نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (V)

اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
بررسی چند صدایی در «قطعه‌ای در ماهور»
بافت کلان «قطعه‌ای در ماهور» کنترپوانتیک است مانند بیشتر آثاری که از فرامرز پایور به جای مانده است. استفاده از این تکنیک در موسیقی ایران بسیار معمول‌تر از بهره‌گیری از تکنیک هارمونی است، چرا که همراهی ملودی‌ها بهتر می‌توانند مشخصه‌های موسیقی دستگاهی را تداعی کنند تا نغمه‌های عمودی و هارمونیک که شائبه «غربی صدا دادن» را در نگاه منتقدان تشدید می‌کند البته باید توجه داشت اگر قوانین کنترپوال دقیقا مطابق قوانین کنترپوان کلاسیک استفاده شود، طبعا حال و هوای موسیقی نیز غربی می‌شود، پس باید توجه داشته باشیم که استفاده از تکنیک کنترپوان به معنی رعایت تمامی قوانین غربی کنترپوان (مخصوصا کنترپوان تنال) نیست. (۷)

در «قطعه‌ای در ماهور» ما یکی از بیشترین موارد استفاده از تکنیک هارمونی را برای ارکستر ایرانی، نسبت به دیگر ساخته‌های فرامرز پایور می‌شنویم، چنان که در سه قسمت از این قطعه، توالی آکوردهای سه‌صدایی و چهارصدایی به صورت برجسته خود‌نمایی می‌کند.

هم در بررسی بخش هارمونی و هم کنترپوال این اثر ما تا حدی از روش آنالیز غربی استفاده خواهیم کرد، مخصوصا بیشتر در بخش آنالیز هارمونی این اثر.

سوالی که اینجا ممکن است به ذهن بعضی از خوانندگان این بخش برسد این است که آیا صحیح است که آکوردهای نوشته شده بر اساس موسیقی ایرانی را با تکنیک هارمونی موسیقی غربی بسنجیم؟ به عقیده نگارنده، پاسخ در این قطعه خاص و این سه توالی آکورد مورد بحث مثبت است، چرا که فضای این اثر مخصوصا در قسمت‌هایی که توالی آکوردها نوشته شده‌اند، هم‌خوانی زیادی با ماژور و مینور غربی دارند و بررسی این هارمونی با تکنیک های هارمونی غربی ایجاد مشکل نخواهد کرد.

اما سوال دیگری که مطرح می شود این است که چه قوانینی از هارمونی و کنترپوان کلاسیک برای آنالیز آثاری اینچنینی قابل استفاده است و کدام نیست؟ پاسخ به این سئوال به قدری مشکل است که نزدیک به ۹۰ سال از مطرح شدن آن می‌گذرد ولی هنوز جواب قطعی به آن داده نشده است؛ اختلاف نظر میان اساتید در مباحث تئوری موسیقی ایرانی و پیچیدگی فراوان تئوری موسیقی ایرانی و سلایق مختلف شنیداری، بخشی از عواملی هستند که ارائه‌ی نظر قطعی به این سئوال مهم را سال‌هاست به تعویق انداخته‌.

پس ناچاریم در این نوشته نیز در قسمت‌هایی به گوش موسیقایی خود مراجعه کنیم و تا حدی که با این زیبایی‌شناسی توانستیم مشترکاتی با تئوری موسیقی غربی بیابیم، روش‌های تطبیقی را به کار گیریم.

پیش از وارد شدن به آنالیز بخش هارمونیک این اثر باید توجه داشته باشیم که به دلیل نوشته نشدن دقیق پارت همه نوازندگان و شفاهی بودن بخشی از توضیحات این اثر در هنگام تمرین، ما دقیقا نمی‌دانیم که آکوردها مخصوصا در بخش باس که اهمیت بسیار بالایی در تشخیص آکورد و آنالیز ما دارد، در چه محلی قرار می گرفته، پس لازم است که در آنالیز هر سه توالی آکوردها، به بررسی احتمالات ممکن نیز بپردازیم: (۸)
الف)‌ تکنیک های هارمونیک:
اولین توالی آکوردی که به طور مشخص با آن برخورد می‌کنیم در میزان ۵۳ تا ۵۵ است که به جز بخش سوپرانو که حرکتی پیوسته و رو به بالا دارد، در بقیه بخش‌ها به میزان بالایی از بی‌نظمی در بخش باس، تنور و آلتو برخورد می‌کنیم که اگر این ترکیب هارمونی توسط هنرمند آشنا به هارمونی نوشته نشده بود، قطعا می‌شد رای بر بی‌اطلاعی نویسنده آن از اصول زیبایی‌شناسی و قواعد مرسوم هارمونی داد ولی با توجه به دانش مصنف این اثر از تکنیک‌های هارمونی، می‌شود این نوع وصل آکورد را به عنوان خواسته‌ی جدی وی تلقی کرد.

همان طور که ذکر شد، بخش بزرگی از نت‌های باس در نت‌نویسی نوشته نشده است و نوازندگان سازهای باس، اکثر نت‌هایی را که در وسعت سازشان نبوده را یک اکتاو بم تر اجرا می‌کردند. متاسفانه کیفیت صوتی و تصویری این اثر در حدی نیست که متوجه شویم دو ساز رباب و عود دقیقا چه می‌نواخته‌اند، پس لازم است دو احتمال را برسی کنیم، اول اینکه عود «می ۴» و «ر ۴» و «سل ۳» را می‌نوازند که بعید به نظر می‌رسد چنین پرشی را انجام داده باشد، دوم اینکه «می ۳» و «ر ۳» و «سل ۳» را نواخته باشد که این احتمال درصد بسیار بالاتری از صحت را می تواند داشته باشد، چرا که اکثرا نوازندگان سازهای ایرانی در این مواقع سعی می‌کردند، بخش‌هایشان را با کم‌ترین پرش بنوازند، در این صورت ناچار به چنین آکوردی می‌رسیم:

تصویر شماره ۱


audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

پی نوشت
۷- یک مثال در این زمینه، تفاوت های گسترده بعضی از قوانین کنترپوان ۱:۱ کلاسیک را برای ما روشن می کند: «در مد کوچک به کاربردن فاصله دوم افزوده در خط ملودی ممنوع است، این دو نت باید از هم دور نگاه داشته شوند در غیر این صورت یا باید هر دو نیم پرده کروماتیک بالا روند یا هر دو به حالت گام کوچک طبیعی به کار روند تا با هم فاصله دوم بزرگ داشته باشند.» (کنترپوان – اچ.سی.ال.استاکز ترجمه مصطفی کمال پورتراب ص ۲۲) حال تصور کنید، برای آنالیز بخش اصفهانک این قطعه، از روی شباهت مینور به اصفهان، به صورت کورکورانه این دست از قوانین کنترپوان را بکار ببریم.

۸- لازم به یادآوری است که برای سهولت آنالیز این اثر برای عده بیشتری از مخاطبان، همه سازها در کلید سل در جایی که صدا می‌دهند نوشته شده است.

2 دیدگاه

  • ریزوندی
    ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۹۲ در ۷:۱۱ ب.ظ

    کمانچه ها علاوه بر ره سل می، لا سی دو را نیز می نوازند که در نت نیاورده شده است

  • ارسال شده در دی ۱۸, ۱۳۹۲ در ۵:۱۹ ب.ظ

    دوست گرامی، فایل صوتی کمی بیشتر یا کمتر از نت نوشته شده را در بر دارد؛ برای پیگیری مطلب به نت و آنالیز توجه کنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۲- بهمن ماه ۹۶) برگزار می شود

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در روز ششم بهمن ماه ۱۳۹۶ به صورت اینترنتی برگزار خواهد شد. ای دومین دوره مسابقات مگتان است که به صورت اینترنتی به صورت ترکیب اجرای زنده و اینترنتی برگزار می شود و طبق معمول به برنده این مسابقه یک گیتار با ارزش اهدا خواهد شد.

از روزهای گذشته…

موسیقی و ایدئولوژی (I)

موسیقی و ایدئولوژی (I)

بحث در مورد موسیقی و خصوصیات ذاتی آن امری است مشکل. این موضوع را میتوان دلیل دو بعدی بودن موسیقی دانست؛ یعنی موسیقی از جهتی متاثر از اندیشه و عواطف بشری و نشات گرفته از یکسری فعل و انفعالات ذهنی است و از جهتی دارای قواعد و اصولی است که با معیارهای مادی و حقیقی تا حدی قابل تجزیه و تحلیل و ارزیابی میباشد.
نگاهی به اپرای مولوی (V)

نگاهی به اپرای مولوی (V)

عطار وارد شده و خطاب به مغولها میگوید: خسروا اول مرا گردن بزن تا نبیند این مذلت چشم من… امیر تومان جلو می آید و با خشم میپرسد :”کیستی تو؟” و عطار همین سئوال را از او میکند. در اینجا بین سئوال اول و سئوال دوم یک تفاوت وجود دارد که بصورت زیرکانه ای حالت گفتاری و منظور هر دو طرف را بیان میکند؛ این دیالوگ در گوشه شوشتری اتفاق می افتد و سئوال اول که سه سیلابی است به ترتیب روی فاصله ششم، پنج و چهارم مینور حالت سئوالی میگیرد و پاسخ عطار که در واقع همان سئوال را با حالتی طعنه آمیز به او بر میگرداند، فاصله های ششم، چهارم و ششم است؛ امیر تومان در جواب از قدرت و درجه مادی اش میگوید و عطار را تهدید میکند و در پاسخ عطار با ملودی دل انگیزی با ضدای میانه می خواند: “عارفان زانند دائم آمنون که گذر کردند از دریای خون” و سپس در اوج میگوید: “حق منزه از تن و من با تنم چون چنین باید بباید کشتنم”… او سر را پایین گرفته و به استقبال مرگ میرود.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

پس از آشنایی با برخی مسایل و تکنیک‌های عمومی که نقدگران با آن دست به گریبانند پای آگاهی میان‌رشته‌ای و مرزبندی شیوه‌های نقد به میان می‌آید. نقدگری موسیقی، اغلب کاری ذوقی، گونه‌ای ادبی و خلاصه بی‌نقشه‌ و مرزبندی مشخص سبکی (جز آنچه به ویژگی‌های فرد و مقلدان احتمالی ربط دارد) شمرده می‌شود. این توصیف‌ها ممکن است در مورد خیلی از نقدها درست باشد اما نمی‌توان چشم پوشید از اینکه نقد موسیقی هم گونه‌هایی دارد و اگر چه در جهان واقعی نقدها ممکن است دقیقاً درون این مرزها نگنجند، مشخصات کلی‌شان را می‌توان آموخت و به‌کار گرفت.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (II)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (II)

در مکتب هنرستان موسیقی ملی، (بنیان گذار روح الله خالقی ۱۳۲۸ هـ. ش) نت نویسی، برای امکان نقل آسان به هنرجویان مبتدی، بر پایه «ساده نویسی» قرار گرفت؛ در نوشته های آن مکتب غیر از میزان های دو ضربی، سه ضربی، شش ضربی و به ندرت چهار ضربی، وزن های دیگری مشاهده نمی شود؛ گویا موسیقی ایرانی محدود به این چهار نوعِ وزن است. سعی بر این بود که هر نوع آهنگی با هر وزن پیچیده موسیقایی در یکی از این میزان ها چپانده شود. که البته با توجه دقیق به عمل موسیقی ایرانی مورد تائید قرار نمی گیرد. در موسیقی ایرانی شش ضربی ها همه ۳+۳ نیستند و علاوه براین وزن های مفصل و پیچیده وجود دارد که همه ساده نویسی شده اند.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VIII)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VIII)

برای جنبش احیای موسیقی سنتی ایران نمی‌توان دقیقا طول عمری مشخص کرد، اما اگر آغاز آنرا در نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۴۰ و همزمان با تاسیس گروه موسیقی دانشگاه تهران بدانیم عمر شاخه‌ی اصلی آنرا باید حدود دو تا سه دهه به حساب آوریم.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

شاید بتوان «شوشتری برای ویولون و ارکستر» را یک روندو برای ویولون و ارکستر دانست، چراکه بعضی از مهمترین خصوصیت های یک روندو را دارا می باشد. اساس این اثر بر مبنای یک تم شکل گرفته است که به صورت ترجیع بند (Refrain) در طول قطعه تکرار می شود. (تصویر شماره ۲)
مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (II)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (II)

من هریس را وقتی که در نیواولئان زندگی می کرد ملاقات کردم و فکر کردم که او صدای آماده ای دارد. من صدای افراد جوان دیگری را شنیده بودم اما آنها اکثراً سیاه پوست نبودند. من همیشه از اینکه چرا جوانان سیاه پوست وارد موسیقی خود نمی شوند متعجب بودند. من هرگز نتوانستم کشف کنم که چرا آنها نمی توانند با فرهنگ خود روبرو شوند یا قدر آن را بدانند. بنابراین وقتی کار او را شنیدم، فکر کردم ” پسر این یک چیز عالی است!”.
ژوزف کسما

ژوزف کسما

به جرات می توان گفت که یکی از زیباترین قطعات استاندارد در Jazz قطعه “Autumn Leaves” ساخته “Joseph Kosma” می باشد و عجیب است که یک آهنگساز مجارستانی بتواند قطعه ای را بنویسد که سالهای سال همه علاقمندان به موسیقی (Jazz و ساریر شاخه ها) از شنیدن آن لذت ببرند. این قطعه بارها و بارها توسط افراد مختلف بصورت وکال یا سازی اجرا شده و هنوز هم هر نوازنده Jazz ای این قطعه را اجرا می کند.
آکورد مینور ۹

آکورد مینور ۹

اغراق نیست اگر بگوییم آکورد مینور۹ بنظر یکی از زیباترین آکوردهای ساده ای است که دنیای موسیقی بخود دیده.
بتهوون چمن آرا

بتهوون چمن آرا

چه خوب دریافته بود سردبیر گفت وگوی هارمونیک اهمیتی را که خبرش برایم داشت، مثل آن که خبر فوت پدری بخواهند به فرزند بدهند، ندانند چه طور. بالاخره گفت: کریم چمن آرا فوت کرد. یک دنیا خاطره خراب شد بر سرم. ضربه‌های تیمپانی درآمد کنسرتو پیانوی ر مینور برامس بر سرم کوبیدند. در کسری از ثانیه، فیلمی به درازای چند سال در پس ذهن مرور شد…