بایگانی نوشته ها از چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۹به بعد





120x100





120x100





120x100





120x100





120x100





120x100
چاشنی های تانگوی کِرِمر

“ویولونیست جسور با پیاتزولا طعم تازه ای به «چهار فصل» ویوالدی می بخشد.” زمان مهم ترین مسئله برای پیوند دادن معروف ترین قطعه موسیقی کلاسیک - «چهار فصل» ویوالدی - با یادگار فصلی سلطان تانگوی جدید، آستور پیاتزولا (Astor Piazzolla) بود. باید خرسند بود از اینکه گیدون کرمرِ (Gidon Kremer) ویولونیست اولین کسی بود که به این کار پرداخت. کرمر نه تنها استاد برجسته و شناخته شده رپرتوار استاندارد و اسطوره اصلی موسیقی نو است بلکه این نوازنده 53 ساله لاتویایی الاصل به یکی از مفسران ماهر و متعهد پیاتزولا نیز تبدیل شده است.

اندر تعریف موسیقی کلاسیک (III)

با توجه به این مطالب اینگونه نتیجه میگیریم که موسیقی کلاسیک اثری است با صدا هایی توبتو که خود را چون منبعی به گوش شنونده میرسانند و او را از شنونده ای ساده و غریزی به شنونده‌ای خلاق و متفکر که مدام افق های جدید از احساس های درونی را در خود می‌آفریند، تبدیل می‌کند. به همین دلیل است که اثر دارای دامنه زمانی گسترده می‌شود و در عین حال به دلیل فرایندهای حسی پیچیده‌اش طبعا دارای دامنه جغرافیایی محدودتر است.

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (II)

بیچام در سال 1908 به خاطر عدم توافق بر سر مدیریت هنری و به خصوص در مورد سیستم جایگزین از ارکستر سمفونیک جدید جدا شد. بر اساس این سیستم، اگر به نوازندگان ارکستر پیشنهاد پرسودتری می شد آنها می توانستند در تمرین ها یا کنسرت های ارکستر شخص جایگزینی را معرفی کنند. خزانه دار انجمن فیلارمونیک سلطنتی این برنامه را اینگونه توصیف کرد: «نوازنده 1 که شما خواهانش هستید، متعهد می شود که در کنسرت شما بنوازد. اما او نوازنده 2 (که برای شما اهمیتی ندارد) را برای تمرین اول می فرستد. نوازنده 2 بدون آگاهی و رضایت شما نوازنده 3 را به تمرین دوم می فرستد. نوازنده 3 که قادر به شرکت در کنسرت نیست نوازنده 4 را به عنوان جایگزین می فرستد، کسی که شما ترجیح می دادید به او پنج شیلینگ بدهید تا از ارکستر دور بماند».

گفتگویی با آگوستا رید توماس (I)

زمانی که الهه گان هنر بر انسان فرود می آیند، الهام بخشی صورت می گیرد و در این حالت آفرینش هنری به آثاری می انجامد که از مرز زمان فراتر می روند. به نظر می رسد که از لحاظ تاریخی فرایند پایه ای خلاقانه (تعامل عقل، تخیل، احساس و ماده) پایدار بوده و تمام نسل ها را برای بروز واکنش بر اساس فطرت خودشان به چالش کشیده است. این روزها دست یافتن به یک ایده موسیقایی با ارزش و اجرا کردن آن از لحاظ فنی کار آسانی تری نیست، هر چه باشد در غیاب یک رسم معمول این کار دشوارتر نیز می شود.

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

در سال 1911 و 1912 ارکستر سمفونیک بیچام باله روسیِ (Ballets Russes)، سرگئی دیاگیلف (Sergei Dioghilev) را هم در باغ کاونت و در کرولوپر (Krolloper) در برلین به رهبری بیچام و پیر مونتو (Pierre Monteux)، رهبر اصلی دیوگیلوف اجرا کرد. بیچام با رهبری موسیقی جدید و پیچیده پتروشکا (Petrushka) ی استراوینسکی (Stravinsky)، در غیاب مونتو، در حالیکه فقط دو روز قبل به او خبر داده بودند، بدون هیچ تمرینی، توانست تحسین فراوانی را از آن خود سازد.

مارسین دیلا؛ آقای برنده (I)

در سال های اخیر بیش از هر زمان، شاهد برگزاری مسابقات و همایش های موسیقی در زمینه نوازندگی بوده ایم. این مسابقات هنوز نتوانسته اند موافقت همه هنرمندان و دست اندرکاران موسیقی را با خود همراه کنند؛ انتقاداتی از این دست که: “نمی توان همه را با یک سنگ، محک زد”؛ “سلیقه داوران تاثیری انکار نشدنی در انتخاب برندگان دارد” و “کسانی که شایستگی کسب رتبه دارند اما حائز رتبه نمی شوند” بر این مسابقات وارد شده است. با این همه، کسب رتبه در مسابقات معتبر، تاییدی است بر کیفیت کار نوازندگان.

گفتگویی با آگوستا رید توماس (II)

شاید خود موسیقی زنده ترین و فکر بر انگیزترین تأثیر را داشت باشد. البته منظورم موسیقی دوره های مختلف و آهنگسازان متفاوت است که از کودکی مایه شگفتی من شده و ذهن من را پرورش داده اند. من عمیقا عاشق ساخته های باخ هستم به خاطر دقیق بودن، نوآوری شگفت انگیز، شکوه، اصالت و عظمت گستره احساسیش.

مارسین دیلا؛ آقای برنده (II)

سال 2007 را با برگزاری تور موفق کنسرتو آرانخوئز سپری کرد. این تور برای ویلا دستاوردهای مهمی داشت. نویسندگان مختلفی به تمجید از شیوه نوازندگی و درک بالای او از این اثر مشهور قرن بیستم پرداختند. ری بلوم در نشریه The Advertiser این پدیده نوظهور گیتار کلاسیک را این طور توصیف کرد:”…با این که کنسرتو آرانخوئز قطعه ای برای گیتار و ارکستر است، دیلا سازش را همچون یک ارکستر -که شش سیم دارد- می نوازد. او در حالی که گردن سازش را با دست چپ در آغوش گرفته و دست راستش با مهارت کامل مشغول ضربه زدن به سیم ها است، همچون عاشقی است که گونه معشوق را در برابر دارد. نوازندگی و برداشت او از موسیقی ای که می نوازد یادآور در آغوش کشیدنی شهوانی و یا شاید سیلیِ آرامی است، حالتی نوسانی که در هر رابطه {انسانی} وجود دارد….”

about violin design - طرح و مدل (II)

آنچه تا کنون مطرح شد در باب کیفیت و چگونگی ایجاد ساختار یک محصول بود. اما نکته جالب از آنجا آغاز می شود که بخواهیم این سلسله به هم پیوسته را در کنار یکدیگر سامان دهیم تا در نهایت به طرحی قابل استفاده برای خلق مدلی به جهت ساخت در قالب اولیه ویلن منجر شود. در توازی با این اصول لازم، تاریخ نیز ما را همراهی می کند تا که از تنوع اختراعات و اکتشافات علمی وهمچنین تغییراتی که در ساختمان آلات موسیقی رخ داده است مطلع باشیم.

گفتگویی با آگوستا رید توماس (III)

آهنگ های متفاوتی از تمام نقاط دنیا توسط آهنگ سازانی در سن های مختلف و با سابقه های متفاوت به دست من می رسد. بعضی از آن ها را ناشران و بعضی را خود افراد ارسال می کنند. می توان آن ها را در گروه های گوناگونی طبقه بندی کرد. اما بهترین طبقه بندی بر اساس صدای خود موسیقی است. در بعضی از کار ها از «زبان های» محافظه کارانه استفاده شده و در برخی دیگر حالت های تجربه گرایانه به کار رفته است و هر چیزی در حالت بینابینی است.

مصاحبه با جیمز اینس (I)

جیمز اینس (James Ehnes)، ویولونیستِ متولد کانادا اکنون در سن 23 سالگی به یک نوازنده حرفه ای با تجربه تبدیل شده است. فعالیت هایی مانند اولین تکنوازی به عنوان نابغه جوان، شرکت در مسابقه ها، تحصیل در مدرسه موسیقی جولیارد، تحسین منتقدان و ارائه یک سی دی که او را به عنوان جوان ترین نوازنده آثار کلاسیکِ نامزد دریافت جایزه جونو (Juno Awards) متمایز کرد، این نوازنده را به بهترین موقعیت در زمینه کاریش رسانده است.

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IV)

سر جوزف بیچام تحت تأثیر یک سرمایه دار به نام جیمز وات با خرید کاونت گاردن از دوک بدفورد و تأسیس یه شرکت محدود برای اداره ملک به صورت تجاری موافقت کرد. بر اساس قرارداد 6 جولای 1914، سر جوزف متعهد به پرداخت دو میلیون پوند به ازای مالکیت کاونت گاردن شد. او مبلغ اولیه دویست هزار پوند را پرداخت و متعهد شد که باقیمانده را روز یازدهم نوامبر پرداخت کند. اما یک ماه بعد جنگ جهانی اول آغاز شد و محدودیت های رسمی جدیدی برای معامله نقدی مانع تکمیل قرارداد شد. در نتیجه اداره ملک و بازار در عهده کارمندان دوک باقیماند، اما در اکتبر 1916 با مرگ جوزف بیچام شرایط پیچیده تر نیز شد.

راهنمای کوک های مختلف برای سنتور

در ادامه ی مقاله ی “کوک سنتور با استفاده از تیونر” بنا به درخواست برخی از دوستان در زیر جدول کوک دستگاه های دیگر را خواهم نوشت: اگر دوستان آن مقاله را مطالعه کرده باشند می دانند که آنجا فقط از چگونگی کوک در دستگاه شور سخن رفت. در اینجا برای راحتی در درک کوک های مختلف و اختلاف آنها با یکدیگر مبنای کوک را دستگاه شور فرض می کنم و اختلافی که در دستگا ه های دیگر در مقایسه با شور دارند را می نویسم.

خانم ها، ساکت لطفا! (I)

پنجم آذر 1388 یکی از آن روزهایی بود که با تمام وجود از «زن» بودنم، احساس شادمانی کردم؛ زیرا می توانستم به کنسرت هنگامه اخوان بروم. این کنسرت در تالار وحدت فقط برای یک شب یا بهتر بگویم یک «بعد از ظهر» بر پا شد، چون هرچند هم که هوا تاریک باشد، نمی توان ساعت 17 را جزیی از شب دانست. هنگامه اخوان برای هر ایرانی، هر چقدر هم که با موسیقی سنتی بیگانه باشد، با تصنیف هایی چون «موسم گل»، «باز آمدم» و… شناخته شده است.

فقط تصور کن! (I)

گلوله ای درست مغز او را نشانه گرفت؛ گلوله ای که پیش از آن هم انتظارش را داشت. زمانی که جان لنون گفته بود شاید مثل کندی و گاندی به ضرب گلوله کشته شود، شاید بسیاری از مردم در دل به او پوزخند زدند، اما حقیقت آن بود که خود به درستی فهمیده بود تحت کنترل شدید سازمان سی. آی. ای و اف. بی. آی است. سال ها از این ماجرا می گذرد و هنوز ماهیت این ترور به درستی روشن نشد و هنوز بحث بر سر آن است که آیا این گلوله را مارک چاپمن به اراده خود شلیک کرده یا آلت دستی بیش نبوده است؟

ونسا دو رزا، هورن نواز موسیقی فیلم

«درست است که من قبلا موسیقی فیلم های بیشماری را مینواختم اما آن زمان شرایط آنگونه بود. امروزه به خاطر بار سنگین ترافیک نواختن حداکثر دفعات ممکن در روز – معمولا 3 یا 4 جلسه- غیر ممکن است. زیرا در گذشته ما می توانستم در نیم ساعت خودمان را به هرکجا که در لس آنجلس می خواستیم برسانیم. یک روز برای اجرا در استودیویی تماسی با من گرفته شد و قرار شد که من در وقت نهار به آنجا بروم که نزدیک به محل کار صبحم بود. بنابراین تا آن استودیو پیاده رفتم. وقتی وارد شدم دیدم که روی پایه فقط آهنگی با دو نت وجود دارد. از من خواسته شد که آن را قوی بنوازم و من این کار را انجام دادم. سپس پرسیدم که چه چیز دیگری را باید بنوازم و آنها گفتند فقط همین! و این قطعه ضبط شده موفقیت چشمگیری را از آن خود کرد!»

خانم ها، ساکت لطفا! (II)

شاید به علت جوان بودن هنرمندان، ترس از آن بود که نتوانند به خوبی از پس اضطراب صحنه برآمده و قطعه ای را جداگانه بنوازند. البته این علت چندان هم به جا نیست، چون جوان ترین نوازنده این گروه یعنی مرجان راوندی (نوازنده عود- متولد 1368) هم سابقه اجرایی بسیاری دارد و حتی در دانشگاه علمی-کاربردی تدریس می کند

فقط تصور کن! (II)

و اما پل مک کارتنی، دو سال از جان لنون کوچک‌تر بود و مثل او در لیورپول به دنیا آمده بود. او هم مثل جان در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال 1957 لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها 14 سال داشت! در سال 1960 ابتدا ترومپت نواخت و پس از آن به سمت گیتار و پیانو گرایش پیدا کرد.

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هفتم)

جلوه هایی از این سفر ناپیدا در غزل حافظ و قطعه “خاموش” ترسیم شده است. انسان پرسنده در آغاز مانند همگان در رود جاندار و زنده حیات شناور است. رودی که همه فراز و نشیب های روحی را در خود هضم میکند. جلوه های گوناگون حیات در مقدمه شکوهمند آهنگ مستتر است.

about violin design - طرح و مدل (III)

معمولا برای ترسیم هر سازه ای از هندسه و قوانین هندسی استفاده می شود، حداقل در ظاهر عمل اینگونه است. در اینجا نیز شاید تصور شود که هندسه و ریاضیات رل اصلی حل ماجرا را به عهده دارد، ولی پیش از آن باید به این نکته مهم اشاره شود که قبل از ترسیم هر ساختاری، ما در دو وجه اصلی حضور داریم یا در زمانی هستیم که در ابتدای خلق اثر قرار گرفته ایم و یا در این لحظه از زمان.

نباید نگران بود (I)

در میان نظرات مختلف درباره موسیقی صرفا ایرانی می‌شنویم که موسیقی ایرانی بر پایه بداهه پردازی و ساز و آواز شکل گرفته است.اشاره می‌شود به سازگاری این موسیقی با جهان تغزل و امکانات کمترش برای روایت ‌های دراماتیک. از سوی دیگر در تاریخ موسیقی ایران با هنرمندان و جریاناتی روبرو بوده‌ایم که در پی تغییر شکل زیست این موسیقی بوده‌اند. حرکت به سوی ارکستر‌های بزرگ یا روایت‌های داستانی و دراماتیک و پرداختن به هنر متعهد. به نظر شما به عنوان یک محقق چقدر در موسیقی ایرانی فاصله گرفتن از عادت‌های رفتاری و تغییر زیست ممکن است. این تغییر زیست آیا زیبایی شناسی این موسیقی را مخدوش خواهد کرد یا به جهانی تازه ختم خواهد شد.

لئوپاد آئور (III)

هیچ گاه آرشه را بر نمی داشت تا پاساژها را توضیح دهد. اگرچه خود هوادار و استاد تکنیک بود. بنابر ترسی که هنرجویان از سوال پرسیدن از آئور داشتند از یکدیگر سوال میکردند. وی استعدادها را تخمین می زد اما هیچ بهانه ای را برای عدم دقت، بی نظمی و غیبت نمی پذیرفت. وی به وقت شناسی بسیار اهمیت می داد، انتظار داشت هنرجویانش به جزئیات توجه کنند، کلاسهای وی به همان میزان اجراهای رسیتال سخت بودند!

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (V)

در دهه سی قرن بیستم بیچام دوباره توانست مدیریت بخش بزرگی از فصل های اپرای کاونت گاردن را در اختیار خود درآورد. اما از آن جایی که تمایل داشت بر آهنگ سازی تمرکز کند تا مدیریت، وظیفه مدیر هنری را به عهده گرفت و جفری توی (Geoffrey Toye) به عنوان مدیر عامل انتخاب شد.

نباید نگران بود (II)

این درست همان ایرادی است که معمولا در گام اول بروز می‌کند؛ تصمیم می‌گیریم که موسیقی ایرانی را با یک زمینه‌ی دراماتیک و شاید با متنی که کمتر تاکنون همراه آن بوده به هم بیامیزیم اما نه بیان تکنیکی متحول شده و نه مفاهیم زیباشناختی، موسیقی همان است که بوده. این ایراد عمده‌ای است که در اغلب تلاش‌های اینچنینی دیده‌ایم. در واقع وقتی به قول شما صحبت از تغییر «زیست» نوعی موسیقی است (من واژه‌ی زیست را که شما به کار بردید به عنوان استعاره‌ای برای طیفی از تغییرات فرض می‌کنم) انتظار داریم موسیقی نیز برای هماهنگ شدن با شرایط زیست جدیدش لااقل کمی تغییر کند اما اغلب چنین نمی‌شود.

گفتگو با زوکرمن (I)

درست است که زوکرمن تازه شصت ساله شده اما این نوازنده بین المللی در اعماق وجودش همچنان همان نوازنده مشتاقِ آتش افروزیست که مخاطبان در تمام نقاط دنیا از سال 1961، پس از اولین اجرایش به عنوان یک ویولونیست نابغه، شناخته اند و تحسین می کنند. او اکنون دارد لندن را نیز از این شور و اشتیاق بهره مند می کند.

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

بیچام با نزدیک شدن تولد شصت سالگیش تصمیم گرفت که یک سال از دنیای موسیقی فاصله بگیرد و تعطیلاتش را در یک کشور آفتابی سپری کند. اما شروع جنگ جهانی دوم در 3 سپتامبر 1939 برنامه های او را به هم زد و در عوض مجبور شد برای تضمین آینده ارکستر فیلارمونیک لندن که حامیانش پشتیبانی مالی خود را با اعلام جنگ قطع کرده بودند، مبارزه کند.

فقط تصور کن! (III)

جان لنون با یوکو اونو هنرمند آوانگارد ژاپنی و پل مک کارتنی نیز با لیندا ایستمن عکاس موسیقی راک ازدواج کردند. از آن سو، جورج هریسون که شعر هم می‌گفت در مقابل قدرت و نفوذ لنون و مک کارتنی احساس ضعف می‌کرد.

نباید نگران بود (III)

تا آنجا که شناخت من از نمونه‌های موجود اجازه‌ی اظهار نظر می‌دهد بیشتر تلاش‌های صورت گرفته در این زمینه به تغییر در عادت‌های مربوط به متن می‌پردازند و با پرسش‌های بنیادینی که گفتم مواجه نمی‌شوند، بلکه بیشتر با پرسش‌هایی از این قبیل سروکار دارند که: «آیا تغییر متن برای ایجاد تغییرات بنیادی در حالت عمومی موسیقی کافی است؟»، «آیا برای تغییر دادن متن لازم است تکنیک‌های موسیقایی دیگری به کار بگیریم؟»، و … از همین جا می‌توانیم ببینیم که اگر این روند در طول زمان گسترش پیدا کند مجموعه‌ای از این پاسخ‌ها و جمعی از آثار موسیقی زیربنای زیباشناختی و تکنیکی لازم را آهسته آهسته تکمیل خواهند کرد.

گفتگو با زوکرمن (II)

«خیلی زود به من فهمانده شد که اگر خودت را وقف یک برنامه منظم بلند مدت نکنی، به جایی نخواهی رسید و می دانید چه شد؟ این اتفاق افتاد. بله، من در خیابان های نیویورک چیزهایی آموختم. باور کنید که من خیلی خوش شانس بودم که آن اطلاعات را از محیطم جذب می کردم و نه از کتاب های درسی. بیشتر از اینکه در کلاس های مزخرف درس حاضر شوم در تمرین ها و کنسرت ها شرکت می کردم. نمی توانستم سر کلاس بشینم. [یک حس] بسیار بسیار وحشتناک داشتم… واقعا نمی توانم تحمل کنم که کسی بخواهد معنی “دو ضربدر…” را توضیح بدهد، برایم مهم نیست. این چیزی نیست که من دنبالش هستم. مشروط شدم چون بر اساس برنامه کلاس درس نمی خواندم.»

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (II)

اگر ما یک صفحه نازک را جایگزین یک جسم ارتعاش دهنده ساده مثل نوار لاستیکی یویو کنیم و سپس حساسیت ارتعاشی نقطه حرکت را اندازه بگیریم به عدد بزرگی در اوج رزونانس دست خواهیم یافت. هر رزونانس با مواردی چون، فرکانس، سطح و bandwidth هر نقطه اوج قابل توضیح دادن می باشد ( تصویر 2-1). یک منحنی کامل از حساسیت ارتعاشی نقطه حرکت را می توان با داشتن سه اندازه از تمام رزونانس ها ترسیم کرد. در حقیقت، یک صفحه ویلن دارای سیستم چند رزونانسی است که دارای تعداد بی شماری نقاط اوج می باشد.

فقط تصور کن! (IV)

موسیقی بیتل ها عین تناقض بود: تلفیقی بی بدیل از شور و هیجان، نوآوری و در عین حال جدیت. شعرهای بیتل ها با محتوا بود، اما در عین حال شوری در شنونده ایجاد می کرد که پلیس مجبور می شد هربار برای حفظ امنیت اعضای گروه و تماشاگران تدابیر امنیتی خاصی را در نظر بگیرد.

RSS / XML