گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

از سوی دیگر پدیدآورندگان این روش نقد تاکید بسیار زیادی بر «علم» بودن آن داشتند و ادامه دهندگان راه آنان نیز همین روش و منش را دنبال کردند. بنابراین در نقد تکوینی به‌ویژه هنرهایی که برساخته‌هایشان (اعم از پیش‌نویس یا نهایی) ماهیت مادی دارد (نقاشی، مجسمه‌سازی، ادبیات) از یک سو ردپای روش‌های باستان‌شناسانه مانند تعیین قدمت، ارتباط دادن اشیاء و… از سوی دیگر ردپای یافته‌های علوم شناختی و روان‌شناسی خلاقیت به چشم می‌خورد، به شکلی که آن را بدل به ترکیبی از زندگی‌نامه، تاریخ، نسخه‌شناسی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی می‌کند.

این نوع نقد را چند چالش اساسی در حوزه‌ی همگانی هنرها و ادبیات و چند چالش نیز در حوزه‌ی هنرهای اجرایی (Performative Arts) تهدید می‌کند. نخستین آنها، پویایی تکوین است. فرآیند تکوینی یک سامانه‌ی پویاست و مطالعه‌ی سامانه‌های پویا به مراتب از همتایان ایستایشان دشوارتر است.

دومین چالش، در دورانی که «مرگ مولف» یکی از مهم‌ترین آرمان‌های ادبیش بود یک شیوه‌ی نقد ادبی به آشکار کردن رابطه‌ی همان «مولف» با تکوین اثر می‌پردازد. و سومی که تا حد زیادی برآمده از دومی است آن که؛ نقد تکوینی بیش از آنکه نقد اثر هنری باشد نقد خلاقیت مولف آن است (غالب شدن این جنبه را در مراحل بعد خواهیم دید).

نقد تکوینی افزون بر این سه چالش که در همه‌ی عرصه‌ها با آن روبه‌روست، به هنگام مواجه شدن با هنرهایی که جنبه‌ی اجرایی دارند با دشواری‌های دیگری نیز روبه‌رو می‌شود؛ از جمله «مساله‌ی اجرای اصیل» و «مساله‌ی متن». هنگامی که این نوع نقد با ادبیات برخورد می‌کند با یک متن که زمان تمام شدنش کاملاً مشخص است روبه‌رو می‌شود. هنگام انتشار، فرآیند تکوینی (پیشامتنی) به پایان رسیده و متن نهایی شده است.

اما در هنرهای اجرایی گویی در هر اجرا این نهایی شدن یک بار دیگر از نو صورت می‌گیرد. یعنی ضمن آنکه بعضی ویژگی‌های اثر (مثلاً نمایشنامه) هنگام انتشار نهایی شده برخی ویژگی‌های دیگر برای نهایی شدن منتظر هر اجرا می‌مانند.

در این وقت مدرس اشاره کرد؛ این‌گونه نقد که نخست در ادبیات پدیدار شد خیلی زود برای بررسی هنرهای دیگر (از جمله موسیقی) هم کاربرد یافت. اما باید توجه داشت که به صرف دانستن یک یا دو تعریف عمده از نقدی مخصوص یکی از حوزه‌های هنری نمی‌توان آن را به یک هنر جدید منتقل کرد (کاری که در بیشتر آثار سطحی انجام می‌شود) بلکه باید به دقت ویژگی‌های محیط جدید مورد بررسی قرار گیرد تا اولاً مشخص شود می‌توان این نقد را در فضای جدید به‌کارگرفت و ثانیاً اگر می‌توان، چه تغییراتی باید در آن داد یا کدام طیف از مسایل باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد؟

در موسیقی نیز نقد تکوینی را به‌کار می‌گیرند اما به دلیل اینکه از لحاظ انتزاع موسیقی دورترین هنرها به ادبیات (خاستگاه اصلی نقد تکوینی) است برخی مشکلات رخ می‌نماید. از جمله اینکه نسخه‌ی نهایی کدام نسخه است؟ این به‌ویژه در آن دسته از موسیقی‌ها اهمیت می‌یابد که آثار موسیقایی‌شان نانوشته است، یعنی فرهنگ‌های گفتاربنیاد.

کمی دقت بیشتر ما را به این نتیجه می‌رساند که کاربست نقد تکوینی در موسیقی برای آهنگسازی بیشتر امکان‌پذیر است تا اجرای آثار. علت هم بسیار روشن است، اطلاعات مربوط به فرآیند خلق اثر موسیقایی بسیار بیشتر حفظ می‌شود تا اطلاعات مربوط به اجرای آن (این می‌تواند تابعی از اهمیت بیشتر آهنگساز نسبت به مجری در موسیقی کلاسیک غربی و عمومیت به‌کارگیری ابزارهای ثبت برای نگهداری فرآیند ساخته شدن آهنگ نسبت به فرآیند آماده‌سازی اجرا باشد). از این گذشته شاید این همه مرتبط با دشواری تعریف «متن» در موسیقی است. منظور از متن نسخه‌ی نهایی چاپ شده نیست. منظور آن چیزی است که حقیقتاً یک اثر موسیقایی را می‌سازد.

اغلب نقدهای تکوینی موسیقی که امروزه در دسترس هستند تاکید فراوانی بر فرآیند خلاقیت (Creative Process) دارند. بدین معنی آنها روندهای بروز خلاقیت را (معمولاً بر بستری از تحقیقات جدید روان‌شناسی و علوم شناختی در مورد چگونگی بروز خلاقیت) در هر اثر شکافته و پیش می‌گذارند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

از روزهای گذشته…

از کافه تا رودکی (II)

از کافه تا رودکی (II)

مهمترین عنصر گروه موسیقی در سفره خانه از نظر مراجعین، تماشاچیان و مدیر سفره خانه خواننده گروه است. با توجه به مشاهدات عینی در سه سفره خانه ی متفاوت در پایین شهر وسط شهر و بالای شهر تهران آشکارا می توان به محبوبیت بالای خواننده در میان شنوندگان، صاحبان سفره خانه ها و همچنین عوامل پذیرایی و کارکنان پی برد. بر خلاف گروه نوازندگان که در اکثر سفره خانه ها پوششی بصورت لباس فرم با نقوش سنتی خاص دارند و هنگام اجرا روی صندلی های خودشان می نشینند، خواننده ی گروه با پوششی دلخواه که غالبا کت وشلواری است با رنگ های متفاوت برای هر شب، به هنگام اجرا روی صحنه راه می رود و مستقیما با تماشاچیان در حین اجرا گفتگوی مختصری دارد.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (II)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (II)

عکسها و مدارک آرشیوی فیلارمونیک نیویورک حاکی از آن است که در سالهای ۱۸۷۶ تا ۷۷ لئوپولد دامروش (Leopold Damrosch) و فرانتز لیست (Franz Liszt) رهبری ارکستر را بر عهده داشتند، لیست در سال ۱۸۷۸ ارکستر را ترک کرد و در رقابت با آن اجتماع سمفونی نیویورک را در همان سال به وجود آورد. پس از مرگ او در سال ۱۸۸۵ پسر ۲۳ ساله اس؛ والتر، جای او را گرفت و رقابت خود را با فیلارمونیک ادامه داد. این والتر بود که توانست اندرو کارنگی را متقاعد کند که شهر نیویورک به یک سالن کنسرت درجه یک، نیاز مبرم دارد.
برگزاری دومین جلسه اهدای خون هنرمندان موسیقی

برگزاری دومین جلسه اهدای خون هنرمندان موسیقی

دومین جلسه گردهمایی اهالی موسیقی برای اهدای نمونه خون برای کمک به بانک سلولهای بنیادی، امروز صبح در بیمارستان شریعتی برگزار شد. با توجه به این واقعیت که اکثر موسیقیدانان شناخته شده ایران بیشتر از ۵۵ سال سن دارند و اهدای نمونه خون هم تنها برای سنین ۱۸ تا ۵۵ سال امکان پذیر بود، در برنامه پنجشنبه ۲۹ آبان، از هنرمندان جوانی که در ارکسترها و کرهای مختلف به فعالیت می پردازند نیز دعوت به شرکت در این حرکت خیریه شد و این اتفاق موجب حضور قابل توجه این جوانان خیر شد.
جایگاه تمبک در رده بندی سازها

جایگاه تمبک در رده بندی سازها

ساز، سیستمی است فیزیکی و قابل ارتعاش، متشکل از بخش های مختلف با وظایف خاص. در حالی که نوازنده با اعمال نیرو بر ساز، آن را مرتعش می کند، برآیند پاسخ های اجزای سیستم منتهی به ایجاد خصوصیات کمی و کیفی صوت برخاسته از ساز می شود. عالم سازها از تنوع چشمگیری برخوردار است. این تنوع باعث می شود تا سازها از جهات مختلف مطالعه شوند و جایگاه هر کدام و ارتباط سازها با هم مشخص گردد. به دانش مطالعه سازموسیقی ٬ ارگانولوژی Organology یا همان ساز شناسی گویند .
استاد فلوت کاندید دریافت جایزه گرمی شد

استاد فلوت کاندید دریافت جایزه گرمی شد

کارلوس ناکای (R. Carlos Nakai) به قدری راحت و صمیمی راجع به کاندید شدنش در مراسم گرمی (Grammy Awards) صحبت می کند که احساس می کنید او هر سال کاندید این جایزه می شود، که البته در چند سال اخیراین امر کاملآ درست بوده است.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (III)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (III)

میزانِ هرتز (Hz) تیونر ها قابل تنظیم هستند معمولاً در محدوده ی ۴۳۵ تا ۴۴۵٫ پیشنهاد می کنم تیونر را بر روی ۴۳۵ هرتز تنظیم کنید به این دلیل که شما در ابتدای کار و تجربه کردن کوک سنتور هستید و نبود مهارت لازم می تواند منجر به پاره شدن سیمهای سنتور بشود ولی با تنظیم بر روی ۴۳۵ این احتمال کاسته می شود و درصدی از خطای شما را پوشش می دهد.(استاندارد ۴۴۰ می باشد)
تلونیوس مانک

تلونیوس مانک

بسیاری از هنرمندان بخاطر کارهای زیاد و حضور پررنگشان در دنیای هنر به شهرت می رسند اما در این میان برخی نیز هستند که بخاطر آوردن سبک و ایده های جدید در هنر شهرت کسب می کنند.
مرادی: روی گویش های مناطق مختلف ایران کار میکنم

مرادی: روی گویش های مناطق مختلف ایران کار میکنم

بله تا حدی همینطور است، شاید چون این کار تجربه نویی به حساب می آمد و ما نمی توانستیم پیش بینی دقیقی از بازخورد این آثار داشته باشیم. ما با طیف گسترده ای از مخاطبان مواجه بودیم. موسیقیدانهایی مثل آقای دکتر ریاحی؛ آقای دکتر عمران و آقای درویشی به عنوان یک اتنوموزیکولوگ تا افرادی که در آرشیو شنیداری آنها؛ موسیقی محلی جایی نداشت. به همین دلیل چیزی که شما می گویید کاملا درست است.
منبری: در آواز امروز طیف نداریم

منبری: در آواز امروز طیف نداریم

گلپا همینطور، ادیب خوانساری آوازش مخصوص به خودش بود. محمودی خوانساری کاملاً مخصوص به خود آواز می خواند، بنان و شهیدی و گلچین و دیگران همینطور. هر کدام رنگی داشتند. آواز طیفی بود از رنگ های مختلف. اما امروزه مثلاً فقط آبی داریم. حالا یکی کمرنگ یکی پررنگ، یکی لاجوردی یکی آسمانی یکی آبی دریا و غیره. همه آبی اند به هرحال. قرمز و سبز نداریم. همه دنبال طیف رنگ آبی می روند. در مورد خوانندگان زن هم همینطور. پری زنگنه را داشتیم آکادمیک کار بود. در مقابل مرضیه و دلکش بودند. روح انگیز بود.
قمرالملوک وزیری

قمرالملوک وزیری

بانو قمر الملوک وزیری در سال ۱۲۸۱ به دنیا آمد. وی در همان کودکی مادر خود را از دست داد و او همراه مادر بزرگش خیرالنساء زندگی میکرد. خیرالنسأ از مرثیه خوانان و روضه خوانان حرم ناصری بود و ملقب به افتخارالذّاکرین گردید. آواز خواندن به تقلید از صدای مادربزرگ قمر را به خواندن علاقمند کرد؛ قمر میگوید: «من مدیون همان تربیت اولیّه خود هستم. چون خواندن همراه با مادربزرگ به من جرأت خوانندگی در حضور جمع را داد. اولین بار قمر در مجلسی با مرتضی خان نی داوود نوازندۀ تار آشنا شده و مرتضی خان متوجّه میشود که صدای قمر از کیفیّت و توانایی بسیار بالایی بر خوردار است و همین توجّه باعث برخورداری قمر از تعلیمات مرتضی خان نی داود میگردد و این آشنایی باعث میشود که وی توسط مرتضی خان نی داوود به جامعۀ هنری و نیز به مردم معرفی گردد.