ی ۹ بهمن ۱۳۹۰

موسیقیدانان و نوازندگان از این هنگام طبقه مخصوص و مشخصی را در اجتماع عرب تشکیل داده و به هم پیوستند و در خانههای خود به یاد دادن و آموختن این فن به دیگران پرداختند. در کتاب التاج نوشته شده است (3): «و چنان روی داد که روزی از اسحق بن ابراهیم پرسیدم: آیا خلفای بنی امیه با ندیمان خود آشکار مینشستند و رامشگران را روبروی خود مینشاندند “یا به رسم ایرانیان” از دیدارها نهان بودند و به مسافتی دورتر جلوس میداشتند؟ اسحق به پاسخ چنین گفت که معاویه، مروان، عبدالملک، ولید و سلیمان و هشام و مروان ابن محمد را رسم بر این بود که میان خود و ندیمان پرده حائل میکردند تا مستی خلیفه و آنچه از او پدید میآید از دیدهها نهان ماند، چو بسا که خلیفه از غایت خوشی و وجد منقلب میشد و میجنبید و کف میزد و شانه خود را حرکت میداد و میرقصید و چون در پرده بود این جمله برهیچ کس معلوم نبود جز بر کنیزان و خوب رویان که با او نشسته بودند و در این حرکات با او شرکت میکردند و چون از مجلس او فریادی برخاسته یا به خوشی نعره سر میگرفت یا آوازی و حرکتی از روی طرب و بیش از اندازه بگوش دیگران میرسید، پردهدار او برای آنکه ندیمان و مطربان آنرا به خلیفه گمان نبرند، بانگ برآورده فریاد میکرد: کنیزک بس کن! کنیزک ساکت باش!»