نصرت فاتح علی خان


“صدای او، تار زرین گلیم خوش آب و رنگ این موسیقی مرموز – یعنی قوالی – است.” جمله ای که در تاریخ ۱۹ مه ۲۰۰۱ در مجله بیلبورد منتشر شد.

نصرت فاتح علی خان، به گفته بسیاری از صاحب نظران سفیر کبیر موسیقی قوالی – یک موسیقی سنتی که پیشینه ای بیش از ۷۰۰ سال در پاکستان دارد – میباشد. این خواننده افسانه ای

در ۱۳ اکتبر ۱۹۴۸ در لیال پور (فیصل آباد فعلی) پاکستان متولد شد. او یکی از بزرگترین قوالها (خوانندگان صوفی) بود که تا کنون به دنیا آمده اند.

خان، با تسلط فراوانی به اجرای قوالی میپرداخت، اما برای رسیدن به سبکی یگانه که مورد توجه پیروان تمام مذاهب قرار بگیرد، قوالی را با فرمهای دیگر موسیقی درآمیخت که شیوه ”

خیال” یک موسیقی کلاسیک سنتی پاکستانی، یکی از آنها است. به قسمتی از یکی از کارهای اخیر و زیبای او گوش کنید (مست و قلندر) :


audio fileMassive Attack

نصرت فاتح علی خان در خانواده ای از قوالان متولد شد که شش قرن به اجرای این موسیقی اشتغال داشتند. نصرت فرزند استاد فاتح علی خان و برادرزاده استاد مبارک علی خان بود که

هر دو در طی پنج دهه گذشته به عنوان اساتید برتر قوالی شناخته شده بودند. به خصوص استاد فاتح علی خان پدر، که موسیقی شناس، خواننده و نوازنده بود.

او در سال ۱۹۶۴ درگذشت و نصرت که در آن زمان مشغول تحصیل بود توسط اعضای خانواده مجبور شد که جای پدر را درگروه اشغال کند. او با راهنماییهای پدرانه عمویش، به

سرپرستی گروه رسید که آنرا نصرت فاتح علی خان، مجاهد علی خان و گروه نامیدند. گوش کنید :

audio fileAllah is great and glorious

در زمانی کوتاه، خان موفق شد تا از تمام گروههای برجسته قوالی پیشی بگیرد و در سراسر کشور به محبوبیت رسید. شهرت او به حدی رسید که در چندین مناسبت مهم برای اجرای

برنامه توسط مشاهیر هند دعوت شد. شهرت جهانی او به دلیل یکی از این برنامه ها بود، عمران خان ورزشکار محبوب و بسیار مشهور پاکستان در رشته کریکت، از او دعوت کرد تا

در یک مراسم رسمی برای تمام ورزشکاران تیم کریکت و تعدادی از شخصیتهای مشهور جهانی برنامه اجرا کند. این برنامه به دوستی عمیقی بین آنها منجر شد و حمایتهای او در کنار

صدای پراحساس و آتشین خان، منجر به امضای قراردادها و اجرای برنامه ها در مناسبتهای مهم و جهانی شد.


audio fileAli in my soul

در طی سالهای ۷۰ و ۸۰ او به آن مرحله از خبرگی در کار اجرا رسیده بود که کارش را بی نظیر و بی رقیب کند. موسیقی نصرت تا حد زیادی با بالیوود (Bollywood) شهر

سینمایی هند و صنعت فیلمسازی پاکستان عجین شده بود و او مشغول اجرای برنامه در تورهای دور دنیا و ساخت موسیقی متن فیلم های هندی بود. موسیقی دانهای بالی وود او را می

پرستیدند و آثار او برای فیلمها در زمره پرفروش ترین ترانه های هند و پاکستان بودند.

خان در طول زندگی خود توانست قوالی را به عنوان یک هنر جهانی مطرح کند و آثار او در هر کجا و هر مناسبتی که اجرا میشدند، شنوندگان خود را به اوج سرمستی میرساندند. با

وجود این عده ای از نوآوریهای او در قوالی انتقاد کرده اند. اما او دلیل اینکار را چنین عنوان کرده است که رسوم قدیمی، چیزی بیجان و مرده نیستند و موجود زنده مدام در حال

تکامل است. این موسیقی سنتی نیز هنری زنده است و باید این زندگی را به جهان نشان داد. “این وظیفه موسیقی دانان است که موسیقی را مناسب مردم زمان خود

بسازند.”.

گفتگوی هارمونیک

بزرگداشت محمود کریمی


محمود کریمی (۱۳۰۶- ۱۳۶۳) در موسیقی ایران شخصیت بی نظیر و استثنایی است؛ او سالها به تدریس ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت و هنوز هم ردیف آوازیش، بهترین ردیف برای آموزش آواز و مرجع خوانندگان است.

جایگاه محمود کریمی از این نظریگانه است که شاید در موسیقی ایرانی برای اولین بار بوده، کسی که خواننده حرفه ای نیست (محمود کریمی کنسرت رسمی نداشته) اینگونه مورد تایید و حتی مرجع موسیقیدانان قرار گیرد (البته حسن کسائی، اسماعیل مهرتاش و نورعلی برومند که تدریس ردیف آوازی می کردند هم خواننده حرفه ای نبودند ولی نوازنده حرفه ای و شناخته شده بودند)

آواز کریمی حجم وسعت آنچنانی نداشت (بر خلاف قمر، تاج یا شجریان و …) ولی بقدری آواز را روشن و قابل فهم تدریس می کرد که بجز خوانندگان، نوازندگان بی شماری هم زیر نظر او تعلیم می دیدند.

ردیف آوازی کریمی نه ردیفیست کشدار و بی دلیل طولانی (مثل ردیفهای ۱۰۰۰ گوشه ایی که چندیست می شنویم، توسط عده ای تدریس می شود! البته به هیچ وجه حالت آموزشی هم ندارد و بقدری شلوغ

است که- تماما”- خوب و بدش فراموش می شود!)، نه بقدری مختصر که قسمتهای مهمی از قلم افتاده باشد.


audio file” قسمتی از ردیف شور با اجرای محمود کریمی “

به مناسبت بیستمیم سالگرد درگذشت این معلم بزرگ آواز ایرانی، چهارشنبه نهم دی ماه ساعت ۱۷:۳۰، به همت مرکز موسیقی و بنیاد رودکی بزرگداشتی در تالار وحدت برگزار می شود. در این برنامه

نصرا… ناصح پور، همایون خرم به سخنرانی خواهند پرداخت و گروههای “نیریز” به سرپرستی ملیحه سعیدی و “خجسته” به سرپرستی سوسن اصلانی به اجرای برنامه خواهند پرداخت.

(با تشکر از آقای پیمان ناصح پور برای ارسال این خبر به ” گفتگوی هارمونیک”)

اکسیژن


ژان میشل ژار در سال ۱۹۷۲ در حال تجربه در زمینه های مختلف ساخت موسیقی بود و در این بین با فرانسیس دریفوس (Francis Dreyfus) موسس کمپانی ضبط صفحه دریفوس

جاز آشنا شد و به ضبط تعدادی از آثار خود پرداخت که مجموعه آنها در یک آلبوم به نام “Deserted Palace” منتشر شد و اولین آلبوم موسیقی تجربی او محسوب میشد.

از فعالیتهای دیگر او در این سال ساخت موسیقی متن فیلم “Les Granges Brulees” ساخته ژان شاپو (Jean Chapot) با بازی آلن دلون (Alain Delon) و سیمون سینیوره

(Simone Signoret) بود.


audio fileOxygene 4

سالهای ۱۹۷۵-۱۹۷۲ دوران پرکاری برای ژار بود، او در این مدت برای موضوعات مختلف و بسیار متفاوت موسیقی ساخت. از جمله برای باله، برنامه های تلویزیونی و تبلیغات برای

شرکتهایی مانند

نستله و پپسی کولا. علاوه بر اینها کار آهنگسازی، ترانه سرایی و تولید آثار هنرمندان مختلفی را هم بر عهده گرفته بود.

در سال ۱۹۷۴ پس از پخش آلبوم “Deserted Palace” در آمریکا، ژار با دومین فرد بسیار موثر در زندگیش آشنا شد، میشل ژیس (Michel Geiss). او که تولید کننده دستگاه

هایی
چون Matri-Sequencer و Digi-Sequencer بود نقش بسیار مهمی در شکل گیری آینده حرفه ای ژار بر عهده داشت.

سال ۷۶ برای ژار سالی پربار بود. او ساخت مجموعه محبوب خود یعنی “اکسیژن” را در فرانسه آغاز کرد. این آلبوم شامل ۶ قطعه به نامهای اکسیژن۱تا ۶ است و با انواع مختلف

سازهای الکترونیک

نواخته شده است.از جمله RMI Harmonic synthesizers, Farfisa organ Eminent, Mellotron و Rhythmin’ Computer و انقلابی در استفاده از ابزارهای

الکترونیک به پا کرد و

میتوان گفت اولین آلبومی است که با این سبک خاص ساخته شد.


audio fileOxygene 2

این آلبوم توانست طرفداران بی شماری در دوران خود و در سالهای بعد داشته باشد و همچنین الهام بخش طراحان سینتی سایزر و آهنگسازان در طی سالهای بعد از خود باشد. ژار برای

این اثر جایزه بزرگ

“Grand Prix Du Disques” آکادمی شارل کراس” the Charles Cross Academy” را از آن خود کرد.

در سال ۷۷ شرکت ضبط و پخش پولیدور Polydor ، موفق شد مجوز پخش اکسیژن و تمام صفحه های بعد از آن را در تمام دنیا، از ژار بگیرد. مجله “People” ژار را به عنوان ”

چهره سال” معرفی کرد

و مجله “Daily Mirror” از آثار او به عنوان “انقلاب فرانسه در دنیای راک” یاد کرد. صفحه موسیقی فیلم “Paris By Night” در این سال به بازار آمد.

گفتگوی هارمونیک

اختراع چاپ و ترویج موسیقی


در ۱۴۵۰ یوهان گوتنبرگ (Johann Gutenberg) مخترع آلمانی موفق به اختراع ماشین چاپ شد و در سال ۱۵۰۱ اوتویانو دو پتروچی (Ottaviano de’Petrucci) ایتالیایی،

این دستگاه را در راه خدمت به موسیقی به کار گرفت.

این کار شیوه نگرش مردم به موسیقی را تغییر داد. اکنون مردم عادی میتوانستند موسیقی و رقص را از طریق کتابهای آموزشی بیاموزند و بتوانند به کمک ترانه های چاپ شده آواز

بخوانند. به زودی از هر فرد تحصیل کرده انتظار میرفت بداند چطور آواز بخواند، برقصد یا سازی را بنوازد.

موسیقی به شکل آواز، نوع غالب موسیقی اوایل رنسانس بود و آواز بدون ساز در مراسم کلیسایی و مراسم غیر مذهبی مانند جشنها، معمول بود. موسیقی آوازی قرون وسطا دارای سه

قطعه متفاوت آوازی بود

که هر کدام به طور جداگانه ساخته و اجرا میشد. اما در دوران رنسانس قطعات موسیقی در چهار بخش یا بیشتر نوشته می شد. که معمولا” هر قطعه صدای قبل از خود را تقلید میکرد و

همان کلمات را بر زبان

می آورد.

اما برخلاف موسیقی دانهای قرون وسطا، در رنسانس موسیقیدانان به استفاده از چنگ (در نت نویسی) علاقه داشتند و ساخته های خود را با توجه به ایجاد هارمونیهای گوش نواز تکمیل

میکردند. آنها از

ترکیبهای چند صدایی (polyphony) نیز استفاده میکردند اما مراقب بودند که هر صدا با صداهای دیگر هماهنگ باشد و از ارزشش کاسته نشود.

در اواخر دوره رنسانس، سازها به نسبت قطعات آوازی فضای بیشتری را اشغال کردند. برای مدتی طولانی، آهنگسازان خود را با نوشتن نام ساز در کنار قطعه آوازی خسته نمیکردند اما

همه میدانستند که

سازهایی هم این قطعه را همراهی میکند. در سال ۱۵۱۱، هنگامی که چاپ کتابهایی در باره سازها آغاز شد دنیای نوازندگان فروتن دگرگون شد و اهمیت نوازندگان افزایش یافت.

سازهای مختلف در مراسم رسمی و غیر رسمی رقص، رقصندگان را همراهی میکردند. البته مردم همیشه با نوای ساز میرقصیدند اما در دوران رنسانس، بداهه نوازی جای خود را به

موسیقی تعریف شده و

هماهنگی داد که طبعا فن رقص را هم تحت الشعاع قرار داد و به شیوه های خاص رقص اروپایی انجامید. آهنگسازان در چهارچوب قوانین این رقصها به آهنگسازی میپرداختند و آنرا به

چاپ میرساندند تا همه

بتوانند آنرا بیاموزند.

بطور کلی می توان این وِیژگیها را برای موسیقی دوران رنسانس بیان کرد :

– ارتباط تنگاتنگ موسیقی و کلام بگونه ای که برای اغلب آهنگسازان این دوران از اصطلاح نقاش کلام استفاده می شد.
– بافت این موسیقی بیشتر پلی فنیک است و بخشهای مختلف ملودی های کمابیش یکسانی دارند.
– موسیقی رنسانس نسبت به قرون وسطی غنی تر بوده بعنوان مثال استفاده از بخش باس برای اولین بار در این دوران وارد موسیقی شده است.
– موسیقی کرال در دوران رنسانس به اوج خود رسید به همین دلیل این دوران را عصر زرین کرال می نامند.
– موسیقی رنسانس ریتمی آرام و اغلب بدون ضربه دارد و معمولا” بخش ها ریتم های مستقل اما شبیه به هم دارند که با اختلاف زمانی (حالت کانن) اجرا می شوند.


audioنمونه موسیقی رنسانس

گفتگوی هارمونیک

حنانه و هزاردستان


همانطور که در مطلب قبل گفته شد، “آتشی در سینه دارم جاودانی” که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود!

به اجرای این تصنیف توسط قمرالملوک وزیری توجه کنید:


audio file“آتشی در سینه دارم جاودانی”

همچنین گفته شد اولین بار نبود که قطعه ای از نی داوود برای ارکستر تنظیم میشد. مرتضی حنانه موسیقیدان و رهبر صاحب نام ایران با اینکه چندان با موسیقی دستگاهی ایرانی میانه خوشی نداشت و مخصوصا” موسیقی فیلم (که خودش آثار متعددی در این زمینه دارد) را با ارزش نمی دید و با دید آزمایشگاه موسیقی و زمینه ای برای تجربه در آهنگسازی از آن بهره می برد.

برای تیتراژ سریال “هزاردستان” (ساخته زنده یاد علی حاتمی) در سال ۱۳۶۶ پیش درآمد اصفهان ساخته مرتضی نی داوود را انتخاب کرد (البته حنانه بیشتر در دوره جوانی و بخاطر خاطرات بد دوران هنرستان با موسیقی دستگاهی مشکل پیدا کرده بود! ولی بعدها با موسیقیدانانی چون، علی تجویدی، مرتضی نی داوود، فرهاد فخرالدینی، بزرگ لشکری، حسین قوامی، فرهنگ شریف … دوست و همنشین شد، تا جایی که آثاری از آهنگسازان موسیقی ایرانی را با ارکستر فارابی تنظیم و اجرا کرد)

با این حال اهالی موسیقی ایرانی هیچگاه آنطور که باید او را خودی نشناختند(مانند دهلوی و فخرالدینی که موسیقیشان با موسیقی دستگاهی تا حدی آمیخته شده) با اینکه حنانه گاهی تسلطش برتئوری موسیقی ایرانی از بعضی از اساتید موسیقی دستگاهی پیشی می گرفت.*

البته باید توجه داشت که موسیقی حنانه رگه هایی از فرهنگ ایرانی را در خود دارد و از این حیث نسبت به آهنگسازانی چون ثمین باغچه بان و استادش پرویز محمود ( که در این زمینه انتقادهایی هم به آنها داشت) برتری دارد.**

مرتضی حنانه کلا” با سازهای ایرانی مشکل داشت و سازهای ایرانی را ناقص می دانست (رجوع شود به کتاب “… به رهبری حنانه” صفحه ۱۵۹) و بجز دو یا سه قطعه که حنانه مجبور به استفاده از سازهای ایرانی شده، از بهره گیری از این سازها تا حد امکان پرهیز می کرد. ***

حنانه در این اثر از دو عدد تار بهره گرفته که قسمتهایی را بصورت کنترپوانیک اجرا می کنند و بقدری رنگ آمیزی زیبایی بوجود آورند که عدم وجود آنها قابل تصور نیست، ولی جالب آنجاست که حنانه با اصرار دوستان حاضر به انجام این کار شد و ممکن بود بدون تار این اثر را اجرا کند! این اتفاق در حالی می افتد که انتخاب جایگزین برای تار در این قسمت محال بنظر می رسد ولی حتما” مرتضی حنانه با دانشی که از آن سراغ داریم از پس چنین کاری بر می آمده!

به یکی از قطعات آلبوم هزار دستان گوش کنید :

audio file” پیش درآمد اصفهان “

این اجرای پیش درآمد اصفهان نی داوود، یکی از بهترین نمونه های تنظیم موسیقی ایرانی برای ارکستر سمفونیک است که نشان از تسلط و تجربه حنانه روی سازهای ارکستر سمفونیک دارد. همچنین پیانوی این اثر که سبک حنانه را به خوبی مشخص می کند خود جای بحث فراوان دارد که جا دارد مشخصا” مورد بررسی قرار گیرد.

گوش کنید :

audio file” پیش درآمد اصفهان برای پیانو”

این پیش درآمد در آخرین قسمت سریال هزاردستان، یکبار به صورت یونسون (اونیسون) با یک ارکستر سازهای ایرانی شنیده شد که در تدوین موسیقی، مرحوم روبیک منصوری در فیلم گنجانده بود (غیر از این قسمتهایی از ساخته های جلیل عندلیبی و پرویز مشکاتیان هم در فیلم شنیده شد!)

ارکستر مرتضی حنانه چه از لحاظ هارمونی چه ارکستراسیون بی نظیر و یگانه بود؛ تنظیم این قطعه می تواند چشم انداز جدیدی باشد به سوی موسیقی ارکسترال ایرانی که شکوه و عظمت موسیقی ایرانی را دو چندان می کند.
در قسمت بعدی به یکی دیگر از آثار ارزشمند مرتضی حنانه که بر مبنای موسیقی گیلان تصنیف شده می پردازیم.

* شاید یکی از دلایل آن دید غریبه گونه اش به سازهای ایرانی بود! به عقیده نگارنده حنانه هیچگاه معنی لحجه یحیی را حس نکرد، چون کسی که با شهناز و شهنازی غریبه باشد یحیی را هم نمی شناسد (البته بنده هیچ دیداری با استاد حنانه نداشتم و این تنها دریافت احساسی من از سخنان و جهتگیریهای اوست)

** این اصالت درونی را در نوشته های مرحوم غلامحسین غریب احساس کردم! وقتی نوشته های غریب را می خواندم ناخوداگاه فضای موسیقی حنانه در ذهنم زنده می شد، چنانکه گویی کلام موسیقی حنانه است! (غلامحسین غریب گرکانی دوست و همکلاسی مرتضی حنانه در مکتب پرویز محمود بود که هر دو از پایه گذاران ارکستر سمفونیک تهران بودند؛ غریب و حنانه با هم پیمان بسته بودند، آموزش آکادمیک کلارینت و هورن ایران را از وجود استاد خارجی بی نیاز کنند…)

*** بنده دلیل این جهتگیری حنانه را بیشتر از یک دلیل علمی، بهانه ای برای مخالفت و لجبازی با موسیقیدانان ایرانی کاری که سالهای پر حرارت جوانی او را تباه کرده بودند، می بینم؛ با اینکه اشکالاتی که حنانه به سازهای ایرانی می گیرد تا حد زیادی قابل قبول هست ولی سازهای غربی هم کم و بیش خالی از این مشکلات نیستند، ولی ما با قبول تمام اشکالات آنها ناگزیر به استفاده از این سازها هستیم… (حاشیه نویسی در این سایت چندان مرسوم نیست! ولی شخصیت پیچیده استاد حنانه نوشته را پر حاشیه می کند! مثل کتاب “… به رهبری حنانه” که حاشیه آن تقریبا” به اندازه متن است…)

آوه ماریا از شوبرت


شوبرت علاقه بسیاری به آوزا داشت و بسیاری از کارهای زیبای آوازی خود را در نوجوانی تصنیف کرد. او عاشق اشعار گوته بود و اولین کار آوازی خود را در هفده سالگی بنام

Gretchen am sponnarade ساخت.

سال پس از آن حدود ۱۵۰ کار آوازی ساخت و در نوزده سالگی که تجارب بسیاری در ساخت موسیقی آوازی بدست آورده بود ۱۸۰ اثر شامل کارهای آوازی، اپرا، سمفونی و مس خلق

کرد. به قسمتهایی از Ave Maria او که توسط ماریا کالاس اجرا شده است گوش کنید.


audioAve Maria

قطعه آوه ماریای شوبرت از بارزترین کارهای او می باشد بگونه ای که در زمان زندگی او بارها و بارها به صور مختلف تنظیم و ضبط شد. در این قطعه ملکه بزرگ فرشتگان از آسمان

به زمین می آید تا از دختر فقیری که تنها و بی کس می باشد دلجویی کند.

کارهای آوازی شوبرت آنقدر شهرت جهانی دارد که حتی بسیاری از مردم که با موسیقی کلاسیک آشنا نیستند نام شوبرت را با موسیقی آوازی مترادف می دانند.منتقدین موسیقی دلیل این

امر را عدم وجود احساسات پیچیده و سنگین در کارهای شوبرت که فقط برای عده قلیلی قابل هضم می باشد، می دانند. اشعار کارهای شوبرت اغلب راجع به عشق، محبت، طبیعت، تقوی

و خلاصه هر آنچه مردم در زندگی عادی با آن در ارتباط هستند می باشد.

استفاه از ملودی های زیبا برای این اشعار بدون آنکه موسیقی را به حالت مبتذل بکشاند نیز از جمله ویژگیهایی است که کارهای او بسادگی در گوش و دل شنونده جای باز می کند.

او در بیست و یک سالگی تصمیم گرفت که زندگی خود را تمام و کمال وصف موسیقی کند و برای همین منظور از خانه پدری بیرون رفت و با دوستان خود زندگی می کرد. بشدت کار

می کرد از صبح زود تا نیمه های شب، گویا می دانست که عمر کوتاهی خواهد داشت. کارهایش را یکی پس از دیگری به سرعت می نوشت و منتشر می کرد. در این میان فقط بعد از

ظهرها برای تفریح با دوستان به رستورانها و کافه ها می رفتند و احیانا” با هم بیلیارد بازی می کردند.

هفته ای یکی دو شب هم دوستان کنار هم جمع می شدند و شوبرت به اجرای کارهای خود توسط پیانو می پرداخت. والس و آوزاهای زیبا که شور و شادی بسیاری به میان محفل صمیمی

دوستان می آورد.

اغلب دوستان او از قشر تحصیل کرده و متوسط جامعه بودند و همانطور که قبلا” هم گفتیم او هرگز همدم اشراف نشد.

گفتگوی هارمونیک

ژان میشل ژار

حتما” برای شما جالب خواهد بود اگر بدانید که ژان میشل ژار فرزند موریس ژار آهنگساز مشهور هالیوود می باشد. از جمله کارهای بزرگ موریس ژار می توان به موسیقی فیلم های

موفقی چون لورنس عربستان، محمد رسول الله، روح و … اشاره کرد.

ژان در ۲۴ اگوست ۱۹۴۸ در لیون فرانسه متولد شد و پدرش در سال ۱۹۵۳ برای کار به هالیوود رفت اما او به همراه مادر در فرانسه ماند. او اولین درسهای پیانو را آغاز کرد ولی

چندان علاقه ای نسبت به موسیقی که برایش حکم تمرین مداوم و محرومیت از بازیهای کودکانه داشت، نشان نمیداد.

در ۱۹۵۷ معلم جدید پیانو ژان موفق شد تا عشق به موسیقی را در او زنده کند به طوری که بعدها در سنین نوجوانی موسیقی را به عنوان رشته تحصیلی خود انتخاب کرد و در

کنسرواتوار پاریس مشغول تحصیل شد و این تحصیلات آکادمیک در آینده پایه محکمی برای این آهنگساز مدرن شد.


audioOxygene 8, Original

ژار در ۱۹۶۴ پس از دیدن برنامه Danny Logan & The Pirates با دوستانش گروهی به نام Mystere IV را تشکیل دادند و جایزه اول جشنواره خیابانی پاریس را از آن خود

کردند. در ۱۹۶۷ ژان میشل همراه با گروه جدید خود The Dustbins در قسمت کوتاهی از یک فیلم به نام Des Garcon Et Des Filles شرکت کردند و پس از آن چند تور

کوچک در گوشه و کنار نورماندی برگزار کردند.

در ۱۹۶۸ ژان میشل پایان نامه خود را با عنوان “فاوست در ادبیات و در موسیقی” (The Faust Of Literature and Music) با تکیه بر گوته و برلیوز (آهنگساز شهیر فرانسوی

قرن ۱۹) نوشت.

پس از آن کنسرواتوار را ترک کرد و با شخصی آشنا شد که درک و احساس او را نسبت به موسیقی و تکنولوژی متحول کرد. پیر شافر (Pierre Schaeffer) از شرکت G.R.M (

شرکتی که به دنبال تحقیقات شافر در باره استفاده از موسیقی و اصوات از پیش ضبط شده در کار آهنگ سازی به وجود آمد و کار آن تولید ابزارهایی برای تولید، پردازش و میکس این

اصوات است).


audioApollo 440

سال ۱۹۶۸، سال انقلاب دانشجویی در پاریس بود و در بیشتر کشورهای اروپا هنرمندان سعی داشتند به فرمها و فضاهایی خارج از سنتهای رایج دست پیدا کنند. ژان میشل در برنامه

تحقیقی G.R.M شرکت کرد و برای اولین بار با روشهای الکتروآکوستیک در ساخت موسیقی آشنا شد. او آموخت که چگونه با نوار الکترونیک کار کند و چگونه اصوات و تکه های

موسیقی آماده (concrete music) را برای ایجاد یک موسیقی واحد کنار هم قرار دهد.

در این مدت او آهنگ Happiness is a Sad Song را هم برای خانه فرهنگ (Maison de Culture) آماده کرد که البته بطور رسمی پخش نشد. او در ۱۹۶۹ اولین اثر موسیقی

الکترونیک خود به نام La Cage و به دنبال آن ترانه Erosmachine را در سال ۷۰ ضبط کرد. بدنبال انتشار La Cage در سال ۷۱ ژان میشل G.R.M را ترک کرد و به کار

ساخت جلوه های صوتی الکترونیک برای گروه Triangle پرداخت.


audioMixed

او به عنوان جوانترین هنرمند در برنامه بازگشایی اپرای Palais Gardnier پاریس برنامه زنده اجرا کرد. اثر او Aor نام داشت که در زبان عبری به معنای نور است.این اثر از هفت

قطعه برای هریک از هفت رنگ رنگین کمان تشکیل شده بود و طراحی رقص آن توسط نورمن اشموکی Norman Schmucki انجام شده بود.

گفتگوی هارمونیک