منبری: همکاری با ارکستر مضرابی از افتخاراتم است

میانه تان با تدریس چطور بود؟ دوست داشتید تدریس را؟
بله دوست داشتم و کاملاً علمی و جدی کار می کردم. خیلی اساسی و بنیادی با هنرجوها کار می کردم. فقط اهل کار می ماندند و خیل شاگردها بعد چند ماه می رفتند. از طرفی هم گذران زندگی هم بود و ازدواج هم کرده بودم.

…و چگونه رسیدید به خوانندگی ارکستر مضرابی؟
آن فعالیتها ادامه داشت تا اینکه سال ۷۰ جناب دهلوی از من دعوت کردند به عنوان سولیست در ارکستر بزرگ مضرابی همکاری کنم که بعدها آن کار منتشر شد و موجود است.

البته اعتراضهایی شد به آقای دهلوی که چرا از خوانندگان با سابقه تر استفاده نکردند که ایشان هم جواب قاطعی داشتند.

بنده مورد تایید آقایان تجویدی و روشن روان و سریر بودم و ایشان صدای من را پسندیده بودند و آقای دهلوی را تشویق کردند تا برای ارکستر مضرابی از من استفاده بشود.

آقای دهلوی هم چند بار محکی زدند و پذیرفته شدم. من از ایشان خواستم پارتیتور را در اختیارم قرار بدهند تا من کار را اماده کنم.

برای آن موقع خیلی جالب بود که خواننده ای نت از آهنگساز بگیرد و کار را آماده کند.

برای امروز هم خیلی جالب هست!
(خنده) بله همینطور است. من نتها را گرفتم و پیانو هم که بود و سلفژ می کردم و پای پیانو آماده می کردم کار را. آن همکاری بخش درخشانی از کار من بود و همیشه جزو افتخارات من هست و نقطه عطفی بود برایم و همچنین برای موسیقی ایران و اولین بار بود که تجربه می شد.

حال کاری به خوب و بدش نداریم. انتقاداتی هم بود به آن ایده از جمله اینکه این ارکستر خوب صدا نمی دهد و این همه ساز مضرابی کنار هم درست نیست و نیز ایراداتی به ارتیکولاسیون و صدادهی بخش های ارکستر و غیره که البته اقای دهلوی هم دلایل خودشان را داشتند، بگذریم.

در حین آن تمرینات ارتباط من با آقای دهلوی بیشتر و عمیق تر شد و لابلای کار،‌ نکات بسیار زیادی از ایشان یاد گرفتم. گاهاً از نوشته های خودم هم می بردم و ایشان می دیدند.

حتی یکبار با من تماس گرفتند و در مورد یکی از کارهایم خواستند یادآوری کنم که ایشان نکاتی را با من مطرح کنند. بعد از صحبت،‌ به همسرم گفتم استاد دهلوی به من زنگ زده و اینطور می گوید، در یک کلام روی ابرها بودم!

چه بسیار کسان دیگر بودند که آرزو داشتند از داشته های ایشان بهره مند بشوند و نکته ای بیاموزند. برایم افتخاری بود و قوت قلبی که لابد چیزی هست و راه را اشتباه نیامده ام.

از نظر آقای مشایخی چگونه بودید؟
من کاری به سبک ایشان نداشتم. از علم و تجربه شان استفاده می کردم.

ایشان نقطه نظر جالبی داشتند در خصوص کلاس و به ما می گفتند هرکدام به زبان خودتان آهنگ بنویسید. قطعه شما نباید صدای بتهوون بدهد. موسیقی هر کس صدای موسیقی خودش باشد. ایشان به شاگردها پیشنهاداتی می دادند.

گزارش موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پرتی ینده، الماس جدید اپرا (I)

چندی پیش، فصل اپرای ملی پاریس در کاخ گرنیه (Palais Garnier) با نسخه جدید لا تراویاتا (la Traviata) اثر جوزپه وردی (Giuseppe Verdi) به کارگردانی سیمون استون (Simon Stone)، کارگردان استرالیایی، آغاز شد. این اپرا تا ۱۶ اکتبر ۲۰۱۹ در کاخ گارنیه بر روی صحنه است.

موسیقی شناسی فمنیستی (XI)

بسیار روشن است که با چنین فرضی که نبوغ لازمه عقلانیت و عقلانیت ریشه دار در مذکر بودن باشد، زنان پیشاپیش از دایره پدیدآورندگان آثار هنری بیرونند؛ بدین معنا که کارهای زنان می تواند از سنخ کارهای ماهرانه باشد، اما فاقد نبوغ است.

از روزهای گذشته…

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (I)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (I)

پس از دو تلاش به‌نسبت ناموفق که اتفاقا یکی از آنها اشتراکی هم با موضوع مورد بحث این نوشتار دارد (۱) اکنون با انتشار «تا بردمیدن گل‌ها»، کتاب تازه‌ی «محمدرضا فیاض» فضای نوشتاری و مطالعاتی موسیقی کلاسیک ما صاحب اولین نوشته‌ی جامعه‌شناختی درخور خود شده است. نویسنده‌ی کتاب که پیش از این به عنوان منتقد موسیقی به خوبی شناخته شده و مهارت خود را برای «دیگرگونه دیدن» به ظهور رسانده است در این کتاب از توانایی‌اش به بهترین شکل بهره می‌گیرد به نحوی که نیروی بازنگری را به شاه‌کلید درک رویدادها و روابط موسیقی و جامعه بدل ساخته است.
مردان حرفه ای آواز ایران (I)

مردان حرفه ای آواز ایران (I)

قاعدتاً باید در اینجا آواهایی را ارائه کنیم و مردانی را معرفی سازیم که هیچ تصمیم خودسرانه و واکنشی دور از مشروعیت در آن حضور نیافته باشد. پس نخستین کلام این که آواز نباید در خدمت امیال خودی باشد و امیال نباید در خدمت روایت های کوتاه ذهنی آواز خوان. ما قرار است در اینجا بحثی مشترک درباره ی نشانه هایی داشته باشیم که آواز خوان هنگام تولید آواها، مهر خود را بر آن می گذارد و این سلسله غالباً بر اساس شواهد موجود یا با پایان هنرمند آواز خوان به پایان می رسد و یا بدون هیچ افزوده ای توسط دیگران تکرار می گردد.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VII)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VII)

آیین هوربابایی در نوش آباد در شب های سیزدهم، چهاردهم و به ویژه پانزدهم ماه رمضان توسط کودکان انجام می شود و شعرهایی مشابه آیین هوم بابا در درگر مناطق کاشان همچون آران و بیدگل خوانده می شود. تا حدود سی سال پیش گاهی به جای این شعرها، سوره شمس توسط سر دسته خوانده می شد و اعضای گروه حرف آخر هر آیه (ها) را ۳ بار تکرار می کردند:
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (II)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (II)

جا انداختن برخی جملات کتاب اصلی و گاه تحریف مطالب کتاب‌، بدلایل نامعلوم و احتمالاً بر حسب سلیقه یا بی‌اطلاعی. در فصلنامۀ موسیقی ماهور ترجمه‌ و تلخیصی از یکی از فصول کتاب مورد بحث یعنی فصل مربوط به صادق‌جان؛ نوازنده‌ و متحول‌کننده‌ی تار آذربایجانی منتشر شده است. (صادق‌جان اسداُغلی، ترجمه و تلخیص فرهود صفرزاده، ماهور، ش ۶۸، تابستان ۱۳۹۴، صص ۹۸-۱۰۱) این مقاله با وجود اینکه تلخیصی از یک فصل همان کتاب بوده، حاوی مطالبی است که در کتاب ترجمه‌شده وجود ندارد.
هلن گریمود (I)

هلن گریمود (I)

هلن گریمود (Hélène Grimaud) پیانیست شهیر فرانسوی ، در ۷ نوامبر ۱۹۶۹ در آکسی، شهری در جنوب فرانسه، به دنیا آمد. او زیر نظر ژاکلین کورتین (Jacqueline Courtin) در کنسرواتوار و پس از آن با پیه ره باربیتز (Pierre Barbizet) در مارسی تحصیل کرد. در سن ۱۳ سالگی در کنسرواتوار پاریس پذیرفته شد، همان جایی که جایزه پیانوی سال ۱۹۸۵ را دریافت کرد! در ماه جولای بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی، سونات شماره ۲ سرگی راخمانیوف (Sergei Rachmaninov) را ضبط کرد و در سال ۱۹۸۶ اتودهای تابلئوکس (Etudes-Tableaux) را ضبط کرد.
رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

در فلوت برنجی، به راحتی می شود سری فلوت را با سری نی جابجا کرد و یک فلوت خاص موسیقی ایرانی با فواصل موسیقایی ایرانی در اختیار داشت که تمامی رجیستر های صدایی نی را در اختیار دارد و حتی در پس غیث بهتر از نی عمل می کند البته اتصال سری فلوت به نی برنجی هم قوانینی دارد که بایستی رعایت شود و محل دمیدن آن دقیقا از لبه نی هست و نی از بالا حدود دو سانت افزایش یافته و بسته می شود و گره اول نی بزرگتر و ملایم تر گرفته می شود، همچنین فوتکی برای نی طراحی کرده بودم که صداهای اوج و غیث با آن به راحتی و مانند نی لبک قابل اجرا بود و می شود در آموزش نی برای کودکان نیز از آن بهره برد.
آکوردهای گذر

آکوردهای گذر

ممکن است آهنگساز یا نوازنده برای گریز از یکنواختی و یا ایجاد تنوع، در لحظاتی، هارمونی موسیقی را به بیراهه بکشاند در این حالت از آکوردهایی استفاده می کند که به آنها آکوردهای گذر یا Passing Chords گفته می شود حتی ممکن است حرکت به سمت آکوردی باشد که نام مشخصی نتوان برای آن انتخاب کرد.
«به صد سو…» منتشر شد

«به صد سو…» منتشر شد

آلبوم «به صد سو…» به آهنگسازی و نوازندگی سپاس صدر نوری از سوی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» در قالب یک اثر تلفیقی منتشر شد. این دومین اثر رسمی سپاس صدرنوری، پیانیست و آهنگساز جوان است که به انتشار می رسد؛ آلبوم قبلی او «در آغوش رنگ ها» نام داشت.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XII)

یک اوراتوریو برای متزوسوپرانو، تنور، باس، گروه کر و ارکستر بر پایه ی شعری از کاردینال نیومن. اوراتوریو از دو قسمت تشکیل شده اما غالباً بدون وقفه در وسط دو بخش نواخته می شود.
در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

«سنتی» در زمان حال و در مقوله های فرهنگی ـ هنری، پدیده ای است “شبه شرقی یا شبه ایرانی“ که نشانی و شباهتی ظاهری با یک فرم قدیمی ـ تاریخی دارد. (در موسیقی نوع سازها و لباس های به ظاهر وطنی و تزئینات صحنه با قالی و کلیم و مخده و در معماری استفاده از قوس و قوس شکسته و کاشیکاری)، پدیده ای است که یک توریست غربی غریب و ناوارد آن را به عنوان یک پدیده شرقی یا ایرانی شناسایی می کند. پدیده ای است که با انتظارات و تصورات غربی ها از فرهنگ و هنر شرقی مطابقت دارد. (توریست غربی از چایخانه و سفره خانه سنتی عکسبردای می کند و در وطنش برای دوستانش کنفرانس می دهد که بعله! ایرانی ها از قدیم الایام عصر ها در این نوع چایخانه ها جمع شده و در ضمن صرف چای و قلیان گفتگو می کنند) که مطلقاً صحت ندارد.