حرکت های پنجم و اکتاو


در ادامه بحث های قبل راجع به هارمونی چهار بخشی و انواع حرکت ها، امروز می خواهیم راجع به چند حرکت دیگر که معمولا” توصیه به انجام آنها نمی شود صحبت کنیم.

اولین و معروفترین آنها اکتاو یا پنجم موازی می باشد، به اینصورت که اگر بین بخش ها فاصله اکتاو یا پنجم (درست) باشد و بعد از حرکت کماکان همان فاصله هارمونیک میان همان

بخشها وجود داشته باشد، این حرکت مجاز نمی باشد، به این شکل دقت کنید.

در میزان اول بین باس و تنور در ابتدا فاصله دو اکتاو وجود دارد که از لحاظ هارمونیک همان اکتاو می باشد و پس از حرکت باز فاصله بین این دو بخش پایینی اکتاو می باشد بنابراین

حرکت فوق توصیه نمی شود.

میزان سوم حالت جالبتری است که اغلب مورد سئوال هم می باشد. دقت کنید که بین دو بخش بیرونی یعنی سوپرانو و باس فاصله پنجم درست وجود دارد (G-D)، البته این فاصله باز می

باشد. اما پس وصل دو آکورد باز میان این دو بخش همین فاصه بوجود می آید اما اینبار میان D-A، بنابراین از فاصله پنجم حرکت کرده و دوباره به پنجم رسیده ایم که بد صدا می باشد.

حرکتهای پنجم و اکتاو موازی معمولا” توصیه نمی شوند.

اما میزان دوم حالت خاص دیگری است که در اینجا به شرح آن می پردازیم و آن حالتی است که اکتاو به فاصله یونیسون می رسد که باز این حرکت توصیه نمی شود.

Cross به حالتی گفته می شود که بخشها از یکدیگر عبور کنند به این شکل دقت کنید. همانطور که ملاحضه می کنید، تنور به اندازی یک سوم بزرگ از آلتو بالاتر می باشد این کار

اصولا” توصیه نمی شود. همچنین در میزان دوم مشاهده می کنید که باز آلتو از سوپرانو بالاتر آمده است. دقت کنید که Corss کردن بخش ها ربطی به حرکت ندارد و اصولا” در حالت

سکون توصیه نمی شود.

عبور بخش ها از یکدیگر مجاز نیست.

اما حالت دیگری از حرکت که به Overlap معروف است آن است که به هنگام حرکت بخش پایینی به نتی هدایت می شود که بالاتر از بخش بالایی قرار دارد و یا بخش بالایی به نتی می

رسد که پایین تر از بخش پایین است، استفاده از این حرکت نیز معمولا” توصیه نمی شود چرا که منجر به Cross می شود.

در پایان این قسمت نیز لازم به ذکر است که برخلاف تصور بسیاری از هنرآموزان موسیقی، هارمونی، علمی بسیار ساده و زیبا می باشد. کافی است مباحث یا حرکتهایی که راجع به آنها

صحبت می کنیم را با کامپیوتر یا پیانو اجرا کنید و به تفاوت میان موارد توصیه شده و نشده دقت کنید، خواهید دید که تمامی توصیه هایی که در هارمونی چهاربخشی به آنها اشاره می

شود بسادگی توسط گوش انسان قابل هضم می باشد، هرچند اصول حاکم بر هارمونی که در حال حاضر راجع به آن بحث می کنیم بیشتر بر اساس زیبایی شناسی کلاسیک تهیه شده است.

گفتگوی هارمونیک

یک نمونه از کاربرد هارمونی چهار بخشی


قبل از ادامه سلسه مطالبی که در گذشته راجع به هارمونی چهار بخشی ارائه کردیم و با توجه به سئوالاتی که چند نفر از دوستان راجع به فواید این مباحث پرسیده اند، قصد آن داریم که

در یک مطلب کوتاه فواید آگاهی از قوانین هارمونی چهار بخشی که در کتاب های هارمونی می توان آنها را مطالعه کرد، را بصورت عملی تشریح کنیم.

فرض کنید که یک سلسله وصل آکورد ساده درجات VI-I-V7-I بصورت چهار صدایی داریم، به این شکل نگاه کنید، بنا را بر این می گذاریم که این وصل ها و حرکت ها همگی خوش

صدا یا بقول کتابهای هارمونی مجاز یا توصیه شده می باشند چرا که هدف ما در اینجا بحث هارمونی نیست بلکه آن است که بدانیم آیا واقعا” هارمونی چهار بخشی می تواند در ساخت

موسیقی پاپ کمکی کند یا خیر. به این فایل midi هم گوش کنید، نتیجه یک progression است که بسیار راحت روی پایه گام فرود می آید.

یک توالی آکورد ساده چهار بخشی
( audio file قطعه اول )

فرض را بر این بگذارید که ملودی سوپرانو را قرار است یک خواننده بخواند و بیت اول هم از مثلا” ۱۰ سیلاب تشکیل شده است. خواننده را مبتدی فرض می کنیم و برای هر سیلاب از

شعر یک نت می خواهیم بنویسم بگونه ای که با هارمونی تعریف شده همخوان باشد. در اینجا نیاز به آن داریم که سایر قوانین و تعاریفی را که در هارمونی چهار بخشی لازم است بدانیم،

چرا که با دانستن آنها و محدودیت هایی که برای حرکت های ملودیک و پرش ها وجود دارد شما می توانید ملودی زیبایی خلق کنید. برای مثال بدون آنکه وارد بحث فنی شویم به شما این

پیشنهاد را می دهیم. به شکل دوم نگاه کنید و همزمان به این فالی midi گوش دهید.

همان توالی آکورد با سوپرانو تغییر یافته
( audio file قطعه دوم )

حال عینا” می توانیم بخش های آلتو تنور را هم دچار تغییرات کنیم، اما تغییراتی که حتی الامکان ما را مجبور به استفاده از نباید های دانش هارمونی نکند. به عنوان مثال همواره ترجیح بر

آن است که بخش ها حرکت های مخالف داشته باشند، پس سعی کنیم این قاعده را مد نظر داشته باشیم و بسیاری موارد دیگر که بحث راجع به آنها خارج از این کار می باشد. به این شکل

و فایل midi آن گوش کنید.

همان توالی آکورد با سه بخش بالایی تغییر یافته
( audio file قطعه سوم )

بنا براین مشاهده می کنید که در شکل سوم ما دو میزان موسیقی چهار بخشی داریم، که بخش سوپرانو آنرا خواننده قرار است بخواند. اگر در منزل با پیانو سه بخش باس، تنور و آلتو را

بنوازید و بصورت vocal بخش سوپرانو را بخوانید خواهید دید که نتیجه زیبا و قابل قبولی بدست می آید.

اما اگر بخواهیم همین دو میزان را برای یک خواننده، یک پیانو و مثلا” یک گیتار باس تنظیم کنیم باید آنرا اقلا” بصورت پنج بخشی بنویسیم. قوانین هارمونی تغییر محسوس و خاصی نمی

کنند تنها باید روی حرکت های کنترباس دقت شود و موارد مربوط به این حرکت ها رعایت شود، بعنوان مثال به این نکته باید دقت داشت یک موزیسین مبتدی باید سعی کند هرچه به

سمت بخش های پایینی حرکت می کند از نت های با کشش بیشتر استفاده کند چرا که معمولا” بخش های باس یا کنترباس هارمونی را به قطعه تحمیل می کنند و نباید زیاد حرکت ملودیک

داشته باشند.

Covered / Hidden motions


همانطور که قبلا” گفتیم برای حرکت دادن بخشهای مختلف در یک هارمونی چهار صدایی روشهای مختلفی وجود دارد، اما باید بدانیم که بسیاری از موسیقیدانها برای این حرکت ها

محدودیت هایی قائل شده اند که در اینجا به یکی از مهمترین آنها اشاره میکنیم.

حرکت مخفی یا پوشیده که به آن Hidden یا Covered هم گفته می شود آن است که شما یک حرکت مشابه (Similar) دارید با نتیجه یونیسون یا پنجم درست یا اکتاو، در این حالت :

۱ – حرکت پوشیده (Covered) که به فاصله یونیسون (یکم) منتهی شود،اصولا” پیشنهاد نمی شود و پرهیز کردنی است. (در مطالب بعد خواهیم دید که اصولا” خروج از یونیسون هم

بصورت مشابه خیلی پیشنهاد نمی شود.)

۲ – حرکت پوشیده ای که به پنجم درست و اکتاو منجر شود مجاز است مگر بین بخشهای بیرونی یعنی باس و سوپرانو.

به این شکل دقت کنید تا راجع به آن بیشتر توضیح دهیم. در میزان اول همانطور که مشاهده میکنید سوپرانو و آلتو حرکت مشابه به سمت بالا دارند و در نتیجه آن نه فاصله یکم نه پنجم و

نه اکتاو درست شده است پس مشکلی ندارد، همینطور بین بخشهای آلتو و تنور که اصلا” حرکت مایل دارند.

حرکت بخشهای باس و تنور به یک پنجم درست ختم می شود اما چون حرکت آن مشابه (Similar) نیست – که در واقع مایل می باشد – جایز بود و مشکلی در این حرکت نیست. مشکل

اصلی در این میزان حرکت بخش های بیرونی یعنی سوپرانو و باس هست که چون مشابه هستند و به اکتاو ختم می شوند باید از این حرکت پرهیز کرد.

نمونه هایی از حرکت های مخفی مجاز و غیر مجاز

در میزان دوم مشکلی وجود ندارد چرا که حرکت مشابه میان باس و تنور یا باس و سوپرانو یا مشکل خاصی ایجاد نمی کند. حرکت میان سوپرانو و آلتو هم معکوس بوده و توصیه هم می

شود.

اما میزان سوم که در آن به یک فاصله یونیسون رسیدیم، آیا این یک حرکت پرهیز کردنی است؟ جواب نه است، چرا که حرکت آن مشابه نیست. منظور آن است که اگر بخش های

سوپرانو و آلتو هردو پایین می آمدند و به نت فا می رسیدند در آن صورت مشکل داشتیم اما در این حالت مشکلی نیست. مشکلی که وجود دارد باز میان بخشهای بیرونی باس و سوپرانو

هست که اکتاو درست می کنند.

نکته ای که در این مطلب باید به آن اشاره کرد آن است که قوانینی که به آن اشاره شد به راحتی بنا به سلیقه آهنگساز می تواند زیرپا گذاشته شود. بعنوان مثال آهنگساز ممکن است

تشخیص دهد که با استفاده از رنگ صدای سازهای مختلف می تواند نازیبایی حرکت مخفی یونیسون را بگیرد و اقدام به این تنظیم نماید. بنابراین مواردی که در این بحث و بحث های آتی

ارائه می شود بیشتر باید بعنوان پیشنهادهای مفید در نظر گرفته شود تا موارد که اصلا” نمی توان آنها را رد کرد.

حرکت بخش ها در هارمونی چند بخشی


در ادامه بحث قبلی راجع به به فاصله میان بخش های چهار صدایی در این مطلب به تشریح گونه های مختلف حرکت بخش ها می پردازیم، دقت کنید که هدف از بررسی این حرکت ها

ارائه باید ها و نباید ها برای تدوین بخش های چهارصدایی هنگام تعویض هارمونی یا وصل آکوردها می باشد، ابتدا حرکت های غیر مستقیم.

اولین حرکت غیرمستقیم حرکت معکوس یا Contrary Motion است که در آنها دو بخش مجاور بصورت معکوس هم حرکت می کنند. یعنی چنانچه یک بخش بالا برود بخش دیگر

پایین خواهد آمد و برعکس، به این شکل توجه کنید.

دو نمونه از حرکت معکوس

حرکت بعدی حرکتی است که در آن یک بخش ثابت مانده و بخش دیگر حرکت می کند به این نوع از حرکت دو بخش مجاور حرکت مایل یا Oblique Motion گفته می شود. به این

شکل نگاه کنید در میزان اول بخش بالایی ثابت مانده و بخش پایینی حرکت کرده است. در میزان دوم نیز عینا” همین حالت می باشد اما نت بخش ثابت بجای امتداد یافتن (پدال شدن)

دوباره تکرار شده است. ثابت بودن یا تکرار یک بخش کافی است تا حرکت را مایل بنامیم به شکل نگاه کنید.

دو نمونه از حرکت مایل

حرکت های مستقیم آنهایی هستند که دو بخش بصورت هم جهت حرکت می کنند که خود به دو قسمت تقسیم می شوند یکی موازی (Parallel Motion) و یکی مشابه (Similar

Motion). در حرکت موازی دو بخش علاوه بر آنکه در یک سمت حرکت می کنند فاصله موسیقی خود – بدون توجه به کیفیت فاصله – را نیز حفظ می کنند به این شکل دقت کنید. در

حالی که در حرکت مشابه کافی است دو بخش فقط و فقط به یک سمت حرکت داشته باشند هردو بالا یا پایین، لزومی به حفظ فاصله نیست. همچنین دقت کنید با توجه به
آنچه گفتیم حرکت از سوم بزرگ به سوم کوچک در شکل یک حرکت موازی است.

دو نمونه از حرکت موازی

تجربه و زیبایی شناسی نشان می دهد که برای دو بخش مجاور ترجیح بر آن است که حرکت ها مستقیم نداشته باشند. به عبارتی زیباتر آن است که حتی المقدور از دو نوع حرکت غیر

مستقیم یعنی معکوس یا مایل برای بخش های مجاور استفاده کنیم. در ارتباط با حرکت بخش ها به غیر از موردی که اشاره شد یک سری قوانین و موارد استثنا وجود دارد که بزودی به آن

موارد خواهیم پرداخت.

دو نمونه از حرکت موازی

و در پایان این مطلب اینکه بسیاری از دوستان که در سبکهای موسیقی امروزی کار میکنند اغلب اینگونه فکر میکنند قوانینی را که در مباحث هارمونی چهاربخشی توضیح داده می شود

کاربرد خاصی در موسیقی پاپ، راک، Jazz و … ندارد اما بزودی به شما نشان خواهیم داد چگونه از همین قوانین به ظاهر نا مانوس می توان در تنظیم کارهای امروزی استفاده کرد.

میکروتنالیته (III)


امروزه به راحتی میتوان با استفاده از سازهای الکترونیک بین سیستمهای مختلف گام حرکت کرده و دنیای متنوع اصوات و گامها را نشان داد. از طرفی سازهای آکوستیک مانند ابوآ، هورن

فرانسوی قابلیت اجرای فواصل میکروتن را داشته که امروزه توسط نوازندگان میکروتونالیست به اجرا در می آیند. موسیقی ایرانی و سازهای ایرانی کاملا” در محیط موسیقی میکروتونال

قرار دارند. فواصل کمتر از نیم پرده در موسیقی ایرانی جزو فواصل میکروتونالند.

به عنوان مثال پنتاکورد اول گونه ای از گام سه گاه اجرا شده توسط استاد عبادی ، در دائره المعارف اینترنتی TONALSOFT به عنوان بخشی از گام “۱۷ تایی مساوی” معرفی شده

است :

Fa = 0 CENT ………۰
Sol = 215 CENT..…~ ۲۱۱٫۷۶۴۷ (۲nd
degree of 17-EDO)
La p = 356 CENT…~ ۳۵۲٫۹۴۱۲ (۳rd degree of 17-EDO)
Si b
= ۵۰۱٫۵۷ CENT…..~ ۴۹۴٫۱۱۷۶ (Fourth degree of 17-EDO)
Do = 709.5 CENT…….~
۷۰۵٫۸۸۲۴ (Fifth degree of 17-EDO)

در این نمودار درجات گام ۱۲ تایی مساوی ، گام ۱۷ قسمتی مساوی و فواصل سه گاه عبادی و میزان اختلاف آنها مشاهده می شود و مشخص است که میزان اختلاف فواصل سه گاه

عبادی با گام ۱۷ تایی بسیار کم است. برای مشاهده نمودار در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید.

alizadeh-meshkatian

تقسیم بندی درجات گام

در دوتار حاج قربان سلیمانی نت سل با اختلاف ۲۷- سنت ۲۷-G، فاصله ای میکروتن با نسبت ۳۶۶/۵۵۷ و ۲۷ سنت بم تراز فاصله ۵ درست است و می تواند به گامهای ۴۱،

۱۸۹،۸۲ قسمتی مساوی تعلق داشته باشد. شناوری فواصل میکروتنال باعث میشود که یک دستگاه ایرانی مانند ۳ گاه درگامهای مختلف میکروتن اجرا شود و این از زیبایی های موسیقی

ایرانی است چرا که هر گام میکروتنال بسته به تعداد تقسیمات درونی خود حالت های متفاوتی دارد.

به عنوان مثال طبق نظرIvor darreg گام ۱۷ تایی مساوی دارای حالاتی مانند سخت ، پولادین و درخشان است. در جدول زیر فواصل گام ۱۴ تایی مساوی بر اساس سنت CENT

آورده شده است.

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷
۸۵٫۷۱۴۲۹ ۱۷۱٫۴۲۸۶ ۲۵۷٫۱۴۲۹ ۳۴۲٫۸۵۷۱ ۴۲۸٫۵۷۱۴ ۵۱۴٫۲۸۵۷ ۶۰۰
۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴
۶۸۵٫۷۱۴۳ ۷۷۱٫۴۲۸۶ ۸۵۷٫۱۴۲۹ ۹۴۲٫۸۵۷۱ ۱۰۲۸٫۵۷۱ ۱۱۱۴٫۲۸۶ ۱۲۰۰

همچنین برای شنیدن قطعه در این گام می توانید به این فایل mp3 گوش دهید:

Audio File نمونه ای از موسیقی میکروتونال

راجع به فاصله میان بخش های صدایی


در مطالعه هارمونی معمولا” چهار قسمت صدایی مورد استفاده قرار میگیرد، بنام های سوپرانو، آلتو، تنور و باس. شکل مقابل تقسیم بندی تقریبی این چهار بخش را نمایش میدهد. اگرچه

می توان در تقسیم بندی و استفاده این بخشها از رنج کامل صوتی هر قسمت استفاده کرد اما بهتر آن است که از نتهای مرزی خیلی استفاده نکنیم و در صورت لزوم، فقط برای زیبایی

ملودی حرکت های کوچکی روی آنها داشته باشیم و هرگز این نت های مرزی را به تاخیر یا پدال نیندازیم.

شما به سادگی می توانید چهار بخش مختلفی را که راجع به آن صحبت شد در این دو میزان مشاهده کنید. اگر یک نوازنده خوب این دو میزان را با پیانو اجرا کند و شما از گوش نسبتا”

دقیقی هم برخوردار باشید بسادگی می توانید بصورت جداگانه حرکت هر یک ا زچهار بخش را بصورت مجزا احساس کنید. در غیر اینصورت کافی است که اجرای هر بخش را به یک

ساز با رنگ متفاوت صوتی واگذار نمایید تا بتوان حرکت بخش ها را تشخیص داد.

نکته ای که باید در هنگام تنظیم یک قطعه بصورت چهار صدایی به آن دقت کرد آن است که باید سعی شود فاصله های استفاده شده بین نتهای بخشهای سوپرانو و آلتو از یکطرف و آلتو و

تنور از طرف دیگر فاصله های ساده و غیر ترکیبی باشند. اما شما آزاد هستید از هر فاصله ترکیبی یا ساده برای فاصله بین باس و تنور استفاده نمایید. فاصله ساده یا simple فاصله های

کوچکتر یا مساوی اکتاو می باشد و فاصله ترکیبی یا Compound فاصله بزرگتر از اکتاو بوده بسادگی می تواند از ترکیب دو یا بیشتر فاصله ساده درست شود.

تقسیم بندی صداها

استفاده کرد. با این تفاسیر اگر به شکل مقابل دقت کنید، خواهید دید که میزان اول کاملا” اشتباه است چرا که فاصله بین بخش های سوپرانو و تنور معادل ۸+۳ می باشد بنابراین بهتر

است بصورت میزان دوم نوشته شود. همینطور فاصله میان بخشهای آلتو و تنور در میزان سوم اشتباه است . بهتر است بصورت میزان چهارم تنظیم شود. در ضمن همانطوری که در

شکل ملاحظه می کنید فاصله بین دو بخش پایینی می تواند ساده و ترکیبی باشد و جای هیچ گونه نگرانی نیست.

البته برخی محدودیتهای خاصی هم برای باس تعریف می کنند که مهمترین آنها عبارتند از :

نمونه ای از یک قطعه تنظیم شده برای چهار بخش

– اگر فاصله باس و تنور ششم کوچک باشد باس نباید پایین تر از نت سل بیاید
– اگر فاصله باس و تنور سوم بزرگ باشد باس نباید پایین تر از نت دو بیاید

تقریبا” می توان گفت بجز این موارد دیگر محدودیت بزرگی برای فاصله بین باس و تنور وجود ندارد.

نکته ای که جا دارد در اینجا به آن اشاره شود و اغلب هنرآموزان جدی موسیقی بدون شک به آن برخورد خواهند کرد پیدا کردن موارد متضاد با موارد مطرح شده در کارهای بزرگان

موسیقی می باشد. بتهوون در جایی بیان کرده است که “هیچ قانونی در موسیقی وجود ندارد که نتوان برای زیباتر کردن موسیقی آنرا رد نکرد”.

بهتر است تنها بین بخش باس و تنور از فواصل ترکیبی استفاده کرد.

واقعیت دقیقا” همین می باشد، هنر با علوم ریاضی و فیزیک کاملا” متفاوت می باشد. اگر در ریاضیات می گوییم مساحت مربع معادل مجذور طول یک ضلع آن است این موضوع مادامی

که در چهارچوب هندسه اقلیدسی صحبت می کنیم همواره همین هست. اما در هنر شما می توانید با توجه به زیباشناسی شخصی ای که دارید بسیاری از قوانین از پیش نوشته شده را زیرپا

بگذارید و در مسیر به خلق ایده های جدید کمک نمایید.

گفتگوی هارمونیک

مقدمه ای بر مدولاسیون


مدولاسیون به معنای تغییر تونالیته می باشد و بیشتر برای جلوگیری از یکنواختی و ایجاد کنتراست در موسیقی بکار برده می شود. هرچند هرگز نمی توان برای هنر چهارچوب تهیه کرد

اما روشهای مختلفی برای انجام مدولاسیون در موسیقی وجود دارد که اغلب آنها ابتدا سعی در سست کردن پایه های تنالیته مبدا و در عین حال تقویت پایه های تنالیته مقصد را دارند.

در این مطلب به طور خلاصه به تعریف یک سری تقسیم بندی می پردازیم و در آینده سعی خواهیم کرد با ذکر مثال به تشریح بیشتر مدولاسیون بپردازیم.

Pivot chord modulation : در این روش از آکوردی برای انتقال استفاده می شود که در هر دو تنالیته مبدا” و مقصد مشترک می باشد بعنوان یک مثال ساده، اگر از دو

ماژور بخواهید به فا ماژور برویم می توانیم از آکورد فاماژور بعنوان آکورد Pivot یا محوری استفاده کنیم.

Relative key : حالتهایی است که در آن تنالیته موسیقی روی مثلا” دو ماژور تثبیت شده است و شما می خواهید به مینور نسبی آن یعنی لا مینور بروید، که

از ساده ترین روشهای مدولاسیون می باشد.

Parallel Key : در این حالت تنالیته با حفظه پایه از حالت بزرگ به کوچک می رود یا برعکس مثلا” از دو مینور به دو ماژور.

Shift : در این روش بزرگی یا کوچکی تنالیته عوض نمی شود بلکه فقط یک شیفت فاصله ای پیدا میکند. مثلا” از دو ماژور به ر ماژور. اغلب در
بالاد ها به علت داشتن ساختارهایی ساده از این روش برای ایجاد تنوع استفاده می شود.

Choromatic : در این روش موسیقی با یک حرکت کروماتیک نیم پرده ای به تنالیته جدید منتقل می شود. این نوع از مدولاسیون حالت خاصی است از

Shift که برای آن معمولا” تمهیدات خاصی در نظر میگیرند.

جدای از تقسیم بندی های بالا و روشهایی که برای انجام مدلاسیون در هر مورد مطرح میشود، نکته ای که باید به آن دوباره اشاره کرد، آن است که موسیقیدان باید با تاکید

بر آکوردهای دوراز تونالیته مبدا و نزدیک به تنالیته مقصد پایه های تنالیته مبدا را ضعیف و پایه های تنالیته مقصد را تقویت می کند و در شنونده نیاز به فرود روی تنالیته مقصد را پدید

می آورد.

modulation example

یک مثال از مدولاسیون از دو ماژور به لا دیز ماژور

به این مثال دقت کنید، دو میزان اول برای تثبیت تنالیته در دو ماژور می باشد، سپس با هفت کردن آکودر چهارم گام دو ماژور تمایل هارمونی برای رسیدن به لا دیز ماژور (یا دو دیز

مینور) را زیاد می کنیم. حال یک حرکت ii-v روی گام جدید لا دیز پایه های ذهن شنونده را به این سمت منتقل می کنیم که گویی گام اصلی این می باشد. در این مثال آکورد F7 حالت

Pivot برای این انتقال را دارد. به این فایل midi گوش کنید و به تفاوت احساسی که هنگام شنیدن دو آکورد اول و دوم لا دیز ماژور می کنید دقت کنید. علت آن این است که آکورد اول

بیشتر در گام دو ماژور شنیده می شود و حال آنکه دومین آکورد لا دیز ماژور در پایه گام لا دیز ماژور شنیده میشود و فرود روی آن احساس آرامش می دهد.


audio fileModulation Example