کلودیو آبادو در هشتاد سالگی درگذشت

کلودیو آبادو رهبر هشتاد ساله ایتالیایی امروز صبح پس چندین ماه مقاومت در برابر بیماری در منزلش در بولونیا در ایتالیا درگذشت. به گفته خانواده اش او در آرامش و در حضور اعضای خانواده اش چشم از جهان فرو بست. آبادو از سوی رئیس جمهور این کشور به عنوان سناتور مادام العمر پارلمان گمارده شده بود. مردم ایتالیا او را یکی از بزرگترین و قابل احترام ترین شخصیت های فرهنگی این کشور به شمار می آورند.

آبادو در مقایسه با هم نسلان ترکیب بی نظیری از عقل و احساس را در خود داشت. ترکیبی که به موسیقی یکپارچگی می داد بدون اینکه از در لحظگی آن چیزی بکاهد.

آبادو که متولد و بزرگ شده ایتالیا بود هیچ گاه رهبری نبود که از روی غریزه کار کند زیرا به خاطر شایستگی های ذهنی که داشت همیشه بر نحوه بیان احساسات نظارت داشت.

آبادو یکی از بزرگ ترین و شناخته شده ترین رهبران ارکستر زمان ما بود. از بین سمت های متعدد او می توان به مدیر موسیقی ارکستر لا اسکالا،‌خانه اپرای معروف میلان،‌ رهبر اصلی اکستر سمفونیک لندن از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۸ و هم چنین رهبر اصلی ارکستر فیلارمونیک برلین از سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۲ نام برد. در واقع،‌ پس از درگذشت هربرت فون کارایان در سال ۱۹۸۹،‌ آبادو که یکی از گزینه های غیر منتظره بود، به عنوان رهبر اصلی ارکستر برگزیده شد، بدون این که هیچ گونه لابی گری برای به دست آوردن این سمت کرده باشد.

بر آوردن انتظارات مردم و پل زدن بین آن ها با انتظارات موزیسین ها پس از سال ها تجربه دیدن رهبری کارایان و شنیدن رپرتوار ارکستر در زمان او کاری بود که تقریبا غیر ممکن می نمود. ارکستر از آبادو توقع داشت که تصویری مدرن از آن به معرض تماشا بگذارد و رپرتوار و سازوکار درونی آن را نیز مدرن کند.

با ارکستر فیلارمونیک برلین بود که آبادو رپرتوار ارکستر را از آثار اصلی کلاسیک و رمانتیک فراتر برد و به آثار قرن بیستم را نیز به آن افزود. آبادو طرفدار پر و پا قرص موسیقی معاصر بود و مخصوصا با لوئیجی نونو آهنگساز رفاقت نزدیکی داشت و آثار از بسیاری از همکارانش از جمله کارل هاینز اشتوکهاوزن، برونو مدرنا و جورج بنجامین را اجرا و ضبط کرد.

آبادو در سال ۲۰۰۳ ارکستر فستیوال لوسرن (Lucerne Festival Orchestra) را پایه ریزی کرد. ارکستری که اعضای آن از بین بهترین موزیسین ها گلچین شده بودند. او هم چنین ارکستر موزار را نیز تأسیس کرد.

آبادو هنرمندی بود که نه از موسیقی استفاده می کرد و نه سوء استفاده. او هیچ گاه اجازه نمی داد که موفقیت در پیشرفت موسیقاییش‌ مداخله ای ایجاد کند. شاید او نهایتا در رده بزرگترین رهبران ارکستر قرار نگیرد اما قطعا یکی از بهترین رهبران ارکستر است.

theguardian.com
ft.com

یک دیدگاه

  • عادل
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۴ ب.ظ

    در جمله انتهایی گفتید” شاید بزرگترین نباشد اما یکی از بهترین هاست”
    این جمله کاملا نادرست، تنها اگه به کارنامه این مرد و فروتنی او در کارش توجه کنید متوجه می شوید که او بزرگترین رهبر ارکستر حداقل در ۲۰ سال آخر زندگیش یود..
    می توانید به راحتی اجراهای ابادو را در ارکستر برلین و مخصوصا لوزرن با اجراهای کارایان بزرگ و یا حتی با برنستین مقایسه کنید..
    شما ممکن است صدای قدرتمندی که کارایان علاقه داشت نشنوید اما وسعت ارکستر و آن چیزی را که آهنگساز خواسته را بهتر میشنوید. به خصوص در کارهای ماهلر و بروکنر که ابادو مفسر بزرگ انها بود..
    مگر میشود که شما سمفونی ۷ ماهلر که از پیچیده ترین سمفونی هاست را بشنوید و به ابادو و اجرای ارکستر لوزرن او فکر نکنید..
    شخصا اجرای رکوییم موزارت و رکوییم وردی کارایان را نمی توانم جایگزینی برایش پیدا کنم
    اما اگر بخواهم نسبت به موسیقی و وسعت ان فکر کنم قطعا ابادو جایگاهی دست نیافتنی بین همه رهبران ارکستر جهان دارد و شاید هم بزرگترین..
    گرچه این مرد بزرگ همیشه از واژگانی چون”بزرگترین و برترین و..” متنفر بود و هدفش تنها رسیدن به اعماق زندگی و موسیقی و انسانیت بود..
    میراث و جایگاه او در تک تک ارکسترهای بزرگ اروپا اکنون هویدا است..

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

حداقل کارکرد چنین جست و جویی آن خواهد بود که مخاطب اثر، چنانچه اهل اندیشه و تعمق باشد، به جای صدور یک حکم «خوب» یا «بد» کلی و غالبا ناکارآمد، جوانب متعدد را با احتیاط بسنجد و عرصه‌های مختلف یک اثر را از هم تفکیک کند. اما این حداقل، به یقین حداکثر فایده‌ی تلاش منتقد نیست. چنین جستجویی می‌تواند با کند و کاو در نکات مختلف اثر، پاره‌ای پرسش‌های عام فضای موسیقی را مشخص کند و با کاوش در فنون و شیوه‌های به کار گرفته شده در یک اثر خاص، محدودیت‌ها و امکانات این روش‌ها را بازنماید و در نهایت یک طرح عام و البته نسبی از موسیقی جامعه ارائه کند.» (ص ۱۴۵ و ۱۴۶)
شریفیان: ساخته های قدیمی ام را پدیده علمی می دانم تا هنری

شریفیان: ساخته های قدیمی ام را پدیده علمی می دانم تا هنری

آهنگسازی کاریست عملی و تقریبا در تمام دانشگاه های دنیا (به جز چند دانشگاه) شما تا مقطع فوق لیسانس بیشتر نمی توانید در این رشته تحصیل کنید. اما دکترا صرفا یک بحث تحقیقاتی است و شامل آهنگسازی نمی شود. تز من در مورد موسیقی و الکتروآکوستیک بود و دستگاهی که ساخته بودم برای ثبت هارمونیکهای طبیعی اجسام در طبیعت. در تز من، بحث فیزیک همانقدر پر رنگ بود که موسیقی و آهنگسازی.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (II)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (II)

ایقاع مخصوص موسیقی بود. طویس اولین خواننده ای بود که در مدینه از ایقاع استفاده کرد. او با اضافه کردن نت های زینت و به کاربردن فواصل ملایم شیوه ای جدید را در موسیقی به کار گرفت که آن را غناءالمتقین (آواز هنری) می گفتند. نخستین خواننده ای که در حجاز به معرفی و ترویج ایقاع پرداخت عزه المیلاء بود که ایقاع را غناءالموقع نامید و سائب خاثر نیز در این زمینه تلاش فراوانی کرد در دوره ی خلفای اموی ایقاع شکل علمی تری به خود گرفت و دایره هایی برای معرفی آن وضع گردید. ضربهای این دوره ثقل اول، ثقل ثانی، خفیف ثقیل، هزج، رمل و رمل طنبوری بود.
لورین مازل (II)

لورین مازل (II)

اولین کنسرت مازل با ارکستر فیلارمونیک نیویورک در سال ۱۹۴۲ بود زمانی که تنها ۱۲ سال داشت! در سن ۱۷ سالگی به دانشگاه پیتزبورگ (University of Pittsburgh) برای تحصیل زبان، ریاضیات و فلسفه وارد شد. در طی تحصیلش ویولونیست ارکستر سمفونیک دانشگاه پیتزبورگ بود که در آنجا رهبر جوان فصلهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۴۹ بود و همچنین در آنزمان Fine Arts Quartet دانشگاه را سازماندهی نمود.
سمفونی شماره ۹ گوستاو مالر

سمفونی شماره ۹ گوستاو مالر

آثار گوستاو مالر آهنگساز برجسته دوره رمانتیک را نمونه هایی کمال یافته در این مکتب میدانند . موسیقی رمانتیک که مهمترین شعار آن بیان احساسات و عواطف انسانی بود با آثار انقلابی بتهون آغاز شد . به دنبال او بزرگانی چون برلیوز شوپن مندلسون برامس و … این مکتب را پی گرفته و ادامه دادند . به علت هدف رمانتیزم در بیان عواطف و افکار بشری آهنگسازان این دوره سعی در آزاد ساختن موسیقی از قید و بندهای دوره کلاسیک از جمله قواعد کم وبیش ثابت نظم های کم استثنا و … کردند و توجه خود را بیشتر معطوف به محتوای موسیقی کردند .
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (II)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (II)

در این شماره به بررسى چند شیوه ى آموزشى مى پردازم که نه تنها بى ارتباط به مسائل مربوط به تمرینِ هنرجویان نیست بلکه به ترتیب در شماره هاى بعدى ارتباطِ بین شیوه هاى آموزش، با کیفیت و کمیت تمرین را روشن خواهم ساخت.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (II)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (II)

در این جلسه که بیش از حد ظرفیت سالن، پذیرای علاقمندان بود، پس از قرائت قرآن، توسط یکی از هنرمندان و سخنان مجری، آقای بهروز مبصری از پژوهشگران معاصر، سخنان مبسوطی درباره تجزیه و تحلیل ساختار اجتماعی تصنیف در اواخر دوره قاجاریه و تأثیرات ساختار اجتماعی بر روند تصنیف خوانی و معرفی تصنیف سرایان و تصنیف خوانان این دوره ایراد نمودند.
چاهیان: به گویش کُرمانجی پایند بودم

چاهیان: به گویش کُرمانجی پایند بودم

اگر بخواهم توضیحاتی را در ارتباط با بخش آهنگسازی خدمت شما عرض کنم باید بگویم که به هر حال قرار بود من اثری را آهنگسازی کنم که براساس موسیقی شمال خراسان باشد، بنابراین باید بعد از آوانویسی و تجزیه و تحلیل موسیقی آن منطقه، عناصر ساختاری مورد نیاز برای ساخت یک اثر را هم بررسی می کردم که این عناصر ساختاری شامل موارد بی شماری هستند که تعدادی از آن ها را عرض می کنم؛ یکی این که من باید ویژگی های موسیقیایی نغمات را از منظر جملات، موتیف های آوازی، الگوهای کشش، ریتم و متر بین عناصر سازنده جملات، تکنیک های آوازی، سیر حرکت ملودیک و دیگر عناصر را بررسی می کردم؛ مورد دیگر آن بود که چگونه تم های موسیقی شمال خراسان را استفاده کنم و آن ها را گسترش دهم و نکته بعدی این است که فرم قطعه باید در ارتباط با ساختار روایی نغمات شکل می گرفت و باید این موارد در درون مایه نغمات بررسی می شد.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه، چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۹۲، دوازدهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «نقد روان‌شناسانه‌، و تحلیل زبان‌شناسانه‌ی موسیقی» در محل ساختمان فاطمی خانه‌ی موسیقی برگزار شد.