم است. با کمک عضلات حمایت کننده روی تنفس، صدا فکوس می شود و دهان به عنوان حفره رزنانسی و نیز تولید اشکال مختلف حروف عمل می کند. با استفاده از زبان و دندان و کام ما کنزنانسها را به کار می بریم.

سیستم صوتی ما باید از شکم تا لبها بدون هیچ سدی به خوبی عمل کند و هیچ مشکلی نباید در این مسیر وجود داشته باشد و تمام بدن از هرگونه گرفتگی باید آزاد باشد.

چقدر زیباست گوش دادن به صدایی که شفاف و زیباست و گویی ملودی هایی در خودش دارد و شما دوست دارید به این صحبت گوش دهید. شما اگر با تکنیک درست صحبت کنید، هیچوقت صدایتان آسیبی نمی بیند حتی اگر بلند صحبت کنید.

کیفیت تدریس آواز در ایران را چگونه میبینید؟
متاسفانه کیفیت تدریس آواز در ایران بسیار پایین است! دلایل آن یکی کمبود معلمین آواز است که دانش آواز را به شاگردان انتقال دهند، دوم شارلاتانیسم و روش های گمراه کننده در تدریس آواز است. معلمین مختلف دوست ندارند با یکدیگر همکاری و همفکری کنند. هر کدام از آنها در تکروی و منیت کوشا هستند. یکی از مسائل دیگر بحث شهریه است که بعضی از معلمین با بالا بردن دستمزد خود به هنرجو تلقین می کنند که نسبت به دیگران معلم بهتری هستند!

همچنین بعضی به خاطر تحصیل در خارج و شاگردی بزرگان ادعا می کنند که معلم خوبی هستند، اصلا چنین تضمینی وجود ندارد. اگر کسی که دکترا یا معادل دکترا هم دارد، لزوما استاد خوبی هم هست؟! بسیاری از این افراد صلاح شاگردانشان را در نظر نمی گیرند و گاهی وقتی روشهای تدریس این افراد را از هنرجویانشان می شنوم موهای تنم سیخ می شود!

خیلی دلم می سوزد برای شاگردانی که پیش این استادان می روند و فکر می کنند در راه صحیح قرار دارند. تعداد بسیاری از این هنرجویان به کلاس من آمده اند و با اشکی که در چشمانشان، خواستند تا با روشی صدایشان را برگردانم و از ایراداتی که از معلمینشان در حنجره شان به جای مانده خلاص شوند، متاسفانه خیلی از آنها به جایی رسیده اند که راه برگشتی وجود ندارد.

واقعه تاسف بار اینجاست که بعضی از هنرجویان بعد از گذراندن یک دوره کوتاه، بدون اینکه هنوز خودشان هم چیز زیادی یاد گرفته باشند، تدریس را شروع می کنند! همین اتفاق باعث می شوند روند نزولی تدریس آواز سرعت بیشتری بگیرد. باید متد هایی وجود داشته باشد که متوجه بشویم که معلمان آواز خودشان در حد تدریس هستند یا خیر.

هنرجوی آواز باید از استادش چه چیزهایی را بخواهد و معلم باید چه چیزهایی را برای تدریس در نظر بگیرد؟
حداقل برای دو ماه اول تدریس به هر هنرجو، لازم است معلمین به چگونگی تست صدای هنرجو و طبقه بندی دروس توجه داشته باشند و اولین مراحل تکنیکی کار را با گرم کردن صدا شروع کنند و به سمت درآوردن یک قطعه موسیقی پیش بروند.

یک معلم باید زمان زیادی بگذارد تا بتواند رجیسترهای مختلف صدای هنرجو را یکدست کند و تمریناتی را طراحی کند که نوع ایستادن، نوع تنفس، اجرای حروف صدادار و… را با هنرجو کار کند. هیچ وقت نباید به هنرجو فشار آورد و چیزی که فراتر از توان هنرجو است را برای او تجویز کرد. هنرجو در عضلات بدنش نباید هیچ گرفتگی و تنشی داشته باشد که مخل کار آوازش شود.

یک دیدگاه

  • علی
    ارسال شده در دی ۱۳, ۱۳۹۲ در ۱۱:۵۱ ق.ظ

    درود

    سپاسگزارم از مقاله متفاوت شما،کاش ادامه دار باشد این گفتگو و کمی فرا تر بروید و راههای اصولی اموزش را هم توسط ایشان بیان کنید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (IV)

در مورد من امّا، تجربیاتی که در معماری داشته‌ام، در موسیقی بیشتر به کمکم آمده است. موسیقی خیلی انتزاعی است و دست‌و‌بالِ آدم برای خلّاقیّت خیلی باز است؛ یعنی محدودیت‌هایی که در معماری هست، از جمله اقتصاد، مسائل سیاسی و اجتماعی و مصالح، نظریات کارفرما و «من می‌خواهم»‌هایش، دست تو را خیلی می‌بندند، امّا در موسیقی تو خود می‌گویی «من می‌خواهم». من تغییراتی روی سازها داده‌ام، مثلاً دامنۀ صوتی نی را گسترش داده‌ام و به شش اکتاو رسانده‌ام.

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

از روزهای گذشته…

کج بشینیم، راستشو بگیم  (III)

کج بشینیم، راستشو بگیم (III)

صحت اغلب این اطلاعات مورد تردید است و داستانهای ضد و نقیضی از زندگی و حتی در مورد زادگاه بیوک آقا گفته می‌شود. آنچه بیش از همه برای من اهمیت دارد موضوع جایگاه ایشان در موسیقی‌ست. همان جمله‌ی نخست نوشته‌ی بالا مایه‌ی حیرت و شگفتی‌ست: “او یکی از بزرگترین نوازندگان تار در ایران بود…!”. (بگذریم از خیالبافی‌های خارق‌العاده‌ و در عین حال خلاقانه‌ای که از این هم فراتر رفته و گاه حتی لباس رهبری ارکستر در روسیه نیز به قامتِ جوانی بیوک آقا می‌پوشانند). پرسش این است: کسی که این عبارت را سالها بعد می‌خواند، چه تصوری از بیوک آقا خواهد داشت؟ لابد او را در کنار غلامحسین بیگجه‌خانی، علی اکبر شهنازی و جلیل شهناز و دیگران در زمره‌ی سرسلسله‌داران تارنوازی ایران خواهد نشاند.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (X)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (X)

عبارت‌بندی گوشه‌های ردیف در گذشته از طریق اتصال نت‌ها به یکدیگر تا حدی در نوشتار رعایت می‌شد. این طریقه که مشکل تقطیع و عبارت‌بندی را نسبتا مرتفع می‌سازد برای تعیین شاکله‌ی دقیق یک جمله کارآ نیست به‌ویژه که در ساختار آن نت‌هایی به کار رفته باشد که به دیگر نت‌ها متصل نمی‌شوند. برای رفع مشکل جمله‌ها (و نه عبارات) نیز راه‌های متعددی آزموده شده است، از جمله نوشتن جمله‌ها بر خط‌های جداگانه که طلایی پیشنهاد می‌کند و یا استفاده از کاما و فاصله‌گذاری که منا پیشنهاد کرده است (۱۴).
یک اتفاق خوب

یک اتفاق خوب

در وانفسای کنونی ِ رکود ظهور و بروز موسیقی های خوب، گاه اتفاق هایی هرچند کوچک، می تواند دلگرم کننده و فرخنده باشند. یکی از این اتفاق ها، سلسله برنامه هایی کوچک و به نسبت خودمانی بود که در اولین روزهای سال نو در شهر کرمانشاه برگزار شد؛ برنامه ای با عنوان «چهار روز با موسیقی»، در «کافه گالری آذرستان». نوشته ی حاضر، گزارش و توصیفی است مختصر از آنچه در این چهار روز به اجرا درآمد. این برنامه ها به ترتیب در روزهای سوم، چهارم، پنجم و ششم فروردین ارائه شد.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

من اغلب با گرفتن پرینتهایی از کتاب “روشهایی برای ویلنسلیت های جوان” (Pathways for Young Cellists) از اُلگا استائورت (Olga Stuart) با هنرجویان شروع می کنم. این کتاب شبیه کتاب اول پیانو است، در هر صفحه اطلاعات اندکی آمده و به هنرجویان حسی از یادگیری سریع را منتقل می کند. پس از آن با چندین کتاب روشها و تمرینها ادامه می دهم: روشهای فیلارد برای ویلنسلیست های جوان (Feuillard Method)، تمرینهای آرشه زدن سوچیک اپوس ۳ (Sevcik Opus 3)، کتاب دبیرستان ویلنسل نوازی پوپر (Popper High School of Cello Playing) و پیاتی کاپریسز (Piatti Caprices).
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.
چهار فصل ویوالدی (بهار و تابستان)

چهار فصل ویوالدی (بهار و تابستان)

چهارفصل، عنوانی است برای مجموعه چهار کنسرتوی جداگانه، برای ویولن و ارکستر، که توسط آنتونیو ویوالدی آهنگساز ایتالیایی تصنیف گشته است و شماره های یک الی چهار اپوس هشت این مصنف را در بر می گیرد. کنسرتوی هر فصل از سه قسمت مختلف تشکیل شده و کل اثر در مجموع، مرکب از دوازده موومان است.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (IV)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (IV)

این شاخه از گونه موسیقی رپ به همان سرعتی که در اوایل دهه ۸۰ میلادی شکل گرفت در اواخر همین دهه و به همان سرعت نیز در جوامع غربی به دلیل زبان هتاکانه و مفاهیم غیراخلاقی و غیرخانوادگی اش به سرعت منکوب شد و حالتی منزوی به خود گرفت تا جایی که همه ویژگی های محتوایی رپ گانگستری مانند خشونت و مواد مخدر، توسط برخی خوانندگان و گروه های ترانه ساز رپ که از اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی ظهور کردند، زیر سؤال رفت؛ تا جایی که ژانر جدیدی به نام «رپ مسیحی»، «انجیلی» یا «مقدس» توسط این منتقدان ایجاد شد.
صدای سنتور (II)

صدای سنتور (II)

در ادامه به شرح عواملی می پردازیم که باعث تنوع صدای ایجاد شده از ساز سنتور می شوند. ۱-وزن مضراب: معمولاٌ وزن مضرابها در تغییر حجم صدا موثرند. مضرابها ی کم وزن اکثراٌ قطر نازکتری دارند و همچنین دارای سر کوچک و نازکی هستند که همین امر باعث می شود مضرابها هنگام برخورد با سیم قدرت لازم یا کافی را نداشته باشند که در نتیجه صدای حاصله کم حجم خواهد بود و مضرابهای سنگین بالعکس.
جاش گروبن (III)

جاش گروبن (III)

گروبن در ادامه فعالیتهایش به کشورهای فیلیپین و استرالیا به همراه لانی میسلائوچا (Lani Misalucha) در اکتبر ۲۰۰۷ سفر کرد. در همان سال وی دوئتی را به همراه باربارا استریسند (Barbra Streisand) “تمام آنچه را که راجع به عشق می دانم” و دوئتی دیگر را با میرلی ماتیو (Mireille Mathieu) “در امتداد رنگین کمان” اجرا کرد. گروبن علاقه داشت تا یک روز در مرکز تئاتر برودوی نیویورک اجرا کند. آلبوم نوئل که در ۹ اکتبر ۲۰۰۷ عرضه شد موفقیت فراوانی در آمریکا به دست آورد و رکورد فروش بهترین آلبوم سال ۲۰۰۷ را داشت و این در حالی بود که تنها ۱۰ روز پس از عرضه آن می گذشت!
همگون و ناهمگون (VI)

همگون و ناهمگون (VI)

به این نکته بسیار توجه کردم. ظهر که منزل سید احمد علوی بودیم، هنگام نقش‌خوانی، صدای اذان از مسجد محل بلند شد؛ هماهنگی عجیبی بین لحن و مُد، هر دو، وجود داشت و هر دو در «پرده سه‌گاه» می‌خواندند. وقتی از خانه سید احمد به طرف خانه خانم فاطمه پوینده راه افتادیم، نت تُنیک گام را در ذهنم حفظ کردم. به محض رسیدن به خانه خانم پوینده بعد از احوال‌پرسی خواهش کردم که همان لحظه بخواند. او شروع به خواندن کرد و جالب بود که ایشان هم در سه‌گاه و همان تنالیته می‌خواند. در پایان پرسیدم: خانم پوینده! مسجد به خانه شما نزدیک است؟ جواب داد: بله! پرسیدم صدای اذان را امروز ظهر شنیده‌ای؟ گفت: بله…».