Archive for the ‘موسیقی معاصر’ Category

مایکل آنجلو، نوازنده سریع گیتار

شنبه, اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۷

مایکل آنجلو یکی از مشهور ترین گیتاریست های جهان است؛ مجله Guitar One Magazine وی را سریعترین گیتاریست تمامی دوران نوازندگی نامید. اعجوبه ای که مهارت و تکنیکش امریست غیر قابل تصور. نوازنده ای که هم با دست راست میتواند بنوازند و همان کار را نیز با دست چپ انجام دهد استفاده از گیتار موازی (دارای ۴ دسته) و اجرای آن بنظر امری نمایشی بیاید اما وی این ایده را با مهارت اعجاب انگیزش به امری عملی و قابل اجرا مبدل نمود.

مایکل آنجلو نوازنده گیتار سبک instrumental/heavy metal در ایلینویز آمریکا بدنیا آمد و تحصیلات خود را در زمینه موسیقی و آهنگسازی از دانشگاه Northeastern Illinois University دریافت نمود.

اجرا و کنسرت یکی از عمده ترین فعالیت های وی را تشکیل میدهند و بسیاری از علاقمندان به موسیقی مشتاق این هستند که سریعترین گیتاریست جهان را از نزدیک مشاهده نمایند . وی فعالیت ضبط و نوازندگی را همراه با گروه band Holland که Tommy Holland خواننده ان بود شروع نمود. آلبوم های ضبط شده آنها در دهه ۸۰ توسط کمپانی هایی چون Atlantic Records منتشر شد موفقیت خوبی را برای گروه بهمراه داشت. سپس در آلبوم تکنوازی Jim Gillette با عنوان Proud to Be Loud همکاری نمود.

این دو ستاره موسیقی متال و نوازنده باس T.J. Racer و درامر Bobby Rock گروه متال را بنیان نهادند. باتیو گیتار را از سن ۱۰ سالگی شروع مینمود هر چند که از کودکی نیز پیانو مینواخت. ظرف دو سال وی توانست از معلم خویش نیز سریعتری بنوازد.

یکی از خصوصیات جالب توجه در وی این است که دست چپ وی انجام میدهد، دست راستش نیز قادر به انجام آن میباشد و یا بجای اینکه همانند دیگر نوازندگان از پایین (دست چپ) فرت ها را گرفته وی این کار را نیز از قسمت بالای گیتار نیز انجام میدهد و به همان راحتی نت ها را به صدا در می آورد.

Audio File
قسمتی از اجرای آموزشی مایکل آنجلو را ببینید

این قدرت در انگشتان شاید برای هر نوازنده ای آرزویی محال باشد اما وی قادر به انجام این عمل بود که موجب میشد تا از نظر تکنیک و سرعت بتواند به حد بسیار بالایی برسد. در همان سنین سعی نمود تا دو گیتار را همزمان بنوازد که بر روی هر یک کاری متفاوت مانند اجرای قطعات در تونالیته های مختلف انجام میداد.

پس از این وی گیتار چهار دسته خودش را اختراع نمود و با آن مینواخت که در یکی از کنسرتهای وی در تگزاس به همراه گروه نیترو دزدیده شد اما شرکت بتازگی برای وی گیتاری ساخته بود که جایگزین گیتار قبلی وی شد.

باتیو یکی از نوازندگانیست که جدا از نوازندگی در گیتار نیز تغییرات جالبی بوجود آورده است همانند string dampener که موجب میشود نوازنده به آسانی تکنیک هایی همانند لگاتو و تپینگ را براحتی انجام دهد.

شرکت Dean Guitars مسوول ساخت سازهای وی میباشد و باتیو سالها از گیتار ها و تجهیزات جانبی این شرکت در تورها و کنسرتهایش استفاده مینماید و این شرکت نیز حامی طرح ها و ایده های خلاقانه نیز میباشد. باتیو دو اثر تصویری نیز از کارهایش و شیوه نوازندگیش با عنوان Speed Kills و Speed Lives منتشر نموده است که استقبال بسیار بالایی نیز از این دو اثر شد.

اما وی درباره این قدرتش در نوازندگی بالاخص در تکنیک های همچون تپینگ و لگاتو بیان میدارد:

مهمترین نکته این بود که من در همان دوران (سن ده سالگی) خود متوجه شدم که در چه تکنیکی ضعف دارم (تپینگ و لگاتو) و در همان دوره با تمرین توانستم بر ضعف هایم غلبه کنم و آنها را به یکی از نقاط قوت نوازندگیم تبدیل نمایم.

به وسعت دنيا (I)

شنبه, فروردین ۳۱م, ۱۳۸۷

گزارشى درباره ورلد میوزیک

بخش اول

ورلد میوزیک (World Music) وسعتى دارد اندازه خود دنیا. در دنیاى موسیقى مرز ها باز و آزادند و مردم را با علاقه به خود مى خوانند. خاطره هاى این دنیا طولانى است اما به پاى تاریخ نمى رسد، زیرا تنها در بردارنده خاطرات مثبت و شیرین است. «ورلد میوزیک» البته قسمت شاد آن، در برگیرنده آثار پاپ ماهرانه غیرغربى و موسیقى سنتى با انواع گرایش هاى بى شمار آن است و البته مى توان موسیقى کلوپ ها و آثار عجیب موسیقى تمدن ها را هم قسمتى از آن دانست. این اشکالى ندارد. رفتار هاى بدون تعصب نسبت به موسیقى ارزش آن را در جهان ملموس تر مى کند.

اکنون دیگر با اینترنت و با فشار تنها چند دکمه مى توان تمام آثار موسیقى که در خارج از کشور تولید شده است را شمارش کرد و سایت descarga.com اختصاص یافته به مباحث کارشناسى موسیقى است و شما مى توانید از سایت calabashmusic.com انواع موسیقى را دانلود کنید.
موسسه اسمیت سونین به سئوالات شما راجع به مسائل قوم نگارى موسیقى پاسخ خواهد داد. براى این کار تنها کافى است به سایت smithsonian global sound.org مراجعه کنید. در این سایت شرح و تفسیر هاى زیادى راجع به موسیقى قومیت هاى مختلف آمده و توجه ویژه اى به نوازندگان شده است. توضیحاتى هم در سایت هاى world music central.org و afropop.org آمده است.

در این مقاله تنها به تعدادى اثر از گنجینه موسیقى جهان به طور گذرا اشاره خواهیم کرد این آثار منتشر شده از سال گذشته تاکنون است.
آلبوم هاى موسیقى درمان قطعى بیگانه ستیزى هستند و یادآورى مى کنند که خلاقیت در پشت مرز هاى ملى و سد هاى زبان ها متوقف نمى شود و قیمت این آثار از ۱۳ دلار و ۴۹ سنت تا ۱۸ دلار و ۴۹ سنت براى یک سى دى و ۱۷ دلار و ۹۵ سنت براى دو سى دى است.


• آرژانتین
تانگو تنها موسیقى آکاردئون آرژانتین نیست. چانگو اسپایس آکاردئونیستى است که اجداد او اوکراینى بوده و به آرژانتین مهاجرت کرده اند.
در آلبوم «Traefero de Mis Pagos»، (آهنگ هایى از سرزمین سرخ)، او چامامه مى نوازد. در این آلبوم او از سازهاى بسیار متنوع استفاده کرده و با استفاده از آهنگ هاى غنى فولکلور کشورش به آهنگ هاى خود استحکام بخشیده است. در این امر او از ریتم تند ۶ ضربى آرژانتینى استفاده کرده و سازهاى کوبه اى کشورش آن را همراهى کرده اند.

• ارمنستان «لالایى هاى ارمنى» هاسمیک هارتونیان، هنوز هم خلوص و حس پر اضطراب خودشان را حفظ کرده اند. شعرهاى این آهنگ ها کودکان را به خوابیدن تشویق مى کند. اما موسیقى آن کاملاً تحت تاثیر این اشعار قرار نگرفته است. هارتونیان با صداى مهربان و در عین حال محزون خود از ملودى هاى قدیمى استفاده کرده است. در این آلبوم بیشتر او به تنهایى آواز مى خواند و در بعضى مواقع یک یا دو ساز او را همراهى مى کنند. زمان هاى زیادى وجود دارد که صداى او با تنها یک نت ثابت در فلوت در هم مى آمیزد و تاثیر آن درونى و ابدى است. نمى توان رویاهایى که کودکان بعد از شنیدن آن در سر مى پرورانند، به راحتى حدس زد.

• برزیل
آهنگ هاى پاپ برزیل از گذشته تا الان لذت بخش بوده و هستند. آلبوم «Berimbaum» اثر پائولا مورلنبایم و Projeto Microص bio do Frero، اثر سیلوریا پسو، از آثار خارق العاده پاپ این سرزمین محسوب مى شوند، این آثار به نحو لذت بخشى گیج کننده و هیجان آورند.

مورلنبایم یک دهه است که با آنتونیو کارلوس جوبیم، بوسانووا (نوعى رقص برزیلى با حرکت هاى سریع که شبیه به سومبا است و جهش ها و حرکت هاى ظریفى دارد) اجرا مى کنند. او بوسانووا و سومبا (نوعى رقص که برزیل سرچشمه گرفته) را در سالنى با سازمان هاى الکترونیکى در «Berimbaum» اجرا کرده است. شاعر و آهنگ ساز این مجموعه وینوس د مورس است و صداى با احساس او با آمیزه اى از موسیقى هاى زنده ترکیب شده است.

آنها این قطعات را براى سازهاى الکترونیکى تنظیم کرده اند البته مورلنبایم و گروه هنرمند او چیزهاى زیادى به این آثار اضافه کردند. پسر رقصنده درجه یک در گروه «کاسا برلهو» بوده است. او موسیقى شمال شرقى برزیل را مورد مطالعه مجدد قرار داد. ابتدا روى فورو و اکنون روى فررو، آهنگ هاى کارناوال در سبکى شبیه به سومبا (نوعى رقص برزیلى) کار مى کند. او این قطعات را با کمک گروه سازهاى برنجى ارتش به اجرا درآورده است. این آلبوم کاسا برلهو یادآور فرروهایى از دهه هاى ۱۹۵۰ یا ۶۰ است. او به گونه مشهودى تحت تاثیر آهنگ هاى قدیمى است اما مى خواهد که آنها را کاملاً متحول کند.

• کنگو
معروف ترین نوع موسیقى کنگو سوکوس است، این نوع موسیقى تحت تاثیر رومباهاى (نوعى رقص کوبایى) به وجود آمده اند و آنها با تغییر بسیار و پس از بازگشت مجدد به آفریقا به یک رقص جذاب تبدیل شده است که با همراهى صداى شیرین و جذاب هورن و گیتار همراه است. «ککل» گروهى متشکل از اساتید موسیقى کنگو است که در گروه هاى مختلفى کار مى کنند. در آلبوم «زندگى در کنگو» آنها از گیتار، سازهاى بادى چوبى، ماریمبا (نوعى ساز کوبه اى) استفاده کرده اند. سوکوس هاى اصلى ضبط شده هم به همین اندازه قابل رقصیدن و نشاط آورند.

اما آلبوم دیگرى هم به نام congotronics در کنگو منتشر شده است. (براى دستیابى به آن مى توانید به سایت www.emusic.com مراجعه کنید.) در این آلبوم یک گروه موسیقى ۲۵ ساله با سازى شبیه به پیانو به نام لیکمبس و وسایلى که در خانه ها و زباله ها پیدا مى شود، به نواختن قطعات مشغول شدند. آنها از آهن رباها و ماشین هاى قراضه استفاده مى کردند و ساز هاى کوبه اى این گروه ماهى تابه ها و قابلمه ها بودند.

• کوبا
کوبایى ها در شرایط سخت اقتصادى به خوبى آموختند که از حداقل امکانات حداکثر استفاده را بکنند و این در موسیقى آنها هم نمایان است. در آلبوم (Rusti coll) پدرو لوئیس فرر، نیز از کمترین سازهاى ممکن استفاده کرده است. در آن صداى شفاف گیتار کوبایى به نام «کرس» و سازهاى کوبه اى دسته اى به گوش مى رسد، در کل ۳ یا ۴ نوع ساز در این آلبوم استفاده شده است و خود فرر یا دخترش اولنا، که صداى خارق العاده و گیرایى دارد، در این آلبوم آواز خوانده اند.

سبک خاص موسیقى فرر chaguisa نام دارد. این موسیقى بسیار با وقار و بلندپروازانه است و خیلى کم از قوانین سبک قدیم کوبایى پیروى مى کند. او در موسیقى خود از موسیقى هاى اطراف آمریکاى لاتین و صداى ساده و شفاف آوازهاى فولکلور کشورش و ایده هاى جالب غنایى استفاده کرده است. شعر او مردم خودخواهى را که کوکائین مى کارند، ملامت کرده است و در آن به طرز واضحى مخالفتش با شرایط فعلى کوبا را نشان داده است.

او از قول کوکائین کاران در شعرش مى گوید: «من دیگر چگونه زندگى خواهم کرد. اگر ناگهان پول هایم بى ارزش شوند؟» موسیقى آهنگ ملایم و کرى قوى دارد.

• غنافانک (نوعى موسیقى جز)، جیمز بران با بخش هاى هیجان انگیز گیتار و هورنش موسیقى کل آفریقا را متحول کرده است. اکنون تمام گروه هاى موسیقى آفریقا از آن پیروى مى کنند. (Ghana Soundz) (آثار فانک دهه ۷۰ غنا - جلد دوم) مجموعه اى است برگزیده از آثار موسیقى ترکیبى غنا. در آن ترکیبى از فانک با گنجینه غنى موسیقى بومى و تا حدودى هم نفوذ موسیقى نیجریه استفاده شده است. در میان این آثار چند شعر غنایى به زبان انگلیسى در میان دیگر اشعار آفریقایى به این مجموعه وجود دارد. این آلبوم دربرگیرنده موسیقى فانک بسیار شیرین و قابل رقص است.
• مصر
تشویق به مبارزه با حشیش به هر شکل ممکن، ناراحتى و تاسف خوردن جزء اصلى ربتیکا است. این نوع موسیقى در مصر در ابتدا تنها در میکده ها شنیده مى شد. ملودى هاى آن حزن انگیز و ساده و قابل فهم است. در ساخت آن از سبک هاى رایج در بالکان و آسیاى میانه استفاده شده است. استفاده آنها از ساز هاى محدود است تنها بوزوکى و لوت کوچکى که باقلاما نامیده مى شود، در این آهنگ ها مورد استفاده قرار مى گیرد. در آلبوم «ربتیکا» که شامل آثار ضبط شده از دهه ۱۹۲۰ تا ۱۹۸۰ است، صداى ساز ها بسیار مطمئن، ترسناک، اندوهگین و در عین حال آشنا است.

روزنامه شرق

جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

پنجشنبه, فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷

جان مک لافلین (John McLaughlin)در ۴ ژانویه سال ۱۹۴۲ یورکشایر انگلستان متولد شد. بسیاری وی را با خواننده و نوازنده پاپ/راک با عنوان Jon McLaughlin اشتباه میگیرند! اما جایگاه جان مک لافلین گیتاریست جز همواره در تاریخ موسیقی جز بعنوان یکی از برترین ها جاودان شده است.

در دهه شصت یکی از عمده فعالیت های وی در زمانی که جوان بود نوازندگی در سبک جز و بلوز در لندن بود و برای خودش به عنوان نوازنده ای صاحب سبک و مستقل با لهجه نوازندگی انگلیسی مبدل شده بود.

در لندن وی آلبوم Extrapolation را به همراه John Surman و Tony Oxley در سال ۱۹۶۹ منتشر نمود که در آن مک لافلین سعی نموده بود تا تکنیک و مهارت بالای خود را در نوازندگی و همچنین استفاده از هارمونی غریب و ناشناخته استفاده نماید.

در سال ۱۹۶۹ به آمریکا مهاجرت نمود و به گروه Tony Williams پیوست؛ اما به همکاری با گروهها و نوازندگان دیگر نیز علاقمند بود تا اینکه در آلبومهای In A Silent Way و Bitches Brew مایلز دیویس بعنوان نوازنده میهمان در چند قطعه به نوازندگی پرداخت که با گروه مایلز دیویس نیز این قطعات را بصورت زنده نیز اجرا نمود که آلبومها توانست فروش قابل توجهی را بدست آورد و نظر بسیاری را به خود جلب نماید.

از جمله نوازندگان و گروههای که وی با آنها در آن زمان فعالیت نمود میتوان به:
Miroslav Vitous, Larry Coryell, Wayne Shorter, Carla Bley, The Rolling Stones
اشاره نمود.

اما اینبار نوبت آن رسیده بود تا وی توانایی های خویش را بعنوان یک موزیسین جز نشان دهد آلبوم Devotion در سال ۱۹۷۰ و زیر نظر کمپانی Douglas Records منتشر شد.

موسیقی زنده و پر انرژی که نشانه های تلفیق نیز در آن دیده میشد. اشخاصی که وی را در این آلبوم همراهی نمودند Larry Young نوازنده ارگ (که در حقیقت با این آلبوم وی به دنیای موسیقی معرفی شد و بعنوان یار همیشگی جان مک لافلین در بسیاری از آلبومها و کنسرتهای وی حضور داشت) نوازنده گیتار باس Billy Rich و درامر گروه Buddy Miles که در سابق با جیمی هندریکس همکاری مینمود.

اعضای این گروه با آنکه جوان بودند اما همگی به تجربه کافی در موسیقی جز رسیده بودند و ثمره آن نیز آلبومی درخشان بود که شروعی برای موفقیتهای جان مک لافلین در عرصه موسیقی جز بود. اما آلبوم دوم My Goal’s Beyond in the U.S وی کاملا با Devotion متفاوت بود، او در این آلبوم به سمت و سوی موسیقی تلفیق موسیقی جز و موسیقی کلاسیک هندی روی آورده بود!پ

در قسمتی دیگر از این آلبوم وی قطعات برخی از آهنگهایی که بر رویش تاثیر گذاشته بودند اجرا نمود که سرشار از بداهه نوازی ها و ملودی هایی بود که خلاقانه بر اساس تم اصلی خلق نموده بود.

قطعاتی از نوازگانی چون :

“Something Spiritual” (Dave Herman), “Hearts and Flowers” (P.D. Bob Cornford), “Phillip Lane,” “Waltz for Bill Evans” (Chick Corea), “Follow Your Heart,” “Song for My Mother” and “Blue in Green” Miles Davis.

My Goal’s Beyond تحت تاثیر پیروی از رهبر فکری وی Sri Chinmoy که یکی از فیلسوفان هندی بود و توسط مدیر برنامه های لری کوریل به مک لافلین معرفی شده بود ایجاد شد. مک لافلین بشدت شیفته موسیقی و سنت های هند بود که باعث شد تا چندین سال زندگی در هند با نوازندگان و موزیسین های این خطه از دنیا به همراهی بپردازد (گروه شاکتی و نوازندگی به همرا ذکیز حسین نوازنده طبلا از ثمرات این علاقمندی های وی بود).

در دهه ۷۰ وی گروهی را تشکیل داد که اعضای آن Jerry Goodman ( ویولون), Jan Hammer (کیبورد), Rick Laird (باس), Billy Cobham (درام) بودند که بیشتر به اجرای قطعات تکنیکال و همچنین اجرای تلفیقی موسیقی جز و راک با توجه به هارمونی موسیقی غربی و موسیقی هند میپرداختند. در این دوره مک لافلین بیشتر از آنکه به بیان موسیقی توجه کند به تکنیک بها میداد اجرای تکنوازی های سریع با استفاده از گامهای مهجور و بیگانه در موسیقی پایه و اساس کارهای وی را شکل میداد.


audio file بشنوید قسمتی از نوازندگی مک لافکین را

اما تجربه کار با این گروه و اجرای قطعاتی تک بعدی برای وی خسته کننده شده بود. او گروه شاکتی را بر روی صحنه آورد. داشتن معلومات در زمینه موسیقی وسالها نوازندگی veena (یک ساز هندی) باعث شد، فعالیت هنری وی وارد مرحله ای جدید شود.

اما سبک جدید کاری وی را نمیتوان به درستی مشخص نمود! شاید عنوان موسیقی جهانی برای آن مناسبتر از موسیقی جز و یا هند باشد چون تلفیقی از همه نوع موسیقی بود.

جان مک لافلین جدا از اینکه نوازنده ای متبحر بود، موزیسینی با خلاقیت و تفکرات جدید بود وی همواره به دنبال خلق و یافتن موسیقی جدید و همکاری با نوازندگان مختلف بود که میتوان به همکاری وی با کارلوس سانتانا و تشکیل گروه رویایی Guitar Trio همراه با پاکو دلوسیا و ال دی میولا اشاره نمود.


audio file بشنوید قسمتی از نوازندگی همنوازی مک لافکین با ال دی میولا و پاکو دلوچیا را

اما در این جا باید به این نکته اشاره کرد که برخلاف دیگر همتایانش وی توجهی به دنیای تجاری موسیقی نداشت و این تفکر برای نوازنده ای مشهور در آمریکا، واقعا تحسین آمیز میباشد! در حال حاضر وی به مشغول ضبط آلبوم و همراهی با گروههای جوان به عنوان رهبر است و دی وی دی تصویری آموزشی اش نیز به یکی از منابع اصلی برای نوازندگی جز مبدل شده است.

ذاکر حسین مشهور مروج طبلا در جهان

دوشنبه, فروردین ۱۲م, ۱۳۸۷

ذکیر حسین یا ذاکر حسین (Zakir Hussain) یکی از مشهورترین نوازندگان طبلا (ساز کوبه ای هندی) در دنیا میباشد که با مهارت و استادی هرچه تمام ریتمهایش قلب تپنده هر نوع موسیقی میباشد. وی اجراهای متعددی را با نوازندگان غربی و سازهای مختلف انجام داده است که برخی از ضبط های وی نیز توانسته جوایزی را در زمینه موسیقی تلفیقی و جهانی از آن خود نماید.

وی در تاریخ ۹ مارس سال ۱۹۵۱ در هندوستان بدنیا آمد، همانند بسیاری دیگر از نوازندگان برجسته هند موسیقی را بصورت سینه به سینه از پدر خود فرا گرفت. استاد الا راخا یکی از طبلا نوازان متبحر در منطقه او بود، وی بعنوان پدر و استاد ذکیر حسین فرزندش را با اصول بنیادین در نوازندگی آشنا نمود؛ موسیقی ای سرشار از پیچیدگی های خاص خود و دنیایی از ریتم…

نگاه ویژه موزیسین های غرب به موسیقی هند موجب این شد تا بسیاری از نوازندگان و گروههای مختلف با هدف تلفیق و کسب تجربه هایی جدید به همکاری با نوازندگان هندی بپردازند؛ شاید راوی شانکا یکی از برجسته ترین این نوازندگان باشد.

ذکیر حسین نیز به سبب نواختن سازی کوبه ای مورد توجه بسیاری از گروهها قرار گرفت شاید مهمترین فعالیتش همکاری با گروه بیتلز بود که باعث شد وی به دنیای موسیقی معرفی شود. اما موسیقی جز سبکی بود که او میتوانست توانایی های خود را بدور از هیاهوی تبلیغاتی بدست آورد. وی در سال ۱۹۷۱ همراه با گروه شانتی در ضبط آلبوم همکاری نمود و در سال ۱۹۷۵ یکی از با ارزشترین کارهای وی همراه با جان مک لافلین نوازنده شهیر جز شکل گرفت.

گروه شاکتی به همراه مک لافلین و ذکیر حسین و دیگر اعضای گروه کنسرتهای متعددی را اجرا نمودند که این همکاری به مدت سه سال به طول انجامید و بعد از آن گروه منحل شد و ذکیر حسین با عنوان خود دست به کنسرتهای متعدد دیگری زد.

audio file بشنوید قسمتی از نوازندگی و ریتم خوانی ذاکر حسین را

در همان سالها ذکیر تحصیلات خود را نیز کامل نمود؛ سال ۱۹۷۰ زمانی بود که او در آمریکا اقامت نمود و در همان سال در بیش از ۱۵۰ کنسرت حضور داشت که در نوع خود بینظیر بود!

در سال ۱۹۸۷ وی اولین آلبوم تکنوازی خود را با عنوان Making Music به دنیای موسیقی عرضه نمود. اثری که از آن به عنوان تاثیر گذارترین آلبوم ضبط شده ای که میتوان تاثیر متقابل شرق و غرب را کاملا احساس نمود، یاد میکنند.

تاثیر وی در انتقال فرهنگ هند نیز کاملا محسوس بود و به دلیل فعالیتهایش در سال ۱۹۸۸ بعنوان جوانترین پرکاشنیست توانست جایزه Padma Shri (جایزه ای از سوی دولت هند برای نخباگان فرهنگی - هنری - علمی) را بدست آورد.

در سال ۱۹۹۰ وی جایزه Indo-American Award را بخاطر ایجاد رابطه فرهنگی آمریکا و هند دریافت نمود.
در سال ۱۹۹۱ بعنوان جوانترین موزیسین از سوی دولت هند و به دستور مستقیم رئیس جمهور هند نام وی در آکادمی هنری هند ثبت شد.

audio file بشنوید قسمتی از نوازندگی ذاکر حسین را

در سال ۱۹۹۲ آلبوم Planet Drum که توسط ذکیر حسن و Mickey Hart تهیه و ضبط شده بود نامزد جایزه گرمی برترین آلبوم در بخش موسیقی جهانی (World Music) شد. وی در آن زمان تشکیل گروهی با عنوان آلبومش داد و جدا از وظیفه رهبری گروه خود به عنوان نوازنده نیز فعالیت مینمود که تورهای متعددی را در بین سالهای ۱۹۹۷ الی ۱۹۹۷ اجرا نمود. در این کنسرتها از نوازندگان مختلفی چون John McLaughlin, Shankar و T.H. Vinayakram نیز به عنوان نوازنده میهمان استفاده مینمود.

در سال ۱۹۹۶ وی آهنگ آغازین مسابقات المپیک آتلانتا را به سفارش هیات برگزاری، ساخت و همچین در سال ۱۹۹۸ نیز برای فستیوال جز سن فرانسیسکو نیز آثاری را آهنگسازی نمود تا اینکه در تابستان سال ۱۹۹۹ گروه شاکتی بار دیگر احیا شد.

گروهی که نوازندگان آن همگی جزو برترین ها در ساز و سبک خود بودند و با تجربه ای بالا موسیقی را اجرا مینمودند که شایسته تحسین و تشویق بود.

audio file بشنوید قسمتی از نوازندگی ذاکر حسین را

از جمله دیگر گروه ها و نوازندگانی که وی با آنان همکاری نمود میتوان به :

George Harrison, Ali Akbar Khan, Ravi Shankar, Aashish Khan,Vasant Rai, Imrat Khan, Joe Henderson, Van Morrison, Jack Bruce, Tito Puente, Pharoah Sanders, Billy Cobham, Charles Lloyd, the Hong Kong Symphony و the New Orleans Symphony
اشاره نمود.

en.wikipedia.org

آرمیک ستاره ایرانی گیتار

سه شنبه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۶

آرمیک (Armik Dashchi) را میتوان یکی از محبوبترین گیتاریست های جهان دانست. نوازنده ای که آثارش توانسته است جایگاه بسیار مناسبی را در میان علاقمندان عام و خاص بدست آورد و همچنین از نظر تجاری آثار وی جز پرفروشترین آلبومها در سبک New Age نیست. آثار وی مخلوطی است از موسیقی ملل مختلف، اما نمیتوان از علاقه وی به سبک فلامنکو چشم پوشی نمود که منجر شده است، در بسیاری از آثارش، از تکنیک ها و فرمهای دستگاهی این سبک استفاده نماید اما سبک وی فلامنکو نمیباشد بلکه باید به آن عنوان تجاری Nuevo Flamenco (سبکی که فلامنکو اصیل نمیباشد اما از بسیاری از خصوصیات این سبک در اجرا استفاده میشود بالاخص تکنیک ها و دستگاههای مردمی چون رومبا.)

آرمیک در سال های ۲۰۰۴ الی ۲۰۰۶ توانست در شاخه New Age در بین ده هنرمند برتر لیست مجله بیلبورد - Billboard Magazine قرار گیرد که موفقیت بسیار بزرگی برای هر موزیسین میباشد.

هنگامی که هفت ساله بود ساعتی را که به وی هدیه داده بودند با یک گیتار کلاسیک معاوضه نمود و بصورت مخفیانه شروع به تمرین و گیتار زدن نمود که با اطلاع خانواده از این امر و دیدن استعدادش، خانواده اش شروع به تشویق و کمکش در یادگیری اصول اساسی گیتار نزد اساتید مختلف نمودند؛ آرمیک در سن ۱۲ سالگی به مهارتی بالا دست یافته بود که حتی در ترانه های مختلف نیز قطعات ساخته خود را مینواخت!

اما در آن زمان بیشترین گرایش وی به سمت موسیقی جز بود، تا اینکه وی با موسیقی فلامنکو آشنا شد و زیبایی و شور و هیجان این سبک او را شیفته بیش از پیش گیتار و بالاخص فلامنکو نمود. در دهه هفتاد و طی سفری به اسپانیا با دیدن اسطوره موسیقی فلامنکو، تصمیم به یادگیری نمود و این علاقه نیز تا به امروز همواره در او وجود دارد و با گوش دادن به آثارش میتوان متوجه شد که تا چه حدی این موسیقی در وی نفوذ کرده است، همچنین وی از نوازندگانی است که دارای سبک و تکنیک مخصوص به خود میباشد که الگوی بسیاری از نوازندگان در سطح جهان میباشد.

آرمیک بعد از مدتی به لس آنجلس رفت و همراه با هنرمندان مختلفی به همراهی نواخت در سال ۱۹۹۴ وی اولین آلبوم خود با عنوان GYPSY FLAME RAIN DANCER را منتشر نمود که با موفقیت زیادی روبرو شد.

شاید یکی از عوامل موفقیت وی خارج شدن از موسیقی پاپ ایرانی در لس آنجلس بود که باعث میشد قابلیتهای این نوازنده به چشم نیاید، هر چه او در خلق بسیاری از ترانه های موسیقی پاپ نقش موثری را داشته است. اما قابلیتهای او فراتر از آن چیزی بود که موسیقی پاپ و همکاری با خوانندگان میتوانست به وی عرضه دارد.

audio file بشنوید اجرایی از آرمیک را

بلافاصله در سال ۱۹۹۵ آلبومی عرضه نمود که بنوعی فرهنگ موسیقی اسپانیایی را در دنیا مطرح می ساخت و در این راه گیتار ساز اسپانیایی برای تحقق ایده های وی گیتاری با عنوان Rubia برای وی ساخت که نام آلبوم بعدی او همین نام بود و این آغازی بود برای موفقیتهای پی در پی اش در عرصه موسیقی جهان.

audio file بشنوید اجرایی از آرمیک را

اما موفقیتهای وی تنها در عرصه موسیقی و نوازندگی نبود بلکه وی با بنا نهادن کمپانی بولرو توانست جمعی از هنرمندان با استعداد را به دنیای موسیقی معرفی نماید.

آلبوم های منتشر شده تحت نام بولرو توانست در رتبه بندی برترین آلبومهای مجله بیلبورد در سه سال متوالی در بین ۱۰ آلبوم برتر سبک New Age کسب نماید و بیشترین موفقیت در بین از آن آلبوم LOST IN PARADISE میباشد.

audio file بشنوید اجرایی از آرمیک را

اما از نکات جالب نوازندگی و آثار وی این است که در هر ترک از آلبوم ها وی بدنبال کشف و خلق دنیای جدید از موسیقی است و شاید رمز ماندگاری و محبوبیت وی نیز همین باشد که سعی نکرده است تا آثاری تکراری منتشر نماید، بعنوان مثال در آلبوم Latin gypsy jazz وی از عنصرهای موسیقی فلامنکو - جز - بولرو - بوسانوا استفاده نمود.

در آلبوم PIANO NIGHTS وی برای اولین بار از پیانو نیز در خلق آثارش استفاده نمود. از دیگر خصوصیات کاری وی گرایش به موسیقی آرام و بدور از هیجان و تکنیک بود که میتوان این میل و گرایش را در آلبومهای بعدی وی دید اما در سال ۲۰۰۸ با آلبوم BARCELONA وی بار دیگر همراه با ملودی های زیبا و ریتم های شاداب و حال و هوای موسیقی اسپانیا باز به گرایش اصلی خود یعنی موسیقی فلامنکو بازگشت.

خوزه فلیسانو

چهارشنبه, اسفند ۲۲م, ۱۳۸۶

خوزه فلیسانو (José Montserrate Feliciano García) را باید یکی از نامدارترین خوانندگان پاپ آمریکای لاتین نامید؛ خواننده و نوازنده گیتاریست که اجراهای مهیچ و پرشور وی توانسته است هواداران فراوانی را برای خود بدست آورد و سالنهای چندین هزار نفری همواره مملو از عاشقان وی میباشد. موزیسنی نابینا که توانست با استفاده از نبوغ و خلاقیت های خود جایگاه مناسبی را در دنیای موسیقی پاپ بدست آورد.

در ۱۰ سپتامبر سال ۱۹۴۵ در شهر لارس پورتوریکو و در خانواده ای پر جمعیت که وی یازدهمین فرزند خانواده بود بصورت مادرزادی نابینا بدنیا آمد هر چند فلیسیانو توانست بر این نقصش مقابله نماید و به یکی از برجسته ترین هنرمندان در دنیای موسیقی مبدل شود.

اولین آشنایی وی با موسیقی در سن سه سالگی رخ داد . پنج ساله بود که همراه با خانواده اش به شهر نیویورک مهاجرت نمود و درنه سالگی بود که در تئاتری محلی به نوازندگی آکوردئون میپرداخت . اما زندگی وی در موسیقی زمانی متحول شد که پدر بزرگش به وی گیتاری هدیه داد. وی ساعتهای مدام و گاهی روزی بیش از ۱۴ ساعت به تنهایی در اتاقی مینشت و با گوش دادن به آثار نوازندگان گیتار کلاسیک چون آندرس سگویا و جز مانند وس مونتگومری قطعات آنان را از طریق گوش مینواخت. چندی بعد وی گیتار کلاسیک را زیر نظر Harold Morris شروع به یادگیر نمود کسی که قبلا یکی از شاگردان سگوویا بود.

این میل و اشتیاق برای نواختن بقدری بود که در هفده سالگی مدرسه را ترک نمود تا در کلوبها بنوازد و اولین اجرای قرارداد حرفه ای خود را برای اجرا در دیترویت منعقد نمود و این شروعی بود برای موفقیتهای آتی اش. جدا از مهارت او در موسیقی، فلیسیانو بیشتر برای برای احساس قویش مطرح شده است.

در سال ۱۹۶۶ برای شرکت در فستیوال موسیقی ماردل پلاتا به آرژانتین رفت. در آنجا بود که نمایندگان کمپانی مشهور RCA هنرنمایی وی را دیدند و به او پیشنهاد دادند تا برای ضبط یک آلبوم در آنجا بماند؛ آنها مطمئن نبودند که وی آیا میتواند آنجا که آنها خواسته بودند ( آلبومی در زمینه موسیقی اسپانیایی ) اجرا نماید که به پیشنهاد فیلیسیانو، قطعاتی در فرم بولرو ضبط نمودند که نتیجه، قرار گرفتن در صدر برترین ها بود.

Audio File
قسمتی از اجرای خوزه فلیسانو را با الهام از “پرواز زنبور عسل” ببینید

یک سال بعد وی در انگلیس کنسرتی را برپا نمود. اما با خاطره ای ناخوشایند آنجا را ترک کرد زیرا که به وی اجازه ندادند تا سگ خود را که همواره در کنارش بود بیاورد و بخاطر همین قطعه No Dogs Allowed را ساخت که به گفته وی داستان اولین دیدارش از شهر لندن بود.

بعد از دو آلبوم موفق و کسب شهرت در زمینه اجرای موسیقی آمریکای لاتین وی به لس آنجس رفت و به همراه Rick Jarrard که تهیه کننده نیز بود و قطعه Doors’ song Light My Fire را ضبط نمودند که این آهنگ توانست در سال ۱۹۶۸ رتبه سه را در جدول موسیقی برترین ترانه های پاپ آمریکا را بدست آورد.

وی به سرعت در آمریکا مورد توجه قرار گرفت، فروش میلیونها نسخه از آلبومهایش و همچنین قرار گرفتن در رتبه های نخست محبوبترین آهنگها باعث شد تا دو جایزه گرمی یکی در بخش برترین هنرمند سال و برترین آهنگ سال را در سال ۱۹۶۹ از آن خود کند.

اما در سال ۱۹۶۸ و در جهت مخالف با جنگ ویتنام، فلیسیانو فرصت این را یافت تا در استادیوم تایگر در سری کنسرهایی در همین زمینه شرکت نماید. اجراهای بسیار شخصی و بیان قوی از موسیقی آمریکای لاتین و نوازندگی گیتار باعث شد تا قطعات ضبط شده این آلبوم تا هفته ها در صدر ۱۰۰ آلبوم برتر مجله بیلبورد قرار بگیرد!

در سال ۱۹۷۰ وی آلبوم خود را در زمینه موسیقی کریسمس با عنوان Feliz Navidad روانه بازار موسیقی نمود که بدون شک یکی از مهمترین دلایلی که وی را در تمامی دنیا بعنوان یک موزیسین برجسته شناساند، همین آلبوم بود. بسیاری از قطعات این آلبوم توسط نوازندگان مختلفی در سراسر دنیا و در زمان کریسمس اجرا میشود که یاد و خاطره وی را همیشه تداعی مینماید.

در دهه هفتاد وی در زمینه ساخت موسیقی متن سریال و برنامه های مختلف تلویزیونی فعالیت خودش را گسترش دارد. ساخت موسیقی متن سریال کمدی Chico and the Man و موسیقی فیلم Aaron Loves Angela از این قبیل کارهای وی بود.

همچنین به عنوان نوازنده مهمان در بسیاری از آلبومها با خوانندگان مختلف همکاری نموده است که میتوان به همکاری با:

Bill Withers, +’Justments. John Lennon’s Rock ‘n’ Roll, Joni Mitchell Court و Spark, Michael Nesmith “Tantamount To Treason”, Natalie Cole ” Everlasting” & Gloria Estefan’s “Alma Caribena”

اشاره نمود.

جدا از موسیقی امریکای لاتین، وی اشراف کاملی بر موسیقی اسپانیا و راک داشت که توانست با مهارت هر چه بیشتری موسیقی خلق نماید که ذائقه هر سلیقه ای را برطرف نماید. او بارها جایزه بهترین گیتاریست پاپ را از طرف مجله Guitar Player بدست آورده است و همچنین کاندیدای دریافت این جایزه نیز در بخشهای کلاسیک و راک شده است.

انیا، صدایی از سرزمین ایرلند

سه شنبه, اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶

نام اینا مساویست با ترانه هایی از سرزمنین ایرلند جایی که موسیقی مخصوص به خود را دارد و دنیایی از رمز و راز. بسان دیگر خواننده مشهور، لورنا مک کنیت وی نیز تواسته است جایگاه مقبولی را در نزد شنوندگان بدست آورد. انیا با نام اصلی Eithne Patricia Ní Bhraonáin در ۱۷ ماه می سال ۱۹۶۱ در ایرلند بدنیا آمد و در دنیای موسیقی با نام Enya Brenna شناخته شده است.

audio file بشنوید صدای انیا را

خواننده و ترانه سرایی خوش ذوق که جدا از فروش بالای آلبوم های وی در سراسر دنیا، در میان هنرمندان ایرلندی نفر اول در زمینه موسیقی تجاری شناخته شده است.( فروش آلبومهای وی بالاترین رتبه را در میان سایر آثار هنرمندان ایرلندی بدست آورده است!) کارهایی که توانسته برای وی ۴ جایزه و نامزدی آکادمی موسیقی (جایزه گرمی) را بدست بیاورد.

یکی دیگر از مواردی که وی را در میان سایر خوانندگان برجسته نموده است و شهرتی از این طریق کسب کرده است، خواندن ترانه های مختلف با ۱۰ زبان مختلف میباشد که این کار در نوع خودش بسیار بی نظیر بوده است.

همچنین نباید نقش وی را در بیان و گسترش فرهنگ و موسیقی ایرلندی در دنیا نادیده گرفت چراکه سهم عمده ای از این کار به وی تعلق دارد.

انیا در خانواده ای پرجمعیت و هنرمند بدنیا آمد ( دارای ۴ برادر و ۴ خواهر) که والدینش در زمینه موسیقی و تئاتر فعالیتهای متعددی داشتند و پدر بزرگ وی نیز نوازنده پیانو بود.

در دوران تحصیلات موسیقی کلاسیک و پیانو را فرا گرفت و در سال ۱۹۸۰ در یک گروه محلی به مراه چند تن از برادر و خواهرهایش شروع به فعالیت نمود. با این گروه حتی دو آلبوم نیز منتشر نمود و جدا از خواندن پیانو نیز مینواخت که پس از مدت دوسال همکاری، از گروه جدا شد و به صورت مستقل شروع به فعالیت نمود و که آثاری را نیز منتشر نمود، هرچند موفقیت چندانی به دست نیاورد اما مهمترین اتفاق در آن زمان آهنگسازی برای فیلم The Frog Prince
بود که توانست اندکی وی را در جامعه موسیقی مطرح سازد. او همچنین در سال ۱۹۸۶ با قراردادی با تلویزیون بی بی سی موسیقی سریال مستند در زمینه اقوام ایرلندی (سلتیک) را ساخته که بعنوان آلبومی مستقل به بازار عرضه شد.

اما شروع موفقیت انیا را میتوان سال ۱۹۸۷ دانست وی با Watermark دانست که بیش از هشت میلیون از آن بفروش رفت و توانست رتبه ۵ در انگلیس و رتبه ۲۵ را در آمریکا و یکی از پرفروشترین آلبومها به خود اختصاص دهد.

دیگر از وی چهره ای محبوب در سطح جهان ساخته شده بود. در سال ۱۹۹۱ انیا توانس جایزه گرمی را بخاطر آلبوم Shepherd Moons از آن خود نماید که این آلبوم نیز بیش از ده میلیون نسخه بفروش رسید و همچنین آلبوم The Memory of Treesدر سال ۱۹۹۵ توانست جایزه گرمی را در بخش برترین آلبوم New Age از آن خود کند.

اما از نظر زندگی شخصی وی که از مرموزترین خوانندگان دنیا میباشد و شاید تلاش برای آشنایی بیشتر با وی امری غیر ممکن باشد! جالب است بدانید در سال بیش از ۲۵۰ هزار دلار تنها صرف محافظت از کاخ شخصی اش در دوبلین مینماید! او در سال ۲۰۰۵ دو منطقه محافظت شده را به خانه اش، آن هم با پیشرفته ترین تجهیزات امنیتی و برای انجام مراسم و جشن های خصوصی اش مجهز نمود و اضافه کرد!

audio fileبشنوید “می بی” را با صدای انیا

وی در سال ۲۰۰۶ با ثروتی معادل ۱۳۶میلیون دلار در بین ۲۵۰ نفر ثروتمند در ایرلند توانست، رتبه ۹۵ را بدست آورد و همچنین او ثروتمند ترین زن در کشورش میباشد.

از علاقمندی های وی میتوان به اجرا در گروه کر مادرش و در هر کریسمس نام برد و به حیوانات خانگی بالاخص گربه علاقه خاصی دارد! محبوبترین آهنگساز کلاسیک نزد وی سرگئی راخمانینف میباشد.

اما در زمینه سبک کاری وی باید عنوان نمود که ترانه های وی تحت تاثیر موسیقی کلاسیک و ایرلند میباشد و یکی از دلایل موفقیتش داشتن گروهی منسجم و قوی میباشد. انیا به شخصه در مقام آهنگساز، خواننده و نوازنده تمامی سازهای ضربی را در آلبومهایش به عهده داشته است مگر اینکه در قطعه ای خاص احتیاج به نوازنده ساز مورد نظر وجود داشته باشد.

Nicky Ryan بعنوان تهیه کننده آلبومها و Roma Ryan شخصی است که ترانه های وی را در زبان های مختلف مینویسد.

و اکثر صداهایی که در قطعات وی میشنوید ساخته شده توسط سینتی سایزر (بالاخص Roland D-۵۰) میباشد مگر برخی قطعات که در آن سازهای آکوستیک نیز استفاده شده است.

اما آوازهای مختلفی که همانند یک گروه کر در قطعاتش شنیده میشود نیز همگی توسط وی بوجود آمده است! او در برخی اوقات از بیش از ۸ لایه از صدای خود استفاده مینماید و همچنین وسواس خاصی در تنظیم آنها دارد که در یک مصاحبه عنوان نمود که برای یکی از قطعاتش بیش از صدها بار تغییراتی را اعمال نموده است. اما در رده بندی جایگاه صدا میتوان وی را خواننده متزو سوپرانو نامید.

از دیگر خلاقیت های انیا میتوان به آخرین آلبوم وی اشاره نمود، جائیکه وی به زبان ژاپنی و Loxian که زبان اختراعی روما رایان میباشد به هنرنمایی پرداخته است!

نیز
از دیگر فعالیتهای وی میتوان به شرکت در ساخت موسیقی فیلم و اجرای دو ترانه در قسمت اول فیلم ارباب حلقه های به کارگدانی پیترجکسون اشاره نمود.

en.wikipedia.org