پنج ترانه اول سال نو میلادی

در این هفته با توجه به شروع سال جدید میلادی و عید کریسمس،
بازار ترانه های مناسب با این حال و هوا داغ است و تقریبا تمام خوانندگان مطرح جدید
و قدیمی به اجرای سرودها یا ترانه هایی با موضوع کریسمس دست زده اند.

۱) Band Aid 20 – Do They Know It’s Christmas
2) Steve
Brookstein – Against All Odds
3) Ronan Keating feat, Yusuf – Father and Son

۴) Kylie Minogue – I Believe In You
5) Lemar – If There’s Any Justice

بنابراین طبیعی است که مقام های بالای جدول به ترانه های مربوط به
سال نو تعلق داشته باشد. اولین ترانه این هفته ترانه ای با حضور هنرمندان روز به
نام Do They Know It’s Christmas باشد. گوش کنید:

audio fileDo They Know It’s Christmasy

شعر ترانه ردیف یک، اولین بار بیست سال پیش در سال ۱۹۸۴ توسط سر باب گلدوف
(Sir Bob Geldof) سروده شد و Band Aid که مجمعی ازخوانندگان و گروههای انگلیسی
مشهوری چون U2, Duran Duran, Culture Club, George Michael, Paul Young و ….
بودند آنرا اجرا کردند. این ترانه به قصد کمک به نیازمندان اتیوپی منتشر شد و تمام
درآمد آن به امور خیریه اختصاص یافت. حالا پس از بیست سال گروه تازه Band Aid شامل
چهره هایی چون Chris Martin (Coldplay)، Dido، Robbie Williams، Bono و Joss Stone
شرکت دارند. به اجرای قدیمی این قطعه نیز گوش کنید :

audio fileDo They Know It’s
Christmasy – Original

ترانه دوم ترانه Against All Odds از استیو بروکشتاین
(Steve Brookstein) خواننده ۳۵ ساله انگلیسی است. او موفق شد در مسابقه The X
Factor که یک مسابقه آوازخوانی محبوب تلویزیونی است، نفر اول شود و همین مساله
موفقیت بازخوانی او از Against All Odds ترانه معروف فیل کالینز (Phil Collins)
برای فیلمی به همین نام و محصول سال ۱۹۸۴ شد. گوش کنید :

audio fileAgainst All Odds

در مقام سوم ترانه Father and Son از رونان کیتینگ (Ronan
Keating) و یوسف قرار دارد. این بازخوانی زیبای کیتینگ، خواننده سابق گروه موفق
Boyzone از ترانه کت استیونس Cat Stevens به خاطر توجه رسانه ها به ترانه کریسمس
Band Aid کمتر مورد توجه قرار گرفت. این ترانه یک گفتگوی خیالی بین پدری دنیا دیده
و پسری به دنبال کسب تجربه است. یوسف اسلام هم کسی نیست جز کت استیونس با نامی که
پس از گرویدن به دین اسلام برای خود برگزیده است. گوش کنید :

audio fileFather and Son

اما
رتبه چهارم،
ترانه I Believe in You با صدای خانم کایلی مینوگ این هفته در مقام
چهارم قرار دارد. درباره این ترانه و کایلی مینوگ در هفته های گذشته توضیح داده شده
است.

و بالآخره، ترانه If There’s Any Justice با صدای لمار (Lemar)
خواننده انگلیسی متولد ۱۹۷۸، در مقام پنجم قرار دارد. او جزو معدود هنرمندانی است
که توانسته در یک سال هم در فیلم بازی کند و هم موفق به دریافت جایزه بهترین
خواننده Urban شود که سبکی از موسیقی است که ریشه در شهرنشینی و معضلات جوانان و
gang ها دارد. او تا به حال سه ترانه در فهرست top ten داشته و هنرمندی است که
توانسته است با نبوغ ذاتی خود به نوعی سبک خاص در اجرای موسیقی برسد.

گفتگوی هارمونیک

نقش زنان در موسیقی قرون وسطی


زنان در موسیقی قرون وسطا نقشهای مختلفی ایفا میکردند، زمانی بود که آنها تنها در بین تماشاگران بودند اما به تدریج آنها بین اجرا کنندگان، حامیان مالی و حتی سازندگان موسیقی نیز

قرار گرفتند. شواهد و مدارک در باره نقش آنان همان اندازه پراکنده و اندک است که درباره مردان.

بسیاری از منابع موسیقی نابود شده اند و آنهایی که در دست هستند به ندرت درباره مشخصات آهنگسازان مطلبی دارند. اگر به دنبال مطلبی درباره یک اجرای معین باشیم، عملا هیچ

اطلاعاتی به دست نخواهیم آورد، در عین حال به همان ریزه مدارک یافت شده هم نمیتوان چندان اعتماد کرد.

که چگونگی حضور زنان در به وجود آمدن یا بهره گیری از موسیقی در زندگی روزمره شان را نشان میدهد. در اینجا به معرفی کوتاه این زنان میپردازیم، البته نباید دستاوردهای آنان را

با معیارهای امروز بسنجیم، به یاد داشته باشیم که در حال بحث در محدوده زمانی از قرن ۱۱ تا ۱۳ میلادی می باشیم.

زنان به عنوان آهنگساز
شاید مشهورترین زن آهنگساز قرون وسطا هیلدگارد فون بینگن (Hildegard von Bingen) بوده است. مجموعه آثار او در زمینه sequence – تکرار یک قطعه ملودیک در

گامهای مختلف – و سرودهای سوال و جوابی روحانی (antiphons)، جایگاهی خارج از سنتهای موسیقی دارد زیرا او به زبان ملودیک بی قید و بندی مینوشت که بیشتر بر مبنای

اشارات موضوعی و مفهومی بود تا تبعیت خشک از روشهای استاندارد ملودیک و موسیقی مودال. او ۷۷ اثر موسیقی خود را در کتابی به نام سمفونیی از هارمونی الهامات آسمانی

(Symphonia harmoniae caelestium revelationum) گردآوری کرد.

هیلدگارد از تعلیم و تربیت بسیار ممتازی بهره مند نشده بود، تحصیل در دیر بر پایه آیین مناجات و شامل خواندن و نوشتن، زبان لاتین و موسیقی بود. بنابر این راهبه های دیگر نیز

میتوانستند سرودهای ساده یا حتا چند صدایی (polyphony) تنظیم کرده و از آنها در مراسم و جشنها استفاده کنند. اما از آنجایی که بیشتر سازندگان موسیقی قرون وسطا ناشناس هستند

نمیتوان دستاوردهای آنان را تعقیب نمود.

آهنگسازان موسیقی مردمی و غیر دینی وضعیت بهتری داشتند، شاید به این دلیل که موسیقی غیر دینی همراه با مشخصات سازنده آن ثبت میشد. بیست و یک تروباریتز (trobairitz)

معادل مونث تروبادور (troubadour) که به آهنگسازان و اجرا کنندگان موسیقی حماسی و عاشقانه گفته میشد با نام و مشخصات کلی شناخته شده اند. هرچند تنها یک اثر کامل، شامل

متن و موسیقی با هم، در دست است و توسط کنتس دیا (Countess of Dia) نوشته شده است.

آثار دیگر را میتوان با تطبیق دادن یک متن با موسیقی مناسبش مجددا” احیا نمود. مثالهی دیگر از آثار موسیقی زنان را میتوان در tensos یا مناظرات شاعرانه، یافت که در آن

خوانندگان به نوبت یک بند از شعر را میخوانند و به آن حالت سوال و جواب میدهند. تعدادی از زنان شاعر- نوازنده trouvères در قرن سیزدهم به فعالیت مشغول بودند اما هیچ یک از

آثار آنان همراه با موسیقی باقی نمانده است.

بعضی از محققین این ترانه ها را “از زبان یک زن” نامیده اند، به این معنا که در این ترانه ها از زبان یک زن و با نگرش زنانه سخن گفته شده است و این نام در واقع منعکس کننده سهم

زنان در به وجود آمدن گنجینه موسیقی قرون وسطا است. حداقل اینکه این ترانه ها عواطف و شیوه هایی از موسیقی را ارائه میکنند که در آن زمان برای زنان مناسب و شایسته به شمار

می آمده اند.

گفتگوی هارمونیک

اختراع چاپ و ترویج موسیقی


در ۱۴۵۰ یوهان گوتنبرگ (Johann Gutenberg) مخترع آلمانی موفق به اختراع ماشین چاپ شد و در سال ۱۵۰۱ اوتویانو دو پتروچی (Ottaviano de’Petrucci) ایتالیایی،

این دستگاه را در راه خدمت به موسیقی به کار گرفت.

این کار شیوه نگرش مردم به موسیقی را تغییر داد. اکنون مردم عادی میتوانستند موسیقی و رقص را از طریق کتابهای آموزشی بیاموزند و بتوانند به کمک ترانه های چاپ شده آواز

بخوانند. به زودی از هر فرد تحصیل کرده انتظار میرفت بداند چطور آواز بخواند، برقصد یا سازی را بنوازد.

موسیقی به شکل آواز، نوع غالب موسیقی اوایل رنسانس بود و آواز بدون ساز در مراسم کلیسایی و مراسم غیر مذهبی مانند جشنها، معمول بود. موسیقی آوازی قرون وسطا دارای سه

قطعه متفاوت آوازی بود

که هر کدام به طور جداگانه ساخته و اجرا میشد. اما در دوران رنسانس قطعات موسیقی در چهار بخش یا بیشتر نوشته می شد. که معمولا” هر قطعه صدای قبل از خود را تقلید میکرد و

همان کلمات را بر زبان

می آورد.

اما برخلاف موسیقی دانهای قرون وسطا، در رنسانس موسیقیدانان به استفاده از چنگ (در نت نویسی) علاقه داشتند و ساخته های خود را با توجه به ایجاد هارمونیهای گوش نواز تکمیل

میکردند. آنها از

ترکیبهای چند صدایی (polyphony) نیز استفاده میکردند اما مراقب بودند که هر صدا با صداهای دیگر هماهنگ باشد و از ارزشش کاسته نشود.

در اواخر دوره رنسانس، سازها به نسبت قطعات آوازی فضای بیشتری را اشغال کردند. برای مدتی طولانی، آهنگسازان خود را با نوشتن نام ساز در کنار قطعه آوازی خسته نمیکردند اما

همه میدانستند که

سازهایی هم این قطعه را همراهی میکند. در سال ۱۵۱۱، هنگامی که چاپ کتابهایی در باره سازها آغاز شد دنیای نوازندگان فروتن دگرگون شد و اهمیت نوازندگان افزایش یافت.

سازهای مختلف در مراسم رسمی و غیر رسمی رقص، رقصندگان را همراهی میکردند. البته مردم همیشه با نوای ساز میرقصیدند اما در دوران رنسانس، بداهه نوازی جای خود را به

موسیقی تعریف شده و

هماهنگی داد که طبعا فن رقص را هم تحت الشعاع قرار داد و به شیوه های خاص رقص اروپایی انجامید. آهنگسازان در چهارچوب قوانین این رقصها به آهنگسازی میپرداختند و آنرا به

چاپ میرساندند تا همه

بتوانند آنرا بیاموزند.

بطور کلی می توان این وِیژگیها را برای موسیقی دوران رنسانس بیان کرد :

– ارتباط تنگاتنگ موسیقی و کلام بگونه ای که برای اغلب آهنگسازان این دوران از اصطلاح نقاش کلام استفاده می شد.
– بافت این موسیقی بیشتر پلی فنیک است و بخشهای مختلف ملودی های کمابیش یکسانی دارند.
– موسیقی رنسانس نسبت به قرون وسطی غنی تر بوده بعنوان مثال استفاده از بخش باس برای اولین بار در این دوران وارد موسیقی شده است.
– موسیقی کرال در دوران رنسانس به اوج خود رسید به همین دلیل این دوران را عصر زرین کرال می نامند.
– موسیقی رنسانس ریتمی آرام و اغلب بدون ضربه دارد و معمولا” بخش ها ریتم های مستقل اما شبیه به هم دارند که با اختلاف زمانی (حالت کانن) اجرا می شوند.


audioنمونه موسیقی رنسانس

گفتگوی هارمونیک

هنر رنسانس


لغت فرانسوی رنسانس (Renaissance) به معنی تولد دوباره و همچنین نام یک دوران فرهنگی تاریخ اروپا است. این دوران سالهای پایانی قرون

وسطا (دوران تاریکی) تا آغاز باروک را در بر میگیرد و

در واقع به معنی نوعی نگرش تازه به فلسفه، هنرهای تجسمی، معماری، تئاتر، ادبیات و موسیقی در طول این عصر است.

هرکدام از این جنبه های فرهنگی، در زمان خاصی به رنسانس رسیده اند که در مجموع سه قرن، از ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰ را شامل میشود. موسیقی، حرکت

خود را از قرون وسطا به رنسانس بسیار آهسته انجام

داد و دوران تحول آن از ۱۴۵۰ آغاز شد و تا ۱۶۰۰ یعنی آغاز دوره باروک بطول انجامید. البته در تمام این سالها موسیقی در سراسر جهان از جایگاه

ویژه ای برخوردار بوده است و ما در این مطلب سعی

خواهیم کرد نگاه مختصری به موسیقی اروپا در دوران رنسانس داشته باشیم.

در اروپای قرون وسطا، هنر بیشتر در خدمت کلیساها و دربار پادشاهان هر کشور بود. در واقع مردم عادی موسیقی خاص خود را داشتند که

از آن اطلاعات بسیار کمی بجای مانده است. در آغاز رنسانس، اروپاییان پس از پشت سر گذاشتن دوران حکومت مطلق کلیسا، نسبت به مذهب و زندگی

پس از مرگ کم توجه شدند و بیشتر متوجه زندگی این جهان شدند. آنها به تحقیق در باره گیاهان، جانوران و همچنین به مطالعات نجوم و فیزیک پرداختند

تا بتوانند هرچه بیشتر در باره دنیای خود بیاموزند.

در این دوران شیوه اندیشیدن انسانها به خودشان هم تغییر کرد. تحصیل برای عده بیشتری غیر از طبقه ثروتمند امکان پذیر شد و تبعیض اجتماعی تا حد

زیادی از بین رفت و مردمان ثروتمند از هنرمندان

حمایت کردند تا در انواع هنرها به درجات بالاتر برسند، دیگر دربار یا کلیسا قدرت مطلق نبودند و تنها نقش حامی داشتند. در چنین جو هنری، هنرمندانی

با هر پس زمینه اجتماعی قادر بودند تا فارغ از قید و

بند های قرون وسطایی، تا هر درجه که میتوانستند رشد کنند و از طرف مردم و حامیان خود بیشترین احترام و توجه را دریافت کنند. آنها به سفر در

سراسر اروپا میپرداختند و تمام شنوندگان و بینندگان خود را

غرق در شگفتی میکردند.

گاهی گروهی از نوازندگان همراه با حامی ثروتمند خود سفر میکردند. آنها در طول سفر خود با موسیقی دانان دیگری از کشورهای دیگر آشنا میشدند و با

شنیدن موسیقی یکدیگر، به تبادل ایده ها و فنون خاص

خود میپرداختند و به این ترتیب شیوه های خاص موسیقی اروپایی درهم تنیده شد و تغییر یافت.

در ابتدای دوران رنسانس سبکهای غالب یکی سبک نواحی هلند و بلژیک بود که به فلمیش (Flemish) شهرت داشت و دیگری سبک فرانسوی. اما در

حدود سال ۱۵۵۰ کشورهای دیگر هم در این زمینه به

فعالیت بیشتری پرداختند. در این دوران انگلستان چنان درگیر جنگهای داخلی بود که تا ۱۴۸۵ هیچ تحول موسیقایی در آن به وجود نیامد و حتا پس از

رنسانس موسیقی در این کشور، آنها تمام فوت و فنهای

خود را به صورت یک راز حفظ کردند.

گفتگوی هارمونیک

صفحه طلایی، پلاتینیوم و …

تا مدتها بزرگترین نماد موفقیت یک اثر موسیقی چیزی نبود جز “صفحه طلایی”، یک شاهکار تبلیغاتی که به افتخار گلن میلر از سال ۱۹۴۱ ارائه آن آغاز شد.

در اواخر سال ۱۹۴۱، ارکستر گلن میلرترانه Chattanooga Choo Choo با صدای گوردون تکس بنک Gordon Tex Beneke، برای فیلم Sun Valley Serenade را اجرا کرد.

این فیلم به سرعت از نظرها محو شد اما ترانه آن شهرتی فراوان یافت و در کمتر از سه ماه بیش از یک میلیون نسخه از این ترانه به فروش رفت. به قسمتی از یکی از اجراهای این ترانه

گوش کنید :


audio file
Chattanooga Choo Choo

گلن میلرنوازنده ترومبون، تنظیم کننده و رهبر گروه موسیقی بود و یکی از محبوب ترین چهره های موسیقی دهه ۴۰ و از نوازنده های تاثیر گذار جاز که در یک سانحه هوایی مفقود شد.

در آن زمان
در تلاشی برای تشویق گلن میلر و جلب توجه عموم به موفقیت او کمپانی RCA Victor، یکی از صفحه های اوریژینال ترانه Chattanooga Choo Choo را با رنگ طلایی

منتشر کرد و در فوریه
۱۹۴۲ در طی یک برنامه زنده رادیویی، گلن میلر را با اهدای این صفحه غافلگیر کرد. این اولین صفحه طلایی بود که به کار ضبط شده یک موزیسین تعلق میگرفت.

اما جایزه صفحه طلایی به شکل امروز آن تا حدود یک دهه بعد شکل نگرفت و آن زمانی بود که اتحادیه صنعت ضبط صفحه آمریکا (RIAA) این شیرین کاری تبلیغاتی را به امانت

گرفت و جایزه صفحه
طلایی را به ثبت رسانید. اولین جایزه صفحه طلایی در سال ۱۹۵۸ به تک ترانه Catch A Falling Star با صدای پری کومو (Perry Como) تعلق گرفت و اولین هنرمندی که

برای آلبوم خود موفق
به دریافت این جایزه شد گوردون مکری (Gordon Mcrae) برای موسیقی متن فیلم اوکلاهوما Oklahoma بود. به قسمتهایی از اولین ترانه ای که رسما” صفحه طلایی را نصیب

خود کرد گوش کنید :


audio file
Catch A Falling Star

انجمن RIAA، برای دریافت صفحه طلایی میزان فروش ۵۰۰,۰۰۰ نسخه را تعیین کرد که این فروش می بایست توسط پخش کنندگان قانونی صفحه صورت میگرفت. از فروش یک

میلیون نسخه با صفحه
پلاتینیوم Platinum Record و در صورت وقوع فروش بیش از این با صفحه مالتی پلاتینیوم قدر دانی میشد. در سال ۱۹۹۸ ، RIAA جوایز صفحه الماس Diamond Record را

نیز به ثبت رساند
که به آلبومها یا تک ترانه هایی با فروش ۱۰ میلیونی تعلق میگیرد.

برای تصدیق شایستگی یک صفحه، کمپانی ضبط صفحه مورد نظر باید برای هر عنوان خود درخواست بازرسی و ممیزی بدهد. یک شرکت حسابرسی تحت قرارداد RIAA تعداد صفحه

هایی را که برای
فروش فرستاده شده اند را محاسبه میکند و تعداد نسخه هایی را که به منظور تبلیغات به کار رفته اند را از آن کم میکند. سپس کار فروش را در تمام دوران پخش و در بازار بودن اثر

تعقیب و بررسی میکند.
زمانی که فروش به حد ۵۰۰,۰۰۰ نسخه رسید، یک صفحه طلایی به آن تعلق میگیرد.

یک صفحه طلایی در اصل یک پلاک سفید مات است که در یک قاب چوبی قرار داده شده و یک نمونه از صفحه در کنار این پلاک که مشخصات صفحه و گواهی انجمن در آن به چشم

میخورد، نصب شده
است. در ۱۹۸۵ برای جلوگیری از کپی غیرقانونی این جایزه یک علامت هولوگرام نیز به این مجموعه افزوده شد. پس از اینکه این هولوگرام به جایزه افزوده شد مدل سنتی این جوایز

نیز تغییر کرد تا هر
کمپانی بتواند جوایز خود را متمایز کند.

برای جایزه الماس، وین یناوین (Wayne Yenawine) طراح، یک جایزه ۲۵ سانتیمتری از کریستال را برای فروش ده میلیون نسخه طراحی کرد. تا به امروز، ۵۸ هنرمند و ۷۸

عنوان که درمجموعا حدود یک بیلیون نسخه فروش داشته اند به دریافت جایزه الماس نایل شده اند.

بالاترین فروش همه دوران ، متعلق به بهترینهای گروه Eagles در سالهای ۱۹۷۵-۱۹۷۱ با ۲۶ میلیون کپی تا به امروز و سایر آلبومهای دیگری که موفق به عبوراز مرز

۲۰ میلیون شده است، Thriller مایکل جکسون، The Wall از پینک فلوید، Led Zeppelin IV و بهترینهای Billy Joel بوده است.

همچنین RIAA با تعقیب پرونده کاری هنرمندان موفق شده است تا پرفروشترین هنرمندان قرن بیستم را معرفی کند و گروه The Beatles موفقترین گروه دوران با فروش ۱۰۶ میلیون

آلبوم فقط در آمریکا
انتخاب شده است.

گفتگوی هارمونیک

اجرام آسمانی و موسیقی کیهان


موسیقی را علم اصوات دانسته اند اما میدانیم که این هنر با ریاضی و فیزیک رابطه ای مستقیم دارد و همانطور که در بحثهای قبلی اشاره شد فیلسوفان و دانشمندان بزرگی مثل ابوعلی سینا این موضوع را تایید کرده اند. در رابطه با تاریخ وموسیقی درکتاب تاریخ موسیقی ایران نوشته حسن مشحون میخوانیم “پیروزی های اسکندر سبب انتشار تمدن یونانی در سرزمینها و کشورهای مفتوحه او گردید و دامنه آن تا هندوستان نیز رسید. اسکندر مایل بود تمدن و آداب و رسوم یونانی را به ایران تحمیل کند ” (که به این مکتب هلنیسم گویند) و در ادامه می خوانیم:

“اما با مشاهده عظمت تمدن ایران ناگذیر شد سازمان کشور و شیوه ی اداره آن را به همان صورتی که در دوره داریوش رایج بود نگاه داشته و آداب و رسوم ایرانی را محترم شمارد.

پس از اسکندر هنرهای زیبا از جمله موسیقی در یونان راکد ماند ولی در شهرهای بزرگ و کانونهای تمدن آن عصر دیگر باز رونق یافت و هنرهای این دوره نسبت به قدیم بیشتر تعلیم

گرفت و صفا یافته بود.”

بعلاوه، آنچه از این مطلب میتوان استنباط کرد این است که تمدن ایران و یونان و علوم رایج در این اقوام از هم مستقل نبوده و تاثیراتی نیز بر هم گذارده اند که در اینجا فقط اشاره ای

به اعتقادات این دو قوم در مبحث نجوم و موسیقی میکنیم.

یونانیان به اعداد و روابط آنها با پدیده های طبیعی اعتقاد بسیاری داشته اند، تا آنجا که فیثاغورث و طرفدارانش ادعا میکردند که اعداد سازنده جهان هستی میباشند و هرچیزی با اعداد

قابل بیان است. بد نیست همینجا توضیح مختصری درباره یکی از دلایل فروپاشی این مکتب بدهیم؛ هنگامی که فیثاغورثیان میخواستند معروفترین قضیه خود – در مثلث قائم الزاویه

مجذور طول وتر برابراست با مجموع مجذورات طول دو ضلع دیگر – را بیان کنند، با این پرسش مواجه شدند که اگر در مثلث قائم الزاویه ای طول هریک از اضلاع مجاور برابر یک

واحد باشد طول وتر چه عددی میشود ؟

و فیثاغورثیان که ادعا میکردند، اعداد سازنده جهان هستی میباشند و هر چیزی با اعداد قابل بیان است حال نمیتوانستند آن عدد را بیان کنند؛ پس با هم عهد کردند که هیچ کدام این بحث را

جایی عنوان نکنند و برای مخالفان هم مجازاتهای سنگین در نظر گرفته شد و برای همین هم امروزه به این عدد یعنی رادیکال دو، عدد گنگ میگویند، یعنی عددی که نباید ماهیت آن فاش

شود. ولی این راز هم مانند دیگر اسرار فاش شد و مکتب فیثاغورس…!

فلاسفه یونانی، بحث یک رابطه هم بین موسیقی و اجرام آسمانی (موسیقی کیهانی)عنوان کردند؛ استاد بینش در کتاب “سه رساله فارسی در موسیقی” آورده: “طرفداران و پیروان مکتب

فیثاغورث اعتقاد داشتند که فاصله های کرات آسمانی از یکدیگر به نسبت فاصله های اعدادی است که نغمات آوازها را میسازند و گردش آنها نیز نغمه ساز میکند که روح عالم است و آن

را گوش مردم به واسطه عادت یا عدم استقلال آنها را در نمی یابد”. (در ادامه توضیح خواهیم داد که چطور میتوانید صدای کرات آسمانی را بشنوید)

هارمونی جهان و صدای سیارات

یوهان کپلر (۱۵۷۱- ۱۶۳۰) منجم آلمانی که روابط مهمی را میان اجرام آسمانی و ریاضیات کشف کرده، با استفاده از حرکت سیارات آهنگی برای آنها نوشت و آن را در کتاب خود ”

هارمونی جهان” بیان کرد و در قرن ۱۹ دو نفر به نامهای راف و راجرز این آهنگها را اجرا نمودند.

بعضی از سیارات در حرکات خود صدایی شبیه به وزوز و یا بعضی دیگر صدای فش فش، یا صدایی شبیه به صدای امواج دریا، یا صدایی سوت مانند یا صدایی شبیه به صدای هلیکوپتر

یا آژیر آمبولانس و… دارند. اما چطور میتوان صدای سیاره ای مثل مشتری را شنید؟

(این قسمت از مجله نجوم انتخاب شده است!) در سال ۱۳۳۴ برای نخستین بار اخترشناسان دریافتند که بر روی موجهای کوتاه، پارازیت های ناشناسی ظاهر میشود. بعدها معلوم شد این

پارازیتها از سیاره مشتری است! این سیگنالها درگستره ۱۰ تا ۴۰ مگاهرتز بودند. (بسامدهای کمترازاین مقدار بندرت در یونسفر زمین نفوذ میکنند)، منبع این سیگنال ها مشخص است،

اما بنظر میرسد این سیگنالها حاوی نوسانهای پلاسمایی، لرزش گاز رقیقی از الکترونها که در میدان مغناطیسی مشتری به دام افتاده اند باشد.

هنگامی که مشتری بالای سرشماست یعنی بیشترین ارتفاع را نسبت به زمین دارد، می توانید روی رادیو موج کوتاه خود صدای مشتری را در فاصله ۱۸-۲۲ مگاهرتز (که در ۱۹

مگاهرتز بیشتر است) بشنوید. سعی کنید رادیو را در محلی که تداخل مصنوعی وجود ندارد قرار دهید. این صدا شبیه صدای امواج دریاست و در هر ۲۰ دقیقه ۱-۶ بار ظاهر شده و در

ثانیه ۱-۳ بار شنیده میشوند.

قدمت زمین و سهم موسیقی در آن


اگر به کتاب های تاریخ تمدن رجوع کنیم در خواهیم یافت که حدود ۲۰۰ میلیون سال پیش تمام قاره های کنونی به هم پیوسته بودند و بقولی یک ابر قاره را که مرکز آن آفریقای کنونی بود تشکیل می دادند. شاید برای شما جالب باشد که بدانید این نظریه بسیار مهم فقط حدود ۲۰۰ سال است که توسط یک زمین شناس آلمانی مطرح شده است. براستی جایگاه و سهم موسیقی در این ۲۰۰ میلیون سال چه مقدار و کجا بوده است؟ بخصوص اگر در نظر بگیریم که طبق برآورد دانشمندان قدمت زمین حدود ۴٫۵ میلیارد سال می باشد موضوع پیچیده تر می شود.


آیا موسیقی تاریخ بسیار محدودی دارد یا نه؟ اگر یک سال را معادل یک میلیون سده در نظر بگیریم، می توانیم فرض کنیم که زمین ما الان ۴۶ ساله می

باشد.

تحقیقات دانشمندان نشان داده است که اغلب آنچه که زندگی ما امروزه به آن وابسته است در شش سال اخیر بوجود آمده اند. تا سن ۴۲ سالگی هیچگونه حیاتی برروی زمین وجود نداشت

و حتی تا یکسال پیش هنوز گیاهان روی زمین نمی زیستند. در یکسال اخیر زمین شروع به پرورش حیوانات عظیم الجثه و تکه تکه کردن قاره ها نمود و همین شش ماه پیش بود که

دایناسورها از بین رفتند – یعنی عمر این حیوانات غول پیکر حدود شش ماه بوده است – و پستانداران نو رسیده جای آنها را روی زمین گرفتند.

و جالبتر از همه اینکه همین اواسط هفته قبل بود که نوعی گوریل بوجود آمد و ساعتی بعد جای خود را به انسانی گوریل وار داد. بله همین چهار ساعت پیش بود که انسان اندیشمند شروع

به دنبال کردن حیوانات کرد و کشاورزی و زندگی قبیله ای را حدود نیم ساعت است که شروع کرده است. ۱۵ دقیقه پیش حضرت موسی قوم خود را از میان دریا گذراند و همین یک

دقیقه پیش بود که انقلاب صنعتی روی داد.

حال سئوال اینجاست، سهم موسیقی در طول تاریخ زمین چقدر است؟ چند دقیقه؟ چند ساعت و …؟ آیا اصلا” موسیقی زاده خلاقیت و هنر بشری است یا نه از قبل هم موجودی بنام موسیقی

در زمین می زیسته؟ اگر موسیقی زاده خلاقیت بشر باشد در آنصورت، آیا او اول سخن گفتن را آغاز کرد بعد موسیقی را و یا برعکس؟

گفتگوی هارمونیک