گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

مقدمه
پس از آشنایی با برخی مسایل و تکنیک‌های عمومی که نقدگران با آن دست به گریبانند پای آگاهی میان‌رشته‌ای و مرزبندی شیوه‌های نقد به میان می‌آید. نقدگری موسیقی، اغلب کاری ذوقی، گونه‌ای ادبی و خلاصه بی‌نقشه‌ و مرزبندی مشخص سبکی (جز آنچه به ویژگی‌های فرد و مقلدان احتمالی ربط دارد) شمرده می‌شود. این توصیف‌ها ممکن است در مورد خیلی از نقدها درست باشد اما نمی‌توان چشم پوشید از اینکه نقد موسیقی هم گونه‌هایی دارد و اگر چه در جهان واقعی نقدها ممکن است دقیقاً درون این مرزها نگنجند، مشخصات کلی‌شان را می‌توان آموخت و به‌کار گرفت.

نقدِ موسیقی (و کلیت نقد هنری) آگاهی گسترده‌ی برآمده از دیگر رشته‌ها یا شاخه‌های اندیشه را به‌کار می‌بندد تا راهی به دل اثر هنری بگشاید یا جنبه‌ای از جنبه‌های زیست آن را روشن سازد.

چشم‌اندازهای کلی
روش‌های نقد برآمده از مطالعات میان‌رشته‌ای که اغلب ابتدا در نقد ادبی (گل سر سبد و پیشتاز نقد دست‌کم در قرن بیستم) پدیدار گشته‌ موضوع اصلی این بخش از کارگاه را تشکیل می‌دهند. این روش‌ها که امروزه راه خود را به قلمرو دیگر هنرها (و از جمله موسیقی) نیز گشوده‌اند، به نقدگران کمک می‌کنند تا جنبه‌هایی از نقد موسیقی را در کارشان بیاورند که در نوشتارهای فارسی زبان کمتر دیده شده است.

آنچه در نیمه‌ی دوم کارگاه پیش‌بینی شده آشنایی با روش‌ها و میراثی نوشتاری است که اغلب در زبان‌های غیر از فارسی موجود است. شرکت‌کنندگان از طریق مطالعه‌ی تعاریف و ویژگی‌ها و نیز نمونه‌های حقیقی می‌آموزند هر یک از روش‌های معرفی شده چگونه است، تا شاید روزی گرایش‌های به دست‌آمده در اینجا را به شکل محدود یا گسترده در متن نقدهایشان به‌کارگیرند و افقی وسیع‌تر به نقد موسیقی فارسی بدهند.

مشروح جلسات
۱ – نقد تکوینی

متن/ پیشامتن – فرآیند/ الهام – شدن/ بودن – تفاوت با نسخه‌شناسی – فرآیند بروز خلاقیت

۲ – نقد تفسیری
متن/ پیرامتن – تفسیر بسته؛ اثر/ خوانش‌های متعدد؛ متن – نویسنده/ نوشته

۳ – نقد نشانه‌شناسانه
نشانه‌ی سوسوری – نشانه‌ی‌ پیرسی – مدل ارتباط موسیقی

۴ – نقد روان‌شناسانه و تحلیل زبان‌شناسانه‌ی موسیقی
رفتار موسیقایی – روان‌شناسی ذوق – شخصیت و هویت – روان‌کاوی – تحلیل سه سطحی

۵ – نقد جامعه‌شناسانه‌ی موسیقی
دریافت – میانجی‌گری – تولید – جامعه‌شناسی اثر هنری – جامعه‌شناسی به جای زیباشناسی

۶ – نقد سیاسی ایدئولوژیک موسیقی
نقد برپایه‌ی ایدئولوژی حزبی – دوگانه‌ی واقعیت/ خیال – نقد مارکسیستی – پیوند اثر با بافت اجتماعی -سیاسی

۷ – نقد فمینیستی موسیقی
ناپیدایی تاریخی – نقش پنهان جنسیت – مناسبات جنسیتی – چالش‌های پیش رو – جهت‌گیری‌های آینده

۸ – برخی مسایل در نقد موسیقی مردم‌پسند
معنای مردم‌پسندی – مساله‌ی ارزش‌گذاری – رویکردهای موسیقایی و فراموسیقایی

توجه: بقیه‌ی شرایط همانند طرح نخست در نظر گرفته شده است.

***

چهارشنبه ۲۳ اسفندماه ۱۳۹۱ دوره‌ی دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در خانه‌ی موسیقی آغاز شد. این جلسه که با توجه به هشت جلسه‌ی دوره‌ی نخست، نهمین جلسه‌ی پیاپی کارگاه و آخرین جلسه در سال ۹۱، پیش از آغاز تعطیلات نوروزی شمرده می‌شد، -همان‌طور که برای دوره‌ی دوم پیش‌بینی شده بود- به شیوه‌های نقد اختصاص داشت.

مدرس در ابتدا توضیح داد که دوره‌ی جدید، شامل هشت جلسه است و در هر یک از جلسات، شرکت‌کنندگان کارگاه با یک یا چند شیوه‌ی شناخته‌شده‌ی نقد موسیقی آشنا شده و نمونه‌هایی از نقدهای انجام شده بر آن اساس را، بازخوانی می‌کنند. وی یادآوری کرد که برخلاف دوره‌ی نخست کارگاه در این دوره امکان یافتن نقدهای فارسی برپایه‌ی برخی از شیوه‌های نقد موسیقی بسیار اندک است بنابراین بسته به نیازها از نقدهای انگلیسی زبان هم مثال آورده می‌شود.

مدرس علاوه بر این، یادآوری کرد که ترتیب قرار گرفتن نقدها در جلسات کارگاه، تابع عواملی مانند زمان‌بندی، فراهم شدن امکانات ارایه (به‌ویژه مثال‌ها)، پیوند روش‌ها با یکدیگر و از این قبیل است. همچنین باید در نظر داشت که این تنها تقسیم‌بندی ممکن نیست و برخی تقسیم‌بندی‌های دیگر، سرنام‌ها و زیرنام‌های متفاوتی ارایه می‌کنند. به این ترتیب برخی موضوعات که ما در اینجا اصلی‌تر می‌پنداریم ممکن است در طبقه‌بندی دیگری فرعی پنداشته‌ شود و برعکس.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

ولی استاد به دلیل سن بالا این مسئولیت را به استاد حسان شاگرد خود داد. استاد حسان می گوید: زمانی که من به مسابقه رفتم و شروع به خواندن طور علوانی کردم. آنها همه از این آواز زیبا خوششان آمد و نفر اول شدم و پادشاه وقت یک اتومبیل به من هدیه داد که من هم این هدیه را به برادر خود در بصره دادم و به خوزستان برگشتم. (۲۹)
اپرای مادام باترفلای

اپرای مادام باترفلای

مادام باترفلای Madame Butterfly (به معنای بانو پروانه) اپرایی در سه پرده (در اصل دو پرده)، ساخته جیاکومو پوچینی است که آنرا بر مبنای اشعار اپرایی(Libretto) ایتالیایی که توسط لوییجی ایلیکا Luigi Illica و جیوزپه جیاکوزا Giuseppe Giacosa به وجود آورده است.
واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت دوم

واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت دوم

در روزهای آخر زندگی بتهوون دوستانش شیندلر (Schindler)، هوتنبرنر (Hutenbrenner) و استفان برورینگ (Stephan Breuring) در کنارش بودند. او این روزها را در اتاقی کهنه و کثیف که به هیچ وجه فضای مناسبی برای یک فرد بیمار نبود، به دور از برادرزاده محبوبش در نهایت تنگدستی سپری نمود. علاوه بر این مشکلات او به بیماری بی خوابی نیز دچار شده بود و وضعیت جسمی اسفناکش روز به روز وخیم تر می شد.
لئو فندر شخصی که نمی توانست حتی یک نت بنوازد

لئو فندر شخصی که نمی توانست حتی یک نت بنوازد

کلارنس لئونیداس فندر (Clarence Leonidas Fender) در سال ۱۹۰۹ در کالیفرنیای آمریکا بدنیا آمد. او از کودکی به مسائل برقی و مهندسی علاقه بسیاری داشت و دائم در حال ساخت و تعمیر رادیو و دیگر وسایل الکتریکی بود.

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

دکتر حسین عمومی، در فضای موسیقی دستگاهی ایران چهره‌ای کاملاً شناخته‌شده است. او نی‌نواز و ردیف‌دانی است که سبکش را در ادامۀ سبکِ بزرگانی چون نایب‌اسدلله و حسن کسایی، از نوازندگان و موسیقی‌دانان مکتب اصفهان، می‌دانند. علاوه بر این، او در زمینۀ پژوهش و نیز طرّاحی و اصلاح ساختار دو ساز تنبک و نی فعالیّت‌هایی داشته که با بازخوردهایی مثبت از سوی جامعۀ موسیقی مواجه شده است.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (III)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (III)

طبیعی‌ترین حالت انگشت‌گذاریِ ممکن، هنگامی که در پوزیسیون شست هستید و آرنج الزاماً بالاتر از معمول قرار گرفته، همان حالتِ انگشت‌گذاریِ مورب در پوزیسیون‌های دیگر است. پس اگر شما روشِ انگشت‌گذاریِ مورب را انتخاب کرده‌اید، در پوزیسیون‌های پایینِ گریف (پوزیسیون‌های شست) نیازی به تغییر حالتِ انگشتان ندارید و در سراسر گریف انگشت‌گذاریِ یک‌شکلی را انجام خواهید داد (بدیهی‌ست که در روش انگشت‌گذاریِ عمود، نوازنده مجبور به تغییرِ حالتِ انگشتان در پوزیسیونِ شست خواهد بود).
ویکتوریا مولووا

ویکتوریا مولووا

ویکتوریا مولووا، ویولن نواز روسی، متولد بیست وهفتم نوامبر ۱۹۵۹، نواختن ویولن را در مدرسه مرکزی مسکو آغاز کرد و در کنسرواتوار مسکو ادامه داد. نبوغ عجیبش موقعی جلب توجه جهانیان کرد که در سال ۱۹۸۰ جایزه اول مسابقات سیبلیوس را برد در هلسینکی و دو سال بعد مدال طلای مسابقات چایکوفسکی را به دست آورد. از آن وقت تا حال، با بهترین ارکسترها و رهبران جهان برنامه داشته و بسیاری دیگر از فستیوالهای بین‌المللی را فتح کرده است. ویکتوریا بر گستره وسیعی از دورانهای موسیقی تسلط دارد، از باروک تا معاصر.
ادیت در ویولن (VI)

ادیت در ویولن (VI)

هدف از این نوشته بررسی انگشت گذاری (ادیت دست چپ) یکی از جملات پایین رونده ی سریع در بخش دوم (Recitativo) کنسرتو ویولن شماره دو ماکس بروخ است. از آنجا که غالب ادیت های چاپی در دسترس موجود از این جمله که برای انگشت گذاری آن ارائه گردیده، دارای روشی مشابه در شکل انگشت گذاری بوده و درعمل اجرای سولیست را دارای پرش و قطع های بزرگ صدایی و نیز دشواری در امر اجرا می سازد، در این مطلب به بررسی نحوه انگشت گذاری این جمله پرداخته خواهد شد.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

ادیت پیاف، میراث دار گاورُش (Gavroche شخصیتِ رمان بینوایان اثرِ ویکتور هوگو)، در دوران کودکی خود پاریس را پیموده بود، پاریسِ مردمی، محله هایی مثلِ پیگَل (Pigalle)، مونمانتر (Montmartre)، کلیشی (Clichy)، باربِس (Barbès)، مِنیلمونتا (Menilmontant)… در شبکیه ی چشم های او تصویرهایی ثبت شده بود که بعد ها، موضوعِ اصلیِ ترانه های او را تشکیل داد. در طول سال ها پیاف خیابان را به صحبت کردن، آواز خواندن و فریاد کشیدن واداشته بود و خیابان و مردم حاضر در آن با او یکی شده بودند.