تران وانکه، اتنوموزیکولوژیست ویتنامی

تران وانکه (Tran Van Khe) یکی از بزرگترین استادان موسیقی سنتی ویتنام است که در بیست و چهارم ژوئن سال ۱۹۲۱ در خانواده ای با تاریخچه ای از چهار نسل موزیسین در ویتنام متولد شد. وانکه که پدر و مادر خود را در کودکی از دست داد سنت موسیقایی خانواده را از عمه خود “Tran Ngoc Vien” و دایی اش ” Nguyen Tri Khuong” فرا گرفت. وانکه فارغ التحصیل دکترای موسیقی شناسی از دانشگاه سوربن پاریس است؛ در «مرکز ملی پژوهش های علمی» (Centre National de la Recherche Scientifique) به پژوهش پرداخته و همچنین استاد دانشگاه سوربن و و عضو افتخاری شورای بین المللی موسیقی یونسکو بوده است.

تحقیقات علمی و فعالیت های موسیقی سنتی او (از جمله شرکت در چندین جشنواره، ضبط چندین اثر با Ocore، یونسکو و A.C.C.T)، جوایز و افتخارات فراوانی را از دانشگاه ها، آکادمی ها و موسسات بین المللی معتبر به ارمغان آورده است.



وانکه توانایی نواختن چندین ساز ویتنامی را دارد که از جمله آن ها می توان به این سازها اشاره نمود:

“dan kim or dan nguyet” (لوت ماه شکل)، “dan tranh” (زیتری با شش سیم)، “dan co or dan nhi” (ساز زهی آرشه ای با شش سیم)، “dan ty ba” (لوتی گلابی شکل با شش سیم) و نیز انواع سازهای کوبه ای. او همچنین با شعر خوانی و آواز به سبکهای سنتی شمال و جنوب نیز آشنا بود.

تخصص پروفسور تران تمامی موسیقی های آسیایی به ویژه موسیقی هند، ایران، چین، ژاپن و سنت های موسیقایی عربی را در بر می گیرد.

در سال ۲۰۰۵، وزیر امور خارجه و وزیر فرهنگ و اطلاعات دولت ویتنام از پروفسور وانکه دعوت نمودند تا به عنوان مشاور ویژه به متخصصان ویتنامی کمک کند تا پرونده ای درباره هنر آواز “Ca Tru” متعلق به شمال ویتنام تهیه کنند.

او که نزدیک به ۵۰ سال در پاریس زندگی کرده است و در سراسر دنیا به سخنرانی و اجرا پرداخته است نقشی کلیدی در معرفی موسیقی آسیا به جهان غرب ایفا نموده است. در پنجاه سال گذشته پروفسور وانکه توانسته است که چندین فارغ التحصیل دکترا به جامعه موسیقی تحویل دهد و چندین هزار دانشجو در سراسر دنیا از آموزه های او بهره برده اند.

او پیش از انقلاب به ایران سفرهایی داشته است و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی با موسیقی دستگاهی ایران و موسیقیدانان آن آشنا شده است و یکی از تاثیر گذارترین اتنوموزیکولوگ ها روی موسیقی دستگاهی ایران بوده است.



داریوش صفوت، نورالدین رضوی سروستانی، داوود گنجه ای، تران وانکه،

پرویز مشکاتیان، جلال ذوالفنون و حسین علیزاده در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی

پروفسور وانکه در پنجم ژوئن سال ۲۰۱۵ در ویتنام چشم از جهان فرو بست.

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

در مهر ماه ۲۵۰۵ یعنی ۱۳۲۵، پرویز محمود به ریاست اداره موسیقی و هنرستان برگزیده شد و روبیک گریگوریان (به جای روح الله خالقی) معاونت او را عده دار شد؛ بله همینجا بود که با همت و تلاش جوانان چون حنانه و قریب (غریب) و شیروانی و… پایه های ارکستری گذارده می شد و با سومین رهبرش (نیروی سوم) توانست بر حسب تقدیر به زیر چتر وزارت فرهنگ و هنر (آن زمان) برود و این ارکستر خودش را تا به امروز حفظ نماید ولی متاسفانه باید گفت که در اداره ارکستر سمفونیک تهران، همگی به نوعی مقصر بوده اند، چه از زمان تشکیل آن و چه در دوران طلایی و چه در رکود آن…

دیگر حرفی نمی ماند، باشد تا ناگفته ها را کسان دیگری بگویند…

بر اساس دفترچه خاطرات مرتضی حنانه، اعتصاب هنرجویان هنرستان در سال ۱۳۲۰ با حضور یکی از هنرمندان مشهور ارکستر سمفونیک تهران بود؛ حشمت سنجری.

مرتضی حنانه می نویسد: حشمت سنجری جوانی است از شاگردان دوره عالی هنرستان موسیقی در رشته تخصصی ویولون و نزد آقای سروژ خوتسیف روسی الاصل به تمرینات خود ادامه می دهد؛ هدف او یاشا هایفتز شدن است. شاید این وضع درهم او در تمریناتش بخاطر خانواده اش باشد، زیرا که پدرش حسین سنجری، نوازنده تار و از پیروان علینقی خان وزیری است.

او به دلایل مالی با همراهی عده ای از هنرجویان که آنها نیز کماکان چنین سرنوشتی را داشته اند دست به ساختن ارکستر کوچکی زدند که شب ها در کافه ها و کاباره ها مشغول بشوند. شک نیست که نمی توان او را مورد سرزنش قرار دهیم، لاکن این سیستم کار ناچار، پی آمد هایی را موجب ساخت که می توانست مورد انتقاد جامعه هنری قرار بگیرد، زیرا هنرمندی که در جامعه ای عقب افتاده، نمی تواند از حرفه اصیل خود بهره مادی ببرد {ناچار است} در سطح پایین تری از هنر خود فقط استفاده مادی ببرد، همین سقوط کافیست که سرزنش شود تا چه رسد به…

او به شغل نوازندگی در کافه کاباره های تهران پس از سالهای اولیه، دلبستگی پیدا کرد و از پروپاگاندای حرفه اش (در واقع حرفه جدیدش) غافل نماند و این امر از اعلان هایی که جهت شنیدن ارکستر برادران سنجری در کافه شهرداری آن زمان تهران به دیوارهای شهر چسبانده شده بود به خوبی نمایان بود.

حشمت سنجری جهت تبدیل به احسن نمودن ارکسترش، خود و برادرش رنج آموختن ساز جدیدی را به خود هموار کردند؛ آموختن ترمپت.

حشمت سنجری پس از اخذ دیپلم سال ششم متوسطه بلافاصله به خدمت اداره موسیقی کشور درآمده بود و به سمت معلمی در خود هنرستان عالی. از جمله معلم تاریخ موسیقی کلاس ما نیز بود. البته پر واضح است که در آن زمان حقوق ماهیانه دریافت می کرده. (از فامیل های شاه)
آری در نهایت حشمت سنجری، هوشنگ سنجری، عطا الله خادم میثاق و یوسف یوسف زاده، بطور کلی شاگردان دوره عالی هنرستان موسیقی از اعتصاب هنرجویان در سال ۱۳۲۰ خودداری کردند.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

البته هنوز خطرها در کمین اند: روح جرونتیوس صداهای خوفناک دیو ها را که همراه با خنده هایی هجوآمیز اند به وضوح می شنود. وقتی که دیو ها میگذرند، روح در می یابد که او تنها صدای آنها را شنیده و خود آنها را ندیده است. آیا او قادر به دیدن خدا خواهد بود؟ فرشته می گوید که روح می تواند خدا را ببیند اما اخطار می دهد که شعله های عشق ِ جاویدان او را برای همیشه خواهد سوزاند.

روح از دور صداهایی می شنود، صداهایی که صدای گروه کر است در حال خواندن “ثنا مخصوص بلندمرتبه ترین خداهاست” . فرشته نیز به آواز در می آید و لحظه ای به یادماندنی را خلق می کند.

اکنون، تمام صداها به صورتی سه لایه در هم آمیخته میشود. “ثنا مخصوص بلندمرتبه ترین خداهاست” به همراه ارکستر قوت دوچندانی می یابد. اینجا، ابتدای یکی از بهترین قطعات اجرا شده توسط گروه کر است. موسیقی هنگامی که به جمله ی ” آه! ای خرد دلچسب خدای من!” می رسد، به ضرب شش-چهار نزدیک می شود.

در زمان کودکی، الگار در نزدیکی کلیسای محلی وُرسِستر زندگی می کرده است و به هنگام بازی های کودکانه، به نوای دلنشین کلیسا گوش فرا می داده است. پس از آن، او به فراگیری کارهای آوازی باخ، هندل، مندلسون، برامس و دوُرژاک مشغول بوده است. آشنایی او با موسیقی آوازی گروه کر و نواهای کلیسایی به خوبی در این اثر وی مشاهده می گردد.

یک پاساژ در ارکستر ما را به صحنه ی “قضاوت” نزدیک میکند. فرشته ی عذاب، که یک صدای باس او را به اجرا در می آورد، از عیسی مسیح می خواهد که روح هایی که برای وی عزیزند را به آمرزش نزدیک کند. ما سپس نواهایی زمینی می شنویم که در کنار تخت احتضار جرونتیوس مشغول دعا کردن می باشند که این صحنه بیانگر این است که تمامی اتفاقات در بخش دوم، تنها در صدم ثانیه ای اتفاق افتاده اند.


“حواریون”

یک اوراتوریو برای سوپرانو، کنترآلتو، تنور و سه سولیست باس، گروه کر و ارکستر. بر پایه ی متون انجیل که توسط الگار انتخاب شده اند.
اوراتوریو شامل دو بخش است که به صورت مجزا نواخته می شود.

زمان تقریبی: قسمت اول:۷۰ دقیقه / قسمت دوم:۵۰ دقیقه

تاریخ: ۱۴ اکتبر ۱۹۰۳

مکان: فستیوال سه سالانه ی بیرمنگام

رهبر ارکستر: الگار

“حواریون” (Apostles) به دنبال یک تفکر عمیق به وجود آمد. الگار در فکر آماده سازی قطعه ای برای فستیوال بیرمنگام در سال ۱۹۰۰ بود که متأسفانه بیماری، این امر را کمی به تعویق انداخت. در اواخر سال ۱۸۹۹ بود که او تصمیم گرفت “رویای جرونتیوس” را که بر اساس شعر کاردینال نیومن بود در فستیوال به اجرا درآورد.

«هزار و یک شب مِهرِ هنر»

سلسله کنسرت های پژوهشی شناخت موسیقی نواحی ایران

اجرای پژوهشی اساتید موسیقی شمال خراسان با همکاری موسسه موسیقی پارسین و دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران بر اساس طرح و ایده ای از مژگان چاهیان که از فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد آهنگسازی از دانشگاه هنر تهران است، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۲ در سالن آمفی تئاتر دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران واقع در کرج برگزار می شود.

این برنامه اولین نشست از سلسله برنامه های پژوهشی در دانشکده است که در آینده ادامه خواهد داشت.

در این کنسرت پژوهشی که از هنرمندان موسیقی شمال خراسان از شهر بجنورد و روستای اوغاز برای اجرا دعوت به عمل آمده است، عیسی قلی پور معروف به عیسی بخشی به اجرای دوتار و آواز خواهد پرداخت، فرهاد باغچقی نوازنده قوشمه مقام هایی را از موسیقی کرمانجی به همراه هادی باغچقی نوازنده دایره اجرا خواهد کرد و خانگُل مِصِر زاده از روستای اوغاز به لالایی خوانی می پردازد.

مژگان چاهیان، در این برنامه به عنوان پژوهشگر و سخنران، به شرح کلیات موسیقی شمال خراسان و تحلیل قطعات اجرایی توسط هنرمندان خواهد پرداخت.
این پروژه فرهنگی هنری که به منظور ایجاد یک پویش اجتماعی و فرهنگی تحت نظارت موسسه موسیقی پارسین با مدیریت رضا نادری مقدم، برای حمایت از موسیقی نواحی شکل گرفته، مجموعه برنامه هایی را طی چندین شب در خراسان شمالی با حضور تعدادی از هنرمندان اجرا نموده است.

ساماندهی وجوهات آموزشی و پژوهشی در این حوزه، تحلیل موسیقی با هدف بازشناسی نواهای بومی در ساختارهای قومی و ضرورت تسریع در بستر سازی مناسب برای حفظ این میراث در راس کار این پروژه در ارتباط با محیط آکادمیک موسیقی قرار دارد و آغاز کننده تداوم همکاری هنرمندان موسیقی نواحی با دانشکده موسیقی دانشگاه هنر و ثبت و تحلیل علمی موسیقی آن ها است.

هم چنین به جهت ساماندهی به وضعیت نامساعد سلامتی و معیشتی تعدادی از این هنرمندان، این برنامه به صورت همت عالی با عنایت به این که کلیه منافع مالی آن به نفع هنرمندان باشد، برگزار می گردد.

لازم به ذکر است که پیشتر سمینار پژوهشی “مطالعه‌ی تأویلی فعالیت‌های موسیقی معاصر در ایران” در دومین فستیوال بین المللی موسیقی معاصر تهران با سخنرانی مژگان چاهیان ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ در موزه هنرهای معاصر تهران – سینما تک برگزار شد.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (I)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران:
منظره دست نخورده‏ از افسانه‏ های هزار و یک شب

این مقاله توسط سعدی حسنی، مورخ و موسیقی شناس ایرانی پیش از انقلاب ترجمه شد و پس از سالها، نخستین بار در شماره سوم مجله موسیقایی مقام در سال هفتاد و هفت انتشار یافته و امروز در این سایت بازنشر می شود.

دیتمار پولاچک (Dietmar Polaczek) موسیقی شناس، نویسنده و منتقد موسیقی در آلمان و متولد ۱۹۴۲ است. او در دهه های هفتاد و هشتاد میلادی، دبیر صفحه موسیقی در یکی از معتبرترین مجلات هنری فرانکفورت با نام “Allgemeine Zeitung” بوده و در طی این سالها بسیاری از مقالاتش در مجلات معتبر موسیقی شناسی اروپا منتشر شده است. پولاچک در دهه پنجاه برای آشنایی با موسیقی ایران، در حاشیه جشن هنر شیراز به ایران سفر کرد و اجراهای موسیقی در شیراز را به تماشا نشست. این مقاله ره آورد سفر او به ایران است و گویای شرایطی از روند تغییرات در فرهنگ موسیقی ایران که تا به امروز ادامه یافته است.

با آنکه موسیقی هندی یا درست‏ تر موسیقی هند شمالی مد روز شده، موسیقی ایرانی تنها در قلمرو تحقیق متخصصان‏ مانده است. اما حتی برای محققان، هنوز موسیقی ایرانی‏ اسرار نهفته بسیار دارد. تنوع فرهنگ‏های محلی که حتی‏ برای بسیاری از ایرانیان تحصیلکرده نیز ناشناخته است توجه‏ اروپائیها را جلب کرده است.

مسئله اینست که کدام فرهنگ در مسابقه غلبه خواهد کرد محققین موسیقی، یا فرهنگ رادیوی ترانزیستوری و کوکالائی؟!زیرا بزودی از تمدن قدیم اثری باقی نخواهد ماند.

با اقامت چند هفته نگارنده در ایران و شرکت در جشنواره‏ موسیقی فرصتی دست داد که مطالعه انتقاد آمیزی در این زمینه‏ به عمل آید. آغاز نمایش برای تماشاگر عادی یک منظره دست نخورده‏ از افسانه ‏های هزار و یک شب است: نیمه شب در حافظیه، باغ سحرآمیز، زیر گنبد آرامگاه‏ حافظ شاعر ایرانی یکی از کنسرت‏های موسیقی سنتی‏ جشنواره فوق برگزار می ‏شود. گنبدی استوار بر ستونها، آراسته به موزائیک بر فراز مقبره‏ای مرمرین، زیر درختان‏ کهنسال و دیوارهائی که با مشعل‏ها فروزان شده بود.

شنوندگان به رسم قدیم شرق روی سبزه‏ها یا مخّده‏ ها چمباته زده بودند. نا زیبا و بیگانه، دستگاه «تقویت کننده‏ صوت» بزرگی بود که برای شنیدن موسیقی گذاشته بودند و با آن، لطف و جذبه موسیقی ایرانی یعنی آن صمیمیت ذاتی و «در عالم خود فرو رفتن» از موسیقی زائل می‏ شد. تضاد عجیبی بود بین سازهای قدیمی و میکروفون، بین محل‏ مقدس سنتی و لباسهای شبه مدرن نوازندگان. اما اگر ملاحظه کنیم که سنت موسیقی هنری ایران در خطر اضمحلال است باید به این نارضائی هم چندان اهمیت‏ ندهیم.

مستر کلاس پیانو پروفسور هانس اودو کرویلز برگزار می شود

پروفسور هانس اودو کرویلز (Hans Udo Kreuels) متولد ۱۹۴۷ در آلمان است. اولین فعالیتهای هنری خود را با پدرش تجربه نمود، او در نه سالگی اولین تلاشش را برای آهنگسازی انجام داد. در سن ۲۱ سالگی تحصیلات خود را در رشته موسیقی در زمینه نوازندگی و نیز آهنگسازی در آکادمی “NWD” دتمولد نزد اساتیدی چون: دریسلر (Johannes Driessler) و کلیبه (Giselher Klebe) دنبال نمود، او نوازندگی پیانو را نزد وبر (Dieter Weber) در وین ادامه داد و در سال ۱۹۸۱ در وین موفق به کسب کارشناسی ارشد گردید، در ادامه تحصیلات خود در دانشگاه وین نزد دکتر والتر پس، دوره موزیکولوژی را به پایان رسانید و در مسترکلاس‌های متعددی نزد اساتیدی چون: کمپف (Wilhelm Kempff)، نویهوس (Stanislaw Neuhaus) و پوستیانو (Positano) شرکت کرده است. او تا سال ۲۰۱۵ بعنوان پروفسور کنسرواتوار فلدکیرش در رشته تخصصی نوازندگی پیانو مشغول به کار بوده و بسیاری از شاگردانی که تحت تعلیم ایشان بوده‌اند موفق به کسب رتبه‌های برتر در مسابقات معتبر گردیده‌اند.

او موفقیتهای بسیاری در زمینه های مختلف موسیقی کسب نموده و به عنوان سولیست، نوازنده آنسامبل، نوازنده ارکستر های مجلسی و آکومپانیست رپرتوارهای آوازی، مهارت خود را بعنوان سولیست و همچنین همنوازی به نمایش گذاشته است. او آثار آهنگسازان بزرگی مثل بتهوون، موتسارت، گریگ، شومان و… را در کشورهای اروپایی به روی صحنه برده و نیز مقالات بسیاری در زمینه موسیقی ارائه نموده است. او با کمپانی های معروفی همکاری داشته و با شرکت ORF در استان فورارل‌برگ ضبط‌های استودیویی بسیاری انجام داده است.



تخصص ویژه پروفسور کرویلز، مهارت وی در آنالیز و اجرای قطعات موتسارت و سمینارهایی است که در این زمینه در سراسر دنیا برگزار نموده است. او همچنین به بررسی و آنالیز آثار شوبرت و به طور اختصاصی رایشه (Winter Reise) نیز پرداخته است.

موسسه نوای چنگ فرزانه، نماینده رسمی موسسه هنری پل هنر (Bridge of Art-Brücke der kunst) اتریش در ایران می‌باشد، از اهداف این موسسه مرتبط ساختن هنرمندان سراسر دنیا است. موسسه نوای چنگ فرزانه در ایران سعی بر معرفی استانداردهای بین‌المللی و ارائه راهکار برای رسیدن به این استانداردها را دارد. کارگاه نوازندگی پیانو توسط پروفسور اودو در تهران در تاریخ ۲۲ و ۲۳ تیرماه توسط موسسه نوای چنگ فرزانه برگزار خواهد شد، این کارگاه در دو روز و از ساعت ۱۰ صبح الی ۵ بعدازظهر برگزار خواهد شد.

شرکت در این کارگاه به دو صورت فعال و غیرفعال امکان پذیر است، برای شرکت کنندگان به صورت فعال ظرفیت محدود می‌باشد و تایید حضور به عنوان عضو فعال پس از بررسی رپرتوار و فیلم ارسالی به ایشان اعلام خواهد گردید. هزینه برای اعضای فعال پانصد هزار تومان و برای اعضای غیرفعال سیصدو پنجاه هزار تومان می‌باشد. دانشجویان رشته موسیقی از پنجاه درصد تخفیف برخوردار خواهند شد.

ساعت ۶ روز ۲۲ تیرماه پروفسور اودو برای هنرجویان این دوره کنسرتی برگزار خواهند کرد که برای شرکت کنندگان در دوره رایگان می‌باشد و همراهان ایشان مبلغ ۳۰۰۰۰ تومان برای حضور در این کنسرت پرداخت می‌کنند.

در روز آخر هم به مدت ۲ ساعت جلسه پرسش و پاسخ برنامه‌ریزی شده است.
جهت ارتباط با آکادمی کوشان با این شماره ها تماس بگیرید:
۷۷۶۲۰۷۷۴-۷۷۶۲۰۷۵۳-۰۹۳۷۱۲۶۴۲۲۰

جای پرسش بنیادی صدا (IV)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسشها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاه ی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عامترین شکلش) و استعاره ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می شود؟ بعضیها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می کنند:

«[…] می ‌توانم این را بگویم که در این فستیوال و از سوی آهنگسازان ایرانی چیزهایی را شنیدیم که در اروپا نشنیده بودم. چون موسیقی جاری در ایران به این موزیسین‌ها به ارث رسیده و طبیعی است که در اروپا وجود نداشته باشد. در نتیجه بعضی از کارهایی که این‌جا شنیدم برایم جدید بود» (برت هلسن-نوازنده بلژیک درباره ی اولین فستیوال موسیقی معاصر تهران)

بعضیها هم از درون خود جریان (اگر جریانی بشماریم) چنین می اندیشند. و اما آنچه از پاسخ خود سوال برای ما مهمتر است و شاهینِ تراز سنجش هر رویداد و آفریدهای در این حوزه خواهد بود این است که چنین پرسشی ذهن و زبان فعالان/هنرمندان را تسخیر کرده؟ آیا موضوع اصلی یا دست کم یکی از موضوعات اصلی کارشان است؟ اگر پاسخ مثبت است حتا اگر امروز هم هنوز رویداد، رویدادی نباشد در آینده خواهد شد. اگر اکنون هم همه ی کار و بارمان چیزی از موقع گذشته است خیلی زود بهروز خواهد شد نه به این معنی که ما نیز همنوای فلان و فلان متروپل شویم بلکه به این معنی که خیلی زود خودِ کارمان «روز» و «بهروز» را تعیین خواهد کرد.

اما اگر جز این باشد تلقی دستاندرکاران از آنچه یک چرخش تاریخی می خوانند، دست پایین ذوقزدگی است و دست بالا چیزی مشابه تعارف. فراوانی برنامهها یا به قولی رویدادها به یک مد می گراید و سرانجام همه ی امکانات نکاویده ی صوتیای را که قرار است در جریان چنین تلاش هنریای کشف شود به روزمرگی و ساده انگاری تمام بدل می شود و راه را بر همه گونه ابتذال موذی می گشاید و سرانجام جنبشی اگر باشد به ضد خودش تبدیل می شود.

روشن است قصد این نیست که با چنین معیاری دست به تحلیل تک تک قطعات و اجراها بزنیم (نه اینجا و نه جای دیگر) بلکه کلیت یک مجموعه شرایط موسیقایی و فراموسیقایی را با کمک آنها به سطح خودآگاه می آوریم. به جای این که این پرسش را به یارآوا و حتا صدا، تهران موسیقی محدود کنیم شایسته است آن را پرسشی کلی از هر فعالیت این حوزه بدانیم. پس حالا وقت این است که (حتا شاید دیر هم شده باشد) در یک فرآیند جمعی به این مسایل بیاندیشیم و سهل شان نشماریم.

گزارش موسیقی شماره ی ۸۴