تئوری بنیادین موسیقی (قسمت دوم)

حامل
برای آنکه نت های موسیقی را در دورهای پی درپی که پیشتر نشان داده شد بتوان به خط موسیقی نوشت خطوطی به کار برده می شود که حامل نام دارد.

حال در ساده ترین و معمول ترین کاربرد خود عبارت است از پنج خط موازی با فاصله های مساوی. حامل پنج خطی دارای یازده محل برای جا دادن نت های موسیقی است پنج محل روی خط ها چهار محل میان خط ها یک محل پایین و یک محل بالای حامل به این ترتیب روی هر حاملی می توان یازده نت جای داد.

به شکل زیر توجه کنید : (در سمت راست نت ها روی خط نوشته شده ) و ( در چپ نت ها ما بین خط) و ( در بال یک نت بالای خط چسبیده به خط زیرین خود ) و ( در پایین یک نت چسبیده به خط بالایی خود )پس به این ترتیب در یک خط حامل می توان تا یازده صدا نوشت.

نکته : در ضمن نت ها را طبق قرارداد مانند زبان های لاتین و ریاضی از چپ به راست می نویسند و می خوانند.( در این شکل استثنا برای درک بهتر مطلب به این صورت نوشته شده. )


نام نت ها بروی حامل
بستگی نام نت ها با جایشان روی حامل قراردادی است:به این ترتیب که جایی را روی یکی از خطوط حامل مبدأ فرض می کنند و یکی از نت های هفتگانه را در آنجا می گذارند و بقیه ی نت ها را از آن مبدأ حساب می کنند.مثلا اگر چنین فرض کنیم که روی خط دوم حامل نت ( سل ) قرار گرفته است. نت های دیگر به ترتیب شکل زیر نامگذاری می شوند . در این صورت برای مشخص کردن این مبدأ در ابتدای حامل نشانه ای به این شکل به نام کلید سل روی خط دوم می نویسند


در حامل بالا که معروفترین حامل موسیقی است نت های روی خط از پایین به بالا عبارتند از :( می ).( سل ).( سی ).( ر ).( فا ).و نت های میان خط ( فا )،( لا )،( دو )،( می )،نت زیر حامل ( ر )،و نت بالای حامل ( سل )،است. نکته : ( طبق قانون و قرارداد کلید سل را نمی توان روی خط های دیگر نوشت فقط روی خط دوم باید نوشت ) پس در نتیجه کلید سل نام خود را به نتی می دهد که روی آن خط نوشته شده باشد یعنی خط دوم

خط های تکمیلی یا اضافه
گفته شد که روی حامل تنها یازده نت می تواند جای گیرد که البته نسبت به تعداد نت های کاربردی موسیقی ( بیش از ۶۰نت) رقم بسیار ناچیزی است. برای رفع این کمبود در زیر و بالای حامل هر جا و هر زمان که نیاز باشد خط هایی کوتاه می گذراند و به یاری آنها بر کاربرد حامل وسعت نت نویسی روی آن می افزایند.
نکته:خط های تکمیلی چه به سوی بالا و چه به سوی پایین تا آنجا افزوده می شود که چشم با اندکی تجربه بتواند تعدادشان را به آسانی تشخیص دهد.

به طوری که در شکل بالا دیده می شود بر روی حامل با افزودن خط های تکمیلی (در این نمونه چهار خط – از هر دو سمت ) تعداد نت ها از ۱۱ به ۲۷ رسیده است. تعداد خط های تکمیلی البته محدود نیست. نت های تکمیلی نیز با همان روال نت های حامل ( تناوب نت های روی خط و میان خط ) نوشته می شود .
نیم خط
خط
در اصطلاح خط هایی را که از میان نت ها می گذرند نیم خط و خطوط تکمیل کننده در زیر یا بالای نت را خط می نامند.

16 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۸۵ در ۷:۴۸ ق.ظ

    shoma ba in model be hich ja nemiresid
    mosighi ro nemishe ba khat kesh o gonia nevesht

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۸۵ در ۸:۵۲ ب.ظ

    be nazare man ke kheili ham mofid ast!

  • ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۵ در ۱:۳۳ ق.ظ

    سلام. امیدورام که مطالب تئوری بصورت مداوم و همراه با یک هدف مشخص ادامه پیدا کند. بسیار ممنون

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۸ ق.ظ

    دستتان درد نکند.عالی وبسیار مفیداست.
    شهرام.

  • mehdi
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۲ ب.ظ

    از مطالبی که درج کردین تشکر می کنم. اگر ممکن است راجع به هارمونی نیز از ابتدا به صورت مداوم مطلب بنویسید ممنون می شوم.

  • ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۵ در ۲:۰۹ ق.ظ

    مطالب زیادی در مورد هارمونی در سایت قرار گرفته شده که باز هم ادامه پیدا میکند.

  • gircha mircha
    ارسال شده در مرداد ۳, ۱۳۸۶ در ۸:۱۳ ب.ظ

    Mamnoooooooooooooooooooooooooooooooooon

  • شادمهر بادینی
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۷ در ۳:۱۸ ق.ظ

    بد نیست سعی کنید بهتر توضیح بدهید

  • محمد
    ارسال شده در فروردین ۶, ۱۳۸۹ در ۷:۰۲ ق.ظ

    با سلام خیلی خوب بود امیدوارم ادامه داشته باشد

  • amir
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۹ در ۱:۱۰ ب.ظ

    salam duste aziz be nazaram shoma hanuz motavajjeh neistid ke not baraye che manzur ijad shodeva estefadash baraye chist.

  • amir
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۹ در ۱:۱۱ ب.ظ

    maznuram dusti bud ke avvalin nazaro dadan

  • ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۰ ب.ظ

    مرسی.ادامه بدین

  • sahar
    ارسال شده در آبان ۳, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۵ ب.ظ

    سلام,خیلی به من کمک کرد.مرسییییییییییی

  • فعغنفغع
    ارسال شده در آذر ۳, ۱۳۹۰ در ۹:۲۶ ق.ظ

    خوب بود عالی بود

  • ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۹۵ در ۱۰:۱۸ ب.ظ

    سپاسگزارم

  • ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۹۵ در ۱۰:۱۹ ب.ظ

    ممنون از شما . لطفا ادامه پیدا کنه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (II)

سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (II)

مشکلی بزرگ در همنوازی سازهای مضرابی وجود دارد که باعث شده حتی عده ای از منتقدان، موافق گروه نوازی سازهای مضرابی نباشند و آن ایجاد نویزی است که هنگام همنوازی ایجاد می شود. وقتی ما گرافی که مربوط به ثبت سازهای کششی است را می بینیم متوجه می شویم یک فرکانس همراه با هارمونیک هایش به شکل موازی و نامیرا از ابتدا تا انتهای نت اجرا شده دیده می شود، در حالی که در سازهای مضرابی یک پیک قوی همراه با نویز و نوفه و فرکانسهای بالا بوجود می آید و پس از آن طنینی از فرکانس اصلی را به صورت میرا داریم.
روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

من در بین سنین بیست تا سی سالگی غالبا به عنوان دانشجو در برلین بسر می بردم. وقتی که من به آلمان رسیدم به دنبال بهترین معلم ویولون بودم و کارل کلینگر را پیدا کردم. پروفسور به من قطعات بسیار سختی را داد که بر روی آنها کار کنم من هر روز پنج ساعت تمرین می کردم اما هر چه بیشتر کار میکردم مثل این بود که من عقب تر می رفتم! روزها و ماه ها به همین گونه سپری می شدند و من اصلا پیشرفتی نمی کردم تا اینکه بطور کلی قطع امید کردم. فکر می کردم که امیدی نیست من بی استعداد هستم. از کنسرتهای موسیقیدانهای بزرگ هم دیدن می کردم که مرا دلسردتر می کرد.
یو-تو (I)

یو-تو (I)

یوتو (U2) گروه موسیقی راک ایرلندی که در سال ۱۹۷۶ در دوبلین شکل گرفت و امروزه به‌عنوان یکی از معروفترین، محبوبترین و پرافتخارترین گروه‌های موسیقی در جهان محسوب می‌شود. اعضای این گروه: پال هیوسن معروف به بونو (Paul Hewson -Bono) خواننده اصلی، دیوید ایوانس معروف به اِج (Dave Evans – The Edge) و برادر بزرگترش دیک (Dik Evans) گیتار، آدام کلایتون (Adam Clayton) از دوستان برادران ایوانس، گیتار بیس و لری مولن جونیور (Larry Mullen, Jr) درام.
نارضایتی و نگرانی تهیه کنندگان از فرمت MP3

نارضایتی و نگرانی تهیه کنندگان از فرمت MP3

میخواهید باور کنید یا نه، آن CD جدیدی که به تازگی در دستگاه MP3 player خود کپی کرده اید، تنها قسمت کمی از کل چیزی است که واقعا وجود دارد. اکنون دیگر دوره دیسکهای فشرده یا CD هم رو به پایان است و فایلهای صوتی کامپیوتری به ابزار اصلی شنیدن موسیقی ضبط شده تبدیل میشوند.
فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

این روز ها در آشفته بازار موسیقی ایران خبر های گوناگون و متعددی می شنویم. خبر هایی داغ از گروه های “بزرگ”، کنسرت های “بزرگ”، ابداع، اکتشاف، انواع تلفیق، نوآوری و… یکی از ملال آورترین خبر های تکراری این روز ها، خبر ابداع ساز های جدید است. ساز هایی با اشکال گوناگون و در ظاهر متفاوت از لحاظ ساختار و صدا. تنور این آشفته بازار بی صاحب آنقدر داغ است که از هر صنفی در آن می توان یافت. از خواننده و آوازه خوان گرفته تا نجار و بقال و سیرابی فروش…
ویلنسل (V)

ویلنسل (V)

ویولنسل، نمونه ی تکامل یافته ای از باس ویولن است که در سال ۱۵۵۶ توسط Jambe de Fer برای اولین بار عرضه شد که در ابتدا سازی با سه سیم بود. احتمالاً گابریلی نخستین آهنگسازی بود که باس ویولن را در اثر خود به نام Sacrae symphoniae به سال ۱۵۹۷ مورد توجه خاص قرار داد.
ویولون مسیح استرادیواریوس (III)

ویولون مسیح استرادیواریوس (III)

در این نمونه موجود با در نظر گرفتن وضعیت فعلی آن بدون هیچ دگرگونی، آنگونه تلقی می شود که بر اساس نام های موثق در حاشیه طرح مزبور و همچنین سایر عناوین دیگر تحت عنوان مجموعه های معتبر، مشخصات و اطلاعات کاربردی دقیق و حقیقت آن منطبق برواقعیت می باشد.
بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

… در فرهنگ و هنر واحدی بود برای سازسازی که مسئول‌اش آقای قنبری‌مهر بودند. اتفاقاً‌ آقای شجریان هم آنجا فعالیت‌هایی داشتند. در آن مرکز کار خوبی شروع شده بود در احیای سازهای قدیمی از جمله رباب که برای اولین بار آقای دلنوازی همانطور که گفتید در گروه پایور رباب زدند. ولی رباب زدن من خیلی تصادفی بود و بگذارید صادقانه اقرار کنم که از روی عشق و علاقه نبود. در گروه شیدا آقای لطفی به دوستی گفتند تارباس بزند ایشان ناراحت شدند و کلاً قهرکردند و رفتند. من گفتم من تارباس می‌زنم. بعضی‌ها امروز می‌پرسند تو که ساز اصلی‌ات تار است چرا دف‌زن شدی؟ همسر من هم یادش رفته است که من زمانی تارنواز بوده‌ام. از بدشانسی یا از خوش‌شانسی من در آن دوره پهلوان‌هایی مثل حسین علیزاده و محمدرضا لطفی بودند و این باعث شد که من خودم کوتاه آمدم و تارباس زدم. بعدها آقایان مظهری و درخشانی هم تارباس زدند. عود هم که کم و بیش در گروه بود. کم‌کم متوجه شدیم که بین تارباس و عود، جای یک آلتویی آن وسط خالی‌ست که رباب دقیقن همان نقش را داشت. کارهایی که این سازهای بم هر سه حضور داشتند می‌دیدیم که گروه بسیار خوب و کامل صدا می‌دهد. بنابراین مجید که آمد، من دیگر رباب زدم. گفتم که؛ من همیشه آماده به خدمت بودم.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

در سال ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ ارکستر سمفونیک بیچام باله روسیِ (Ballets Russes)، سرگئی دیاگیلف (Sergei Dioghilev) را هم در باغ کاونت و در کرولوپر (Krolloper) در برلین به رهبری بیچام و پیر مونتو (Pierre Monteux)، رهبر اصلی دیوگیلوف اجرا کرد. بیچام با رهبری موسیقی جدید و پیچیده پتروشکا (Petrushka) ی استراوینسکی (Stravinsky)، در غیاب مونتو، در حالیکه فقط دو روز قبل به او خبر داده بودند، بدون هیچ تمرینی، توانست تحسین فراوانی را از آن خود سازد.
کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی (I)

کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی (I)

برخی کلود-آشیل دبوسی (Claude-Achille Debussy) آهنگساز فرانسوی را بوجود آورنده سبک امپرسیونیزم در موسیقی می ‌دانند اما او خود همچون موریس راول از پذیرفتن این عنوان پرهیز داشت. سبک موسیقی دبوسی از موسیقی اواخر دوره رومانتیک تا مدرنیسم قرن بیستم است. در چرخه ادبیات فرانسه سبک این دوره به عنوان سمبولیسم شناخته شده، جنبشی که با الهام از دبوسی چه به عنوان آهنگساز و چه فعال فرهنگی، گرفته شده است. دبوسی نه تنها از بزرگترین آهنگسازان فرانسوی است همچنین نقشی کلیدی در موسیقی اروپا با ورود به قرن بیستم داشته است.