یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

چندی پیش مطلبی در سایت به قلم یکی از نویسندگان «گفتگوی هارمونیک»، سعید یعقوبیان به نام «وهم یا نبوغ؟!» به انتشار رسید که از طرف مخاطبان مورد توجه و بحث های زیادی قرار گرفت. چند روز پیش یکی از خوانندگان سایت، یادداشتی را بر این نوشته ارسال کرد که امروز این مطلب را می خوانید:

نویسنده ی مطلب «وهم یا نبوغ؟!»، نگران از چشم انداز موسیقی ایران، با اشاره به نشانه هایی از افول (مانند کاهش کیفیت تولیدات موسیقی و تهی شدن تدریجی آنها از خلاقیت و نوآوری، افت سطح سلیقه عمومی و کاهش لایه بندی صوتی و چند گویی و موارد دیگر) یکی از دلایل این افول را فقدان آگاهی ما از چندان با هوش نبودنمان و به عبارتی دیگر «وهم نبوغ ملی» دانسته است.

توهمی که باعث شده است واقعیت های امروز موسیقی مان را نبینیم و به تبع آن چاره ای نیز برای آن نیندیشیم؛ همچون فرد بیماری که دچار توهم سلامت است و به دلیل این توهم و ناآگاهی ناشی از آن، آنقدر در جستجوی درمان تأخیر می کند تا از پای درآید. نویسنده همچنین با اشاره به وجود چالش های ملی نظیر گسترش پدیده مهاجرت و فرار مغزها، فقر و نابرابری اجتماعی، تنزل سطح رفاه اقشار جامعه، افت کیفیت تغذیه سالم و ناکارآمدی نظام آموزش و غیره، پیش بینی می کند که چه بسا وضع این بیمار در آینده وخیم تر شود؛ چرا که حتی به بیماری خود نیز واقف نیست.

و اما سوالات و نقدهای وارد شده بر این نوشته در قالب نظرات خوانندگان به طور عمده بر دو محور متمرکز بودند:
– تردید در مورد صحت عدد ضریب هوشی ارائه شده برای ایرانیان (ضریب هوشی ۸۴) و اعتبار منبع مورد استفاده.
– دخیل بودن عواملی غیر از «ضریب هوشی ملی پایین» و «توهم نبوغ» در مشکلات عرصه موسیقی.

امید است ذکر نکات زیر، در رفع این تردیدها، پاسخ به سؤالات و در نهایت قضاوتی منصفانه مفید باشند:
۱- منبع استفاده شده در نوشته ی مورد نظر جهت ذکر عدد ضریب هوشی ملی (National IQ Score)، سایتی با نشانی www.photius.com بوده است. این سایت اطلاعات خود را از کتاب “IQ and wealth of the Nations” سال (۲۰۰۲ ) ، نوشته ی لین (Lynn) – روانشناس – و ونهانن (Vanhanen) – دانشمند علوم سیاسی – کسب کرده است. کتاب مزبور به این موضوع می پردازد که بخشی از تفاوت میان کشورها از نظر توسعه اقتصادی، ناشی از تفاوت در میانگین هوش ملی کشورهاست (۱). اعداد ضریب هوشی گزارش شده در این کتاب برای ۸۱ کشور از جمله ایران، با تجزیه و تحلیل نتایج تست های هوش موجود در مورد کشورها محاسبه شده اند و برای ۱۰۴ کشور دیگر نیز بر اساس اطلاعات کشورهای همسایه (با ن‍ژاد و فرهنگ مشابه) تخمین زده شده اند.

تحقیقات متعدد دیگری، اطلاعات ارائه شده در این کتاب را استفاده کرده اند. در عین حال، به ادعاهای این کتاب، متدولوژی مورد استفاده در به دست آوردن ضریب هوشی ملی و نتیجه گیری های آن انتقاداتی وارد شده است. این نویسندگان در سال ۲۰۰۶ کتاب دیگری را به نام “IQ and Global Inequality” تألیف و این بار اعداد هوش ملی را برای ۱۱۳ کشور محاسبه کردند.

همچنین برای ۷۹ کشور،‌ ضریب هوشی را تخمین زدند و به سؤالات و تردیدهای منتقدین کتاب قبلی خود نیز پاسخ دادند (۲).

در سال ۲۰۱۰، لین در مقاله ای با عنوان “National IQs Revised for 41 nations”، اطلاعات قبلی برای ۴۱ کشور را مورد بازبینی و تصحیح قرار داد (۳) که عدد هوش ملی ۸۴ برای ایران در آن تغییری نکرد. همچنین در سال ۲۰۱۲، این نویسندگان در مقاله ی دیگری با عنوان:
National IQs: A review of their educational, cognitive, economic, political, demographic, sociological, epidemiological, geographic and climatic correlates.


با نشان دادن وجود همبستگی بالا میان اعداد ضریب هوشی ملی محاسبه شده، با نتایج تست های ریاضی، علوم و بسیاری از پدیده های اقتصادی و اجتماعی کشورها نظیر درآمد متوسط هر فرد، رشد اقتصادی، نابرابری درآمدی، رشد و آزادی اقتصادی، جرم، دموکراسی، میزان خودکشی، وضعیت سلامتی، مذهب و همچنین شرایط آب و هوایی و جغرافیایی، باز هم به دفاع از متدولوژی مورد استفاده در مطالعات قبلی خود برای محاسبه ی ضریب هوشی پرداختند و اینگونه استدلال کردند که اگر اعداد ضریب هوشی ملی آنها بی معنا بودند، این میزان از همبستگی مشاهده نمی شد (۴).

منابع
۱- en.wikipedia.org
۲- en.wikipedia.org
۳- Richard Lynn; National IQs updated for 41 Nations. Mankind Quarterly, Vol. 50, No. 4 (Summer 2010) pp. 275-296
۴- Richard Lynna, Tatu Vanhanen; National IQs: A review of their educational, cognitive, economic, political, demographic, sociological, epidemiological, geographic and climatic correlates. Intelligence, Volume 40, Issue 2, March–April 2012, Pages 226–۲۳۴

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

از روزهای گذشته…

منوچهر صهبایی: ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود

منوچهر صهبایی: ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود

بدنبال تهیه مطلب “آخرین پرچمدار” با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

سخن از این است که اگر شما انگشت‌گذاری مورب را برگزینید، بسیاری از مشکلاتی که در انگشت‌گذاری عمود با آن مواجه بوده‌اید برطرف یا آسان‌تر خواهد شد. برای مثال:
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (IV)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (IV)

تا کنون ۵ عنوان کتاب کتاب‌شناسی موسیقی به زبان فارسی چاپ شده، که به ترتیب سال انتشار عبارت است از: [۱] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف ویدا مشایخی ۱۳۵۵ «مرکز اسناد فرهنگی آسیا»، [۲] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف «محمدحسین درافشان»۱۳۸۲ «مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما»، [۳] «کتاب‌شناسی موسیقی (۱۳۸۱-۱۲۸۱)» تالیف «مهتاب خرمشاهی» ۱۳۸۳ «سرود»، [۴] «کتاب‌شناسی موسیقی در ایران» تالیف «سیمین حلالی» ۱۳۸۴ «ماهور» و [۵] «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی» تالیف «سید علی‌رضا میرعلی‌نقی» ۱۳۸۶ «مرکز موسیقی حوزه هنری» (۷). شاید اولین نکته‌ای که در همان نظر اول توجه را جلب می‌کند فاصله‌ی تقریبا سی ساله میان اولی و بقیه‌ی کتاب‌شناسی‌های موجود است. این شکاف که برای اهل موسیقی در ایران ناشناخته نیست در دیگر عرصه‌های موسیقی نیز (البته با طول مدت کمتر) اتفاق افتاده.
شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

موسیقی میکروتونال بر اساس فواصل کمتر یا بیشتر از ترکیبات پرده و نیم پرده شکل می گیرد. این فواصل متنوع بوده و اندازه های گوناگون را شامل می شوند. همچنانکه امروزه برای نشان دادن تغییر فاصله به اندازه نیم پرده از علائم “بمل” و “دیز” استفاده می شود برای نشان دادن فواصل میکروتونال نیز علائم عرضی متفاوت ابداع شده است. به هنگام مطالعه نوشته های مرتبط با میکروتونالیته با انبوهی از مدلهای پیشنهادی برای نوشتار موسیقی مواجه می شویم. تعدد مدلها گویای عدم اتفاق نظر برای ابداع علائمی واحد است. دلیل این مسئله می تواند تاکید بر دقت درتعیین اندازه فاصله یا اعمال سلیقه شخصی فرد ارائه دهنده علامت باشد. مثالی از این مورد تفاوت علائم ربع پرده در دیدگاههای مختلف است:
مرور آلبوم «شب پیانوی ایرانی»

مرور آلبوم «شب پیانوی ایرانی»

«پیانوی ایرانی» چیست؟ اجرای محتوای دستگاه‌ها و چهارمضراب و رنگ و … با پیانو، همان که مشهورترین نمایندگانش مرتضی محجوبی و جواد معروفی‌اند یا همان که اگر قدری بیشتر با تاریخ موسیقی آشنا باشیم نام‌هایی چون مشیرهمایون شهردار، حسین استوار، سیروس شهردار و حتا اردشیر روحانی را نیز دربر می‌گیرد. این شبه تعریف تا زمان افول این شکل از پیانونوازی در میانه‌ی قرن حاضر کافی می‌نمود. هویت اصطلاح در برابر «پیانوی کلاسیک» قرار می‌گرفت و جز موارد مرزی بسیار خاص برای بیشتر شنوندگان معلوم بود که چه چیزی پیانوی ایرانی است و چه چیزی نه.
یاد بود استاد حسن کسایی (II)

یاد بود استاد حسن کسایی (II)

دکترعمومی سپس به تعریف خاطراتی از استاد کسایی پرداخت (لحن و صدای وی در هنگام صحبت درباره استاد خود به قدری متاثر کننده بود که تمام حاضرین را تحت تاثیر قرار می داد) سپس بخشی از مصاحبه خود با استاد حسن کسایی را برای حاضرین پخش کرد. در این مصاحبه حسن کسایی به اهمیت شعر در موسیقی ایرانی می پردازد و می گوید: “ساز زدن بدون توجه به شعر معنایی ندارد. من در سازم شعر می خوانم”. او معتقد است مطلبی که در شعر وجود دارد، باید با کمک موسیقی و بوسیله نوازنده بیان شود. دکتر عمومی ضمن تاکید حرف های استاد کسایی، به بیان اهمیت شعر در موسیقی ایرانی پرداخت و آشنایی با شعر فارسی را برای موسیقیدانان از نکات پر اهمیت دانست.
موسیقی الکترونیک

موسیقی الکترونیک

ترکیب ذوق و خلاقیت انسان و امکانات تکنولوژی باعث به وجود آمدن موسیقی الکترونیک می گردد. این تلفیق اجازه تولید صداهایی را به ما خواهد داد که در موسیقی غیر الکترونیک یعنی اکوستیک نمی توان به آنها دست پیدا کرد.
پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (I)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (I)

آقای جواهری، چندى است با مقاله‏اى با عنوان «نگاهى به وضعیت خواننده‏ سالارى در موسیقى معاصر» دست به نقد موسیقى معاصر ایران کرده‏اید. دوست عزیز، شما بدون ریشه‏یابى علل فرهنگى مردم ایران شروع به نقد یک ماجرا کرده‏اید و نوک پیکان نقد خود را به سمت کسانى نشانه رفته‏اید که احساس مى‏کنند حقى از شما خورده‏اند.
دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

به هر حال این وضعیت یک دوره گذار از یک شکل سنی به شکل معاصر است و در جهان معاصر، کشورهای دیگر هم در حال فعالیت هستند و توقف ندارند. رسیدن به نسبتی بین آنچه که داشتیم و آنچه می خواهیم و آنچه که در حال حاضر وجود دارد و امکانات بالقوه و اینکه چطور می خواهیم آن را بالفعل کنیم به نظرم زمان می برد.
فراخوان سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران

فراخوان سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران

سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود و علاقمندان تا ۱۵ اسفند ماه فرصت دارند تا آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند. حامیان این دوره از جشنواره، فرهنگسرای ارسباران و انتشارات ماهور هستند.