نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VII)

اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
سومین توالی آکورد که در میزان ۱۴۴ نوشته شده است، به صورت چیدمان بسته وصل سه آکورد در فونکسیون دوم در حالت پایگی، پنجم در حالت معکوس دوم و اول در حالت معکوس اول است.

وصل این سه آکورد در حالت طبیعی قرار داشت اگر آکورد دوم در حالت معکوس دوم نبود و یا آکورد اول هم در فونکسیون یک بود ولی در کل این حل آکورد چندان غریب به گوش نمی‌رسد و بخشی از خصوصیات حل معکوس دوم را به همراه دارد.

ب) تکنیک‌های کنترپوانتیک:
بعد از گذشت ۹ میزان از شروع قطعه که ارکستر به صورتی توتی (Tutti) و اُنیسون (Unison) ملودی ابتدایی را معرفی می‌کند.

ناگهان از ضرب ضعیف میزان ۹، کنترپوان‌نویسی پایور اولین حضور خود را نشان می‌دهد. (تصویر شماره ۴)

تصویر شماره ۴

audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

در این کنترپوان ۱:۱ می بینیم که چطور دو بخش ملودی‌های مختلفی را شکل داده و با گذر از یکدیگر و بوجود آوردن کمترین دیکوردها (۹)، رنگ‌آمیزی زیبایی را بوجود می‌آورند و بعد از یک اکتاو به دوبل ششم رسیده و فضا را برای جمله پر جنب و جوش و کنترپوانتیک بعدی آماده می‌کنند که از میزان ۱۴ آغاز می‌شود؛ به میزان ۱۷ از ادامه این بخش توجه کنید. (تصویر شماره ۵)

تصویر شماره ۵

audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

بخش کنترپوانتیک که از نوع ترکیب رفت و برگشت آرپژی و پاساژی تشکیل شده است، در اولین نت با ملودی بخش کششی همصداست و با پیشروی سعودی آن بالا می‌رود.

ممکن است این حرکت که سیکوئنسی است به نظر خوانندگان این نوشتار، کلیشه‌ای تصور شود که کشش زیادی برای سوژه ملودیک نداشته باشد ولی نباید فراموش کرد که این بخش مقدمه‌ای است برای شروع ملودی اصلی که توسط سولیست به اجرا می‌رسد.

همچنین ممکن است بعضی تصور کنند که این بخش در واقع نوعی آکورد شکسته (Alberti Bass) است که به صورت وصل فونکسیون‌های یک به صورت معکوس اول، پنج در حالت پایگی، هفت در حالت پایگی و دو در حالت پایگی است که به خاطر وصل شدن هر آرپژ به پاساژ بعدی و کمرنگ شدن جایگاه آکوردی آن و در نهایت غالب بودن فضای ملودیک این جمله، نمی‌توان این تصور را تایید کرد.

بلافاصله پس از اجرای این جمله کنترپوانتیک و همراهی بخش زهی بصورت هم‌صدا در ضرب اول هر میزان، بخش مضرابی اینجا پدال می‌گیرد و بخش زهی دو میزان تقلید شده از بخش مضرابی را می‌نوازد و باز جای این دو گروه در سوژه و کنترسوژه آن تغییر کرده و باز یک جمله کنترپوانتیک پاساژی با بازی ریتمیک جدیدی همراه با آلتراسیونی روی می‌دهد که گذشتن از بخش زهی و فِید شدن آن بوسیله نوانس دیکرشندو، فضا را برای اتفاق جدید آماده می‌کند. لازم به ذکر است آلتراسیون مورد نظر یکی از خصوصیات‌های مهم دستگاه ماهور است و مخصوصا در گوشه «خاوران» همیشه فاصله هفتم شاهد دستگاه، نیم پرده پایین می‌آید.

تصویر شماره ۶

audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

پی نوشت:
۹- dicord (نا همخوانی).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

نشانه های نبوغ در موتسارت

نشانه های نبوغ در موتسارت

هر چند او کودکی بیمار حال و شکننده بود، اما خوشبخت بنظر می آمد. موسیقی در مرکز فکر و دنیای او بود. در درسهای دیگر هم هوشیار و تند ذهن بود، در یادگیری زبان ایتالیایی و علم حساب استعداد درخشانی داشت.
نی و قابلیت های آن (XIII)

نی و قابلیت های آن (XIII)

در چند قسمت در مورد محدوده های صوتی و شیوۀ انگشت گذاری ساز نی صحبت کردیم و در ادامه به بررسی برخی ویژگی های اجرایی ساز نی در تکنوازی، همنوازی و گروهنوازی می پردازیم. همانطور که ذکر شد نی از لحاظ تنوع صدایی و تولید صداهای متفاوت دارای قابلیت های بسیار برای یک آهنگساز بوده و آهنگسازانی که از فواصل اجرایی ساز نی و قابلیت های آن آگاهی کامل داشته باشند میتوانند از آنها به بهترین نحو و در حالات متفاوت استفاده نمایند برای مثال صداهای بم نرم و بم معمولی نی دارای دو شخصیت کاملا متضاد هستند، به نحوی که حتی می توان چنین تصور نمود که این دو نوع صوت از دو ساز متفاوت تولید می شوند.
اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

در سال های شصت و هفتاد، وقتی که گمان می شد که موسیقی الکترونیک، تصویرگر آینده ست، اشتوکهاوزن پیشتاز این پندار بود. او بعد از جنگ در دبیرستان موسیقی کُلن درس خواند و سپس در همان شهر وارد دانشگاه شد و توانست با مهارت و توانایی خود در بحث های تحلیلی، شگفتی همگان را برانگیزد. در ۱۹۵۱ در مدرسه ی تابستانی دارمِشتات با الیویه مسیان دیدار کرد و همراه او برای تحصیل به فرانسه رفت. اولین تجربه ی او، یعنی «موسیقی کُن کِرِت»، در استودیو موسیقی الکترونیک رادیو فرانسه، محصول همین دوران است.
سمفونی شماره یک بتهوون

سمفونی شماره یک بتهوون

اواخر سال ۱۷۹۹ بتهوون شروع به تهیه سنفونی شماره یک خود نمود و پس از حدود دو سال آنرا در دسامبر سال ۱۸۰۱ منتشر کرد. ریشه های تهیه این سنفونی به هنگامی باز می گردد که او تصمیم گرفت تا بعنوان شاگرد موسیقی، سر کلاسهای هایدن حاضر شود. او به همین دلیل در سال ۱۷۹۲ شهر بن را ترک کرد و به وین رفت. آگاهان و منتقدین موسیقی معتقد هستند که بتهوون با وجود توانایی های زیادی که در تصنیف موسیقی سمفونی داشت به علت احترامی که برای بزرگانی چون هایدن و موتسارت قائل بود و نیز آنکه تمایل داشت کاری در اندازه کارهای این اساتید موسیقی سنفونیک ارائه کند، تصمیم گرفت تا در تهیه اولین کار سنفونیک خود علجه نکند.
مصاحبه ای منتشر نشده از مرتضی نی داوود (III)

مصاحبه ای منتشر نشده از مرتضی نی داوود (III)

مرحوم «ارسلان درگاهی» هم با قمر کار کرد و صفحه پر کرد. ارسلان درگاهی هم شاگرد بنده بود. بنده قربان شاگرد زیاد داشتم. ارسلان درگاهی دوره موسیقی را تمام نکرد ولی آنقدری که کار کرد، خوب کار کرد. ارسلان درگاهی جزو کسانی است که خوب کار کرد. قمر با دو کمپانی هنیرماسترویس و پولیفون صفحاتی را پر کرد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

«فرهنگ های شرقی در حوزه فلسفه و تفکر مشترکات بیشتری داشتند تا در حوزه زیبایی شناختی. به اعتباری، تمدن های بزرگ آسیایی بنیادهای نسبتاً مشترک فکری و مبانی نسبتاً متفاوت زیبایی شناختی در هنرها داشتند. این تفاوت معیارهای زیبایی شناختی در میان فرهنگ ها و تمدن های بزرگ آسیایی، نه تنها باعث گسیختگی آنها نمی شد بلکه امکان ظهور و بروز دیدگاه های مشترک و متنوع بسیاری را نیز فراهم می کرد‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۱۳).
نی و قابلیت های آن (XV)

نی و قابلیت های آن (XV)

در قسمت قبل اشاره به برخی قابلیت های نی در قالب تکنوازی و همنوازی شد. این ساز در گروهنوازی ساز های ایرانی هم از جایگاه ویژه ای برخوردار است و اگر آهنگسازان و تنظیم کنندگان به خوبی با قابلیت های اجرایی نی آشنا باشند از آن می توانند به بهترین نحو ممکن در کار های گروهی استفاده نمایند.
نابغه‌ی موسیقی از نظرگاهِ ژان ژاک روسو

نابغه‌ی موسیقی از نظرگاهِ ژان ژاک روسو

مدخل “نابغه‌ی موسیقی” در دائره المعارف موسیقی روسو با دیگر مدخل‌ها متفاوت است. گویی روسو از چیزی یا پرسشی از جانب کسی برآشفته است، لحن و نوع طرح موضوع در این مدخل کاملا با کل کتاب متفاوت است و زبانی پر شور و طغیانگر دارد. توضیح این نکته ضروریست که آنچه که به دایره المعارف موسیقی روسو مشهور شده در حقیقت مدخل های مربوط به موسیقی دائره المعارف مشهور دوره ی دیرکتوار فرانسه به سردبیری دنی دیدرو بوده که روسو مسئول نوشتن آن بوده است و بعدها حدود هفتصد مدخل موسیقایی آن بصورت جداگانه ویرایش و منتشر شده است. (سعید یعقوبیان)
از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (I)

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (I)

اگر به تجربیات تاریخی جوامع بشری، خصوصاً هرآنجا که جریانی از شکوفایی و بالندگی ظهور یافته است، با دقتی کافی بنگریم، می بینیم که هیچ حرکت حقیقی و پرتداومی را در مسیر راستین هنر و دانش نمی توان یافت که از یک بستر غنی تفکر بی بهره و عاری بوده باشد. گذشتۀ تاریخی ما به عنوان ملتی کهن، خود سرشار از اینگونه تجربیات پرمایه است و تنها کافی است کمی هوشیارانه تر با آنها مواجه شویم…
سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

من تصور می کنم که جسارت و پیشروی در هنر مدرن حدی دارد. این که اثر هنری که ساختار و شالوده اش شکسته شود، به یک اثر مدرن بدل می گردد، من باور ندارم خیلی از هنرمندان مدرن قرن بیستم بیشتر از آن که قصد داشته باشند تا یک اثر واژگون شده و یا ساختارشکن را به وجود آورند، قصد دارند تا نمای جامعه ای تهی شده از تصاویر انسانی خودشان را بیان کنند.