امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.


اکثرا وقتی که پارتیتورها به صورت کتاب منتشر می‌شود، پارت‌های نوازنده به صورت مجزا (به خاطر اینکه حجم اش خیلی زیاد است، منتشر نمی شود) آیا امکان هم وجود دارد که برای انتشار این آثار، می دی (Midi) آنها هم در کنار پی‌دی‌اف پارتیتور منتشر شود و هم تک‌تک پارت‌های تمام نوازندگان؟

این پیشنهاد شما خیلی جالب بود و راجع به آن فکر می‌کنیم چون برای آن جزوه هنوز سی‌دی ضمیمه ای در نظر نگرفته بودیم ولی پیشنهاد شما خوب است اگر یک سی‌دی ضمیمه در آن بگذاریم به این موضوع هم می شود فکر کرد ولی این نت‌ها هم مثل بقیه نت‌ها در اپلیکیشن قرار داده می‌شود و هر کسی می‌تواند با ورود به اپلیکیشن موزاوی آنها را دانلود کند.

در آلبوم آقای معتمدی تصنیفی به نام «غرور شکسته» است و در کوک های مختلفی می‌توانید از داخل اپلیکیشن آن را دانلود کنید یعنی دقیقا نت‌ها وجود دارد ولی باز این پیشنهاد شما را بررسی می‌کنیم، شاید بشود واقعا در ضمیمه آن جزوه یک سی‌دی گذاشت و تمام نت نوازنده‌ها وجود داشته باشد.

البته این کار نیازمند کار خیلی زیاد است و چون فقط برای ارکستر تغییر کوک داده شده، ممکن است که یکی سازها از وسعت اش یا بخشی طبیعی‌شان خارج بشوند و نیاز است که در آن سه کوکی که می گویید واقعا دوباره زحمت تنظیم کشیده شود.

باور کنید ما ۶ ماه است که درگیر این پروژه هستیم و مطلبی که اشاره می‌کنید کاملا بجا است. یک کار خیلی سنگین و حرفه‌ای نت نویسی می‌خواهد که دوستان زیادی به ما باید کمک کنند. بله، این نکات باید رعایت بشود، به خاطر اینکه حتی در

علامت عرضی‌ها از یک کوک به کوک دیگر منتقل می‌شود.

متاسفانه کامپیوتر متوجه نمی‌شود تا کجا منتقل کند و کار با نرم‌افزار سیبلیوس است، یعنی تمام این انتقالات دوباره باید ادیت بشود. این نیست که فقط یک فایل به آن بدهیم و بعدا از آن اکسپورت بگیریم.

تماما دوباره باید کنترل شود و دوباره باید درست بشود. کار بسیار سنگینی است که این مجموعه نت‌ها انشالله تا پایان سال آماده می‌شود و برای اپلیکیشن. سعی می کنیم تا قبل از محرم و صفر و تا پایان تابستان؛ نت ها داخل اپلیکیشن باشد و جزوه‌اش چاپ بشود.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

او در ویدئویی که در صفحه فیس بوک (Facebook) خود منتشر کرد اعلام نمود که نگران شرایط به وجود آمده در کشورش است. او از مسوولان کشور می خواهد که “خودخواهی” و “ایدئولوژی” هایشان را کنار بگذارند تا مانع “درگیری های منجر به برادرکشی” شوند. گوستاوو از دولت درخواست می نماید که “راه حل های فوری برای خروج کشور از بحران” را بیابد، همچنین از سران قدرت می خواهد که ” به صدای مردم گوش فرادهند و به فکر مردم باشند” و بگذارند که “دموکراسی کار خودش را بکند” و این چنین خاتمه می دهد: “ما کشوری داریم سرشار از امید و پر از جوان”.

وویلی آرتگا (Wuilly Arteaga) نیز یکی دیگر از ویولونیست های اِل سیستما ست که به سمبل تظاهرات این روزها در خیابان های کاراکاس تبدیل شده است. او شهرت خود را در روز خاکسپاری آرماندو بدست آورد. در مصاحبه ای با AFP می گوید: “من بسیار ترسیده بودم، چون تصور می کردم که حتی موسیقی نیز انسان را به تفکر وانمی دارد، اما از قبرستان که خارج شدم با قدرت و توان بیشتری در تظاهرات شرکت کردم”. از آن پس ملودی ویلون او در راهپیمایی ها طنین می اندازد و “پیام صلح” را منتشر می کند.

از زمانی که اِل سیستما نشان داد که علاوه بر تربیت موزیسین ها در داخل کشور، قادر است آنها را به افتخارات بزرگ بین المللی نیز برساند، این برنامه به صورت مفهوم توسعه اجتماعی رونق گرفت و کشورهای مختلف سعی کردند که اِل سیستمای مطابق با شرایط کشور خود را طراحی و ایجاد نمایند. بیش از شصت و چهار کشور در دنیا از این برنامه الهام گرفته اند و بیش از یک میلیون کودک ساکن مناطق استرس زا و پر خطر از آن بهره می جویند.

ناگفته نماند که این برنامه نیز مانند همه برنامه های آموزشی موافقان و مخالفان خودش را دارد. در حالی که برای سیمون راتل، اِل سیستما نمایانگر آینده موسیقی است، گُفری باکِر (Geoffrey Baker)، موسیقی شناس بریتانیایی و استاد گروه موسیقی دانشگاه لندن، نگران صادر شدن مدلی آموزشی است که به گفته او و به نقل از یکی از نوازندگان ونزوئلایی عبارت است از: ” داد کشیدن سر بچه ها، و به درد نخور خطاب کردن آنها”.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (II)

نکته‌ی دیگر اینکه ردیف به رغم انجماد در دهه‌های اخیر و تبدیل شدن از یک کارگان مدل به یک کارگان ثابت، کماکان به عنوان تنها مجموعه‌ی منسجمی که بخش اعظمی از محتوای مدال موسیقی کلاسیک ایران را در خود جای داده، کارکرد آموزشی نیز یافته است و در مسیر آموزش آن مطلوب است هنرجویان، به طور عینی منطق فرمال آن را درک کنند. منطقی که به زعم نگارنده و به اعتبار مواجهه‌ی ‌متعدد با این مسأله در کلاس‌های مختلف موسیقی، در ردیف‌های سازی دستگاه مهمی چون شور شفاف نیست و در خصوص آن، ساختار منسجمی در ذهن هنرجویان شکل نمی‌گیرد. نوشته‌ی حاضر سعی بر حل این مسأله دارد.

***

در این نوشته نخست طرح کلی ساختار دستگاه شور ارائه خواهد شد. سپس ضمن بررسی این ساختار در ردیف سازیِ میرزاعبدالله و ابهاماتی که در ماهیت مدال و چیدمان واحدهای درون‌دستگاهی آن مطرح است، بافتار گوشه‌های موجود در چینشی مجدد و با هدف ارائه‌ی تصویری شفاف و آسان‌فهم از روند مدگردی‌های این دستگاه به‌نمایش گذاشته خواهد شد. به رغم اینکه تمامی ردیف‌های سازی در آنچه که به عنوان ابهامات در جوهره‌ی این ردیفها مطرح خواهند شد با هم مشترک‌اند، اما با توجه به اینکه در دهه‌های اخیر، ردیف میرزاعبدالله به دلایل مختلف بیش از ردیف‌های سازی دیگر مورد توجه بوده، این ردیف برای نوشتار حاضر انتخاب شده‌است.


۲-

طرح کلی ساختار دستگاه شور
با نگاهی کلی، شاکله‌ی دستگاه شور را در سه بخش عمده می‌توان دید:
۱٫۲ مد مبنا (مد شور):
عنوان هر دستگاه مشخص‌کننده‌ی مدی است که در شروع هر دستگاه معرفی می‌شود: درآمد. این مد موقعیتی برجسته دارد از این نظر که متناوباً در سراسر اجرای دستگاه، از طریق انگاره‌های ملودیکی که فرود نامیده می‌شود، به آن برگشت داده می‌شود (فرهت، ۱۳۸۰: ۴۱).

بستر نغمگی دستگاه شور در منطقه‌ی درآمد (مد شور به‌عنوان مد مبنا) را می‌توان بدین‌شکل نشان داد:


نغمه‌نگاری ۱٫ بستر نغمگی مد مبنا

شاهد این مد نغمه‌ی سل است و مدهای ثانویه‌ای با نغمات شاهد متفاوت با آن، اما با بستر نغمگی مشترک، بر بستر این مد ارائه می‌شوند که البته این مدهای ثانویه در ردیف دستگاه شور مستقیماً حضور ندارند و به‌صورت آواز‌های این دستگاه ظهور یافته‌اند. (۱) نکته‌ی دیگر اینکه در گستره‌ی نغمگی این مد، محدودیت ناشی از نحوه‌ی کوک ساز در ردیفهای سازی در نظر گرفته نشده (۲) و ازین رو محدوده‌ی نسبتاً وسیعی را شامل می‌شود؛ لیکن آنچه در معرفی این مد بیش از هر چیز دیگر دارای اهمیت است نظام فواصل آن یعنی چینش فواصل طنینی (ط) و مجنب (ج) به‌ویژه در نغمات بالای شاهد است.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.



نسیم شجاعی، مدیر اجرایی موسسه «پل هنر» درباره انگیزه برگزاری این دوره ها می گوید: «در دنیای امروز با باز شدن فضاهای تبادل اطلاعات سرعت تغییر و پیشرفت رشد فزاینده ای پیدا کرده و در این میان هنر هم همپای تمامی زمینه ها در حال پیشرفت است. بهترین راه برای دور نماندن از این پیشرفت، دریافت اطلاعات و تکنیک های تایید شده از اساتید موفق و حضور در مراکز مهم و مطرح در زمینه های مورد نظر می‌باشد و پیاده کردن این موارد در زمینه مورد فعالیت. البته این نکته را هم باید در نظر داشت که هنر غیر از تکنیک و مهارت با مقوله احساس نیز سروکار دارد و هر هنرمندی جدای از ارتقای تکنیک و دانسته های خود باید ارتباط بین این دو مقوله را نیز تمرین نماید.

موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که در کشور اتریش فعالیت دارد، در صدر اهداف خود ایجاد راه ارتباطی بین هنرمندان سراسر دنیا را قرار داده است تا بتوانند با تبادل دانسته های خود و آشنایی با فرهنگ ها و فضاهای سایر سرزمینها به تازه هایی در هنر دست یابند. به یمن همکاری این موسسه و موسسه فرهنگی هنری نوای چنگ فرزانه در ایران، امکان حضور هنرمندان ایرانی در کنسرواتوار دولتی فوارارل برگ در کشور اتریش فراهم آمده است. در حال حاضر ششمین گروه متقاضی شرکت در این دوره ها در شهر برگنز اتریش به سر می‌برند و امروز آخرین روز کلاس خود را پشت سر گذاشته اند و بعد از یک اجرا پرونده این سفر آموزشی را بستند. متقاضیان این گروه که در چهار رشته نوازندگی گیتار، نوازندگی پیانو و نوازندگی گیتار و ویلنسل شرکت کرده بودند و با دستی پر و تجربه ای رضایت بخش سه شنبه راهی کشورمان شدند.»

شجاعی درباره این مرکز آموزشی می گوید:
«کنسرواتوار دولتی فورارل برگ یکی از مهمترین مراکز آموزش موسیقی به صورت آکادمیک در منطقه بودنسی (Bodensee) در شهر فلدکیرش در استان فورارل برگ می باشد. از این کنسرواتوار سالانه در حدود ۴۰۰ دانشجو از کشورهای مختلف در رشته هایی چون: پداگوژی، نوازندگی سازهای کلاسیک، آهنگسازی و رهبری ارکستر فارغ التحصیل می کردند. این کنسرواتوار همکاری مستمر با دانشگاه موسیقی سالزبورگ دارد و مدرک ارائه شده به دانش آموختگان این دانشگاه با دانشگاه سالزبورگ هم ارز است. موسسه نوای چنگ فرزانه در هر سال در سه نوبت مشخص، نسبت به برگزاری این کلاسها در اتریش اقدام می‌نماید که هر دوره شش ماه قبل از برگزاری به اطلاع علاقمندان خواهد رسید. در صورت تمایل هنردوستان و فعالین موسیقی و تشکیل گروه های حداقل پنج نفره امکان برگزاری دوره های کوتاه مدت برای ساز مورد نظر نیز وجود دارد. دوره بعدی در فوریه عازم اتریش خواهند بود که کلاسها برای سازهای ویولن، ویلنسل و پیانو برنامه ریزی گردیده است.»

دژآهنگ: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

مثلا ممکن است از این نوازنده‌هایی که من نام بردم باخ بشنویم ولی هیچ وقت صدای استایل باروکی یا صدای مختص باخ را نشنویم. این مکتب خیلی پرافکت و پر زینت است و تکیه خیلی زیادی به صداسازی‌های مخصوص هارمونیکا دارد که این صداسازی‌ها از طریق مختلفی انجام میدهند. مکتب دوم که خیلی اروپایی‌تر است شامل یکسری نوازنده است مثل: ماریا ولفسبرگر یا ویلی برگر یا جان سباستین یا فرانتس اشمل و خیلی‌های دیگر که اینها برعکس، تکیه‌شان خیلی زیاد روی استایل و تعابیر مخصوص کلاسیک را در نوازندگی شان قطعا می‌بینند.

اینجا دقیقا برعکس اگر باخ می‌شنوید دقیقا باید صدای باخ را بدهد نه چیزی بیشتر. خیلی از این زنیت‌هایی که ما به صورت طبیعی دائم استفاده می‌کنیم در این استایلی که آنها ساز می‌زنند اصلا ممنوع به حساب نمی‌آید. امروز هم نوازنده‌ای اگر دارد ساز می‌زند (که من هم خودم را جزو این گروه قرار میدهم) دیگر مکتبی اضافه نکردیم به هارمونیکا یا اضافه نشده است. در واقع نوازنده‌های امروزی از هر کدام از این مکتب‌ها چیزی به دلخواه و سلیقه شخصی‌شان برمی‌دارند و جزیی از نوازندگی خودشان می‌کنند حتی ممکن است از کسانی دیگر هم بردارند. مثلا تی ال مکس که ما به عنوان بنیانگذار جز نوازی مدرن می‌شناسیم.

بعضی از نوازندگان آکاردئون اعتقاد دارند که آکاردئون نوع تکامل‌یافته سازدهنی است و دیگر نیازی نیست که با سازدهنی نواخته بشود چون یک سازی در دست هست که به صورت تکامل یافته‌تر و با امکانات بیشتر می‌تواند جای سازدهنی را پر کند. آیا شما این گفته را قبول دارید یا احساس می‌کنید تکنیک‌هایی وجود دارد که ساز دهنی می‌تواند اجرا بکند و آکاردئون نمی‌تواند؟

شاید نوع برخورد بعضی از نوازنده‌های هارمونیکا باعث این تصور در نوازندگان آکاردئون شده است. هارمونیکا دارای تکنیک‌ها و افکت‌هایی است که آکاردئون اصلا قادر به انجامش نیست. مثلا شما در آکاردئون نمی‌توانید یک نت را بند کنید یا ویبره ایی که می توان در هارمونیکا ایجاد کرد مثل ویبره‌ زبان، ویبره گلو و ویبرهای دیگر به هیچ وجه نمی شود روی آکاردئون اجرا شود. افکت‌هایی که از تغییر موقعیت فک پائین، زبان، حالت دست روی ساز می شود ایجاد کرد در هارمونیکا به هیچ وجه قابل اجرا روی آکاردئون نیست.

شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

پیش از هر چیز و حتا قبل از ورود به محتوا عنوان بخش دوم، برآورد داریوش طلایی را از کار خودش (یا دقیق تر بگوییم هدف پژوهش اش را) ظاهر می‌کند. همان طور که اشاره شد در تمامی سه پژوهشِ تاکنون منتشر شده از وی، هدف اصلی یافتن نوعی دستور زبان بوده است آن هم نه با هدف صرف تجزیه و تحلیل بلکه به آن امید که شاید بتوان با به سطح خودآگاه کشیدن آن انرژی آفرینشی را در میان نوازندگان موسیقی دستگاهی آزاد کرد و به برخورد متصلب با متن ردیف خاتمه داد (۹).

برای این که ویژگی‌های اصلی کار تحلیلی طلایی به خوبی دیده شود کار را باید نه از تحلیل ردیف که از نغمه‌نگاری ردیف میرزاعبدالله که سال‌ها پیش از آن انجام شده شروع کنیم. اساس کار تحلیلی و گرافیکی طلایی بر نوعی فروکاست یا فشرده‌سازی قرار گرفته است (۱۰).

این دیدگاهی معمول در بین تحلیل‌گران امروزی است که نوعی استخوان‌بندی یا نقشه‌ی اصلی را در موجودیت موسیقایی جستجو می‌کنند که پس از کنار زدن حشو و زوایدِ کار پدیدار می‌شود. طلایی این نوع نگاه را نه فقط در تحلیل به معنای موسیقی‌شناختی بلکه در نغمه‌نگاری‌ای با اهداف غالبا آموزشی هم داشته است و چنین از آن یاد کرده:
«[در این کتاب] از روش تحلیلی‌ای استفاده شده است که که اساس آن مبتنی بر تفکیک اصل از فرع و تغییرپذیرها از ثابت‌هاست. تقطیع جملات و نشان دادن ارتباط آن‌ها نیز به شناخت بهتر جمله‌بندی ردیف و اجزاء آن کمک می‌کند.» (طلایی ۱۳۸۵: پنج)

ریشه‌ی این دیدگاه در باور به تداوم سلسله مراتب مد در سطح ملودی‌ها نهفته است؛ همچنان که در مُد برخی نغمه‌ها مهمتر از برخی دیگر هستند، در ملودی نیز بعضی اجزا از بعضی دیگر بااهمیت‌ترند. اگر چنین باشد پس فروکاست به جوهره‌ی ملودیک کاری بسیار طبیعی است.

افزون بر این، متن گوشه‌های ردیف از دید طلایی دارای اجزای داخلی است. این اجزا نخست در سطح جمله‌بندی خود را نشان می‌دهند و از هم تفکیک می‌شوند. در اینجا گرچه گوشه هنگام نواختن یک ملودی خطی است اما هنگام فراگیری یا تحلیل دیگر به عنوان یک فضای خطی ساده دیده نمی‌شود. یک مقایسه با نت‌نویسی‌های قدیمی‌تر ردیف نشان می‌دهد که حتا تصور گرافیکی پدید آمده از چنین تلقی‌ای هم متفاوت است. در حالی که در آن نت‌نویسی‌ها چشم گوشه را از سر تا ته پیوسته می‌بیند، در اینجا هر گوشه به شکل مفصل‌بندی شده و تفکیک شده دیده می‌شود (۱۱).

پی نوشت

۹- این را که تا چه اندازه چنین کاری از راه پیشنهادی طلایی میسر است به زودی خواهیم دید.
۱۰- در لایه‌های زیرین اکثر روش‌های تحلیلی نوعی نگرش فروکاست‌گرا به موسیقی وجود دارد. در میان تجزیه و تحلیل‌های منتشر شده از موسیقی دستگاهی (اعم از متن خود ردیف یا غیر آن) جز روش محمدتقی مسعودیه که با وسواس از فروکاست می‌پرهیزد (و در برخی نقاط شایستهی عنوان فراافزایشی یا تشریحی می‌شود)، بقیه کم و بیش سطوحی از فروکاست را می‌پذیرند. با وجود این که دست کم بر سر وجود برخی عناصر ساختاری و عناصر تزیینی در ردیف توافق نسبتا عمومی وجود دارد اما گاهی بر سر درستی ذاتی چنین فروکاست‌هایی بحث درمی‌گیرد. (برای آگاهی از بحث مفصل‌تر نک. (صداقت کیش ۱۳۹۱)

۱۱- این نوع نتنویسی را برای نخستین بار در ایران محمدتقی مسعودیه در تجزیه و تحلیل ردیف آوازی محمود کریمی (۱۳۷۶) به‌کار برد و به دنبال او شکل بسیار ساده‌شدهی آن را مجید کیانی در نغمه‌نگاری دستگاه شور.

امینی: امانتداری لازم انجام شده است

اپلیکیشن موزاوی در برنامه‌های مفصل‌تری هم دارد که توضیح آن به درازا می کشد… هنرجوی موسیقی، دانشجوی موسیقی و سرپرست ارکستر اگر قطعه ای را می خواهد، وارد اپلیکیشن می‌شود و مثلا بخش دستگاه چهارگاه را انتخاب می‌کند و لیست تصنیف‌ها را می‌بیند یا دستگاه همایون را انتخاب می‌کند و در کوکی که می خواهد می تواند نت ها را ذخیره کند و استفاده کند.

در این کتاب منتشر شده به نام «خنیاگر آسمانی» چه آثاری از ایشان هست؟ فکر می کنم آنقدر حجم کارهای مجید وفادار زیاد است که کل آنها در این کتاب جای نگیرد!

در این کتاب، ما تعداد مختصری از تصانیفی که در آلبوم هست را قرار دادیم که اصل نت را اسکن کردیم، برای اینکه همه ببینند؛ بعضی از آنها هم به امضای خود مجید وفادار است. تعدادی از شعرها هم هست و تعدادی عکس‌های خانوادگی ایشان و تعدادی احکام رادیویی ایشان.

چند مقاله که در نشریات مختلف و نویسندگان مختلف راجع به مجید وفادار نوشته شده را جمع آوری کردیم و لیستی هم در این کتاب است که ۳۲۰ یا ۳۳۰ اثر او را معرفی می کند. آنهایی که موجود بوده را دقیقا نوشته ایم و مطلع شعرش را نوشته ایم و آنهایی که موجود نبوده مختص است به اثر صوتی ایشان که پیدا نکردیم. با این لیست الفبایی که در این کتاب می‌بینید همه متوجه می‌شوند که اولا چه اثری وجود دارد و چه اثری را باید دنبالش برگردند. ولی آنهایی که وجود ندارد نت اش وجود دارد یعنی ما نت اش را داریم ولی نسخه صوتی آن را نداریم، بعد از اینکه نت شود، بصورت فایل Midi آماده شده و همه می‌توانند آن کار را بشنوند.


در آلبومی که با محمد معتمدی ضبط کرده اید، تنظیم‌ها رو چه کسی انجام داد؟

این کارها چون نت اش وجود داشت و ما نمی‌خواستیم هیچ دخل و تصرفی در این امانتداری اتفاق بی افتد، از دوست عزیز و هنرمند من سعید اردیانی دعوت شد به این پروژه و نت‌ها را بازنویسی کردند و با آن سلیقه مینیاتوری خاصی که سعید جان دارد، یک ریزکارهایی را در آن انجام دادند که کمی کار امروزی‌تر شنیده شود، لازم است تشکر کنم از رضا اسدپور عزیز و آن صدابردار خوب استودیوی محمد معتمدی که دارد این کار را برای ما انجام می دهد؛ آقای معتمدی هم با یک درایت بالا دارد کارها را تمام می‌کند و آثار خوب خوانده شده و تقریبا در مرحله آخرین کارهای مسترینگ اش هستیم و کارها به صورت پارتیتور هم آماده چاپ است.