مصاحبه ای منتشر نشده با SRV (قسمت دوم)

تا چه اندازه تجربه کارهای استودیویی دارید؟ اصولا به کار در استودیو معتقدید یا خیر؟
SRV: بله، هر چند ممکن است افراد بسیاری با این موضوع مخالفت کنند. به نظر من مواقعی پیش می آید که هنگام کار، فی البداهه خلاقیت های شما در مقام نوازنده بروز می کند، اگر حالتان به اندازه کافی خوب باشد، کار در استودیو فرصت مغتنم و نادری برای ضبط و نگهداری این خلاقیت هایی که ممکن است هرگز تکرار نشوند، خواهد بود.

هنگام ضبط آهنگ های مختلف، آیا کلیه اجراها به صورت زنده و هم زمان انجام می گیرد؟
SRV: به طور کلی اهل این نیستم که بعد از یک اجرای ضبط شده برگردم و مجددا چیزی به کار بیفزایم. در اکثر مواقع نواختن گیتار را همزمان و زنده هنگام ضبط انجام می دهم. مواردی نیز پیش آمده که در برخی از آهنگ ها مجبور به دو بار اجرا و ضبط جداگانه شده ام، مثلا در “Empty Arms” هیچ راهی وجود نداشت که بتوانم هم زمان کار کنم؛ بنابراین در چنین شرایطی یک بار در حالی که شخص دیگری به جای من می نوازد، شعر را جداگانه می خوانم و بار دوم به اجرای تکنوازی می پردازم.

آلبوم اخیرتان را نیز به همان روش آلبوم های دیگرتان تولید و تکثیر نمودید، فکر می کنید ممکن است زمانی برسد که برای تهیه آلبوم هایتان از شخص یا اشخاص دیگری استفاده نمایید؟
SRV: بعید نیست روزی یک تهیه کننده را به همکاری بگیریم، ما سه نفر به خوبی می دانیم که چه می خواهیم و به همین دلیل هر سه تهیه کنندگی را به عهده می گیریم و خوشبختانه تا به امروز مشکلی از این بابت نداشته ایم. بسیاری از مواقع اعضای گروه، من را برای انجام این کار وکیل می کنند، در عین حال با کمال میل هر نظری را از آنها می پذیرم و همواره معتقدم اگر کسی مایل است قراردادی را امضاء نماید که تنها نام من پای آن باشد، مسلما به معنی هر سه عضو گروه نخواهد بود. برای من همیشه گروه در الویت قرار دارد، نه یک شخص با روابط و وابستگی های مختص به خود.

معمولا تک نوازی هایتان را با گیتار Stratocaster تان انجام می دهید؟
SRV: این گیتار هنوز گیتار اصلی من است، در واقع به منزله زن اولم است (با خنده) که نمی توانم از او جدا شوم. متاسفانه در اثر کثرت استفاده نیاز به تعمیرات پیدا کرده، اما در حال حاضر فرد مناسبی را برای این کار سراغ ندارم، چارلی ورز Charley Wirz استاد این کار بود که در ماه فوریه درگذشت و فقدان او برایم بسیار دردناک است، مطمئن هستم اکنون نیز در جهانی دیگر همچنان به خرید و فروش عادلانه گیتار مشغول است. ( با خنده)

Reese Wynans به عنوان نوازنده کی بورد چگونه وارد گروه شما شد؟
SRV: مدت ها بود قصد داشتم از یک نوارنده کیبورد استفاده کنم. Reese یکی از معروفترین افرادی بود که می شناختم، او با نواختن پیانوی آهنگ ” Little Sister” برای اولین بار با گرو ما همکاری کرد، پس از این کار او از من پرسید :” آیا مایلی همچنان با هم همکاری داشته باشیم؟”، پاسخ دادم :”بله”، ” از کی می توانم کارم را شروع کنم؟” و من جواب دادم :”از همین حالا” .

ظاهرا اجرای تریو را به انواع دیگر ترجیح می دهید؟
SRV: بله، تریو را ترجیح می دهم و به کار با کیبورد و سازهای بادی نیز بسیار علاقه مندم.

دلیل اوج گرفتن محبوبیت سبک بلوز در سال های اخیر را چه می دانید؟ به نظر شما کاری که در سال ۸۲ در فستیوال Montreux انجام دادید، نقطه شروعی بر این ماجرا نبود؟
SRV: به نظر من هواداران بلوز در سال های اخیر فرصت بیشتری برای شنیدن این سبک موسیقی بدست آوردند، زیرا کمپانی های پخش موسیقی این سبک را پذیرفتند. درهای بسیاری به روی گروههای مختلف که در این سبک فعالیت می کردند گشوده شد و به تبع آن هواداران نیز به این عرصه راه گشودند. بازار این نوع موسیقی دچار دگرگونی شد و تلاش هایی که به منظور قابل دسترس نمودن این موسیقی انجام شد، کاملا نتیجه بخش بود. برای من این اتفاق چندان دور از ذهن نبود، زیرا معتقدم بلوز به ریشه های هر نوع موسیقی آمریکایی که فکرش را بکنید بسیار نزدیک است، در حقیقت بلوز را پدر خوانده موسیقی آمریکایی می پندارم.

موسیقی شخص شما تا چه اندازه می تواند از بلوز فاصله بگیرد؟ آیا سازتان را پاپ کوک می کنید؟
SRV: صادقانه بگویم، هنوز مطمئن نیستم که کوک پاپ چیست! یقینا اگر از رادیو قطعه ای را بشنوم می توانم تشخیص دهم که پاپ است یا چیز دیگر، اما موسیقی که بتواند در من تحولی بوجود آورد، به نظرم با ارزش تر و مهم تر از تمامی این فرمول هاست.

در حال حاضر در تور به سر می برید؟
SRV: بله، امشب هم طبق برنامه قرار است به ممفیس برویم و از آنجا به فلوریدا و آتلانتا، مطمئنا اوقات بسیاری خوبی در پیش رو خواهیم داشت. در اواسط فوریه نیز به استرالیا، نیوزلند، ژاپن، هونگ کونگ و بانکوک خواهیم رفت. از ادامه تور خبر بیشتری ندارم .احتمالا از شبکه MTV می توانم آن را دنبال کنم، (با خنده)همانطور که تا کنون نیز بارها و بارها پیش آمده که با روشن کردن تلویزیون در جریان برنامه های آتی گروهمان قرار گرفته ام.

نظرتان در مورد پیشرفت سریع و دور از انتظار شخصیت هنری تان چیست؟ قاعدتا باید کاملا راضی به نظر برسید؟
SRV: بله، مسلما همینطور است، برخی اوقات به قدری همه چیز سریع و پشت سر هم اتفاق می افتد که حتی متوجه اش نمی شوید. به طور مثال در مورد موسیقی قیلم راکی چهار (Rocky IV) اصلا آمادگی انجام این کار را نداشتم و هنگامی که برای اولین بار آن را شنیدم، ضربان قلبم را کاملا احساس می کردم.

پس از بازگشت از تورتان، آیا تصمیم دارید بر روی آلبوم آینده تان تمرکز کنید؟
راستش را بخواهید، در حال حاضر در خلال دیگر کارهایم به این مقوله نیز می پردازم، به علاوه بر روی تعدادی از آهنگ هایم را که تا به امروز فرصت پرداختن به آنها را نداشتم، نیز مشغول به کار هستم. تمام تلاشم را به کار خواهم گرفت تا آلبوم بعدی گروه قوی و ارزنده از کار درآید.

modernguitars.com

4 دیدگاه

  • ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۸ ق.ظ

    azatoun kheili mamnounam vali chera in mosahebasho to ghesmare Rock gozashtin ? omid varam hamchenan dar karhayetan movafagh bashin

  • abbas iranmanesh
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۳ ق.ظ

    mamnoon az zhamate shoma ………….

  • Behnam
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۲ ب.ظ

    Steve adame bozorgie va man az in mosahebe lezat bordam…be kare khoob e khodetoon edame bedid!

  • Kid A
    ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۶ در ۳:۲۳ ب.ظ

    من همیشه برام جای سئوال داشته چرا افراد با استعدادی مثل استیوی ری، جیمی هندریکس، جان لنون، جیم موریسون، جف باکلی و … انقدر زود از این دنیا رفتن. درسته بعضی ها خودشون به خاطر اعتیادشون مقصر بودن، اما چرا استیوی؟! این چه جور مرگی بود که نصیب این بنده خدا شد؟ سقوط هلیکوپتر! یا جف باکلی که غرق شد. جان لنون که تیر خورد! عجیبه واقعا…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

از روزهای گذشته…

مهرداد دلنوازی: آثار استاد پایور را برای تار ترجمه کردم

مهرداد دلنوازی: آثار استاد پایور را برای تار ترجمه کردم

بنده از سن ۱۰ سالگی وارد هنرستان موسیقی ملی شده ام و به توصیه استاد حسین دهلوی که آن زمان رییس هنرستان بودند و ساز کلارینت برای بنده انتخاب شد ولی من زیاد علاقه ای به ساز کلارینت نشان ندادم؛ البته یک حادثه ای هم برای بنده در حین شیطنت های که در بازی ها برایم رخ داد و موجب شد لبم چند تا بخیه بخورد و یک الی دو ماهی نمی توانستم ساز بزنم و همین موضوع باعث شد سازم را تغییر بدهم و آموزش تار را خدمت استاد هوشنگ ظریف شروع کردم.
هنرمند افسانه ای

هنرمند افسانه ای

براستی انسان تا چه حد می تواند در مقابل سختی ها قوی باشد؟ به چه مقدار و تا کی می تواند در زندگی اشتباه کند؟ چرا انسان با حسادت این زندگی کوتاه را خراب میکند؟ چرا باید در تنهایی ها حسادت را بعنوان یار و همدم خود انتخاب کرد؟ و …

دو خبر از دنیای موسیقی

پس از موفقیت شوریده، کار گروه دستان و پریسا و انتخاب این اثر بعنوان بهترین موسیقی سال ۲۰۰۳ از طرف وزارت فرهنگ فرانسه، شرکت نت ورک آلمان اثر تازه ای از گروه دستان و پریسا را با نام گل بهشت منتشر کرد.
موسیقی شنیداری و تصویری

موسیقی شنیداری و تصویری

همه ما بدون شک موسیقی را ابزاری شنیداری محسوب میکنیم، یعنی ابزاری که از راه گوش و حس شنوایی منتقل میشود. این به دلیل عناصر سازنده موسیقی است که متشکل از نوانسهای مختلف صوتی و حالت هماهنگ آن برای گوش و در نهایت ذهن که مرکز تعقل و احساسات انسان است، لذت بخش خواهد بود.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت سی ام)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت سی ام)

مسلماً انگیزه خلق اثر و تاریخ پیدایش اصل و هر یک از اجراها و یا تفسیری مختصر اما کارشناسانه از هر اثر و هر اجرا و اقوال مشاهیر و صاحب نظران در مورد آن، همگی میتوانند بر ارزش تاریخی و غنای چنین فهرستی بیفزایند. چنین گامی تنها اقدامی فرهنگی و تاریخی نبوده بلکه ادای دینی است به استاد وزیری و شاگرد و دوست وفادارش.
فواصل خنثی یا میانه (III)

فواصل خنثی یا میانه (III)

در سیستم ۵۰ قسمتی نیز دو اندازه متفاوت از سوم کوچک و بزرگ مشاهده می شود که بر اساس نوع انتخاب ما می توان سوم میانه میانگین را مشاهده نمود. مثلا اگر سوم کوچک ۲۸۸ سنت و سوم بزرگ ۳۸۴ سنت باشد، فاصله سوم میانه معادل ۳۳۶ سنت خواهد شد ولی اگر سوم کوچک ۳۱۲ سنت و سوم بزرگ ۳۸۴ سنت انتخاب شود، فاصله سوم میانه ۳۴۸ سنتی در سیستم وجود ندارد. به این ترتیب فرض هلمهولتز که سوم میانه یا خنثی را میانگین سوم کوچک و بزرگ فرض کرده در همه موارد صدق نمی کند.
دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.
جانی لنگ

جانی لنگ

جانی لنگ (Jonny Lang) نواختن گیتار را از سن ۱۲ سالگی پس از اینکه به همراه پدر خود به دیدن کنسرت گروه Bad Medicine( یکی از از معدود گروههای Blues در Fargo) رفت، آغاز کرد. او خیلی زود کلاسهای آموزش گیتار خود را نزد Ted Larsen نوازنده گیتار گروه Bad Medicine آغاز کرد. او به گروه Bad Medicine که بعدا نام خود را به Kid Jonny Lang and the Big Bang تغییر داد پیوست.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

مقوله‌ی تاریخ موسیقی و تاریخ‌نگاری در ایران پیچیدگی‌های بسیاری دارد و حوزه‌ای است از دانش مرتبط با موسیقی که مانند بسیاری موضوعات دیگر این دانش ناروشن و مبهم است. این عدم وضوح گاه به پدیده‌ای ذاتی تبدیل می‌شود و گاه نیز پدیده‌ای است که به دلایل مختلفی در طول زمان بر فرهنگ ما عارض شده است.
مصاحبه با کیت جرت (I)

مصاحبه با کیت جرت (I)

در سال ۱۹۹۹ جف دایر (Geoff Dyer)، نویسنده کتاب تحسین شده و ژانر گریزِ «اما زیبا» (But Beautiful) درباره جز، در مقاله ای در یکی از روزنامه های مهم درباره کیت جرت (Keith Jarrett) نوشته بود که «او بزرگترین موزیسین زنده موسیقی جز است». البته این اولین بار نبود که درباره جرت چنین چیزی گفته می شد و قطعا آخرین بار نیز نخواهد بود. بالاخره، جرت یکی از معدود موزیسین های جز است که در دوره زندگی خود به یک افسانه تبدیل شده است.