منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

آقای مشایخی به من گفتند قطعه ای برای فلوت بنویسم. پرسیدم فقط فلوت تنها؟ گفتند فعلاً فقط فلوت تنها. گفتم استاد برای ارکستر و فلوت بنویسم؟ گفتند نه فقط برای فلوت. من قطعه ای برای فلوت سلو در شوشتری نوشتم. سعی کردم به لحاظ ریتم و ملودی مونوتون نباشد. کار متفاوتی بکنم. ایشان کار را گام به گام می دیدند و نظراتی می دادند، وقتی تمام شد، گفتند در فرهنگسرای نیاوران اجرایی داریم که می خواهم قطعه تو هم اجرا شود. کسی را می شناسی که فلوتش را بزند؟ من دوستم ناصر رحیمی که نوازنده حرفه ای فلوت هستند را معرفی کردم و با اجرای ایشان کار اجرا و ضبط شد.

بعد از اجرا ایشان به من گفتند حالا می توانی قطعه را برای ارکستر و فلوت بنویسی که من هم شروع کردم به نوشتن.

البته قبلاً کار برای ارکستر نوشته بودم، منتها ارکستر موسیقی ملی با سازهای ایرانی. در این قطعه به هیچ وجه ساز سنتی بکار نرفت. علارغم اینکه فضای ملودی شوشتری بود. قطعه را در چهار قسمت کوتاه نوشتم.

تقریباً می شد گفت شد یک کنسرتینو برای فلوت و ارکستر اما این اسم را هرگز روی آن قطعه نگذاشتم چون می دانستم اهالی موسیقی کلاسیک ایراد خواهند گرفت که مختصات فرم کنسرتینو فلان و بهمان است و اینجا رعایت نشده و از این قبیل موارد. نهایتاً کار که تکمیل شد آقای مشایخی گفتند این موسیقی و ارکستراسیونی که نوشتی کاملاً صدای موسیقی خودت هست و کمتر صدای ارکستر غربی محض می دهد، ‌در صورتیکه از ساز ایرانی در آن استفاده نشده ولی حال و هوا و اتمسفر آن ایرانی و تنظیم اش منطبق با ملودی حرکت کرده نه بر مبنای صدای باس.

بعد این قطعه در استودیو جام جم ضبط شد و کار ارکسترال خوبی هم شد. آقای مشایخی ضبط شده کار را در کلاس هم مورد بحث گذاشت. ایشان متعجب بودند که چگونه در یک قطعه هفت دقیقه ای اینهمه ملودی وجود دارد. دلیلش هم ذهنیت موسیقی ایرانی من بود و کارم خیلی ملودی داشت.

میدانید که در موسیقی کلاسیک اینگونه نیست و آهنگسازان یک تم را گرفته و با بسط و گسترش می دهد و با اعمال تغییراتی در آن و با ایمیتاسیون و واریاسیون و جابجایی ها و غیره، قطعه را پیش می برند. کار من با شوشتری شروع می شد، از منصوری وارد چهارگاه می شد، حصار می رفت و پس از بازگشت به چهارگاه کادانس می شد و دوباره با فلوت سلو به شوشتری باز می گشت و خاتمه می یافت.

بعد یک قطعه برای ارکستر مضرابی نوشتم و اجرا هم شد. از جمله تصنیف «کیستم من» برای ارکستر و گروه تنبک که آهنگ قدیمی آقای امین الله رشیدی بود. ایشان گفتند این کار را برای ارکستر کامل بنویس ولی بنده ضمن ابراز اینکه کار به شیوه گلها تجربه شده و دوره اش گذشته، گفتم اجازه بدهید این ملودی را با شیوه و روش جدیدتر و حال و هوای دیگری مثل ترکیب سازهای مضرابی و گروه ضرب که از استاد دهلوی در این قالبها نمونه هایی هم هست، تنظیم کنم و بنویسم که البته آقای رشیدی خیلی نمی پسندیدند ولی بنده خواستم با روش خودم آن آهنگ را تنظیم کنم که در نهایت ایشان هم اجازه دادند و همراهی کردند.

البته بعدها در ارکستر ملی که من با آقای فخرالدینی همکاری داشتم به توصیه ایشان آن قطعه را برای ارکستر ملی نوشتم و اجرا هم شد.

گزارش موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«نغمه های گمشده» به انتشار رسید

«نغمه های گمشده» مجموعه ۱۸ قطعه برای گیتار کلاسیک شامل ۱۴ اثر سولو و چهار قطعه کوارتت است که با همکاری پیمان شیرالی نوازنده و آهنگساز ایرانی و آسونتو جیاسکو نوازنده و آهنگساز ایتالیایی تهیه شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IV)

غیر از یک نفر از تنظیم‌کننده‌های جوان که پاسخ برخی از پرسش‌های ذهنی من را داشت و اتفاقاً چون ارتباط خوبی با یکی از آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌زمان با واروژان دارد، پیشنهاد کرد که برای رسیدن به بهترین اطلاعات باید به آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌دوره‌ی واروژان مراجعه کنم؛ ولی چون مطمئن بودم در این شماره‌ی ماهنامه‌ی هنر موسیقی حتماً همکاران نویسنده سراغ استادانی چون «ناصر چشم‌آذر» خواهند رفت و ممکن است مطلب من دچار معضل دوباره‌کاری و موازی‌کاری با مطلب نویسنده‌ای دیگر شود، از این کار پرهیز کردم.

از روزهای گذشته…

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

توماس بیچام در ۸۱ سالگی در اثر سکته قلبی در آپارتمانش در لندن درگذشت! او ۲ روز بعد در قبرستان بروکوود در سِری خاک سپرده شد. به خاطر تغییراتی در بروکوود، باقیمانده جسدش در سال ۱۹۹۱ پس از نبش قبر در حیاط کلیسای سن پترز در لیمپسفیلد در سِری به خاک سپرده شد. آرامگاه او حدودا ۱۰ متر با آرمگاه فردریک دلیوسِ آهنگ ساز فاصله دارد. پس از سر توماس پسر بزرگش آدریان ولز بیچام بارونت شد.
پایانی بر آغاز (II)

پایانی بر آغاز (II)

فعالیت اصلی بنیاد رودکی مسائل اداری تالار وحدت و رودکی و یا به عبارتی کل ساختمان است، اما دفتر موسیقی بیشتر فعالیتش معطوف به بخش فرهنگی و هنری میباشد و اگر ما بخواهیم همکاری خوبی داشته باشیم باید هماهنگی دقیق بین دو سازمان وجود داشته باشد. البته گاهی مشکلات و ناهماهنگی هایی پیش می آید ولی ما همیشه راه حلی را برای خارج شدن از بن بست ها پیدا کرده ایم، مطمئنا وجود دو سازمان در این مرکز نسبت به مراکزی که توسط یک سازمان اداره میشوند هماهنگی و همکاری بیشتری را نیازمند است.
آرتور روبنشتاین، ویرتوز قرن بیست (I)

آرتور روبنشتاین، ویرتوز قرن بیست (I)

آرتور روبنشتاین را یکی از برترین نوازندگان ویرتئوز پیانو در قرن ۲۱ میشناسند. نوازنده آمریکایی – لهستانی که ۲۸ ژانویه سال ۱۸۸۷ و در خانواده ای یهودی بدنیا آمد. وی هیچ نسبتی با نوازنده و پیانیست معاصر آنتون روبنشتاین و یا هلنا روبنشتاین ندارد.
گزارشی از نشست اولین سالگرد سایت زنان موسیقی

گزارشی از نشست اولین سالگرد سایت زنان موسیقی

یکم اسفند ۱۳۹۱، خانه ی هنرمندان میزبان نشستی با عنوان “زنان موسیقی” بود. این برنامه که با همت گردانندگان و همکاران “سایت زنان موسیقی” برگزار شده بود، جشنی بود به مناسبت تولد یک سالگی این سایت. نخست دکتر اردشیر صالح پور به عنوان مجری، دقایقی در معرفی برنامه و نقش زنان در موسیقی سخن گفت:
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VII)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VII)

مضراب پرانی لنگ: این قطعۀ کوتاه در دستگاه شور ساخته شده است و نغمات آن تحت تاثیر موسیقی محلی و مقامی خراسان می باشد. ویژگی بارز این اثر وزن و میزان بندی لنگ و دور متفاوت آن است. دور اصلی این اثر سیزده تایی بوده و تقسیمات داخلی آن به صورت ۵+۴+۴ می باشد. در حین اجرا دور اصلی اثر با تغییرات جزئی مواجه می شود که عبارتند از دور یاز ده تایی با ترکیب ۳+۴+۴ و دور دوازده تایی با ترکیب منظم ۴+۴+۴٫
درباره‌ی پتریس وسکس (I)

درباره‌ی پتریس وسکس (I)

پتریس ‌وسکس در ۱۶ اپریل سال ۱۹۴۶ در شهر آیزپوت (Aizpute) کشور لتونی متولد ‌شد. او پسر یک تعمید‌دهنده‌ بود و تحصیلات اولیه‌ی خود را در یک مدرسه‌ی موسیقی محلی با نام جوزف ویتولز لتونی میوزیک (Jazeps Vitols Latvian Academy Of Music) گذاراند. همچنین از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ به یادگیری کنترباس در مدرسه‌ی موسیقی امیلز دارسینز (Emils Darzins Music School) شهر ریگا (پایتخت لتونی) پرداخت و از سال ۱۹۶۱ به عنوان نوازنده در ارکستر سمفونیک و ارکسترهای مجلسی‌ متعددی از جمله ارکستر فیلارمونیک لتونی، ارکستر فیلارمونیک لیتوانی و ارکستر رادیو لتونی فعالیت کرد.
به زبان ایرانی (II)

به زبان ایرانی (II)

در این که ملودی در موسیقی ایرانی (و شاید موسیقی‌های شبیه آن) اهمیتی به‌سزا دارد شکی نیست اما در نحوه‌ی استفاده از این جایگاه خاص برای حل شدن در متن ساختار موسیقایی دیگر، و به‌کارگیری آن برای آفریدن زبان موسیقایی سمفونیکی که مختص این فرهنگ باشد ابهامات فراوانی هست.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

از نظر فیثاغورث موسیقی یکی از شاخه های علم ریاضی بود که هارمونی موجود در آن، با تناسب های ریاضی کنترل می شد. او نخستین پایه گذار علم موسیقی شناخته شده است و عقیده داشت که اعداد، حقایق اصلی یا تنها حقایق این جهان هستند. به باور او اعداد در روابط طبیعی، فردی و اجتماعی، نقشی اساسی داشتند. هارمونی، صداهای گوش نواز، قرینه و فواصل کمکی، زاییده اعداد و روابط ریاضی بودند و ریاضیات، مادر تمام علوم و از جمله موسیقی به شمار می رفت. از نظر فیثاغورث موسیقی یک امر واحد ترکیب یافته از روابط اعداد بود و چون اعداد فی نفسه دارای صفات اخلاقی بودند، موسیقی هم باید در زمره ی ارزش های اخلاقی ارزش یابی و بررسی می شد.
به قلم یک بانوی رهبر (II)

به قلم یک بانوی رهبر (II)

زنان تا قرن بیستم، در واقع یعنی تا سال ۱۹۳۰، وارد عرصه رهبری نشدند. در آن سال، آنتونیا بریکو (Antonia Brico) برای نخستین بار با ارکستر فیلارمونیک برلین به اجرا پرداخت و البته خشم منتقدین را برانگیخت. سپس به کشورش یعنی ایالات متحده آمریکا بازگشت و هیچ پیشنهاد رهبری به او نشد.
گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

در یکی از روزهای گرم مرداد ماه، برای خرید کتاب به انتشاراتی ویستار واقع در میدان هفت تیر تهران رفته بودم، به طور اتفاقی پیمان سلطانی هم در آن جا حضور داشت. بعد از احوال پرسی مثل همیشه صحبت موسیقی به میان آمد و بحث بر سر آواز ایرانی بالا گرفت. پس از دقایقی صحبت، با خود اندیشیدم که چه خوب است این گفت و گو را به مصاحبه ای تبدیل کنم، اول خواستم به ایشان بگویم وقتی تعیین کنند که مفصل در این باره بحث کنیم اما با اطلاع از اینکه پیمان سلطانی مشغله ی کاری زیادی دارد و ممکن است به این زودی فرصتی برای این کار پیدا نشود، تصمیم گرفتیم بحث را در همان جا ادامه دهیم و از او خواستم چند دقیقه ای وقتش را به من دهد و او هم مثل همیشه با خوش رویی پذیرفت و گفت و گو را ادامه دادیم.