گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

والی: در کارهای ما، محور غربی بود و روبنا موسیقی ایرانی!

تا سال ۲۰۰۰ وقتی من روی آوازهای محلی کار میکردم، اساس موسیقی غرب بوده، مثل کارهایی که میدانم بسیاری از موسیقیدانان ایران می کردند. خیلی از موسیقیدانان چین و کره هم که مهاجر بودند، به این سبک کار میکردند که زیر بنا سیستم موسیقی غرب است، یعنی گام تعدیل شده باخ و استیلهای مختلفی که از موسیقی غرب آمده، سیستم هارمونی و پلی فنی غربی و در روبنا ملودی ها و نغمه های موسیقی محلی است. من از موسیقی محلی به این خاطر استفاده می کردم که از این موسیقی به عنوان ماده خام به خوبی می شود استفاده کرد.

چطور به فکر ساخت کنسرتویی برای نی افتادید؟
تا سال ۲۰۰۰ وقتی من روی آوازهای محلی کار میکردم، اساس موسیقی غرب بوده، مثل کارهایی که میدانم بسیاری از موسیقیدانان ایران می کردند. خیلی از موسیقیدانان چین و کره هم که مهاجر بودند، به این سبک کار میکردند که زیر بنا سیستم موسیقی غرب است، یعنی گام تعدیل شده باخ و استیلهای مختلفی که از موسیقی غرب آمده، سیستم هارمونی و پلی فنی غربی و در روبنا ملودی ها و نغمه های موسیقی محلی است. من از موسیقی محلی به این خاطر استفاده می کردم که از این موسیقی به عنوان ماده خام به خوبی می شود استفاده کرد.

موسیقی محلی با موسیقی ملی ایران رابطه تنگاتنگی دارد، من از حدود ۱۰ سال پیش شروع کردم به انکشاف در این جریان، من کشیده شدم به سمت موسیقی ایرانی و دستگاه یاد گرفتم.

چون دسترسی به ساز نداشتم، از کامپیوتر استفاده کردم و فواصل موسیقی ایران را روی آن درآوردم و همان موقع بود که کتاب هفت دستگاه موسیقی ایرانی آقای کیانی منتشر شد و آن جدول فواصل موسیقی ایرانی که آقای کیانی به خوبی رسم کرده بودند را روی کامپیوتر پیاده کردم و بسیار خوب صدا میداد.

کم کم من با ردیف میرزاعبدالله که نت نویسی آن توسط ژان دورینگ انجام شده شروع کردم به کار کردن. همینطور که روی این دستگاه ها کار می کردم با آقای دکتر ثقفی آشنا شدم که من در محضر ایشان شروع کردم به آموختن و ایشان با صمیمیت شروع کردند به آموزش دادن. ایشان هم برخلاف سیستم آموزشی شان که ردیف صبا درس میدادند به من ردیف میرزاعبدالله را درس دادند.

با همکاری ایشان هم در کارنگی ملون ما کلاس موسیقی ایران را دایر کردیم که هر دو ماه یکبار دوستداران ایران می آیند و درس میگیرند و من هم دستگاه های موسیقی ایرانی را برایشان میزنم و من شروع کردم به حفظ کردن این دستگاه ها و بخاطر اینکه پیانو میزدم، سریع توانستم این دستگاه ها را حفظ کنم. اگر من رفته بودم با مثلا تار، دستگاه های ایرانی را یاد بگیرم بسیار دیرتر آشنا میشدم با این موسیقی، به این خاطر که مسلط شدن به تکنیکهای تار بسیار مشکل است.

هدف من این است که کار روی این دستگاه را ادامه بدهم و بشود کاری کرد که این دستگاه پلی شود، میان موسیقی ایران و موسیقی غربی. جوانهای ایرانی به موسیقی غرب خیلی علاقه دارند و اگر بتوانیم بوسیله این دستگاه کاری کنیم که جوانان ایرانی دستگاه های موسیقی ایرانی را بشناسند و علاقمند بشوند، کمک بزرگی کرده ایم به حفظ موسیقی ایران.

من بعد از ۲۷ سال در سال ۱۹۹۹ برگشتم به ایران و با مطالعه موسیقی ایران و دیدن اصفهان و شیراز و برخورد زیبایی شناسانه با موسیقی ایران وقتی باز به آمریکا باز گشتم، به طور کلی از موسیقی غرب بریدم!

چقدر موسیقی ایرانی گوش میکنید؟
من همیشه موسیقی ایرانی گوش میکنم، از تمام مکاتب و استایلها گوش میکنم. موسیقی قدیم ایران مثل آقای کیانی، کارهای آقای علیزاده را به عنوان مکتب جدید موسیقی ایران، کارهایی که با آقای شجریان کردند. ردیف های مختلف را گوش میکنم، خودم ردیف میرزا عبدالله را حفظ کردم. دلم می خواهد بتوانم دیگر ردیفهای موسیقی ایرانی را هم حفظ کنم.

این آشنایی ام با موسیقی ایران باعث شد من دیگر سیستم دستگاه را جایگزین سیستم قبلی کنم.

در سیستم نوین موسیقی ایران، ما کارهایی میکردیم که محور موسیقی غربی بود و روبنا فقط موسیقی ایرانی، این روش را سعی کردم کاملا برعکس کنم.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است