روایاتی از زندگی بتهوون


به روایتی بتهوون ۱۸ ساله بود که پدر خود را از دست می دهد و مسئولیت اداره زندگی دو برادر کوچکترش را عهده دار می شود و مجبور می شود که به منظور گذران زندگی در ارکستری در شهر بن به نوازندگی ویولا بپردازد.

اما در سال ۱۷۹۲ هایدن که در حال گذر از شهر بن بود بطور کاملا” اتفاقی بتهوون را هنگام نوازندگی در ارکستر میبیند و پی به عمق نبوغ او نه تنها در نوازندگی بلکه در دانش او از موسیقی میبرد.

هایدن به او پیشنهاد میکند که برای همکاری به همراه او به وین برود و همین گونه هم میشود و به اینصورت بتهوون به وین شهر موسیقی میرود و ضمن اینکه به تحصیل موسیقی میپردازد برای برادرانش پول ارسال میکند.

و باز روایت میکنند که هنگام مرگ بتهوون (سال ۱۸۲۷) در شهر وین هوا برفی بوده و طوفان شدیدی نیز در جریان بوده است که ناگهان رعد و برقی با صدای بسیار بلند زده میشه و او به خواب ابدی فرو میرود.

گفتگوی هارمونیک

Ray Charles


روز گذشته در خبرها داشتیم که Ray Charles خواننده و نوازنده پیانو در سن ۷۵ سالگی از دنیا رفت.

او با وجود آنکه بیشتر یک خواننده بود تا نوازنده پیانو بخاطر توانایی در مطرح کردن قطعات زیادی از سبکهای Jazz ، Blues ، R&B و Soul بعنوان قطعات کلاسیک، به عنوان

یک نابغه معروف شده بود و واقعا” هم اینگونه بود.

متاسفانه او در طول عمر خود همانند برخی دیگر از هنرمندان درگیر اعتیاد به مواد مخدر شده بود و با آن دست و پنجه نرم میکرد.

در سال ۱۹۳۰ در قسمتی از فلوریدا بدنیا آمد و از شش سالگی باوجود آنکه توانایی دیدن نداشت شروع به یادگیری پیانو کرد. خیلی زود به مدرسه مخصوص نابینایان در فلوریدا فرستاده

شد و به علت علاقه بیش از حد به موسیقی به سرعت گروه موسیقی مدرسه را تشکیل داد.

در ۲۰ سالگی توانایی کامل در نواختن پیانو و حتی Alto Saxophone را داشت. نت کینگ کول تنها خواننده جزی بود که در دوران بیشترین کسی که روی موسیقی Ray Charles

اثر گذاشت بود.

وی جزو اولین کسانی بود که سعی داشت نت و پارتیتورهای موسیقی را به خط Braille بنویسد و دست آخر اینکار را هم کرد.

اولین کار موفق او درسال ۱۹۵۶ ارائه شد و سه سال بعد یکی از زیباترین کارهای کلاسیک Jazz را بنام :

audio.gif
Georgia on My Mind

ارائه کرد.

پس از معتاد شدن او به هروئین و چند باری دستگیری، رسما” اقدام به ترک دائم نمود. در آن برهه از زمان بسیار معروف شده بود و در گوشه و کنار دنیا کنسرت اجرا میکرد. به انگلیس

رفت و در حد و اندازه های Beatles و Van Morisson ظاهر شد. وقتی از او سئوال میشد که احساست را راجع به موسیقی بیان کن، در جواب میگفت :

Music was one of my parts… Like my blood. It was a force already with me when I arrived on the scene. It was a necessity for me –
like food or water.

“موسیقی جزئی از وجود من هست … مثل خون، مثل یک نیرویی که درون من وجود داره قبل از اینکه روی صحنه بیام و برای زنده بودن من مثل آب و غذا لازم هست.”

محافل موسیقی Ray Charles را یک پدیده و گنجینه بین المللی میدانستند چرا که ۱۲ بار توانست جایزه های مختلف Grammy Awards را بخود اختصاص دهد و سه عدد از آهنگ

های او یعنی :

۱- Georgia on my mind
۲- Hit The Road Jack,
۳- I Can’t Stop Loving You

هر کدام برای ۱۰ تا ۱۴ هفته آهنگ شماره یک هفته بودند.

درک و دریافت او از موسیقی و نیز فعالیت هایی که او برای ترویج موسیقی انجام داد منجر به این شد که در سال ۱۹۹۵ از Occidental College کالیفرنیا درجه دکتری افتخاری

هنر و موسیقی دریافت کند.

شاید به علت نابینا بودنش بود، شایدهم نه، بخاطر نوع دوستی، که باعث شد در سال ۱۹۸۷ بنیادی را برای تحقیقات روی حس شنوایی به هزینه شخصی خودش بنام
Laboratory for Auditory Research که بالغ بر یک میلیون دلار بود تاسیس کرد، او همواره معتقد بود که

گوشهایش فرصتی بوده که خدا وند به او برای ادامه زندگی داده است.

بله او نیز مثل خیلی از بزرگان هنر رفت ولی یقینا” نامش همواره در محافل هنری زنده خواهد بود.

گفتگوی هارمونیک

No body home


راجع به بچه ای است که در دردوران کودکی یک دفتر چه کوچک داشت و شعرهایش را در آن می نوشت، در کیف مدرسه اش مسواک و شانه سرش را نگاه می داشت، راجع به بچه ای

که در مدرسه معلمها اذیتش میکردند، مگر وقتهایی که به آنها باج میداد یا سرش در لاک خود بود،

بله راجع به همان بچه است که بزرگ میشود و به پوچی میرسد،

کسی که همه چیز دارد، یک تلویزیون که ۱۳ کانال مختلف را در آن می تواند ببیند و بسیاری امکانات دیگر،

اما چه فایده؟ وقتی میخواهد به دوستش زنگ بزند تا از تنهایی و پوچی به او پناه بیاود، او گوشی را برنمیدارد؟

کسی نمیداند چرا؟ آیا واقعا” منزل نیست؟ بعید است!

او به پوچی میرسد و به اعتیاد روی می آورد،

با وجود آنکه در کالج درس میخواند و امکانات زیادی در اختیارش است، حتی یک پیانوی بزرگ، که برای فرار از خاطرات تلخ گذشته به اون متوسل میشود؛

ولی هیچکدام از اینها او را خوشحال نمیکند و میخواهد که پرواز کند!

به کجا؟ جایی ندارد که برود!

باز تلفن میزند، اینبار هم کسی گوشی را برنمیدار و بتدریج احساس میکند که در حال محو و نابود شدن است.


audio.gif
I got a little black book with my poems in

مقدمه بسیار خارخ العاده ای دارد، بخصوص که در شش میزان نوشته شده است؟ چرا چهار یا هشت ؟

nbh.jpg

یک آکورد ساده Am با وضعیت باز که با یک نت لا که بعنوان pickup بکار میرود به دو ماژور افزوده یعنی C+ میرسد، خیلی ساده است ولی نتیجه بسیار زیبایی دارد شاید به این دلیل

که نت باس آکورد، # G است، اگر این نبود و آکورد در حالت پایگی بکاربرده می شد، نتیجه کاملآ عادی و معمولی بود.

با دو حرکت تریوله به دوماژر خالص رفته و به کمک حرکت باس، هارمونی به راحتی به سمت D7 هدایت میشود. حرکت از D7 به F کار ساده ای نیست خیلی راحت میتواند بد صدا

شده و خطای هارمونی تشخیص داده شود ولی ببینید که این تنظیم زیبا چگونه از پس این مشکل بر آمده است.

و به یک باره درکمال ناباوری آکورد بزرگ، کوچک می شود و هارمونی از F به Fm میرود، بدون شک زیباست است و از هر موسیقیدانی نمی توان اینگونه انتظار داشت.

و این تازه فقط چند میزان اول است، جالب اینجا که قطعه روی E7 تمام می شود.


audio.gif
No body home – ۱۹۸۰ live

گفتگوی هارمونیک

دایانا کرال


سالهای سال آلبوم های موسیقی یا ترانه های بالای جدول Top 10 در انحصار سبک هایی مانند rock، pop و یا شاخه های آنها بود و تنها این سبکها بودند که روی بیلبردها و جداول

مقایسه ای با هم برای رسیدن به رتبه اول رقابت میکردند.

و موسیقی Jazz در عین زیبایی به علت پیچیدگی های خاص خود نمیتوانست مخاطبین زیادی داشته باشد و نواندگان و خوانندگان این سبک موسیقی تاب و توان رقابت با کسانی چون

Santana، Calpton، Waters، و … را نداشتند.

اما در ده سال گذشته هنرمندی وارد عرصه موسیقی Jazz شد که توانست با هنر خود مخاطبین سایر سبکهای موسیقی را نیز به سوی خود جلب کند.

به این قطعه از دایانا کرال گوش دهید :


audio.gif
Diana Krall – And I Love Her

دایانا کرال توانست برخلاف بسیاری از هنرمندان که هنر را قربانی تعداد مخاطب میکنند و ساخته های خود را اعم از نقاشی، فیلم، موسیقی و … برطبق سلیقه اکثریت تهیه میکنند – و نه

سبکی که در اون تخصص دارند – به این مهم دست پیدا کند و مخاطبین بسیار زیادی برای خود در سراسر دنیا پیدا کند.

این هنرمند کانادایی که همواره از ارکستر Acoustic استفاده میکند توانست بصورت پدیده ای جدید در عرصه موسیقی کانادا و دنیا مطرح شود. کارهای vocal او در سبکهای swing

و blues واقعا” شنیدنی است.

هنگامی که کارهای vocal این نوازنده توانای پیانوی Jazz را گوش می دهیم شاید بی اختیار بیاد سبک خواندن Nat King Cole بیفتیم که با صدای گرم و ملایمی که داشت گوش

انسان را نوازش می داد.

به گفته خود Diana یکی از مهمترین خواننده های مورد علاقه او Nat King بوده که ظاهرا” در نحوه خوندن او نیز اثر زیادی نیز گذاشته است. شاید اوج توانایی های او در نواختن

پیانو و Jazz Vocal رو بتوان در کنسرت زنده ای که در پاریس داشت ملاحظه کرد.

او در این کنسرت استعداد خود را زمینه Jazz Vocal به رخ همه خواننده های pop، rock، blues، jazz و … کشاند و با خواندن ترانه های زیبا و ماندگاری چون :

I Love Being Here With You
Let’s Fall in Love
East of the Sun
Fly Me to the Moon

یاد و خاطره بزرگان Jazz Vocal مانند Frank Sinatra ، Peggy Lee و Nat King را زنده کرد.

کرال در سال ۱۹۶۴ بدنیا آمد و از ۱۵ سالگی بصورت حرفه پیانو Jazz می زد. بطوریکه در سال ۱۹۸۱ توانست بورس تحصیلی از دانشگاه موسیقی Berklee کسب نماید.

او روزی در کانادا در کنسرتی دوست قدیمی خود Ray Brown را ملاقات می کند که به یک نوازنده حرفه ای کنترباس Jazz تبدیل شده است. Ray Brown او را تشویق میکند که

روی صدای خود کار کند و همین اتفاق نیز می افتد و دایانا کرال موفق می شود که در سال ۲۰۰۰ جایزه بهترین vocalist کانادا و در سال ۲۰۰۱ جایزه بهترین vocalist موسیقی

Jazz را از آلمان نصیب خود کند.


audio.gif
The Girl in the Other Room

گفتگوی هارمونیک

آکوردهای شش


کافی است در گامی که هستید فاصله ششم بزرگ را هم به آکورد پایه – مینور یا ماژور – اضافه کنید، آکورد جدیدی با صدای پر رنگ تری بنام آکورد ششم بدست می آید.

بعنوان مثال اگر شما در گام دوماژور فاصله ششم بزرگ را به آکورد دوماژور اضافه کنید نتیجه شامل نتهای دو، می، سل و لا می شود.

اگر با پیانو یا گیتاری که دارید این دو آکورد را بزنید بسهولت تفاوت فاحش رنگ صداهای آنها را با یکدیگر متوجه خواهید شد. به شکل زیر دقت کنید که در آن آکورد دوماژور در سه

اکتاو درحالت پایگی آورده شده و سپس همان آکورد با افزوده شدن فاصله ششم.


audio.gif C | C | C | C6 | C6| C6

اگر به شکل زیر دقت کنید متوجه خواهید شد که آکورد C6 رنگ و بوی آکورد Am7 را در حالت معکوس دارد و این نکته بسیار مهمی است چرا که از این مسئله می توان خیلی راحت

برای حرکت و حل کردن به سوی سایر آکوردها استفاده کرد.

/images/Maj6th.JPG

عینآ مانند همین حرکت را می توان با یک آکورد مینور انجام داد، منظور اینکه افزودن فاصله ششم به آکورد مینور است. به شکل زیر که آکورد دومینور را در سه اکتاو نشون میده دقت کنید و خیلی ساده آمدیم و نت لا را به آکورد اضافه کردیم.

audio.gif Cm | Cm | Cm | Cm6 | Cm6| Cm6

/images/Min6th.JPG

در مثال بالا به تفاوت رنگ صدای دو آکورد ماژور و مینور هم توجه کنید. عینا” مانند حالت قبل آکورد Cm6 را می توان Am7b5 نیز در نظر گرفت که اینگونه نگاه به این آکورد می

تواند مثلا” برای حل Cm در حالت کلی به آکورد D کمک بسیاری باشد.

یکی از راه های حس رنگ آکوردها استفاده از آنها برای Improvise است. یکی از مطمئن ترین راهها برای اینکه Improvise شما بد صدا نباشد – نه لزوما” زیبا – آن است که شما

روی نتهای آکور حرکت کنید. برای مثال آکورد C6 را بعنوان هارمونی پایه در نظر بگیرید، اگه بیاییم و روی این آکورد یک چنین ملودی را Improvise کنیم، اینگونه خواهد شد،

گوش کنید :


audio.gif
Improvise on C6

/images/C6Imp.jpg

دقت کنید که شما خیلی راحت میتونید آکوردهای شش را بر روی هر آکورد سه صدایی ساده پیاده کنید. مثلا” برای آکورد Am6 خواهیم داشت لا، دو، می و فادیز یا برای آکورد مثلا”

Bb6 خواهیم داشت سی بمل، ر، فا و سل الی آخر.

سرگذشت پیانو در ایران (II)


از اولین نوازندگانی که با استفاده از امکانات کامل پیانو اقدام به نواختن موسیقی ایرانی کرد می توان به مرتضی محجوبی اشاره کرد (هر چند او از تکنیکهای نوازندگی پیانو کلاسیک چندان بهره ای نمی برد) وی از آهنگسازان و نوازندگان اصلی رادیو و برنامه گلها بود و با بزرگانی چون بنان و قوامی همکاری می کرد.

محجوبی جزو اولین کسانی بود که آکوردهای مخصوص موسیقی ایرانی را روی پیانو اجرا کرد و توانست توجه موسیقیدانان ایرانی را به پیانو – به عنوان یک ساز با قابلیت اجرای موسیقی ایرانی – به خود جلب کند. از ساخته های او می توان به تصنیف های “کاروان”، “من از روز ازل”، “نوای نی” اشاره کرد.

جواد معروفی پس از دریافت دیپلم موسیقی از هنرستان فعالیتهای خود برای تاسیس انجمن موسیقی را آغاز کرد و همواره به عنوان سولیست آن ارکستر ایفای نقش می کرد. وی با وجود آنکه شیوه خاص برای نوازندگی داشت از مرتضی محجوبی و مشیر همایون هم الهام گرفته بود. معروفی در کنار نواختن پیانو رهبر ارکستر بزرگ گلها هم
بود. از شاگردان موفق جواد معروفی میتوان از انوشیروان روحانی نام برد که برای کمتر کسی در ایران گمنام است. وی در ۱۸ سالگی برای ادامه تحصیل موسیقی به کنسرواتوار
پاریس رفت و پس از پایان تحصیلات به ایران برگشت و عضو شورای موسیقی رادیو تلویزیون ایران شد.

انوشیروان روحانی نقش مهمی در معرفی پیانو به عنوان یک ساز برای موسیقی مردم پسند ایرانی ایفا کرد و قطعات و ساخته های او هنوز جزو زیباترین و خاطره
انگیزترین قطعات مردمی می باشد.

اردشیر و انوشیروان روحانی، سامان احتشامی و… که از شاگردان جواد معروفی بودند در این میان جزو گروهی از نوازندگان بودند که بخاطر نواختن اتودهای کلاسیک از تکنیک بالای برخوردار شدند. اغلب این پیانیستها که قطعات ایرانی می نواختند در حین تنظیم موسیقی به نکات خاصی در هارمونی موسیقی ایرانی دست پیدا می کردند که تا آن موقع کمتر برای کسی مشخص بود. بخصوص دستگاهها و گامهایی که کمتر آهنگسازی سراغ آنها می رفت مانند سه گاه، بیات ترک و … اما این پیانیستها همیشه با تغییر کوک و آزمون و خطا راه

حل هایی برای چند صدایی کردن دستگاههای موسیقی ایرانی می یافتند. با دقت به این روش متوجه می شویم که یکی از ضعف های موسیقی ایرانی که ضعف هارمونی بود بتدریج در حال رفع شدن بود.

خوشبختانه پس از انقلاب به علت بها دادن به موسیقی ایرانی، نوازندگی پیانو ایرانی به قویترین حد خود از لحاظ تکنیک و دانش موسیقی رسید بطوری که آثار این نوازندگان در مواردی به مراتب برتر از آثار نوازندگان سازهای ایرانی بود. آثار غربی موسیقی کلاسیک برای پیانو از یکطرف و وجود قطعات جدید پیانو از استادان پیانو در ایران
به تدریج نوازندگی پیانو را از فضا صرفا موسیقی ایرانی به سمت تکنیک های بین المللی سوق داد. اتفاقی که برای سایر سازها مانند ویولون و کلارینت، در ایران نیفتاد، شاید به این خاطر که بیان احساسات ایرانی
با توجه به توانایی های فیزیکی ویولون و کلارینت، امکانپذیرتر بود تا با پیانو، به بیان دیگر شاید یک دلیل کشیده شدن نوازندگان پیانو به سمت موسیقی کلاسیک در ایران عدم توانایی
ساز در بیان احساسات ایرانی همانند یک نوازنده ویلن بود.

امید است موسیقی ایرانی تنها مصرف کننده موسیقی کلاسیک و غربی نباشد و بتواند با استفاده از تکنیک ها و دانش آن حرف های جدید و زیباتری از گذشته برای بیان

داشته باشد. به قطعات زیر گوش دهید بطور حتم نفوذ موسیقی کلاسیک و غربی را در بیان احساسات یک
ایرانی می توانید در آنها مشاهده کنید.


audio.gif آهنگسازی و اجرا
از جواد معروفی


audio.gif آهنگسازی و اجرا
از انوشیروان روحانی


audio.gifآهنگسازی و اجرا
از اردشیر روحانی

نگاهی به سبک فرامرز پایور


سبک و شیوه استاد پایور را از دو بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتورنوازی ایشان و دوم از بعد آهنگسازی. سبک سنتورنوازی پایور، سبک
جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است.

البته استاد صبا در نوازندگی سنتور مهارت و چیره دستی حبیب را نداشت ولی توانست از نظر اطلاعات پایه ای و شناخت ردیف موسیقی کمکهای شایانی به استاد پایور بنماید. سبک

نوازندگی استاد پایور از همان ابتدا ( به استناد آثار باقیمانده از آن زمان) تا به حال، تقریبا” ثابت مانده است. بدون تردید با گذشت زمان بر مهارت و چابکی نوازندگی اش افزوده شده است

ولی سبک کلی وی ثابت بوده است.

چابکی و سرعت مضرابهای وی و در عین حال شمرده بودن ریزهایش (چنانکه معروف است که میگویند” در عین سرعت می توان تعداد ریزهایش را شمرد!”)، ویژگی خاص نوازندگی
اوست. دقت بالای استاد پایور چنان است که به ندرت دیده شده که نتی را به اشتباه اجرا کند. نگهداری و تنظیم صحیح وزن قطعات در اجراهایش همیشه مورد توجه بوده است.
سر ضربها (آکسان ها) را به طور دقیق اجرا می کند و سرعت و مترونوم قطعه تا پایان به خوبی حفظ می شود.

استفاده از درابهای زیبا و در عین حال مشکل (سه نت با فاصله)، و تکیه های پاکیزه، از تخصصهای وی در نوازندگی است. همینطور پاملخی ها و جفت مضرابهای غیر معمول و ابداعی اش، چنانکه چهارمضراب معروف اصفهان وی بدلیل برخورداری از تمام این ویژگیها، یکی از مشکل ترین و سنگین ترین چهارمضرابها برای سنتور محسوب می شود و یا قطعه «پژواک» که وی آن را در ریتم لنگ نوشته، در عین سختی از ملودی بسیار زیبایی نیز برخوردار است.


audio file
قسمتی از چهارمضراب اصفهان را با سنتور فرامرز پایور و تمبک محمد اسماعیلی ببینید

از دیگر ویژگیهای سنتورنوازی وی می توان به کم و زیاد کردن و یا خفه کردن مناسب و به موقع صدای سنتور اشاره کرد که تبحر وی درآن، زبانزد خاص و عام است. استاد پایور

هیچگاه در اجرای یک قطعه، خود را دربند یک اکتاو نمی کند و همیشه تا حد امکان از تمام اکتاوها و قابلیتهای سنتور استفاده می کند. وی مهارت ویژه ای نیز در اجرای پاساژهای
مشکل و جابجایی اکتاوها دارد. علاوه بر اینها، وی در قسمتهای آوازی قدرت بداهه نوازی بالایی نیز دارد و هیچ گاه بداهه نوازی هایش ملال آور و کسل کننده نیست و همینطور جواب

آوازهایش، بسیار دقیق و حساب شده است که خود بسیار نیز روی این موضوع تاکید می کند.

جدا از تمام این ویژگیها استیل و فرم زیبای دستان و بدن او در هنگام نوازندگی بسیار زیبا است. بدون تردید، پایور معرف بهترین استیل را در نوازندگی سنتور بوده است. صاف نشستن

پشت سنتور، تحرک کم بدنش حتی در موقع اجرای قطعات سنگین همگان را شیفته خود می کند.

سبک آهنگسازی پایور نیز سبک جدیدی است که باید آن را از ۲ بعد بررسی کرد : اول قطعاتی که وی مخصوص سنتور نوشته است و دوم قطعات مخصوص ارکستر.

Hossein Dehlavi, Faramarz Payvar, Hossein Tehrani

حسین تهرانی، فرامرز پایور و حسین دهلوی

به طور کل استاد پایور با ساخت اولین آهنگ خود (ترانه)، نشان داد که سبک جدید و متفاوتی نسبت به سبک قدما دارد. شیوه ای که شاید منشاء آن سبک علینقی وزیری باشد. ساخت

قطعاتی چون :

audio file گفتگو
audio file پرنیان

audio file رهگذر

علاوه بر نشان از آگاهی و تسلط کافی وی بر ردیف موسیقی، نشان دهنده آشنایی کامل او با سازهایی چون ویولن و تار و فلوت است و حتی سازهای دیگر، چون وی قطعات را برای همه
سازها در ارکستر خود تنظیم می نمود.

قطعاتی چون :

audio file فریبا (قطعه ای با نگرش پیانویی برای سنتور)
audio file پوپک

نیز از زیباترین ساخته های استاد مخصوص سنتور است که در زمان خود قطعاتی جدید و نو بوده اند.

قطعه audio fileپراکنده نیز قطعه ای جالب، زیبا و فنی است. به

طوریکه استاد در آن به ده گام راست پنجگاه به زیبایی اشاره کرده است.

استاد پایور به تمبک بسیار بها می داد و در این راستا، در بین برنامه هایش به اجرای سئوال و جواب سنتور و تمبک می پرداخت. وی این کار را با حسین تهرانی آغاز کرد ولی در زمان

محمد اسماعیلی آن را گسترش داد تا جایی که قطعات مستقلی چون: “پرنده”،
audio file “پرچین” و
“پرستو” را در همین این زمینه ساخت.

Paivar & Tehrani in shiraz

حسین تهرانی و فرامرز پایور (حافظیه ۱۳۴۹)

چهارمضرابهای وی نیز زیبایی و لطافت خاص خود را دارند و شاید بیشتر وی را با چهارمضرابهایش بشناسند. پایور بوسیله معلومات بالایی که از ردیف موسیقی داشت، برای دستگاهها،

آوازها و حتی گوشه هایی که حالت ضربی داشتند، چهارمضرابهای بسیار زیبایی ساخت که علاوه بر دارا بودن ملودی زیبا، از تکنیک خاصی نیز برخوردار بودند که اجرای آن برای

نوازنده بسیار مشکل است.

پایور از اتودهای فراوان مضرابی در چهارمضرابهایش استفاده کرده است که به نوبه خود بسیار جالب است و باعث پرورش دست نوازنده می شود.

استاد پایور پیش درآمد

و رنگهای متعددی نیز (چه برای راست کوک و چه چپ کوک) ساخته است که از ریتمها و ملودیهای مختلف در آنها استفاده شده است. از بهترین آنها می توان به پیش درآمدهای:”
اصفهان”، “شور”،

audio file ابوعطا ،
“دشتی” و “همایون” و رنگهای” دشتی”،” بیات ترک”، “سه گاه” و” ابوعطا” نام برد که هر کدام به تنهایی از شاهکارهای موسیقی ایرانی بشمار می آیند. وی در عرصه تصنیف سازی
هم بسیار فعال بوده است که علاوه بر تنظیمهای تصنیفهای قدیمی، به ساخت تصنیفهای زیبایی نیز دست زده است که با خوانندگان مختلف اجرا نمود.

وی سالهای سال توانست با ارکستر مخصوص خود به اجرای برنامه بپردازد و هیچگاه خللی در آن بوجود نیامد به طوریکه نوازندگان آن همیشه ثابت ماندند (عکس گروههای امروزی!).

و این امر فقط و فقط حاکی از نظم و ترتیب استاد پایور در کارهایش است.


audio file دو نوازی فرامرز پایور با محمد اسمائیلی در سه گاه