اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات (I)


بدون شک ترانه و قطعات موسیقی زیادی وجود دارند که برای بسیاری از علاقمندان به نوازندگی، جذابیت لازم برای اجرا را دارند. مشکل اغلب هنگامی بوجود می آید که نوآموز موسیقی به نت قطعه مورد

علاقه خود دسترسی نداشته باشد یا به نتی دسترسی دارد که برای ساز دیگری تنظیم شده است. در این نوشته سعی می کنیم تا حد امکان راهنمایی هایی برای تنظیم یک قطعه برای ساز سولو ارائه کنیم.

اما قبل از پرداختن به بحث اهمیت بخش باس در تنظیم برای تکنوازی یا یک گروه دو نفره، چند یادآوری و توصیه برای به روی کاغذ آوردن قطعه ارائه می کنیم.

موسیقی مورد علاقه خود را درک کنید
چه قطعه مورد نظر شما با کلام باشد چه نه، باید آنقدر آنرا گوش کنید تا جای جای آنرا درک کنید و بتوانید بسادگی از هر قسمتی که می خواهید ملودی آنرا زمزمه کنید. دقت کنید که درک یک قطعه کار یک

روزه نیست و شما باید برای چند روز بصورت متوالی بارها قطعه مورد نظر خود را گوش کنید و فراز و نشیبهای آنرا به خاطر بسپارید.

ملودی را با ساز خود اجرا کنید و بنویسید
پس از فراگیری کامل ملودی باید سعی کنید آنرا روی کاغذ بیاورید، هرگز بدون نوشتن سعی نکنید یک قطعه را در ذهن تنظیم کرده بنوازید، (هرچند پس از کسب مهارت لازم اینکار عملی است) چرا که یک

شنونده حرفه ای و گوش آشنا به موسیقی، براحتی می تواند میزانهای شما را بشمارد و متوجه خطاهای ساختاری شما شود. او به راحتی می تواند در موسیقی شما سکته های ساختاری را تشخیص دهد.

از آنجایی که در این نوشته می خواهیم به اهمیت نوشتن بخش باس برای تنظیم بپردازیم، برای اطلاع از نحوه نوشتن موسیقی به نوشته های قبل مراجعه کنید که توضیحات لازم راجع به آنها داده شده است.

ساختار موسیقی خود را تهیه کنید
دقت کنید که برای یک تنظیم آزاد و اجرای سولو احتیاجی به این نیست که موسیقی شما دقیقآ همانند نسخه ای باشد که آنرا گوش می دهید، بخصوص اگر فضای موسیقی را به سمت Improvise سوق دهید می توانید در جملات موسیقی دخل و تصرف کافی انجام دهید.

اگر ساده به موضوع نگاه کنیم هر قطعه موسیقی از چند جمله ملودیک مجزا تشکیل شده است که با در کنار هم قرار گرفتن آنها ساختار اصلی موسیقی شکل میگیرد. برای اینکار لازم است تا همانطور که در

نوشته های “بیایید موسیقی بسازیم” بیان کردیم، از ترسیم جداولی برای مشخص کردن هارمونی و ساختار موسیقی استفاده کنیم. اینکار از مهمترین قسمتهایی است که باید انجام دهید چرا که در غیر اینصورت

قطعه شما ساختار منسجمی نخواهد داشت.

آنچه هم اکنون داریم
اگر مراحل بالا را به درستی اجرا کنید، هم اکنون بخش ملودی یک قطعه را بصورت خام به همراه آکوردها، اما با ساختار منسجم و قابل اجرا در دست داریم. ممکن است شما بدون نیاز به استفاده از روشهای

بالا از روی نتی که برای یک ساز دیگر تنظیم شده به این قسمت رسیده باشید. پس آماده ایم تا به قسمت اصلی مطلب یعنی تنظیم بپردازیم.

فرض می کنیم تنظیم برای سازی مانند پیانو انجام می گیرد؛ که البته می تواند برای گیتار و سازهای مشابه که امکان اجرای ملودی و همراهی را توام می دهند، کاربرد داشته باشد. تنظیم را بگونه ای انجام می دهیم که مسئولیت اجرای بخش باس نیز با ساز پیانو باشد.

Dark Eyes

مقدمه پیشنهادی برای تنظیم قطعه “گل گلدون”

زیبایی در اجرای شلوغ نیست
اگر هم باشد، شرط لازم نیست. به بیان دیگر بخصوص برای نوآموزان موسیقی و نوازندگی، یک قطعه زیبا می تواند تنظیم کاملآ ساده ای داشته باشد. بنابراین بخاطر داشته باشید که در تنظیم قطعه سعی کنید تا بخش همراهی را ساده اما بدور از یکنواختی انتخاب کنید.

مقدمه ای برای قطعه در نظر بگیرید
مقدمه موسیقی را سعی کنید با حال و هوایی کاملآ متفاوت از آنچه می خواهید تنظیم اصلی داشته باشد، تهیه کنید. در این نوشته سعی می کنیم روی ترانه زیبا و آشنای “گل گلدون” کار کنیم.

به آنچه در اینجا برای نمونه تهیه شده است نگاه کنید. به سادگی اجرای دست چپ که همراهی موسیقی ما را برای مقدمه تشکیل می دهد دقت کنید. ببینید که چگونه بجز میزانهای چهارم هر بلوک چهارتایی با چه نتهای ساده ای این عمل انجام شده است.

در اجراهای سولو عمومآ برای مقدمه حالت ریتمیک در نظر گرفته نمی شود، بنابراین این هشت میزان نباید به گونه ای تنظیم شود که انرژی جنبشی بیش از حد داشته باشد.

میزانهای چهار و هشت نیز برای بوجود آوردن یک حالت پاساژ با نتهای چنگ تزئین داده شده اند. دقت کنید که این پاساژها هر دو روی نتهایی فرود می آیند که در میزان بعدی قرار است بعنوان بخش باس

اجرا شوند.

به چهار میزان از مقدمه تنظیم نمونه ترانه “گل گلدون” توجه کنید و به تفاوت آن با تنظیم قسمتهای بعد دقت کنید. همچنین به بخش باس پس از مقدمه توجه کافی داشته باشید که در نوشته بعد به آن خواهیم پرداخت.


audio.gif
قسمتی از ترانه تنظیم شده

فراموش نکنید که در انتخاب و نحوه اجرای آکوردها آزاد هستید
از آنجایی که اجرا سولو است و قرار نیست سازی با شما همراهی کند، به این نکته دقت کنید که در انتخاب و اجرای آکوردها آزاد هستید. بخصوص اگر خود را ملزم به تنظیم اجرایی شبیه به نسخه اصلی نمی دانید از این فرصت باید نهایت استفاده را بکنید.

بنابراین از این موضوع استفاده کنید و حتی اگر نمی خواهید یا نمی توانید آکوردها را عوض کنید و جایگزینی برای آنها پیدا کنید، حداقل از معکوس های آنها در تنظیم خود استفاده کنید.

نکته مهم دیگر آنکه حتی الامکان آکورد ها را توسط دست چپ بصورت کامل اجرا نکنید، اجرای همزمان همه نتهای آکورد و یا آرپژهایی که با نتهایی هم کشش صورت می گیرد از ابتدایی ترین نوع تنظیم ها است که چندان کیفیت خوبی به کار شما نخواهد داد. اگر اصرار دارید که همه نتهای آکورد اجرا شود، نت های آنرا بین دو دست تقسیم کنید. به این موضوع در قسمت بعدی نوشته بیشتر خواهیم پرداخت.

بعنوان مثال در میزان اول هارمونی را روی Gm7 در نظر گرفتیم و صرفآ به اجرای دو نت سل و فا به عنوان همراهی اکتفا کردیم. ملودی خود نتهای “ر” و “سی بمل” را اجرا می کند. مطمئن باشید که در این حالت موسیقی خوش صدا تر خواهد بود.

در نوشته بعد به بررسی نحوه تنظیم مابقی قطعه مورد نظر با تاکید بر چگونگی استفاده بهینه از بخش باس خواهیم پرداخت.

بیایید موسیقی بسازیم – ۲


در نوشته قبل مشاهده کردید که چگونه بسادگی می توان با تشکیل بلوکهای چهارتایی و انتخاب هارمونی برای آنها موسیقی ساده ای را تهیه کرد. در این قسمت سعی می کنیم برخی
تکنیک های دیگر از جمله استفاده از مدولاسیون را برای توسعه و گسترش طرح موسیقی خود ارائه دهیم.

هرچند یک تم را بسادگی می توان طی میزانهای طولانی گسترش داد و در بیش از هشت میزان از آن استفاده کرد، اما فرض کنید که می خواهید در موسیقی نوشته شده قبلی، مدولاسیون انجام دهید و فضا را تغییر دهید.

اولین چیزی که به ذهن خطور می کند انتخاب تنالیته جدید است، چون تنالیته ابتدایی سل ماژور است، سل مینور می تواند یکی از اولین انتخابها باشد، شاید هم می مینور که مینور نسبی گام سل ماژور است.

رفتن به می مینور به مراتب ساده تر است از سل مینور لذا، نحوه رفتن به این گام جدید را به شما واگذار می کنیم و در این نوشته سعی می کنیم به گام جدید یعنی سل مینور برویم، به این نوع از مدولاسیون موازی یا Parallel Key گفته می شود.

لذا بنا را بر این می گذاریم که می خواهیم با حفظ موسیقی که در نوشته قبل تهیه کردیم و اضافه کردن یک بلوک چهار میزانی دیگر به گام سل مینور برویم.

G G D7 D7
G D7 D7 G

طرح هشت میزان ملودی در نوشته قبل

هارمونی ای که در نوشته قبل برای این هشت میزان در نظر گرفته بودیم بیشتر این حالت را داشت که ملودی در این هشت میزان از سل ماژور شروع شده و راحت به سل ماژور ختم شود. اما دیگر چنین چیزی لازم نیست. در واقع دیگر لزومی ندارد که در میزان هشتم حتمآ روی سل ماژور فرود بیاییم. بنابراین در انتخاب هارمونی این ۱۲ میزان، این موضوع را مد نظر خواهیم داشت.

چگونه مدولاسیون انجام دهیم
قبلآ در نوشته های گذشته راجع به مدولاسیون صحبت کردیم، نکته مهم آن است که باید از گام و تنالیته کنونی دور شویم و به گام و تنالیه جدید نزدیک. معمولآ آکوردی را انتخاب می کنند که در هر دو گام مبدا و مقصد یکی باشد و تا با نزدیک شدن به آن – ضمن اینکه از گام و تنالیته مبدا دور می شویم – بسادگی بتوان روی مقصد فرود آمد. این آکورد می تواند D7 باشد، اما نه لزومآ.

اما چگونه کاری کنیم که بعد از رسید به D7 با آرامش بتواند روی Gm موسیقی را ادامه داد ؟

پاسخ بسیار ساده است باید محیط را برای پذیرش گام سل مینور آماده کنیم، ساده ترین حالت آن است که طوری هارمونی را اختیار کنیم که در میزان چهارم مدولاسیون روی آکورد F#dim فرود بیاییم. آکودرهای کاسته تمایل بسیار زیادی دارند که روی آکورد بزرگ یا کوچک با نیم پرده فاصله نسبت به خوشان فرود آیند. بنابراین هارمونی میزان چهارم مدولاسیون را یقینآ F#dim انتخاب می کنیم.


ملودی تغییر یافته برای طرح جدید ۸ میزان اول
اگر خاطرتان باشد در نوشته قبل هارمونی دو چهار میزان اول را یکسان نگرفتیم، برای آنکه هدفمان این بود که می خواهیم روی G در نهایت فرود باییم. اینبار قضیه فرق دارد و می خواهیم در میزان ۱۲ شرایط را به گونه ای رقم بزنیم که بتوان در میزان ۱۳ روی Gm رفت.

بنابراین همانگونه که گوش ماهر هم بیشتر می پسندد دو دسته چهارتایی از میزانهای ابتدایی را با هارمونی G-G-D7-D7 اختیار می کنیم. کافی است تغییر مختصری در ملودی داده شود.

اگر دقت کنید چهار میزان اول کپی همان است که در نوشته قبل آوردیم و میزانهای ۵-۶ و ۷ نیز تا حدی از همان سیاق نوشته قبل پیروی می کنند و تنها میزان ۸ را برای زیبایی روی آکورد D7 گام سل ماژور را بصورت بالارونده با گروه بندی تریوله اجرا کرده ایم. هیچ دلیل خاصی برای اینکار نداشته ایم جز سلیقه، ممکن بود شما بعنوان آهنگساز هر حرکت دیگری را انجام می دادید.

حال برویم سراغ سه میزان باقی مانده یعنی ۹-۱۰ و ۱۱
گفتیم میزان ۱۲ را روی F#dim انتخاب می کنیم، بنابراین می ماند میزان های ۹ – ۱۰ و ۱۱٫ آنچه در اینجا می آوریم بیشتر از آنکه قاعده و قانون باشد، تجربه وسلیقه است، اما سعی می کنم تا آنجا که ممکن است دلیل هر انتخابی را ارائه کنیم. هارمونی میزان ۹ را همان G در نظر می گیریم چرا که میزان قبل D7 بوده اما سعی می کنیم از این به بعد به سوی F#dim حرکت کنیم.

نوع مدولاسیون می تواند در حد زیادی روی انتخاب هارمونی تاثیر بگذارد. شما ممکن است به یک لحظه بدون هیچ مقدمه چینی بخواهید گام را تغییر دهید، یا تنها با یک پاساژ کروماتیک و …

آنچه ما در اینجا درنظر می گیریم استفاده از آرپژ – که در کارهای کلاسیک بسیار معمول هم است – برای مدولاسیون به سل مینور است. بنابراین نباید زیاد نگران ملودی باشیم که آیا می توان ملودی زیبایی برای این هارمونی تهیه کرد یا نه؟ تنها باید توالی آکوردها را به گونه ای انتخاب کنیم که وصل آنها خوش صدا باشد بعد بجای ملودی از آرپژ استفاده می کنیم.

G G D7 D7
G D7 D7 G
G G-Cm6 Gdim F#dim

هارمونی انتخابی جدید برای ۱۲ میزان

برای نزدیک تر شدن به حال و هوای سل مینور خوب است که علاوه بر آکورد D7 یا حتی F#dim (که صدایی شبیه و نزدیک به D7 دارد) از آکورد چهارم گام سل مینور هم استفاده کنیم. (استفاده از این آکورد فضای موسیقی بیشتر به سل مینور نزدیک می کند.) و از آنجایی که می خواهیم آنرا به D7 یا F#dim وصل کنیم این آکورد را بصورت شش در نظر می گیریم یعنی Cm6. (در واقع می خواهیم این آکورد نت لا را هم داشته باشد.)

بنابراین از G در میزان نهم به Cm6 می رویم که در شکل آنرا بصورت Amb5 اجرا کرده ایم می رویم. پس از آن دو میزان دیگر داریم آخری F#dim است، می ماند میزان ۱۱، چون آکوردهای کاسته با حرکت کروماتیک راحت به هم متصل می شوند بعد از Cm6 به Gdim می رویم و سپس به F#dim.


پیشنهادی برای آرپژهای چهار میزان مدولاسیون
اینکه به هرکدام از این هارمونی ها چه سهمی از هر میزان را بدهیم می تواند به ساختار آرپژهای ما بستگی داشته باشد، با کمی تمرین و امتحان کردن روی پیانو – یا هر سازی که دارید – می توانید آرپژ مورد نظر را پیدا کنید. پیشنها ما این است که می بینید.

در تهیه این آرپژها باید این نکته راتوجه داشت که حتی المقدور بتدریج کشش نتهای آرپژ باید زیاد شوند چرا که ما می خواهیم بتدریج تا میزان ۱۲ تمپو حالت کاسته داشته باشد و روی F#dim فرود بیاییم. در واقع کاستن تمپو از جمله روشهایی است که تغییر تنالیته و گام را بسیار ساده تر می کند.

حال با این تمهیدات مشاهده خواهید کرد که به چه سادگی می توان به گام سل مینور قدم گذاشت. به ملودی اجرا شده این ۱۲ میزان که با تمپوی آزاد اجرا شده است گوش کنید، همچنین دقت کنید که در انتهای آن پس از فرود روی F#dim چند میزانی هم ملودی در سل مینور اجرا شده است. ببینید که چقدر راحت از سل ماژور روی سل مینور موسیقی را ادامه داده ایم.


audio file
نمونه موسیقی تهیه شده برای ۱۲ میزان بعلاوه چند میزان روی سل مینور …

می توانید نت کامل ۱۲ میزان اجرا شده را اینجا ببینید : نت ۱۲ میزان ملودی

یک نکته جالب
ملودی در میزان ۱۱ هارمونی F#dim را اجرا می کند در حالی که دست چپ یا همراهی آکورد Gdim را اجرا می کند. (به نت کامل ۱۲ میزان مراجعه کنید) نباید نگران چیز خاصی باشید، دقت کنید اگر قطعه ای خوش صدا بود خیلی خود را درگیر فرمول و قانون نکنید، هر چند هارمونی این میزان حالت پلی آکورد دارد که خیلی هم غریب نیست. در واقع اگر آنرا گوش کنید بسیار حالت پر و غنی ای دارد.

بیایید موسیقی بسازیم – ۱


بسیاری از دوستان بارها طی ارسال نامه راجع به روشهای ساده برای آهنگسازی سئوالاتی را مطرح کرده اند، سعی می

کنیم طی چند نوشته بدون آنکه خود را درگیر مسائل پیچیده تئوری نماییم، با حداقل معلومات تئوری روشی را برای

اینکار ارائه کنیم. در این نوشته با ذکر یک مثال کوچک به بیان ایده کلی می پردازیم و در نوشته های آینده سعی در تهیه

قطعات بلند موسیقی خواهیم کرد.

استفاد از هارمونی یکی از متداول ترین روشها برای ساخت موسیقی است. حتی اگر هیچ ملودی یا موتیف خاصی در

ذهن شما نباشد می توانید از این روش برای ساخت موسیقی استفاده کنید، بطوریکه پس از مدتی تمرین و بدست آوردن

مهارت می توانید زیباترین قطعات موسیقی را بسازید.

تهیه طرح اولیه
برای اینکار باید ابتدا طرح ساده ای از چهارچوب موسیقی و قالب هارمونیک آن تهیه کنیم و بتدریج به بسط و توسعه آن

بپردازیم.

G G D7 D7
G G D7 D7

جدول شماره ۱ – اولین ایده هارمونیک برای هشت میزان

برای سادگی در ابتدا فرض را بر این می گذاریم که قرار است تا قطعه بسیار کوتاهی در هشت میزان تهیه کنیم. این

اندازه معمولآ برای بیان جملات موسیقی یا مقدمه یک قطعه بزرگ کافی است.

ابتدا تنالیته و گام موسیقی را انتخاب می کنیم، بعنوان مثال سل ماژور. رسم بر این است که برای تهیه موسیقی آنرا به

بلوک هایی تقسیم می کنند. معمولآ کوچکترین بلوک و واحد های چهارمیزانی است، بنابراین مطابق جدول شماره یک،

قطعه خود را به دو واحد چهار میزانی تقسیم می کنیم.

G G D7 D7
G G D7 G

جدول شماره ۲ – اصلاح میزان آخر برای فرور روی تنالیته اصلی

دو دسته چهار میزانی در اختیار داریم که طی آن باید موضوعی ملودیک مطرح شود و سپس پایان یابد. چهار میزان اول

را برای بیان تم و چهار میزان بعدی را برای گسترش و خاتمه دادن آن در نظر می گیریم.

ساده ترین هارمونی که می تواند برای اینکار انتخاب شود همان است که در جدول شماره یک آمده است. شما ممکن است

ایده های دیگری داشته باشید، اما آنچه ما در اینجا مثال می زنیم از جمله ساده ترین حالت ها است و هدف آن است که

نشان دهیم لزومی ندارد که برای تهیه یک موسیقی از هارمونی پیچیده استفاده کنیم. به هارمونی این هشت میزان گوش

دهید :


audio.gif
|G|G|D7|D7|G|G|D7|D7|

اگر به این توالی آکورد خوب گوش کنید متوجه می شوید که در انتهای قطعه بوضوح حالت ناتمامی دارد که دلیل آن وجود

آکورد دومینانت هفت است. بنابراین برای آنکه هارمونی در میزان هشتم روی تنالیته فرود بیاید باید هارمونی میزان آخر

را از D7 به G تغییر داد.


audio.gif
|G|G|D7|D7|G|G|D7|G|

این ترکیب هارمونی می تواند مفید باشد اما برای گریز از یکنواختی و مشابهت با چهار میزان اول و نیز ایجاد نیاز بیشتر

به فرود در انتهای قطعه روی تونیک، صلاح بر این است که میزان حضور آکورد دومینانت در چهار میزان دوم بیشتر

باشد. بنابراین برای تاکید بر آکورد فاصله پنجم گام هارمونی میزان دوم را نیز به D7 تغییر می دهیم.

G G D7 D7
G D7 D7 G

جدول شماره ۳ – ایجاد تغییر در طرح چهار میزان دوم برای تاکید بر آکورد دومینانت

توجه داشته باشید هر چقدر در ابتدای چهار میزان اول تاکید بر هارمونی G مهم است – برای تثبیت تنالیته – در چهار

میزان بعدی اینکار اهمیت کمتری دارد و حتی تاکید بر آکورد فاصله پنجم مهمتر است. گوش کنید :


audio.gif
|G|G|D7|D7|G|D7|D7|G|

اگر به هارمونی این هشت میزان گوش دهید ملاحظه خواهید کرد که از لحاظ فراز و نشیب اگر چه خیلی ساده است اما

می تواند مبنای ساخت اولین موسیقی ما باشد. از آنجایی که قصد نداریم هارمونی این قطعه را پیچده کنیم به همین مقدار

اکتفا می کنیم و با به سراغ ملودی می رویم و نشان می دهیم که با همین هارمونی ساده می توان موسیقی قابل قبولی تهیه

کرد.


ایده ریتمیک برای تهیه ملودی

تهیه ملودی
فرض می کنیم که هیچ ایده موسیقی یا موتیفی در ذهن نداریم که بخواهیم برای تهیه موسیقی از آن استفاده کنیم. در

اینگونه موارد کافی است که بجای ایده موسیقی یک ایده ریتمیک اختیار کنید. شما در انتخاب ایده ریتمیک بسیار آزاد

هستید، استفاده از شکل هندسی نتها خود می تواند به تهیه ملودی زیبا کمک کند.

موتیف ریتمیکی که ما در اینجا انتخاب کرده ایم برای هر میزان به دو قسمت تقسیم شده که دو قسمت تضاد زیادی با

یکدیگر دارند. در قسمت اول آرامش وجود دارد و در قسمت دوم تحرک. به شکل توجه کنید.


ملودی بر اساس هارمونی برای هشت میزان

حال کافی است بر پایه همین ایده ریتمیک و با توجه به هارمونی هر میزان نتهایی را کنار هم قرار دهیم. بدیهی است به

هنگام در کنار هم قرار دادن نتهای موسیقی، جدای از سلیقه باید برخی موارد رعایت شود. به نمونه ای که در اینجا تهیه

شده است دقت کنید تا راجع به آن بیشتر صحبت کنیم.

چند بار به این ملودی گوش دهید و به شکل روبرو نگاه کنید تا هنگام بحث کردن راحتتر بتوان بحث را دنبال کرد :


audio.gif
ملودی برای هشت میزان

دقت کنید که برای تهیه ملودی اولیه شما نیازی به داشتن ساز ندارید و به راحتی می توانید با مواردی که در اینجا به آنها

پرداختیم ملودی اولیه خود را بنویسید و سپس با اجرا روی ساز مشکلات احتمالی آنرا رفع کنید. شک نداشته باشید پس از

کسب مهارت لازم دیگر نیازی به در دسترس بودن ساز برای تهیه موسیقی نخواهید داشت.

اما نکاتی چند راجع به ملودی تهیه شده :

۱- سه میزان اول کاملآ قالب ریتیمک انتخاب شده را رعایت کرده اند.

۲- برای جلوگیری از یکنواختی در میزان چهارم که قرار است به تنالیته فرود بیاییم تغییر کوچکی در قالب ریتمیک داده

ایم. به اینصورت که بحای نت سفید از تریوله های سیاه استفاده کرده ایم.

۳- نتهای سفید در تمام حالت ها فاصله های سوم از آکورد های هر میزان است.

۴- نکته مهم : در تهیه نتهای دولاچنگ نیز روی هارمونی میزان دقت شده است اما هنگامی که می خواهیم

روی یک نت سفید در میزان بعد فرود بیاییم، آخرین نتهای ملودی را بدون توجه به هارمونی میزان از آکورد مخالف

استفاده می کنیم. بعنوان مثال در میزان اول چهار نت دولاچنگ آخر بدون توجه به هارمونی، بیشتر آکورد ر ماژور هفت

را تداعی می کند تا سل ماژور. اینکار باعث فرود روانتر و بهتر ملودی به میزان بعدی می شود.

۵- تعداد پرشها نسبت به نتهای متصل کمتر است که این به زیبایی ملودی می افزاید.

۶- به جز یک مورد – میزان هفتم – که پرش اکتاو داشتیم در سایر موارد پرشها فاصله سوم یا در یک مورد چهارم بوده

است. باید دقت کنیم که پرش با فاصله بلند به تعداد زیاد عمومآ نمی تواند زیبا باشد و کاربرد آن در میزان هفتم برای

شکستن یکنواختی و رسیدن به یک نقطه اوج موضعی بوده است.

۷- ملودی تهیه شده با توجه به فضای مورد نظر می تواند فرق داشته باشد در اینجا فضا بیشتر نزدیک فضای پاپ –

کلاسیک اختیار شده است.

در نوشته های بعدی سعی می کنیم علاوه بر گسترش ایده های موسیقی و هارمونی در این قطعه از انواع تکنیک های

آهنگسازی مانند مدولاسیون و … در تهیه موسیقی استفاده کنیم.

سمفونی شماره یک بتهوون


اواخر سال ۱۷۹۹ بتهوون شروع به تهیه سنفونی شماره یک خود نمود و پس از حدود دو سال آنرا در دسامبر سال ۱۸۰۱ منتشر کرد. ریشه های تهیه این سنفونی به هنگامی باز می گردد که او تصمیم گرفت تا بعنوان شاگرد موسیقی، سر کلاسهای هایدن حاضر شود. او به همین دلیل در سال ۱۷۹۲ شهر بن را ترک کرد و به وین رفت. آگاهان و منتقدین موسیقی معتقد هستند که بتهوون با وجود توانایی های زیادی که در تصنیف موسیقی سمفونی داشت به علت احترامی که برای بزرگانی چون هایدن و موتسارت قائل بود و نیز آنکه تمایل داشت کاری در اندازه کارهای این اساتید موسیقی سنفونیک ارائه کند، تصمیم گرفت تا در تهیه اولین کار سنفونیک خود علجه نکند.

البته بتهوون قبل از آنکه در اواخر سال ۱۷۹۹ رسمآ کار بر روی سنفونی شماره یک خود را شروع کند از سال ۱۹۷۵ هنگامی که از محضر یوهان جورج آلبرتزبرگ (Albrechtsberger, Johann Georg) کنترپوآن فرا می گرفت تمرینهای خود را همگی بر روی ایده های سنفونی دو ماژور خود انجام می داد.

همچنین دست نوشته هایی از بتهوون باقی مانده است که نشان می دهد در همین ایام او علاقه داشته تا اپوس ۲۱ خود – که همین سنفونی شماره یک است – را در دو مینور تهیه کند تا در دو ماژور.

در هر صورت پس از انتشار این سنفونی یکی از مجله های موسیقی آن زمان بنام “Allgemeine Musikalische Zeitung” (مجله موسیقی عمومی)، اولین سنفونی بتهوون را یک کار هنری قابل قبول و مملو از ایده های نو دانست و تنها ایرادی که به آن گرفت کاربرد بیش از اندازه سازهای بادی بود.

شکل این موسیقی کاملآ بیانگر آن است که هدف بتهوون از تهیه سنفونی اول بیشتر آن بوده که خود را به عنوان یک موسیقیدان قابل، به دنیای سنفونی معرفی کند، تا اینکه بخواهد با جسارت ایده های جدید خود در موسیقی را بیان نماید. هرچند با این وجود او برخلاف عرف عمل کرد و موسیقی خود را بجای آنکه در هارمونی دو ماژور آغاز کند در دو ماژ هفت (C7) آغاز کرد و در فا ماژور نیز به پایان رساند.

در واقع در میان نه سنفونی بتهوون، سنفونی های شماره یک و دو او تفاوت های فاحشی با کارهای بعدی او دارند و بیشتر از آنکه عمیق و ژرف باشند همانند کارهای موتزارت و هایدن به سبک و سنت سنفونی های وینی – که بیشتر برای سرگرم کردن مخاطب – ساخته شده اند؛ دقت روی نحوه ساخت موتیف و ملود، بسط آنها و در کل ساختار موسیقی از جمله ویژگی های این دو سنفونی هستند. اما این روش موقتی بود چرا که بتهوون با تهیه سنفونی شماره سه خود یعنی اروئیکا (Eroica) آنرا بطور کلی کنار گذاشت.

این سنفونی در چهار موومان اجرا می شود که شامل قسمتهای زیر است :

۱ : Adagio molto , Allegro con brio
۲ : Andante cantabile con moto
۳ : Menuetto Allegro molto e vivace , Trio
۴ : Adagio , Allegro molto e vivace

به قسمتی از انتهای Menuetto گوش دهید :


audio.gif
Menuetto Allegro molto e vivace

نگاهی به مقدمه موومان اول
بیایید در اینجا نگاهی کوتاه به مقدمه موومان اول این سنفونی داشته باشیم، ابتدا یکبار آنرا به دقت گوش دهید.


audio.gif
Adagio molto

فلوت، ابوا، کلارینت و فاگوت سازهایی هستند که در آغاز مقدمه کوتاه – ۱۲ میزانی – این سنفونی بخوبی خود را نمایان کرده علاقه بتهوون را به ساز های بادی نشان می دهند. همانطور که قبلآ هم اشاره کردیم ترکیب این سازها با یکدیگر هارمونی دو ماژور هفت را در ابتدای سنفونی می سازند. مقدمه با تمپوی آرام اجرا می شود (Adagio molto).

دو میزان اول حرکت های ملودیک مشابه دارند، در میزان اول هارمونی از دو ماژور – هفت – به فا ماژور و در میزان بعدی از سل ماژور – هفت – به دو ماژور حرکت می کند.

میزان سوم از لحاظ ملودی تقریبآ شبیه دو میزان اول است با این تفاوت که بخش سوپرانو بجای یک نت چنگ دو نت سیاه اجرا می کند. آهنگساز در این میزان از هارمونی ر ماژور – هفت – استفاده کرده تا بتواند به راحتی روی سل ماژور – که هفت نیست – فرود بیاید. (آکورد هفت کمی متزلزل است برای همین چون هدف اصلی فرود بوده آکورد ساده استفاده شده است.)

می توان اینگونه در نظر گرفت که در اینجا یک مدولاسیون انجام شده است چرا که از میزان پنجم مجموعه ملودی هایی که بخش زهی اجرا می کنند همگی در سل ماژور یا مینور نسبی آن یعنی می مینور قرار دارند.

از زیباترین قسمت های این مقدمه می توان به حرکت های متصل ملودی توسط سازهای زهی اشاره کرد که در میزان هشتم به حالت سئوال و جواب توسط نت های سیاه بین بخش های زهی و بادی منتهی می گردد. به هارمونی این قسمت – میزان ۸ که در واقع Climax این قسمت است- دقت کنید ببینید چگونه در ضرب سوم تقریبآ همه سازها فقط نت فا را می نوازند و این تنظیم چقدر زیبا است. (در واقع در تنظیم نت فا غالب است چراکه یک نت لا و یک نت ر هم توسط زهی ها اجرا می شود.) شبیه به همین حرکت را می توان پس از یک پاساژ آرام در میزان ۹ ، در میزان ۱۰ نیز مشاهده کرد.

میزان یازدهم در واقع آغاز فرود نهایی مقدمه است، به حرکت روان، آرام و ملودیک بادی ها در هارمونی دوماژور به سمت سل ماژور دقت کنید (میزانهای ۱۱ و ۱۲)

پیشنهاد می کنیم موسیقی را گوش کنید و با نگاه کردن به پارتیتور مقدمه این سنفونی به عظمتی که در سادگی این تنظیم وجود دارد فکر کنید.

سونات


یک تعریف ساده برای سونات می تواند به اینصورت باشد: “قطعه موسیقی که معمولآ برای یک یا دو ساز نوشته شده و در بیش از یک موومان اجرا می شود”. اما فرم و نحوه تنظیم سونات از قرن هفدهم تا

کنون در مقاطع مختلف زمانی دستخوش تغییرات بسیاری شده است که
سعی می کنیم در این نوشته به توضیح آن بپردازیم.

ریشه و مبدا پیدایش
سونات یا در واقع همان سوناتا (Sonata) از ریشه لاتین – ایتالیایی به معنی صدا دادن و نواختن (to sound , to play) است که در موسیقی برای قطعه ای بکار برده می شود که شما در آن تضاد را می توانید احساس کنید.

این اصطلاح موسیقی در قرن هفدهم هنگامی که بتدریج موسیقی آوازی (Vocal) از موسیقی سازی (Instrumental) جدا شد، مورد استفاده قرار گرفت. پیش از دوران کلاسیک از این اصطلاح برای بسیاری از فرم های موسیقی بدون کلام استفاده می شد، به همین دلیل نوعی ابهام در درک از معنی و مفهوم سونات در این دوره ها مشاهده می شود که به تدریج با پیداش و گذر دورهای مختلف موسیقی، سونات شخصیت خاص خود را پیدا کرد و به آنچه ما امروز می شناسیم تبدیل شد.

پایه گذاری فرم سونات در دوران کلاسیک آنقدر محکم و دقیق انجام گرفت که بتدریج در دوران رمانتیک این فرم توانست مبدا پیدایش انواع فرمهای موسیقی ارکسترال و کنسرتی – مانند سمفونی – شود. از جمله اولین آهنگسازان بزرگی که بنای سونات به معانی امروزی را پایه ریزی کردند می توان به هایدن، موتزارت و بتهوون اشاره کرد.

فرم های دوتایی و سه تایی
برخی از سونات ها دارای بخشهای دو قسمتی هستند (دقت کنید نه به معنای دو موومان) ، به اینصورت که در قسمت اول موسیقی، آهنگساز پس از جا انداختن یک گام مشخص به سمت گام جدیدی مدولاسیون می کند و در قسمت دوم از گام جدید به گام اولیه باز می گردد و آن بخش از موسیقی را به پایان می رساند.

به فرم نوعی از موسیقی که این حالت در آن رعایت می شود، فرم دوتایی یا Binary گفته می شود، معمول بر این است که از لحاظ اندازه این دوقسمت با یکدیگر مساوی باشند. دقت کنید که فرم Binary ممکن است در یک یا چند موومان و یا حتی بخشی از یک موومان اجرا شود.

در بسیاری دیگر از موارد نیز آهنگساز ترجیح می دهد تا برای ساخت سونات از ساختارهای سه بخشی استفاد کند که در اینصورت بخش اول را عینآ و یا با تغییر مختصری پس از قسمت دوم می آورد، به این فرم، فرم سه تایی یا Ternary گفته میشود.

مدولاسیون
مدولاسیون برای فرار از یکنواختی و همچنین ایجاد تضاد جزء جدا نشدنی سونات محسوب می شود. در فرم های استاندارد، اگر سونات در یک گام بزرگ شروع شود هنگام مدولاسیون به گامی بزرگ در فاصله پنجم پایه می رود و اگر گام اصلی کوچک باشد به گام بزرگ نسبی مدولاسیون می شود. بنابراین برای مثال اگر قسمت ابتدایی سونات در دو ماژور باشد به سل ماژور مدولاسیون می گردد و اگر در دو مینور باشد به می بمل ماژور.

لزومی ندارد که آهنگساز به یکباره عمل مدولاسیون را انجام دهد و یا اینکه تنها همین دو مدولاسیونی را که از آنها نام بردیم بکار ببرد. ممکن است آهنگساز در میان قسمتها نیز مدولاسیون های کوچک انجام دهد. بعنوان مثال ممکن است از دو ماژور برای مدت کوتاهی به ر بمل ماژور برود، سپس به ر ماژور و پس از آن تازه به گام فاصله پنجم یعنی سل ماژور.

مثال دیگر سونات پاتتیک بتهوون است که در آن آهنگساز قبل از رفتن به می بمل ماژور به دو ماژور می رود و سپس به دو مینور بازگشته به می بمل ماژور می رود.

کنتراست و تضاد
آهنگساز در عین استفاده از غالب های دوتایی و یا سه تایی، باید مد نظر داشته باشد در موسیقی او یک بخش شرح اولیه (exposition)، یک قسمت بسط و توسعه که در تضاد با قسمت اول است (development) و در نهایت یک قسمت تکرار و یادآوری اولیه (recapitulation) گنجانده شده باشد.

در قسمت توسعه (development) معمولآ ایده های موسیقی اصلی با حالتی متضاد از لحاظ ریتم، ملودی و … اولیه نوشته می شود. در این قسمت آهنگساز می تواند برخلاف اکسپوزیشن با تنالیته بازی کند، چرا که نیازی به تلقین آن به شنونده را ندارد.

از نکات بارزی که در development باید رخ دهد آن است که موسیقی باید به نقطه اوج خود یا همان Climax برسد. آهنگساز می تواند در development نیز از تکرار استفاده کند و سپس در قسمت recapitulation به یادآوری تم اولیه سونات بپردازد.

به تضادهای ریتمیک و فضاسازی های متفاوت میان این قسمتها از سونات آپاسیوناتای بتهوون دقت کنید :


audio.gif
Allegro

audio.gif
Andante

audio.gif
Allegro

قسمت های دیگر
سلیقه یک آهنگساز ممکن است باعث شود تا به یک سونات قسمتهایی مانند مقدمه و یا برگشت های بزرگی از نوع کدا (Coda) هم اضافه شود. وظیفه مقدمه آشنا سازی شنونده با تنالیته بدور از تمپوی قسمت اکسپوزیشن و یا تم اصلی قطعه است.

نکته ای که در انتها باید به آن اشاره شود آن است که مواردی که در بالا به آنها اشاره شد اصول و قالب اولیه تهیه یک سونات هستند و آهنگساز ممکن است با توجه به سلیقه خود هر مقدار که بخواهد از چهارچوب اولیه خارج شود.

سونات آلگرو
بسیاری از سوناتهای زیبای موتزارت و بتهوون که ما می شناسیم (همچنین بسیاری از سمفونی ها) حالت سونات آلگرو دارند. پایه گذار اصلی این فرم موسیقی هایدن است و بصورت کلی به چهار بخش اصلی تقسیم می شود.

۱- مقدمه : معمولآ تمپوی آرام دارد و ممکن است از تعداد کمی میزان (حتی صفر به معنی نداشتن مقدمه) تا بخش قابل توجهی از موسیقی را بخود اختصاص دهد. مقدمه معمولآ برای آشنایی گوش شنونده با کلید اصلی است اما این امکان هم وجود دارد که آهنگساز برای اتصال آن به کلید اصلی، توجه بیشتری به گامی که در فاصله پنجم کلید اصلی دارد را داشته باشد.

هیچ دلیلی وجود ندارد که آهنگساز تم هایی را که در مقدمه استفاده می کند در قسمت های بعدی دوباره مورد استفاده قرار دهد، در واقع انجام این کار بندرت توسط آهنگسازان مشاهده شده است.

استفاده از مقدمه برای یک سونات وزن موومان را بالا میبرد، مقدمه یک سونات در تکرارهای داخلی آورده نمی شود و تنها ممکن است آهنگساز آنرا در کدا (Coda) دوباره تکرار کند.


audio.gif

قسمتی از مقدمه در دو مینور

۲- Exposition : همانطور که قبلآ هم اشاره کردیم تم اصلی و مواد اولیه برای موسیقی در این قسمت آورد می شود. در سوناتها آلگرو این قسمت باتموپوی آلگرو – یا نزدیک به آن – اجرا می شود و معمولآ از سه قسمت کوچکتر تشکیل شده است که می توانند تکرار هم داشته باشد.

اول از همه قسمتی است که در آن موضوعی مطرح می شود. این موضوع در کلید اصلی موسیقی قرار دارد و شامل یک یا بیشتر تم است.

قسمت دوم مسیر گذر به گام جدید است. این قسمت ممکن است شامل یک پاساژ برای رسیدن به پل (Bridge) باشد که در آن مدولاسیون انجام می شود.

و بالآخره قسمت سوم که بخش پایانی نام دارد و هدف آن تاکید بر روی گام جدید است، آهنگساز آزاد است که از مواد ملودیک قبلی استفاده کند و یا تم های جدیدی را معرفی نماید.


audio.gif

قسمتی از Exposition در دو مینور

۳- Development : این قسمت معمولآ با همان گامی که اکسپوزیشن در آن تمام شده است شروع می شود و آزاد ترین قسمت سونات محسوب می شود. آهنگساز می تواند به هر مقدار که بخواهد مدولاسیون انجام دهد و از هر تعداد تمی که بخواهد در آن استفاده کند. محدودیتی در تعداد میزانها ندارد و تمپوی آن معمولآ نزدیک به آندانته (Andante) انتخاب می شود.

قسمت بسط و توسعه می تواند فراز و نشیب های زیاد در ریتم، ملودی و دیگر المانهای موسیقی داشته باشد و همانطور که گفتیم Climax موسیقی در اینجا باید رخ دهد. مجموعه عواملی که بر شمردیم بعلاوه تمپوی پایین تضاد قابل ملاحظه ای را میان این قسمت و دو بخش اطراف خود ایجاد می کند. به قسمتی از این بخش Development آپاسیوناتا گوش کنید :


audio.gif

قسمتی از Development در می بمل ماژور

۴- Recapitulation : در این قسمت آهنگساز به تکرار و یادآوری قسمت Exposition می پردازد. ممکن است تغییراتی هم در آن اعمال کند اما آنقدر نیست که شنونده نتواند متوجه شود که این همان قسمت اول سونات است. به بخشی از Exposition سونات آپاسیوناتای بتهوون گوش کنید :


audio.gif

قسمتی از Recapitulation در دو مینور

همانطور که اشاره کردیم ممکن است آهنگساز در انتهای Recapitulation از یک برگشت بزرگ به ابتدا استفاده کند و یا نه در صورت نیاز قطعه را به گونه ای به اتمام برساند که برای اتصال به موومان بعدی آماده شود.

از مفیدترین روشها برای شناخت بهتر فرم در موسیقی آن است که پس از آشنایی با چهار چوبهای تئوریک فرم، یکی از قطعات را بعنوان مدل انتخاب کرده بارها گوش کنید و پس از آشنایی با موسیقی، بر روی نت آن اقدام به تحلیل و آنالیز فرم نمایید، برای مثال سعی کنید بر روی سونات پاتتیک همین کار را انجام دهید.

( فایل pdf سونات پاتتیک از بتهوون )

«گام کاسته»

از گامهای مهمی که در موسیقی جز بکار برده می
شود گامی است که بنام کاسته یا “Diminished” معروف است. این گام (Diminished Scale) بر خلاف گام ماژور
معمولی که از هفت نت تشکیل شده است از از توالی هشت نت که یکی درمیان فاصله بین
آنها پرده و نیم پرده است درست می شود. به بیان دیگر ترکیب نتهای
C-D-Eb-F-Gb-Ab-A-B-C یک گام کاسته روی پایه C
درست می کند.

یک گام کاسته با پایه نت دو

دقت کنید از آنجایی که فقط هفت نت متفاوت در یک گام وجود دارد،
چنانچه نت انتهایی (اکتاو) را در نظر نگیریم در یک گام کاسته باید حتما” یکی از نت
ها تکرار شود که در شکل اول نت A یکبار در حالت عادی و یکبار با یک بمل بکار برده
شده است.

آکوردهای هم خانواده بر روی گام دو کاسته

به گامی که در شکل اول مشخص شده دقت کنید، بسادگی می توان
بر روی آن آکوردهای کاسته مانند Cdim ، Ebdim ، Gbdim و …
را که همگی از یک خانواده هستند، را بدست آورد.

همچنین آکوردهایی مانند Ddim ، Fdim ، Abdim و .. که
باز همگی از یک خانواده هستند.

گروه دیگری از آکوردهای هم خانواده بر روی گام دو کاسته

همانطور که می دانید آکوردهای کاسته
از چهار نت که فاصله بین آنها سوم کوچک است ساخته می شوند. فاصله سوم کوچک معادل یک
و نیم پرده است بنابراین بسادگی می توانید با اجرای همزمان یکی در میان از نتهای
گام کاسته از هر نتی آکورد کاسته مربوطه را درست کنید.

اما به دلیل آنکه فاصله میان نتهای گام بصورت مرتب یکی درمیان
پرده و نیم پرده است، در حالت کلی فقط می توان سه گام متفاوت از نوع کاسته درست
کرد. یعنی گام های کاسته بر پایه دو، دو دیز و ر. چرا که گام بعدی که بر اساس
Eb تهیه می شود معادل گام کاسته ای است که روی C بنا شود.

قسمتی از سنات مهتاب که در آن آکوردهای کاسته بسیار استفاده شده است

آکورد و گام های کاسته در موسیقی کلاسیک نیز کاربرد بسیار دارند،
نمونه بارز استفاده از آن را می توان در بریدجی که بتهوون بصورت حرکت های آرپژ
مانند در موومان اول سونات مهتاب بکار برده است، مشاهده کرد.

گفتگوی هارمونیک

Figured Bass


روشی است که در اوایل قرن ۱۷ – بخصوص توسط کلودیو مونتوردی – برای مشخص کردن نتهای مورد استفاده در آکوردها بکار برده می شد که به آن در فارسی باس شماره گذاری شده نیز گفته می شود، همچنین برخی این نحوه نمایش آکوردها را شیفراژ آکوردها می نامند. اولین بار موسیقیدانان ایتالیایی برای همراهی ملودی از این روش استفاده کردند، بعدها موسیقیدانان باروک،از این روش بصورت متداول برای مشخص کردن هارمونی در قسمت باس استفاده کردند. بعنوان مثال در کارهایی که برای هارپسیکورد یا ارگ تهیه می شد از این روش برای نمایش آنچه نوازنده باید برای همراهی با خواننده و یا با دست چپ بنوازد استفاده می شد.

اما بتدریج از دوران کلاسیک به
بعد هنگامی که موسیقی سمفنیک جدی تر شد، استفاده Figured Bass بتدریج کمرنگ تر شد.
این روش امروزه خیلی کم مورد استفاده قرار میگیرد مگر در اپراها یا برای آموزش
هارمونی.

Figured Bass در واقع چیزی نیست جز یک روش خلاصه نویسی برای مشخص
کردن نتهای باس – و یا آکورد – در یک قطعه موسیقی. اعدادی که در کنار یک نت باس
نوشته می شود در واقع فاصله هایی است که باید نسبت به آن نت نواخته شوند و یا
احیانا” توسط خواننده خوانده شود.

به عنوان مثال اگر در مقابل نت C اعداد ۴
و ۶ نوشته شود منظور آن است که باید فاصله های چهارم و ششم یعنی F و A با C نواخته
شود که در واقع معکوس اول آکورد فا ماژور است و یا اگر جلوی همان باس C اعداد ۳ و ۵
بیاید منظور آکورد دو ماژور است، هرچند این حالت چون طبیعی ترین حالت آکورد – یعنی
پایگی – است، امکان دارد که این اعداد را ننویسند.

اما همانطور که در شکل اول مشاهده می کنید اگر زیر نت لا اعداد
۳ و ۵ بیاید شما آکورد لامینور معمولی را خواهید داشت. اگر زیر نت دو اعداد ۳ و ۶
بیاید باز آکورد لامینور خواهیم داشت اما معکوس اول و یا اگر زیر نت “می” اعداد ۴ و
۶ بیاید معکوس دوم لامینور را خواهیم داشت. ترکیب های پیچیده تر در خط دوم از شکل
اول بوضوح مشخص است.

همچنین ممکن است برای مشخص کردن تغییرات
کروماتیک در هارمونی و یا بدست آوردن آکوردهای پیچیده تر فاصله ها را با علامت های
تغییر دهنده عوض کنید. .

گفتگوی هارمونیک