والی: می گفتند گوش شما با شنیدن سری و کرن خراب میشود!

رضا والی
رضا والی
انگیزه فعالیت به صورت کنسرتی چطور بود؟
انگیزه بسیار زیاد بود، مثلا یک جشنی ترتیب دادیم و تمام قطعات ملیک اصلانیان را زدیم، چهارگاهش را زدیم و در تالار فارابی از طرف مدرسه این برنامه را اجرا کردیم. بچه ها بسیار علاقمند بودند. بعدا که من آمدم شنیدم آقای همایون خسروی کارهای آقای حسین ناصحی را اجرا کردند و متاسفم که این آثار که میتوانست به عنوان یک اثر تاریخی با ارزش باشد، ضبط نشد.

ما آن زمان بچه بودیم و خیلی توجه به ضبط کار ما نمی کردند.

یک اشکال دیگر در هنرستان عالی این بود که اصلا با بچه های هنرستان موسیقی ایرانی کار نکردند. حتی یک کلمه یا یک نت! می گفتند گوش شما با شنیدن سری و کرن خراب میشود! هیچ چیزی در مورد تئوری، تاریخ موسیقی ایران … هیچ! انگار ما به طور تصادفی ایرانی هستیم و در تهران زندگی میکنیم!

این طرز تفکر از خود بیگانه خیلی به ما ضربه زد و بعدها یک سری از نسل بچه های هنرستان عالی، برگشتند از موسیقی اروپا، مثل خودم، محمد قوی حلم، خسرو سلطانی که تصمیم گرفتیم به نوبه خودمان به موسیقی ایرانی بپردازیم و به این نتیجه رسیدیم که موسیقی ایرانی بسیار موسیقی پیچیده و پیشرفته ای است و باید یاد بگیریم.

خسرو سلطانی به این خاطر که به ساز بادی آشنا بود، روی سازهای بادی ایرانی کار کرد و نوازندگی چند ساز بادی ایران را یاد گرفت، قوی حلم به خاطر آشنایی با سازهای کوبه ای، روی تنبک و دف کار کرد.

من هم دستم به جایی نمیرسید و کسی را نمیشناختم و به خاطر آشنایی با موسیقی الکترونیک سازی را تکامل دادم و روی آن کار کردم.

این ساز را من ارغنون نامگذاری کردم، ارغنون سازی است که در جامع الالحان، عبدالقادر مراغی درباره آن صحبت میکند.

ارغنون فارسی عربی شده ارگانوم است ولی ریشه خود ارغنون به ایران برمیگردد، پن پایپ را میگفتند ارغو یا غو، از دوره های تاریخی باستان آثارش وجود دارد، از آسیای مرکزی میرود به چین و در چین سازی است به نام شو که شو و غو خیلی به هم نزدیک است، این ساز شو، یک ارگ دهانی است.

این ساز میرود به سمت غرب و می شود ارغو یا ارغان، یا ارگن و از آنجا در قرون وسطا بازمیگردد به شرق و می شود ارغنون.

این ساز در چین که با نام شنگ هم معروف است، بسیار ساز جالبی است، چون گمان میکنم تنها ساز بادی است که غیر از اجرای آکورد، میتواند ویبره و اسپیکاتو را هم اجرا کند.
بله. این ساز که من ساخته ام پایه اش کامپیوتر است و توانایی شبیه سازی سازهای غربی را دارد و به ندرت می شود صدای آنها را از ساز اصلی تشخیص داد. من این سازها را میگیرم و کوک میکنم و خودم الان با دست کوک میکنم و امیدوارم در آینده جهانی بشود و نرم افزاری برای آن بنویسند که بشود بطور اتوماتیک کوک کند.

شما میتوانید بوسیله این دستگاه تمام سازهای غربی را کاملا ایرانی کوک کنید، حتی گامهایی که مربوط به موسیقی قدیم ایران بوده است، گام صفی الدین ارموی، گام فارابی، گام ابن سینا و … خیلی راحت اجرا میکند.

امیداورم به زودی از همه سازهای ایرانی سمپل گرفته شود و بشود به کمک این دستگاه همه سازهای ایرانی و غربی را شبیه سازی کرد و حتی سازهای نقاط دیگر جهان را بوسیله این دستگاه کوک ایرانی کرد.

تکنولوژی به قدری پیشرفت کرده که شما امروز میتوانید ویرچوال ارکسترا داشته باشید.

یک دیدگاه

  • سنتور ني
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۲ در ۸:۲۳ ق.ظ

    با سلام.
    صدای مکانیکی با صدای الکترونیکی کاملا فرق دارد….

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

منبری: نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد

منبری: نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد

این سوال شما حوزه گسترده ای را شامل می شود و لازم است من تاریخچه ای از فعالیتهای موسیقی ام را بازگو کنم. من کار موسیقی را با همان آواز شروع کردم. از نوجوانی و حتی از کودکی. محیطی که در آن بزرگ شدم هم محیطی علاقمند به موسیقی فاخر و نجیب و سنگین بود. می توانم بگویم من با صدای بنان و ادیب خوانساری بزرگ شدم و بعدها در دوره نوجوانی با صدای آقای شجریان.
در موسیقی ایران، جای استاد علی رهبری خالیست

در موسیقی ایران، جای استاد علی رهبری خالیست

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه سرگشاده بهزاد عبدی به وزیر فرهنگ و ارشاد است؛ در این نامه از وزیر ارشاد درخواست شده، با دعوت از علی رهبری، نه تنها به وضعیت فعلی ارکستر سمفونیک تهران، بلکه به وضعیت موسیقی کلاسیک کشور رسیدگی شود.
موسیقی بلوز – قسمت هفتم

موسیقی بلوز – قسمت هفتم

از دیدگاه تاریخی می توان بلوز را به دو دوره تقسیم کرد: بلوز قبل از جنگ جهانی دوم (Prewar Blues) و بلوز بعد از جنگ (Postwar Blues). استفاده از این طبقه بندی از جنبه سبک شناختی نیز مفید است.
منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد. اول اجازه بدهید که خدمت همه خوانندگان این مجله درودی عرض‌کنم. من اهل شمال هستم و در سال ۱۳۲۱ در شهرستان لنگرود متولد شدم. موسیقی از ابتدا در خانواده ما وجود داشت چون پدرم از صدای خوشی برخوردار بود. در آن زمان یادم می آید که تازه گرمافونی موسوم به بوقی باب شده بود و روی صفحه ضبط می شد، پدرم صفحات مربوط به صدای مرحوم بدیع زاده و ادیب خوانساری و تاج اصفهانی و طاهرزاده را می خرید و روی گرامافون پخش می کرد. ما از سن ۵-۶ سالگی در فضای موسیقیایی بزرگ شدیم.
میرهادی: فیوژن ایرانی با عوام گرایی مخلوط شده!

میرهادی: فیوژن ایرانی با عوام گرایی مخلوط شده!

همانطور که قبلا” اشاره شد این امکان برای سایت گفتگوی هارمونیک مهیا شد تا از نظرات آقای کیوان میرهادی موسیقیدان بنام عصر حاضر کشورمان در باره موسیقی روز کشور آگاه شویم. قسمت اول این مصاحبه تحت عنوان دیدگاه های کیوان میرهادی راجع به موسیقی امروز قبلا” منتشر شد دراینجا از شما دعوت میکنیم تا به قسمت دوم نظرات ایشان توجه نمایید.
زمان با شکوه نقطه اوج (II)

زمان با شکوه نقطه اوج (II)

در مرحله بعدی، ترکیبات را چه در قالب اثر بصورت سلو و چه در اثر قالب یک اثر ارکستری میتوان کوشش برای برجسته کردن همان نقطه اوج یا اکنون تجلی تلقی کرد. صفحه سفیدی را در نظر بگیرید و ابتدا در آن یک نقطه سیاه قرار دهید و سپس کوشش کنید تا تمامی این بستر سفید را به صورتی تصویر سازی کنید که آن نقطه تبدیل به مرکز توجه شود. یک هنرمند خلاق موسیقی دان اگر نتواند نقطه اوج و اکنون ویژه اثر خود را پیدا کند اصولا نمیتواند به حوزه خلق اثر گام گذارد؛ حتی در موسیقی مدرن کوشش برای دست یابی و اکنون مذکور به نفی بسیاری از قواعد نیز می انجامد.
گفتگو با فیلیپ میرس (I)

گفتگو با فیلیپ میرس (I)

این مسئله برای من اهمیتی ندارد. من احساساتم را درباره موسیقی با نسبت آهنگ ها به هورن فرانسوی مدیریت نمی کنم. یکی از قطعه های مورد علاقه ام «دیورتیمنتو برای سازهای زهی» (Divertimento for Strings) ساخته بارتوک (Bartok) است. این قطعه، ساز هورن را شامل نمی شود! فکر می کنم که این یک قطعه عالیست. باور کنید که در نظر گرفتن موسیقی با توجه به سازی که می نوازید فقط آن را محدود می کند. اما درباره آهنگ سازانی که از نظر من حرفی برای گفتن دارند باید بگویم که من با موزار و برامس احساس هم سلیقگی می کنم.
آموزش گیتار به کودکان (VII)

آموزش گیتار به کودکان (VII)

۶- بچه‌ها را به فروشگاه‌های موسیقی ببرید. یک فروشگاه ساز گیتار می‌تواند از زیباترین و هیجان‌انگیزترین مکان‌های تفریحی برای فرزندتان باشد. (البته صرفاً برای تفریح داخل مغازه نروید!)‌ می‌توانید برای خرید حتی یک برچسب جدید موسیقی، خرید سیم‌گیتار و دفترنت به فروشگاه‌ بروید.
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

درباره فرهنگ ارمنی از گریگوریان سئوال میکنم. خیلی حرف میزنم. درباره ویژگی های آن میپرسم، درباره خط مشترکی که در شکل های مختلف فرهنگ و هنر ارامنه وجود دارد، درباره استحکام شخصیت فرهنگی ارامنه، در مورد پایگاهش، تاثیراتی که گرفته است، تاثیراتی که داشته است و چیزهای دیگر. اما تمام اینها از آن رشته سئوال هایی است که گریگوریان در پاسخ آن، حرف خودش را می زند:
سواران دشت امید

سواران دشت امید

تنبک با وجود سابقه حضور طولانیش در عرصه موسیقی ایران، در واقع پس از “عصر استاندارد خواهی” موسیقی ایران که با حرکتهای وزیری شروع شد، به کمک حسین تهرانی به طور جدی صاحب جایگاه شد. با گذشت زمان و به نت درآمدن آثار تهرانی (که به همت حسین دهلوی، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظریف به انتشار رسید) این ساز به سرعت رواج یافت و نوازندگان خوش تکنیکی پیدا کرد که با نوازندگان نسل قبل از تهرانی بسیار فاصله داشتند