شکل گیری آوای سازهای الکترونیک

در ادامه مباحثی که راجع به موسیقی دهه ۶۰ تهیه شد، توجه شما را به قسمت دیگری از این سری مطالب جلب میکنیم.

موسیقی Soul و R&B
صحنه این نوع موسیقی پر از افراد سیاه پوست با استعداد بود اما به دلیل وجود محدودیتها و تعصبات نژدای که در آن زمان همچنان دیده میشد، این افراد نتوانسته بودند شهرتی مناسب هنرشان به دست بیاورند. در طی سالهای میانه دهه، گروههای
انگلیسی با کشف موسیقی Soul و استفاده از آن و همچنین جنبشهای دفاع از حقوق بشر، سیاه پوستان را به ادامه کار تشویق کرد و موجب شد تا مردم آمریکا این هنرمندان را از نو کشف کنند.

با شدت گرفتن تب ورزش موج سواری بخصوص در کالیفورنیا ، گروههای instrumental surf صحنه های موسیقی را اشغال کردند. کار آنها به نوعی ترجمه شور و هیجان این ورزش و طرفداران نوجوان آن به زبان موسیقی بود. گروههایی
چون Surfaris, Crossfires, the Del-tones و Dick Dale شهرت فراوانی داشتند.

دیک دیل که سلطان گیتار لقب گرفته بود – و بعدها پدر Heavy Metal شد – نقش بزرگی در معرفی راک با گیتار سولو و نوای بسیار مدرن آن بر عهده داشت. خودش می گفت که بعداز موج سواری حس و حال و نوای دریا و امواج را
با گیتار خود بازسازی می کرده است.

گروهی که بعد از دیل در این سبک نوآوری کرد، گروه Beach Boys بود. آنها با افزودن هارمونیهای آوازی که پر از انرژی جوانی و روزهای خوش در زیر آفتاب بود، چنان شور و حالی به این موسیقی دادند که در همه جای آمریکا بسیار
محبوب شد و شهرت گروه را تا سالهای بعد تضمین کرد.

اما در این زمان اتفاق بسیار مهمتری در داخل استودیوها به وقوع می پیوست. جایی که شعبده بازان جوان ضبط صدا برایان ویلسون Brian Wilson و فیل اسپکتورphil Spector ، تیم اسلوان و بری Sloan & Barri هال دیویدHal David و
برت باکاراک Burt Bacharach ، برای دست یافتن به اصوات تازه ای برای تولید، استودیو را به نوعی ابزار موسیقی تبدیل کردند و به تدریج آواهای الکترونیک سینتی سایزر و شبیه سازی نواها و اصوات را شکل دادند. آنها که عموما آهنگساز
نیز بودند توانستند این اصوات و جلوه های صوتی را به کمک آثارشان معرفی کنند و از آنها در کار هنرمندان مشتاق استفاده نمایند.

کمپانی ضبط صفحه موتاون Motown در دیترویت، توسط بری گردی Berry Gordy jr پایه گذاری شد و با وجود اینکه تمام ستاره های اجرا و ضبط آن سیاه پوست بودند اما نمیتوان آنرا موسیقی سیاهان یا Soul نامید. در اصل گردی نحوه
اجرا، نوع و مدل لباسها و حتا آرایش موی هنرمندان خود را زیر نظر داشت و آنها را برای رسیدن به موفقیتی بزرگتر برای تماشاگران – سفید پوست – بیشتر آماده میکرد. جمله “نوای آمریکای جوان” که روی صفحه ها نوشته میشد و نام دیگر این
تشکیلات، دهکده موسیقی آمریکا HitsVille USA بود که به شبکه گسترده مخاطبینی اشاره میکرد که موتاون به دنبالش بود.

در میان ستارگان موتاون باید به ماروین گی Marvin Gaye اشاره کنیم، او که از مشهورترین چهره های موسیقی شد اولین هنرمندی بود که کنترل کامل ضبط صفحه های خود را بر عهده گرفت و علاوه بر اینکه آهنگساز،ترانه سرا و خواننده
بسیار قابلی بود توانست در بخش تولید نیز بسیار عالی عمل کند. بعدها استیوی واندر Stevie Wonder و اسموکی رابینسون Smokey Robinson هم ثابت کردند که تهیه کنندگان موفقی هستند اما نام ماروین گی همچنان به عنوان اولین، جایگاه
بالایی دارد.

کنسرت شجریان در تهران و رهبری در آنکارا!

همانطور که در خبرها خواندید، علی رهبری رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران که چندی پیش با علاقه و اشتیاق فراوان به ایران آمده و سکان ارکستر را به دست گرفته بود با انتشار نامه سرگشاده خود به وزیر ارشاد، تهران را به قصد اتریش ترک کرد؛ اما شجریان که تا قبل از کنسرت اخیر خود مایل به اجرای برنامه در ایران نبود، کنسرتهایی را در تالار وزارت کشور به روی صحنه می برد!


فعالیت های علی رهبری در خارج از ایران ادامه می یابد …

علی رهبری، رهبر ارکستر و آهنگساز برجسته ایرانی که پس از به توافق نرسیدن با مسئولان ایرانی برای رهبری ثابت ارکستر
سمفونیک تهران به تازگی ایران را ترک کرده، هفته آینده در روزهای هشتم و نهم دسامبر (هفدهم و هجدهم آذر) در مراسم بزرگداشت ولفگانگ آمادئوس موتسارت در ترکیه برنامه خواهد داشت.

در این مراسم، علی رهبری همراه با پاول بادورا اسکودا (Paul Badura Skoda) که از برجسته ترین و همچنین سالخورده ترین پیانونوازان اتریشی است و شهرت بسیاری در زمینه اجرای آثار موتسارت دارد کنسرت خواهد داشت.

این دو هنرمند از سوی دولت اتریش برای کنسرت در مراسم بزرگداشت این آهنگساز اتریشی با ارکستر ریاست جمهوری در آنکارا (Presidential Symphony Orchestra) به ترکیه اعزام شده اند.

در برنامه مذکور، دیورتیمنتو Divertimento 136 برای ارکستر و کنسرتو پیانو در رِ مینور ۴۶۶ اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت نواخته خواهد شد.

پژمان اکبرزاده


کنسرت شجریان، علیزاده و کلهر به اجرا درآمد

هشتم آذر محمد رضا شجریان همراه با حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان به اجرای برنامه در تالار وزارت کشور پرداختند. این کنسرت پس از برنامه مشهور “هم نوا با بم” که به نفع آسیب دیدگان زلزله بم اجرا شد، اولین کنسرت شجریان در ایران است.

این کنسرت در سه آواز اصفهان، دشتی، بیات ترک و افشاری اجرا شده که در این برنامه از تعدادی از ساخته های حسین علیزاده به همراه قطعاتی از آهنگسازان قدیمی ایران روی صحنه رفته است.

این کنسرت با تکنوازی تار حسین علیزاده آغاز شد و در قسمت بعدی کل گروه به روی سن آمد به همنوازی پرداخت. در پایان این برنامه گروه با تشویق حضار روی سن آمده و به اجرای تصنیف “دوش دوش” در افشاری (از ساخته های علی اکبر شیدا) میپردازد ولی با این حال بینندگان باز تقاضای “مرغ سحر” می کنند که این تصنیف را هم مینوازد.

پیشتر محمدرضا شجریان در مصاحبه های خود انتقاداتی از شیوه نا مناسب برگذاری کنسرت در ایران داشت که حتی در پایان فیلم “هم نوا با بم” هم بر این نکته تاکید کرد؛ تا جایی همواره اجرای کنسرت در ایران را رد میکرد. از همین روی با اجرای این برنامه علاقمندان به موسیقی ایرانی را شگفت زده کرد.

آفاق” را گردیده ام …


گزارشی از برگزاری گرامیداشت استاد حسن ناهید، بزرگداشت یاد و خاطره زنده یاد سیاوش زندگانی و کنسرت گروه “آفاق”.

هفته گذشته در روزهای پنجم و ششم آذرماه گروه “آفاق” به سرپرستی محمد آذری به اجرای برنامه در تالار وحدت تهران پرداخت. قرار بود در این برنامه از جناب استاد حسن ناهید

نوازنده چیره دست نی تقدیر به عمل آید و از مرحوم سیاوش زندگانی نوازنده ویلن نیز یاد و خاطره ای زنده گردد.

در آخرین روز این برنامه (جمعه شب) برنامه با کمی تاخیر آغاز و در قسمت اول دوئت فلوت و پیانو اثر سرگئی رخمانینف (op.34.9.14 Vocalise ) اجرا شد. نوازندگی پیانوی این

برنامه برعهده علی حنانه فرزند مرحوم مرتضی حنانه و نوازندگی فلوت نیز بعهده آرمین قیطاسی بود. بعد از اجرای این قطعه قطعه ای نیز از ساخته های مرتضی حنانه اجرا گردید

(op.14 بزرگداشت فردوسی). در قسمت دوم گروه “آفاق” به اجرای برنامه پرداخت. این گروه ابتدا مقدمه ای از ساخته های محمد آذری را اجرا، که با ریتمی کند و تقریبا” فاقد ملودی

زیبا و غنی! فضای خسته کننده ای را در سالن ایجاد کرد. بعد از مقدمه نوبت به ساز و آواز دشتی رسید.

آواز این گروه را غلامرضا رضایی عهده دار بود و جواب آواز نیز به عهده سه تاری بود که در مقدمه هیچ رنگی به ارکستر نبخشیده بود! ( همانند سازهایی مثل سنتور باس و نی ).

سپس تصنیفی مجددا” از ساخته های محمد آذری اجرا شد که چیزی کمتر از مقدمه نداشت! بعلاوه آوازی که هیچکدام از کلمات آن قابل فهم نبودند، جالب اینجاست که خواننده این گروه

دوره های پیوند شعر و موسیقی را در محضر اساتیدی چون حسین دهلوی و حسین عمومی گذرانده است که با این سابقه درخشان ای نوع ادای کلمات از ایشان بعید بنظر می رسید.

… خلاصه تمام قطعاتی که بعدا” اجرا شد طبق همین منوال ملال آور بودند. از این مسئله هم بگذریم که تقریبا” چهل درصد اجرای برنامه مبتنی بر بداهه نوازی …!؟ اعضای گروه بود.

تنها نکته قابل توجه در این برنامه همنوازی و تکنوازی سازهای کوبه ای (دف و تنبک) بود که برخلاف سایر قطعات شور خاصی به بینندگان بخشید؛ البته این از خلاقیت فردی آنها

نشات می گرفت و ارتباطی با کار گروهی آنها نداشت! در نهایت بسیاری از حضار که به عشق دیدار استاد ناهید به آن برنامه آمده بودند با شنیدن خبر عدم حضور ایشان! ( با وجود اینکه

مسئولین برگزاری مراسم میدانستند که آقای ناهید به دلیل سفر به خارج از کشور در آن برنامه حضور نخواهد داشت ولی این قضیه را به اطلاع مردم نرساندند) با عصبانیت سالن را ترک

کردند که باعث ایجاد مسایلی حاشیه ای شد و …

این جریان، از طرز فکری نشات گرفته که بسیاری از اساتید ما پشتیبان آن هستند یعنی عدم اجرای آثار گذشتگان و روی آوردن به خلق آثار جدید به هر طریقی که ممکن باشد!
حال هدف بنده از ارائه گزارش نگرانی از وضعیت فعلی موسیقیست. علیرغم تلاشی که در راه حفظ اصالتهای هنری می شود، اجرای این قطعات سطحی با وجود تمام تبلیغات به نفع

سازندگان این آهنگها، نه تنها موجب پیشرفت موسیقی ما نمی شود بلکه باعث دلزدگی بیش از پیش مردم ما از موسیقی اصیل ایرانی می گردد. این جریان، از طرز فکری نشات گرفته که

بسیاری از اساتید ما پشتیبان آن هستند یعنی عدم اجرای آثار گذشتگان و روی آوردن به خلق آثار جدید به هر طریقی که ممکن باشد!

نتیجه این جریان فکری از دو جهت قابل انتقاد است؛ اول فراموش شدن تدریجی آثار جاویدان موسیقی ما که همگی ریشه در فرهنگ ایرانی دارند و دوم، خلق آثار بی روح و سطحی

توسط آهنگسازان و در نهایت عدم استقبال مردم از موسیقی ایرانی . ( شایان ذکر می باشد اکثریت قریب به اتفاق اعضای این گروهها دوره های آکادمیک نوازندگی و آهنگسازی را نزد

بزرگترین اساتید موسیقی ایران گذرانده اند ولی مشکل از جای دیگر است!)

با وجود این چه ایرادی دارد آثاری که در گذشته اجرا شده وبسیاری از آنها یا با کیفیت نا مطلوب صدایی موجود است یا از بین رفته اند دوباره با کیفیت بهتر اجرا شوند؟ یا بسیاری از آثار

قدما قابلیت ارکسترال شدن را دارند که فکری برای آنها نیز نشده است. این کار چند مزیت دارد اول اینکه آثاری که درگذشته ساخته ولی همان یکبار اجرا شده اگر دیگر اجرا نشود

هرچقدر هم کار زیبا و اصیل باشد به مرور فراموش خواهد شد؛ دوم اینکه مردم از شنیدن نواهای قدیمی و آشنا بیشتر لذت می برند تا قطعاتی که برای اولین بار می شنوند ( چون مسلما

در اولین مواجهه، انسان نسبت به ساختار اینگونه قطعات هنوز تسلط فکری ندارد) مگر در شرایطی بسیار استثنایی. سوم اینکه امروزه این طرز فکر موجب می شود بسیاری از نوازندگان

جوانی که علاقه به تشکیل گروههای موسیقی دارند از ترس اینکه مبادا اجرای قطعات اصطلاحا ” تکراری” توسط آنها موجب انتقاد گسترده پیروان این مکتب گردد، از تشکیل گروه

صرفنظر کرده و هنر و شور جوانی خود را در جعبه سازهایشان مدفون کردند ( تنها به دلیل اینکه نمی توانند قطعاتی ماندگار و زیبا خلق کنند و از ساختن قطعات بی مایه نیز اجتناب می

کنند… که البته در آینده بیشتر به این موضوع می پردازیم)

درپایان جا دارد یادی از آهنگها و نغمه های بی بدیل اساتید بزرگ موسیقی چون:غلامحسین درویش ، علینقی وزیری، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، روح ا… خالقی، فرامرز پایور،

محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و … نیز تکنوازیهای سحرانگیز جلیل شهناز، حسن کسائی، احمد عبادی … داشته باشیم؛ آفاق را گردیده ام … اما تو چیز دیگری!

نشانه های نبوغ در موتسارت

هر چند او کودکی بیمار حال و شکننده بود، اما خوشبخت بنظر می آمد. موسیقی در مرکز فکر و دنیای او بود. در درسهای دیگر هم هوشیار و تند ذهن بود، در یادگیری زبان ایتالیایی و علم حساب استعداد درخشانی داشت.

در سفری به رم در پای نامه خواهرش که برای پدر نوشته بود از او خواسته بود که جدول ضرب را برای او بفرستد. همچنین روایت کرده اند که او در حاشیه اوراق موسیقی گاهی به حل مسائل حساب و هندسه می پرداخت. بسیاری از مورخان موسیقی معتقد هستند که موتزارت هرگز مانند سایر بچه ها به مدرسه نرفت و هر آنچه آموخت توسط خود بود.

پدر او از همان زمانی که به نبوغ پسرش پی برد برای او برنامه ای سنگین و در عین حال دقیق و منظم برای آموزش او ترتیب داد. ظاهرا” او از پدرش علاقه به موسیقی و علم ، تمرکز حواس ، پشتکار و بسیاری صفات خوب دیگر را به ارث برده بود که تا دم مرگ آنها را به همراه خود داشت.

اصلا” معلوم نیست که آیا مادر موتزارت از این برنامه های سخت آموزشی راضی بوده است یا خیر؟ آیا او راضی بوده است که پسر خردسالش این چنین با نظم و انضباطی بی چون و چرا دوران شیرین کودکی را سپری کند؟ ولی آنچه مسلم است آنکه خود موتزارت این موضوع را پذیرفته بود و در این میان ناراضی بزرگ کسی نبود جز نارنل خواهر او، چرا که پدر تمام نیروی خود را صرف موتزارت می کرد.

وقتی موتسارت به شش سالگی رسید پدرش به این فکر افتاد که نبوغ او بخصوص در نواختن سازهای کلاویه ای را را به رخ دیگرات بکشاند. چنین کاری در قرن هجدهم آسان نبود چرا که در آن زمان سیر و سفر بسیار سخت و برای آنها پر هزینه بود. اما او اینکار را کرد و خانواده موتزارت مجبور شد که رنج و مشقت این سفرها را تحمل کند. در واقع می توان به جرات گفت که موتزات اغلب اوقات عمر کوتاه خود را در سفر بسر برد. چرا که در کودکی به همراه پدر و در بزرگسالی برای امرار معاش همواره سفر می کرد.

اولین سفر، مسافرت به مونیخ بود که آزمایشی بزرگ برای او محسوب می شد. آنها در سال ۱۷۶۲ برای مدت سه هفته در مونیخ اقامت داشتند و در این مدت او طی چند نوبت در دربار به هنر نمایی پرداخت. پس از آن به سالزبورگ بر گشتند سپس آنجا را به قصد وین ترک کردند. آنها حتی کلاوسن موتزارت را نیز با خود در سفر به وین به همراه بردند. در بین راه مجبور بودند که برای حضور در دربار کنتی که موتزارت برای اجرا نزد آن توصیه نامه نیز داشت، مسیر خود را دورتر کنند.

پس از رسیدن به دربار کنت، سه روز منتظر مانندن تا وی آنها را به حضور پذیرفت. موتزارت خردسال این رفتار را نپسندید و خیلی زود از چهره چاق و چله او متنفر شد و نمی خواست برای او کلاوسن بنوازد، که در نهایت به اصرار پدر تسلیم شد و چند آهنگ برای رضای او نواخت.

از کتاب موتسارت نوشته یان مک لین ترجمه دکتر محمد مجلسی

اجرام آسمانی و موسیقی کیهان


موسیقی را علم اصوات دانسته اند اما میدانیم که این هنر با ریاضی و فیزیک رابطه ای مستقیم دارد و همانطور که در بحثهای قبلی اشاره شد فیلسوفان و دانشمندان بزرگی مثل ابوعلی سینا این موضوع را تایید کرده اند. در رابطه با تاریخ وموسیقی درکتاب تاریخ موسیقی ایران نوشته حسن مشحون میخوانیم “پیروزی های اسکندر سبب انتشار تمدن یونانی در سرزمینها و کشورهای مفتوحه او گردید و دامنه آن تا هندوستان نیز رسید. اسکندر مایل بود تمدن و آداب و رسوم یونانی را به ایران تحمیل کند ” (که به این مکتب هلنیسم گویند) و در ادامه می خوانیم:

“اما با مشاهده عظمت تمدن ایران ناگذیر شد سازمان کشور و شیوه ی اداره آن را به همان صورتی که در دوره داریوش رایج بود نگاه داشته و آداب و رسوم ایرانی را محترم شمارد.

پس از اسکندر هنرهای زیبا از جمله موسیقی در یونان راکد ماند ولی در شهرهای بزرگ و کانونهای تمدن آن عصر دیگر باز رونق یافت و هنرهای این دوره نسبت به قدیم بیشتر تعلیم

گرفت و صفا یافته بود.”

بعلاوه، آنچه از این مطلب میتوان استنباط کرد این است که تمدن ایران و یونان و علوم رایج در این اقوام از هم مستقل نبوده و تاثیراتی نیز بر هم گذارده اند که در اینجا فقط اشاره ای

به اعتقادات این دو قوم در مبحث نجوم و موسیقی میکنیم.

یونانیان به اعداد و روابط آنها با پدیده های طبیعی اعتقاد بسیاری داشته اند، تا آنجا که فیثاغورث و طرفدارانش ادعا میکردند که اعداد سازنده جهان هستی میباشند و هرچیزی با اعداد

قابل بیان است. بد نیست همینجا توضیح مختصری درباره یکی از دلایل فروپاشی این مکتب بدهیم؛ هنگامی که فیثاغورثیان میخواستند معروفترین قضیه خود – در مثلث قائم الزاویه

مجذور طول وتر برابراست با مجموع مجذورات طول دو ضلع دیگر – را بیان کنند، با این پرسش مواجه شدند که اگر در مثلث قائم الزاویه ای طول هریک از اضلاع مجاور برابر یک

واحد باشد طول وتر چه عددی میشود ؟

و فیثاغورثیان که ادعا میکردند، اعداد سازنده جهان هستی میباشند و هر چیزی با اعداد قابل بیان است حال نمیتوانستند آن عدد را بیان کنند؛ پس با هم عهد کردند که هیچ کدام این بحث را

جایی عنوان نکنند و برای مخالفان هم مجازاتهای سنگین در نظر گرفته شد و برای همین هم امروزه به این عدد یعنی رادیکال دو، عدد گنگ میگویند، یعنی عددی که نباید ماهیت آن فاش

شود. ولی این راز هم مانند دیگر اسرار فاش شد و مکتب فیثاغورس…!

فلاسفه یونانی، بحث یک رابطه هم بین موسیقی و اجرام آسمانی (موسیقی کیهانی)عنوان کردند؛ استاد بینش در کتاب “سه رساله فارسی در موسیقی” آورده: “طرفداران و پیروان مکتب

فیثاغورث اعتقاد داشتند که فاصله های کرات آسمانی از یکدیگر به نسبت فاصله های اعدادی است که نغمات آوازها را میسازند و گردش آنها نیز نغمه ساز میکند که روح عالم است و آن

را گوش مردم به واسطه عادت یا عدم استقلال آنها را در نمی یابد”. (در ادامه توضیح خواهیم داد که چطور میتوانید صدای کرات آسمانی را بشنوید)

هارمونی جهان و صدای سیارات

یوهان کپلر (۱۵۷۱- ۱۶۳۰) منجم آلمانی که روابط مهمی را میان اجرام آسمانی و ریاضیات کشف کرده، با استفاده از حرکت سیارات آهنگی برای آنها نوشت و آن را در کتاب خود ”

هارمونی جهان” بیان کرد و در قرن ۱۹ دو نفر به نامهای راف و راجرز این آهنگها را اجرا نمودند.

بعضی از سیارات در حرکات خود صدایی شبیه به وزوز و یا بعضی دیگر صدای فش فش، یا صدایی شبیه به صدای امواج دریا، یا صدایی سوت مانند یا صدایی شبیه به صدای هلیکوپتر

یا آژیر آمبولانس و… دارند. اما چطور میتوان صدای سیاره ای مثل مشتری را شنید؟

(این قسمت از مجله نجوم انتخاب شده است!) در سال ۱۳۳۴ برای نخستین بار اخترشناسان دریافتند که بر روی موجهای کوتاه، پارازیت های ناشناسی ظاهر میشود. بعدها معلوم شد این

پارازیتها از سیاره مشتری است! این سیگنالها درگستره ۱۰ تا ۴۰ مگاهرتز بودند. (بسامدهای کمترازاین مقدار بندرت در یونسفر زمین نفوذ میکنند)، منبع این سیگنال ها مشخص است،

اما بنظر میرسد این سیگنالها حاوی نوسانهای پلاسمایی، لرزش گاز رقیقی از الکترونها که در میدان مغناطیسی مشتری به دام افتاده اند باشد.

هنگامی که مشتری بالای سرشماست یعنی بیشترین ارتفاع را نسبت به زمین دارد، می توانید روی رادیو موج کوتاه خود صدای مشتری را در فاصله ۱۸-۲۲ مگاهرتز (که در ۱۹

مگاهرتز بیشتر است) بشنوید. سعی کنید رادیو را در محلی که تداخل مصنوعی وجود ندارد قرار دهید. این صدا شبیه صدای امواج دریاست و در هر ۲۰ دقیقه ۱-۶ بار ظاهر شده و در

ثانیه ۱-۳ بار شنیده میشوند.

Pivot Chord


در یکی از مطالب قبل بطور مختصر راجع به مدولاسیون صحبت کردیم در این مطلب می خواهیم کمی دقیقتر به این بحث بپردازیم. مدولاسیون به مجموعه تمهیداتی گفته می شود که

منجر به حرکت از یک تنالیته به تنالیته دیگر می شود.

یک مدولاسیون می تواند خیلی ساده باشد و آن حرکت به یک تنالیته همسایه باشد مثلا” از دو ماژور به فا ماژور یا ر مینور. با این فرض یعنی مدولاسیون به تنالیته های همسایه می توان

گفت که هر کلید (Key) عملا” دارای پنج همسایه می باشد به شکل نگاه کنید.

معمولا” (نه همواره) رسم بر این است که یک قطعه موسیقی از یک تنالیته آغاز می شود و پس از گذراندن یک یا چند مدولاسیون به تنالیته اولیه باز می گردد. به عنوان مثال یک قطعه

ممکن است از دو ماژور شروع شود به فا ماژور برود بعد به سل مینور برود، از سل مینور به ر مینور برود و بعد به دو ماژور بر گردد، به اینصورت C-F-g-d-C که در آن حروف

بزرگ تنالیته ماژور و حروف کوچک تنالیته مینور هستند.

در مدولاسیون معمولا” از آکوردی بنام pivot استفاده می شود که کار آن وصل دو تنالیته به هم می باشد، pivot آکوردی است که در هر دو تنالیته وجود دارد و در یک لحظه نقش دو

درجه مختلف از هر دو تنالیته را اجرا می کند. در مدولاسیون

های ساده همسایه آکورد pivot معمولا” هم پایه تنالیته می باشد. مثلا” برای مدولاسیون از C به G آکورد دو ماژور می تواند بعنوان pivot استفاده شود، دقت کنید که معمولا” رسم بر

این است که آکورد pivot دومینانت پایه تنالیته جدید نباید باشد.

یعنی در مثال اخیر نباید از آکورد D برای این منظور استفاده کرد. به شکل نگاه کنید :

نمونه استفاده از آکورد pivot برای مدولاسیون از دو ماژور به به سل ماژور

در این شکل سعی داریم با استفاده از آکورد دو ماژور از تنالیته C به G مدولاسیون انجام دهیم. در میزان اول ابتدا آکورد دو ماژور را برای دو ضرب داریم. سپس به آکورد سوم گام

یعنی می مینور می رویم و بعد به فا ماژور می رویم. در میزان

سوم به آکورد پنجم تنالیته اول یعنی G می رویم و در ضرب دوم به آکورد پایه تنالیته اول باز می گردیم.

این نکته مهم است که آکورد ضرب دوم از میزان دوم نقش pivot را بازی می کند یعنی هم در جه اول برای تنالیته مبدا بوده و هم درجه چهارم برای تنالیته مقصد می باشد. حال کافی

است با کمی حرکت های هارمونیک در گوش شنونده القا کنیم که

تنالیته دو ماژور نیست بلکه سل ماژور است. برای اینکار کافی است حرکتی به سمت پنجم تنالیته جدید داشته باشیم و از آن به پایه سل ماژور یعنی G فرود بیاییم.

در ادامه از آکورد pivot که C می باشد به Em7 یعنی درجه چهارم تنالیته جدید می رویم بعد به Am که همان در جه دوم از تنالیته جدید می باشد و بعد به درجه پنجم تنالیته جدید یعنی

آکورد ر ماژور. دقت کنید که سپس برای یک ضرب به پایه جدید

فرود می آییم بعد به درجه پنجم بازگشته و آنرا ۷ نیز می کنیم و در نهایت در میزان چهارم با آرامش به روی پایه تنالیته جدید فرود می آییم. گوش کنید :

audio fileModulation Example

درباره علیرضا جواهری


مهمترین گروهی که اوایل انقلاب در زمینه تولید موسیقی انقلابی فعالیت می کرد گروه چاووش بود که ترکیبی بود از گروهای عارف و شیدا.

این گروه در موسسه ای به همین نام به تولید و تدریس موسیقی می پرداخت و بعد از به حاشیه رفتن گروههای نزدیک به دربار و همچنین گروههای موسیقی غیر ایرانی؛ چاووشیها که

تشکیل شده از یک سری فارغ التحصیلان هنرستان موسیقی ملی و دانشگاه هنرهای زیبا و البته بیشتر تحت تاثیر مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و استادانش و… بودند؛ دست به فعالیت

گسترده در زمینه موسیقی زدند.

رادیو و تلویزیون که در اوایل انقلاب هنوز تکلیف خود را با موسیقی نمی دانست گاه با سختگیری، گاه با نرمی با موسیقی برخورد می کرد و در این میان باز گروه چاووش یکه تاز بود

و در اوج انرژی و خلاقیت آثار گرانبهایی را برای نسلهای بعد به جای گذاشتند.

پس از گذشت حدود دو دهه از تولید اولین موسیقی های تنظیم شده این گروه، برای اولین بار پارتیتوری از قطعه “چکاد” اثر خوش ساخت پرویز مشکاتیان که در آلبوم “دستان” منتشر شده

بود روانه بازار موسیقی شد و بدنبال آن پارتیتورهای دیگری از همین آهنگساز به بازار آمد که بعضی با استقبال خوبی مواجه شد.

“بخوان هموطن” با صدای شهرام ناظری، آهنگ از هوشنگ کامکار:


audio file بخوان هموطن

این اتفاق با کوشش موسیقیدان جوان و خوشفکر علیرضا جواهری صورت گرفت؛ جواهری نوازنده سنتور و سرپرست گروه “چکاد” است ولی مهمتر از این عنوانها یک موسیقیدان کوشا

و مطلع از جریانهای موسیقی ایران و جهان است. او کوششهای فراوانی در راه علمی کردن موسیقی ایران؛ از تالیف آثار موسیقی گرفته تا تحقیق روی بهینه سازی سازگری که بی

شک موسیقی ایران به وجود چنین شخصیتی میبالد.

Alizadeh and Lotfi

حسین علیزاده و محمدرضا لطفی

علیرضا جواهری یک تنه در مقابل مشکلات ایستاده و بدور از هیاهو و دشمنیهای جامعه موسیقی، صادقانه با اهل موسیقی همکاری می کند و فقط به اعتلای فرهنگ موسیقی می پردازد.

جواهری با اینکه در فرمهای مختلف (از سمفونی تا چهار مضراب) در کارنامه خود دارد، برای معرفی آثار ارزشمند موسیقی در کنسرتهایی که در سراسر ایران داشته، کمتر آثار خود را

اجرا کرده تا ناخوداگاه به ذهن شنونده های موسیقی ایرانی که با اجرای اصطلاحا” تکراری (!) میانه خوشی ندارند نشان دهد که موسیقی را باید با تفکر شنید.

در قسمتهای بعدی مصاحبه ای با علیرضا جواهری خواهیم داشت که در مورد مشکلات موسیقی ایرانی با ایشان صحبت می کنیم.