والی: کار موزیکولوگی تا کنون نکردم

رضا والی
رضا والی
چطور به سمت موسیقی ایرانی گرایش پیدا کردید؟
وقتی من هنرستانی بودم، در روزنامه خواندم که یک موسیقیدان مجاری به نام بلا بارتوک موسیقی محلی مجاری را جمع آوری کرده است، در همان حال و هوای جوانی من هم شروع کردم به جمع آوری و نت نگاری موسیقی محلی ایرانی…

چقدر دقت داشت نت نویسی شما؟
بد نبود، آن نتها را هنوز دارم ولی کار موزیکولوگی هیچ وقت تا کنون نکردم، نه تجزیه تحلیل کردم و نه کارهایی کردم مثل دکتر مسعودیه. اتریش هم که رفتم همین جریان را بصورت الکترونیک ادامه دادم و هر وقت دستم به کاستی می رسید، آنها را جمع آوری میکردم. تا دوره ای هم این کار را ادامه دادم بدون هیچ قصد خاصی تا اینکه در سال ۱۹۷۸ قطعه ای نوشتم به نام چهار آواز محلی ایران برای آواز و پیانو که آنزمان بسیار مورد تشویق قرار گرفت.

مردم بسیار استقبال کردند و من بسیار تشویق شدم و وقتی آمدم آمریکا، قطعه ای نوشتم به نام هشت آواز محلی ایران برای آواز و پیانو و بعد از آن شش آواز محلی ایران و بعدا دیدم که این رویه دارد گیج کننده می شود و تصمیم گرفتم نامش را بصورت آوازهای محلی ایران، مجموعه یک، دو، سه و … و این مجموعه را ادامه دادم و در هر مجموعه سازها عوض شد و بصورت آواز برای سازهای تنها و انواع مختلف گروه های سازی ساخته شد.

در کنار این مجموعه من آثار دیگری هم می نوشتم ولی این مجموعه بصورت سیستماتیک دنبال شد. من آوازهای محلی ایران را آرانژمان نکردم و آوازهای محلی را به دو شاخه مهم تقسیم کردم.

گروه اول را آتنتیک نامگذاری کردم که مجموعه کارهایی است که روی نوار ضبط شده و یا الان وجود دارد، مثل «مستم مستم» یا «دختر شیرازی» ولی یک دسته دیگری هم هست که من به آنها می گویم آوازهای محلی ذهنی که این اصطلاح را بارتوک هم استفاده میکند که معنی آن اثر شخصی خود آهنگساز است بر اساس آن استیل یا زیبا شناسی آن منطقه. یعنی قطعه ای من بسازم که مثل موسیقی محلی مازندران باشد یا مثل موسیقی محلی کردستان باشد یا ارمنستان. اتفاقا من آثار بسیاری ساختم که تحت تاثیر موسیقی ارمنستان است و به این موسیقی بسیار علاقه دارم.

در مجموعه من این آثار با هم ارتباط دارند و مثلا اگر در یک مجموعه من پنج آواز وجود دارد، همه این آثار به هم مرتبط اند و از نظر ریتم، هارمونی و نغمه با هم ارتباط دارند و مثل یک زنجیر به هم متصل هستند. من هیچ وقت آرانژه نکردم قطعه ای را.

این موسیقی در مغز من به یک پدیده جدیدی تبدیل می شود و می آید بیرون.

بیشتر آوازهای محلی من، آوازی است و برای خواننده زن نوشته شده است، اینها همه آوازی هستند. قطعه کر و آواز تنها هم دارم.

نمی توانستید در مجموعه شماره ده که ناکسوس منتشر کرد، از خواننده ای استفاده کنید که لهجه ایرانی داشته باشد؟
من خواننده ایرانی که بتواند به این قدرت بخواند را سراغ نداشتم. یا نیستند یا من نمیشناسم. من مجبور شدم با همان خواننده که بسیار خواننده خوبی است {کار کنم}، سعی کردم لهجه ها را کار کنم.

من سال ۱۹۹۸ یک کنسرتو فلوت نوشتم برای ارکستر بوستون که آن را ضبط کردیم، بعدا قطعه ای بزرگ نوشتم برای ارکستر که در آن بربط و نی هم استفاده می شود که نامش دیلمان است، این قطعه را اول در مکزیک ۱۹۹۷ اجرا کردند و بعدا در سال ۲۰۰۰ در بوستون آن را ضبط کردیم. به اضافه این قطعات، مجموعه شماره ده هم اضافه شد و آن ارکستر این آثار را برای ناکسوس فرستاد که آنها قبول کردند منتشر کنند. سرمایه گذاری البته با خودم بود ولی پخش ناکسوس خیلی مهم است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

تروایس، گروه موسیقی موفق انگلیسی

تروایس، گروه موسیقی موفق انگلیسی

تراویس “Travis” یک گروه راک اهل گلاسکو، اسکاتلند متشکل از فران هیلی Fran Healy ، دوگی پین Dougie Payne، اندی دانلوپ Andy Dunlop و نیل پریمروز Neil Primrose است. این گروه از محبوب ترین گروههای موسیقی انگلستان است که در ادامه راه گروههای موفقی چون Coldplay و Keane تا کنون دو بار موفق به دریافت جایزه بهترین آلبوم سال Brit awards شده است.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

این جنبه‌های مختلف یا دلالت‌های چندگانه مربوط به یک فرهنگ امروزی و صنعتی یا نیمه‌صنعتی هستند اما آیا در یک فرهنگ پیشا‌صنعتی هم می‌توان قایل به آن شد؟ این بستگی دارد به این که تمایز میان فرهنگ توده و نوعی فرهنگ عالی وجود داشته باشد یا نه. اما هر چه باشد معمولاً در این دوره تولید صنعتی (یا تجاری انبوه) موسیقی وجود ندارد.
فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

سعید فرجپوری در قسمتی دیگر از گفتگویش به این نکته اشاره می کند که : “علاوه بر این، نوع موسیقی ما هم با موسیقی آذربایجان فرق می کند. موسیقی ما خیلی درونگراست و تحرک و حرکتی که در موسیقی آذربایجانی می بینید در آن وجود ندارد. هر کدام شان خاصیت و زیبایی های خودشان را دارند. با این حساب موافق نیستم که بگوییم آنها قوی ترند. در ایران هم کارهایی اجرا شده، خیلی خوب است مخصوصاً اینکه ما در اینجا فواصل ربع پرده را داریم و آنها ندارند. این مساله کار آنها را راحت تر می کند و به جای ربع پرده در فواصل سازی شان (کمانچه) نیم پرده می گیرند.”
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (V)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (V)

شک نیست که تحت تاثیر حکومتِ خودکامه در ایران و ارتباط و تماس ایرانیان فرهیخته با جوامع و فرهنگ اروپایی به همراهِ جنبش آزادیخواهی، نیاز های تازه ای در ایران نشو ونما کرده بودند. اما برای برآوردنِ این نیاز ها نه راهی از درونِ جامعه بلکه تنها راه ها و نسخه های فرنگی در دسترس بود. (۲)
بررسی اجمالی آثار شادروان <br> روح الله خالقی (قسمت بیست و نهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و نهم)

در «وزیری نامه» شرح این آثار و بیان تأثیر ژرفِ آنها و نفوذشان در عمیقترین زوایای روح خالقی به گونه ای است که برتر از آن میسر نیست. بدین اعتبار اگر گفته شود که او این آهنگها را کمتر از آثار خویش دوست نداشت، سخنی به گزاف گفته نشده است. ارزشی که او برای تابلو موزیکال های وزیری مثل «نیمشب» یا آهنگهائی چون «خریدار تو» و «دلتنگ» قائل بود، بی تردید بیش از بسیاری از کارهای خودش بود اما غرض از ذکر این مطلب چیست؟ او بارها بر این نکته تأکید کرده است که آثار وزیری را همه کس درک نمیکند.
پرآرایش و رامش و خواسته (IV)

پرآرایش و رامش و خواسته (IV)

زهی ها دیگر نقش فضا سازی و زمینه سازی برای مضرابی ها را ایفا نمی کنند. جملاتی که برای آنها نوشته می شود دارای کاراکتر کششی است و این مساله ای است که در جای جای سیمرغ نمود می یابد. به همان اندازه که سازهای مضرابی تاثیر گذارند، کششی ها هم (گاه بیشتر) اهمیت پیدا می کنند. مضرابی ها و زهی – کششی ها یک ملودی را با هم نمی نوازند و شخصیت یافته اند و تصور این که هر یک از قسمت های موسیقی، توسط گروه دیگری از سازها نواخته شود غیر منطقی به نظر می رسد.
گفتگوی هارمونیک دو ساله شد

گفتگوی هارمونیک دو ساله شد

با همراهی و پیگیری شما دوستان وارد دومین سال از فعالیت خود شدیم، سال گذشته بسیاری از موضوعات عمومی و تخصصی موسیقی را با همکاری و در کنار شما تحلیل و بررسی کردیم و بیش از ۳۶۰ مقاله و نوشته با موضوعات مختلف را در سایت منتشر کردیم.
نمودی از جهان متن اثر (V)

نمودی از جهان متن اثر (V)

اینها مورد قبول همه‌ی کسانی است که با آنالیز سر و کار دارند، اما بگذارید ببینیم عینیت مورد بحث تا چه اندازه حقیقی است. می‌دانیم تعداد مسایلی که نظریه‌ی موسیقی مطرح می‌کند زیاد است و اغلب نیز چند بعدی هستند. بنابراین این سوال پیش می‌آید که در تعیین عنصر جزیی کدام گزاره‌های موجود در نظریه‌ی موسیقی مهم است؟ یا به زبان دیگر کدام خصوصیات قطعه‌ی موسیقایی باید به این شکل کاویده و گزارش شود؟
فرجامی ققنوس‌وار؟ (I)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (I)

کنسرت گروه «عارف»، واقعه‌ای است که در فضای موسیقی ایرانی به سختی می‌توان از آن گذشت. بازگشت «مشکاتیان» بزرگ آن‌هم پس از این همه مدت توجه شنوندگان موسیقی را به خود جلب کرد. امسال را باید سال کنسرت‌های بزرگ نام گذاشت؛ سالی که بسی از موسیقی‌دانان مشهور سال‌های انقلاب و استادان امروز را نه کنار هم اما دست‌کم در یک سال جمع کرد.
فاجعۀ فرهنگی

فاجعۀ فرهنگی

تالار رودکی [که بعد ها وحدت نامیدندش]، تالاری که قرار بود مکانی برای برگزاری کنسرت و همایش های فرهنگی و هنری باشد، این روز ها بازارش حسابی داغ است و به مکانی برای تشییع پیکر هنرمندان تبدیل شده است! البته در شرایط کنونی انتظار بیشتری نیز نمی توان داشت. از کوزه همان برون تراود که در اوست…