پایانی بر آغاز (II)

وضعیت بنیاد رودکی و دفتر موسیقی چگونه است؟ آیا وظایف موازی دارند یا نه و آیا ارکستر سمفونیک با کدام یک از آنها باید ارتباط داشته باشد؟
فعالیت اصلی بنیاد رودکی مسائل اداری تالار وحدت و رودکی و یا به عبارتی کل ساختمان است، اما دفتر موسیقی بیشتر فعالیتش معطوف به بخش فرهنگی و هنری میباشد و اگر ما بخواهیم همکاری خوبی داشته باشیم باید هماهنگی دقیق بین دو سازمان وجود داشته باشد. البته گاهی مشکلات و ناهماهنگی هایی پیش می آید ولی ما همیشه راه حلی را برای خارج شدن از بن بست ها پیدا کرده ایم، مطمئنا وجود دو سازمان در این مرکز نسبت به مراکزی که توسط یک سازمان اداره میشوند هماهنگی و همکاری بیشتری را نیازمند است.

دسترسی به آرشیو ارکستر اعم ا زآرشیو تصاویر قدیمی ارکستر، آرشیو صوتی و پارتیتورها وضعیت چگونه است؟ آیا دسترسی وجود دارد؟
من اینجا آرشیو خاصی را نمیشناسم. یک کتابخانه وجود دارد که مربوط به نتهای ارکستر سمفونیک میباشد و یک انبار که آن نیز مربوط به سازهای ارکستر است. البته این سازها نباید از محل تمرین و تالار خارج شوند این در هیچ جای دنیا متداول نیست که سازهای ارکستر سمفونیک به ارکستر های دیگری داده شوند چه در کادر وزارت ارشاد باشند و چه خارج از کادر آن. بخصوص که سازهای ارکستر سمفونیک ما بسیار قدیمی و فرسوده هستند و استفاده مضاعف از آنها باعث خرابی بیشتر شده و آنها را در برای ما غیر قابل استفاده خواهند نمود.

یعنی مثلا ارکستر ملی اگر ساز یا نتی لازم داشته باشد شما در اختیارش قرار نمیدهید؟
تا کنون این همکاری وجود داشته و آنها از سازهای ما استفاده کرده اند ولی همانطوریکه اشاره کردم در هیچ جای دنیا این روش مرسوم نیست که سازهای ارکستر سمفونیک به ارکسترهای دیگر قرض داده شود، ما در ایران سعی می کنیم بین هنرمندان مسئله ی خاصی بوجود نیاید ولی اصولا این معمول نیست.

هر ارکستر باید مقر استقرار، وسائل، نتها و نوازندگان خود را داشته باشد. نوازنده ای که عضو چندین ارکستر است روحیه و توانایی لازم برای کار با ارکستر سمفونیک را ندارد چرا که کار در ارکستر سمفونیک بسیار فشرده، سخت و طاقت فرساست و نوازنده باید آمادگی روحی و جسمی همراه با اشتیاق برای این کار را داشته باشد تا بتواند از پس تمرین های مداوم برآید. این مشکلات را ما داریم ولی راه حل هایی نیز وجود دارد.

شما از قدیم تحقیقاتی روی موسیقی سمفونیک ایران داشته اید و مشقات بسیاری داشته اید برای کشف پارتیتورهای این دست آثار، وقتی مدیر هنری و رهبر ارکستر سمفونیک تهران شدید و دسترسی مستقیم به آرشیو نت ارکستر داشته اید، آیا از این امکان برای ادامه تحقیقاتتان استفاده کرده اید؟
تحقیقاتی که من در مورد موسیقی سمفونیک ایران داشتم بیشتر جنبه ی تاریخی موسیقی سمفونیک ایران را داشته و آثاری که من اجرا و ضبط کرده ام اکثرا پارتیتورهایی از آهنگسازان نسل گذشته ما بوده است. تمام تلاش من بر این بوده که این آثار حفظ و ماندگار شوند و از بین نروند. این کار ساده هم نبود چون این مهم وظیفه یک شخص نیست و معمولا جزء وظایف یک وزارت خانه یا نهاد است.

ولی من به خاطر عشق و علاقه ای که به این موسیقی داشتم و دارم چند سالی با پرداخت هزینه های بسیار سنگین و با زحمت بسیار این آثار را با ارکسترهای اروپایی ضبط کرده و امروز به صورت CD موجود است. امروز من به آرشیو نتها دسترسی دارم ولی متاسفانه آثار زیادی اینجا موجود نیست. بیشتر نتهایی که وجود دارند مربوط به آهنگسازان معاصر است که در محدوده کار من نبوده است.

زمانیکه من مشغول ضبط آثار آهنگسازان نسل قدیم بودم، به دلیل روابط خوبی که وجود داشت پارتیتورهای زیادی بدستم رسید و آنها بیشتر از مقداری بودند که من بتوانم تمام آنها را اجرا و ضبط کنم. ولی متاسفانه امروزه به قدری مشکلات و گرفتاری های ارکستر سمفونیک زیاد است که دیگر انرژ‍‍‍‍ی و مجال این را ندارم که کارهای سابق خود را ادامه دهم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

ردیف و قطعاتی از مرتضی محجوبی به انتشار رسید. این کتاب، حاصل اندیشه و انگیزه شهرام محذوف در تبدیل دست‌نوشته‌های مرتضی محجوبی به خط نت بین‌المللی است که با همکاری فخری ملک‌پور، در طول مدت ۳سال به انجام رسیده است که دارای ۱۲ مقام (شامل ۷ دستگاه و ۵ آواز) است. تنظیم تمامی پیش‌درآمدها، قطعات ضربی، تصنیف‌ها و رِنگ‌ها توسط شهرام محذوف صورت گرفته است.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

از روزهای گذشته…

گفتگو با سارا چانگ (V)

گفتگو با سارا چانگ (V)

به اندازه کافی افسرده کننده هستند، چرا خودم را با قرار دادن در آن حالت آزار بدهم؟ اما به هر حال موسیقی می تواند شما را غمگین کند، مسلما بسیار زیبا خواهد بود اگر تمام آنچه را که می نواختید شاد و روشن می بودند، اما اینگونه نیست. بعضی از قطعات و پاساژها بسیار ریتم پایین و افسرده کننده ای دارند و این به درون شما نیز رخنه می کند به خصوص زمانی که یک ارکستر نیز در پشت شما بنوازد و اگر هم یک رهبر فوق العاده مثل استاد ماسور(Masur) داشته باشید که او تمام آن حس را به شما منتقل می کند، شما به او نگاه می کنید و او اینجا است وقتی شما در حال نواختنید، او نیازی ندارد حرفی به شما بزند چون شما می دانید او چه می خواهد.
اجرای آثار جیپسی کینگز در ایران

اجرای آثار جیپسی کینگز در ایران

در تاریخ ۲۹ و ۳۰ مهرماه شاهد برگزاری کنسرتی متفاوت در زمینه نوازندگی گیتار در اریکه ایرانیان میباشیم که در نوع خود کم نظیر میباشد. گروهی متشکل از از نوازندگان حرفه ای گیتار فلامنکو ایران بهمراه نوازندگان حرفه ای پرکاشن و درامز به سرپرستی مهدی محققی گروهی را تشکیل داده اند که در برنامه آنها اجرای قطعاتی از گروه جیپسی کینگز، موسیقی لاتین و فلامنکو مشاهده میشود. شاید نام جیپسی کینگز برای همگان تعبیری از ساز گیتار نماید اما مهمترین نکته این کنسرت اجرای بیش از هفت قطعه مشهور این گروه بهمراه آواز حسن نجف برای اولین بار در ایران میباشد.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

همه ی گوشه های ردیف قابلیت بداهه نوازی ندارند. بعضی گوشه های ریتمیک مانند رنگ ها در حقیقت یک قطعه ی ثابت هستند که معمولن اجرای آنها همیشه یکسان است و تغییر در نوع اجرای آنها تنها محدود به کم و زیاد کردن تکنیک هایی می شود که ملودی را دگرگون نکند (مثلن اجرای دوبل نت به جای تک نت،‌ اجرا در اکتاوی بم تر یا زیرتر یا اجرای یک پاساژ در بین دو ملودی).
Outside Playing ، قسمت اول

Outside Playing ، قسمت اول

حتما” شنیده اید که بعد از اجرای موسیقی توسط برخی خوانندگان یا نوازندگان ساز، عده ای صحبت از خارج خواندن یا نواختن خواننده یا نوازنده می کنند، می خواهیم صحبت کوتاهی راجع به این موضوع داشته باشیم و کمی آنرا بررسی و تحلیل کنیم.
به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

بعضى ها فکرمى کنند تنها یک رویکرد از مدرن وجود دارد که نوع اصیلى از آن هم هست و سایر رویکردها به آن نزدیک و شبیه هستند و یا از آن دوراند و درصورتى که شبیه و نزدیک باشند صحیح اند و اگر دور طبعاً غلط. اینان کاملاً در اشتباهند!
نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (II)

نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (II)

در انتخاب قطعات ارکستر نیز به اعتقاد ما، کفه ترازو،” ناعادلانه ” به سمت موسیقی ملی متمایل نشده، بلکه این تمایل، حاصل خط مشی “ملی” این ارکستر به طور کلی و نیم نگاهی به موسیقی کلاسیک به صورت ضمنی است و این حق دموکراتیک هر گروه هنری است که راه خود را بر طبق یک مرام نامه مشخص و بدون در نظر گرفتن سلیقه دیگر افراد انتخاب کند و این ارتباطی به عدالت یا بی عدالتی نخواهد داشت.
مقام هنرمند در آثار شلینگ (I)

مقام هنرمند در آثار شلینگ (I)

هنرمند “نابغه” و آفرینندگی او، مفهومی است که زیبایی شناسی سده نوزدهم را تسخیر کرده بود. ویلهلم ژوزف فون شلینگ، آرتور شوپنهاور و فردریش نیچه، سه متفکری که جدا از تفاوت های بنیادین در دیدگاه های فلسفی خود، از زاویه نیت و مقصود هنرمند به فراشد آفرینش زیبایی دقت داشتند. هر سه فیلسوف اعتباری عظیم برای هنر قائل بودند و این گفته شلینگ مورد قبول دو نفر دیگر نیز بود: (هنر ارغنون [منطق] یکه و راستین فلسفه است).
تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

این نوشته شأن تحلیلی و تفسیری خاصی ندارد و فعلاً فقط از یک تشابه بحث می‌کند. این تشابه بعداً دست‌مایه‌ی یک تحلیل عمیق قرار خواهد گرفت و به شکل مقاله عرضه خواهد شد.
از تحصیل تا تدریس گیتار (II)

از تحصیل تا تدریس گیتار (II)

در اینجاست که متوجه می شویم سیستم آموزش موسیقی در ایران همی شه در حال انجام یک پروسه باطل است یعنی خروجی دانشگاه با چیزی که در واقعیت برای وی مهیا کرده تفاوت بسیاری دارد یک تحصیلکرده موسیقی بهیچ عنوان هیچ مهارتی در آموزش ندارد. بلکه شخصا می بایست طی سالها با قلع و قمع کردن بسیاری از هنرجویان و آموزش های پی در پی دست به آمون و خطا بزند تا مسیر را برای خود هموار کند و دی نتیجه امروز شاهد اساتید بسیاری هستیم که هرکدام شیوه آموزش خود را اصلح تر از دیگری میبینند و اینجا تنها چیزی که قربانی می شود علاقمندان به موسیقی است.
“قمر” در عقرب (II)

“قمر” در عقرب (II)

امروزه با شاید و احتمال نتیجه گیری کردن برای پژوهشگران این حوزه، به عادتی بدل شده است و صدها سوال در خصوص زندگی و کار هنرمندان گذشته، وجود و عدم برخی گوشه ها در ردیف موسیقی، رمز و رازهای فنی سازندگان سازها در گذشته و ده ها موضوع دیگر، بدون جواب قطعی باقی مانده اند. با ملحوظ نظر قرار دادن این واقعیت تلخ، مقایسه قمر و پیاف (همچون مقایسه تهران و پاریس!)، قیاس مع الفارق است اما صرفاً مقابله (و نه مقایسه) این دو، این نتیجه را می دهد که علارغم نبود اسناد و مدارک کافی در خصوص قمر (هم بدلیل عدم دسترسی به تکنولوزی های مدرن در آن روزگار در ایران و هم بدلایل اجتماعی و فرهنگی مزبور)،‌ ابعاد دراماتیک زندگی قمر،‌ اگر بیش از پیاف نباشد کمتر از آن نیست: