نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VIII)

اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
در شکل ۶ جمله کنترپوانتیک بعدی را می بینید که اولین خط، ساز سه‌تار، دومین خط بخش مضرابی و سومین خط بخش کششی است. پایور بر روی حرکت پهلویی ملودی سه پاساژ به هم پیوسته را در نظر گرفته که در نوشتن آنها، کم‌ترین حد دیسونانس را در نظر گرفته است.

در ادامه ملودی سه‌تار که بسیار ساده تصنیف شده (میزان ۳۸)، پایور سعی کرده بوسیله تنوع ریتم و نوشتن پاساژهای پایین رونده، بخش سه‌تار را رنگ‌آمیزی کند.

پس از این بخش، تکرار کانن مانند جمله سه‌تار را می‌شنویم که از آخرین نت سه‌تار آغاز می‌شود که همان طور که در بخش‌های قبلی گفته شد، در دست‌نویس اولین نت در میزان ۴۷ و ۴۹ که ارکستر جمله سه‌تار را تکرار می‌کند، فاصله دیسونانس نوشته شده بود ولی به احتمال قوی پایور به دلیل وجود این نت در ضرب قوی میزان، آنرا در اجرای استودیویی تغییر داده و با این تغییر فاصله کنسونانس حاصل شده است.

در میزان ۵۶، یک پاساژ به هم پیوسته از طرف سه‌تار و با حرکت معکوس آن بخش کششی ارکستر داریم که بر خلاف بیشتر پاساژنویسی‌های پایور، دو نت دیسونانس دارد، ولی این جمله کوتاه هم به خاطر حرکت سریع معکوس، نامطبوع به گوش نمی رسد؛ در چهار میزان بعد هم این اتفاق در یک پاساژ که با سرعت بیشتری نواخته می‌شود، به چشم می خورد که البته به گوش نمی رسد.

تصویر شماره ۷

audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

در میزان ۶۵ (شکل ۷) که در این تصویر به صورت خلاصه شده بخش سه‌تار را در خط بالا، بخش کششی را در خط وسط و بخش مضرابی را در خط پایین می‌بینید، اتفاق کنترپوانتیک دیگری روی می دهد.

در این قسمت باز پاساژهایی را می بینیم که کم‌ترین میزان دیسونانس را تولید کرده و به یک نت هم‌صدا در ضرب قوی میزان‌ها می‌رسند (البته به جز در میزان ۶۷) که البته این هم‌صدایی، ناگهان ارکستر را کم حجم می‌کند ولی میزان ۶۷ به خاطر وجود نغمه سل، این کم حجمی را ندارد و به عقیده نگارنده بهتر بود در دیگر میزان‌های این بخش نیز، آهنگساز حداقل یک نت کونسونانس را می‌گنجاند.

از میزان ۷۰ (شکل ۸) باز شاهد یک حرکت کنترپوانتیک هستیم که در تصویر پایین بخش کششی را بالا و بخش مضرابی را در پایین می‌بینید:

تصویر شماره ۸

audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

در پارت‌های کششی، موتیف‌های سه نتی را می‌بینیم که از یک چنگ و یک تریوله که در زمان آن یک دولاچنگ و یک چنگ است تشکیل شده است. در زمان نت چنگ بخش کششی، مضرابی‌ها یک تریوله را با دیرند دولاچنگ که حرکت پهلویی دارد، می‌نوازند که بعد از آن تریوله‌ی دیگری که به حالت پاساژ نوشته شده همزمان با بخش تریوله کششی اجرا می‌شود، در این بخش می‌بینیم که چطور بوسیله تم‌های مجرد در کنترپوان، بخش مضرابی و کششی به ترتیب توجه شنونده را به خود جلب می‌کنند.

در فن کنترپوان‌نویسی، استادان پیشنهاد می‌کنند که طوری همه بخش‌ها نوشته شود که گویی همه‌ی آنها در درجه اول اهمیت هستند؛ پایور نیز به این موضوع واقف است ولی با مهارت گاهی ارزش ملودیک یک بخش را چنان بالا می‌برد که تمام توجه شنونده به نرمی از سویی به سویی دیگر می‌رود.

در میزان ۷۹ یک پاساژ که به وسعت چهارمِ درست، به صورت رفت و برگشتی نوشته شده است، نواخته می شود که با تغییر دو نغمه آن، این جمله پایه‌ای می شود برای ورود سه‌تار به گوشه دلکش:

تصویر شماره ۹

audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

در گوشه دلکش، چند میزان ارکستر به حالت سه بخشی در می‌آید و چنین می‌نوازد:

تصویر شماره ۱۰

audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

خط اولی را که در تصویر می‌بینید سه‌تار می نوازد و خط دوم که ساده شده همان بخش است (و البته موازی آن بخش می‌تواند محسوب شود)، سازهای کششی و خط سوم را مضرابی‌ها می‌نوازند.

5 دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۲ در ۸:۱۷ ق.ظ

    واقعاً سایتتون ارزش بازدید داره؛ هر چقدر داخلش میگردم درباره موسیقی و هنر مطالب مفید پیدا میکنم

    متشکرم از نوشته های هدفمند و منظمتون..

  • ارسال شده در شهریور ۱۰, ۱۳۹۳ در ۱۱:۵۴ ق.ظ

    خیلی هالی هست نوشته هاتون مرسی

  • ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۹۳ در ۱۰:۲۲ ق.ظ

    سلام سایت خوبی دارید واقعا ممنونم از سایت خوبتون و این همه زحماتتون!!!

  • ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۹۴ در ۱:۲۳ ب.ظ

    من به سه تار خیلی علاقه دارم
    عالی بود ممنون

  • ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۹۴ در ۶:۴۴ ب.ظ

    متفاوت ترین سایتی بودین که دیدم
    عالیییییی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.

نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

قدیمی ترین اسطوره ای که از یک زن موسیقیدان نام می برد ضلال دختر کمیک بوده که مخترع سازهای زهی است. سیوطی در کتاب اوایل المحاضرات از نخستین زنی که دف زد کلثوم خواهر موسی (ع) را نام می برد. حکیم فردوسی در شاهنامه از بانویی رامشگر به نام سوسن نام می برد که در توران زمین بود و با رامشگری و مکر و حیله پهلوانان ایرانی را به بند می کشید و در جایی دیگر از سپنوی خنیاگر نام می برد که آوازش پلنگ را رام می کرد.

از روزهای گذشته…

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (I)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (I)

۲۵ اسفند در سالن اجتماعات خبرگزاری مهر، جشنواره وبلاگ نویسان با حضور جمعی از خبرنگاران و عوامل موسیقی از جمله دکتر محمد سریر، پیمان سلطانی، حمیدرضا عاطفی، ابوالحسن مختاباد و سجاد پورقناد که بانیان این دوره نشست بودند برپا شد. در این نشست سخنرانان، درباره مسائل مختلفی مربوط به نوشتار موسیقی بر روی محیط مجازی صحبت کردند که در ادامه می خوانید.
جشن(II)

جشن(II)

رابطه‌ی میان بخش‌های مرتبط با موسیقی ایرانی در متن بسیار سخت، اما به خوبی صورت گرفته است به طوریکه شنونده از حضور آنها احساس ناپیوستگی نمی‌کند. مشایخی برای برقراری این ارتباط، به هنگام حضور پاره‌های ایرانی اثر با تمهیداتی از پیش فضای اثر را برای حضور آنها آماده می‌کند، برای مثال از قبل یک یا دو صدا را از میان ارکان اصلی فواصلی که بعد ظاهر خواهند شد به عنوان قسمتی از بافت قبلی می‌آورد و پس از تمام شدن نیز تا مدت کوتاهی آنها را ادامه‌ می‌دهد. این تمهیدات باعث می‌شود حضور موسیقی ایرانی در این میان زیاد دور از ذهن نباشد.
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.
گذر از مرز ستایشِ محض (II)

گذر از مرز ستایشِ محض (II)

در بعضی نقاط جنگ سرد و در بعضی نقاط (کره، ویتنام، الجزایر و …) جنگ گرم جریان داشت. محیط روشنفکرانه‌ی آمریکا و اروپا سخت تحت تاثیر این وقایع به‌ویژه جنگ ویتنام بود و به همین دلیل گفتمان روشنفکرانه‌ی ایدئولوژیک درباره‌ی هر چیزی از جمله موسیقی فراوان خریدار داشت و بسیار معمول شمرده می‌شد، از این زاویه نیز نقدهای زیادی بر آثار اشتوکهاوزن و زیباشناسی اعلام شده و نشده‌اش وارد آمد که همه –چنان که خواهیم دید- تابعی از مخالفت سرسختانه‌ی چپ‌گراهای پیش‌رو با «هنر نخبگان» (High Art) بود و به عنوان نتیجه‌ای منطقی از اعتراض جنبش چپ به «فرهنگ نخبگان» (High Culture) بر می‌آمد.
کنسرت خیریهء گروه همایون اجرا می شود

کنسرت خیریهء گروه همایون اجرا می شود

با همکاری شورای شهر و شهرداری لواسان، در روزهای ۱۶ تا ۱۸ بهمن ماه کنسرت موسیقی ایرانی گروه همایون به سرپرستی مهران مهرنیا و خوانندگی امیر اثنی عشری در لواسان، به روی صحنه میرود. این اجرا در دو بخش چهارگاه و ماهور اجرا میگردد.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

پیمان سلطانی در بخش دوم مطلبش می نویسد: “شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاء حس هنری ایرانی داشته است” راست اش در اینجا اصلا متوجه منظور ایشان نشدم! در ادامه می گوید: “به دلیل ممنوعیتِ سایر هنرها از جمله موسیقی نتوانست آهنگ درونی شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر و به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعر بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمود عینی پیدا کرد”، چگونه می توان پذیرفت که ممنوعیت موسیقی باعث لطمه زدن به موسیقی شعر شده است؟! همان طور که گفتیم موسیقی یکی از عناصر جدا نشدنی شعر است و نه تنها شعر کلاسیک بلکه شعر نو و حتی شعر سپید هم از عنصر موسیقی بهره گرفته است. حال در شعری موسیقی کمتر است و در شعری بیشتر.
استاد احمد عاشورپور ترانه خوان عشق و امید

استاد احمد عاشورپور ترانه خوان عشق و امید

استاد احمد عاشورپور هنرمند خلاق و ترانه خوان مردم گیلان در آستانه ی نود و یکمین سال زندگی درگذشت. زندگی مهندس احمد عاشورپور جلوه های گوناگونی دارد و نشانگر مجموعه ای از ویژگی های بارز و برجسته در شخصیت والای اوست. در عرصه ی هنر عاشورپور، آهنگ ساز، ترانه پرداز و خواننده ای با صدای گرم و رسا بود. ترانه های او را نه تنها مردم گیلان که بسیاری از مردم در سایر نقاط ایران ورد زبان داشتند. ترانه های او سرود کوهنوردانی بود که به انگیزه ی فتح قله ها پای در راه های صعب العبور می نهادند.
سیاست فرهنگی و موسیقی مردم پسند: موسیقی استرادا در ازبکستان

سیاست فرهنگی و موسیقی مردم پسند: موسیقی استرادا در ازبکستان

دکتر کریستسن کلنکه، استاد اتنوموزیکولوژی دانشگاه فرانکفورت آلمان، چهاردهم آبان ماه سال جاری، در ساعت ۱۶ درباره موسیقی استرادا در ازبکستان در محل موزه موسیقی تهران به سخنرانی می پردازد. ورود برای عموم آزاد می باشد.
نقدی بر «چرا جسم در آواز ایران گم شد؟»

نقدی بر «چرا جسم در آواز ایران گم شد؟»

«محسن پورحسینی» از معدود خوانندگان و مدرسین آواز کلاسیک است که بعد از انقلاب به برگزاری مسترکلاسهایی در مورد آواز در ایران پرداخته است. وی در مستر کلاسهای مختلف به موضوعات متنوعی مربوط به شیوه اجرای آواز ایرانی و ارتباط آن با «فضا» پرداخته است. (۱) وی در سمیناری با عنوان «چرا جسم در آواز ایران گم شد؟» (۲) به تشریح نظرات خود درباره آواز ایرانی پرداخته است و با استدلالهایی به ویژگی های امروزی آواز اشاره داشته است. پورحسینی در این برنامه -برخلاف سخنرانی ای که در خانه هنرمندان اجرا کرده است (۳) سعی داشته از ارزش داوری بپرهیزد و تنها به شرح خصوصیات آواز ایرانی و عوامل اثر گذار بر آن بپردازد.
جسور و ایرانی (III)

جسور و ایرانی (III)

بعد از چند بار تکرار این الگو، جمله ای ملودیک با سرعتی بالا در تضاد با آنچه تا آن لحظه نواخته می شد شنیده می شود، مانند اتفاقی بزرگ میان تکرار روزمرگی ها. بعد از آن دوباره همان پایه با همراهی تنبک نواخته می شود که این بار تپش و ضربان تداعی می شود. اما با پیش رفتن قطعه، احساسی که ممکن است هنگام شنیدن این قطعه به شنونده دست دهد نه احساس تکرار که بیشتر احساس بی قراری و حرکت رو به مقصدی سرنوشت ساز است، شاید حاصل از اتفاقی بزرگ که در میان آن ”ضربان خسته ی تکرار” رخ داده باشد، بماند که ناشر در جلد سی دی داستان دیگری برای این قطعه دارد.