ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن بعنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو توانست به مقام و شهرتی دست پیدا کند که کمتر هنرمند موسیقی فرانسوی تا کنون به این درجه رسیده است. او طی سالها نوازندگی پیانو، تهیه آلبوم های زیبا و اجرای کنسرت از خود یک چهره بین المللی بر جای گذاشته است.

وی در طول فعالیت حرفه ای خود بیش از ۸۰۰ آلبوم موسیقی تهیه کرده است که در این میان ۶۳ عدد از آنها بعنوان آلبوم پلاتینیوم و ۲۶۳ عدد بعنوان آلبوم طلایی شناخته شده است، آمار فروش آلبوم های او نزدیک به نود میلیون نسخه ثبت شده تخمین زده می شود.

در ۲۸ دسامبر سال ۱۹۵۳ متولد و در کودکی با پیانو آشنا شد. پدر او که یک معلم پیانو بود از همان کودکی وی را با مقدمات پیانو آشنا کرد و بعدها نقش یک تکیه گاه برای فراگیری موسیقی را بازی کرد. ریچارد در سن شش سالگی توانایی کامل و ماهرانه خواندن موسیقی از روی نت را داشت و در این میان از سایر فرانسوی های هم سن و سال خود به مراتب برتر بود.


audio file
Nostalgy

او در سن دوازده سالگی وارد کنسرواتوار موسیقی شد و در شانزده سالگی اولین جایزه نوازندگی پیانو را از کنسرواتوار موسیقی پاریس دریافت کرد. منتقدین موسیقی در ابتدا پیش بینی می کردند که در آینده او یک نوازنده تمام عیار موسیقی کلاسیک شود که با تکنیک نوازندگی خود باعث حیرت مردم شود اما او هرگز این مسیر را برای ادامه فعالیت هنری خود انتخاب نکرد. در این ارتباط می گوید :

“من می خواستم کار جدیدی انجام دهم. بنابراین با چند نفر از دوستانم یک گروه موسیقی pop/rock راه اندازی کردیم. کار سختی بود چون پول نداشتیم و تعداد زیادی گروه مشابه وجود داشت. درواقع می توانم بگویم که شاید این بدترین روشی بود که می تونستم احساسات درونم را متبلور کنم.”


audio file
Ave Maria

در دورانی که وی کار موسیقی خود را شروع کرد، پدرش بیمار بود و توانایی حمایت مالی از او را نداشت. بنابراین ریچارد تصمیم گرفت که برای بدست آوردن درآمد بعنوان یک همراهی کننده پیانو در برنامه های مختلف موسیقی، مشغول فعالیت شود. او می گوید :

“من از این کار لذت می بردم و در عین حال درآمد خوبی هم داشت. در واقع شاید به اینصورت بود که من از موسیقی کلاسیک مجبور شدم کنار بکشم. هرچند فعالیت و تمرینهای من در این سبک از موسیقی پشتوانه بسیار خوبی برای کارهای آتی من بود.”


audio file
Rhapsody in Blue

توانایی بالای او در Accompaniment با گروه های موسیقی باعث شد که خیلی زود بعنوان نوازنده پیانو برای خوانندگان بزرگ فرانسه فعالیت کند.


audio file
Desperado

“من واقعا علاقه ای به ستاره شدن نداشتم و تنها خوشحالی من این بود که در یک گروه نقش نوازنده و همراهی کننده پیانو را داشته باشم.”

گفتگوی هارمونیک

ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

پاول آنکا در اواسط دهه ۶۰ متوجه شد که با ظهور گروههایی چون بیتلز ، سلیقه عمومی دچار تحول شده است و محبوبیت او رو به کاهش است. درواقع او در فاصله

سالهای ۶۹-۶۲ تنها سه ترانه بسیار موفق داشت A Steel Guitar and a Glass of Wine، ‘Eso Beso و Ogni Volta که این آخری از فروشی میلیونی در ایتالیا

برخوردار شد.

در این زمان آنکا به جای اینکه در قصر پر افتخار خود استراحت کند، تصمیم گرفت که بازار موسیقی بزرگسالان را در دست بگیرد. قبل از هرچیز یک برنامه سولو تدارک دید و برای

اجرای آن کلوب مشهور و سطح بالای کوپاکابانا (Copacabana) را در نظر گرفت. سپس او در یک اقدام انقلابی دیگر به کمپانی RCA رفت و حقوق تمام آثار قدیمی خود را

خریداری کرد و از پخش مجدد آنها به ثروت فراوانی دست پیدا کرد.

او همچنین کار خود را با شرکت در تعداد دیگری فیلم سینمایی، متنوع تر کرد که فیلم مشهور و پر ستاره “طولانی ترین روز” (The Longest Day) یکی از آنها است و آنکا موسیقی

متن این فیلم را هم ساخته و اجرا کرده است که این موسیقی کاندیدای جایزه اسکار شده است.


audio file
Paul Anka & Peter Cetera , Hold Me Til The Morning Comes

آنکا سپس با متمرکز شدن بر کار ترانه سرایی، اشعار ترانه My Way را برای فرانک سیناترا (Frank Sinatra) روی ملودی یک ترانه فرانسوی به نام Comme d’habitude

گذاشت که یکی از موفق ترین ترانه های دهه ۶۰ سیناترا بوده و نوعی بیانیه فلسفی دوران کاری او در آن زمان به شمار میرود. ترانه She’s a Lady ساخته پل آنکا برای تام جونز

Tom Jones هم یکی از ترانه های بسیار موفق سال ۷۱ بود.

سالهای لاس وگاس و تلویزیون

آنکا در حدود سی سالگی به عنوان خواننده اشعار عاشقانه، به صحنه بازگشت و بیشتر بر مضامین بسیار احساساتی متمرکز شد. در این دوره کار او بر برنامه های لاس وگاس متمرکز

بود که از سال ۷۱ به آن پرداخته بود و در ابتدا ۶ تا ۸ هفته در سال در سزار پالاس (Caesar’s Palace) برنامه اجرا میکرد. او یکی از اولین خوانندگان پاپ بود که در لاس وگاس

برنامه اجرا کرد و مجری چند برنامه تلویزیونی از جمله Hullabaloo و برنامه های ویژه شبانه و مصاحبه های اختصاصی تلویزیونی شد.

آنکا همچنین برای برنامه The Tonight Show که یکی از پر طرفدار ترین و دیرپا ترین برنامه های تلویزیونی که حدود سی سال است بی وقفه در آخر هفته ها پخش میشود، موسیقی

متن ساخت و میگویند این موسیقی تا کنون چیزی در حدود ۱٫۴ میلیون بار پخش شده است.


audio file
Paul Anka – My Way

ترانه های پل آنکا در طی این دوران کم نیستند و تقریبا همه آنها آثاری موفق بوده اند. از جمله این آثار میتوان به آلبومهای Buddah در سال ۷۱، Fame در سال ۷۳ و ترانه های

Having My Baby و One Man Woman – One Woman Man هردو با همراهی اودیا کوتز (Odia Coates) خواننده آمریکایی (۱۹۹۱- ا۱۹۴۲) این همکاری منجر به

حضور هر سه ترانه آنها را در فهرست Top 10 شد که برای آنکا موفقیتی بسیار عالی به شمار می آمد چرا که در ده سال، این اولین حضور مجدد او در Top 10 به شمار میرفت.

پس از سال ۷۵، آنکا کار در زمینه تولید صفحه را کمتر کرد و فاصله عرضه آثار جدید خود را بیشتر کرد. او در سال ۸۳ ترانه موفق Hold Me ‘Til the Morning Comes و در

سال ۹۶ آلبوم اسپانیایی Amigos که به همان اندازه موفق بود را منتشر کرد.

گفتگوی هارمونیک

۴۵ سال فعالیت درخشان در دنیای موسیقی

پاول آنکا (Paul Anka) یکی از بزرگترین بتهای موسیقی جوانان در اواخر دهه ۵۰ بود و توانست این موفقیت را دنیای موسیقی بزرگسالان نیز بدست آورد. او توانست که کار

موفق هنری خود را در هزاره جدید به همان قدرت سابق ادامه دهد و در حال حاضر همچنان خواننده ای پر طرفدار، ترانه سرایی بسیار موفق و یک موسیقی دان برجسته دنیای موسیقی

پاپ است.

او در سال ۱۹۴۱ از والدینی لبنانی الاصل و مسیحی که صاحبان رستورانی در اتاوا (Ottawa)، انتاریو (Ontario) بودند متولد شد. پاول مانند بسیاری از چهره های بسیار موفق
موسیقی، استعداد خود را از کودکی آشکار کرد و در سن ۱۲ سالگی کار خود را در حرفه نمایش آغاز کرد. در ۱۴ سالگی اتوموبیل خانواده را برداشت و برای شرکت در یک مسابقه
خوانندگان آماتور به کبک Quebec رفت.


audio fileI’m just a lonely boy

اولین تک ترانه او به نام I Confess توسط شرکت ریویرا (Riviera)، شعبه فرعی شرکت ضبط صفحه برادران بیهاری (Bihari) – سازندگان شرکت بزرگ و پرسابقه Modern
Records که تولید کننده صفحه ها و کاستهای خوانندگان بسیار مشهوری چون John Lee Hooker ، B.B.King و Etta James می باشند – تولید شد.

ملاقات سرنوشت ساز
یک فرصت استثنایی دیگر برای آنکا در طی سفری به نیویورک پیش آمد. او که با دوستانش – اعضای گروهی به نام The Rover Boys – به این سفر آمده بود موفق شد تا از تهیه
کننده معتبر ABC، دان کوستا (Don Costa) وقت بگیرد و ترانه ساخته خودش Diana را برای او اجرا کند. کار آنکا بسیار مورد توجه کوستا قرار گرفت و او ترانه این خواننده
نوجوان را ضبط و منتشر کرد. این ترانه در آمریکا و اروپا به مقام اول TOP 10 رسید و در نهایت به فروش ۱۰ میلیونی در سراسر جهان دست یافت.

چهار ترانه دیگر آنکا در سال بعد، فهرست TOP 20 را اشغال کردند که مشهورترین آنها تا امروز دو ترانه You Are My Destiny و Crazy Love بود. ترانه های پاول آنکا
ی نوجوان به ترانه های سراسر اعتراض و شورش راک اند رول اعتدال بخشید و با وجود اینکه قدرت مطلق والدین و مشکلات دو نسل را زیرسوال میبرد، اما با نافرمانی مطلق نسل
جوان هم موافق نبود.


audio fileDiana

ترانه سرایی و شرکت در فیلمهای سینمایی
آنکا یکی از آخرین ترانه های بادی هالی (Buddy Holly1959-1936) از پایه گذاران راک اند رول که در دوران بسیار کوتاه فعالیت حرفه ای خود یعنی کمتر از ۱۸ ماه با سبک
خاص موسیقی خود تاثیر فراوانی بر موسیقی راک اند رول به جا گذاشت بنام It Doesn’t Matter Anymore را برایش نوشت. پس از آن فعالیت سینمایی خود را با فیلمهای Let’s
Rock و Girls Town آغاز کرد که ترانه Lonely Boy از فیلم دوم یکی از موفق ترین ترانه های آمریکایی و اولین ترانه از سری ترانه های حاضر در فهرستهای معتبر جهانی در
سال ۱۹۵۹ بود.

در سال ۱۹۶۱ و زمانی که تب طرفداران این بت نوجوانان شروع به سرد شدن کرد آنکا که قبل از رسیدن به سن قانونی میلیونر شده بود میتوانست با غرور به دستاورد هنری خود ببالد.
بیش از ۱۲۵ ترانه تنظیم ، شرکت ضبط صفحه اختصاصی خود Spanka را تاسیس کرده بود و در سراسر دنیا به عنوان صاحب دومین ترانه پرفروش تاریخ موسیقی پاپ پس از
White Christmas شهرت داشت.

گفتگوی هارمونیک

رابین گیب

رابین گیب برادر دوقولوی ماریوس یکی از سه عضو گروه Bee Gees در دسامبر سال ۱۹۴۹ ، چهل و پنج دقیقه پس از برادرش در انگلستان بدنیا آمد.

صدای متفاوت او باعث شد که پس از گذشت چندی مسئولیت خواندن ترانه های گروه به او واگذار شود بگونه ای که تا اواخر دهه ۱۹۶۰ با وجود رقابتی که با برادر بزرگتر خود

Barry در خوانندگی داشت، مسئولیت خواندن اغلب ترانه های این گروه سه نفری بعهده رابین بود.

رابین و ماریوس (Maurice) به با کمک برادر بزرگترشان بری در سال ۱۹۵۸، هنگامی که بیتلز در حال تاخت و تاز در انگلستان بود، گروه بی جیز را تشکیل دادند. به علت

مهاجرت رابین و خانواده اش به استرالیا شکل گیری اولیه گروه توسط او و در همان کشور صورت گرفت و اولین طرفداران بی چیز نوجوانان استرالیایی بودند.

موفقیت آنها از سال ۱۹۶۳ هنگامی که ترانه The Battle of the Blue & Grey از تلویزیون پخش شد آغاز شد و آنها توانستند در دهه های ۷۰ و ۸۰ بعنوان یکی از محبوبترین

گروه های پاپ مورد حمایت علاقمندان به موسیقی مردمی باشند.


audio.gif
I Started a Joke

رابین در بهار ۱۹۶۹ گروه را ترک کرد و سعی کرد تا بصورت فردی به فعالیت موسیقی بپردازد و از آنجایی که قبلا” در گروه Bee Gees بعنوان ترانه سرا و خواننده شهرت لازم
را کسب کرده بود مشکل خاصی پیش روی خود نداشت. پس از ترک گروه بری مسئولیت نوشتن ترانه و خواندن را بعهده گرفت. دهه ۷۰ برای او دهه اوج موفقیت فردی بود اما دهه ۸۰
بتدریج موفقیت های فردی او کاهش پیدا کرد.

برادر دوقولیش در سال ۲۰۰۳ بر اثر مصرف زیاد کوکائین هنگامی که ۵۳ سال داشت در انگلستان در گذشت و پس از این ماجرا رابین گفت : “مرگ برادر ما به معنی پایان کارگروه
بی جیز می باشد و ما هرگز بدون او گروه را مجددا” فعال نخواهیم کرد و هر فعالیت مشترکی که من و بری در آینده با هم داشته باشم تحت نام بی جیز نخواهد بود. بی جیز خاطره ای

است برای ما سه نفر.”

اخیرا” در فوریه سال ۲۰۰۵ این دو برادر آلبوم جدیدی متشکل از ترانه های قدیمی میکس شده تحت عنوان Number Ones به بازار دادند که مورد استقبال زیادی قرار گرفته است.
از زیباترین کارهای گروه Bee Gees که خوانندگی آنرا رابین گیب (Robin Gibb) بعهده داشته است و در آلبوم اخیر آنها هم موجود است باید به به ترانه زیبای I Started a

Joke اشاره کرد. این ترانه در زمانی که بیتلز علاوه بر انگلستان به جداول رده بندی آمریکا نیز حمله کرده بود توانست گروه Bee Gees را بعنوان یک رقیب سرسخت و خطرناک

برای بیتلز معرفی کند.

لازم به ذکر است که ۲۸ مارچ امسال یعنی حدود دو هفته دیگر رابین گیب طی مسافرتی که به مسکو خواهد داشت، در تالار کنسرت کرملین (Kremlin Concert Hall) بصورت

فردی اجرای برنامه خواهد اشت.

گفتگوی هارمونیک

موسیقی جیپسی کینگز

جیپسی کینگز به یک سبک شبه فلامنکو می نوازد، نوعی از موسیقی که تا قبل از آنها سابقه نداشته است. نیکلاس یکی از اعضای این گروه در مورد موسیقی خودشان اینگونه می

گوید :

“جاذبه موسیقی ما از یک سری عوامل نیرموند احساسی ریشه می گیرد. موسیقی ما فریادی است از اعماق وجود. اغلب مردم تصور می کنند که موسیقی ما را شنیده اند، به نوعی در

گذشته و در مکانی دیگر”.

آنها از همان ابتدا با دادن اولین آلبوم شروع به بالا رفتن از نردبان ترقی کردند و طولی نکشید که مردم در تمامی دنیا ملودی های آنها را زمزمه می کردند و این دلیلی است بر آنکه این

گروه هنوز مورد علاقه مردم می باشد. موسیقی آنها در عین حالی که از موسیقی راک لطیف تر می باشد اما به جرات باید گفت که دارای انرژی بیشتری می باشد.

شاید واقعیت آن باشد که آنها واقعا” کولی هستند. افراد این گروه که اغلب از دو خانواده (ری یز و بالیاردو) هستند، از مهاجرین شمال شرقی اسپانیا به فرانسه می باشند، در فقر و در

اجتماعات کولی آرنو و مونت پلیه فرانسه رشد کرده اند. آنها هم اکنون با هواپیمای اختصاصی یا اتوبوس های بسیار لوکس سفر می کنند، اما هنوز به ریشه های اجتماعی خود وابسته

هستند و هنگامی که در مسافرت برای اجرا نیستند در کمپ زندگی می کنند.

آنها معتقد هستند که یکی از عوامل موفقیت گروه، بی همتایی آنها در بازار موسیقی می باشد. نیکلاس از اعضای گروه می گوید : ” مردم از بدو تولید راک گوش می دهند و بتدریج سیر

می شوند. آنها چیزی دیگری نیز می خواهند و این دلیلی است که برای دیدن کنسرت های ما می آیند.”

شاید فرهنگ ، زبان و شاید حتی موسیقی آنها مخلوطی از فرهنگ ، زبان و موسیقی اسپانیا، فرانسه و رومانی می باشد و اگر چه موسیقی آنها به سبک فلامنکو می باشد اما کاملا” از آن

متمایز است.

نیکلاس در باره اختلاف موسیقی خود با موسیقی فلامنکومی گوید : “در جنوب اسپانیا فلامنکو یک نوازنده گیتار دارد، یک رقصنده و یک آوز خوان. از جایگاه شنیده و دیده می شود و

مردم فقط تماشاگر یک اجرا هستند. در حالی که موسیقی ما یک اجرا و فعالیت مردم توام هست. مردم ساکن نمی مانند. ریتم ها سریع ست و همه می رقصند و از حضور خود لذت می

برند. آنها از این موسیقی در جشن ها و مهمانی ها، عروسی ها و … استفاده می کنند … این تفاوت بزرگی است”.

او می گوید : “آوزا خوانی فلامنکو بسیار دشوار است. هر کسی می تواند یک گیتار بدست بگیرد و آنرا به صدا در بیاورد، اما خوانندگی فلامنکو اینگونه نیست. شما در این روزها

خواننده فلامنکو کم می بینید تعداد کمی وجود خوانند دارد که در سبک های مشابه مانند رومبا، تانگو، بولریا و … می خوانند و نه بیشتر”.

تلخیص از کتاب موسیقی به سبک اسپانیایی

پرفروش ترین ترانه دیسکوی تاریخ

اولین حضور بانی ام در آلمان با اجرای ترانه “Daddy Cool” در برنامه تلویزیونی “Musikladen” که در آن زمان برنامه ای مهم و مشهور بود، در ۱۹۷۶ به وقوع پیوست. پس از این حضور تلویزیونی، فروش این ترانه به تعداد باورنکردنی ۱۰۰٫۰۰۰ نسخه در هفته رسید!

پس از آن آلبوم Take The Heat Off Me نیز فروش خوبی داشت و در جولای ۷۶ ترانه Daddy Cool اولین ترانه اول بانی ام در فهرست آلمان شد. همان سال پس از موفقیت

Daddy Cool، گروه با اجرای تازه ای از ترانه Sunny از Bobby Hebb مجددا به موفقیت فراوان رسیده و این ترانه به مقام اول المان و انگلستان رسید.


audio fileBony M – Dady Cool

داستان ترانه Ma Baker که درباره یکی از جنایتکاران آمریکایی (مامان- ما- بیکر و پسرانش) است توسط یکی از کارمندان فاریان در یک کتاب پیدا شد و فاریان که ابتدا مایل بود

ترانه ای در باره جان دیلینجر (John Dillinger)، گانگستر دیگر آمریکایی بسازد، اما کارمندش او را راضی کرد تا به جای آن داستان Ma BaRker را انتخاب کند و نام او را هم به

Baker تغییر دهد تا قافیه بهتری داشته باشد.

فاریان در نهایت راضی شد و موفقیت بی نظیر این ترانه – ۸ میلیون کپی در جهان – آن را به عنوان پرفروش ترین ترانه دیسکو تاریخ ثبت کرد. تک ترانه بعدی “Belfast” با صدای

قوی مارسیا برت بود و به عنوان پر طرفدارترین موسیقی شنوندگان رادیو انتخاب شد. نکته جالب در این گروه این بود که در واقع فقط لیز و مارسیا میتوانستند بخوانند و فاریان خودش به

جای بابی فارل و میزی ویلیامز میخواند و بعد از موفقیت گروه دیگر ابایی از اظهار اینکه به خوبی میتواند صدای زنانه را تقلید کند نداشت.

صدای این دو عضو گروه فقط در ترانه هایی که به کر قویتر نیاز داشت شنیده می شود. البته ناگفته نماند که اجراهای زنده آنها واقعا زنده بود و از یک گروه خوب پس زمینه نیز استفاده

میکردند. چرا که اولین اجرای زنده آنها که با صدای از پیش ضبط شده بود، یک شکست کامل بود و مدت زمانی لازم بود تا آنها بتوانند مجددا موقعیت خود را بین منتقدین به دست

بیاورند.

در ماه مه ۷۷ ترانه “Ma Baker” و “Belfast” در فهرست Top 10 اروپا بودند و در سال بعد با ترانه های “Rivers of Babylon”

و “Brown Girl in the Rain” موفق شدند تا

عنوان دوم را به عنوان پر فروش ترین تک ترانه های تاریخ فهرست بندی انگلستان را کسب کنند. جوایز فراوانی که در این دوره نصیب گروه شد آنها را در فهرست محبوب ترین

گروههای پاپ اروپا قرار داد.از جمله این جوایز می توان به “Golden Otto” از مجله موسیقی “BRAVO”، “Golden Europe”
، “Golden Lion” و صفحه های طلایی و پلاتینی از

کمپانیهای متعدد ضبط صفحه اشاره نمود.

به بهانه درگذشت یک ترانه سرای لاتین


به یک ترانه قدیمی و زیبا با صدای دین مارتین (Dean Martin) گوش کنید :


audio fileBesame Mucho

اگر قبلا” این ترانه را نشنیده اید ولی احساس می کنید که ملودی آن به گوش شما آشنا است اشتباه نکردید. اخیرا” یکی از سریال های طنز تلویزیون با قرار دادن یک شعر فارسی بر روی

این ملودی زیبا، از آن بعنوان موسیقی تیتراژ اول سریال استفاده کرد. متنی که بر روی این ملودی قرار داده شده بود ارتباط خاصی با متن اصلی ترانه نداشت و پس از گذشت چند هفته

موسیقی تیتراژ این سریال تغییر کرد!

ترانه زیبا و خاطره انگیز (Besame Mucho) تا به حال توسط صدها خواننده و به حدود ۲۰ زبان مختلف اجرا شده است. اما در هیچ یک از این اجراها سعی نشده است که این ترانه

جایگاه اصلی خود را به عنوان یک ترانه عاشقانه لاتین از دست بدهد و این ترانه همواره همانطور که ترانه سرای آن خانم کونسوئلو ولازکوئز (Consuelo Velazquez) آنرا به وجود

آورده بود باقی ماند.

درگذشت ولازکوئز در ۲۲ ژانویه ۲۰۰۵ در سن ۸۸ سالگی، به شنوندگان این ترانه یادآوری کرد که Besame Mucho – که ترجمه نه چندان لطیف آن “مرا بارها ببوس” است –

توانسته است با چند بیت و بیان مشتاقانه آن جوهره یک فرهنگ موسیقایی لاتین را بیان کند. این بیان ساده و زیبا در تمام این ترانه دیده میشود، از اشعار گرم و جریان ملایم ریتمیک آن

گرفته تا ملودی اوج گیرنده و احساساتی آن همه موجب شدند تا Besame Mucho در سراسر جهان به عنوان یک ترانه بسیار محبوب لاتین شناخته شود.

خود ولازکوئز هم نمیدانست که چرا این ترانه از میان تمام آثار او به یک پدیده مبدل شده است. اما شکی نیست که یکی از دلایل این جذابیت غیر انگلیسی بودن و غیر اروپایی بودن آن

است. این ترانه بی نظیر اولین بار در دهه ۴۰ توسط امیلیو توئرو (Emilio Tuero) اجرا و ضبط شد. ترانه با این ابیات آغاز مشود : ” مرا ببوس، مرا بارها ببوس، انگار که این شب

آخرین فرصت ما میباشد”… اشعار این ترانه شاید شنونده امروزی را به این فکر بیاندازد که مگر چه چیز خاصی در این اشعار نهفته است؟

اما به گفته آندرس منه سس (Andres Meneses) یک تهیه کننده موسیقی لاتین در شیکاگو، “شما باید متوجه باشید که این ترانه از یک فرهنگ لاتین برخاسته است که در حدود ۹۹

درصد آنها کاتولیک هستند و در فرهنگ کاتولیک لاتین، بخصوص در دهه ۴۰، هر چیزی که در آن سخنی از جنسیت گفته میشد باید سرکوب میشد”

برای ولازکوئز، اشعار ترانه به تعلق خاطر عاشقانه خودش در سنین نوجوانی مربوط میشدند که بنا به تصدیق خودش، هنگام سرودن این شعر در سر داشته. اما با نوشتن درباره بوسه ای

که شاید “برای آخرین بار باشد” او ناخودآگاه با عده زیادی از شنوندگان ترانه رابطه برقرار کرد. کسانی که با آغاز جنگ دوم جهانی برای آخرین بار یکدیگر را در آغوش میگرفتند.

ترانه های بسیاری در زمان جنگ ساخته شدند که همه پیام مشابهی داشتند اما هیچ کدام نتوانستند به پای احساسات گرم و واقعی Besame Mucho برسند. البته قدرت این ترانه از حد

اشعار اولیه آن هم فراتر رفت و بسیاری از شنوندگان آن هرگز نسخه اسپانیایی آن را نشنیده اند، چرا که یک آمریکایی به نام سانی اسکای لار (Sunny Skylar) این ترانه را به انگلیسی

برگرداند و اجرای محبوب آن توسط جیمی دورسی (Jimmy Dorsey) و انتشار مجدد آن با صدای دین مارتین (Dean Martin) آنرا به فروش میلیونی رساند و متاسفانه چندین

خواننده دیگر به اجراهایی با اشعاری رقیق شده و نه چندان زیبا دست زدند که البته به محبوبیت ترانه اصلی افزود.

ولازکوئز در طی دهها سال فعالیت هنری در مکزیک، به شهرت و مقام بالایی دست یافت و این با حضور صدها نفر از دوست دارانش در مراسم به خاک سپاری او به اثبات رسید. با

وجود اینکه او هرگز نتوانست موفقیت Besame Mucho را تکرار کند اما همچنان به کار سرودن ترانه میپرداخت و چند ماه قبل از مرگش ترانه Por el camino “در طول راه”

را سروده بود و قرار است بنا به درخواست خودش خواننده محبوب مکزیکی لویس میگوئل Luis Miguel آنرا اجرا کند.

گفتگوی هارمونیک