موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VI)

شاگردان واحد اول، پیش از برآمدن آفتاب بر می‌خواستند و به میدان مشق می‌رفتند و از مسیو لومر، موسیقی نظامی و فن رهبری و فرماندهی را تعلیم می‌گرفتند. شاگردانی که مدت شش سال زیر نظر مستقیم لومر تحصیل کرده بودند، ا‌فرادی ورزیده و کارآمده شده بودند، نه فقط در نواختن یک ساز بلکه نواختن تمام سازها مهارت پیدا کرده بودند. گذشته از نوازندگی باید گفت که این‌افراد مربیان برجسته‌ای نیز شده بودند، زیرا علاوه بر داشتن استعداد، به سبب اینکه در طی تحصیل، همواره به تدریس نیز اشتغال داشته‌اند، تعلیم موسیقی برای آنها عادت ثانوی شده بود.

هر دسته موزیک، تشکیل می‌شد از ‌چهل تا شصت نوازنده، یک فرمانده، یک سروان، یک ستوان، یک نایب ستوان و دو تا چهار استوار و ده گروهبان یا سرجوخه. دو دسته موزیک مخصوص سلطنتی، علاوه بر افراد یاد شده یک سرهنگ نیز داشت.

دولت ایران برای ترویج هنر موسیقی جدا بذل مساعی می‌کرد، هم به ‌افراد موزیک نظام حقوق مکفی می‌پرداخت‌ و هم هر درجه‌ای را که از طرف رؤسای مربوطه برای موسیقی‌دانها پیشنهاد می‌شد به آنها اهداء می‌کرد.

طبیعی است که شاه، موسیقی ایرانی و احتمالاموسیقی ترکی‌ را بر موسیقی ‌اروپائی ترجیح می‌داد ولی باتمام ‌این احوال، همیشه مشوق بسیار خوبی برای موسیقی‌غربی، به ویژه موسیقی ‌اپرائی ما بود. اگر در مجلسی، قطعه جدیدی ‌اجرا می‌گردید که مورد پسند معظم‌له قرار می‌گرفت، انجام قابل ملاحظه‌ای نصیب موسیقی‌دانها می‌شد. شاهزادگان نیز به همین نحو عمل می‌کردند.

برنامه کنسرت که توسط مسیو لومر توزیع می شد، شامل آثاری بود که شنونده تصور می کرد، در یکی از اماکن عمومی پاریس یا ارّس نشسته و به کنسرت موسیقی نظامی ای که فصل تابستان را برای او فرح افزا می سازد گوش می دهد.

برنامه یکی از این کنسرت ها که در شب هفتم مارس ۱۸۸۲ اجرا شده بشرح زیر است:

* * *

پروگرام
آثاری که توسط شاگردان مدرسه شاهی اجراء می گردد:
۱ – مارش مسعود، اثر: لومر.
۲ – کاواتین فاوست (۱)، اثر: گونو (۲)، تکنواز بوگل: سروان یوسف خان (۳). ۳ – چهار صدائی ریگولتو، اثر: وردی (۴).
۴ – پلکای سلطان، اثر: دالبر (۵)، تکنواز فلوت کوچک: سروان میرزا حسین (۶).
۵ – پنج صدائی سنّامبولا (۷)، اثر: بلینّی، تکنواز: سروان سلیمان خان.
۶ – پلکای اصفهان، اثر: آ. اودن (۱۰)، تکنواز پیستون: سروان یوسف خان.
۷ – اکت اول از نرما، اثر: بلینّی – تکنواز کلارینت: ستوان حاجی خان (۱۱).
۸ – اکت چهارم لوسیا، اثر: دنی زتّی، تکنواز ساکسیفن: سروان میرزا حسین.
۹ – دو صدائی از اکت سوم نرما، اثر: بلینی.
۱۰ – اکت سوم ترویاتور (۱۳)، اثر: وردی، تکنواز کلارینت (قره نی): سروان سلیمان خان.
۱۱ – اکت پنجم ژوئیو (۱۴)، اثر: هالوی (۱۵)، تکنواز ترمبون: ستوان علی محمد خان.

پی نوشت
۱ – Cavatine de Faust.
۲ – Gounod.
۳ – مرحوم روح الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، جلد اول، صفحه ۲۲۰ نوشته است: «از هم شاگردیهای سلیمان خاطر ارمنی که او هم نزد لومر فرانسوی کار کرده و معلومات خوبی در اداره دستجات موزیک نظام داشته یوسف خان است که اطلاع بیشتری از وی بدست نیامد. »
۴ – Verdi.
۵ – D’Albert.
۶ – به احتمال قوی این شخص می بایست مرحوم حسین هنگ آفرین باشد که هم از شاگردان لومر بوده و هم با موسیقی ایرانی آشنائی داشته است، مرحوم خالقی در سرگذشت موسیقی ایران، صفحه ۲۲۵ درباره این هنرمند چنین نوشته است: «حسین هنگ آفرین، معروف به «حسین خان ر» رئیس یکی از دسته های موزیک قزاقخانه بود. این شخص علاوه بر تحصیلات موسیقی نظامی، چون از موسیقی ایرانی هم کاملاً بهره مند و به نواختن سه تار آشنائی داشت، سمت معلمی موسیقی ایرانی را در مدرسه موزیک بدست آورد (البته بعد از درگذشت لومر و دوران ریاست مرحوم سالار معزز. مترجم) نامبرده از شاگردان بسیار خوب میرزا عبدالله بود… نواختن پیانو و سازهای بادی و ویلن را هم میدانست و کلاس خصوصی هم در منزل خود فراهم آورد. معروف است که در آن زمان چون برای نواختن موسیقی ایرانی و کوک کردن ویلن با تار، سیم اول ویلن را یک پرده پایین می آوردند و بجای اینکه {سیم اول} آن را با نوت «می» (Mi) هم آهنگ کنند «ر» کوک می کردند و او وقتی می خواسته است، ویلن شاگردان را کوک کند، مکرر می گفته است «رِ بِده» به حسین خان ر (Re) مشهور شده است. هنگ آفرین ردیف دستگاه ماهور را که از استاد خود میرزا عبدالله فراگرفته بود با ویلن نواخته و سالار معزز آنرا نوشته و این نوتها بعدها در برلن به چاپ رسیده است که اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه هنرستان موسیقی ملی موجود است.» حسین خان در سال ۱۳۰۰ شمسی با درجه سلطانی ریاست موزیک فوج پیاده پهلـوی را برعهده داشته است، وی تا درجه سرهنگی ارتقاء پیدا کرده و در سال ۱۳۳۱ شمسی جهان را بدورد گفته است.
۷ – Sonnambula.
۸ – Bellini.
۹ – سلیمان خان یکی از بهترین شاگردان لومر بود. مرحوم روح الله خالقی نوشته است (سرگذشت موسیقی ایران، ص ۲۱۹ – ۲۲۰) «…. وی قره نی کوچک می زد، ولی در تعلیم تمام اسبابهای بادی دست داشت و پیانو هم می نواخت، صاحب منصبان آتیه موزیک، حتی سالار معزز که بعدها رئیس کل موزیک بود، احترام بسیار به او میگذاردند و او را از همه شاگردان لومر برتر می دانستند. وی بعدها رئیس موزیک عبدالحسین میرزای فرمانفرما شد و حتی یک سفر هم برای آوردن آلات موسیقی نظام به خارج از ایران مسافرت کرد. معاونین او، اول نوشیروان میرزا، بعد: عبدالرحیم خان و سپس مجید حشمت دیوان بود، این دسته موزیک در سفرهای آذربایجان و کرمان و کرمانشاه نیز همراه فرمانفرما بود. سلیمان خان بعدها دوباره به تهران آمد و مدتی رئیس موزیک علاءالدوله و چندی هم رئیس موزیک گارد سلطنتی شد. سلیمان خان فرزندی داشت بنام اصلان خان که صنعتگر خوبی بود و تا چند سال قبل که فوت کرد در خیابان فردوسی مغازه داشت و آلات موسیقی را تعمیر می کرد.» به قرار اطلاع، آخرین سمت سلیمان خان ریاست دسته موزیک تیپ عراق در عشرت آباد بود.
۱۰ – A. Oudin.
۱۱ – ستوان حاجی خان یکی از رؤسای دستجات موزیک نظام بوده که نامش جزو رؤسای موزیک در صفحه ۲۳۲ کتاب سرگذشت موسیقی ایران آمده است.
۱۲ – Donizetti.
۱۳ – Troyator.
۱۴ – Juive.
۱۵ – Halevy.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

از روزهای گذشته…

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

بعد از دوره‌ای طولانی، جای خرسندی است که نواخته‌هایی دیگر از ویرتوئوز کم‌کار «بهداد بابایی» در این آلبوم ثبت شده است؛ هرچند نه در سطح تکنوازی‌های قدیم. ریزهای رعدآسا، مضراب‌های تیزِ آشنا، جست و خیزهای جذابِ دست چپ، و پاساژهای سریع در اینجا نیز شنیده می‌شوند اما ابزارِ ارائه‌ی تحریرها و جمله‌هایی اغلب کم‌رمق شده‌اند و نوانس‌ها دیگر دامنه‌ی چشمگیرِ گذشته را ندارند.
گفتگو با آرش محافظ (V)

گفتگو با آرش محافظ (V)

فقط با این ایده که یک ریتم بگیرم و فرمی داشته باشم، ردیف را به زور می‌خواهید در آن قالب ببرید و چیز جالبی نمی‌شود و نمونه‌هایی هم داریم. اول باید در آن سبک رفت و زد. همه‌ی آهنگسازان بزرگ دنیا آهنگسازی‌های پیش از خود را بلد بودند و درونی‌اش کرده بودند و حالا باید ساختارشکنی می‌کردند و در ارکستراسیون ابتکار می‌کردند. باید کار قبل از خود را بشناسید. باید ردیف را خوب شناخت و در گوشه‌ای از ذهن قرار داد و اینها را هم شناخت و بعد از مدتی که احساس کردید به‌خوبی مسلط شدید، مقاله‌ها را هم حتما بخوانید و شروع کنید. خوشبختانه با تمام نقاط ضعفی که در جامعه هست، به نسبت موسیقی آذربایجان و تاجیکستان، موسیقی ایرانی درحال یک رنسانس است. یکسری فهمیده‌اند و درحال تلاش هستند. هنوز در باکو و آذربایجان این نیست و مثل دهه ۶۰ ایران است. هر کنسرتی در باکو بروید که مقام ماهور باشد می‌دانید چه تصنیفی می‌خواهند بخوانند و بزنند.
ویتنی هوستون در ۴۸ سالگی در گذشت

ویتنی هوستون در ۴۸ سالگی در گذشت

ویتنی هوستون، خواننده پاپ آمریکایی، عصر شنبه، ۱۱ فوریه ۲۰۱۲، در اتاق خود در هتل بورلی هیلز در ۴۸ سالگی در گذشت. هرچند هوستون در زندگی حرفه ای خود توانست صدر نشین موسیقی پاپ شود اما سوء مصرف مواد زندگی شخصیش را به زیر کشید.
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

او حتا به سراغ سرزمین ممنوعه هم رفت. در آمیختن موسیقی ایرانی و ارکستر غربی، چیزی که سنت‌گرایان متعصب نه تنها بدان دست نمی‌یازیدند که نسل پیش از خود را هم به کیفر آن تکفیر می‌کردند. شگفتا که نتیجه بسیار بر دل شنوندگان نشست و از «ایرانی»ترین قطعات نوشته شده برای ارکستر زهی و سازی ایرانی شد. تجربه‌ای که شاید بتوان آن را از منظری دیگر، آخرین مرحله از چیرگی زیباشناسی بازگشت بر دنیای موسیقایی آن روز دانست.
«هدف نقد»

«هدف نقد»

چرا «نقد موسیقی» می‌نویسیم؟ چرا عده‌ای حتا تا آنجا پیش می‌روند که وجود نقد موسیقی را برای یک جامعه‌ی موسیقی پیشرفته و بالنده لازم می‌بینند؟ اینها سوال‌هایی است که گاهی به ذهن می‌رسند و حتا گاهی هم به زبان می‌آیند و پرسش مهم‌تر و ریشه‌ای‌تری را در دل خود پنهان می‌کنند. پس برای آن که بتوانیم پاسخ درستی به آنها بدهیم باید اول آن پرسش اصلی را بیابیم و سپس به سراغ مجموعه‌ نقدهای موجود و حرف و حدیث‌های جامعه‌ی موسیقی بر سر موضوع رفته و ببینیم چه پاسخی برای آن می‌توان پیدا کرد.
پژمان اکبر زاده

پژمان اکبر زاده

متولد ۱۳۵۹ شیراز نوازنده پیانو و پژوهشگر [email protected]
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VII)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VII)

صداقت‌کیش ادامه داد: پس مشکلات ما در این جا دو چندان است، به علاوه یک پیچیدگی کوچک دیگر. خود موسیقی در درام به مفهوم نمایش، بخشی از آن متن‌های دوم می‌شود. یعنی اگر متن اول را متن اصلی ی نمایشنامه در نظر بگیریم و معتقد باشیم مثلا دکوراسیون صحنه یا مکث‌های خاص یک بازیگر یا رنگ صدای خاصش یا بلندی و کوتاهی صدای او یا نکاتی در نمایش که اشاره شده است ولی نمی‌تواند در متن بالفعل شود و حتما باید روی صحنه بالفعل شود، جزئی از متن‌های دومند، چرا موسیقی بخشی از متن‌های دوم نباشد؟ موسیقی همراه درام بخشی از همان چیزی‌هایی است که شما نمی‌توانید در خود متن ببینیدشان. دشواری دو چندان این جاست که ما با چیزی سر و کار داریم که هم باید بخشی از متن‌های دوم و بخشی از دیده نشده‌های یک درام را شبیه‌سازی کند و هم خودش بخشی از آن شبیه‌سازی باشد و این وضعیتی پیچیده ایجاد می‌کند.
Ummagumma

Ummagumma

آلبوم Ummagumma چهارمین کار گروه پینک فلوید در سال ۱۹۶۹ به بازار آمد و بسیاری از مفسران موسیقی آنرا در حد و اندازه آلبومهایی چون Animals و یا حتی The Wall میدانند.
سهیلی: تهیه کننده باید به کارشناس مراجعه کند

سهیلی: تهیه کننده باید به کارشناس مراجعه کند

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با محسن سهیلی، تهیه‌کننده موسیقی و سرمایه گذار کنسرت «بگو کجایی» که قرار است ۹ شهریور ماه سال جاری در برج میلاد به روی صحنه برود؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (III)

پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (III)

ذکر این نکته ضروری است که تعریف کاراکترهای مختلف بر اساس تمهیدات صوتی متفاوت (مثلاً تمایز مد اجرایی، الگوی ریتمیک، سازبندی و غیره) طبیعتاً در این مورد مسئله ای ضروری و لازم بوده و نگارنده بر این امر آگاه است، اما مشکل اصلی آنجا پدیدار می گردد که در کنار این تلاش برای تعریف موقعیتها، حالت ها و کاراکترهای گوناگون، پیوند اندکی بین آنها وجود دارد؛ مانند مهره هایی از یک تسبیح که رشته ارتباطی آنها از هم گسسته باشد. در بخش پیش رو، تلاش خواهد شد که به بررسی بیشتر این عدم انسجام پرداخته شود.