<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>

<channel>
	<title>Harmonytalk</title>
	<atom:link href="http://www.harmonytalk.com/rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.harmonytalk.com</link>
	<description></description>
	<pubDate>Wed, 14 May 2008 18:56:11 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>نامجو از نگاه منتقدان (III)</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1563</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1563#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 May 2008 18:56:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Administrator</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی کلاسیک ایرانی]]></category>

		<category><![CDATA[نقد و بررسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/?p=1563</guid>
		<description><![CDATA[حسین پرنیا، نوازنده سنتور و آهنگساز، یکی دیگر از منتقدانی بود که در این برنامه شرکت داشت و در میان برنامه هم مدتی به ایراد نقدهای خود در حضور صاحب اثر پرداخت؛ در اینجا گفته های این موسیقیدان را با سایت گفتگوی هارمونیک می خوانیم : این برنامه اصلا نقد و بررسی نبود و به نظر من یک معرفی بسیار عجولانه و نابخردانه بود؛ چون نقد تعریفی دارد و به هر حال این اصول اینجا دیده نشد و آقای نامجو هم به نظر من همانطور که در جلسه اعلام کردم پدیده جدیدی نیست و کارش هم در زمینه موسیقی کار دست چندم است. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>حسین پرنیا، نوازنده سنتور و آهنگساز، یکی دیگر از منتقدانی بود که در این برنامه شرکت داشت و در میان برنامه هم مدتی به ایراد نقدهای خود در حضور صاحب اثر پرداخت؛ در اینجا گفته های این موسیقیدان را با سایت گفتگوی هارمونیک می خوانیم : این برنامه اصلا نقد و بررسی نبود و به نظر من یک معرفی بسیار عجولانه و نابخردانه بود؛ چون نقد تعریفی دارد و به هر حال این اصول اینجا دیده نشد و آقای نامجو هم به نظر من همانطور که در جلسه اعلام کردم پدیده جدیدی نیست و کارش هم در زمینه موسیقی کار دست چندم است. </strong></p>
<p>حالا اگر عده ای می خواهند این موسیقی را در بوق و کرنا کنند که سروصدایی ایجاد شود، زهی سعادت برای آنها! اما واقعا اینها یک تبی است که در جامعه ما می آید و میرود و تا به امروز ثابت کرده که ماندنی هم نیست و مانند موسیقی مصرفی است.</p>
<p>متاسفانه در جامعه بزرگ ما هر حرکت مدرن و جدیدی و یا مخالفتی (به صورت ارزش درآمده) سئوال من این است که مخالفت با چی؟! ما با چه کسی مبارزه میکنیم؟! لزوما آزادی به معنای بیرون انداختن هر چیز قدیمی نیست، اگر ما بخواهیم آزادی را مجموعه ای از آزاد اندیشیدن، آزاد زیستن و &#8230; معنی کنیم، زندگی ما روند دیگری پیدا خواهد کرد&#8230; اما اگر در حوزه موسیقی از ما می پرسند، (پس) چرا مردم استقبال میکنند؟ این چراها را مانباید جواب دهیم، اینها را از مسئولین فرهنگی و هنری سئوال کنید! اینرا من داشتم در جلسه میگفتم ولی جو سالن اجازه نمیداد، میخواستم بگویم که اینقدر که در جو سیاست هستند، در جو فرهنگ و هنر نیستند. </p>
<p>این خود امروز یک معضل بزرگ شده، امثال آقای نامجوها، افراد واقعا کم سوادی هستند در این زمینه، البته منظورم سواد تحصیلی نیست، یعنی آگاهی و تجربه هایی که دارند، تجربه های غامضی نیست و در حد تجربه سطحی است؛ حتی اگر دیده باشید وقتی من اشکال کوک را گرفتم، ایشان حتی تامل نکردند &#8230;. روحیه پرخاشگری نشانگر توانایی انسان را در انجام کار هنری نیست؛ خیلی ها آمدند و این کار را کردند و رفتند؛ روحیه ای که از ایشان دیدم روحیه کاملا پرخاشگر و در عین حال منزوی بود، نه روحیه ای سرشار از باور و علم. جالب است که در ابتدا ایشان گفتند من روی این موضوعات تحقیق کردم و در ادامه صحبت هایشان به اینجا رسیدیم که نه، تخصص خاصی وجود ندارد، توانایی شناخت شور و چهارگاه و سه گاه را امروز خیلی از جوانها دارند و دلیلی ندارد که به عنوان تخصص مطرح شود. </p>
<p>ای کاش سئوالی که آقای مختاباد مطرح کردند که چرا دنبال شعرهای حافظ و مولانا و اشعار جدی رفتید؟ جواب داده نشد، چون (کار آقای نامجو) مثل این میماند که شما موسیقی بتهوون را به صورت طنز اجرا کنید و بگویید، بتهوون مخصوص قشر خاصی نیست و مربوط به همه مردم دنیاست. ببینید به نظر من این گریز است از واقعیت؛ اگر ما در دنیای امروز زندگی میکنیم، واقعیت های اصلی آن را نباید کتمان کنیم، من میپذیرم که انسان امروزی در تمام دنیا حق زندگی دارد و حق انتخاب که مثلا بگوید من این غذا را میخورم و این را نمیخورم، این موسیقی یا فیلم را گوش میدهم یا میبینم یا نه &#8230; این حق را دارد ولی اگر آمد یک قسمت کتابی را پاره کرد و دور ریخت نمیشود بگوید این سهم من بود و دور ریختم&#8230;</p>
<p>میخواستم در این جلسه داستان مولوی را که فردی در کشتی داشت زیر پای خود را سوراخ میکرد و میگفت اینجا متعلق به من است را بیان کنم که دیدم به قدری جو سالن به هم میریزد و سوت و کف و دعوا پیش می آید که منصرف شدم! اما اینجا میگویم که دوست عزیز! اگر ما در دنیای امروز در کنار هم زندگی میکنیم، نباید به حقوق یکدیگر هم تعرض کنیم و به فرهنگ لطمه بزنیم، نمیتونیم از این درخت یک شاخه را بشکنیم و بگوییم این متعلق به من است، نه این شاخه برای تو تنها نیست! این خیلی برخورد نابخردانه ای هست.</p>
<p>یک انتقادی هم داشتم به کسانی که نقد کردند در این جلسه؛ این ها اصلا نقاد نبودند! وقتی این جمعیت را دیدند به پت و پت افتادند! من اعتراض کردم به مدیر برنامه که خواهش میکنم که کسانی که برای نقادی دعوت میکنید انسانهای عالمی باشند تا جلسه نقد عالمانه باشه نه جاهلانه! </p>
<p>جلسه هایی که من میبینم برنامه نقد نیست واقعا&#8221; امیدوارم در سال آینده این برنامه ها رو به بهبودی برود و اینقدر به حاشیه نپرد ازند و این فرهنگ را راه بیندازند که اگر علاقمند (هنرمند خاصی) در سالن حضور دارد، فقط گوش دهد و ببیند که بقیه چه میگویند و طرفداری و هواداری آنجا نباشد، مثل آنکه یکی در جلسه گفت من چون همشهری آقای نامجو هستم&#8230;! یا کسی آقای شجریان را مثال زد که به نظر من توهین شد به ایشان! نباید با کسی مغرضانه برخورد شود. ما در بخش روشن این موضوع تیرگی میبینیم، یعنی تیره میکنند بخش روشن را&#8230;</p>
<p> من دارم برای خودم سنتور میزنم و آهنگسازی میکنم، ولی اگر فردا یک آهنگ من بین مردم معروف شد، نگویم آقای پایور کسی نیست! بزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد</p>
<p>به نظر من اصلا نقدی صورت نگرفت، یعنی به نظر من این یک ناهنجاری خیلی مضحک بود! ولی من خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاد، چون اگر اصل موضوع چیز مطرحی بود، این جلسه به اینجا کشیده نمیشد و معلوم شد که طرفداران آقای نامجو هم، تقریبا&#8221; کمتر از ایشان فکر نمیکنند! به نظر من ایشان فکر سطح پائینی دارند و مخاطبشان هم همینگونه بودند&#8230;</p>
<p>ببینید جوان بودن یک امتیاز میتواند باشد اگر ریشه دار باشد، اتفاقا&#8221; هم خوشحال میشدم یکی از این جوانها به آقای نامجو بگوید که آقای نامجو من میتوانم از شما بخواهم که پیرامون فلان اثرتان توضیح بدهید&#8230; همه حمایت کورکورانه میکردند! آقای نامجو تکان میخورد همه دست میزدند! آقای نامجو میگفت من یادم رفته! اینها دست میزدند! خوب پس متوجه میشویم که آقای نامجو هم بدش نمی آید از این جو مرید و مراد بازی که عده ای همیشه تشویقش کنند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1563/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه چهارم مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران ۸۷</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1568</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1568#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 May 2008 18:53:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Administrator</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/?p=1568</guid>
		<description><![CDATA[مرحله مقدماتی این مسابقات طی سه روز متوالی در خانه هنرمندان از ساعت 10:00 الی 19:00 به شرح زیر برگزار خواهد شد: روز اول - سه شنبه 29 / مرداد / 87 (سالن ناصری) ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>مرحله مقدماتی این مسابقات طی سه روز متوالی در خانه هنرمندان از ساعت ۱۰:۰۰ الی ۱۹:۰۰ به شرح زیر برگزار خواهد شد: روز اول - سه شنبه ۲۹ / مرداد / ۸۷ (سالن ناصری) </strong></p>
<p>۱- شروع از ساعت ۱۰:۰۰ صبح کمپوزیسیون آزاد </p>
<p>۲- ادامه با شروع مسابقات  Level ۳</p>
<p>روز دوم - چهارشنبه ۳۰ / مرداد / ۸۷ (سالن بتهوون) </p>
<p>۱- شروع  از ساعت ۱۰:۰۰ صبح (ادامه Level ۳) و شروع مسابقات  آنسامبل</p>
<p>۲- ادامه با شروع مسابقات  Flamenco</p>
<p>روز سوم - پنجشنبه ۳۱ / شهریور / ۸۷ ( سالن بتهوون ) </p>
<p>۱- شروع  از ساعت ۱۰:۰۰ صبح Level ۲ </p>
<p>۲- ادامه با شروع مسابفات Level ۱</p>
<p>استاندارد های امتیاز دهی هیئت داوران بخش های نوازندگی:<br />
<br />
<strong>آداب صحنه (۱۰ نمره)</strong><br />
<br />
<strong>حسن انتخاب در ارتباط با تکنیک شخصی (گروهی) (۱۰ نمره)<br />
</strong><br />
</p>
<p><strong>تکنیک (۱۰ نمره)</strong><br />
</p>
<p><strong>بیان و لحن  (۱۰ نمره)<br />
</strong><br />
<br />
<strong>سوناریته<br />
(۱۰ نمره)</strong><br />
<br />
<strong>موزیکالیته (۱۰ نمره)</strong></p>
<p><strong>لطفا به نکات زیر دقت نمایید : </strong></p>
<p>۱- مرحله مقدماتی به صورت رایگان بوده و حضور همراهان هنرمندان و تماشاچیان گوناگون </p>
<p>بلا مانع است. </p>
<p>۲- شرکت کنندگان مسابقه ملزم به حضوراز اولین ساعت روز مربوط به خود هستند. </p>
<p>۳- قرعه کشی مربوط به ترتیب ورود به صحنه ، در حضور نوازندگان و از میان خود ایشان </p>
<p>انجام خواهد گرفت. برای متاخرین ، غیابا قرعه کشی خواهد شد.</p>
<p>۴- آوردن ساز( کلاسیک – فلامنکو) و زیر پایی ( کلاسیک ) برای هر نوازنده الزامی است. </p>
<p>۵- نوازندگان فلامنکو می توانند از کاخن و پالماس ( تک تک یا با هم ) زنده روی صحنه </p>
<p>استفاده کنند. </p>
<p>۶- میکروفن و پوپیتر روی صحنه موجود است. </p>
<p>۷- به دلیل فشردگی و حساسیت مسابقات این دوره ، تعداد صعود به فینال در هر بخش با صلاح دید </p>
<p>هیئت داوران و شایستگی هنرمندان محترم قابل تجدید نظر و ازدیاد خواهد بود. </p>
<p>۸- توصیه شخصی دبیر اجرایی به تمامی بخش ها ، ازدیاد رپرتوار شخصی (گروهی )است.</p>
<p>( به جز بخش کمپوزیسیون ). </p>
<p>۹- این مسابقات با هدف و شعار&#8221; هر سال یک قدم به جلو &#8221; برگزار می گردد و انتظار می رود که </p>
<p>هنرمندان عزیز شرکت کننده level ۳ نیز با انتخاب رپرتوار مناسب و پویا ، این مسابقات را یاری دهند. </p>
<p>۱۰- لباس صحنه روزهای مقدماتی آزاد است و فعلا اجبار خاصی مد نظر نیست. شرایط لباس، </p>
<p>استاندارد جمهوری اسلامی ایران برای خانم ها و آقایان است. </p>
<p>۱۱- شرکت کنندگان از شهرهای دیگر ایران اگر مشکل بازگشت به شهر خود در همان روز مسابقه </p>
<p>خود را دارند ، لطفا مراتب را با دبیر اجرایی ویا تیم برگزاری در میان بگذارند. </p>
<p>۱۲- رعایت نظم سالن اجرا و سالن تمرین ضروری است و در صورت عدم رعایت، </p>
<p>از حضور فرد ( افراد ) خاطی در مسابقه جلوگیری به عمل خواهد آمد . </p>
<p>۱۳- به دلیل مذاکره با داوران گوناگون و مشکلات هماهنگی ساعات شرکت این سروران ، اعلام </p>
<p>اسامی قطعی داوران مدعو ، به اطلاعیه پنجم موکول خواهد شد. </p>
<p>۱۴- استودیو &#8221; خاک &#8221; ، ده (۱۰ ) ساعت ضبط رایگان برای نفرات برتر و پنج (۵ ) ساعت برای </p>
<p>تمام فینالیست ها و چهار نفر دیگر بخش کمپوزیسیون جایزه اختصاص داده است. </p>
<p>استودیو &#8221; خاک &#8220;: به مدیریت آقایان &#8220;حامد پناه پور&#8221; و&#8221; پویا پور امین&#8221; </p>
<p>تلفن ۸۸۳۴۳۳۵۹<br />
<br />
۱۵- تعداد نفرات شرکت کننده به تفکیک بخش ها به شرح زیر است و احیانا اگر شرکت کننده ای </p>
<p>ثبت نام نموده و اسم او در فهرست نباشد لطفا سریعا مراتب را فقط از طریق آدرس </p>
<p>kayvanmirhadi@yahoo.com به دبیر مسابقات اطلاع دهد : </p>
<p><strong>LEVEL ۱  </strong><br />
۱- محمد ثابت مقدم </p>
<p>۲- کیاوش امیری </p>
<p>۳- آرمین تیموری </p>
<p>۴- آیلین ارجمند </p>
<p>۵- بهاور بمی ن‍ژاد </p>
<p>۶- مازیار قربانی </p>
<p>۷- پیمان فومنی </p>
<p>۸- سهیل فقیهی نصیری </p>
<p>۹- سعید کاوه </p>
<p>۱۰- منصور حبیب دوست </p>
<p>۱۱- بابک ولی پور </p>
<p>۱۲- میلاد ترک لادانی<br />
<br />
<strong>LEVEL ۲  </strong></p>
<p>۱- کاناز دیفرخش </p>
<p>۲- میلاد درویش قانع </p>
<p>۳- احسان دیباجی </p>
<p>۴- حمید رضا افشار تبریزی </p>
<p>۵- ایمان چالی </p>
<p>۶- مینا محمدی </p>
<p>۷- محمد علی داراب </p>
<p>۸- محمد کارزاری </p>
<p>۹- حسین یوسفی </p>
<p>۱۰ – سعید کاوه </p>
<p>۱۱- نیما مهدوی پور </p>
<p>۱۲- نعیمه نقاش زرگران </p>
<p>۱۳- فرشید اسمعلی </p>
<p>۱۴- آرش آقا زاده </p>
<p>۱۵- بابک ولی پور </p>
<p>۱۶- اشکان زنده روح </p>
<p>۱۷- آرش ابراهیمی </p>
<p>۱۸- امیر ضیائیان </p>
<p><strong>LEVEL ۳ </strong><br />
<br />
به دلیل حفظ حقوق نوازندگان این بخش ، از ذکر قطعه انتخابی ایشان خودداری شده است.<br />
<br />
۱- آرمین عنصری </p>
<p>۲- دانیال گلستانی جم </p>
<p>۳- هدی محسنی  </p>
<p>۴- سعید عباسقلی  </p>
<p>۵- امیر حسین اکبر زاده </p>
<p>۶- سیاوش زارع  </p>
<p>۷- آرمین اخویان </p>
<p>۸-مزدا نقیلی حکیم آبادی </p>
<p>۹- رامین منصفی </p>
<p>۱۰- الهه نامدار پور </p>
<p>۱۱- آرمین تیموری </p>
<p>۱۲- آرش شکارچی </p>
<p>۱۳- فرشاد مقدم </p>
<p>۱۴- حمید رضا خیری </p>
<p>۱۵ – میثم گیلانی </p>
<p>۱۶ – میلاد رحیمی  </p>
<p>۱۷ – لیلی مرتضوی </p>
<p>۱۸- حامد خلیلی </p>
<p>۱۹ – مینا محمدی </p>
<p>۲۰ – صدف نوتاش </p>
<p>۲۱- مریم حاجی عرب </p>
<p>۲۲- مهراب زندی </p>
<p>۲۳- بهروز مهر نهاد </p>
<p>۲۴- بابک رستمی </p>
<p>۲۵-ابراهیم خسروی </p>
<p>۲۶- شهروز سعادت </p>
<p>۲۷ – محسن همتی </p>
<p>۲۸- شایان قضاوی </p>
<p>۲۹- امید صدیق </p>
<p>۳۰ – سینا موسوی </p>
<p>۳۱- ساناز ظاهر </p>
<p>۳۲- سارا ظاهر </p>
<p>۳۳- بهنام نوراللهی </p>
<p>۳۴- رحیم رنجبر محترم </p>
<p>۳۵- محمد صالحی </p>
<p>۳۶- احسان دیباجی </p>
<p>۳۷-&#8230; قاسمی </p>
<p>۳۸- وحید عصاری </p>
<p>۳۹- مرجان شکراللهی </p>
<p>۴۰- ابراهیم مروتی </p>
<p>۴۱- نیلوفر صانعی </p>
<p>۴۲- نسترن ثروین </p>
<p>۴۳- سیما رفیعی </p>
<p>۴۴- رضا مولایی </p>
<p>۴۵- نیما گل محمدی </p>
<p><strong>ENSEMLE  </strong><br />
به دلیل حفظ حقوق نوازندگان این بخش ، از ذکر قطعه انتخابی ایشان خودداری شده است.<br />
<br />
۱- آرمین رفیعی </p>
<p>۲- علی نادری </p>
<p>۱- آیلین ارجمند </p>
<p>۲- پدرام جواهری </p>
<p>۳- مجید سرحدی </p>
<p>۴- کسری وفی </p>
<p>۱- غزاله شهپر راد </p>
<p>۲- فرشید دوست محمدی ( فلوت ) </p>
<p>۱- فرشید اسمعلی </p>
<p>۲- امید نیک بین </p>
<p>۱-مهرداد خوشابی </p>
<p>۲- احسان غضنفری </p>
<p>۱- محمد صالحی </p>
<p>۲- علیرضا حیاتی </p>
<p>۱-بابک بابایی </p>
<p>۲- میثم معینی </p>
<p>۱- نیلوفر صانعی </p>
<p>۲- علی یزدی </p>
<p>۱- المیرا خزایی زاده</p>
<p>۲- آرش منتظری </p>
<p>۳- علیرضا حیاتی </p>
<p>۵- فرشید اسمعلی </p>
<p><strong>FLAMENCO  </strong><br />
۱- عرفان قریب </p>
<p>۲- روزبه ملک زاده </p>
<p>۳- مسعود امیری </p>
<p>۴- بهروز آقایی </p>
<p>۵- حامد خلوص </p>
<p>۶- محمد رضا شجاعی </p>
<p>۷- سعید رسایی جو </p>
<p>۸- فرین سلیمی مقدم </p>
<p>۹- مصطفی دهقانی </p>
<p>۱۰- حسین یوسفی </p>
<p>۱۱- محمد علی صورتی </p>
<p>۱۲- هادی کلانتری </p>
<p>۱۳- سید احمد موسوی پور </p>
<p>۱۴- سعید فولاد ستون </p>
<p>۱۵- دانیال صادقی </p>
<p>۱۶- سعید پوریا نیک پناه </p>
<p>۱۷- مهرداد خوشابی </p>
<p>۱۸- احسان غضنفری </p>
<p>۱۹- مسعود موسوی </p>
<p>۲۰- جلال نبوی </p>
<p>۲۱- محمد رضا روشنی فراهانی </p>
<p><strong>FREE STYLE COMPOSITION  </strong><br />
۱- اردوان وثوقی </p>
<p>۲- کامیار نوروز خانی ( تولد دوباره ) </p>
<p>۳- حامد خلیلی ( نکتورن شماره ۱ ) </p>
<p>۴- مهراب زندی ( ماه سیاه ) </p>
<p>۵- منصور حبیب دوست </p>
<p>۶- فرزان زحمتکش </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1568/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>نامجو از نگاه منتقدان (II)</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1564</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1564#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 May 2008 08:35:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Administrator</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<category><![CDATA[مصاحبه و گفتگو]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی کلاسیک ایرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/?p=1564</guid>
		<description><![CDATA[مصطفی کمال پورتراب که در این جلسه شرکت داشت، در مورد محسن نامجو گفت: "... بچه های کوچک که گاهی شیطنت می کنند را حتما دیده اید، به آنها یک آب نبات میدهند و می خورند و ساکت میشوند...!؛ ولی در عین حال یک مطلبی را هم من در این مدتی که در وزارت ارشاد، صداوسیما و دانشگاه تدریس میکردم دیده ام، این بوده که چیزی در وجود ایرانی هست که کمتر در مردم دنیا دیده ام، البته به جز آلمان که بعدا فهمیدم اشتراکات نژادی داریم و آریایی هستیم؛ این نژاد گاهی به ابتکارت جالبی دست میزند ... ولی چیزی که این ابتکار را کامل میکند، علم است. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><br />
مصطفی کمال پورتراب که در این جلسه شرکت داشت، در مورد محسن نامجو گفت: &#8220;&#8230; بچه های کوچک که گاهی شیطنت می کنند را حتما دیده اید، به آنها یک آب نبات میدهند و می خورند و ساکت میشوند&#8230;!؛ ولی در عین حال یک مطلبی را هم من در این مدتی که در وزارت ارشاد، صداوسیما و دانشگاه تدریس میکردم دیده ام، این بوده که چیزی در وجود ایرانی هست که کمتر در مردم دنیا دیده ام، البته به جز آلمان که بعدا فهمیدم اشتراکات نژادی داریم و آریایی هستیم؛ این نژاد گاهی به ابتکارت جالبی دست میزند &#8230; ولی چیزی که این ابتکار را کامل میکند، علم است.<br />
</strong></p>
<p>شما میدانید که همه افراد شعور دارند ولی فرق یک دهاتی با یک شهری چیست؟ اولی اکثرا سواد ندارد ولی دومی اکثرا سواد دارد اما باز بسیاری از ابتکارات هم از همین افراد بی سواد سر زده، در واقع چیزی که به زیادش نبوغ میگویند در ایرانی وجود دارد.</p>
<p>در مورد این آقا هم به مثلی پر معنی اشاره میکنم که می گویند، &#8220;آدم به سگ مرده لگد نمیزند&#8221; این مثل، خیلی عمق دارد؛ وقتی این تعداد جوان توجهشان به جوانی مثل آقای نامجو جلب میشود، این دارای ارزشهایی است، البته نمیخواهم بگویم موسیقی ایشان با ارزش است ولی ایشان بالاخره کاری کرده که جوانان را جذب کرده؛ منتها اگر ایشان از راه علمی جلو برود و تجربیاتی که از طریق علم قابل دریافت هست را به او بدهند&#8230; مثلا ایشان در جایی به پنج نتی بودن گام بلوز اشاره کرد که من دیدم بچه ها ناراحت میشوند، مطرح نکردم، موسیقی بلوز پنتاتونیک نیست.</p>
<p> خود پنتاتونیک هم دو نوع نیم پرده دار و بدون نیم پرده را شامل میشود که این موسیقی در کشورهای شرقی مثل ژاپن بسیار متداول است ولی موسیقی بلوز اصلا بعضی از فواصلش نسبت به پرده های استاندارد موسیقی کلاسیک ناکوک است و ما گامی به نام گام بلوز داریم با پرده های مخصوص به خود&#8230;</p>
<p>همانطور که خانمی اشاره کردند که مانند رستوران های مختلفی که در تهران داریم، سلیقه های مختلفی را جلب میکنند و میشود موسیقی های مختلف هم داشت، من هم کاملا موافقم که باید برای انواع مخاطبین، موسیقی های مورد علاقه شان را داشته باشیم، ضمن اینکه باید بگویم که اگر دستگاهها، به این افراد اعتنا میکردند، اینها اینقدر معروف نمیشدند! خیلی از این افرادی را هم که در طول تاریخ کشته اند، فقط طرفدارانشان بیشتر شده است!</p>
<p>بنابراین اگر دستگاه های اجرایی راه درست را بروند و این جوانان که مانند فرزندانشان هستند را مورد تعلیم قرار دهند و کلاسهایی را برایشان برپاکنند و تشویقشان کنند، اینها ممکن است کسانی شوند که در آینده حتی مورد احترام دنیا قرار بگیرند. من خبر دارم که جوانانی در ایران، از شب تا صبح مینشینند و موسیقی کار میکنند منتها زور میزنند، چون وقتی کسی چیزی را بلد نیست، صد راه را میرود تا راهش را پیدا کند، تقسیری ندارند، امکانات فراهم نیست.</p>
<p>یک کشور هفتاد میلیونی دو هنرستان بیشتر ندارد! یکی دو تا هم نصفه نیمه به تازگی در شهرستانها افتتاح شده که نه بودجه لازم دارند، نه استاد &#8230; </p>
<p>پورتراب در مورد این جلسه نقد افزود: جمعیت شرکت کننده در این برنامه غیرمنتظره بود و کسی فکر نمیکرد که این تعداد علاقه مند برای این کار وجود داشته باشد ولی از آنجایی که جوانها خبردار شده بودند و این اثر هم از طرف ارشاد مجوز نگرفته بود و حوزه هنری آن را منتشر کرد، به همین خاطر سروصدایی به راه افتاد، موجب شد جوانها بیشتر جری بشوند و بیایند اینجا شلوغ کنند و به هر کس یک چیزی بگویند! </p>
<p>البته من باز هم خوشحالم که از طرف بعضی از مسئولین این جلسه دیده شد و حرفهایی شنیده شد، مخصوصا خوشحالم که معاونت موسیقی ارشاد در سالن حاضر بود و من هم که عضو شورای ارکسترهای ارشاد و مشاور ارشد صدا و سیما هستم همیشه در اینگونه جلسات شرکت میکنم، از این نظر به عقیده من جلسه خوبی بود چون با نقطه نظراتی آشنا شدیم و عده ای چیزهایی را فهمیدند.</p>
<p>من از سازمان فرهنگی شهرداری ممنونم که اینگونه جلسات را برگزار میکند و فکر میکنم وقتم را تلف نکردم؛ بالاخره در چنین جلساتی چه از نظر علمی، چه عرفی و چه دیدن علایق مختلف، انسان چیزهایی را می آموزد. در پایان اضافه میکنم که میگویند، بد ترین کتابها هم ارزش یکبار خواندن را دارند، چه بسا گاهی جرقه هایی با ارزش در همین ها وجود داشته باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1564/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>جیمی هندریکس، پدر گیتار الکتریک (I)</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1566</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1566#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 May 2008 15:56:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Administrator</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[Rock]]></category>

		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/?p=1566</guid>
		<description><![CDATA[جیمز مارشال هندریکس معروف به جیمی هندریکس در 27 نوامبر سال 1942 در شهر واشنگتن آمریکا به دنیا آمد. هندریکس را همگان به عنوان پدر گیتار الکتریک میشناسند کسی که با نبوغ خویش بدون هیچ استادی ساز گیتار را به شهرتی جهانی رساند. نوازنده، ترانه سرا و آهنگساز و کسی که بیشترین تاثیر را در نوازندگان گیتار راک داشت و وی را به عنوان یکی از برترین شخصیت های این سبک میشناند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><br />
جیمز مارشال هندریکس معروف به جیمی هندریکس در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۲ در شهر واشنگتن آمریکا به دنیا آمد. هندریکس را همگان به عنوان پدر گیتار الکتریک میشناسند کسی که با نبوغ خویش بدون هیچ استادی ساز گیتار را به شهرتی جهانی رساند. نوازنده، ترانه سرا و آهنگساز و کسی که بیشترین تاثیر را در نوازندگان گیتار راک داشت و وی را به عنوان یکی از برترین شخصیت های این سبک میشناند.</p>
<p></strong></p>
<p> بعد از موفقیتی بینظیر در اروپا و شهرت فزاینده در امریکا، او به عنوان یکی از سردرمداران فستیوال ووداستاک در سال ۱۹۶۷ مهارت خویش را به نمایش همگان قرار داد.</p>
<p>هنگامی که وی متولد شد پدرش در ارتش مشغول به خدمت بود در ابتدا مادرش که ۱۷ سال بیشتر سن نداشت، نام جانی آلن هندریکس را برایش انتخاب کرد که بعد ها پدرش نام وی را تغییر داد. </p>
<p>اما بر خلاف تصور، محیط خانوده وی سرشار از سر سختی و ناملامت های زندگی بود.</p>
<p> پدر وی پس از بازگشت از جنگ نتوانست کار مناسبی را برای خود بدست آورد و آنها به دشواری به زندگی ادامه میدادند. </p>
<p><strong><br />
<a href="/music2/Mac-hine G-un.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border="0"/> بشنوید ماشین گان را ساخته و اجرای جیمی هندریکس</a></strong></p>
<p>او دوبرادر به نامهای لئون و جوزف و دو خواهر (کتی و پالما) داشت اما برادر وی جوزف دچار مشکلات فیزیکی بود و در سن سه سالگی برای مراقبتهای ویژه از خانواده جدا شد و خواهرش کتی نابینا بود و پالمل نیز دچار مشکلات جسمی بود و در زمانی که وی تنها نه سال سن داشت، پدر و مادرش از همدیگر جدا شدند!</p>
<p>پس از این اتفاقات او را به نزد مادربزرگش در سپردند. اتفاقات تلخ زندگی آن هم در زمانی که وی تنها احتیاج به خانواده ای سالم داشت باعث منزوی شدن و خجالتی بودن هندریکس شده بود. </p>
<p>در سن ۱۵ سالگی بود که مادرش را از دست داد، او اولین گیتارش را در همان سن و با قیمت ۵ دلار از یکی از آشنایان پدرش خرید و اتفاق بزرگ به وقوع پیوست. پسری که سالهای زندگیش سراسر در غم و اندوه بود حال با میتوانست با سازش احساسات خود را بیان نماید. </p>
<p>قبل از آن با سازی شبیه گیتار که تنها یک سیم داشت و پدرش به او داده بود اوقات خود را سپری مینمود!</p>
<p>پس از بدست آوردن گیتار، او تمریناتی را بدون استاد و راهنمایی شروع نمود و با گوش دادن به ضبطهای دیگران و دیدن نواختن گیتاریستهای مختلف، به تقلید از آنان میپرداخت تا اینکه در تابستان سال ۱۹۵۹ پدرش برای هندریکس اولین گیتار برقی زندگیش را خرید و شاید یکی از بهترین کارهایی بود که برای فرزندش انجام داد!</p>
<div class="imgleft">
<img src="/images/s2/xcvxcvxcvxcv.jpg" style="border:none;"/></p>
</div>
<div float="right">
<p> همان سال او توانست با گروه های مختلف محلی، فعالیتهایی را انجام دهد و با ساختار موسیقی به صورت جدیتری آشنا شود؛ آشنایی با موسیقی جز بود که به نوعی راهگشایش در ارائه موسیقی جدید و بکر با گیتار بود. </p>
<p>پدرش یکی از کسانی بود که وی را بسیار تشویق مینمود و با ارائه آثار صوتی به هندریکس او را با بی بی کینگ آشنا نمود.<br />
در آن زمان عمده فعالیت او تشکیل گروه های کوچک بود که اجراهای مختلفی با آنها داشت، هر چند این اجراها برای عموم رایگان بود اما باعث شد تا نام وی بر زبانها بیفتند.</p>
<p>اما یک اتفاق باعث شد تا مدت زمانی کار او به خطر بیفتد. رانندگی با خودرویی زدیده شده و دستگیری توسط پلیش باعث شد تا او را به ارتش معرفی نماید، هر چند بعد از یک سال توانست معافیت پزشکی بگیرد و بار دیگر به سراغ علاقه اصلی اش یعنی نوازندگی و موسیقی برود.</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1566/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>هدر اشمیت، پیانیست و آهنگساز</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1565</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1565#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 May 2008 18:03:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Administrator</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی فیلم]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی کلاسیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/?p=1565</guid>
		<description><![CDATA[هدر اشمیت (Heather Schmidt) به عنوان یکی از تکنیکال ترین و در عین حال با موزیکالیته ای برجسته، در دنیا شناخته شده است. او را میتوان به یکی از برترین نوازندگان صحنه دنیا نام برد، نوازنده ای که کنسرتهایش شور و هیجان خاصی در میان مخاطبینش به وجود می آورد. جدا از تبحر بالایش در نوازندگی، اشمیت در آهنگسازی نیز مهارت و استعداد خود را نشان داده است و احساس و نبوغش در خلق قطعات ستودنی است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>هدر اشمیت (Heather Schmidt) به عنوان یکی از تکنیکال ترین و در عین حال با موزیکالیته ای برجسته، در دنیا شناخته شده است. او را میتوان به یکی از برترین نوازندگان صحنه دنیا نام برد، نوازنده ای که کنسرتهایش شور و هیجان خاصی در میان مخاطبینش به وجود می آورد. جدا از تبحر بالایش در نوازندگی، اشمیت در آهنگسازی نیز مهارت و استعداد خود را نشان داده است و احساس و نبوغش در خلق قطعات ستودنی است.</strong></p>
<p>وی نقدهای تحسین برانگیزی را در خلال اجراهای تلویزیونی و رادیوی و همچنین کنسرتهایش در کشورهایی چون:<br />
Canada, the United States, Russia, France, Germany, Switzerland, Poland, the Czech Republic, England, Cyprus, Mexico, Brazil, و the British West Indies<br />
دریافت نموده است.</p>
<p><strong><br />
<a href="/music2/4-1-PhoenixAscending-Soaring-x.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border="0"/> قسمتی از مومان اول کنسرتو پیانوی شماره چهارم اشمیت را با اجرای خودش بشنوید</a></strong></p>
<p>اشمیت تحصیلات موسیقی را از سن چهار سالگی شروع نمود، با توجه به استعداد بالایش در موسیقی توانست در سن ۲۱ سالگی دو اجرای بسیار خوب به همراه رپرتواری حرفه ای را اجرا نماید و همچنین در مسابقات برگزار شده توسط دانشگاه، رتبه نخست را از آن خود نماید؛ تا جایی که، او بعنوان جوانترین شاگرد توانست مدرک دکترای موسیقی را از دانشگاه موسیقی ایدیانا دریافت نماید. او همچنین طی دو سال تحصیلات تمکیلی و حرفه ای خود را در دانشگاه جولیارد نیویورک به اتمام رساند.</p>
<p><strong><br />
<a href="/music2/pno-cncrto3-3.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border="0"/> قسمتی از مومان سوم کنسرتو پیانوی شماره سوم اشمیت را با اجرای خودش بشنوید</a></strong></p>
<p>به عنوان یک نوازنده ویرتئوز، وی مهارت بالایی در اجرای موسیقی مدرن و کلاسیک را دارا میباشد و دارای رپرتوار گسترده ای از قطعات دوره های مختلف میباشد. وی جدا از فعالیتها و کنسرتهای تکنوازیش اکثرا همراه با نوازنده ویلنسل Shauna Rolston نیز کنسرتهای متعددی را با عنوان Piano Six/Piano Plus اجرا نموده است.</p>
<p>اما جاب است بدانیم ساخته های وی را با آهنگسازان بزرگی چون موزار و راخمانینف مقایسه مینمایند که نشاندهنده این است که با استفاده از هنر خود در نوازندگی پیانو و خلاقیت و استعداد در آهنگسازی این دو هنر در جهت تکامل خویش گام برداشته اند و از اشمیت موزیسینی تمام عیار ساخته است.</p>
<p><strong><br />
<a href="/music2/CelloConcerto-3-sample.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border="0"/> قسمتی از مومان سوم کنسرتو ویولونسل اشمیت را بشنوید</a></strong></p>
<p>اشمیت در مسابقات بسیاری نیز حضور داشته است که توانسته جوایز بسیاری را از آن خود نیز نماید همانند :</p>
<p>جایزه اول مسابقه prestigious Eckhardt-Gramatté بعنوان پیانیست  </p>
<p>جایزه اول مسابقات کنسرتو کانادا  </p>
<p>سه پار پیاپی برنده جایزه آهنگسازی از سوی BMI </p>
<p>جایزه Robert Fleming از سوی دولت کانادا</p>
<p>و همچنین نامزد جایزه گرمی در قسمت بهترین اثر آهنگسازی در بخش کلاسیک</p>
<p>در زمینه ضبط آثار مدرن و کلاسیک وی جایزه ارزشمند Opus Magazine’s Best Classical CD به خاطر آلبوم Solus از آن خود نموده<br />
و آلبوم بعدی وی با عنوان Shimmer که بزودی توسط کمپانی ناکسوس منتشر خواهد شد و آلبوم تکنوازی دیگری از او که قطعاتی از Mendelssohn-Hensel اجرا نموده است و همچنین آلبومی دونوازی به همراه نوازنده ویلنسل Shauna Rolston نیز از دیگر کارهای ارزشمندش میباشد.</p>
<p>فعالیت هایی در زمینه ساخت قطعات موسیقی برای آثار تلویزیونی و موسیقی فیلم نیز میتوان در میان آثارش مشاهده نمود که یکی از فعالیتهای دیگر این نوازنده و هنرمند میباشد.</p>
<p><strong><br />
<a href="/music2/TwelveforTen-x-2.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border="0"/> قسمتی از فوگ و پرلودهای اشمیت را با اجرای خودش بشنوید</a></strong></p>
<p>اشمیت را باید یکی از موفقترین زنان در عرصه موسیقی دانست، مهارت بالا در نوازندگی، نبوغ در آهنگسازی و جدا از آن تدریس به عنوان پرفسور در برخی از معتبرترین دانشگاه های جهان، برگزاری کلاس های پیشرفته نوازندگی، سخنرانی و ارائه مقالات متعدد از دیگر کارهایی است که وی به آن اشتغال دارد.<br />
<strong></p>
<p><a href="/music2/pkfv-snta7B-3.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border="0"/> قسمتی از مومان سوم سونات شماره ۷ پروکوفیف را با اجرای اشمیت بشنوید</a></strong></p>
<p>اشمیت به عنوان استاد مهمان در دانشگاههای چون :<br />
University of Mexico, the Sibelius Academy in Finland, the Iceland Academy of Music, و   Schloss Elmau Festival in Germany<br />
حضور فعالی را دارا میباشد.<br />
وی در حال حاضر در رویال کنسرواتوار موسیقی تورنتو کانادا مشغول تدریس در زمینه آهنگسازی و پیانو است.</p>
<p><strong><a href="http://www.heatherschmidt.com">www.heatherschmidt.com</a></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1565/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>به وسعت دنيا (II)</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1521</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1521#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 May 2008 17:55:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Administrator</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی ملل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/?p=1521</guid>
		<description><![CDATA[هائيتى املين ميشل در هائيتى و فرانسه مدت ها است كه به عنوان خواننده مطرح پاپ و آهنگساز معروف است. او صدايى نرم و انعطاف پذير دارد و از لحاظ موقعيت اجتماعى بسيار بالا است. آلبوم هشتم او «Rasin Kreyol» نام دارد. در اين مجموعه او راجع به نگرانى ها و آرزو هاى خود براى كشورش هائيتى آواز خوانده است. اين اثر با يك اركستر مجلل و باشكوه پاپ به اجرا درآمد. او در به كار گيرى ريتم ها از قوانين موجود در سراسر كشورش بهره جسته است. ميشل فانك مدرن را با قدرت خارق العاده خود با موسيقى مهار نشدنى كارناوال و «رارا» ادغام كرده است. پيام اصلى او رسيدن به زندگى با آرامش است و در اين راه وو دو دريم بيت (نوعى فلوت) و صداى درخشان آن به كمكش آمده و به زيبايى ايده آل هايش را نشان مى دهد.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>آواهايى از بهشت<br />
</strong><br />
<br />
 هائيتى املين ميشل در هائيتى و فرانسه مدت ها است كه به عنوان خواننده مطرح پاپ و آهنگساز معروف است. او صدايى نرم و انعطاف پذير دارد و از لحاظ موقعيت اجتماعى بسيار بالا است. آلبوم هشتم او «Rasin Kreyol» نام دارد. در اين مجموعه او راجع به نگرانى ها و آرزو هاى خود براى كشورش هائيتى آواز خوانده است. اين اثر با يك اركستر مجلل و باشكوه پاپ به اجرا درآمد. او در به كار گيرى ريتم ها از قوانين موجود در سراسر كشورش بهره جسته است. ميشل فانك مدرن را با قدرت خارق العاده خود با موسيقى مهار نشدنى كارناوال و «رارا» ادغام كرده است. پيام اصلى او رسيدن به زندگى با آرامش است و در اين راه وو دو دريم بيت (نوعى فلوت) و صداى درخشان آن به كمكش آمده و به زيبايى ايده آل هايش را نشان مى دهد.</p>
<p><strong><br />
•هند</strong></p>
<p> در موسيقى هندى چه سبك بلوز و چه در راگه هايشان (انواع موسيقى سنتى آن) وجود نت هاى بين پرده ها ضرورى است. بنابراين سيتار در موسيقى آنها جزء جدانشدنى به حساب مى آيد. دباشيش بهاتاچاريا در مجموعه «سيتار كلكته» سه سازى را مى نوازد كه خود آنها را ساخته است. يكى از آنها يك نوع يوكه ليلى گردن خالى (نوعى ساز با چهار سيم كه در هاوايى رواج دارد) است، ديگرى يك سيتار ۱۴ سيمه و سومين آنها يك گيتار با ۲۲ سيم است كه تعدادى از آنها با هم هارمونيك (هم نوا) هستند. ساختار آهنگ ها و ريتم هاى آنها از موسيقى شمال و جنوب هند چيزهايى دارد و به سبك راگه هاى سنى با ملودى هاى آهسته و تامل برانگيز شروع شده اما ناگهان با نواختن طبله ها (دو طبل كوچك كنار هم) ريتم آن تند مى شود.</p>
<p><strong>•ايران </strong></p>
<p>در موسيقى سنتى ايران ملودى هاى باشكوه بسيارى وجود دارند كه بسيار هم با احساس اند. در موسيقى اين كشور بداهه نوازى بسيار رايج است. يك گروه چهارنفره از اساتيد بنام ايرانى در آلبومى به نام «فرياد» به هنرنمايى پرداخته اند. اين هنرمندان عبارتند از: كيهان كلهر نوازنده كمانچه، حسين عليزاده نوازنده تار، محمدرضا شجريان استاد آواز و پسر او همايون شجريان آواز و تمبك. اين مجموعه ضبط شده از يك كنسرت زنده است و بسيار مسحور كننده و خارق العاده بوده است. تشويق هاى تماشاگران كه در انتها ضبط شده نشان دهنده احساس و هيجان بسيار آنها است. ملودى هاى سازى با آواز تركيب شده اند و موسيقى محزون و در عين حال تامل برانگيزى را خلق كرده اند. بعد از آنكه موسيقى به اوج خود مى رسد، مجدداً به ملودى هاى موقر بازمى گردد و سپس دوباره از نو اوج مى گيرد. اين كار خيلى در موسيقى سنتى ايران رايج نيست.</p>
<p><strong>•لهستان</strong></p>
<p>آهنگ هاى سنتى لهستانى با آواز هاى مقطع و همراهى ويولن هاى مخصوص شان پايه رپرتوار گروه «وارسا ويليچ» است. آنها با وجود استفاده غيربرقى و تا حدودى ابتدايى مانند طبل هاى دستى، نوعى سنتور كوچك (ديلكيمر)، ويولن ها و ويولنسل، سبك و احساس آهنگ هاى مدرن را تداعى مى كند. در آلبوم «Uprooting» آنها از امكانات ضبط استوديويى بهره جستند. آنها با استفاده از تكنولوژى جديد صداى اسرارآميز و در عين حال وزوزگونه سازهاى كوبه اى آهنگ هايشان را تقويت كرده اند.</p>
<p><strong>•پرتغال</strong></p>
<p>نظام ديكتاتورى پرتغال تا اواخر دهه ،۱۹۷۰ فادو (نوعى موسيقى سنتى حزن انگيز پرتغالى) را از لحاظ اجتماعى و سياسى بسيار گرامى مى داشت. بعدها كمتر به اين موسيقى توجه مى شد، تا اين كه نسل جديد خوانندگان، شيوه حزن انگيز و احساساتى فادو را با صداى گيتار پرتغالى ادغام كردند. با اين روش فادو احيا شد. خوانندگان جوان در اجراى فادو از همان سازهاى سنتى و غيربرقى استفاده مى كنند. اما پارامترهاى آن را گسترش داده اند. در مجموعه « the Rough guid to Fado » فادوهاى نسل جديد و گذشته كنار هم قرار داده شده اند. اركستراسيون هر دو شبيه به هم ولى در آهنگ هاى جديد محدوديت هاى آهنگساز نسبت به قبل كمتر شده بود. آناموريا خواننده جوان فادو، صداى آلتوى گرفته اى دارد كه او را از رقيبانش متمايز مى كند. آلميريا رودريگز صدايش از او بالاتر است و ملكه آواز حزن انگيز جهان است. او در سال ۱۹۹۹ درگذشت. آهنگ هاى موريا شامل «Guarda _me avida na Mao» (زندگى ام را در دستت بگير) و آهنگ هاى غنايى است، هرچند در آغاز موسيقى او گونه محزون و پر از رنج فادو را دارد ولى ناگهان به موسيقى شاد و فرح بخشى تبديل مى شود.</p>
<p><strong>•ريژو</strong></p>
<p>ريژو جزيره اى است كه در اقيانوس هند بين ماداگاسكار و مارتيس قرار دارد و دپارتمان فرانسه بر آن نظارت مى كند. فرهنگ آنها آميخته اى است از فرهنگ فرانسوى هاى مقيم آن كشور، اسلاوها و آفريقايى ها و مهاجران هندى، چينى و مالزيايى. مردم آنجا بيشتر افراد ياغى و دزد دريايى هستند. موسيقى رنه لاكايله در آلبوم «Mapou» منعكس كننده تمام اينها است. در اين مجموعه با ريتم شش ضربى آكاردئون و يوكه ليلى نواخته مى شود كه صداى طربناك و گوشخراشى دارد. او در ملودى ها و ترانه هايش مى خواهد كه از هرچه سبك او را شبيه به ترانه هاى فرانسوى مى كند، دور باشد. لاكايله مدتى است كه در آثارش به جاى ساكسيفون و گيتار برقى كه قبلاً استفاده مى كرد، سازهاى كوبه اى را مورد توجه خاصى قرار داده است. موسيقى او يك نوع موسيقى مجلسى روستايى است و در آوازهايش راجع به ماهيگيرى، آشپزى، ريتم و رم (نوعى نوشيدنى الكلى) صحبت مى كند.</p>
<p><strong>•آفريقاى جنوبى</strong><br />
موسيونرها زمانى كه وارد آفريقاى جنوبى شدند متوجه موسيقى و آوازهاى سنتى محلى خارق العاده آنها شدند كه شبيه به سرودهاى مذهبى بودند. آنها از تركيب اين موسيقى با سرودهاى مذهبى خودشان سبك جديدى از موسيقى را به وجود آوردند كه نه تنها در آفريقا، بلكه در تمام جهان و براى تمام نسل ها جذابيت فراوان دارد.گروه كر سوتو، گروهى متشكل از ۲۶ خواننده كليساى اطراف سوتو است كه بسيار جسورانه و در عين حال موشكافانه و دقيق انتخاب شده اند. آلبوم آنها «آواهايى از بهشت» نام دارد. و چند آهنگ آشنا به زبان انگليسى و در پايان هم چند قطعه پاپ دارد. در بيشتر اين آلبوم صداى آواز را به تنهايى مى شنويم و در بعضى مواقع سازهاى كوبه اى با آن همراهى مى كنند.<br />
<strong></p>
<p> •تركيه</strong></p>
<p>در دهه ۱۹۶۰ قبل از اين كه موسيقى جهان جايگاه فعلى خود را به دست آورد آثار هنرى بى نظيرى مانند: «چگونه همسر خود را سلطان كنيد؟» (يك باله) خيلى مورد استقبال جهانيان بود. اين آلبوم به تازگى تجديدچاپ شده است. و خواننده مطرح ترك كورك باس در آن آواز خوانده است، البته تنها در يك بخش آن. اما اين حقيقتاً نوار خيلى خوبى است و در آن مصطفى كانديرالى، كلارينتيست ترك، هنرنمايى كرده است. او رهبر يك گروه ترك با نشاط و سرحال است. يكى از آهنگ هاى اين آلبوم يك سوييت جالب است كه ۱۷ دقيقه از اين مجموعه را به خود اختصاص داده است. </p>
<p><strong>• زيمبابوه</strong></p>
<p>توماس راكفيمو يكى از پيشگامان موسيقى راك زيمبابوه است كه آهنگ هايى با گيتار برقى و پيانو اجرا مى كند. او همچنين سخنگوى مردم بود، در انقلابى كه باعث سرنگونى قوانين اقليت سفيدپوستان شد، او بسيار به تندى به انتقاد حكومت ديكتاتورى كشورش پرداخت و پس از آن به اورگون تبعيد شد. در صداى او قدرت آرامش بخشى موج مى زند. از دهه ۱۹۸۰ در گروه او پيانو و گيتار برقى با هم همراه شده اند. آخرين كار استوديويى او آلبوم «بلند شو» است كه فعلاً تنها مى توان آن را از سايت www.calabashmusic.com دانلود كرد.او مقدمه جالبى براى موسيقى اش انتخاب كرده است. البته بعضى از قسمت هاى آن خسته كننده اند. اما اگر كسى كه آن را دانلود مى كند آنها را انتخاب نكند يك مجموعه بسيار جالب خواهد داشت.</p>
<p><strong><a href="http://www.sharghnewspaper.ir/840309/html/music.htm">روزنامه شرق </a></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1521/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>درباره يكى از آثار ديويد ايستراخ:نهيليسم وحشى</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1519</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1519#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 May 2008 18:56:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sadjad</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی کلاسیک]]></category>

		<category><![CDATA[نقد و بررسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/?p=1519</guid>
		<description><![CDATA[يکى از سى دى هايى که ارزش شنيدنش را دارد اجراى استادانه<a href="http://www.harmonytalk.com/id/144"> ديويد ايستراخ </a>از دوکنسرتو ويولن دو آهنگساز رمانتيک است. يکى از آنها <a href="http://www.harmonytalk.com/id/702">کنسرتو ويولن و ارکستر برامس </a>در رمينور ابوس ۷۷ و ديگرى کنسرتو ويولن و ارکستر چايکوفسکى در رماژر اپوس ۳۵ است. کنسرتو ويولن چايکوفسکى را ويولنيست هاى مطرح ديگرى چون آن سونى موتر يهودى منوهين، فراز و گرت اجرا کرده اند که اين خود گواه اهميت اين اثر است. کنسرتو فرم موسيقى اى است که منشاء پيدايش آن از کليسا بوده است. در کليسا براى انجام مراسم مذهبى دو گروه کر وجود داشته است که يکى از آنها آيه ها را مى خوانده و ديگرى با خواندن خط آخر به آن جواب مى داده است و ساختى موسوم به آنتى فونى (ضد صدايى) داشته.

]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><br />
يکى از سى دى هايى که ارزش شنيدنش را دارد اجراى استادانه<a href="http://www.harmonytalk.com/id/144"> ديويد ايستراخ </a>از دوکنسرتو ويولن دو آهنگساز رمانتيک است. يکى از آنها <a href="http://www.harmonytalk.com/id/702">کنسرتو ويولن و ارکستر برامس </a>در رمينور ابوس ۷۷ و ديگرى کنسرتو ويولن و ارکستر چايکوفسکى در رماژر اپوس ۳۵ است. کنسرتو ويولن چايکوفسکى را ويولنيست هاى مطرح ديگرى چون آن سونى موتر يهودى منوهين، فراز و گرت اجرا کرده اند که اين خود گواه اهميت اين اثر است. کنسرتو فرم موسيقى اى است که منشاء پيدايش آن از کليسا بوده است. در کليسا براى انجام مراسم مذهبى دو گروه کر وجود داشته است که يکى از آنها آيه ها را مى خوانده و ديگرى با خواندن خط آخر به آن جواب مى داده است و ساختى موسوم به آنتى فونى (ضد صدايى) داشته.</p>
<p>.</strong></p>
<p>بعد ها با گذشت زمان اين را براى ۳ يا ۴ گروه کر تنظيم کردند و پس از مدتى اين فرم ديگر به کليسا ها محدود نبود، بلکه آهنگسازان مطرح هم در نوشتن قطعاتشان بر اين فرم طبع آزمايى مى کردند. کم کم با گذشت زمان صداى انسان حذف شد و به جاى آن يک ساز در مقابل يک ارکستر قرار داده شد. اين دو با هم به جدال مى پرداختند. واژه کنسرتو هم از ريشه  لاتين کنچرتاره به معنى جدال و رقابت گرفته شده است. </p>
<p>يوهان برامس (۱۸۹۷-۱۸۳۳) آهنگساز بزرگ آلمانى، پس از شک و ترديد بسيار در سال ۱۸۷۸ خلق تنها کنسرتو ويولنش را شروع کرد. اين اثر او در يکم ژانويه ۱۸۷۹ آماده اجرا بود. البته قبل از اجرا موومان دومش را کاملاً عوض کرد و يک آراجيوى جديد براى کنسرتويش نوشت.</p>
<p><strong><br />
<a href="/music2/zfguyufgj.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border="0"/> قسمتی از مومان سوم کنسرتو ویولون برامس با اجرای داووید اویستراخ</a></strong></p>
<p>او در هنگام نوشتن اولين سمفونى اش هم همين احساس را تجربه کرده بود. او در ساخت اين اثر تا حدودى تحت تاثير ۲۹ کنسرتو ويولن ويوتى (آهنگساز ايتاليايى ۱۸۲۴-۱۷۵۵) بود. برامس براى برطرف کردن مشکلات تکنيکى قسمت سولوى اين اثر با يوزف يواخيم مشورت کرد اما ديگر قسمت هاى آن را بدون بازبينى ساخت.<br />
برامس آهنگساز توانايى بود که شومان پس از اولين ملاقاتش با او، او را مسيح موسيقى خواند که اين خود احساس دوگانه اى از ترس و خوشحالى به آهنگساز جوان داد. او در آرزوى رهبرى ارکستر هامبورگ بود ولى با درخواستش موافقت نشد، پس به ناچار به وين رفت و در آنجا به رهبرى ارکستر فيلارمونيک اين شهر پرداخت.</p>
<p>در کل دو سبک خاص خود را دارد ولى در آثارش تاثيرپذيرى از باخ، بتهوون، موتسارت و هايدن به چشم مى خورد. اکثر آثار او ريتم هاى پرشور و هيجان انگيزى دارند که به خوبى مى توانند شخصيت تندخو و جنجالى او را نشان دهند. (البته کنسرتو ويولن او تم روان و ملودى دل انگيزى دارد و ايستراخ با اجراى قدرتمند خود آن را به بهترين نحو نواخته است) اما اين برامس تندخو براى کمک به هنرمندان جوان همواره آماده بود و دور ژاک که بسيار لطف او را ديده بود، هميشه از آن ياد مى کرد. از قطعاتى که براى چند ساز نوشته است، مى توان از: سونات هاى پيانو و ويولن سل ابوس ۳۸ و ،۹۹ کريو براى ويولن، هورن و پيانو ابوس ۴۰ و کونيتتى براى کلارينت و سازهاى زهى ياد کرد. چايکوفسکى (۱۸۹۳-۱۸۴۰)، يکى از بزرگ ترين آهنگسازان روس است که در سن ۲۱ سالگى آموختن موسيقى را شروع کرد. </p>
<p>او هم در ساخت تنها کنسرتو ويولنش از راهنمايى هاى يکى از بهترين شاگردهاى کنسرواتوار بهره جست. او قسمت سولو را از لحاظ تکنيکى بررسى کرد. اين کنسرتو را براى اولين بار هانس ريختر با ارکستر فيلارمونيک وين در ۴ دسامبر ۱۸۸۱ اجرا کرد. اجراى بى روح و بى نظم او چنان خشم منتقدان را برانگيخت. يکى از آنها اين اثر را به طور وحشيانه اى افتضاح خواند و ديگرى مى گفت: «اين اثر وحشى ترين گونه نهيليسم روسى است.» البته در اين ميان نظرات مثبتى هم وجود داشت که البته توانايى مقابله با توده عظيم مخالفان را نداشت. يکى از منتقدان مى گفت: «اين کنسرتو يکى از اصلى ترين و جنجالى ترين آهنگ ها براى ويولن است.» امروزه هم تمام ويولنيست هاى مطرح جهان اجراى آن را در رپرتوآر خود دارند. ملودى جالب و دلنشين آن که در مواقعى  هم موسيقى کولى ها را به ياد مى آورد، اکنون راهنماى بسيارى از  آهنگسازان است.</p>
<p><a href="/music/david-oistrakh-tchaikovsky.wmv"><img alt="Audio File" src="/logos/video.gif" border=0/><b> قسمتی از فیلم<br />
کنسرت موومان سوم کنسرتو ویلن چایکوفسکی با اجرای داوید اویستراخ<br />
</b></a></p>
<p>چايکوفسکى استاد هارمونى کنسرواتوار جديد مسکو بود که بعدها با حمايت هاى مالى نادژدا فون مک، تمام وقت خود را صرف آهنگسازى کرد. با اين که او چندان عمر طولانى اى در آهنگسازى ندارد، اما آکار ارزشمندى را تقديم به عالم موسيقى کرده است که کنسرتو ويولن او ازجمله بهترين هاى آنها است. از او باله هاى معروف، درياچه قو، زيباى خفته و فندق شکن هم به يادگار مانده است.</p>
<p>تاثير کرانه هاى روسى بر آثار او کاملاً مشهود است اما در کنار آن تاثيراتى هم از موسيقى آلمان، ايتاليا و فرانسه پذيرفته است.<br />
يکى از ويژگى هاى منحصر به فرد او استفاده از رنگ هاى صوتى متنوعى است که در ارکستراسيون از آنها بهره جسته است.</p>
<p>ديويد ايستراخ يکى از بهترين ويولنيست هاى جهان است که با تلاش بسيار و قدم به قدم اين موفقيت را به دست آورد. صداى ساز او شفاف، دقيق و گيرا هست و در تکنيک هم هر نوازنده اى بخواهد به قله موفقيت برسد از او پيروى مى کند. البته چيزى که او را از ديگر ويولنيست ها متمايز مى کند، دقت اعجاب آورش به جزئيات، ساختار قطعه و موسيقى آن است.</p>
<p>او در سال ۱۹۰۸ به دنيا آمد و تجربه اولين کنسرتش را در سن ۱۵ سالگى با نواختن قطعه کنسرتو لامينور باخ کسب کرد. او در ۱۸ سالگى تحصيلاتش در کنسرواتوار اودسا را به پايان رساند و در همان دوران تحصيلش بود که در ارکستر کنسرواتوار مسکو به نواختن پرداخت. او ابتدا ويولاريس ويولن مى زد. او جايزه هاى جهانى متعددى هم در نوازندگى ويولن به دست آورد.</p>
<p>در دوران جنگ به تدريس در کنسرواتوار پرداخت و از سال ۱۹۳۴ کلاس هايى براى ويولن در  آنجا برپا کرد که آنها تا پايان عمرش ادامه داشتند. او در ۲۴ اکتبر ۱۹۷۴ به طور ناگهانى درگذشت و عالم موسيقى را بسيار متاثر کرد.</p>
<p><strong>روزنامه شرق</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1519/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>رضا سامانی: از نوجوانی در کنار این هنرمندان بزرگ بودم</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1561</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1561#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 May 2008 15:49:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Administrator</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<category><![CDATA[مصاحبه و گفتگو]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی کلاسیک ایرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/id/1561</guid>
		<description><![CDATA[رضا سامانی از نوازندگان سازهای کوبه ای است که با وجود جوانی توانسته در نقاط مختلف اروپا به ویژه همراه <a href="http://www.zarbang.com">گروه ضربانگ</a> در کنسرت های گوناگون شرکت کند. وی علاقه بسیاری به تدریس و آموزش دارد و در پرتو فعالیتهای او شمار قابل توجهی از نوجوانان ایرانی در اروپا و حتی نوازندگان خارجی سازهای کوبه یی با سازها و ریتمهای ایرانی آشنا شده اند.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>رضا سامانی از نوازندگان سازهای کوبه ای است که با وجود جوانی توانسته در نقاط مختلف اروپا به ویژه همراه <a href="http://www.zarbang.com">گروه ضربانگ</a> در کنسرت های گوناگون شرکت کند. وی علاقه بسیاری به تدریس و آموزش دارد و در پرتو فعالیتهای او شمار قابل توجهی از نوجوانان ایرانی در اروپا و حتی نوازندگان خارجی سازهای کوبه یی با سازها و ریتمهای ایرانی آشنا شده اند.</strong></p>
<p> برخی از این نوازندگان از موسیقی و ساز ایرانی در کنسرتهای خویش بهره می گیرند.</p>
<p>تازه ترین ابتکار <a href="http://www.myspace.com/rezasamani ">رضا سامانی </a>برپایی یک کارگاه آموزشی در محل زیبایی در کوههای آلپ است که با استقبال روبه رو شده است در این زمینه با وی به گفت وگو نشسته ایم:</p>
<p><strong>هدف اصلی از برپایی این کارگاه چیست؟</strong><br />
<br />
گردهم آوردن نوجوانان و جوانان دوستار نوازندگی دف و تنبک در محیطی آرام و به دور از همهمه زندگی روزمره همواره در فکر من بوده است. در این کارگاه با تمرکز بیشتری بر جنبه های عملی و اجرایی تلاش داریم تا شرکت کنندگان چند روزی فقط به تمرین بپردازند و اشکالات آنها برطرف شود. علاوه بر آن زمینه همنوازی هنرآموزان با یکدیگر تقویت خواهد شد.</p>
<p><strong>چه ریتمهایی آموزش داده می شود؟</strong><br />
<br />
ریتمهای ایرانی شامل موسیقی سنتی، محلی و خانقاهی. در آموزش از شیوه های سنتی و نوین هر دو استفاده می شود تا امکان فراگیری بیشتری باشد.</p>
<p><strong>مهمترین برنامه های آینده شما چیست؟</strong><br />
<br />
به زودی تور ضربانگ در آمریکا و کانادا آغاز می شود. این تور را موسسه معتبر World Music برنامه ریزی کرده و اجرای ۱۱ کنسرت در ایالات مختلف آمریکا و کانادا را در برمی گیرد. تصور می کنم که ضربانگ به عنوان یک گروه مهم سازهای کوبه ای، بتواند شخصیت این سازها را در این کنسرت ها به نمایش گذارد و مثل همیشه کنسرت های آن با استقبال همراه باشد.</p>
<p>در آگوست کنسرت مهمی در «فستیوال تابستانی» مادرید، پایتخت اسپانیا داریم و در پاییز آینده نیز تور <a href="http://www.zarbang.com">گروه ضربانگ </a>و استاد حسین علیزاده را خواهیم داشت که شامل کنسرتهایی در کشورهای مختلف اروپاست.</p>
<p><strong>در زمینه آموزشی چه فعالیتهایی را در سال جاری دنبال می کنید؟</strong><br />
</p>
<p> علاوه بر دوره های کوتاه مدت و کلاسهای دایمی، کارگاههایی را ویژه دف و رقص به همراه هنرمند ارزشمند خانم بنفشه صیاد خواهیم داشت که رقص و ریتمهای عرفانی جنبه اصلی آنهاست.</p>
<p><strong>در سالهای اخیر اجراهای زیادی داشته اید، جالب ترین تجربه شما چیست؟</strong><br />
</p>
<p>به واقع شرکت در برنامه ارکستر سمفونیک رادیو و تلویزیون نروژ تجربه ی بسیار مهمی بود. این برنامه شامل اجرای ساخته های آهنگساز برجسته آقای جاوید افسری راد بود که بسیار مورد توجه اهل هنر و مطبوعات نروژ قرار گرفت. در این کنسرت من مجبور بودم تا دف، تنبک، سرنا، کوزه و دایره بنوازم و نحوه کار متفاوت از شیوه های جاری ما بود. علاوه بر آن به تازگی به همراه شماری از هنرمندان ارزنده ایرانی و اروپایی «کنسرت رومی» را در مادرید اجرا کردیم که این برنامه ها تاثیر بسیار مثبت بر دیدگاههای هنری من داشته است.</p>
<p><strong>نظر شما در همراهی سازها و نوازندگان ایرانی و خارجی چیست؟</strong><br />
<br />
این مهم از چند زاویه قابل بررسی است. یکی آنکه توانایی موسیقی و سازهای سنتی و محلی ما را آشکار می سازد. دیگر آنکه امکان عرضه کارهای جدید و در عین حال اصیل را فراهم می کند. از لحاظ حرفه نوازندگی نیز این برنامه ها همانند کلاسهای آموزشی برای فراگیری از دیگران و انتقال آموخته ها به هنرمندان دیگر کشورهاست.</p>
<p><strong>در نوازندگی الگوی شما چه کسانی بوده اند؟</strong><br />
<br />
مهمترین سرمشق ها برای من آقایان پژمان حدادی و استاد و برادرم بهنام و همچنین حکیم لودین نوازنده بزرگ افغان است. خوشبختانه این فرصت را داشته ام تا از نوجوانی در کنار این هنرمندان بزرگ باشم و از آنها بیاموزم. البته تلاش بر این است تا شخصیت و صدای ویژه سازهای خود را پیدا و عرضه کنم.</p>
<p><strong>از وقتی که در اختیار سایت گفتگوی هارمونیک گذاشتید متشکرم</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1561/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>درآمدی بر موسیقی درمانی (II)</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1557</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1557#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 06 May 2008 18:43:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>sadjad</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<category><![CDATA[دانستنی های موسیقی]]></category>

		<category><![CDATA[مطالب عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/id/1557</guid>
		<description><![CDATA[مفاهیم خلاقیت تیز هوشی در روانشناسی با توصیف جداگانه از هم متمایز میگردد. فرد تیز هوش، درهوش عمومی که شامل کلیه جنبه های ذهنی میباشد، در مقایسه با همسالان خود برتر و پیشرفته تر است و از بهرة هوشی بالایی بر خوردار است.امّا فرد خلاق الزاماً در تمام شاخه های ذهنی از عملکرد متوسط همسالان خود برتری ندارد، بلکه تنها دریک شاخه و در زمینة هنری و یا علمی دارای افکاری ابتکاری و حالات آفرینندگی است. افراد خلاق الزاماً تیزهوش نیستند.«لاندشیر» روانشناس فرانسوی در توصیف تفکّر خلاق پدیدة «واگرایی» را در تفکّر خلاق مطرح میسازد که در مقابل تفکّر «همگرا» قرار دارد. تفکّر واگرا، توانایی تولید اشکال جدید و اتصال عواملی را دارد که طبق عادات مستقل و جدا از هم فرض شده اند (یعنی قدرت وحدت بخشی و ترکیب زیبا و خارق العاده عناصر مجزا را دارد) که این همان مسیر ذوق، تخیّل و آفرینندگی است.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>«خلاقیت هنری»</strong></p>
<p></p>
<p>مفاهیم خلاقیت تیز هوشی در روانشناسی با توصیف جداگانه از هم متمایز میگردد. فرد تیز هوش، درهوش عمومی که شامل کلیه جنبه های ذهنی میباشد، در مقایسه با همسالان خود برتر و پیشرفته تر است و از بهرة هوشی بالایی بر خوردار است.امّا فرد خلاق الزاماً در تمام شاخه های ذهنی از عملکرد متوسط همسالان خود برتری ندارد، بلکه تنها دریک شاخه و در زمینة هنری و یا علمی دارای افکاری ابتکاری و حالات آفرینندگی است. افراد خلاق الزاماً تیزهوش نیستند.«لاندشیر» روانشناس فرانسوی در توصیف تفکّر خلاق پدیدة «واگرایی» را در تفکّر خلاق مطرح میسازد که در مقابل تفکّر «همگرا» قرار دارد. تفکّر واگرا، توانایی تولید اشکال جدید و اتصال عواملی را دارد که طبق عادات مستقل و جدا از هم فرض شده اند (یعنی قدرت وحدت بخشی و ترکیب زیبا و خارق العاده عناصر مجزا را دارد) که این همان مسیر ذوق، تخیّل و آفرینندگی است.</p>
<p> تفکّر همگرا تفکّری است که با دقّت و ملاحظه بسیار خود را در چهار چوب داده های مقدماتی محدود و مقید میسازد. این همان هوش آدم منظّم و سنّتی است که در مسیر تفکّر معیّنی فکر و کار میکند، هوش ملاحظه کار، هوش شاگرد مدرسه نمونه، حسابرسی دقیق و هوش مدیر مؤسسه بازرگانی است. تفکر واگرا در هنرمند در حالات عاطفی او نیز به گونه ای قابل تعمیم است. هنرمندی که ساعتها در گوشة تنهایی به تخیّل و تصنیف می پردازد و از زندگی جمعی محروم میماند و یا گرفتار احساسات و دلباختگی های خاصی بی مهابا از هر چیزی برای رسیدن به مطلوب ذهنی میگذرد و از رفاه و زندگی معمولی محرو م میشود. </p>
<p>این طیف های عاطفی متنّوع و متفاوت گاهی بقدری موجب عصبیّت میگردد که نوعی رنجوری و نژند عاطفی را متصوّر می سازند. در هر صورت واگرایی عاطفی و فکری دستان اندیشه و تخیّل هنرمند را برای خلاقیّت باز میگذارد. هر چند تنوّع و کشمکش های حاصل از آن آرامش زندگی را سلب میکند. امّا گویی تاوانی برای خلاقیّت هنرمند میگردد. تاوانی که مردم عادی در مسیر ملاحظه و محدودیت رفتاری و عاطفی قادر به پرداخت آن نیستند و شاید از اینروست که از خلاقیتّی نیز سود نمی جویند. دکتر مان در کتاب اصول روانشناسی تحقیقی بر روی افراد خلّاق که شامل هنرمندان آهنگسازان و داستان نویسان صورت گرفته نتایج توصیفی کلّی گزارش شده است که آنان در مقایسه با مردم عادی دارای انرژی روانی و جسمی استثنایی هستند. زندگی آنها پیچیدگی بیشتری دارد و به دنبال تنش هستند تا از طریق آزاد شدن از آن لذّت برند و برخورد آنها با عوامل ناخودآگاه یعنی تخیّلات و تصوّر ذهنی بیشتر از دیگران است. به عقیدة روان شناسان تفکّر خلاّق از سه یا چهار مرحله کم وبیش میگذرد:<br />
</p>
<p>۱-  مرحلة آمادگی: مربوط به به تعلیم و تربیت و آموزشهایی است که فرد خلاّق در زمینة علمی یا هنری یاد گرفته است. که این اطلاّعات زمینه های تفکّر و توسعه آن را فراهم میسازد.</p>
<p>۲-  پختگی: وقتی شاعر یا آهنگسازی سوژه ای را در طول روز همواره در پی تحوّل آن است . توجّهات تدریجی در او پختگی موضوع را فراهم میسازد. گویی در این مرحله گذشت زمان و عبور گاه و بیگاه آن در ذهن و گردش آن در تداعی های ناخودآگاه زمینة پختگی ذهنی آهنگساز را فراهم میسازد. </p>
<p>۳-  اشراق: بعد از مرحلة پختگی غالباً ایده های خلاقیّت بصورت ناگهانی به ذهن میرسد. دریافت آنی ایده های خلاّق از خصوصیات این مرحله است. مثلاً ممکن است هنرمند در هنگام خواب در حول و حوش مسئله نظریات و ایده های متعددی را در ذهن خود بیابد و ناگهان احساس کند که یکی از نظریات یا تم و آهنگی کامل کننده و سازمان دهندة نغمات پراکندة ذهن اوست این دریافت فوری که شبیه فرایند بینش و بصیرت ( insight )در مکتب گشتالت است یا نوعی الهام در عرفان شرق مشکل او را حل نخواهد نمود تا قبل از مرحله اشراق یعنی قبل از اینکه افکار آفریننده به ذهن هنرمند برسد کوشش و خطاها متعددی در مسیر تکوین فکر خود انجام داده بود. کوشش و خطاهایی که نتیجه ای قطعی به دست نداده امّا در مرحلة اشراق نوعی دریافت آنی به کوششهای قبلی او شکل اساسی و کامل می بخشد .</p>
<p>۴-  تحقیق یا بازرسی ( verification ) : در این مرحله هنرمند خلاّق به ارزیابی تفکّر خود می پردازد نوعی بازرسی و آزمایش که آیا این ادراک و ترکیبی که به ذهن رسیده است منطقی و اجراء است؟ از اینرو به آزمایش و تجربیات کنترل شده برای عملی ساختن افکار خود می پردازد. اغلب هنرمندان و دانشمندان متوجّه می شوند آنچه را که ناگهان به ذهنشان رسیده است قبل از اینکه بصورت کار خلاّق و رضایت بخشی در آید احتیاج به تغییرات قابل توّجهی دارد. </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1557/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پدیده جوان ویولون</title>
		<link>http://www.harmonytalk.com/id/1560</link>
		<comments>http://www.harmonytalk.com/id/1560#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 May 2008 18:58:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Administrator</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بایگانی همه نوشته ها]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی کلاسیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.harmonytalk.com/id/1560</guid>
		<description><![CDATA[
لیلا یوسفوویتز (Leila Josefowicz) به راستی در دل تمامی شنوندگان آثارش در تمامی جهان نفوذ کرده است و این جز با داشتن دانش و صداقت در اجرا و همچنین تکنیک و موزیکالیته ای ستودنی امکان پذیر نیست. نخستین حضور وی در جامعه بین المللی به سال 1994 برمیگردد، زمانی که وی با Neville Marriner و در Carnegie Hall هنر خود را در نوازندگی ویولون نمایش داد و پس از آن وی را در بسیاری ارکسترهای معتبر جهانی میتوان دید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong></p>
<p>لیلا یوسفوویتز (Leila Josefowicz) به راستی در دل تمامی شنوندگان آثارش در تمامی جهان نفوذ کرده است و این جز با داشتن دانش و صداقت در اجرا و همچنین تکنیک و موزیکالیته ای ستودنی امکان پذیر نیست. نخستین حضور وی در جامعه بین المللی به سال ۱۹۹۴ برمیگردد، زمانی که وی با Neville Marriner و در Carnegie Hall هنر خود را در نوازندگی ویولون نمایش داد و پس از آن وی را در بسیاری ارکسترهای معتبر جهانی میتوان دید.</p>
<p></strong></p>
<p>بطور معمول وی با آهنگسازانی چون John Adams و Oliver Knussen فعالیت مینماید و مداوم و همچنان نیز همکاری مستمر با این اشخاص دارد چراکه وی یکی از حامیان شدید موسیقی مدرن و  معاصر میباشد.</p>
<p> شاید شخصیت او و نوع انتخاب قطعاتش نشاندهنده تمایل و همچنین توانای بالایش در اجرای موسیقی معاصر میباشد.</p>
<p>از جمله نکات جالب وی به عنوان یک نوازنده کلاسیک، علاقه شدید وی به اجرای موسیقی جز هست که او را بنوعی از دیگر نوازندگان کلاسیک متمایز نموده است!</p>
<p>لیلا برونیا یوسفوویتز در ۲۰ اکتبر سال ۱۹۷۹ در اونتاریو تورنتو کانادا بدنیا آمد. او متولد شده از خانواده ای انگلیسی - لهستانی است که در دوران کودکی خانواده اش به لس آنجلس مهاجرت نمودند، در زمانیکه تنها سه سال و نیم سن داشت  در همانجا شروع به یادگیری ویولن نمود. اما متد مورد استفاده وی برای یادگیری متد مشهور سوزوکی بود و در حقیقت اولین معلمش نیز پدرش بود. در ۵ سالگی وی تحت تعلیم جدی و آکادمیک موسیقی قرار گرفت و دروس اولیه موسیقی و نوازندگی ویلون را از Idel Low آموخت.</p>
<p><a href="/music2/tchaeeeeeee.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border=0/><b>بشنوید قسمتی از مومان سوم کنسرتو ویولون چایکوفکسی با اجرای یوسفوویتز را</b></a> </p>
<p>تا اینکه در سن ۸ سالگی به سراغ یکی از معلمان مشهور ویلون آن زمان  Robert Lipsettرفت و آموزش خود را زیر نظر وی ادامه داد. اما آموزش های او  توسط این استاد در سن ۱۳ سالگی به پایان رسید! خانواده وی به فیلادفیا رفتند که اتفاق خوبی در زندگی وی بود چراکه توانست وارد انستیتو کرتیس، موسسه معتبر موسیقی شود که اساتیدی چون :<br />
Jaime Laredo, Joseph Gingold, Felix Galimir, و Jascha Brodsky.</p>
<p>وی را تحت آموزشهای خودشان قرار دادند و در آنجا بود که وی نبوغ و مهارت بالای خود را در نوازندگی نشان داد. در همان سنین نوجوانی همراه با ارکستر سمفونی فیلادفیا و کلیولند، لس آنجلس، هوستون، شیکاگو و در نهایت مونترال و تورنتو فعالیتهای خود را ادامه داد که در نوع خود کم نظیر بود.</p>
<p><a href="/music2/xfgjcglu.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border=0/><b>بشنوید قسمتی از تکنوازی یوسفوویتز را</b></a> </p>
<p>وی در همان سال طی قراردادی با شرکت  Philips Classicsبست تا کنسرتوهای چایکوفسکی و سیبلیوس را ضبط و منتشر نماید. این ضبطها موفقیت تجاری خوبی را برایش به ارمغان آورد و به نوعی در شهرتش در جامعه موسیقی نیز تاثیر گذار بود.</p>
<p>لیلا را باید یکی از پر مشغله ترین نوازندگان جهان دانست، همکاری با ارکسترهای مختلف در سراسر جهان و اجرا در کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا تمامی وقتش را به اجرا و ضبط مشغول داشته است!</p>
<p>اما از ویولونهایی که وی در اجرا و ضبط قطعات، از آنها استفاده میکند، ویولون ۱۷۰۸ &#8220;Ruby&#8221; Stradivarius که توسط انجمن استرادیواری در طی سالهای ۱۹۹۳ الی ۹۴ به او قرض داده شده بود؛ همچنین در طی این سالهای اخیر با ویلونی ارزشمند دیگری ۱۷۳۹ &#8220;Ebersolt&#8221; Guarnerius del Gesùبه نوازندگی میپردازد که در ضبط آلبوم سال ۱۹۹۵ از همین دو ویولون استفاده نموده است.</p>
<p>لیلا به دلیل فعالیت های گسترده اش در موسیقی توانست درسال ۱۹۹۷ مبلغ ۵۰ هزار دلار به عنوان جایزه از سوی دولت آمریکا دریافت نماید!</p>
<p><a href="/music2/sibeeeee.mp3"><img alt="audio file" src="/logos/audio.gif" border=0/><b>بشنوید قسمتی از مومان سوم کنسرتو ویولون سیبلیوس با اجرای یوسفوویتز را</b></a> </p>
<p>وی قطعات متعددی را همراه با نوازندگان و ارکسترهای مختلف ضبط نموده است، اثر اخیرش مجموعه ای است از اجراهای او  از آثار آهنگسازان و قطعاتی چون :<br />
Messiaen, Beethoven, Salonen, Ravel and Mark Grey و Shostakovich Violin Concerto No. ۱ (همراه باBirmingham Symphony Orchestra, Sakari Oramo) و Violin Sonata برای شرکت  وارنر کلاسیکس.</p>
<p><strong></p>
<p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Leila_Josefowicz">en.wikipedia.org</a></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.harmonytalk.com/id/1560/feed</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
