رمضان: سبک آهنگسازی آهنگسازان ایرانی بی ارتباط با عصر زندگی آنهاست

خانم رمضان شما آثاری که اجرا کردید از نسل های مختلف آهنگسازان ایرانی بوده است؛ به نظر شما چه تغییری در استایل آهنگسازی ها به وجود آمده است و سطح آهنگسازی ها و سطح استفاده از تکینک های پیانو بالا رفته یا پائین آمده؟ آیا در کل می توان گفت این کارها در طول زمان تغییراتی داشته اند؟

در مورد این سوال شما باید بگویم، خب قطعاتی که ابتدای قرن، مثلاً حدود ۱۰۰ سال پیش نوشته شده اند، بعضی از این آهنگ ها به نسبت خیلی ابتدایی هستند، فقط می توان گفت یک هارمونیزاسیون است، روی یک سری تم های ایرانی که به هر صورت وقتی که موسیقی غربی وارد کشور ایران شد، در آن زمان هنوز پیانیست های حرفه ای از غرب به ایران نیامده بودند که این ساز را به صورت حرفه ای آمورش دهند و پیانو در حقیقت ساز دوم بوده است که در کنار سازهای نظامی که تدریس می شده و در حقیقت پیانو برای درس های هارمونیک استفاده می شده است و همینطور به عنوان یک ساز دوم موزیسین ها روی آن کار می کردند.

در حقیقت سال ها گذشت تا ما پیانیست های حرفه ای داشته باشیم که در ایران اقدام به تدریس کنند و سطح نوازندگی را بالا ببرند؛ بنابراین قطعات اولی که نوشته شده است از نظر ساختاری خیلی ابتدایی هستند و همان طور که گفتم مثل یک هارمونیزاسیون هستند بر روی یک سری ملودی ها.

به تدریج می توان گفت ساختارهای آهنگسازی پیچیده تر شد و قطعاتی که نوشته شد که بیشتر و بیشتر برای ساز پیانو مشکل تر و با چالش های بیشتری مواجه هست ولی خب این را هم می توانم بگویم که سبک آهنگسازی در این پروژه به گونه ای است که هر آهنگ ربطی به زمانی که که این قطعه نوشته شده است، ندارد.

مثلاً خیلی قطعات هستند که به تازگی نوشته شده اند ولی می توان گفت که ساختار معاصر ندارند، همینطور یک سری قطعات هستند که حدوداً ۴۰ سال پیش نوشته شده اند و کاملاً معاصر صدا می دهند و روی تکنیک های آهنگسازی ۴۰ سال پیش نوشته شده در اروپا. از طرفی آهنگسازهایی هستند که خیلی جوان اند و قطعاتشان را وقتی من اجرا می کنم، خیلی ملودیک است، پس می توان گفت یک فضای خاص ملودیک یا هارمونیک دارند که البته به گوش شنونده به شکل دیگری صدا می دهند، می توان گفت راحت تر شنیده می شوند.

گاهی قطعاتی که آهنگسازان مسن تر نوشته اند برعکس جوانان شنونده شان باید یک سری آگاهی ها و آشنایی هایی با موسیقی معاصر داشته باشد تا قادر به درک فضاهای مختلف این قطعات باشد. برای همین این رپرتوراها، سبک شان هیچ ربطی به سن آهنگساز ندارند ودوره ای که این قطعه نوشته شده است.

هماهنگی در موسیقی ایران (II)

از کارهای او یکی ترجمه کتاب «هارمنی» بود که آنهم به کمک مزین الدوله انجام شد و شامل جزوه ای بود که توسط او به شاگردان مدرسه موزیک تدریس می شد و بچاپ هم نرسید. این کتاب در حقیقت یک نوع هم آهنگی ساده برای پیانو بود و بسبک چهارصدایی نوشته نمیشد بلکه آنهم شامل دست راست و دست چپ پیانو بود و به هرحال برای اولین بار تدریس این فن در مدرسه موزیک شروع شد. سالار معزز مارشهای نظامی و سرودهائی هم برای مدارس میساخت که آنها را نیز بهمان سبک «هارمونیزه» میکرد که با پبانو نواخته میشد و برای ارکستر نظامی هم مینوشت که در دسته های موزیک نواخته میشد.

چند قطعه از سالار معزز در کتابخانه هنرستان موجود است یکی بنام «فانتزی ماهور» و دیگر چند پیش درآمد و رنگ که آنها هم بهمان سبک برای پیانوست.

چیزی که باید توجه کرد، در این قطعات فاصله های موسیقی ما حذف شده و به اصلاح امروزی «ربع پرده» ها بصورت نیم پرده نوشته شده و سعی هم شده است که مایه های ماهور و اصفهان انتخاب شود که با حذف ربع پرده های مخصوص نقصی در آهنگ پیدا نشود. پس تا اینجا که شروع هماهنگ کردن نغمات ایرانیست دو نقص موجود است یکی اینکه دقتی در مایه ها و گام های مخصوص ایرانی نشده و هارمونی خاصی که مناسب مایه های ایرانی باشد تجسس نکرده اند.

دیگر اینکه بطور کلی هارمونی بسیار ساده و برای پیانو و در حقیقت نوعی از اکمپانیمان مختصر است. این روش بوسیله دیپلمه های مدرسه موزیک هم ادامه داشت و از حدود مارشها و سرودهای نظامی که همه در گامهای بزرگ و کوچک بودند و یا آهنگهائی که آنها هم در همین مایه ها ساخته میشدند تجاوز نمیکرد و خلاصه هنوز موضوع اینکه چگونه باید آهنگ های خاص موسیقی ایرانی را که در مایه های دیگریست نوشت مورد توجه قرار نگرفته بود.

افسران قدیمی موزیک نظام هم که شاگردان مسیو لومر بودند مانند ناصر همایون و سلیمان خان و حسین خان هنگ آفرین و ابراهیم خان آژنگ نیز همین رویه را داشتند.

هنگامی که آقای علینقی وزیری در سال ۱۳۰۲ بایران بازگشت و مدرسه عالی موسیقی را تاسیس کرد برای اولین بار بفکر افتاد که نغمات موسیقی ایرانی را بدون اینکه خلل و نقصانی در اصل آنها وارد کند با همان فواصل معمولی خود برای چند ساز بنویسد. البته این کار در مایه هایی مانند سه گاه و شور بی اشکال نبود و لازم بود که راهی تجسس شود ولی وزیری این آزمایش را آغاز کرد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

دلیل این مشکل سابقه تاریخی دارد یا جدید است؟

به دلیل بزرگ شدن جامعه موسیقی در سی سال اخیر این مشکل بیشتر به چشم می آید ولی سابقه تاریخی داشته است چراکه اصولا در موسیقی ایرانی تولید کننده موسیقی از نوازنده موسیقی جدا نبوده است. این سنت در موسیقی کلاسیک هم تا پایان قرون وسطا وجود داشته است ولی به مرور زمان شنوندگان موسیقی کمالگرایی را به جایی می رسانند که دیگر اثر هر نوازنده ای برایشان قابل قبول نبوده و دیگر دوره کارهایی که از نظر چند صدایی ضعیف بودند به پایان رسیده بوده است و این آغاز تخصصی شدن آهنگسازی بوده است. این روند سالها پیش می رود تا جایی که یک شخصیت مستقل به نام آهنگساز و شخصیت مستقل دیگری به نام نوازنده شکل می گیرد ولی باز تا امروز هم بسیاری از آهنگسازان در نوازندگی هم توانایی های قابل توجهی دارند.

در واقع مشکل اصلی موسیقی ما شنوندگان آن هستند، چه موسیقیدان، چه غیر موسیقیدان؛ آنها در حد لازم کمالگرا نبودند و برایشان چند صدایی قطعاتی مثل «گفتگو» پایور یا «دئو سه گاه» دهلوی با یک اثر اونیسون با قابلیت چندصدایی تفاوتی نداشته است. مثلا تصنیف «به یاد عارف» که قبل از انقلاب با ارکستر گلها توسط جواد معروفی چند صدایی و ارکستره شده بود، بعد از انقلاب به صورت اونیسون با گروهی ۸ نفره از سازهای ایرانی اجرا می شود ولی دریغ از یک حرکت موازی با ملودی اصلی؛ کسی هم خم به ابرو نمی آورد…

با این وضعیت شنوندگان، همین که امروز آهنگسازانی مثل حنانه، پژمان، باغچه بان، دهلوی یا در نسل بعدی شریفیان را داریم باید خوشحال باشیم! واقعا اینها هنرمندانی با شرف و اسطوره ای هستند. این افراد بدون توجه به سطح نازل کمالگرایی در ایران، توانستند خودشان را حفظ کنند و آثاری تولید کنند که در سطح بین المللی هم کم و کاست نداشته باشد.


الان از چند آهنگساز نام بردید که با استیل غربی هم آهنگسازی می کنند، آیا آهنگسازانی که در زمینه موسیقی ایرانی کار می کنند در این حد کامل گرا نبوده اند؟

بله، به طور انگشت شمار کسانی بوده اند ولی رپرتواری به گستردگی افراد نام برده ندارند.


فکر نمی کنید کمال گرایی در موسیقی ایرانی با کمال گرایی با موسیقی ارکسترال با استیل غربی متفاوت است؟

این متفاوت بودن را باید مشخص کنیم، گفته شما خیلی کلی است. الزامات در اثری که به فرم سمفونی نوشته می شود هم با اثری که در فرم کنسرتو نوشته می شود به کلی متفاوت است، در حالی که هر دو ممکن است مربوط به یک سبک و آهنگساز باشند.

برای اینکه دقیق تر صحبت کنیم می شود همین چند صدایی را مثال زد؛ آیا فکر می کنید که چندصدایی در موسیقی کلاسیک ایرانی همان اهمیتی را دارد که در موسیقی کلاسیک غربی؟

به گمان من تفاوتی ندارد. اگر «چند صدایی» در موسیقی ما خوش آیند نبود، در موسیقی مناطق ایران فقط تکصدایی می شنیدیم، در موسیقی دستگاهی هم هیچ دوبل نت یا آکوردی از موزیسین های قدیمی مان نمی شنیدیم؛ این نشان می دهد که سابقه تمایل به چند صدایی مربوط به ارتباط ما با موسیقی غربی نیست.

کما اینکه اگر در برخورد با موسیقی غربی هم (نه به حالت تقلید گرایانه بلکه به صورت نیاز به زیبایی بیشتر) تمایل به استفاده از چندصدایی را کسب کرده ایم، استفاده از تکنیک های آنها در حالتی که سازگاری با موسیقی ما داشته باشد هیچ اشکالی نمی تواند داشته باشد.

البته چه در موسیقی غربی و چه موسیقی خودمان نمونه های بسیاری از موسیقی های تک صدایی می شود یافت که در کمال است و نیازی به چند صدایی ندارد.

تمدید زمان ثبت نام جایزه آهنگسازی «سیمف ۱۳۹۶»

مهلت ثبت نام در فراخوان آهنگسازى «سیمف ۱۳۹۶» تا پایان ساعت ۲۴ یکشنبه ١ مرداد تمدید شد. روابط عمومی اولین دوره مسابقه آهنگسازی سیمف امروز اعلام کرد که کمیته برگزاری این جایزه، مهلت ثبت نام در آن را تا پایان ساعت ۲۴ یکشنبه ۱ مرداد تمدید کرده است.

جایزه سیمف که به همت انجمن اسیمس و موسسه فرهنگى هنرى شهر آفتاب با همکارى آنسامبل الترنانس (Alternance) و کا ان ام-برلین (KNM-Berlin) امسال در شهر شیراز برگزار می‌شود به علت استقبال از علاقمندان مهلت ثبت نام را افزایش داده است.

کلیه آهنگسازان مقیم ایران، بدون در نظر گرفتن شرایط سنى، حق شرکت در این مسابقه را دارند و اعضای هیئت داوران جایزه آهنگسازی سیمف را ژان لوک هروه، نماینده‌ کا ان ام-برلین، نمایند‌ه‌ الترنانس، على گرجى، سارا اباذری، مهدی کازرونی، علیرضا فرهنگ، مهدی خیامی، آروین صداقت کیش و ارسلان عابدیان تشکیل می‌دهند.

مسابقه آهنگسازی سیمف در سه مرحله برگزار خواهد شد که در مرحله اول آهنگسازان واجد شرایط جهت پذیره‌نویسی و شرکت در مسابقه، حداکثر می‌بایست تا ۱ مرداد ۱۳۹۶ از طریق فرم آنلاین قرارگرفته بر روی وب سایت مسابقه ثبت نام کرده و ۳ پارتیتور خود را همراه سایر مدارک خواسته شده در فرم فراخوان ارسال ‌نمایند.

همچنین توضیحات بیشتر در خصوص نحوه انجام مراحل دوم و سوم و اعلام نتایج راه یافتگان به مرحله بعد به همراه زمانبندی آنها در وب سایت سیمف به آدرس a-c-i-m-c.org تشریح شده است.

جهت دسترسی به فرم ثبت نام آنلاین و متن فراخوان با فرمت پی دی اف بر روی پیوندهاى زیر کلیک کنید:

فرم ثبت نام آنلاین

متن فراخوان (پی دی اف)

در صورت وجود هرگونه سوالی از طریق پست الکترونیکی و یا شماره تلفن زیر با روابط عمومی جایزه آهنگسازی سیمف تماس بگیرید:
Email: contact@a-c-i-m-c.org
تلفن: ۰۷۱۳۶۴۷۴۲۳۸

اسیمس در سال ۲۰۱۲، با تلاش مجموعه ای از آهنگسازان معاصر ایرانی در کشور فرانسه تاسیس شده است. از اهداف اصلی این انجمن فراهم آوردن محفلى مناسب برای تولید، اجرا، انتشار، نقد و تفکر در حوزه موسیقی معاصر است. اسیمس از یک سو می کوشد تا با انتخاب و معرفی آثار آهنگسازان معاصر ایرانی به عرصه های بین الملی، باعث ایجاد گفتگویی خلاقانه و انتقادی میان بستر موسیقی معاصر ایران و دیگر حوزه های غنی و متکثر موسیقایی در بیرون از مرزهای ایران شود. برای تسهیل چنین ارتباطات فرامرزی ای، اسیمس می کوشد تا امکان همکاری با حامیان مالی بین المللی را توسعه دهد.

از سوی دیگر، این انجمن می کوشد تا با ایجاد فضایی مناسب برای بایگانی و انتشار آثار آهنگسازان معاصر، به حفظ دستاوردهای موسیقایی در حوزه فرهنگی ایران معاصر همت گمارد. هدف موسسین این انجمن، پیش از هر چیز در احساس نیاز به ساختن نهادی فرهنگی خلاصه می شود به گونه ای که بتواند امکان فعالیتِ انتقادی و پویایی را میان آهنگسازان، منتقدین و مخاطبین سخت گیرِ موسیقی معاصر برای باز اندیشی در حوزه زبان و ساختار زیبایی شناسی هنر موسیقی در محدوده زبان فارسی ایجاد کند. از این رو، اسیمس از خلال فعالیت هایش می کوشد تا به گونه ای مثبت و در جریان یک مجموعه فعالیت مستمر و پایدار باعث تغییر و ارتقا فرهنگ شنیداری در محدوده جغرافیایی- فرهنگی ایران شود.

“بهزاد” پس از سالها در سرزمین مادری اش می خواند

مهدی بهزاد پور مشهور به بهزاد خواننده نام آشنا و پرکار سالهای ابتدایی دهه ی شصت که با اجرای آثاری از همایون خرم، اسدالله ملک، فضل الله توکل و موید محسنی پا به عرصه ی موسیقی گذاشت پس از سالها دوری از صحنه کنسرتی را در شهرهای کرمان و بم برگزار می کند.

بهزاد در این برنامه آثاری از ساخته های همایون خرم، مجید وفادار، جهانبخش پازوکی و… را با همراهی نوازنده های جوانِ گروه “مهربانگ” اجرا خواهد کرد.

“تاب بنفشه”، “صبح سعادت” دنیا و چند قطعه ی دیگر که سالهای دور با اجرای “داریوش رفیعی” و “کوروس سرهنگ زاده” به خاطره ی جمعی دوستداران موسیقی ملی تبدیل شده بود از تصنیفهای اجرایی این دو شب هستند.

گفتنی است این کنسرت با حمایت شرکت “خودروسازی کارمانیا” و همراهی “فرزاد محمد نژاد” (نوازنده تار و سرپرست گروه مهربانگ”، “سیدرضا امامیان” (نوازنده سنتور)، شهریار بهزادپور (نوازنده تنبک)، سیدعرفان حسینی (نوازنده کمانچه)، “پویا خوشبین” (نوازنده عود) و “مهدی ولی زاده” (نوازنده نی) برگزار خواهد شد.

مهدی بهزاد پور مشهور به بهزاد، متولد شهر بم در استان کرمان است. دایی او کورس سرهنگ زاده خواننده مشهور دهه ۴۰ و ۵۰ است، به همین دلیل او از سنین نوجوانی با آواز آشنایی داشته است و در اردو های رامسر صدای او مورد پسند واقع شده و به کلاس عبدالعلی وزیری فرستاده می شود، پس از آن برای آشنایی بیشتر با ردیف آوازی حدود یکسال از محضر محمود کریمی استفاده می کند.

بهزاد در سال ۱۳۵۶ در امتحان آواز رادیو با داوری حبیب الله بدیعی، علی تجویدی، رحیم معینی کرمانشاهی و همایون خرم شرکت می کند و برگزیده می شود. هرچند شهرت حرفه ای بهزاد در میان عامه مربوط به آثار پس از انقلاب او با هنرمندی کرمانی به نام احمدرضا مویدمحسنی، نوازنده سنتور و آهنگساز بود که به صورت مداوم در دهه های ۶۰ و ۷۰ آثارش به همراه بهزاد از رادیو و تلویزیون پخش می شد.

یکی از همکاری های مشترک بهزاد با موئد محسنی آلبوم «درد محبت» است که بعدها بهزاد به خاطر این آلبوم به عنوان خواننده برتر یادواره بین‌المللی خواجوی کرمانی برگزیده شد. از دیگر آثار مشترک این دو هنرمند می تواند به «تاب بنفشه» اشاره کرد که مشهورترین کار هنری اوست و شهرت چشمگیری یافت.

اغلب کارهای بهزاد ساخته‌های احمدرضا مویدمحسنی است و بعضی نیز از همایون خرم. بهزاد به دلیل معالجه بیماری حنجره، مجبور به ترک ایران شد و بعدها بهبودی یافت. بهزاد هر سال چند ماهی را در ایران و اغلب در شهرستان بم می‌گذراند. از این خواننده آلبوم های “چراغی از علی دارم”، ” تاب بنفشه”، “درد محبت”، “جلوه رخسار” و “شمع و پروانه” در بازار صوتی ایران وجود دارد.

هماهنگی در موسیقی ایران (I)

مقاله ای که پیش رو دارید به قلم روح الله خالقی، آهنگساز و رهبر ارکستر گلها است. وی در این مقاله به تاریخچه چندصدایی در موسیقی ایران پرداخته است و در حاشیه نقطه نظرات خود را نیز در این زمینه مطرح کرده است.

ساز و سخن


چندی است موضوع هم آهنگ کردن (هارمونیزاسیون) نغمات موسیقی ملی ایران بر سر زبانها افتاده و مورد بحث قرار گرفته است و برخی تصور می کنند فکر جدیدی است که در سر آهنگسازان مدرسه دیده راه یافته است و بی آنکه بسابقه این موضوع و تاریخچه آن واقف باشند موضوع را حلاجی میکنند حتی اخیرا خبرنگار یکی از مجلات موسیقی روزی با اینجانب در این مورد گفتگویی می کرد که جنبه مصاحبه داشت و ممکن است نظر بنده را در آن مجله بطریقی منعکس کند که خالی از نقص نباشد. این بود که لازم دیدم در مجله موسیقی رادیو نیز به طرح این مطلب مبادرت نمایم و این بار بجای ادامه دادن مطالب مربوط بساز و سخن وارد یک بحث آموزنده دیگر شوم که تا حدی موضوع روشن است. این است که نخست به سابقه تاریخی این مطلب اشاره میکند سپس نظر خود را می نویسد.

اگر تاریخ موسیقی ایران را ورق بزنیم بطور تحقیق معلوم می شود که موسیقی ما همواره یک صدایی بوده و هرچند در بعضی از کتب قدما از خواص مطبوع و نامطبوع بودن ابعاد (فواصل) گفتگو بمیان آمده ولی نمیشود تصور کرد که «هارمنی» در موسیقی ما راه داشته است بلکه این فن بطور تحقیق در مغرب زمین از قرن دهم میلادی مورد آزمایش قرار گرفته و نخست در آهنگ های کلیسایی و اصوات چهارگانه انسان عملی شده و پس از قرنها موضوع تشکیل ارکستر و هارمونی ارکستر ایجاد شده است.

اما تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد اولین قدم در این راه از زمانی برداشته شده است که «مسیو لومر» فرانسوی بریاست موزیک ارتش بکار گماشته شده است. وی بعضی از آهنگهای ایرانی را برای پیانو نوشت که نغمه اصلی با دست راست نواخته میشد و دست چپ با چند «آکورد» آنرا همراهی می کرد و بصورتی بسیار ساده و مقدماتی بود و همانها را نیز باصطلاح اهل فن برای یک ارکستر نظامی تنظیم میکردند و من در زمان کودکی خوب بیاد دارم که بعضی از این نغمات را موزیکچی ها می نواختند که از آنجمله بود بعضی رنگها و تصنیفها. قسمتی از این آهنگها را هم بدستور مظفرالدین شاه در فرانسه به چاپ رسانیدند که نمونه ای از آنها در کتابخانه هنرستان موسیقی ملی موجود است.

چون معلم فرانسوی زبان فارسی نمیدانست میرزا علی اکبرخان نقاش باشی (مزین الدوله) که معلم فرانسه و نقاشی دارالفنون بود بسمت مترجمی وی منصوب گردید و درس موسیقی نظری (تئوری موسیقی) او را که مبادی تعلیمات علمی موسیق بود و «مسیو لومر» برای شاگردان میگفت بطور سوال و جواب بفارسی ترجمه کرد و اولین کتاب تئوری موسیقی را در چاپخانه دارالفنون در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی به چاپ رسانید. تعلیم سرایش (سلفژ) هم از روی کتب اروپایی داده می شد.

بعدها غلامرضاخان سالارمعزز که از شاگردان همان مدرسه بود و تحصیلات موسیقی خود را در کنسرواتوار پطروگراد هم در رشته موزیک نظامی تکمیل کرده بود بریاست مدرسه موزیک منصوب شد و کارهای «لومر» را دنبال نمود.

ایران در کشاکش موسیقی (V)

متاسفانه حتی آهنگسازان تحصیل کرده ما بدنبال عادت مردم به شنیدن موسیقی با کلام و نگران از افت درآمد مالی‌، بیشتر آثار خود را به آواز اختصاص می‌ دهند و ذهن مردم را محدود نگاه داشته و شرکت های انتشارت موسیقی که موسسات تجاری هستند نه هنری و فرهنگی، اکثرشان از خرید موسیقی بدون کلام خودداری می کنند. بیشتر اینگونه کاسبکاران خریدار و خواهان انتشار موسیقی بی کلامی هستند که کلامش سالها سال در گوش های مردم بوسیله خوانندگان معروف خوانده شده و جا گرفته باشد و در واقع شنونده این آثار خاطرات شان را زمزمه می کنند.

در اوایل قرن بیستم پرده های اطاق های زیر زمینی هنرمندان به تدریج باز شد و توانستند فضا و هوای امید بخشی را استشمام کنند. افتتاح رادیو تهران و بالاخره کنسروتوار موسیقی جهانی و ملی و بعد از جنگ جهانی دوم، تدریس موسیقی در دانشگاه هنرهای زیبا، افتتاح تلویزیون، وزارت فرهنگ و هنر، موسیقی دانان و نوازندگان بسیار فعال شدند اما بنا‌ به خواست حاکمیت آنزمان ایران، مدرن کردن جامعه بسیار عجولانه انجام گرفت و مردم مظلوم ایران در گیر دو دیدگاه متضاد حیران ماندند.

با ظهور انقلاب و روی کار آمدن بعضی از دیدگاه های متعصب و ناآگاه، وقایع و ظلم های قرون گذشته باز به دامنگیر اهالی هنر شد. در ابتدای انقلاب موسیقی و سرودهای حماسی انقلابی در شکوفایی انقلاب نقش بسیار درخشانی داشت اما کمتر از یک سال تاریخ تکرار شد و موسیقی ممنوع شد.
علیرغم دوران ممنوعیت موسیقی و خانه نشینی موسیقیدانان و نوازندگان در اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ شمسی، ممنوعیت اجرای خوانندگان مختلف، بویژه زنان و در سالهای بعد، لغو شدن کنسرت ها و حرام خطاب شدن کنسرت از طرف برخی از امامان جمعه، هنرمندان موسیقی همچنان مصمم به خلق آثارشان می پردازند…

ما در قرن بیست یکم هستیم! موسیقی دانان و آهنگسازان متعهد ایران مراحل شکوفایی درخشانی را طی می کنند، کلاس های موسیقی که زمانی ممنوع اعلام شده بودند امروز شدیدا فعال هستند. شاگردان موسیقی در ایران به بیش از دو میلیون نفر رسیده است و از طرفی فرصت طلبان و مافیای دنیای هنر ایران کنترل و سانسور را در دست دارند.

هنرمندان برجسته و پرتوانی همانند علی‌ رهبری بخاطر عدم تملق به امپراتوری مافیای هنر موسیقی ایران از رهبری ارکستر سنفونیک تهران دست کشید و جانشین اش به هیچوجه قابل مقایسه با او نیست. به همین دلیل موسیقیدانان، نوازندگان و خوانندگان بسیار ارزشمندی جلای وطن کردند.

کوتاه سخن اینکه: موسیقی به همراه شعر و ادب ماندنی است و هیچ نیرویی قادر به فنایش نیست.