موسیقی کلاسیک
1 2 3 ... 51
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (III)

در کنار مقالاتی که درباره آنجلوپولُس نوشته شده، کتاب ولفارم ایشوته (Wolfram Schütte) و یاداشتهای ویلیام فائوکنر (Faukner) به ما یاد آوری می کنند که گذشته هیچگاه نمیمیرد و حتی نمی گذرد. بارها بازگشته به گذشته، در فرهنگ یونان بیش از هر جای دیگری دیده می شود و هنرمند یونانی به ندرت می تواند از آن بگذرد. همانند جرج سفریس (George Seferis) شاعر محبوب النی کارایندرو که یکبار گفته است: “یونان فرایندی متداوم است.” تاثیر گذشته یونان در خود کارایندرو بسیار وسیع است.

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (II)

خانم النی کارایندرو در بازگشت به آتن، لابراتورای از سازهای سنتی در مرکز فرهنگی ORA کشف کرد و کشفیاتش را در برنامه رادیویی اتنوموزیکولوژی بیان کرد. همچنین در سال 1976 با مرکز ECM آشنا شد، او درباره این مرکز می گوید: “من دنیای خود را کشف کردم. بداهه نوازی و آهنگسازی بر اساس احساسات و بدون هیچ گونه قید و بند سبکی و فرمی.” در این دوره بود که او به نوشتن آغاز کرد (به خصوص برای فیلم و تئاتر).

اپرای سان فرانسیسکو (III)

ترنس مک اووین (Terence McEwen) از سال 1982 تا سال 1988 کارگردان اصلی اپرای سان فرانسیسکو بود. به دنبال خبر بازنشستگی آدلر در ژوئن 1979، ترنس جانشین با صلاحیت آدلر شد. او در مونتریال کانادا بزرگ شد، از سن بسیار کم عاشق اپرا بود، به رادیو گوش می داد و در سن 14 سالگی در تعطیلات زمستان به منظور شنیدن اپراهای محبوبش، به نیویورک سفر کرد. سایو (Sayão) خواننده محبوب ابدی ترنس بود که او برای دیدن سایو در اجرای مانون (Manon) در مونریال اصرار فراوان داشت.

گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

ارتباط برقرار کردن با موسیقی در هر دو یکی است. در کار ضبط در استودیو، تماشاگر غایب است و این باعث مصنوعی شدن کار می شود. اما شما باید در نظر بگیرید که تماشاگران به آن گوش خواهند داد، تنها در زمانی متفاوت از آن لحظه…

هلن گریمود (II)

هلن سونات شوپن و راخمانیوف را ضبط کرد، همچنین Barcarolle و Berceuse شوپن و کنسرتوی شماره.3 بارتوک (B. Bartók) به همراه بولز (Boulez) و ارکستر سمفونیک لندن ضبط شد (این ضبط های هلن گریمود، در سال 2005 دارنده جایزه منتقدین ریکورد آلمان، جایزه آکادمی ریکورد و جایزه توکیو شدند و جایزه کلاسیک میدم در سال 2006). هر دوی این آثار در سال 2005 به بازار عرضه شدند.

گفتگو با مائوریزو پُلینی (II)

خب، هم نوازی همیشه سخت تر است و نیاز به ریسک دارد. در عین حال با لذتی فوق العاده همراه است، مثل امشب! باید به شما بگویم که کنسرتوی شومان به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) اجرایی بود که همیشه به خاطر خواهم سپرد، به این دلیل که احساس می کردم کنسرتوی شومان حقیقاتا در اجرای امشب زنده شد، چیزی که همیشه اتفاق نمی افتد.

محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

در قسمت قبلی این نوشتار اشاره ای شد به وضعیت منتقدین و نویسندگان موسیقی در ایران و اینکه هنوز در این بخش کمتر شاهد مطالب و مقالات و نقد های جدی و درخور توجه هستیم. در مورد نقد ها و مطالبی که در مورد کلیدر نوشته شد کمتر به ویژگی های ساختاری این اثر اشاره شد و بیشتر نویسندگان به بررسی ویژگی های ظاهری این اثر از دیدگاه عموم پرداخته اند.

هلن گریمود (I)

هلن گریمود (Hélène Grimaud) پیانیست شهیر فرانسوی ، در 7 نوامبر 1969 در آکسی، شهری در جنوب فرانسه، به دنیا آمد. او زیر نظر ژاکلین کورتین (Jacqueline Courtin) در کنسرواتوار و پس از آن با پیه ره باربیتز (Pierre Barbizet) در مارسی تحصیل کرد. در سن 13 سالگی در کنسرواتوار پاریس پذیرفته شد، همان جایی که جایزه پیانوی سال 1985 را دریافت کرد! در ماه جولای بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی، سونات شماره 2 سرگی راخمانیوف (Sergei Rachmaninov) را ضبط کرد و در سال 1986 اتودهای تابلئوکس (Etudes-Tableaux) را ضبط کرد.

کلارا ویک شومان

خانم کلارا جوزفین ویک شومان موسیقیدان آلمانی، یکی از پیانیست های برتر زمان، آهنگساز و همسر روبرت شومان (Robert Schumann) آهنگساز بود. کلارا شومان از سن 5 سالگی از محضر پدرش، فردریش ویک (Friedrich Wieck) استاد مشهور پیانو، تمرین می دید. شروع یادگیری موسیقی او در حالی بود که کلارای جوان در سن 4، 5 سالگی تنها چند کلمه می توانست صحبت کند! در واقع همه چیز برای او تا سن 8 سالگی کاملا بی اهمیت بود. تاخیر به گفتار آمدن کلارا و برتریهایش در زمینه موسیقی قابل مقایسه با پیانیست بزرگ آرتور روبنشتاین (Arthur Rubinstein)، فیزیکدانان آلبرت انیشتن (Albert Einstein) و ریچارد فینمان (Richard Feynman) و ریاضی دان جولیا رابینسون (Julia Robinson) در بین دیگر بزرگان می باشد.

روش سوزوکی (قسمت یازدهم)

وقتیکه من در ناگویا (Nagoya) تدریس ویولون را پذیرفتم، پدرکوجی (Koji) در حاماماتسو (Hamamatsu) زندگی میکرد. در اوائل سال 1930 ما به توکیو رفتیم، بعد از مدتی تویودا (Toyoda) با تمام خانواده اش پیش ما آمدند و کوجی خردسال در خانه ما فعالانه شروع به تحصیل کرد. البته او باید نواختن ویولن را تصادفا یاد میگرفت و این موضوع که آیا اصلا او یادگیری ویولن را دوست داشت یا نداشت چندان مورد توجه نبود! دقیقا مثل یادگیری زبان ژاپنی برای بچه های ژاپنی!

1 2 3 ... 51
RSS / XML