خود آموختگی و خلاقیت (II)

در مورد آثار هنری جاودان، آن جرقه ای که در انتهای خیال ظاهر میشود، منجر به ظهور این آثار می گردد. داستان این غمزه را نیز میتوان بدین صورت تلقی کرد که اثر هر چه بیشتر در اعماق خیال شکل گیرد، تمامی مدعیان تاج و تخت آن رشته را به اعجاب وا میدارد و آنها را به شاگردانی کوچک در برابر فرد خلاق تقلیل می دهد. بطوریکه میتوان این اثر را از صدها زاویه نگریست و افق های نوینی را در آن کشف کرد.

پس هر اثری که حاصل فرآیند خود آموختگی است.

هم خود حاصل غمزه خیال است و هم موجب ظهور غمزه ی خیال در مخاطب میشود. مراحل خود آموختگی را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد:
۱- وجود خیال فعال و شوق تجلی آن در فرد خود آموخته. ۲- ظهور جرقه یا تلنگری در خیال فعال که به زایش ارغنونی جوهره ی یک اثر فرجام می یابد. ۳ – پیوند فرد خود آموخته به سازهای میانی برای ظهور یا تجلی آن نغمه و یا پیام ارغنونی، به طوریکه گاه به خلق سازه یا سبک جدیدی منجر می شود. ۴- ظهور اخلاقی ویژه که حاصل تقابل جهان بیرونی با نیروی خیال فعال ویژه ی فرد خلاق و خود آموخته است. ۵- بهر حال این فرآِیند ها آشکارا نشان میدهند که هر روند خلاقانه ی اورفئوسی جوهره ای از خود آموختگی در خود دارد. از اینرو تقلید، خود آموختگی تلقی نمی شود و نباید این دورا یکی دانست. نکته مهمی که نباید هیچگاه از خاطر دور داشت، آن است که فرد خودآموخته میتواند به دلیل داشتن خیال فعال، نیروهای حسی خود را بطوری ویژه بکار گیرد.

به همین دلیل او میتواند از پدیدارهای اطراف خود، هستی شناسی ویژه ای در خیال فعال خود بوجود آورد. این هستی شناسی میتواند منجر به خلق اخلاق و عقول ویژه ای شود که تا بحال سابقه نداشته اند؛ پس فرد خودآموخته دارای فردیت قدرتمندی میباشد که چالش های زیادی در برابر نظام مدرسی برپا میدارد.

علت آن است که نظام مدرسی قادر نیست در جریان حرکت خود خیال فعال را تحمل کند. آنچه که نظام مدرسی انجام میدهد، جایگزینی شوق به زایش نغمه ارغنونی با شوق فراگیری تکنیکهای ظاهر سازی است. به همین دلیل، نظام مدرسی (آسکولاستیک) مسلط در هر زمان به سهولت روح اثر جدید حاصل از زایش فرد خودآموخته را درک نمیکند؛ ضمن آنکه وجودش لازم است چراکه از ظهور شارلاتانیسم در حیطه خودآموختگی جلوگیری میکند. پس اگر نظام مدرسی وظیفه صیانت از میراث ها را دارد، افراد خود آموخته وظیفه زایش و پر بار کردن میراث را به عهده می گیرند؛ از طرف دیگر باید توجه داشت که ارزش تکنیک های ظاهر شده در سازه های میانی، نه در خور این تکنیک ها بلکه از طریق توان آن ها برای آشکار سازی وجوه مکنون پیام های ارغنونی اثر قابل محک زدن است.

از اینرو خود آموختگی یا خلاقیت است که ارزش های مندرج در تکنیک ها را آشکار می سازد. براین اساس هرهنری دارای دو میدان زمانی است. آینده آن وجه معرفتی اثر است که با نیروی عشق (قدرت توجه و یگانگی با پدیدار) و گذشته یا تاریخ آن که همان وجوه عقلانی ظاهر سازی و تجلی وجه معرفتی اثر میباشد. از این منظر فرد آموخته انگیزه های فراگیری تکنیک ها را از طریق نیروی درونی و وجه ارغنونی اثر که در خود خلق کرده است به دست می آورد.

به همین دلیل زاینده نیروی نقادی جدید در حوزه خود میشود؛ بتهوون روزی گفت: “درباره منتقدین من همان نظر ولتر را دارم که میگفت، هیچگاه نیش یک پشه فیل را از پا در نمی آورد.” بتهوون این سخن را نه از سر غرور، بلکه بدلیل معرفت نسبت به ارزش آثاری که خلق کرده بود بیان می کرد، او خوب میدانست که نظام مدرسی زمانه اش از درک آثار او عاجز مانده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (V)

شاید بتوان با نگاهی کلی تر این موضوع را اینگونه تبیین کرد که در جهان ما که زندگی از لایه های درونی تر خود فاصله ای عمیق گرفته است، تبعاً برون گرایی به یکی از خصیصه های روحیات موسیقایی نیز بدل شده است. اجراهای ارکسترال با طیف وسیع و پردامنه ای از انواع سازها و صداها، معطوف گشتن توجه نوازنده به مسائلی همچون حفظ سلامت جسمانی و تأثیراتی که ساز بر وضعیت فیزیکی بدن می گذارد و ارتباط آن با تفاوت چشمگیری که در تعداد اجراهای نوازنده در مدت زمان معین نسبت به گذشته دیده می شود، همه شاید مصادیق همین تغییر در نحوۀ بودن باشند.

روشی برای کمک به هنرجویان در انتخاب کوک درست (II)

الف- مطمئن شوید دست چپ روی انگشت دوم و سوم متعادل شود و انگشتان، بالای نت هایشان شناور باشند و به راحتی روی آن‌ها فرود آیند.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«دستگاه‌های موسیقی ایران موسیقی مرده‌ای است و باید دور انداخت. چون روح ندارد. این موسیقی در کنار منقل و وافور و در کنار بساط عرق خورها زندگی می‌کند. آنها که دودستی این موسیقی مرده را چسبیده‌اند متوجه باشند؛ هر موقع که نعش‌های مومیایی جان بگیرند، این موسیقی هم زنده خواهد شد.» (فرزانه ۱۳۳۵)
موسیقی تانگو (II)

موسیقی تانگو (II)

تانگو به زودی از سمت فرانسه، در تمام اروپا محبوبیت یافت. رودولف والنتینو Rudolph Valentino 1895-1926 متولد ایتالیا سوپراستار سینمای صامت آمریکا، با ایجاد تصویری جذاب از رقص تانگو در فیلمهایش، مخاطبین تازه ای برای تانگو به وجود آورد. در دهه ۱۹۲۰ تانگو از انحصار خانه های بدنام و طبقه نه چندان درستکار بیرون آمد و به فرمی آبرومند و قابل احترام از موسیقی و رقص درآمد.
لورین مازل (II)

لورین مازل (II)

اولین کنسرت مازل با ارکستر فیلارمونیک نیویورک در سال ۱۹۴۲ بود زمانی که تنها ۱۲ سال داشت! در سن ۱۷ سالگی به دانشگاه پیتزبورگ (University of Pittsburgh) برای تحصیل زبان، ریاضیات و فلسفه وارد شد. در طی تحصیلش ویولونیست ارکستر سمفونیک دانشگاه پیتزبورگ بود که در آنجا رهبر جوان فصلهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۴۹ بود و همچنین در آنزمان Fine Arts Quartet دانشگاه را سازماندهی نمود.
ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (II)

ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (II)

مشایخی بعد از چند اجرای ضعیف با ارکستر سمفونیک تهران، کنار گذاشته شد و پس از آن رهبری ارکستر به منوچهر صهبایی رسید. منوچهر صهبایی با برگزاری تمرین های هدفمند و منظم، وضعیت ارکستر سمفونیک را بهبودی بیشتری بخشید ولی اجراهای پی در پی برنامه های سفارشی و کم ارزش ارکستر سمفونیک تهران، مخل تمرینات منظم بود.
مروری بر «کتاب گوشه؛ فرهنگ نواهای ایران» (II)

مروری بر «کتاب گوشه؛ فرهنگ نواهای ایران» (II)

هر فرهنگ، یک نظام است و در این نظام لازم است تا روابط معینی بین اجزا برقرار باشد تا ارتباط مراجعه‌کننده با فرهنگ مختل نشود: روش‌مندی. مؤلفِ «کتاب گوشه» که از میان واژگان موسیقایی، فرهنگی برای نامِ نواها و لحن‌های مربوط به موسیقی ایران و هر آنچه مربوط به اینها گردآورده، روشِ خود را در پیشگفتار تشریح کرده است. اطلاع از (یا بهتر است بگوییم فراگیریِ) آنچه در پیشگفتار آمده برای استفاده از این فرهنگ، دست کم به سه دلیل زیر ضروری است:
کتابی تازه از پدر اتنوموزیکولوژی ایران

کتابی تازه از پدر اتنوموزیکولوژی ایران

از محمد تقی مسعودیه (۱۳۷۷-۱۳۰۶) که به حق پدر اتنوموزیکولوژی ایران لقب گرفته، کتاب ها و مقاله های بسیاری به زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و پارسی در زمان حیات خود او انتشار یافته است.
نماد‌شناسی عود (IV)

نماد‌شناسی عود (IV)

اولین کسی که عود ده زهی را ساخت الفارابی (نه آن فیلسوف مشهور با همین نام) بود و ماجرا از این قرار بود که مردی در شهری که الفارابی در آن زندگی می‌کرد از دنیا رفت و چون الفارابی از افراد برجسته‌ی شهر بود به مراسم تدفین آن مرد رفت… در گورستان، وقتی از کنار قبری می‌گذشت که رویش برداشته شده بود، اسکلتی را دید…که ساق‌ها و رگ‌های آن معلوم بود. او تعداد رگ‌ها را شمرد و دید که ده تا هستند. همین موضوع بود که وی را برانگیخت تا عودِ ده زهی را بسازد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (IV)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IV)

با همین سنجه است که ما اغلب فیلم یک کنسرت کلاسیک را فارغ از جداکننده‌هایی مانند طول مدت (شرط‌های کافی حاشیه‌ای)، با همه‌ی حضور پررنگ کارگردان تلویزیونی و دوربین در فرآوری‌شان، نماهنگ نمی‌دانیم. گرداندن سر به سوی جایگاه نوازنده‌های فلوت هنگام اجرای «رقص فلوت‌ها» در «سوییت فندق‌شکن» «چایکوفسکی» رفتار هنجاری از یک دیده‌ور خودمختار آزاداراده است و ما اگر دوربین انجامش دهد همذات‌پندارانه حضور واسطه‌گونش را از میانه برمی‌داریم؛ به عنوان سوژه‌ی مستقل از دید خویش بازش نمی‌شناسیم. همچون هوای شفاف که تنها به واسطه‌ی دید نمی‌توان به عنوان چیزی در میانه‌ی چشم ما و ابژه‌ها شناسایی‌اش کرد.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (II)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (II)

در این نوشته به دلیل نداشتن اجازه برای انتشار دست‌نوشته زنده یاد فرامرز پایور، تنها به تشریح قسمت‌هایی از آن خواهم پرداخت.
گاه و بیگاه

گاه و بیگاه

۱- (روی اول) دونوازی سنتورو تنبک – در این قطعه ، ترکیب بندی دو ساز ، بسیار خوب صورت پذیرفته است. همچنین ضربات تنبک ، چیزی بیش از همراهی یک ساز دیگر است و شخصیتی کاملا مستقل دارد.