پرفروش ترین ترانه دیسکوی تاریخ

اولین حضور بانی ام در آلمان با اجرای ترانه “Daddy Cool” در برنامه تلویزیونی “Musikladen” که در آن زمان برنامه ای مهم و مشهور بود، در ۱۹۷۶ به وقوع پیوست. پس از این حضور تلویزیونی، فروش این ترانه به تعداد باورنکردنی ۱۰۰٫۰۰۰ نسخه در هفته رسید!

پس از آن آلبوم Take The Heat Off Me نیز فروش خوبی داشت و در جولای ۷۶ ترانه Daddy Cool اولین ترانه اول بانی ام در فهرست آلمان شد. همان سال پس از موفقیت

Daddy Cool، گروه با اجرای تازه ای از ترانه Sunny از Bobby Hebb مجددا به موفقیت فراوان رسیده و این ترانه به مقام اول المان و انگلستان رسید.


audio fileBony M – Dady Cool

داستان ترانه Ma Baker که درباره یکی از جنایتکاران آمریکایی (مامان- ما- بیکر و پسرانش) است توسط یکی از کارمندان فاریان در یک کتاب پیدا شد و فاریان که ابتدا مایل بود

ترانه ای در باره جان دیلینجر (John Dillinger)، گانگستر دیگر آمریکایی بسازد، اما کارمندش او را راضی کرد تا به جای آن داستان Ma BaRker را انتخاب کند و نام او را هم به

Baker تغییر دهد تا قافیه بهتری داشته باشد.

فاریان در نهایت راضی شد و موفقیت بی نظیر این ترانه – ۸ میلیون کپی در جهان – آن را به عنوان پرفروش ترین ترانه دیسکو تاریخ ثبت کرد. تک ترانه بعدی “Belfast” با صدای

قوی مارسیا برت بود و به عنوان پر طرفدارترین موسیقی شنوندگان رادیو انتخاب شد. نکته جالب در این گروه این بود که در واقع فقط لیز و مارسیا میتوانستند بخوانند و فاریان خودش به

جای بابی فارل و میزی ویلیامز میخواند و بعد از موفقیت گروه دیگر ابایی از اظهار اینکه به خوبی میتواند صدای زنانه را تقلید کند نداشت.

صدای این دو عضو گروه فقط در ترانه هایی که به کر قویتر نیاز داشت شنیده می شود. البته ناگفته نماند که اجراهای زنده آنها واقعا زنده بود و از یک گروه خوب پس زمینه نیز استفاده

میکردند. چرا که اولین اجرای زنده آنها که با صدای از پیش ضبط شده بود، یک شکست کامل بود و مدت زمانی لازم بود تا آنها بتوانند مجددا موقعیت خود را بین منتقدین به دست

بیاورند.

در ماه مه ۷۷ ترانه “Ma Baker” و “Belfast” در فهرست Top 10 اروپا بودند و در سال بعد با ترانه های “Rivers of Babylon”

و “Brown Girl in the Rain” موفق شدند تا

عنوان دوم را به عنوان پر فروش ترین تک ترانه های تاریخ فهرست بندی انگلستان را کسب کنند. جوایز فراوانی که در این دوره نصیب گروه شد آنها را در فهرست محبوب ترین

گروههای پاپ اروپا قرار داد.از جمله این جوایز می توان به “Golden Otto” از مجله موسیقی “BRAVO”، “Golden Europe”
، “Golden Lion” و صفحه های طلایی و پلاتینی از

کمپانیهای متعدد ضبط صفحه اشاره نمود.

منظره صوتی

اگر به یک نقاشی یا منظره نگاه کلی داشته باشید، متوجه خواهید شد قسمت های مختلفی که می بینید از زوایای متفاوت با هم بالانس هستند و به نوعی به یکدیگر در زیبا سازی

مجموعه کمک می کنند …

در موسیقی نیزشما می توانید به همین گونه با یک نگاه کلی، شدت و ضعف اصوات در قسمتهای مختلف یا تغییرات تمپو، خشونت یا مهربانی لحن و … را احساس کنید و تشخیص دهید

که آیا در مجموع این قطعه زیبا هست یا خیر، حتی اگر در موسیقی تخصص نداشته باشید. نگاه کلی به مجموع این صفات حسی را به شما منتقل می کند که به آن “Soundscape” گفته

می شود، همانند لغت “Landscape” که چشم انداز یک منظره است.

به بیان دیگر به منظره صوتی ای که در اثر تغییر صفات مختلف صدا در موسیقی ای که شما می نویسید یا اجرا می کنید بوجود می آید چشم انداز صوتی یا همان “Soundscape” گفته
می شود.

نقاشی صوتی
یک نقاش با برداشتن قلم موی خود و سایر ابزارهای نقاشی و استفاده از آنها، یک اثر هنری بنام نقاشی را خلق می کند و شما بعنوان یک نوازنده یا آهنگ ساز با استفاده از ساز خود و

انتخاب ملودی، ریتم ، نوانس و …. دقیقا” همان کار را انجام می دهید، با این تفاوت که شما یک نقاشی صوتی خلق می کنید.

با این ایده که موسیقی را به نقاشی تشبیه کنیم، می توان همواره در ذهن خود به زیبایی موسیقی و معانی قسمت های مختلف آن اندیشید و در صورت لزوم آنها را تغییر داد و یا اگر اجرای

بداهه می کنیم برای زیبا سازی بیشتر قبل از اجرا، در ذهن به آنها رسیدگی کنیم.

Landscape
این هم یک منظره از نور می باشد اما شاید اظهار نظر راجع به زیبایی آن در افراد متفاوت باشد.

عوامل موثر بر زیبایی و برتری زیبایی شناسی بصری
چه چیز یک منظره را زیبا می کند؟ در مورد نقاشی یا عکاسی موضوع تا حدی ساده و قابل لمس می باشد از ترکیب متعادل رنگها، کنتراست نور استفاده طبیعی از خطوط و سطوح
و … در این مورد حتی شما با وجود آنکه ممکن است متخصص در نقاشی یا عکاسی نباشید می توانید از نقاشی یا عکس مورد نظر ایراد بگیرد و یا آنرا تحسین کنید. (یعنی دقیقا” مواردی

که احساس شما به هنگام مشاهده به شما القا می کند را بازگو کنید)

در ارتباط با موسیقی نیز همین گونه است شما می توانید تشخیص دهید که از یک موسیقی احساس خوش آمدن می کنید یا نه؟ اما اگر بخواهند راجع به پارامترهایی که باعث خوب بودن می

شوند صحبت کنید موضوع دشوار می شود.

دلیل اصلی برتری توانایی بصری اغلب ما در تشخیص زیبایی نسبت به توانایی سمعی تجربه بیشتر حس بینایی در طول زندگی و الگو گرفتن از طبیعت می باشد. وجود مناظر زیبای

طبیعی ما را تا حد زیادی با زیبایی شناسی بصری آشنا کرده است، حال آنکه در مورد حس شنوایی اینگونه نیست. به این موارد دقت کنید :

– همانگونه که گفتیم معادل با “Landscape” به معنی چشم انداز یا دورنما در هنرهای بصری، در موسیقی لغتی بنام “Soundscape” داریم که منظره صوتی کل موسیقی را تشریح می

کند.

– نقطه، خط و سطح که از عوامل اصلی ساخت یک نقاشی می باشد را می توانید با نت در موسیقی مقایسه کنید.

– فواصل (یا زوایای) میان نقاط، خطوط و سطوح مختلف در نقاشی را می توان با همان فاصله موسیقایی مقایسه کرد و یا بزرگی و کوچکی سطوح با بزرگی و کوچکی ارزش نت ها و

– در ارتباط با کمیت های کیفی تر می توان سطوح صاف یا زبر و خشن در نقاشی را به جملات نرم، ملایم یا خشن تعبیر کرد و یا حتی دقیقتر به ملودی هایی که حالت استکاتو

(Staccato) یا لگاتو (Legato) دارند.

– چگالی حضور عوامل نقاشی در یک قسمت از یک منظره می تواند به وجود کم یا زیاد نت های موسیقی در قسمتی از یک قطعه تشبیه شود.

خلاصه آنکه شما می توانید موارد زیادی را برای ایجاد یک تناظر – که لزوما” یک به یک نمی باشد – میان یک چشم انداز تصویری و یک چشم انداز صوتی ایجاد کنید و با استفاده از

دانش تجربی ای که برای شناخت زیبایی یک چشم انداز تصویری دارید، قطعه موسیقی ای بسازید یا بنوازید که چشم انداز صوتی زیبایی دارد. اما چه گونه ؟

ناهماهنگی رایحه عصیانگری

به گفته خودش : “در فرهنگ لغت نوشته است که هماهنگی یا Consonance، ترکیب چند نوای مختلف و به وجود آوردن یک واحد هارمونیک است. ناهماهنگی یا

Dissonance، نتیجه ایجاد اختلال در این هارمونی است که با وارد کردن آواهای نامربوط به این مجموعه ایجاد میشود. من باور دارم که این تعریف واضح نیست. از زمانی که این

لغات در گنجینه لغوی ما وارد شده است، لغت “ناهماهنگی” حامل رایحه ای عصیانگرانه است.”


audio fileFire Bird Suite

“اجازه بدهید ما هم فانوس خودمان را روشن کنیم وتعریف خودمان را ارائه دهیم. در کتابهای درسی ما آمده است، ناهماهنگی یا Dissonance یک عنصر یا مرحله انتقالی است، یک

مجموعه یا یک وقفه آوایی است که به خودی خود کامل نبوده و برای رسیدن به مرحله ای که به گوش خوش بیاید، باید به یک هماهنگی یا consonance کامل مبدل شود.”

سالهای همکاری با باله روس در فرانسه
ایگور استراوینسکی، غالبا به عنوان یک چهره انقلابی در موسیقی شناخته شده است. اما بررسی آثارش نشان میدهد که او بیشتر در مسیر تحول و تکامل سیر میکرده تا انقلاب و

دگرگونی. شاید هیچ آهنگساز دیگری در قرن بیستم – یا هر زمان دیگری – تا این حد به سبکهای مختلف نپرداخته باشد و جالب اینکه استراوینسکی با نبوغ ذاتی خود توانسته است در هر

یک ازاین سبکها، ردپای آشکار خود را باقی بگذارد.

استراوینسکی فرزند خانواده ای اهل موسیقی است پدر او خواننده مشهور باس در اپرای سلطنتی بود. البته استراوینسکی در ابتدا توجه چندانی به موسیقی حرفه ای نشان نمی داد و به

تحصیل حقوق پرداخته بود. اما در زمان تحصیل حقوق در دانشگاه سنت پترزبورگ St. Petersburg با ریمسکی کورساکف Rimsky-Korsakov، آهنگساز افسانه ای روس آشنا

شد و با گرفتن درسهای آهنگسازی از او، دچار تحول شد و هرچند در ۲۳ سالگی از رشته حقوق فارغ التحصیل شد، اما حرفه موسیقی را برگزید.

هنگامی که او ۲۶ ساله شد، کورساکف درگذشت و پس از این استاد بزرگ، استراوینسکی استاد دیگری انتخاب نکرد و بنا به گفته خودش ریمسکی کورساکف، گلازنوف

(Glazunov)، واگنر (Wagner) و چایکوفسکی (Tchaikovsky) ، کسانی بودند که موسیقی او را بسیار تحت تاثیر قرار داده بودند.

در این سالها موسیقی او توجه سرگئی دیاگیلف (Serge Diaghilev)، کارگردان مشهور باله روس (Ballets Russes) در پاریس را به خود جلب کرد و او که برای ساختن باله ای

از پرنده آتش، افسانه قدیمی روسی، به دنبال آهنگساز بود، استراوینسکی را برگزید.

موفقیت این باله که در ۱۹۱۰ به روی صحنه رفت، بی نظیر بود و چهره های سرشناسی چون کلود دبوسی (Claude Debussy) و موریس راول (Maurice Ravel)، آهنگسازان

فرانسوی هم در میان تماشاگران بودند. دو باله پتروشکا (Petrushka) در سال ۱۹۱۱ و پرستش بهار (Rite of Spring) در سال۱۹۱۳ آثار بعدی استراوینسکی برای باله روس

بودند. این اثر آخر سر و صدای فراوانی در محافل هنری پاریس برانگیخت زیرا نه تنها نوع رقص (با طراحی نیژینسکی Nijinsky) و پوشش رقصندگان به کلی دور از انتظار بینندگان

بود، بلکه موسیقی غریب و موکدی که با ساز بندی خاص تنظیم شده بود، به گفته عده از صاحب نظران، برای سنجیدن میزان تحمل تماشاگران ساخته شده بود.

اما این اجرای ناموفق اولیه نتوانست از مبدل شدن این اثر به یک شاهکار هنری و یکی از تاثیر گذارترین قطعات موسیقی قرن بیستم جلوگیری کند.

گفتگوی هارمونیک

۴۰ سال حضوربی نظیر در دنیای راک

مدتی پیش از اینکه در اواخر دهه ۶۰، گروه رولینگ استونز (Rolling Stones) خود را بزرگترین گروه راک اند رول جهان بنامند، زمینه را به بهترین شکل برای این مدعا

آماده کرده بودند.

گروه بیتلز در دوران هجوم بریتانیا به عرصه موسیقی به عنوان رقیب خودآگاه و خطرناک شیوه سرخوشانه موسیقی Merseybeat که نوعی موسیقی محبوب دهه ۶۰ محلی لیورپول با

آمیزه ای از موسیقی R&B و راک اند رول بود مطرح شد و رولینگ استونز که از پیشگامان پر دل و جرات سبک راک اند رول با مایه هایی از سرسختی و خشونت و پس زمینه بلوز

بود – که بعدها به عنوان سبک هارد راک نام گذاری شد – پای به عرصه هستی موسیقی نهاد.


audio fileAngie

میک جگر(Mick Jagger) با خودآرایی غلوآمیز و تکیه بر جنبه های مردانه خود همراه با کمی خباثت نهفته در وجودش، مبدل به یک الگوی مرد اول (front man) گروههای راک

شد. این نمایش اغراق شده مردانگی او به طور کنایه آمیزی با حضور بیخیال، نامتعارف و در عین حال جذابش در حال اجرای موسیقی خشن و نیرومند و قطعات درهم بافته شده گیتار

کیت ریچاردز (Keith Richards) و برایان جونز (Jones Brian) اعتدال مییافت.

با حمایت قوی و در عین حال نامحسوس دو نوازنده دیگر گروه، بیل وایمن (Bill Wyman) نوازنده بیس و چارلی واتس (Charlie Watts) نوازنده درامز، رولینگ استونز مبدل به

گروهی متمایز از صحنه موسیقی بلوز انگلستان شد و حتا توانست گروههای مهم هم عصر خود مانند Animals و Them را تحت الشعاع قرار دهد.

گروه استونز در طی سالیان فعالیتشان، هرگز بلوز را به معنای واقعی ترک نکردند اما به محض اینکه در انگلستان به محبوبیت رسیدند، دست به کار تجربیاتی در سبکهای مختلف موسیقی

زدند و با آمیختن موسیقی هم دوره های خود از جمله گروه بیتلز، کینکز (Kinks) و هو (Who) با موسیقی خود – پس از وقفه کوتاهی که گروه سرگرم جنبشهای سرخوشانه هیپی ها در

اواسط دهه ۶۰ بودند – در اواخر دهه ۶۰ به عنوان یک گروه هارد راک پنج نفره لبریز از بلوز دوباره بر صحنه ظاهر شدند.

به همین دلیل، زمانی که رویاهای هیپی ها از هم پاشید، آنها همچنان حضور شاد و سرحال خود را در ظهور نوع تازه موسیقی راک حفظ کردند. البته رسیدن به این مرحله بدون مشکل

انجام نشد.

جسد برایان جونز، مدت کوتاهی پس از اخراجش از گروه، در یک استخر پیدا شد و در همین احوال یکی از طرفداران گروه در یک کنسرت آزاد آنها در فستیوال آلتامونت ۱۹۶۹، به

طرز فجیعی به قتل رسید. اما گروه هرگز از کار دست نکشید.

در طی سی سال بعد آنها به کار ضبط و اجرا ادامه دادند و علی رغم اینکه در آثار آنها کارهای نه چندان موفق هم دیده میشد، آنها هرگز مقامی کمتر از “مورد توجه ترین گروه دوران” را

به خود ندیدند. قطعا هیچ کدام از همتایان انگلیسی آنها نتوانستند کار خود را در حد رسیدن به سطح محبوبیت گروه استونز پیش ببرند و هیچ گروهی پس از آنها موفق نشده است به چنین

طیف وسیعی از هواداران پرو پا قرص در سراسر جهان دست بیابد.

غیرممکن است که گروهی از دنباله روهای آنها را بیابید که از رگه هایی از موسیقی یا نوع حضور خاص افراد گروه استونز در کارشان استفاده نکرده باشند.

گفتگوی هارمونیک

نواختن یکدست


گاهی می بینیم نوازندگان ویلن در ایران، با وجود سابقه زیاد در نوازندگی این ساز هنوز اشکالات ابتدایی در نوازندگی (از نت خوانی گرفته تا استیل) دارند که این موارد در کتابهای

آموزشی ویلن ذکر شده ولی اکثرا” بخاطر بی دقتی این نوازندگان هنگام تمرین این کتابها و عدم آموزش صحیح از طرف هنرآموز این مشکلات با نوازنده باقی می مانند.

از این رو با نوشتن سلسله مقالاتی به مشکلات احتمالی هنرجویان ویلن هنگام زدن کتابهای آموزشی ویلن نظیر ل ویلن، شفچیک، ولفارت و همچنین بعضی از قطعات ویلن می پردازیم.
مطالبی که در زیر می آید، در برگیرنده نکاتی است برای یادگیری و نواختن کتاب ویلن( Le Violon)

تمرین های فیزیکی
معمولأ هنرجویان، هنگامی که به دروس مشابه آنچه در درس شماره ۱۴۴ از کتاب ل ویلن دوم می رسند، نمی توانند این درس( و پاساژهای موسیقایی نظیر آن) را بصورت یکدست و

روان اجرا کنند ودر رعایت همزمان مواردی نظیر اجرای صحیح ریتم، آرشه کشی کنار خرک، وضوح صدای آرشه ، هلالی نشستن انگشتها روی گریف، اجرای صحیح نتها از لحاظ زیر

و بمی( فالش نبودن)، حالت صحیح دست چپ و… با مشکل مواجه می شوند.

برای رفع این موارد بهتر است به روش زیر عمل شود:

ابتدا باید مسئله را( که همان نواختن پاساژ در تمپوی اصلی می باشد)، تبدیل به مسائل کوچکتر نموده تا روانی نسبی خالی از اشکالی بوجود آید؛

۱- در ابتدا، ریتم اصلی را اجرا نمی کنیم و ارزش زمانی تمام نتها را برابرمی گیریم.

۲- تمام آرشه های لگاتو یا پیوسته را شکسته و برای هر نت یک آرشه جداگانه در نظر می گیریم.

۳- در هنگام نواختن با سرعت کم، به آرشه کشی کنار خرک و همچنین در کنار خرک ماندن درهریک از آرشه ها دقت می کنیم و سعی می کنیم صداگیری در تمام طول آرشه قوی و

یکدست باشد.

۴- دقت می کنیم که انگشتان دست چپ روی گریف حتمأ هلالی گذاشته شوند.

۵- اجرای صحیح نتها را از نظر زیر و بمی ( فالش نبودن)، تمرین می کنیم.

حال باید گره های باز شده را یک به یک ببندیم یعنی نتها را در یک آرشه جا داده، ضرب پا و ریتم را رعایت کنیم. اغلب دیده می شود که هنرجو حتی با رعایت نکات بالا نمی تواند

پاساژ را با تمپوی اصلی اجرا کند و توانایی روان زدن جملات بوجود نمی آید. در اینجا لزوم تمرین بصورت ذهنی مشخص می شود.

تمرین های ذهنی
۱- نخست هر میزان را نت خوانی می کنیم( بدون بکار بردن ساز). به این وسیله ذهن درک بهتر و شناخت بیشتری از موسیقی مورد اجرا بدست می آورد که خود، باعث روانی در

نواختن می شود.

Le Violin - 144

درس شماره ۱۴۴ از Le Violon

۲- هر نت در هنگام اجرا دارای یکسری از نکات است که لزومأ ضعف هایی که در مجموعه نکات هرنت برای هر دو دست وجود دارد، با نت بعدی یکسان نیست. مثلأ در اجرای یک

نت ممکن است صدا از لحاظ زیر و بمی مشکل داشته باشد و در نت بعدی تنظیم طول آرشه مسئله باشد و مسایلی از این قبیل. حالا که تمرینات فیزیکی را انجام داده و تصوری ازقطعه

مورد نظردر ذهن داریم، سعی می کنیم ازتمرکز روی تک تک نتها و مسائل اجرایی شان خودداری کنیم چون توجه بیش ازحد روی هر نت باعث از سرعت افتادن می شود. مثل اینکه ما

هنگام راه رفتن بجای توجه به هدف، به قدمها وچگونگی گام برداشتن توجه کنیم؛ مطمئنأ اینگونه راه رفتن، اگر به زمین خوردنمان نینجامد، با مشکل و کندی همراه است!

برای این منظور، جمله گامی شکل را با تمام نتهایش یک جمله فرض می کنیم. هدف را تنها رسیدن به نت آخر می گیریم و اجرای جمله را به ناخودآگاه ذهن می سپاریم. بدین ترتیب،

برای تمام نتها و نکات موجود ارزش یکسان قائل می شویم و اجرا را یکدست تر در ذهن می شنویم و در نتیجه به طور ناخودآگاه، صحیح تر می نوازیم.

موسیقی ترنس

در دنیای موسیقی امروز اصطلاح ترنس (Trance) شامل محدوده وسیعی از موسیقی می شود. در قسمتی از این طیف همانند کارهای یان ون دال (Ian Van Dahl) یا حتی گروه ATB شاهد موسیقی ای هستیم که بیشتر شبیه به موسیقی رقص مردمی (Pop Dance) است و شما می توانید آنها را در منزل، اتومبیل یا هنگام پیاده روی با دستگاه پخش موسیقی خود گوش کنید و احساس کنید که دقیقا” در یک مهمانی بزرگ هستید. در قسمت دیگر از طیف موسیقی ترنس به افرادی مانند ساشا و ویلیام اربیت (Sasha & William Orbit) بر میخوریم که موسیقی الکترونیک مردمی را به سمت موسیقی ترنس سوق داده اند.


audio file
موسیقی ترنس از Ian Van Dahl


audio file
موسیقی ترنس از Sasha

ترنس در اوایل دهه ۹۰ از انواع موسیقی تکنو (Techno) و رقص (Dance) منشعب شد. در این سبک از موسیقی شما تکرار ریتم و ملودی را بوضوح احساس می کنید و شاید تنها چیزی که بصورت متناوب عوض می شود سازهای یا گونه های صوتی ای است که ملودی و ریتم را اجرا می کنند. انجام این کار امروزه با وجود سینتی سایزر ها بسیار ساده است. کافی است با قرار دادن فیلتر روی صدا و تغییر پارامترهای فیلتر مانند فرکانس قطع (Cut Off) کیفیت صدا را تغییر دهیم، بازی با فرکانس قطع فیلتر باعث می شود شما رنگ صدا را در طیف وسیعی از حالت شفاف و تیز تا حالت مات، کند و کشیده تغییر دهید.

موسیقی ترنس در حال حاضر جزء انواع پر طرفدار موسیقی های الکترونیکی می باشد و باید اذعان کرد که پایه و اساس آن سکانسر (Sequencer)، سینتی سایزر (Synthesizer) و افکت های الکترونیکی است. پر استفاده ترین دستگاهی که برای ساخت این نوع از موسیقی بکار می رود خانواده دستگاه های رولند TR-808 ، TR-909 و سری های TB-303 است. باوجود آنکه حدود ۲۰ سال از عمر این دستگاه های الکترونیکی می گذرد اما صدای زیبای بیس و درام آنها از جذابترین صداها برای این سبک موسیقی است. استفاده از دستگاه های رولند آنقدر در این سبک از موسیقی رایج شده است که بسیاری آنها را ستون فقرات این نوع از موسیقی می دانند. ناگفته نماند که ممکن است در تهیه این نوع از موسیقی از سایر سینتی سایزها هم استفاده شود که در این حالت اغلب بعنوان Lead یا برای ایجاد تنوع به هنگام میکس بکار می روند.

علاوه بر پر انرژی بودن، محبوبیت موسیقی ترنس نزد مردم را می توان مدیون دی-جی (DJ) هایی مانند ساشا، پاول ون دایک (Paul Van Dyk) و پاول اوکنفولد (Paul Okenfold) دانست. آنها توانستند با ترکیب موسیقی تاریک تکنو و صداهای موسیقی الکترونیک رقص اروپایی به این سبک از موسیقی دست پیدا کنند.


audio file
موسیقی ترنس آفریقایی


audio file
موسیقی ترنس هندی

اواخر دهه ۹۰ موسیقی ترنس پیچیده تر شد و هنرمندانی چون BT توانستند با استفاده از سیستم های کامپیوتری و نمونه های صدا (Samples) و حتی ارکسترهای بزرگ آکوستیک روح و احساسات بیشتری را در این موسیقی القاء کنند. هم اکنون بنظر می رسد که موسیقی ترنس با عبور از هزاره دوم بالغ شده و مسیر اصلی خود را پیدا کرده است. دامنه استفاده از موسیقی ترنس امروزه به آسیا و خاور میانه نیز گسترش پیدا کرده است و در اثر ترکیب با سازها و ریتم های محلی گونه های زیبایی از این موسیقی بوجود آمده است. در حال حاضر آلمان، هلند و انگلیس از جمله کشورهایی هستند که موسیقی ترنس در آنها بسیار فراگیر می باشؼ/textarea>



Advanced

Post Status:

Send trackbacks to:
Separate multiple URIs with spaces
Post slug:
Post author:
Edit time:



@
:


Existing timestamp:
May 17, 2005 @ 12:32

Delete:
Custom Fields

Add a new custom field to this post:

Key Value
or

ارکسترهای جاویدان (II)


مقدمه

از قدیم الایام طبقه خوانندگان (مغنیان) از منزلت والایی در دربار شاهان برخوردار بودند، هرچند بعد از حمله اعراب مسلمان و با نفوذ و گسترش اسلام در ایران موسیقی جایگاه گذشته

خود را از دست داد.

خوانندگان و نوازندگان با فراست موسیقی ایرانی را در قالب اشعار مذهبی خصوصا” تعزیه حفظ کردند که این باعث شد، تا همین اواخر اغلب خوانندگان به نام، تعزیه خوان و مداح بودند.

این روند تا اواخر دوره قاجاریه ادامه داشت، هرچند در کنار این افراد طبقه ای از موسیقیدانان حضور داشتند، که به مطربها موسوم بودند.

این دسته معمولا” در مراسم عیش و نوش شاهان و خوانین به اجرای برنامه می پرداختند. این دو گروه با تمام اختلافی که در نوع ارائه موسیقی داشتند، با این حال از یک منبع استفاده می

کردند. این جو در میان هنرمندان باعث شده بود تا اواخر دوره قاجار و حتی بعد از ورود ارکسترهای غربی به ایران خوانندگان از لحاظ اجتماعی در جایگاهی نباشند که در کنار یک

ارکستر هنرنمایی کنند.

همانطور که گفته شد؛ در زمانی که ارکسترهای کلاسیک تازه در ایران شروع به فعالیت کرده بودند، آواز در جایگاهی نبود که بتواند در کنار ارکستر خودنمایی کند، همچنین آواز آن

زمان تنها مبتنی بر تکخوانی و حداکثر همراهی با چند ساز بود و خوانندگان تجربه و دانش همکاری با ارکسترهای بزرگ را نداشتند و جو هنری آن روزگار هم با موسیقی ایرانی چندان

همراهی نداشت.

با گذشت زمان و افزایش توانایی تکنیکی و تجربه خوانندگان، قطعات ارکستری به همراه آواز اجرا شد و این روند با تاسیس ارکسترهای رادیو به اوج خود رسید و بسیاری از آثار ماندگار

موسیقی ما در این دوره ضبط و اجرا شد.

ضبط این آثار و امکان پخش مجدد آنها باعث شد، هم نوازندگان و هم خوانندگان بتوانند کارهای خود را به کرات بشنوند و ایرادات فنی و کیفی خود را برطرف کنند.

حاصل این جریان افزایش بی سابقه هنرمندان سطح بالایی بود که تعداد قابل توجهی از آنها را زنان تشکیل می دادند؛ و اکثریت آنها اصول اولیه آواز را (مانند تحریرهای صحیح، غلتها و

ویبره های اصولی و دقیق و حالتهای مختلف آوازی) را به خوبی رعایت می کردند.

خصوصیت ممتاز آواز ایرانی نسبت به سایر کشورها استفاده فراوان از تحریرهای متنوع است که برخی از کشورهای همسایه ایران نیز تحت تاثیر این خصوصیت منحصر به فرد قرار

گرفته اند. خوانندگان آن زمان رادیو با اینکه اولین تجربه های خود را در استفاده از این تکنیک در ارکستر عملی می کردند، توانستند به خوبی این طرح را اجرا کنند.


audio file” سرگشته” ساخته همایون خرم با صدای حسین قوامی

در مجموع این شرایط و جریانها باعث شد، آواز ایرانی در ارکستر دارای معیار و استانداری مشخص گردد که این استاندارد را اغلب خوانندگان بصورت عرفی رعایت می کردند.


audio file” اشک مهتاب ” ساخته حسن یوسف زمانی با صدای محمدرضا شجریان

بعد از انقلاب این جریان از نظر کیفی سطح خود را تقریبا” حفظ کرد ولی از لحاظ کمی تعداد خوانندگان به دلیل ممنوعیت آواز زنان بسیار محدود گردید و منحصر شد به چند خواننده

سرشناس مرد (البته بسیاری از خوانندگان مرد ارکسترهای رادیو، به دلیل کهولت سن فعالیت هنری خود را متوقف کردند.)

گاهی به اجرای حسام الدین سراج با ارکستر جاویدان


سید حسام الدین سراج از هنرمندانی است که بعد از انقلاب پا به عرصه موسیقی گذاشت و آثار متعددی را همراه با ارکسترهای ایرانی و غربی اجرا کرد. صدای ایشان در این آثار با اینکه

از وسعت صوتی بالایی برخوردار نیست، ولی به خوبی توانسته از پس اجراهای ارکستری برآید.


audio file
“ای عاشقان” ساخته علی رحیمیان (از آلبوم “نگاه آسمانی”)

تحریرهای او نه چندان عمیق ولی با ظرافت و دقیق است و نکته قابل توجه آواز ایشان، تسلط بسیار بر غلتهای متنوع و ویبراسیونهای صحیح است که این عوامل موجب شده بتوان از

ایشان به عنوان یک خواننده مقتدر در ارکستر نام برد؛ این سابقه ذهنی از آواز آقای سراج علاقمندان زیادی را به تماشای برنامه ایشان کشاند، ولی افسوس که نه از آن تحریرهای دقیق و

ظریف خبری بود، نه از تسلط ایشان به ارکستر!

شاید عده ای اجرای آقای سراج در کنسرت اخیر ایشان همراه با ارکستر جاویدان را نقطه افول یکی دیگر از ستاره های آواز ایران بدانند؛ ولی بنظر این جانب نمی توان اجرایی با این

کیفیت نسبتا” پائین را دلیل بر کاهش توانائی تکنیکی ایشان دانست. امید است در آینده آثاری از ایشان منتشر شود که شایسته نام و سابقه درخشان این هنرمند گرامی باشد.