گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(IV)

سانی بوی در حفظ میراث بزرگان بلوز و انتقال آن به نسلهای بعد نیز نقش مهمی داشته است. مثلا آهنگ Mr. Downchild در اصل از ساخته های Robert Johnson بود ولی اجل مهلتش نداد تا آن را ضبط کند. سانی بوی آین آهنگ را بر روی صفحه آورد و برای ما به یادگار گذاشت.

سانی بوی در حفظ میراث بزرگان بلوز و انتقال آن به نسلهای بعد نیز نقش مهمی داشته است. مثلا آهنگ Mr. Downchild در اصل از ساخته های Robert Johnson بود ولی اجل مهلتش نداد تا آن را ضبط کند. سانی بوی آین آهنگ را بر روی صفحه آورد و برای ما به یادگار گذاشت.

سانی بوی سالهای ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴ را بیشتر در شهر Detroit گذراند و با گیتاریست های دیترویت مانند Baby Boy Warren و Calvin Frazier (که در دهه ۴۰ از دلتا به دیترویت رفته بودند) کار می کرد. در سال ۱۹۵۵ سانی بوی که با شرکت Chess Records قرارداد بسته بود خانه ای در شهر میلواکی خرید و در آنجا اقامت گزید.

اولین آهنگ این دوره از فعالیتش Don’t Start Me To Talkin’ بود که در آن Muddy Waters و Jimmy Rogers گیتار می زدند و نواختن پیانو هم بر عهده Otis Spann بود. این آهنگ جزو ۱۰ ترانه برتر چارت ملی R&B قرار گرفت تا سانی بوی را در آستانه ۶۰ سالگی به مقام ستاره ای نوظهور در عرصه بلوز برساند.

سانی بوی ۵ سال بعد را (تا سال ۱۹۶۰) در شهر میلواکی بود و برای شرکت Chess صفحه پر می کرد که در اکثر آنها نوازنده گیتار دوست قدیمی اش Robert Jr. Lockwood بود و تمام آنها به آثار ماندگار و ارزشمندی تبدیل شدند. سال ۱۹۶۰ این دو به شهر کلیولند در ایالت اوهایو رفتند و یک سالی را در آنجا گذراندند. Robert Jr. به همراه خانواده اش در آن جا ماندگار شد ولی سانی بوی که طبق معمول یک جا بند نمی شد به دلتا بازگشت.

در همین سالها بود که Paul Oliver محقق برجسته موسیقی بلوز سفرش را به دور آمریکا برای یافتن خواننده های بلوز و گفتگو با آنها شروع کرده بود.

توصیفی که وی از سبک سانی بوی داده از این قرار است: “با لبهای بزرگش آن سازهای کوچک را بیرحمانه در خود فرو می کشید و دستان بزرگش را چنان به دور ساز حلقه می کرد که گویی در کار نوشیدن جرعه بزرگی آب باشد. از دست ها و انگشتانش برای شکل دادن به نت ها و تغییر دادن اصوات استفاده می کرد و در هر چیزی که می خواند یا می نواخت حس زمان بندی بی نظیری حاکم بود که از بهترین درامرهای بلوز هم دقیق تر بود.”

سانی بوی قامتی بلند و اندامی درشت داشت. چهره ای زمخت با چشمان پف کرده، بینی بزرگ و لب های کلفت با چینهای عمیقی در صورت که ظاهرش را پیرتر از سن واقعیش نشان می داد. معمولا ریش بزی می گذاشت و نسبت به جثه اش دست های بزرگی داشت. خصوصیات فیزیکیش او را در رسیدن به صدا و لحن خاص نوازندگیش یاری می رساند. مثلا دستهای بزرگش برای اجرای تکنیک Wah-Wah خیلی مناسب بود.

در این تکنیک نوازنده بعد از شروع یک نت به طور ناگهانی دستانش را (که به دور ساز حلقه کرده) از هم باز می کند تا صدای ساز را از حالت ضعیف و خفه به شکلی بلند و واضح درآورد. کاربرد صحیح این تکنیک کیفیتی آوازگونه به سازدهنی می بخشد که در کمتر سازی شنیده می شود. سانی بوی در تکنیک Wah-Wah به کمال مطلق رسیده بود و سبک آوازی (Voacl) خاص خودش را تا حدی مدیون آن بود.

غیر از آن به خوبی می توانست این تکنیک را برای تقطیع جملات و ریتم دادن به آنها و تاکید بر نت های مورد نظرش به کار گیرد. به عنوان نمونه به آهنگ Good Evening Everybody گوش دهید. این آهنگ که برای شرکت Chess Records ضبط شده بسیار مشابه آن چیزی است که درا بتدای برنامه King Biscuit Time شنیده می شد.

هنوز که هنوز است هیچ نوازنده ای نتوانسته به آن کیفیت خاص Wah-Wah های سانی بوی دست یابد. در اینجا Sonny Boy بی رقیب و دست نیافتنی است. این تکنیک احتمالا الهام بخش گیتاریست هایی مانند Eric Clapton و Jimmy Hendrix بوده که در دهه ۱۹۶۰ استفاده از پدال Wah-Wah را در گیتار الکتریک متداول کردند.

دیدگاه ها ۴

بیشتر بحث شده است