وهم یا نبوغ‌؟! (II)

بی‌تردید جمع شدن تمام این نارسایی‌هاست که باعث شده‌است، میانگین کیفی تولیدات موسیقی در ایران و سطح سلیقه‌ی عموم به شکل چشمگیری تنزل یابند. موضوعی قدیمی که در دهه‌های گذشته برخی از موسیقی‌دانان و موسیقی‌شناسانِ معاصر، بارها و بارها در مقالات و نوشته‌های مرثیه‌گونِ خود به آن پرداخته ‌اند(۵)، (۶).

علاوه بر مسأله‌ی ضریب هوشیِ پایین، فقدان آگاهی ما از پایین بودنِ میانگینِ ضریب هوشی‌مان نیز نکته‌ی دیگری‌ست. نمود این مسأله در مورد موسیقی، در عدم آگاهی شنوندگان‌ از اُفتِ‌ کیفی موسیقی‌ها و اساسن بی‌اهمیت بودن این ناآگاهی، جلوه می‌یابد.

بدین معنی که شنوندگان عام، برای نمونه، تصنیف یا ترانه‌ای را که در دهه‌ی نود ساخته شده و بی هیچگونه خلاقیت و سخنِ تازه‌ای، تکرارِ ناشیانه‌ی فرمولِ صدبار تکرار شده‌ی سه دهه‌ی پیش است، اثری جدید، و خواننده‌ی جوانِ آن را خواننده‌ای جوان‌پسند و امروزی تلقی می‌کنند.

گویی کیفیت غذایی که می‌خوریم روز به روز کاهش می‌یابد و نه تنها از این مسأله آگاه نیستیم بلکه بود و نبودِ این سوء تغذیه‌ی پنهان نیز، اساسن اهمیتی برایمان ندارد. اگر یک جمع دانشجویی یا تحصیل‌کرده در دهه‌های قبل، آثار متوسطی چون «مرا ببوس» و «الهه‌ی ناز» را، همصدا باهم می‌خواندند، امروز چنین جمعی در لحظات جدی و خسته از موسیقی‌های تفریحی!، «تو که چشمات خیلی قشنگه» را می‌خوانند.

صداهای عجیب‌الخلقه‌ای که در سطح موسیقی کودک هم نیستند و مخاطبان، همانند پدیدآورندگانِ شاهکارهایی از این دست، این پیش‌فرض ذهنی را دارند که یک اثر موسیقایی متفاوت و واجد ارزشهای هنری و موسیقایی را تجربه می‌کنند. باید توجه داشت که نوع موسیقی در این بحث اهمیت چندانی ندارد و مشکلِ نازل بودنِ سطح بیشتر تولیدات موسیقی، در تمام سبکها وجود دارد. مگر نه این‌است که موسیقی پاپ ما نیز از نظر ترکیب عناصر موسیقی، به جز مواردی انگشت‌شمار، در ابتدایی‌ترین سطح است و به هیچ عنوان نمی‌توان آن را با موسیقی پاپ بیشتر نقاط جهان مقایسه کرد.

در چنین فضایی صحبت از جهانی‌شدن و جهانی‌کردن موسیقی ایران و حتی در مواردی نشاندن موسیقی ایران به لحاظ «حال» و «حس» و «حکمت» و «شور» و «شعور» و «عرفان» و «جذبه» و «لطافت» و غیره بر ذُروه‌ی هنر و معرفت جهان، ناشی از همان توهمی‌ست که محسن رنانی به آن اشاره‌کرده‌است. توهمی تاریخی که هوش و زرنگی را یکی می‌داند(۷) و قرنهاست که در کار کلاه بر سر خود گذاشتن است.

پی نوشت‌
۵- رک. «موسیقی کنونی ایران: شکاف بود و نمود»، محمدرضا فیاض، فصلنامه‌ی ماهور. شماره ۳۹، ۱۰۲-۹۳٫
۶- اشاره به این نکته ضروریست که همانند معیار «هوش»، در خصوص سطح کیفی تولیدات موسیقی نیز شاخصی همچون میانگین مد نظر بوده‌است. بدیهی‌ست در دهه‌های گذشته آثار بسیار باارزش و نبوغ‌آمیزی نیز تولید شده اند اما طبیعی‌ست که در جمع کلی و در کنار انبوه تولیدات نازل، میانگین سطح کیفی کارگان موسیقی نیز نزول خواهد داشت.
۷- نمودهای پدیده‌ی ریشه‌دار زرنگی نیز در موسیقی ایران بیشمارند که خود بحث مفصلی‌ست. «شاید در هیچ کلمه‌ای به اندازه‌ی “زرنگی”، رذایلِ ملی ما ایرانیان متبلور نشده است». در اینجا به ذکر همین جمله‌ از محمدرضا نیکفر (فیلسوف و نظریه‌پرداز) بسنده کنیم. (منبع: رادیو زمانه، اندیشه‌ی انتقادی، برنامه ۴۸ : زرنگیِ ایرانی)

16 دیدگاه

  • مطلبی
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۵ ب.ظ

    اینکه در بخش اول مقاله به کنار هم گذاشتن چند مورد غیر مرتبط به این نتیجه رسیدین که ضریب هوشی ایرانی ها پایین است و حال با این فرض به این نتیجه رسیدین که این کم هوشی باعث رسیدن به وضع داغون موسیقی امروز است نتیجه ای است بسیار اشتباه!
    اولا که شما در غالب یک مقاله ۵۰۰ کلمه ای و با اوردن قرینه هایی که هیچ ارتباطی با هم ندارند نمیتونین استنتاجی برای جمعیت ۷۰ ملیونی داشته باشین نظیر اینکه در پارگراف اول یک تحقیق رو نتایجش رو گفتین که البته روزی صدتا از اینتحقیق ها در دنیا انجام میشه و کلیشون هم بی ارزشند و در پارگراف دوم گفتین چون ۶/۸ مردم دوست دارن پس باهوش نیستن این جور قرینه اوردن بی ربط هیچ نتیجه منطقی نخواهد داشت و ثانیاحالا با این فرض به این نتیجه رسیدن که وضع حالا از کم هوشی ملت هست یا اینکه در توهم هستند.
    خیر قربان علت بسیاری از دیگر عوامل است ضدیت با موسیقی از طرف کارگردانان اصلی و کنار گذاشتن اساتید و دنبال کردن موسیقی های لول پایین از طرف این کارگردانان به جای دنبال کردن موسیقی جدی و عدم صرف بودجه برای هنرمندان و ارکستر هاست که اوضاع را به این سطح رسانده نه ضریب هوشی پایین!
    اگر ضریب هوشی پایین بود دهلوی سنجری خادم میثاق فروغ علی رهبری پایور شجریان قوامی بنان و خالقی و بدیعی و دهها استاد مسلم دیگر که از همین ملت به نظر شما توهم زده یا خنگ بیرون نمی امد
    این اساتید حاصل اهمیت دادن به بخش موسیقی و صرف بودجه و سختگیری در اموزش و ساخت سالن های موسیقی و فرستادن با استعدادها به خارج است که نتیجه ان بود که دیدیم سی سال پیش چه بود و در چه حد بود
    هرگاه نتیجه گیری حاصل از یکسری داده های اشتباه باشد نتیجه گیری نیز توهمی خواهد بود.

  • ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۲ در ۲:۰۰ ب.ظ

    در پاسخ آقا یا خانم مطلبی:
    درست است که خیلی از آمارهایی که منتشر می شود، در گرفتن آمار مشکل داشتن و طبعا آماری هم که ارائه می دهند درست نیست ولی آمارهایی که توسط مجموعه های معتبر جهانی گرفته می شه قابل اعتنا هست و آمارهایی هم که می دن نزدیک به هم هست.
    دلیلی نداره که مملکتی که دهلوی و سنجری داره همه مردمش در حد اونها هوش داشته باشن یا حتی نزدیک به اونها باشن. همونطور که گفته شده در مقاله خیلی چیزها روی این آمار تاثیر داره و در هر دوره ده ساله گاهی این آمار خیلی بالا و پایین میشه.

  • مطلبی
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۲ در ۷:۲۲ ب.ظ

    من غیر از اینکه به صحت خود نتایج آمار ها ایراد بگیرم، گفتم موارد بی ارتباط با یکدیگر کنار هم گذاشته شده و از آن نتیجه توهمی بدست امده. در ثانی غیر از اینکه به هوش دهلوی ها اعتقاد داشته ام گفته ام که اینها ما حصل بسیاری از دیگر موارد بوده اند که توضیح داده ام

  • 350
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۸ ق.ظ

    دوستان فکر می کنم به جای بحث برپایه ی حدسیات و … اول ببینید آمار مورد اشاره از کجا آمده و روش ها و پارامترهایش چه بوره است. اگر اشتباه نکنم منشا این آمار از کتابی است با عنوان
    IQ and the wealth of nations
    http://en.m.wikipedia.org/wiki/IQ_and_the_Wealth_of_Nations
    پس از بررسی این متن می شود این بحث را ادامه داد.
    البته بعید می دانم تغییری در متوسط هوش عمومی در سالهای یک دهه رخ بدهد اما به هر حال این موضوع که برخی در ایران در مورد هوشمندی ملی یا چیزی مشابه آن غلو می کنند موضوعی کاملا شناخته شده است. چیزی که می توان دید این است که ما به هیچ وجه با هوش ترین مردم جهان نیستیم.

  • سنتور ني
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۹۲ در ۷:۴۱ ق.ظ

    با سلام
    این مقاله و مقاله قبلی که حقا” می توان عنوان مقاله را هم به آنها اطلاق کرد بسیار ارزشمند و هوشمندانه نوشته شده اند از آقای یعقوبیان تشکر می کنم.
    و اما بعد چنانچه بخواهیم این پس رفت موسیقی ایرانی را کالید شکافی کنیم،تقریبا می شود گفت افول موسیقی ایرانی طبق شواهد و مستندات تاریخی از زمان رفتن مرحوم پیرنیا شروع شد البته کارهای ارزشمند بعداز آن شده ولی برآیند و بردار موسیقی ایرانی رو به افول بوده است گلهایی که تازه نام گرفتند، مگر قبلی ها کهنه بودند؟کانونی که به نام چاووش تاسیس شد…..
    شکل ارکسترها حتی در شیوه نشستن هم عوض شد،
    ساز ویولن بدلیل”طاغوتی بودن!” حذف شد که متاسفانه تعداد زیادی از بزرگان موسیقی امروز نیز در آن نقش داشتند(علاوه بر دولت انقلابی..) و رسیده به اینجا که موسیقی ایرانی یک موسیقی محلی قلمداد می شود.
    راستی این مسئله هوش که شما مطرح کردید و از آن بعنوان یکی از عوامل مهم در واپسگرایی و درجا زدن موسیقی ایرانی یاد کردید ، در تمامی شئونات زندگی ما ایرانیان ساری و جاری است… آنکه این موضوع را انکار می کند نمی داند و نمی خواهد بداند

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۹۲ در ۳:۱۲ ب.ظ

    برای من جالبه که شما سیستم اموزشی درست و بهرگیری از اساتید مجرب و صرف بودجه مناسب و بطور کلی اهمیت به موسیقی رو که در تمام دنیا از مهمترین عوامل پیشرفت موسیقی است رو کنار گذاشتین و راجع به توهم زدگی یا ای کیو پایین صحبت کی کنین! از قابلیت های یک سیستم کارمد رساندن اشخاص در حد معمول به یک حد استاندارد و کارامد است…

  • *
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۹۲ در ۸:۰۳ ب.ظ

    اگر شما نوشته خود را با وام گرفتن از استاد دانشگاه اصفهان محسن رنانی آغاز کردید من از سخنان پروفسور رضا استاد ایرانی بهترین دانشگاه های جهان برای شروع استفاده می کنم”عظمت ایران در معنویت و روحانیت و عشق وشور بلند است که در غرب کمتر مشاهده میشود.البته منظورم از معنویت امور ظاهری نیست”(آبان نود ودو دانشگاه تهران)اگر نظر خانم یا آقای مطلبی در این صفحه نبود هرگز به خودم زحمت جواب دادن به متنی که آنرا بی منطق بی احساس وانسجام یافتم را نمیدادم. معلوم هست چه می خواهید بگویید؟ (نوشته شما اما مرا آزرده خاطر کرده بود حداقل آنچه من از فرهنگ ایرانی آموختم این است که جواب تحقیر و توهین و نه انتقاد سکوت است).شما چقدر موسیقی بلدید؟ بافرض اینکه حرف های شما درست باشد راه حلتان چیست ؟توهین؟ قبول دارید در مقابل عده ای که متعصبانه از ایران تعریف میکنند برخی نیز هستند که دچار خودباختگی و خودحقیربینی اند؟ من که حتی اسم شما را هم نشنیده بودم. ترجیح می دهم به جای نوشته شما به مصاحبه علی رهبری که گمان کنم در این سایت هم امده تکیه کنم که از موسیقی ایرانی تعریف میکند و میگوید خودش هم به موسیقی ایرانی گوش میدهد کسی که بهترین موسیقی های جهان را شنیده !و با خوشبینی تحسین برانگیزش زمانی که در ایران بود از خیلی نکات مثبت حرف میزد!(یا به خودم زحمت دهم در شهرهای توریستی ایران از خارجی ها نظرشان را درباره هنر ایرانی بپرسم؟)مورد دیگرهوش وهنر؟؟؟هزار نکته دیگر در عرصه هنر غیر هوش لازم هست و البته فیزیکدان بزرگی می گوید نود ونه درصد تلاش یک درصد هوش.با نوشته ای که گفتند آموزش در ایران اشکال دارد خیلی خیلی موافقم اما نمی دانم اینکه بدانیم دوست داشتن بی دلیل اتفاق می افتد ودر هنر سلیقه خیلی موثر است آموختنی است یا نه؟اگر شما و یا هر شخص دیگری به موسیقی ایرانی نواخته شده توسط هنرمندان با قریحه این مملکت (مثلا تار شهناز یا نی کسایی)گوش میکنید و حس وحال و شور ومعرفت نمیشنوید !!! سعدی که نمی دانم باهوش است یا نه اما ایمان دارم هنرمندی انسان است (که البته شنیدم هنر در فارسی به معنی نیکمردیست)جواب موسیقیایی با حالی دارد”گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری”

  • ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۹۲ در ۸:۳۱ ب.ظ

    دوست گرامی که بدون نام پستی فرستادید!
    تعجب می کنم که چرا اینقدر متعصب و عجولانه نوشتید! اولا آقای یعقوبیان مصاحبه با آقای رهبری را انجام نداده اند و آن مصاحبه را من انجام دادم، ثانیا چه دلیلی دارد آقای یعقوبیان به خاطر اعلام نتیجه آمارها در مورد هوش مردم ایران، رهبری و برادران رضا را باهوش یا دانشمند نداند؟! مگر خود این افراد منکر این آمار هستند؟!
    بارها و بارها در بخش نظرات این مطالب عنوان شد که وجود چند دانشمند و حتی نابغه باعث نمیشود که کشوری که هنوز در آن وسایل ارتباطی تا این حد ضعیف است، مردمانش از هوشی معادل کشورهای توسعه یافته برخوردار باشند. البته دلیل اشتباه شما و دیگر دوستان در مورد شک کردن به این آمار قابل درک است، شما فراموش کرده اید که وقتی کسی تست هوش می دهد، تنها هوش مادرزادی اش را به محک می گذارد! خیر اینطور نیست، فقط «بخشی» از این هوش ژنی است.
    شما توجه داشته باشید یکی از بزرگترین متفکران ایران زمین به نام محسن قانع بصیری، نامش چقدر برای مردم عامی آشناست؟ اصلا چند نفر او را می شناسند و حتی یک نوشته از او خوانده اند؟ خوب شد یادی از این بزرگ مرد کردیم تا به یاد بیاورم مطلبی که ایشان در همین مورد سالها پیش نوشته بودند و اشاره کرده بودند به برنده نوبل ریاضی پاکستانی… بیشتر نمیگویم، مطلب ایشان را بخوانید تا ببینید ملتی که آی کیوی پایینی دارد، با یک نابغه هموطن چه می کند:
    http://ghanebasiri.ir/fa/news-details/87/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B6%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-/

  • *
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۹۲ در ۸:۴۹ ب.ظ

    مثل اینکه شما عجولانه نوشته مرا خواندید من ننوشتم ایشان با آقای رهبری مصاحبه کردند (البته اشاره من بیشتر به فیلمی بود که در سایت رادیو زمانه بود ومن آن را دانلود کرده بودم ).نوبل ریاضی؟؟؟ ریاضی که نوبل نداره! لطفا دوباره نوشته من را بخونید من اصلا به هوش کاری ندارم(گرچه در مصاحبه از پروفسور رضا خواندم که گفته بودند کسی در هوش شرقی ها وایرانیان تردیدی ندارد) من با استفاده از سخنان ایرانیان بزرگ در دنیا می خواستم بگویم موسیقی ایرانی شور وحال دارد که البته هر گوشی آن را نمیشنود یا نمی خواهد بشنود به تمسخر گرفتن ادعای موسیقیدانان ایرانی که اصلا فرض کنیم خیلی بی هوشند در مورد شور وحال موسیقی ایرانی مرا آزرده خاطر کرده بودبیایید لطفا به سلیقه همدیگر حتی اگر از نظرمان پایین هست احترام بگذاریم چون بعضی از ادعا ها را نه می توان رد ونه می توان اثبات کرد.

  • ارسال شده در دی ۱۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۲ ق.ظ

    اصلاح میکنم: فیزیک دان برنده نوبل
    دوست گرامی چرا فکر می کنید شور حال داشتن موسیقی ایرانی به بالا یا پایین بودن میانگین آی کیوی یک کشور ارتباط دارد؟ مگر وجود دانشمندی مثل پروفسور عبد السلام باعث می شود میانگین آی کیوی پاکستان به شکل محسوسی تغییر کند؟
    شما که از پروفسور رضا نقل قول می کنید، آیا این گفته ایشان را بر اساس یک نظر سنجی استاندارد و معتبر بین المللی می دانید؟ یا اینکه این اظهار نظر بر اساس شنیده ها از استادان غربی است که تنها با قشر خاصی از ایرانیان که هوش و توانایی ورود به مراکز بین المللی غربی را داشته اند؟

  • *
    ارسال شده در دی ۱۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۱ ب.ظ

    نوشته اول من خطاب به نویسنده این مقاله بود نه شما, مگر از ذهن ایشان باخبرید؟قبول دارید شما و دوستتان مثل سایر مردم ایران که دچار به توهمشان می پندارید فکر میکنید عقل کلید وصد البته شاید هم من. !لطفا مقاله دوستتون رو حداقل با دقت بیشتری بخونید.من از ایشون پرسیدم چقدر موسیقی می دونن و اگر حتی موسیقی خوب هم می دونند چقدر موسیقی ایرانی می دونن که این قدر بی محابا با تکیه بر رجوع کردن به نشریه ماهور که بعید می دونم به موسیقی ایرانی بد وبیراه بگه به این هنر از نطر من دوست داشتنی تازیدند البته قبل از ایشون حتی افراد معتبر تری با الفاظ بدتری این کار و انجام داده بودند و جواب موسیقیدانان ایرانی سکوت یا موسیقی هنری بوده و در نطرم در سایت شما نوشتم که من هم دلم می خواست سکوت می کردم.گاهی اوقات بعضی از گفته ها یا نوشته ها احتیاج به عذر خواهی دارند مثل من که از شما به خاطر قضیه نوبل عذر خواهی می کنم چون بعد ارسال نظرم متوجه اشتباهم شدم فکر می کنم این مقاله هم احتیاج به عذر خواهی داردنه به دلیل توهین به هوش بلکه به علت نقد بی عیارش .شما به عنوان نفر سوم و نه نویسنده این مقاله بعد از خواندن دقیق آن نظرمنصفانتون رو بیان کنید.
    اما نطر من به جنابعالی مگر خود شما نپرسیدید آیا بزرگانی که ازشون نام بردم از هوش ایرانی تعریف کردند یا نه؟پاسخ من بله است نقل قول پروفسور رضا را که دیدید در مورد علی رهبری اگر خودتون هم با ایشون مصاحبه کردید که باید به خاطر داشته باشید ایشون گفته بودند ما ارکستر بد نداریم رهبر ارکستر بد داریم و از اعضای ارکستری که در تهران با هاشون کار کرده بودند حتی تعریف هم کرده بودند!و در ثانی اونقدر تعداد ایرانی های موفق در زمینه های مختلف در دنیا زیاد است (حتی با در نظر گرفتن مهاجرت بالا )که خود به خود ذهن به این سمت میره که باید ایرانی های هوشمند زیادی وجود داشته باشند .گرچه من با میانگین بالای نااگاهی و شاید به قول شما هوش پایین مردم ایران هیچ مخالفتی ندارم چرا که نتیجه ان این روزها به شکل دود ودم هم در هوا قابل دیدن است وسلیقه پایین موسیقی هم درست است اما نه به دلیل ذکر شده توسط دوست شما( که احتمالا اصلن زمزمه کردن یه ترانه رو امتحان نکردند که بدونن بعضی وقتا خیلی لازمه )بلکه به استناد به صحبت های همون موسیقی دان بزرگ که می گفتند در سالن های موسیقی (بیشتر موسیقی کلاسیک)در ایران برای هر موسیقی (به علت نبودن آموزش و پخش نشدن و بها ندادن به موسیقی در رسانه های مختلف)حتی بی کیفیت هم مردم دست می زنند.
    من دیگه بحث در این بار رو ادامه نمی دم و قضاوت به عهده انصاف و احساس مسولیت شما وبقیه ویژگی هایی که ایران بیشتر از هوش بهش نیاز دارد!

  • ارسال شده در دی ۱۲, ۱۳۹۲ در ۹:۲۴ ب.ظ

    آقا یا خانم *
    اولا اینجا جای مطرح کردن صحبت های یک طرفه شما با نویسنده مقاله نیست، ایمیل نویسنده در صفحه شخصی او قرار داده شده تا سئوالات شخصی را آنجا مطرح کنید؛ پس لطفا دستور ندهید چه کسی پاسخ شما را بدهد.
    دوم اگر کمی درباره نویسنده تحقیق کنید، می بینید که ایشان موسیقی ایرانی ستیز که نیستند هیچ، خودشان هم در این رشته فعالیت می کنند (راه دور هم نمی خواهد بروید و در اینترنت سرچ کنید! در همین وب سایت می توانید ببینید که ایشان به عنوان نوازنده موسیقی ایرانی و پژوهشگر معرفی شده اند و شاید هم مطلبی از ایشان در مجله ماهور دیده باشید)
    ضمنا متوجه نشدم چرا برای قضیه نوبل عذر خواهی باید بکنید، اشاره شما درست بود و من اشتباها فیزیک را ریاضی نوشتم، اگر کسی قرار باشد عذر خواهی کند (به جای تصحیح) بنده هستم نه شما.
    هنوز شما نگفته اید که آیا وجود این کمبود های یاد شده در این مقاله و نظرات دوستان را برای پایین بودن آی کیو قبول دارید یا نه؟ یا اصلا این خود این کمبودها را قبول دارید یا خیر. اگر پاسخ این سئوال را بدهید متوجه خواهیم شد،عیار این نقد مشکل دارد یا خیر.
    در پایان صحبت هایتان اینطور نوشتید: (نقل به مضمون) “پروفسور رضا و علی رهبری گفته اند که هوش ایرانی ها بالاست” این را که قبلا هم گفته بودید و ما هم آنرا تکذیب نکردیم ولی گفتیم، این جماعت نشان دهنده میانگین نیستند بلکه جمعیت کوچکی از ایرانیان هستند که شما هم در ادامه اینطور گفتید: “گرچه من با میانگین بالای نااگاهی و شاید به قول شما هوش پایین مردم ایران هیچ مخالفتی ندارم…” پس در واقع خود شما هم به این موضوع اذعان دارد؛ پس دیگر اختلاف نظر کجاست؟!

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۱۲, ۱۳۹۲ در ۸:۱۸ ب.ظ

    فارغ از اینکه هوش در حد متوسطی باشد یا عالی, این سیستم اموزشی و صرف بودجه و دادن اهمیت است که وضع موسیقی ما را اصلاح می کند و این نکته ایست که تز نویسنده تا خواننده از ان غافلند

  • امیر
    ارسال شده در دی ۱۲, ۱۳۹۲ در ۹:۳۳ ب.ظ

    درود بر شما. عالی بود.

  • سعيد يعقوبيان
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۲ ق.ظ

    با سپاس از تمامی دوستان؛
    در نوشته، هم به بحران آموزش اشاره شده
    و هم به وجود نوابغی در موسیقی ایران.
    به شدت علاقمندم با دوستانی که انتقاداتی به سخن این نوشته دارند، گفتگو کنیم و ضمن آشنایی بیشتر، دیدگاه های همدیگر را نیز اصلاح نماییم.
    http://www.harmonytalk.com/id/8772
    [email protected]

    با امید.

  • مازیار شاهی
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۲ ب.ظ

    بادرود.
    برای اولین بار است که می بینم فردی بدون حب و بغض و کینه و تصفیه حساب با گروه، جریان و یا شخصی، مطلبی انتقادی نوشته است. احساس خوبی از خواندن این مطلب دارم و با اینکه با نویسنده ی گرامی، هیچ آشنایی ندارم، اما احساس می کنم چقدر نیاز داریم به منتقدان این چنینی و مطالب توهم زدایی این چنین.
    باسپاس

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کتاب «نت و تجزیه‌ و تحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه» منتشر شد

انتشارات نارون، کتاب «نت و تجزیه‌وتحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه»، با نت‌نگاری و تجزیه تحلیل مازیار کنعانی و ویرایش و اجرای فایل صوتی حمیدرضا حسن‌پور منتشر کرد. در این کتاب یکی از پیچیده ترین و تکنیکی ترین تکنوازی های تار یحیی زرپنجه، آنالیز و نت نویسی شده است.

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست.

از روزهای گذشته…

چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (I)

چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (I)

از کجا باید آغاز کرد و چگونه باید درباره این ماده طبیعی خاص، سخن به میان آورد، به نظر می رسد که تا کنون نگاهی غیر منصفانه به جریان حیاتی این منبع پر ارزش انرژی داشته ایم، حال از هر لحاظ و با هر علت. اما در حقیقت نباید اینگونه باشد،اگر به نقطه شروع حادثه باز گردیم و مسائل را آن گونه که در حقیقت رخ می دهد ببینیم متوجه می شویم که داستانی سخت در پیش است و تقریبا بخش وسیعی از صنعت بهره وری و استفاده بهینه منابع چوبی دچار نقصان و بی نظمی است.
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (II)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (II)

این همان نکته‌ای است که وضعیت را برای ما متفاوت می‌سازد و ساختار آن کتاب‌ها را که براساس اهدافشان تنظیم شده کم‌تر برای کاربرد در دانشگاه‌های ایران توجیه‌پذیر باقی می‌گذارد. اما هدف کتاب فارسی چنان که خود مولف می‌گوید: «بالا بردن سطح اطلاع و آگاهی در آنالیز موسیقی آتنال است و نه ترویج سبک خاصی در آهنگسازی. همچنین هیچ تلاشی برای علاقه‌مند کردن مخاطب به موسیقی مورد بررسی یا تشویق او به لذت بردن از آن صورت نگرفته است.» (ص ذ)
کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (III)

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (III)

اخوان به غیر از شعر زمستان اشعار قدرتمند زیادی دارد که هنوز روی آنها کار موسیقیایی انجام نشده است. با این حال هستند آهنگسازانی چون حمید متبسم که زمستان را بهترین شعر اخوان می دانند و مجبوریم هر از گاهی نسخه های کسالت آور جدیدی از این شعر را از زبان خوانندگان مختلفی بشنویم. زمستانی که حسین علیزاده ساخت و استاد شجریان خواند شاید گواه بیشترین پیوند و درک متقابل بین آهنگساز با شعر باشد. ارتباط متبسم اما با این شعر ارتباطی معنا ستیزانه بود. زمستان اخوان، سرد، تهی، بی رحم، بی تحرک و بی امید و نوید است، آهنگسازی متبسم در مقابل تصویری گرم، پرصدا، گاه مهربان و پر از تحرک و پویایی است به طوری که اگر شعری با مضمون بهار یا تابستان یا پاییز هم بر این ملودی ها می گذاشتی به همین اندازه بی ارتباط جلوه می کرد.
مقدمه ای بر تاریخ نی

مقدمه ای بر تاریخ نی

نی به عنوان قدیمیترین وسیله موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است. نتیجه کاوشهای بعمل آمده در این زمینه، تاریخ استفاده از گیاه نی را برای ساختن سازهای بادی در ارتفاعات امریکای جنوبی (در کشور پرو) به ده هزار سال قبل باز می گرداند.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

در مهر ماه ۲۵۰۵ یعنی ۱۳۲۵، پرویز محمود به ریاست اداره موسیقی و هنرستان برگزیده شد و روبیک گریگوریان (به جای روح الله خالقی) معاونت او را عده دار شد؛ بله همینجا بود که با همت و تلاش جوانان چون حنانه و قریب (غریب) و شیروانی و… پایه های ارکستری گذارده می شد و با سومین رهبرش (نیروی سوم) توانست بر حسب تقدیر به زیر چتر وزارت فرهنگ و هنر (آن زمان) برود و این ارکستر خودش را تا به امروز حفظ نماید ولی متاسفانه باید گفت که در اداره ارکستر سمفونیک تهران، همگی به نوعی مقصر بوده اند، چه از زمان تشکیل آن و چه در دوران طلایی و چه در رکود آن…
والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

مسئله هارمونی اصولا در موسیقی ایران جواب نمیدهد و موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است. کسانی هم که سعی کرده اند موسیقی ایران را هارمونی عمودی بدهند، تحت تاثیر هارمونی اروپایی بوده اند و تفکر مرکز اروپایی تسلط عجیبی بر موسیقی ما داشته از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که ناصرالدین شاه لومر را به ایران آورد.
امروز در فرهنگسرای نیاوران بزرگداشت پنج موسیقیدان برگزار می شود

امروز در فرهنگسرای نیاوران بزرگداشت پنج موسیقیدان برگزار می شود

با مشارکت دویست‌ موسیقیدان ایرانی و بنیاد افرینشهای هنری نیاوران سومین آیین نکوداشت هنرمندان موسیقی ایرانی با عنوان «سال نوا» با تجلیل از پنج هنرمند پیشکسوت موسیقی ایرانی، امروز، شنبه چهارم آذر ماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
مسترکلاس گیتار کلاسیک کیوان میرهادی

مسترکلاس گیتار کلاسیک کیوان میرهادی

پروژه مسترکلاسهای ماهانه‌ی گیتار کلاسیک در دومین گام میزبان کیوان میرهادی خواهد بود. در این جلسه که روز جمعه سی‌ام مهرماه در آکادمی موسیقی کوشا برگزار خواهد شد، تحلیل و اجرای آثاری از یوهان سباستین باخ و خوآکین رودریگو در دستور کار قرار خواهد داشت. شرح برنامه به صورت زیر است:
سامان ضرابی: نواختن قطعات در کنار ردیف سنتور لازم است

سامان ضرابی: نواختن قطعات در کنار ردیف سنتور لازم است

اول من قصد انتشار سی دی این کار را نداشتم و میخواستم روی نت نویسی پنج، شش سال متمرکز باشم و بعد سی دی آن را ضبط کنم. برای ضبط آن فعلا عجله نداشتم ولی وقتی نتها را برای انتشار پیش آقای موسوی در ماهور بردم ایشان به من گفتند که بهتر است کتاب و سی دی با هم منتشر شوند تا کار رسمی تر پیش برود، من هم قبول کردم. بعدا فکر کردم حالا که این قطعه در کنار ردیف به هنرجویان تدریس میشود و خیلی لازم نیست آنالیز نتی دقیقی داشته باشند و درس اصلی نیست، اشکالی ندارد که از گوش هم کمک بگیرند و مسئله ای نیست که ۲۰ درصد هم گوشی بزنند تا گوششان هم تقویت شود و کمی خشک بودن اجرای نت آنها تلطیف شود.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

اجرای زنده اما تفاوتی بنیادی با ضبط‌ها دارد؛ فرار بودن. یک کنسرت، اگر فرض کنیم ضبط نشود، ماندگار نیست بنابراین منتقد که معمولا با حضور در محل و از طریق شنیدن زنده می‌خواهد نقدی بنویسد باید از پیش آمادگی داشته باشد. این آمادگی با شناخت آثار از طریق مطالعه‌ی نغمه‌نگاره (پارتیتور) یا شنیدن اجراهای دیگر یا مطالعه‌ی دیگر آثار مرتبط و… میسر است.