موسیقی کریسمس (I)

موسیقی کریسمس ژانرهای مختلفی از موسیقی را در بر می گیرد که معمولا در فصل کریسمس، یعنی از چند ماه مانده به روز کریسمس تا چند هفته پس از آن، اجرا یا پخش می شوند.

موسیقی جزئی اولیه از فصل کریسمس و جشن های آن بوده است. سرودهای مذهبی مانند هیم (hymn) و چنت (chant) و مناجات های دسته جمعی (litany) آثاری به زبان لاتین بودند که به جای آهنگ های مردمی تر در مراسم های نیایش در کلیسا استفاد می شدند. در قرن سیزدهم تحت تأثیر فرانسیس آسیزی (Francis of Assisi)، سرود ها به زبان عامیانه نوشته شدند.

در قرون وسطی، انگلیسی ها رقص های دوری را با آواز خوانی ترکیب کردند و آن را سرود (carol) نامیدند. سپس، واژه سرود تغییر معنی داد و به آهنگی گفته شد که در آن به موضوعی مذهبی به شیوه ای آشنا یا مناسب جشن و شادی پرداخته می شود. این نوع آهنگ از ایتالیا به فرانسه و آلمان و سپس به انگلیس رسید. سرود در انگلیس نخستین بار در سال ۱۴۲۶ در آثار جان اودلی (John Audelay) دیده شد.

اودلی کشیش و شاعر از اهالی شراپشر (Shropshire) بود که بیست و پنج سرود کریسمس (“Caroles of Cristemas”) را جمع آوری کرده بود که احتمالا همان سرود هایی بودند که مردم خانه به خانه می رفتند و می خواندند؛ این نوع سرود خواندن واسیلینگ (wassailing) نام دارد.

خیلی زود موسیقی به یکی از بزرگترین نشانه های کریسمس تبدیل شد.

موسیقی کریسمس برخی از تأثیرگذارترین آثار موزیسین های بزرگ را در بر می گیرد.

در حکومت جمهوری الیور کرامول در انگلیس، پارلمان خواندن سرودهای مسیحی را به عنوان عملی شرک آمیز و گناه آلود ممنوع اعلام کرد. این رسم نیز مانند دیگر رسم های مسیحیت کاتولیک مورد عدم تأیید پیوریتن های پروتستان قرار گرفت.

انجمن روحانیون وست مینستر در سال ۱۶۴۴ روز یکشنبه را به عنوان تنها تعطیلی تقویم اعلام نمود.

در تهیه آئین نیایش جدید برای کلیسای انگلستان در سال ۱۶۴۵ نیز این موضوع در نظر گرفته شد و در نتیجه، این انجمن کریمس را قانونی حذف کرد. در سال ۱۶۴۷ پارلمان جشن گرفتن کریسمس را غیر قانونی اعلام کرد.

وقتی که چارلز دوم در سال ۱۶۶۰ خاندان استوارت را به سلطنت بازگرداند، مردم انگلیس به اجرای عمومی سرودهای کریسمس به عنوان بخشی از احیای رسوم مسیحیت پرداختند.

در واقع جشن های پادشاه امکان انجام این کار را فراهم نمود. سرودهای کریسمس: باستانی و جدید (Christmas Carols Ancient and Modern ) اثر ویلیام سندیز (William Sandys) که در سال ۱۸۳۳ منتشر شد حاوی اولین ظهور چاپی بسیاری از سرود های انگلیسی بود که اکنون دیگر به عنوان سرود های کلاسیک شناخته می شوند. این اثر به احیای تعطیلات کریسمس در اواسط دوره ویکتوریا کمک کرد. خواندن سرود در شب کریسمس در کلیسا در سال ۱۸۸۰ در کلیسای ترورو (Truro Cathedral) در کورنوال انگلیس نهادینه شد که اکنون در تمام کلیساها در سراسر دنیا دیده می شود.

سنت خواندن سرود کریسمس برای دریافت خیرات یا صدقه در قرن هفدهم و پس از دوران بازگشت (بازگشت چالرز دوم به سلطنت در سال ۱۶۶۰) در انگلیس باب شد. موزیسین های شهری اجازه داشتند که در هفته های پیش از کریسمس در خیابان ها پول جمع کنند. این سنت در قرن های هجدهم و هفدهم بین مردم گسترش پیدا کرد و تا به امروز در جریان است.

سرود های کریسمسی که به جا مانده اند همگی متعلق به قرن نوزدهم به بعد هستند البته به جز چند آهنگ فولک سنتی مانند: “God Rest You Merry Gentlemen”، “As I Sat on a Sunny Bank” و “The Holly and the Ivy” .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

No body home

No body home

راجع به بچه ای است که در دردوران کودکی یک دفتر چه کوچک داشت و شعرهایش را در آن می نوشت، در کیف مدرسه اش مسواک و شانه سرش را نگاه می داشت، راجع به بچه ای که در مدرسه معلمها اذیتش میکردند، مگر وقتهایی که به آنها باج میداد یا سرش در لاک خود بود،
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت پنجم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت پنجم)

مرحوم وزیری و شاگرد خلف او مرحوم روح الله خالقی، از قضا راه دوم را برگزیدند و این چنین خواستند که موسیقی آن زمان ایران را بر پایه های «قوانین زیبایی شناختی» و «مبانی نظری موسیقی» غربی بنا کنند و احیاناً مشابهت هایی را در این راه بیابند.
گئورگی سندلر لیگتی (II)

گئورگی سندلر لیگتی (II)

لیگتی خواهر زاده بزرگ ویولنیست نامدار لئوپولد ائور (Leopold Auer) بوده و فرزندش لوکاس نیز آهنگساز و پرکاشنیست مقیم نیویورک می باشد. نخستین کارهای لیگتی به گونه ای تعمیم زبان موسیقایی هم وطنش بلا بارتوک (Béla Bartók) است. به عنوان مثال قطعات پیانو او با عنوان Musica Ricercata 1951-53 اغلب با Mikrokosmos٬ مجموعه آثار پیانو بارتوک مقایسه می شوند.
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (I)

گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (I)

چرت کوتاهی زد، چون تازه از برلین به زاراگوزا رسیده بود؛یک پرواز دو ساعته تا بارسلونا بعد هم سه ساعت رانندگی. می خواست در سالن جدید و نورانی آن شهر دو ساعت کنسرت بدهد. با خوشرویی پذیرفت بیشتر زمان کوتاه اقامت خود در آن شهر آرام اسپانیایی را با من بگذراند.لانگ لانگ با آن کت چرم گران قیمت،شلوار جین و مدل موی مد روزش بیشتر به تکخوان گروه موسیقی پسربچه ها شباهت داشت تا ثروتمندترین و پرکارترین پیانیست جهان.
فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

در آن زمان آقای تجویدی ردیف میرزا عبدالله را در محضر حاج آقا محمد ایرانی مجرد یاد گرفته بود و آنها را نت نویسی می‌کرد و من از روی نوشته‌های آقای تجویدی رونویسی می‌کردم. حدود سه سال هم نزد آقای تجویدی بودم که برای من مفید بود و از طرز کارشان بسیار استفاده کردم و برایم دوران خوبی بود. جالب اینجاست که من قصد تحصیل در رشته پزشکی یا مهندسی کشاورزی داشتم و عازم خارج بودم. حدود سال ۱۳۳۸ بود که من دیپلم خود را از مدرسه دارالفنون گرفته بودم ولی در تمام مدتی که شاگرد مدرسه دارالفنون و مدرسه علامه قزوینی بودم با موسیقی سروکار داشتم و از دبیرستان که بیرون می‌آمدم و برای مطالعه کتابهای موسیقی به کتابخانه ملی می‌رفتم.
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

درست یک‌روز پیش از پریشانی حملات چهارشنبه، در لابه‌لای گرما و خشکی فضای اداری دانشگاه، گروه موسیقی دانشگاه تهران رویدادی را سامان داد که بی‌شک خجسته بود. «ماراتن پیانو» عنوان برنامه‌ای بود که در لابی دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و یکی از کارگاه‌های گروه موسیقی برگزار شد و طیّ آن، بیش از پنج‌ساعت انواع و اقسام قطعات از رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی توسط نوازندگان گوناگون –عموماً دانشجویان- اجرا شد. تنها وجه اشتراک این قطعات این بود که در آن‌ها ساز پیانو نقشی را برعهده گرفته بود. این رپرتوار از حیث فرم، سبک و نیز دوره‌ای که قطعات به آن تعلق داشتند بسیار متنوع بود و قطعاتی از آهنگسازانی چون باخ، شوبرت، استامیتز، گریگ، راخمانینف، موتسارت، بورن، پروکفیف، هیندمیت، برامس، کورت وِیل، پولنک و سن ‌سانس در آن اجرا شد.
ویژگی های یک سنتور خوب (VII)

ویژگی های یک سنتور خوب (VII)

در ادامه سعی می کنم به نکاتی اشاره کنم که در مجموع باعث بهتر شدن صدای یک ساز می شوند: جا افتادن ساز (یا به اصطلاح آب بندی شدن): گفته می شود هر چه یک ساز بیشتر مضراب بخورد صدای آن بهتر و پخته تر می شود. این مطلب صحت دارد اما نه برای هر سازی با هر کیفیتی بلکه این امر فقط برای سازهای خوب و خیلی خوب مصداق دارد. برای روشن شدن این مطلب به مثالی اشاره می کنم.
بوشو ای شو …

بوشو ای شو …

تیتراژ سریال ” کوچک جنگلی” تنظیمی بود از یکی از لالایی های گیلانی که توسط سید محمد میرزمانی به شکل زیبایی با ارکستر و با آواز نمناک ناصر مسعوی همراه شده بود. استفاده بجا از فلوت، ارکستر زهی، تیمپانی و کر که در تنظیم این قطعه بکار رفته بود، نشان ازجو قوی و بیان محکم میرزمانی می داد.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (IV)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (IV)

سنتور را به حالت مایل بچرخانید بطوریکه گوشیهای سنتور درست مقابل دست راست شما قرار گیرند تا به آنها کاملاً مسلط باشید.
موسیقی برنامه ای – سوئیت

موسیقی برنامه ای – سوئیت

در ادامه بحث راجع به موسیقی رمانتیک جا دارد که به موسیقی برنامه ای و سوئیت هم اشاره ای داشته باشیم. در دوران رمانتیک اتفاق جالبی رخ داد و آن مشارکت هنرهایی چون موسیقی، نقاشی و ادبیات برای خلق آثاری هنری مشترک بود. نتیجه چیزی جز موسیقی ای نبود که به اجرای یک نمایش یا بیان یک داستان مشغول باشد. اغلب هنرمندان دوران رمانتیک به نوعی نگرش یگانگی و وحدت هنرها رسیده بودند، از شواهد این ادعا می توان به سرودن شعر توسط موسیقیدانان و سرودن شعر موسیقایی توسط شاعران اشاره کرد.