نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VI)

اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
این سه آکورد مورد بحث را به روش هارمونی کلاسیک آنالیز می‌کنیم:

اولین آکورد ii 9 e است در حالتی که گویا سوم و هفتم آکورد حذف شده، این آکورد که به هیچ وجه آکورد معمول و متداولی نیست (مخصوصا با حذف سوم) به آکورد بعدی که معکوس دوم آکورد دومینانت است متصل می شود، در پیشروی (Progression) طبیعی (یا حرکت هارمونیک) می‌دانیم که آکورد فونکسیون دو در حالت هفت (ii 7) به دومینانت باز، به صورت چهار صدا یعنی هفت (V c) متصل می‌شود ولی توضیح اینکه آکورد ii 9 در حالتی که سومش حذف شده و همین‌طور در حالت معکوس چهارم است و می‌خواهد به دومینات در حالت معکوس دوم وصل شود چگونه منطقی دارد جای سئوال است. پس از این وصل، آکورد بعدی در فونکسیون یک و حالت معکوس دوم می‌آید.

غیر از وصل شدن آکوردهای غیر طبیعی به هم، نوع چیدمان نت‌ها نیز غریب به نظر می‌رسد، اینکه چرا آکورد دوم در بخش تنور، پرش پنجم به پایین دارد وقتی قرار است در آکورد بعدی شش پرده به بالا برود؟ اورلپ (Overlap) و کراسینگ (Crossing) هم بارها در این توالی دیده می‌شود.

حال می‌شود به فرضیه‌ای دیگر بپردازیم که: «در این مجموعه آکورد، آهنگساز توجه به خط افقی یعنی ملودی این سه خط داشته و نه هارمونی آن» ولی این فرض هم قابل قبول نیست، چراکه پرش‌ها و از هم گذشتن بخش‌ها باعث می‌شود که ملودی هر خط هم قابل پیگیری نباشد.

تصویر شماره ۲


audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

مجموعه آکورد بعدی را در میزان ۱۰۷ تا ۱۱۳ است؛ اولین آکورد یک دوبل نت است که به خاطر این که فاقد فاصله سوم است، بهتر است در مورد ماهیت آن قضاوت نکنیم. آکورد بعد در فونکسیون یک و در حالت پایگی است (i) این آکورد مینور باز به فونکسیون یک در حالت معکوس اول (I b)‌ می‌پیوندد و این آکورد به فونکسیون چهار در حالت پایگی (iv) و چهار طبق سنت هارمونی کلاسیک به فونکسیون پنج می‌پیوندد که البته اینجا دومینانت به صورت معکوس دوم (V c) آمده است و آکورد بعدی که در واقع یک تکرار (Repetition) محسوب می‌شود که باز دومینانت است ولی به صورت معکوس اول؛ استفاده از این آکورد نشان می دهد که آهنگساز قصد برخورد به صورت کلاسیک با آن را ندارد و تمایل دارد بیشتر به باز و بسته و دوباره باز شدن چیدمان آکوردها در سازها بپردازد؛ آخرین آکورد فونکسیون یک را در حالت پایگی نشان می‌دهد.

وصل آکوردها در این بخش به جز در قسمتی که آکورد دومینانت معکوس دوم می آید منطقی به هم متصل شده است، هر چند در آکوردنویسی معمول که بر اساس بخش‌نویسی برای گروه همسرایان (hymn) نوشته می‌شود، وقتی آکورد چهارصدایی را سه صدایی می‌کنند، هر حرکت بخش تک‌صدا شده به معنی حرکت اکتاو موازی به حساب می‌آید ولی اینجا به خاطر وجود رنگ‌های صدایی مختلف در ارکستر می‌توان از این اشکال چشم پوشی کرد، مخصوصا در این بخش که با یک اتفاق استثنایی روبرو هستیم: پایور در این بخش با اصرار سعی در پرش‌دار کردن بخش‌ها دارد، او در این قسمت روی هر نت دقیقا مشخص کرده است که چه سازی باید آن را بنوازد و با این کار از منظم نواختن آنها روی یک خط مشخص صدایی (سوپرانو، آلتو، تنور و باس) و حرکت آنها با کم‌ترین میزان پرش، جلوگیری کرده است.

بدون شک قصد آهنگساز از ایجاد این ترفند، بوجود آوردن نوعی پیچیدگی در اجرای یک توالی آکورد بوده، عملی که پایور در دیگر آثار خود کمتر به سراغش رفته است و همیشه سعی کرده ساده و حساب شده آثارش را تنظیم کند.

تصویر شماره ۳

audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

اجرا و تحلیل سه اثر پیانویی در دانشگاه هنرهای زیبا

روز یکشنبه ساعت ۱۲ روز سی ام اردیبهشت ماه سال جاری دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میزبان آروین صداقت کیش و سینا صدقی از نویسندگان و منتقدین موسیقی اکادمیک در ایران است. در این برنامه کارن سلاجقه، مطهر حسینی و افشین مطلق فرد به ترتیب آثار پیانوییِ شروین عباسی، فرنود حقانی پور و نیما عطرکار روشن را خواهند نواخت. شایان ذکر است این برنامه با محوریت موسیقی معاصر از نگاه تکنیک آهنگسازی و ساختارهای زیبایی شناسانه معاصر به تحلیل آثار فوق خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (V)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (V)

دومین موومان جسورانه و درخشان این اثر تحت عنوان “اردوگاه پاتنام” بیانگر تاثیر گردش روز چهارم ژوئیه بر یک کودک است. آیوز در این موومان، خاطره دوران کودکی اش را از دو دسته همنواز هنگام رژه و آمیزه ناساز نغمه های آنها تجسم بخشیده است. او تکه هایی از مارش های مشهور جان فیلیپ سوزا (۱۹۳۲-۱۸۴۵)، آهنگساز آمریکائی ملقب به “سلطان مارش”، را در اثرش گنجانده است. گریز زدن آیوز به سرودهای میهن پرستانه و نغمه های محلی آمریکا در پیدایش رنگ و بوی مردم پسند این قطعه سهمی به سزا دارد.
ماجرای غم انگیز نقد لطفی

ماجرای غم انگیز نقد لطفی

چندیست که ماجرای کمانچه نوازی محمدرضا لطفی نوازنده و آهنگساز صاحب نام ایران، پس از چند سال بازار نقد و نقادی را در نشریات گرم کرده است. نقدها با کیفیت های مختلف و از زاویه های متفاوت بر نوازندگی و گفته های لطفی در خبرگزاری ها و مجلات هنری به چاپ رسیده و تقریبا این ماجرا بدون نتیجه ای خاص به پایان رسیده است.
امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

صفحاتی که در لیبل دیسکو گراف‌های مثل آقای امیر منصور و آقای شرایلی انجام شده در حوزه موسیقی وجود دارد، مهمترین‌های آن را داریم ولی یکی از مهمترین‌های آن را که نتوانسیم پیدا کنیم، صفحه‌ایی است که در سال ۱۳۰۶ یعنی در سن ۱۷ سالگی در کمپانی پولیفون ریکوردز با تار علی اکبر شهنازی ضبط کرده اند؛ دو صفحه هست که اصلا مجید وفادار تصنیف خوانده با تار شهنازی که متاسفانه آن لیبل صفحه وجود دارد ولی خود صفحه را نداریم و نتوانسیم اثر صوتی آن را پیدا کنیم و در این برنامه رونمایی کنیم ولی بقیه تصنیف‌ها وجود دارد.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (II)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (II)

خیلی دوست داشتم کارهای بیشتری از روسینی انجام دهم. قسمتهای کولبران (Colbran) واقعا برای من مناسب بودند، همانند روغن برای صدا، بسیار برای من مفید و در عین حال سخت هستند!
چرا سنتور سل کوک؟ (III)

چرا سنتور سل کوک؟ (III)

ابتدا از لحاظ ابعاد: طول سنتورهای سی کوک حدوداً ده سانت و عرض آن یک یا حداکثر دو سانت کمتر از سنتورهای سل کوک است و این اندازه کاملاً مناسب با میزهای جدیدی است که سطح آنها کوچکتر شده (تقریبا نصف میزهای قدیمی). بنابراین ابعادِ یک سنتور سی کوک با جعبه فقط “کمی” بزرگتر از ویلن (با جعبه) خواهد بود. (ویلن هایی که جعبه ی آنها مستطیل شکل است).
بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (IV)

بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (IV)

به نظر می‏ رسد دلایل استفاده از موسیقی توسط گروه اجتماعی یادشده و هدف آن‏ها از کاربرد موسیقی شامل این موارد بود: از یکسو، کارکردهای ی همچون تقویت و همبستگی گروه ی (و نه اجتماعی)، اعتبارده ی به گروه «خودی»‏ها، بازتاب دهندۀ الگوها یا ارزش‏های گروه و طبقۀ خودشان، نماد هویت افرادِ گروه و جایگاه آن‏ها نسبت به هم، تقویت کنندۀ خصوصیات و جهت گیری‏های غالب گروه؛ و از سوی ی دیگر وسیله ‏ای نه‏ چندان ضروری برای همراه ی رویدادهای اجتماعی و نداشتن نقشی اساسی در زندگی انسان‏های جامعه (نتل ۱۳۸۲: ۳۵-۳۹ و نک. مریام ۱۳۸۱).
دو اصطلاح مهم

دو اصطلاح مهم

اگر خیلی دقیق موسیقی را دنبال کرده باشید حتما” تابحال با اصطلاح Opus برخورد کرده اید. Opus یک اصطلاح لاتین به معنای کار(Work) است که برای مشخص کردن توالی کارهای آهنگسازان بکار میرود.
جرج بنسون

جرج بنسون

یکی از نوازندگان صاحب سبک دنیای گیتار جز جورج بنسون موزیسن امریکایی میباشد وی در سن ۲۲ سالگی با ضبط اولین آلبومش، خود را به دنیای موسیقی معرفی نمود. بنسون متولد ۲۲ مارس سال ۱۹۴۳ در پنسیلوانیای آمریکا میباشد. عمده شهرت وی به خاطر آثار محبوبش در میان مردم میباشد و بیشتر از اینکه او را به عنوان یک گیتاریست جز بشناسند از وی با عنوان خواننده پاپ نام میبرند!
تئوری بنیادین موسیقی (قسمت دوم)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت دوم)

برای آنکه نت های موسیقی را در دورهای پی درپی که پیشتر نشان داده شد بتوان به خط موسیقی نوشت خطوطی به کار برده می شود که حامل نام دارد. حال در ساده ترین و معمول ترین کاربرد خود عبارت است از پنج خط موازی با فاصله های مساوی. حامل پنج خطی دارای یازده محل برای جا دادن نت های موسیقی است پنج محل روی خط ها چهار محل میان خط ها یک محل پایین و یک محل بالای حامل به این ترتیب روی هر حاملی می توان یازده نت جای داد.
شهرت پس از مرگ

شهرت پس از مرگ

این قطعه را گوش کنید به احتمال زیاد این موسیقی را در یکی از فیلمهای سینمایی یا رادیو و … شنیده اید، نام این قطعه “The Entertainer” است. سبک این قطعه موسیقی رگتایم (Ragtime) نامیده میشود که از جمله سبکهای موسیقی جز است. در موسیقی جز اصطلاح رگتایم عمومآ معادل با نام اسکات جوپلین (Scott Joplin) آهنگساز بزرگ اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ است که زیباترین قطعات رگتایم را آفریده است.