Archive for the ‘تئوری و مبانی نظری موسیقی Jazz’ Category

آشنایی با Modal Jazz

پنجشنبه, اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۶


اگر به موسیقی سبک بی باپ (bebop) توجه کرده باشید حتماً متوجه شدید که چگونه همراهی کنندگان سولیست از آکوردهای مختلف برای تغییرات سریع ملودی استفاده می کنند و یا برعکس چگونه

سولیست برای هماهنگ با هارمونی - که به سرعت تغییر می کند - ملودی های روان بالا و پایین رونده با استفاده از نتهای کروماتیک اجرا می کند.

بسیاری از موسیقیدانان جز در دهه ۵۰ از چنین تغییرات سریع هارمونی در ساخت موسیقی خود پیروی می کردند. تغییرات آکوردها در این دوره آنقدر زیاد بود که اغلب به نوازندگان برای اجرا، جز برگه

حوای توالی آکوردها (Chord Progression) داده نمی شد و کافی بود تا سولیست با توجه به بالا و پایین رفتن هارمونی ملودی ای را بداهه اجرا کند. به همین دلیل در این دوران خیلی شاهد ساخت ملودی

های بدیع، زیبا و شاخص نبودیم.

در واقع اگر به قعطات موسیقی به جا مانده از این دهه توجه کنید بوضوح شاهد آن هستید که موسیقیدانان بر روی خطوط حامل بدون سر کلید شروع به نوشتن آکوردهای مختلف می کردند بدون آن که گام

مشخصی را برای قطعه انتخاب کرده باشند.

اما اواخر دهه ۵۰ موسیقیدانان Jazz متوجه مشکلات خاص این روش ساخت و اجرای موسیقی شدند و به همین دلیل رویکرد خود در ساخت موسیقی را بتدریج تغییر دادند و شروع به استفاده از مدهای

مختلف و مشخص گام های موسیقی در ساخت قطعات خود کردند.

این تغییر در ساخت و اجرا موسیقی پیامدهای جالبی در بر داشت به عنوان مثال در بی باپ نوازنده باس (Bass) ناچار بود همواره روی نتهای آکورد - که سریعاً هم تغییر داده میشد - اجرا داشته باشد در

حالی که در مدل جدید با توجه به مد و گامی که در آن موسیقی اجرا می شد می توانست به راحتی آزادی حرکت بیشتری داشته باشد.


audio fileMiles Davis - Kind of Blue

نوازنده های پیانو و گیتار که عموماً تامین کننده هارمونی قطعات بودند نیز آزادی بیشتری پیدا کردند چرا که دیگر مجبور نبودند دقیقاً هارمونی و توالی آکوردهای پی در پی - که معلوم نبود از کدام مد کدام گام

بیرون آمده اند - را مراعات کنند، دیگر آنها می توانستند برای همراهی ملودی در چهارچوب گام و هارمونی کلی آزادی عمل بیشتری داشته باشند.

همچنین سولیست نیز دیگر لازم نبود تا بدون برنامه از پیش تعیین شده حرکتهای افقی، بالا و پایین رونده - حتی شاید بی مورد - روی آکورد ها داشته باشد. او دیگر مد و گامی داشت که می توانست روی آن

اندیشه کند تا ملودی زیبایی را خلق و اجرا کند. چرا که تا پیش از این ملودی او می بایست در چهارچوب تنگ آکوردهایی که با سرعت زیاد تغییر می کردند می گنجید در حالیکه در حالت مدال جز تغییر

آکوردها، فرکانس بسیار پایین تری داشتند. بخصوص اینکه عموماً دو یا سه توالی آکورد ساده چند بار در قطعه ای مدال تکرار می شد.

در نهایت مهمترین نتیجه ای که این تغییر سیاست در ساخت و اجرای موسیقی برای Jazz به دنبال داشت راحتی و آزادی بیشتر برای بیان احساسات نوازندگان بود.

البته ناگفته نماند که ساخت ملودی در جز مدال بسیار دشوار تر است چرا که لازم است تا نوازنده عموماً در مدت زمان اجرای قطعه در یک مد و گام - که بندرت ممکن است تغییر هم بکند - به اجرای ملودی

بپردازد و چنانچه از عهده این کار به خوبی بر نیاید با توجه به سادگی فضای هارمونی و ثبات نسبی مد و گام، نتیجه حاصله می تواند برای شنونده خسته کننده باشد.

خلاصه بحث
در موسیقی جز مدال هارمونی و توالی آکوردها به مراتب با فرکانس کمتری تغییر می کند تا سبکهایی نظیر بی باپ (bebop) یا هات جز (hot jazz) و بر خلاف دو سبک اخیر پایه و اساس جز مدال، گام

و مدی است که موسیقی در آن نوشته شده است. این سبک از موسیقی جز بیشترین توانایی بیان احساسات را دارد.

اصطلاحات مربوط به beat یا ضرب

جمعه, اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶

بیت - beat : همان ضرب در اصطلاح فارسی است که معیاری برای شمارش گذشت زمان در یک میزان است. معمولاً فاصله زمانی هر رفت و برگشت عقربه مترونوم معادل یک بیت یا ضرب

محاسبه می شود. در یک میزان چهار ضربی موسیقی، نوازنده معمولاً بر روی ضرب اول بیشترین تاکید را می کند و پس از آن بر روی ضرب سوم و ضربهای دوم و چهارم عموماً ضربهای ضعیف بشمار

می آیند.

داون بیت - down beat : به ضرب اول هر میزان گفته می شود که معمولا رهبر ارکستر چوب خود (baton) را به سمت پایین حرکت می دهد و شروع میزان را مشخص می کند. نوازندگان

موسیقی معمولا در اجرای داون بیت بیشترین تاکید (accent) را اعمال می کنند.

بک بیت - back beat : اصطلاحی است در موسیقی برای ضربهای شماره دو و چهار در میزانهای چهار ضربی، به همین دلیل از این اصطلاح برای میزانهای ۱۲/۸ - معادل ۴/۴ ضربدر

۳/۲ - نیز استفاده می شود. این اصطلاح در مقابل down beat که به ضرب اول میزان گفته می شود کاربرد دارد.

آپ بیت - up beat : ضربی است که بدون تاکید (accent) قبل از ضرب اول میزان بعدی اجرا می شود. بعنوان مثال در یک میزان ۴/۴ به ضرب سوم آپ بیت گفته می شود. توجه کنید که در

بسیاری از قطعات موسیقی از ضرب چهارم یک میزان ناقص قطعه شروع می شود به این ضرب یا نت پیک آپ (pick up) یا آناکروسیس (anacrusis) هم گفته می شود. در اینجا نیز اصطلاح آپ (up)

از جهت حرکت چوب رهبر ارکتسر گرفته شده است.

افتر بیت - after beat : ضربی است که بر خلاف حالتهای عادی نوازنده به آن تاکید می کند. این اصطلاح بیشتر توسط نوازندگان پرکاشن و درامز بکار برده می شود. بنابراین چنانچه نوازنده

روی ضربهای سه و چهار در میزان چهار ضربی (یا هر ضرب ضعیف دیگر) تاکید کند، در اصطلاح او after beat می زند.

آف بیت - off beat : اصطلاحی است در موسیقی و به حالتی گفته می شود که در آن داون بیت ها - یا همان ضربهای قوی - با سکوت جایگزین می شوند و یا به ضرب ضعیف قبل متصل می

شوند. اصطلاح هنگامی بکار برده می شود که در یک ریتم موسیقی در غالب موارد ضرب قوی به صورتی که گفته شد اجرا شود.

اصطلاح beat در موسیقی و نوازندگی درامز و پرکاشن کاربردهای دیگری - غیر از تئوری موسیقی - نیز دارد که در زیر به مواردی از آن اشاره می شود.

برک بیت - break beat : اصطلاحی است که بیشتر در موسیقی معاصر (پاپ، راک ، هاوس و …) بکار برده می شود و منظور ضربی است از هنگامی که همه سازها در اجرای موسیقی بجز درامز و

پرکاشن سکوت می کنند.

بلست بیت - blast beat : به حالتی گفته می شود که نوازنده درامز طبل یا سنج یا های هت (snare,cymbal,hi-hat) های خود را بطور متناوب به لرزه در می آود.

آکوردهای برگشت

سه شنبه, آذر ۷م, ۱۳۸۵


تهیه توالی آکوردهایی - chord progressions - روان، خوش وصل و دلنشین برای علاقمندان به هارمونی مانند پاسخ یک محاسبه پیچیده ریاضی نیست که منجر به مقداری کاملاً مشخص و یکسان شود.

حرکت از یک آکورد مبدا و رسیدن به یک آکورد مقصد طی چند میزان می تواند پاسخهای متفاوتی داشته باشد که همگی آنها از مشخصات و محدودیت های تعریف شده برای هارمونی پیروی کنند.

طبیعی است هرچه بیشتر با قوانین و تعاریف موجود در دانش هارمونی آشنا باشیم و هارمونی قطعات مختلف را بیشتر تحلیل کرده باشیم توانایی ما برای کنار هم قرار دادن آکوردها بگونه ای که بتوانند

شخصیت لحظه ای موسیقی را به سمت و سوی مورد علاقه بکشانند بیشتر خواهد شد. در این نوشته سعی می کنیم بصورت خلاصه شما را با مفهوم “آکوردهای برگشت” آشنا کنیم.

Turnaround Chords
به مجموعه از آکوردها گفته می شود که شما را به یک نقطه آغازین، با هارمونی مشخص باز می گردانند. مثال کاملاً واضح از کاربرد این توالی آکوردها را می توان در هارمونی قطعات استاندارد بلوز -

Blues - پیدا کرد.

هنگامی که در انتهای توالی آکورد یک بلوز استاندارد ۱۲ میزانی دو میزان آنهایی آکورد پایه را باید اجرا کند، برای جلوگیری از یکنواختی می توان از آکورد I در ابتدای میزان اول - از دو میزان آخر -

شروع کرد و در انتها دوباره به هارمونی I بازگشت. به شکل زیر نگاه کنید که چگونه بسادگی با استفاده از درجات چهارم و پنجم در دو میزان هارمونی یکنواخت تنوع ایجاد کرده ایم.

از چپ به راست : دو میزان D۷ انتهایی بلوز استاندارد ، استفاده از “آکوردهای برگشت” در میزان دوم و بازگشت به D۷ در همان میزان ، استفاده از “آکوردهای برگشت” در میزان دوم و آماده سازی برای

فرود روی D۷ در تکرار

دقت کنید که پیدا کردن آکوردهای برگشت لزوماً به اینصورت نخواهد بود که شما در انتهای میزان به نقطه شروع برسید. ممکن است تشخیص شما آن باشد که در ابتدای میزان دوم به نقطه شروع برگردید، که

در آنصورت می توانید از هارمونی متفاوتی استفاده کنید که در شکل آورده شده است.

اگر دقت کنید ریشه اصلی تهیه این “آکوردهای برگشت” به وصل معروف V-I باز می گردد که در حالت اول آکورد درجه IV و در حالت بعد آکورد درجه II به قبل از درجه V اضافه شده است.

نکته قابل توجه در استفاده از وصل V-I بعنوان پایه برای Turnaround ها آن است که شما می توانید در هر موقعیت که تشخیص دهید از آکوردهای جایگزین - substituted - استفاده کنید. بعنوان مثال

در شکل قبل در نمونه دوم می توان از روش زیر نیز استفاده کرد.

استفاده از آکوردهای جایگزین در “آکوردهای برگشت”

همانطور که مشاهده می کنید در این شکل از آکورد Tritone گام بجای آکورد پنجم استفاده شده است.

سکون هارمونی در انتها موسیقی قبل از برگشت
در انتها ذکر این نکته لازم است که در بسیاری از موسیقی ها مقاطعی وجود دارد که ملودی باید برای مدتی روی یک هارمونی بماند و این مختص ۱۲ میزان بلوز استاندارد نیست. در اغلب موارد این مورد به

هنگام فرود نهایی و برگشت به ابتدای قطعه رخ می دهد که وجه تسمیه این توالی آکوردها نیز به همین دلیل است.

استفاده از “آکوردهای برگشت” در کلیه سبکهای موسیقی کلاسیک، پاپ، راک، بلوز و … به همین منوال متداول است. اما موضوع در موسیقی Jazz می تواند کمی پیچیده تر باشد؛ بخصوص اگر سبک جز

متمایل به سبکهای مدرن امروزی باشد که در آنها تونیک بصورت شناور مدام در حال تغیر ست.

آشنایی با Waliking Bass

دوشنبه, خرداد ۱م, ۱۳۸۵


باس رونده (در حال حرکت) یا Walking Bass از زیباترین روشهای اجرای باس در موسیقی سبک Jazz است، با وجود سادگی نواختن و نداشتن تئوری های پیچیده پشت آن، گاه آنچنان زیبا اجرا می

گردد که خطوط اجرایی آن حتی بیش از ملودی در ذهن شنونده تاثیر می گذارد. این سبک اجرای باس در موسیقی های سوئینگ، بلوز و بوگی ووگی کاربرد بیشتری دارد.

در بیشتر موارد، از این سبک نواختن باس برای کسر میزانهای ۴/۴ استفاده می شود. در این حالت نوازنده باس (گیتار باس یا کنترباس) با استفاده از نتهایی با کشش سیاه اقدام به اجرای چهار نت سیاه برای

هر میزان باتوجه به هارمونی می کند. باس در حال حرکت تاثیر بسیار زیادی روی موسیقی در حال اجرا می گذارد فضای خاصی را به موسیقی القاء می کند.

روشهای خاصی برای انتخاب نتها و نحوه اجرا وجود دارد که راجع به آن صحبت خواهیم کرد. اگر به تعداد زیادی از کارهای Jazz گوش کنید و یا آنها را تماشا کنید متوجه خواهید شد که این سبک نواختن

باس بیشتر بر اساس تجربه و حس نوازنده صورت میگیرد و به ندرت نتهایی از پیش برای این خط از موسیقی تهیه می شود.

نکته مهم
در اجرای باس حرکت کننده مهمترین نکته آن است که نوازنده نباید از نتهای ضد ضرب استفاده کند. یعنی حتی اگر تصمیم بگیرد در برخی موارد برای ایجاد تنوع در خط باس نتهای چنگ یا حتی دولا چنگ

هم استفاده کند نباید بگونه آنها را بکار ببرد که احساس ضد ضرب بودن پدید آورد.

و واقعیت امر آن است که یکی از مهمترین دلایلی که این سبک نواخت باس موسیقی را زیبا می کند، حرکت مدام و هماهنگ ضرب باس در زیر سایر بخش های موسیقی است، بگونه ای که حتی در برخی

موارد احساس می شود نوازنده باس بدون توجه به سایر بخش ها، در حال نواختن است (به صورت فردی که با حال روی خوش در حال تفریح و قدم زدن در خیابانها است).

به نمونه ای از اجرا این باس در قطعه زیر توجه کنید :

audio file
Oscar Peterson - Stéphane Grappelli - Walkin’ My Baby Back Home

آشنا ترین فرم
شاید آشناترین فرم اجرایی همان فرمهای بوگی ووگی باشد، به مثال شکل زیر دقت کنید که چگونه خط باس در طول میزانها به حرکت بالا و پایین رونده خود ادامه می دهد.

چهارچوبهای اجرا
•   اگر هارمونی تنها در یک میزان ثابت است بهتر است که ضرب اول پایه آکورد باشد.
•   اگر هارمونی در دو یا بیشتر میزان ثابت بماند میزانهای بعدی می تواند ضرب اولی غیر از نت پایه آکورد را داشته باشد.
•   ضرب چهارم هر میزان می تواند نتهایی باشد که با ضرب اول میزان بعدی اختلاف نیم پرده کروماتیک بالاتر یا پایین تر داشته باشد.
•   در ضرب های دوم و سوم با خیال راحت می توانید از هر نتی استفاده کنید هرچند نوازندگان معمولآ یکی از آنها را از نت های آکورد انتخاب می کنند.
•   مسیر حرکت نتهای باس بالا یا پایین رونده است و بندرت اتفاق می افتد که نوازنده بخواهد در یک میزان پرش از روی نتها داشته باشد.
•   هرگز فراموش نکنید که بعنوان نوازنده باس مسئولیت نگهداری ضربان موسیقی و هارمونی در دست شما است.

نمونه غالب های اجرایی برای یک میزان

Major ۷ : Root + ۳rd + ۵th + ۷th
Minor ۷ : Root + b۳rd + ۵th + ۷th
Dominant ۷ : Root + b۳rd + ۵th + b۷th
Diminished ۷ : Root + b۳rd + b۵th + bb۷th
Major ۶ : Root + b۳rd + b۵th + ۶th

در موارد بالا چنانچه در دو میزان هارمونی یکسان باشد، معمولآ نت دیگری به مسیر رفت اضافه می شود و مسیر برگشت از فاصله هفتم آغاز می شود.

تنش و آرامش در موسیقی

چهارشنبه, اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۵

هنگام بررسی موسیقی Jazz، روشهای بداهه نوازی یا آهنگسازی با اصطلاح Tension & Release بسیار برخورد می کنیم. سعی داریم در این نوشته بصورت خلاصه به آن بپردازیم.

ساخت موسیقی زیبا آنهم بدون برنامه ریزی و تفکر طولانی مدت از جمله مهارتهایی است که هر موسیقیدان و نوازنده ای علاقه به کسب آن دارد. فراگیری گام ها، درک یا حفظ کردن آکوردها، فراگیری قوانین

وصل آکوردها، نوشتن ملودی و … تنها بخشی از مقدمات لازم برای کسب مهارت بداهه نوازی است.

نکته مهمی که بسیاری از اوقات فراموش می شود برقرار کردن یک تعادل به هنگام استفاده از این دانش و مهارت های ابتدایی در تهیه موسیقی است.

برقراری تعادل هنگامی ممکن می شود که شما بتوانید از هر دو نیمه مغزتان بصورت کافی و مثبت استفاده کنید. همانطور که می دانید نیمه چپ مغز شما بیشتر درگیر حفظ و فراگیری دانش است در حالی که

نیمه راست مغز بیشتر درگیر فعالیت های خلاقانه و به عبارتی هنری است. اگر بتوانید میان استفاده از این دو قسمت تعادل برقرار کنید بدون شک یک موسیقیدان خوب شمرده می شوید.

فراموش نکنید که هدف یک نوازنده و موسیقی دان خوب آن است که با مخاطب خود بتواند نزدیکترین رابطه را برقرار کند.

پس از کسب مهارت های ابتدایی و فراگیری گامها و آکوردها به جایی می رسید که می بینید، توان خلق و اجرای ملودی های بدیع و زیبا را ندارید و خود را بسیار محدود می یابید!

هنگامی که گروه در حال اجرا است و آکوردها تغییر می کنند چگونه می توان بدون داشتن تمرین و ایده کافی از موسیقی روی آن به اجرای ملودی پرداخت؟

سبک موسیقی هر چه باشد (جز، کلاسیک، فولک، راک، پاپ و … )، بداهه تهیه شود یا روی آن مدتها فکر شده باشد، بدون شک چه از نظر اجرا کننده و چه از نظر شنونده می توان آنرا به مجموعه ای از

تنشها (Tensions) و رهایی ها (Releases) تقسیم کرد. (ترجمه آرامش برای این لغت مناسب تر است که از این جا به بعد از آن استفاده می گردد)

Tension
تنش قسمتی از موسیقی است که در شما هیجان، شادابی، اضطراب و قدرت ایجاد می کند و عمومآ با استفاده از بالابردن حجم صدا، بالابردن میزان استفاده از نت های زیر، استفاده از گام و فاصله های خاص،

کاهش کشش نتها از سفید به سیاه، از سیاه به چنگ و دولا چنگ و …، تکرار موتیف ها، افزایش تمپو، استفاده از تضاد و … می توان در موسیقی ایجاد می شود.

Release
حالت رهایی و آرامش درست نقطه مقابل تنش است که با شنیدن آن انسان احساس آرامش و تمدد اعصاب می کند. غالب اوقات آرامش در موسیقی همواره پس از به اوج رسیدن تنش حاصل می شود. به این

نقطه اوج همانطور که قبلآ در نوشته های گذشته نیز اشاره کردیم Cliamax گفته می شود.

دقت کنید که موضوع لزوم وجود تنش و آرامش نه تنها در موسیقی بلکه در نقاشی، سینما و حتی زندگی انسان صدق می کند و نوعی روند طبیعی برای هر سیستم زنده پایدار به حساب می آید.

همانطور که اگر زندگی تمامآ شامل تنش و اضطراب باشد در نهایت شخص ممکن است ببرد، در موسیقی نیز اگر شما دائم آنرا به سمت تنش هدایت کنید، در نهایت چیزی جز خستگی و ملالت

شنوندگان، عایدتان نخواهد شد. بنابراین یک نوازنده باید بداند که چگونه میان این دو پارامتر تعادل برقرار کند.

تنش موجود در ملودی های بداهه نو آموزان
نوازنده با تجربه و حرفه ای، معمولآ ملودی های خود را در عبارت های ۴ یا ۸ میزانی تهیه می کند، آنها برخلاف افراد مبتدی تنها این ۴ یا ۸ میزان را نگاه نمی کنند و هنگام اجرا، ساختار کلی موسیقی را هم در نظر می گیرند.

عبارت های کوتاه، خرد خرد شده اصولآ ایجاد تنش می کنند و اگر بدون فکر اجرا شوند و ترتیبی برای به آرامش رساندن آنها داده نشود، نتایج نا مناسبی را به همراه می آورند.

برای درک بهتر می توانید موضوع را با صحبت کردن به یک زبان بیگانه که خیلی در آن تبحر ندارید تشبیه کنید، هنگامی که با دوستی با این زبان صحبت می کنید، جملاتی که بیان می کنید، تکه تکه و

احیانآ بی ربط و بدون شیرازه هستند به همین دلیل از دید شخصی که به آن زبان تسلط دارد، شما بصورت نا مناسبی و نامربوطی در حال صحبت کردن هستید. (برخلاف زبان مادری که هنگام صحبت ایده هایی برای چندین دقیقه جلوتر را در ذهن خود پردازش و آماده می کنید!)

اجرای موسیقی نیز باید به همین منوال باشد، باید بتوانید راجع به آن فکر کنید و ایده های خود را روی ساز اجرا کنید و در نظر داشته باشید که میزان تنش و آرامش موجود در موسیقی شما حساب شده باشد.

لازم است دقت کنید منظور از حساب شده بودن این نیست که تنش و آرامش به مقدار مساوی استفاده شوند، بلکه هرکدام به هر میزان که لازم است باید استفاده شوند. همانطور که هنگامی شما به زبان مادری خود سخنرانی می کنید ممکن است در مجموع سخنرانی آرام یا تنش زایی داشته باشد، اما در طول سخنرانی از هر دو پارامتر Tension و Release بهره برده اید.

اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات - قسمت دوم

جمعه, اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۵


در نوشته قبل بطور خلاصه راجع به تهیه یک مقدمه ساده برای قطعه ای که ملودی آنرا می شناسیم صحبت کردیم و راهنمایی هایی برای تنظیم ساده اما تا حد امکان زیبا ارائه کردیم. در این نوشته سعی می

کنیم به روشهای استفاده از بخش باس برای تنظیم و اجرای زیبای یک قطعه اشاره داشته باشیم.

اگر توانایی درک ریتم و اجرای آن را در خود تقویت کنید می توانید از مزایای بخش باس حداکثر استفاده را در اجراهای سولو یا دوئت بنمایید. باس یکی از مهمترین بخشهای هر قطعه موسیقی است که علاوه

بر دادن حجم و تاکید بر اتمسفر هارمونیک، می تواند حتی بدون وجود سازهای کوبه ای ریتم را به موسیقی القا کرده و تاحدی جای سازهایی مانند درامز را بگیرد.

بنابراین، تهیه الگوهای ریتمیک، دقیقآ همانند آنچه توسط یک کلاو (Clave) که برای بخش کوبه ای تهیه می شود می تواند برای تنظیم کار بسیار آموزنده و مفید باشد.

از آنجایی که قطعه انتخابی ما (گل گلدون) بصورت ۶/۸ است، باید الگوهایی مناسب با این کسر میزان تهیه کنیم، برای اینکار توجه شما را به نکات زیر جلب می کنیم :

•   اگر الزامی ندارید که اجرایی همانند نسخه اصل داشته باشید حتی الامکان ساختار ریتمیک را در مواردی جابجا کنید.

•   با وجود آنکه کسر میزان ۶/۸ ذاتآ دو ضربی است گاهی به آن بصورت یک یا سه ضربی نگاه کنید.

•   به هنگام تهیه بخش باس برای ملودی برای جلوگیری از بروز یکنواختی در برخی از موارد پاساژهایی را که حالت اجرایی باس ندارند را اضافه کنید.

•   سعی کنید در تمام میزانها اقلآ یکبار روی یکی از ضربهای ضعیف تاکید داشته باشید.

حال بر اساس این تذکرات می توانیم بسادگی الگوهای ریتمیک زیر را برای بخش باس ارائه کنیم :

الگوهای ریتمیک پیشنهادی

هم اکنون با توجه به الگوهای ریتمیک ارائه شده - و احیانآ سایر الگوهایی که ممکن است خود شما آنها را پیشنهاد کنید - می توانید به تنظیم بخش باس بپردازید. برای اینکار نیز لازم است به مواردی دقت

داشته باشید، بعنوان مثال :

•   هیچ الزامی به اجرای پایه آکورد بعنوان اولین نت ندارید.

•   بجز در موارد پاساژ از نوشتن بخش باس به حالتی که نوعی ملودی را القاء کند، خودداری کنید.

•   استفاده از حرکت های کرماتیک برای رسیدن به نت باس ای که قرار است هارمونی را فضا سازی کند می تواند به زیبایی کار شما بیفزاید.

•   برای تنظیم پیانو (یا گیتار) می توانید از دست چپ (یا انگشت شست) برای کمک به سایر بخشها به غیر از باس هم استفاده کنید، و البته برعکس دست راست (یا بقیه انگشتان)

را برای کمک به اجرا بخش باس استفاده کنید.

•   نتهایی را که برای بخش باس در نظر می گیرد جز در موارد بسیار خاص نباید با - بالاترین - نتی که در ملودی بصورت محسوس شنیده می شود یکسان باشد.

•   انتخاب نحوه نت گذاری روی الگو بسیار به نحوه حرکت ملودی ارتباط دارد، الگوی میزان نباید بگونه ای باشد که با ملودی هم زمانی دائم اجرا و حرکت مشابه داشته باشد. بهتر(نه لزومآ) در بیشتر موارد باس و ملودی حرکتهای ترجیحآ مخالف داشته باشند و یا بخش باس ثابت باشد و ملودی بالا یا پایین رود.

•   نکته بسیار مهم اینکه به هیچ وجه نیازی به شلوغ کردن تنظیم ندارید، اگر به این تنظیم دقت کنید مشاهده می کنید در اغلب موارد در هر لحظه تنها یک نت اجرا می شود (ملودی یا

باس) و تنها در اوایل هر میزان ممکن است در لحظه دو یا احیانآ سه نت اجرا شود.

باس نوشته شده برای قسمتی از ملودی گل گلدون

اگر به مواردی که گفته شد دقت کنید، بسیاری از آنها همان صحبت هایی که در مباحث حرکت های هارمونی چهار بخشی مطالعه و بررسی می شود که در اینجا با زبانی ساده بیان شده اند. به شکل بالا نگاه

کنید، بسادگی متوجه می شوید که مثلآ حرکت باس عمومآ با حرکت ملودی به یک جهت نیست.

در واقع حتی اگر با قوانین حرکت یا نوشتن بخشهای موسیقی آشنایی کافی نداشته باشید اما گوش قوی داشته و قبلآ موسیقی زیادی شنیده باشید، بطور طبیعی انتخاب های نزدیک به اصول حرکت بخشها در

هارمونی را رعایت خواهید کرد.

به قسمتهایی از این قطعه گوش کنید؛ در مطلب بعدی مواردی را برای جلوگیری از بروز یکنواختی در تنظیم موسیقی بیان خواهیم کرد.


audio.gif
قسمت هایی از ترانه تنظیم شده

دقت داشته باشید که از مزایای یک تنظیم ساده آن است که به شما اجازه می دهد به کمک دوست خود که گیتار می زند اقدام به اجرای دونفری نمایید. کافی است او بعنوان همراهی و پشتیبانی با گیتار خود به اجرای ریتم بپردازد، نتیجه بسیار زیبا و شنیدنی خواهد شد.

بیایید موسیقی بسازیم - ۴

پنجشنبه, فروردین ۱۰م, ۱۳۸۵


در نوشته های اول و دوم به ترتیب ابتدا هشت میزان ایده موسیقی مطرح کردیم، سپس در چهار میزان مدولاسیون انجام دادیم و بالآخره در نوشته سوم مجددآ هشت میزان در تنالیته جدید ملودی تهیه کردیم. اینک با توجه به مهیا بودن فضا برای ادامه کار در تنالیته مبداء، می خواهیم در هشت میزان دیگر قطعه موسیقی خود را به پایان ببریم.

سعی می کنیم فضایی را که برای این قسمت انتخاب می کنیم با سایر قسمت ها متفاوت باشد. باید دقت کرد که انتخاب نحوه نگارش موسیقی و فضا سازی کاملآ سلیقه ای و به میزان تجربه شما بستگی دارد که جز با گوش دادن به موسیقی، تمرین و مطالعه آثار دیگران با فرمول دیگری نمی توان به این مهارت دست پیدا کرد.

انتخاب هارمونی
همانند نوشته های قبل ابتدا هارمونی مورد نظر را انتخاب می کنیم. تاکید هارمونی در گذشته بیشتر بر روی آکورد پایه سل ماژور یا مینور و هفتم آن یعنی D۷ و یا F#dim بود، سعی می کنیم همین منوال را ادامه دهیم با این تفاوت که کمی رنگ آمیزی بیشتر و یا احیانآ استفاده از معکوسهای این آکوردها را نیز چاشنی کار خواهیم کرد.

بعنوان مثال در میزان اول از G و Ebdim استفاده می کنیم در میزان دوم از C۶ و D۷. برای جلوگیری از یکنواختی درمیزان سوم از G و F#dim و در میزان چهارم از Am۶ که به راحتی توانایی وصل به آکورد قبلی دارد استفاده می کنیم.

دقت کنید که چون هدف ارائه یک کادانس برای اتمام قطعه است احتیاجی نیست که دو بلوک چهار میزانی شباهتهای هارمونیک یا ملودیک داشته باشند. کافی است روند هارمونیک به گونه ای باشد که در نهایت فرود روی G با آرامش و سهولت صورت بگیرد.

بنابراین اگر فرض کنیم که میزان آخر را بطور کامل به G اختصاص دهیم بدیهی است که انتخاب میزان هفتم بهتر است یا D۷ باشد یا یکی از آکوردهای کاسته ای که تا کنون بکار برده ایم.

هارمونی و نحوه اجرای انتخاب شده برای هشت میزان آخر قطعه موسیقی

در چهار میزان دوم انتخاب هارمونی را بصورت دو به دو یعنی D۷-G برای دو میزان اول و Ebdim-G برای دو میزان دوم درنظر می گیریم. (دقت کنید که به یکدیگر شباهت دارند.)

لازم است در اینجا باز همانند همیشه تکرار کنیم که انتخاب هارمونی علاوه بر قواعد وصل آکوردها - که تا کنون به کررات درسایت راجع به آنها بحث شده است - به سلیقه و تجربه شما بستگی دارد.

نگارش ملودی و همراهی
برای قسمت همراهی بر خلاف قسمت های قبل از آکوردهای شکسته (یا همان Alberti Bass) استفاده نخواهیم کرد و برای جلوگیری از یکنواختی و نیز کاستن از حرکت و جنب و جوش در موسیقی از آکوردهای ساده ای با کشش سفید یا گرد استفاده می کنیم.


audio fileهشت میزان انتهای قطعه موسیقی
(که با تمپوی آزاد نواخته شده است.)

- نت موسیقی مربوط به هشت میزان تهیه شده برای پایان قطعه

اما راجع به ملودی تهیه شده به موارد زیر دقت کنید :

- در میزان های اول، چهارم، ششم، هفتم و هشتم ملودی آکورد را پشتیبانی می کند مگر بصورت خیلی ساده حرکاتی خارج از هارمونی داشته باشد.

- اگر به ملودی دو ضرب اول میزان دوم دقت کنید خواهید دید که دقیقآ روی هارمونی C۶ تهیه شده است و تنها دو نت خارج این هارمونی دارد. دو ضرب بعدی کاملآ خارج آکورد D۷ است، اما زیبایی خاصی به قطعه می دهد. (افزودن ۶ و b۶)

- ملودی دو ضرب اول میزان سوم نیز کاملآ با آکورد تطابق دارد و دو ضرب بعدی ملودی ساکن است و آکورد را همراهی می کند.

- اما میزان چهارم، می خواهیم پس از آن به سل فرود بیاییم بنابراین ملودی را با حرکات کروماتیک به نواحی ای می کشانیم (منظور از تنالیته خارج می شویم) که نیاز به احساس بازگشت به تنالیته تقویت شود. (به نتهای دو دیز و لا دیز دقت کنید که چگونه روی نت ر و نت سی فرود می آیند.)

- علت آوردن نت فا دیز در ضرب آخر میزان هشتم تنها برای ایجاد کمی ابهام در انتهای قطعه و دوری از فرم یکنواختی است که بسیاری از قطعات بپایان می رسند است و نه چیز دیگر.


audio fileدر اینجا به قطعه کامل تهیه شده گوش دهید.

دقت کنید که در چهار نوشته ای که در این رابطه ارائه کردیم تنها به نحوه انتخاب هارمونی و تهیه ملودی اشاره هایی داشتیم و راجع به مواردی از جمله نحوه تهیه همراهی؛ نوانسها؛ تمپوهای اجرای بخش های مختلف و … صحبت نکردیم، امیدواریم در تمرینهایی که در آینده ارائه خواهیم کرد به این مسائل نیز بپردازیم.