گفتگوی هارمونیک یکساله شد

سلام،

سال گذشته ۱۶ فروردین ماه بود که “گفتگوی هارمونیک” را راه اندازی کردیم و در کنار سایر وبلاگ ها و سایت های فارسی زبان در حد و توان خود سعی به گسترش آگاهی علاقمندان به موسیقی در این زمینه نمودیم. کار خود را با یک وبلاگ ساده شروع کردیم و با زبانی ساده وارد محفل گرم دوستداران موسیقی روی اینترنت شدیم.

محبت و همکاری صمیمانه دوستان (وبلاگهای) جدیدی که پیدا کردیم، اراده ما را برای ارائه بهتر مطالب موسیقی روی اینترنت را محکم تر کرد بطوریکه در طول یکسال گذشته روزی نبود که حداقل یک مطلب جدید در سایت قرار ندهیم و اینگونه

بود که امروز بیش از ۴۰۰ صفحه مطلب در زمینه موسیقی تهیه شده و در اختیار علاقمندان به این هنر روح نواز قرار گرفته است.

هرگز سعی نکردیم خود را محدود به اینترنت نماییم و تا آنجا که در توان بود به فعالیت در زمینه های مرتبط در دنیای واقعی نیز پرداختیم، از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

ثبت انجمن “دوستداران فرهنگ و هنر ایران” با همکاری دوست عزیزی که از طریق همین سایت با او آشنا شدیم.
برگزاری همایش گرایش نو به ساختار نی
حضور در رخداد های مهم موسیقی در کشور و تهیه گزارش از آنها مانند
نقد ردیف علی اکبر شهنازی
،
جشنواره موسیقی فجر
و …
مصاحبه حضوری با دست اند کاران موسیقی کشور و تهیه گزارش از آنها.
( به صفحه مصاحبه و گفتگو مراجعه شود.)

بحث و گفتگوی حضوری با دوستان علاقمند به موسیقی.

حقیقت آن است که افزایش روز به روز تعداد بازدیدکنندهای سایت، ارسال مقالات توسط دوستان، انتقادات مفید و توضیحات تکمیلی شما در لا به لای مطالب سایت، ما را برآن داشته تا در سال جدید فعالیت های خود را گسترش دهیم. لذا در نظر داریم

علاوه بر ادامه روند کنونی فعالیت سایت، موارد زیر را نیز در برنامه کاری خود داشته باشیم :

فعال کردن رسمی انجمن “دوستداران فرهنگ وهنر ایران”.
تحقیق و پژوهش در باره استاندارد انواع سازهای غربی و ایرانی و به دنبال آن سعی در رسیدن به استانداردهایی برای سازهای ایرانی با همکاری اساتید موسیقی کشور.
همکاری با اساتید موسیقی کشور برای برگزاری مسترکلاسهای موسیقی.
گردآوری مطالب و مقالات آموزشی در زمینه موسیقی بصورت کتاب.

و ایمان داریم تا زمانی که شما در کنار ما هستید توانایی رسیدن به این اهداف را خواهیم داشت و در این راه از شما می خواهیم که مانند همیشه ما را مورد لطف و عنایت خود قرار داده و با انتقادها و تذکرات خود “گفتگوی هارمونیک” را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایید.

با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما

گفتگوی هارمونیک

ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

پاول آنکا در اواسط دهه ۶۰ متوجه شد که با ظهور گروههایی چون بیتلز ، سلیقه عمومی دچار تحول شده است و محبوبیت او رو به کاهش است. درواقع او در فاصله

سالهای ۶۹-۶۲ تنها سه ترانه بسیار موفق داشت A Steel Guitar and a Glass of Wine، ‘Eso Beso و Ogni Volta که این آخری از فروشی میلیونی در ایتالیا

برخوردار شد.

در این زمان آنکا به جای اینکه در قصر پر افتخار خود استراحت کند، تصمیم گرفت که بازار موسیقی بزرگسالان را در دست بگیرد. قبل از هرچیز یک برنامه سولو تدارک دید و برای

اجرای آن کلوب مشهور و سطح بالای کوپاکابانا (Copacabana) را در نظر گرفت. سپس او در یک اقدام انقلابی دیگر به کمپانی RCA رفت و حقوق تمام آثار قدیمی خود را

خریداری کرد و از پخش مجدد آنها به ثروت فراوانی دست پیدا کرد.

او همچنین کار خود را با شرکت در تعداد دیگری فیلم سینمایی، متنوع تر کرد که فیلم مشهور و پر ستاره “طولانی ترین روز” (The Longest Day) یکی از آنها است و آنکا موسیقی

متن این فیلم را هم ساخته و اجرا کرده است که این موسیقی کاندیدای جایزه اسکار شده است.


audio file
Paul Anka & Peter Cetera , Hold Me Til The Morning Comes

آنکا سپس با متمرکز شدن بر کار ترانه سرایی، اشعار ترانه My Way را برای فرانک سیناترا (Frank Sinatra) روی ملودی یک ترانه فرانسوی به نام Comme d’habitude

گذاشت که یکی از موفق ترین ترانه های دهه ۶۰ سیناترا بوده و نوعی بیانیه فلسفی دوران کاری او در آن زمان به شمار میرود. ترانه She’s a Lady ساخته پل آنکا برای تام جونز

Tom Jones هم یکی از ترانه های بسیار موفق سال ۷۱ بود.

سالهای لاس وگاس و تلویزیون

آنکا در حدود سی سالگی به عنوان خواننده اشعار عاشقانه، به صحنه بازگشت و بیشتر بر مضامین بسیار احساساتی متمرکز شد. در این دوره کار او بر برنامه های لاس وگاس متمرکز

بود که از سال ۷۱ به آن پرداخته بود و در ابتدا ۶ تا ۸ هفته در سال در سزار پالاس (Caesar’s Palace) برنامه اجرا میکرد. او یکی از اولین خوانندگان پاپ بود که در لاس وگاس

برنامه اجرا کرد و مجری چند برنامه تلویزیونی از جمله Hullabaloo و برنامه های ویژه شبانه و مصاحبه های اختصاصی تلویزیونی شد.

آنکا همچنین برای برنامه The Tonight Show که یکی از پر طرفدار ترین و دیرپا ترین برنامه های تلویزیونی که حدود سی سال است بی وقفه در آخر هفته ها پخش میشود، موسیقی

متن ساخت و میگویند این موسیقی تا کنون چیزی در حدود ۱٫۴ میلیون بار پخش شده است.


audio file
Paul Anka – My Way

ترانه های پل آنکا در طی این دوران کم نیستند و تقریبا همه آنها آثاری موفق بوده اند. از جمله این آثار میتوان به آلبومهای Buddah در سال ۷۱، Fame در سال ۷۳ و ترانه های

Having My Baby و One Man Woman – One Woman Man هردو با همراهی اودیا کوتز (Odia Coates) خواننده آمریکایی (۱۹۹۱- ا۱۹۴۲) این همکاری منجر به

حضور هر سه ترانه آنها را در فهرست Top 10 شد که برای آنکا موفقیتی بسیار عالی به شمار می آمد چرا که در ده سال، این اولین حضور مجدد او در Top 10 به شمار میرفت.

پس از سال ۷۵، آنکا کار در زمینه تولید صفحه را کمتر کرد و فاصله عرضه آثار جدید خود را بیشتر کرد. او در سال ۸۳ ترانه موفق Hold Me ‘Til the Morning Comes و در

سال ۹۶ آلبوم اسپانیایی Amigos که به همان اندازه موفق بود را منتشر کرد.

گفتگوی هارمونیک

خالقى از زبان خالقی – ۱

در سال ۱۲۸۵موقعی که پدرم میرزا عبد الله خان در کرمان منشی فرمانفرما؛ والی ایالت بود به دنیا آمدم. هنوز چند ماهی از تولدم نگذشته بود که ماموریت پدرم به سرآمد و با اوبه

تهران مراجعت کردیم.

سالهای اولیه دوران کودکی را درست به خاطر ندارم ولی از سن پنج، شش سالگی را خوب به یاد می آورم که در همان خانه با مادر، خواهرو برادر بزرگترم

زندگی می کردیم و در همین هنگام بود که مرا هم مانند خواهرم (مخلوقه) و برادرم (کریم) به مدرسه آمریکایی فرستادند.

پدرم اغلب اوقات در مسافرت بود ولی هر وقت به تهران میی آمد، مجلس انسی با چند تن ازدوستان خود داشت که همگی اهل ذوق وموسیقی بودند؛ به طوری که خود میگفت مدتی نزد آقا

رضاخان داماد میرزا حسینقلی و زمانی پیش خود میرزا و چندی هم در کلاس درویش خان ساز زده است. پدرم ذوق فلاحت بسیارداشت وبه همین دلیل به راهنمایی میرزاغلامرضای

شیرازی که ما او را (عمو جان) صدا میکردیم، باغ بزرگی بیرون دروازه قزوین خرید و ما به آنجا انتقال یافتیم. تقریباً ازهمان موقع بود که من به تصنیف های عارف علاقه مند شدم وآن

را در کتابچه ای نوشته بودم وازبس که آن را خواندم همه را از برشدم.

بعد ازچندی پدرم به مسافرت رفت و بعدازآنکه مدت دو سال ازسفرش گذشت ماراهم به شیراز خواست. رفتن ما به شیراز مدت بیست روز به طول انجامید وبا وجود اینکه من بعد از آن

سفر شهرهای زیادی را طی نمودم؛ ولی هیچ شهری به اندازه شیراز برایم جالب و دیدنی نبود. بهترین تفریح و بازی من اسب سواری بود. در آن دوره از روزگار دفتر پدرم در ارک

دولتی بود. بعضی از روزها از سر راه مدرسه به آنجا میرفتم واز پدرم خط میگرفتم و مشق مینوشتم. یک روز فراشباشی بیچاره ای را که تقصیری برگردن داشت آورد و روی گلیم پاره

ای خوابانید وپایش رابه فلک بست و فراشهای دیگرپای اورابا همان ترکه ی آب خورده زدند.

مقصر فریاد میزد : غلط کردم به جان حضرت والا دیگه از این کارها نمیکنم. تو را به خدا بگوئید مرا ببخشند.

از پدرم پرسیدم : تا کی او را میزنند؟

پدرم پاسخ داد : بروخودت را بینداز جلوی پای حضرت اقدس.

گفتم : میترسم بگویند مرا هم بزنند.

گفت : توبچه ای شاید دلش بسوزد و از تقصیراو بگذرد. من هم فوراً خود را جلوی پای او انداختم.

گفت : روح الله چه میخواهی؟

گفتم : قربان لطفاً او را ببخشائید.

چند لحظه ای صبر کرد و به پدرم گفت که به این مردیکه بگو دیگر از این غلطا نکند.

پدرم هم فوراً گفت : حتماً قربان؛ قول میدهد.

هنوز تابستان۱۳۰۰ به پایان نرسیده بود که به تهران برگشتیم. دختر عمه ای داشتم که شوهرش کمانچه خوب می زد و او زیاد به منزل ما می آمد. وقتی که او کمانچه میزد من در گوشه

اطاق مینشستم وخیره به انگشتان میرزا رحیم خان کمانچه کش می شدم. درواقع این کمانچه کش ازاولین مربیان موسیقی من بوده است.

یک روز بر حسب دعوت پدرم میرزارحیم کمانچه کش به باغ ما آمد. وقتی مجلس تمام شد پدرم به میرزارحیم خان گفت: روح الله خیلی به موسیقی علاقه مند است، خوب است حال درس ساز را از شما بیاموزد ومدتی را نزد او تعلیم گرفتم. روزی ازسید علی خان، دایی نور علی برومند پرسیدم، بهترین استاد ویلن کیست که من از هنرش کسب فیض کنم؟ گفت: اگر حقیقت را بخواهی کار باید به شیوه صحیح علمی باشد، من علینقی خان وزیری را به شما پیشنهاد می کنم که باید در روزهای آتی مدرسه اش دایر شود. هرگاه مدرسه اش افتتاح شد نزد او برو و وقتت را تلف نکن. من هم با این وعده به انتظار باز گشایی مدرسه وزیری روز شماری میکردم.

Richard William Wright I

ریچارد ویلیام رایت در ژولای سال ۱۹۴۵ در شهر لندن بدنیا آمد. خانواده او که شامل پدر، مادر و دو خواهر می شد از وضعیت رفاهی خوبی

برخوردار بود.

پس از پایان تحصیلات ابتدایی در سن ۱۷ سالگی برای ادامه تحصیل به کالج معماری رفت و در آنجا بود که با یک نوازنده گیتار بیس بنام راجر واترز (Roger

Waters) و یک نوازنده درامز بنام نیک میسون (Nick Mason) آشنا شد. آنها در همان کالج یک گروه موسیقی برپا کردند و پس از گذشت شش ماه نوازنده گیتار سید برت (Syd

Barrett) را به جمع خود پذیرفتند.

ریچارد راجع به این موضوع می گوید : “این خیلی عالی بود که سید به گروه ما ملحق شد. تا قبل از او ما مجبور بودیم فقط R&B کلاسیک اجرا کنیم، چرا که در آن زمان همه از

گروههای موسیقی این انتظار را داشتند. اما من هیچ وقت از R&B خوشم نمی آمد و برعکس از موسیقی Jazz لذت می بردم.”

“اما از هنگامی که سید وارد گروه شد جهت کار گروه هم تغییر کرد و به سمت بداهه نوازی (Improvise) برای گیتار و کیبرد در آمد. راجر هم از بیس برای نواختن ملودی و لید

(Lead) استفاده کرد و من هم به آرزویم رسیدم و توانستم بیشر احساسات کلاسیک خودم را در گروه معرفی کنم.”


audio file
قسمتی از بداهه نوازی رایت در قطعه San Tropez از آلبوم Meddle

همکاری این گروه قبل از آنکه سید برت نام پینک فلوید را انتخاب کند تحت عناوینی چون Meggadeaths، Sigma 6، Abdabs … و The T-Set ادامه داشت تا اینکه سید از

روی نام دو تن از موسیقیدانان محبوب بلوز بنامهای پینک اندرسن (Pink Anderson) و فلوید کانسیل (Floyd Concil) نام پینک فلوید را برای گروه انتخاب کرد.

با تجاربی که بدست آوردند و کسب اعتماد بنفس بیشتر بتدریج R&B را ترک کرده و شروع به ساخت موسیقی هایی بداهه و افسانه ای نمودند.

در سالهای اولیه شکل گیری گروه، سید برت بعنوان آهنگساز و ترانه سرا نقش رهبری گروه را بعهده داشت بطوری که در کارهای اولیه گروه یعنی دو آهنگ Arnold Layne و See

Emily Play و یک آلبوم The Piper تقریبا” همه کارها توسط سید برت انجام شده بود. سال ۶۷ پس از بدست آوردن دو رتبه Top20 برای تک آهنگ و یک رتبه Top10 برای

یک آلبوم پینک فلوید آماده طی کرده مسیر ترقی بود.

اما اعتیاد او به LSD باعث شد تا بتدریج ضمن ارائه رفتارهای غیرعادی بتدریج از فعالیت های گروه کنار گذاشته شود بگونه ای که در سال ۱۹۶۸ رسما” با نوازنده دیگر گیتار لید،

دیوید گیلمور (David Gilmour) جایگزین شد.


audio file
Apples and Oranges

Apples and Oranges از نمونه کارهایی بود که پس از The Piper به همت ریچارد رایت تهیه شد، در طرف دوم این کار قطعه Paintbox با صدای ریچارد رایت قرار داشت.

همچنین کار تکی دیگری بنام It would be so nice در این زمان از ریچارد رایت بود. آلبوم بعدی A Saucerful of Secrets بود که دو آهنگ آن توسط ریچارد رایت تهیه شده

بود.

گفتگوی هارمونیک

موسیقی برنامه ای – سوئیت

در ادامه بحث راجع به موسیقی رمانتیک جا دارد که به موسیقی برنامه ای و سوئیت هم اشاره ای داشته باشیم. در دوران رمانتیک اتفاق جالبی رخ داد و آن مشارکت هنرهایی چون موسیقی، نقاشی و ادبیات برای خلق آثاری هنری مشترک بود. نتیجه چیزی جز موسیقی ای نبود که به اجرای یک نمایش یا بیان یک داستان مشغول باشد.

اغلب هنرمندان دوران رمانتیک

به نوعی نگرش یگانگی و وحدت هنرها رسیده بودند، از شواهد این ادعا می توان به سرودن شعر توسط موسیقیدانان و سرودن شعر موسیقایی توسط شاعران اشاره کرد.

این سبک از موسیقی که در مقابل موسیقی محض (Absolute Music) بوجود آمد را می توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد. اول Programme Symphony یا همان سمفونی های

برنامه ای، مانند سمفونی پاستورال بتهوون. هرچند قبل از این دوران افرادی چون ویوالدی نیز ناآگاهانه کارهایی از این نوع موسیقی تصنیف کرده بودند اما حضور مشخص آن به دوران

رومانتیک بر میگردد. این نوع موسیقی در چند موومان اجرا می شود و بعنوان مثال بطور کامل به تشریح یک داستان یا یک موضوع می پردازد.


audio file
Beethoven, Symphony No.6, Op.68, Allegro


audio file
Beethoven, Symphony No.6, Op.68, Andante

حالت دوم “Concert Overture” یا اورتورهای کنسرت می باشد که شامل یک موومان از موسیقی برنامه ای برای ارکستر می باشند و به مراتب کوتاه تر از نوع اول هستند. برای مثال

می توان به اورتور رومئو و ژولیت (Romeo and Juliet) از چایکوفسکی اشاره کرد.


audio file
Tchaikovsky, Romeo and Juliet

و در آخر باید از پوئم سمفونیک (Symphonic Poem) نام برد که فرانتس لیست را می توان بعنوان پایه گذار این سبک از موسیقی به حساب آورد. این نوع از موسیقی معمولا” در یک موومان اجرا

می شود و موسیقی در آن سعی می کند شنونده را به سمت یک ایده هنری معمولا” شعر سوق دهد. علاوه بر کارهای لیست در این زمینه مانند پویم سمفنیک شماره ۱۰ – هملت

(Hamlet) می توان به سرزمین پدری از اسمتانا و… نیز اشاره کرد.


audio file
Liszt, Symphonic Poem #10 – Hamlet


audio file
Smetana, My Fatherland

همچنین به قطعه بسیار «معروف شبی بر فراز کوه سنگی» (A Night On The Bare Mountain) از موسورگسکی (Mussorgsky) موسیقیدان

روس گوش کنید و دقت کنید که چگونه نام بلند این قطعه که یک پوئم سمفونیک است موسیقی را تحت اشعاع خود قرار می دهد.


audio file
A Night On The Bare Mountain

قطعاتی که در این مطلب آورده شده است را یکبار دیگر گوش کنید و مثلا” با یکی از پیانو کنسرتوهای موتسارت مقایسه کنید. بوضوح خواهید دید که موسیقی برنامه ای کاملا” توانایی

القای یک موضوع خاص و مشخص را به ذهن شنونده دارا می باشد در حالی که موسیقی محض چنین خصیصه ای ندارد.

اما سوئیت (Suite) نیز از جمله فرم هایی است که در دوران رمانتیک شکل گرفت. در این دوران برخی از انواع موسیقی ها برای اجرا در نقاط یا مراسم خاصی تهیه می شدند. مانند باله دریاچه قو، زیبای خفته و فندق شکن از چایکوفسکی و… هنگامی که تعدادی از این قطعات با هم اجرا شوند به نتیجه این کار سوئیت می گویند. این امکان نیز وجود دارد که برای اتصال قطعات به یک دیگر مدولاسیون یا تغییراتی در ابتدا و انتهای قطعات داده شود.

گفتگوی هارمونیک