About گروهی برای بداهه نوازی (II)

وقتی تیلور در سال ۲۰۰۸ با کاکسون آشنا شد آلبوم Made in the Dark از گروه Hot Chip تازه روانه بازار شده بود و تیلور شدیدا دنبال این بود که آلبوم سولویی را ضبط کند تا آهنگ هایی «که خیلی بی عیب نیستند» را تجربه کند (تیلور توضیح می دهد که البته این کار را به عنوان واکنشی به آلبوم موفق گروه Hot Chip انجام نداده است. او همچنین اضافه می کند که معروف ترین آهنگ شان یعنی Over and Over تنها توانست رتبه سی و دوم را از آن خود کند.)

تیلور برای اولین همکاریشان از کاکسون خواست که بر اساس طرحی از خود تیلور گیتار بنوازد و کاکسون هم نتیجه کار را با لیبل Treader توزیع کرد که نسخه های محدودی از آلبوم ها را در بسته های طلا کوب عرضه می کند. کمی بعد از آن کاکسون از علاقه خود برای همکاری با هیوارد و توماس صحبت کرد. تیلور هم این دو نوازنده را تحسین می کرد. همین. تیلور شانه هایش را بالا می اندازد. «و ایده بعدی ما این بود که چطور است که آلبومی را با همکاری هم ضبط کنیم تا نشان دهیم که چهار نفر که قبلا با یکدیگر کار نکرده اند از پس چنین کاری بر می آیند؟»

هیوارد روبروی آن ها می نشیند. کاکسون می گوید که ما واقعا این گروه را تشکیل دادیم تا با هیوارد کار کنیم، دِرامری که از زمانی که در اواخر دهه ۷۰ میلادی عضو گروه This Heat شد به خاطر علاقه اش به تجربه گرایی مشهور است.

در واقع این گروه Krautrock را با post-punk پیوند داد. هیوارد در حالی که ابرویش را بالا می اندازد می گوید که: «آنها خیلی خجالتی بودند. هیوارد که تقریبا ده سال از دیگر اعضای گروه بزرگ تر است در توصیف ساختار و عملکرد گروه شیوه ای مانند طرفداران گروه به کار می گیرد تا اینکه با جدیت صحبت کند. سپس پت توماس با هیکل درشت و خنده ای ناخوشایند به ما پیوست. این چهار نفر سریع و بدون تأمل تصمیم گرفتند که یک روزه و بدون تمرین قبلی آلبومی را ضبط کنند.»

این آلبوم که اثری بود از هیوارد/کاکسون/توماس/تیلور در سال ۲۰۰۹ با لیبل Treader بدون سر و صدا پخش شد. تیلور با شور و هیجان یک نوجوان خجالتی درباره این آلبوم حرف می زند و من همانطور که به حرف هایش گوش می دهم با خودم فکر می کنم که او چطور با Hot Chip کار می کرده است.

نمی دانم جو گودارد (Joe Goddard) که مدت زیادی با تیلور همکاری می کرد درباره فعالیت های خارج از برنامه او چه فکری می کند. تیلور می گوید «فکر می کنم که جو زیاد از این فعالیت های من خوشش نمی آمد اما وقتی که یک بار دیگر با گروه همکاری می کنی [همانطور که تیلور در آلبوم ۲۰۱۰ Hot Chip با نام One Life Stand با آن ها همکاری کرد]، با خودت فکر می کنی که خیلی هم از آن ها دور نشده ام و من می دانم که جو از این که ما آلبومی را به این روش ضبط کردیم خوشش آمده است و دوست دارد که با Hot Chip نیز چنین کاری را تجربه کند».

در همان سال ۲۰۰۹ بود که گروه About اجراهای زنده خود را آغاز کرد. اولین اجرای آن ها با گروه الکترونیکی Gang Gang Dance نیویورک بود. دومین اجرای آن ها – هیوارد با خنده می گوید – «No Pressure» در جشنواره Meltdown بود؛ با برنامه ریزی و هماهنگی اورنت کلمن و در تالار رویال فستیوال بود.

About گروهی برای بداهه نوازی (I)

گروه About: الکسیس تیلور Hot Chip را به خاطر بداهه نوازی جز ترک می کند

چه چیزی گروه های موسیقی Hot Chip ،This Heat و Betty Boo را با یکدیگر مرتبط می سازد؟ گروه About – البته به طور غیر مستقیم. این کوارتت بداهه نواز درباره ایستاده فکر کردن با جود راجرز از روزنامه گاردین صحبت می کنند. در راهرو مرکز هنرهای باربیکان در لندن، به یک هنرمند پاپ که نامزد دریافت جایزه مرکوری شده بود بر می خوریم. یک تل زرد رنگ حلقه های مجعدِ نقره فام موهایش را از صورتش کنار می زند. فریم عینکش نامرئی است و ژاکتش به تنش زار می زند، بیش تر شبیه یک مجری نافرمان برنامه کودک است تا یک موزیسین! الکسیس تیلور (Alexis Taylor) همان طور که بی حرکت ایستاده و در حالی که خجالت می کشد سلام می کند.

تیلور با گروه پاپ الکترونیکی Hot Chip که کارهای عجیب و غریب را بر روی صحنه برد و به همین خاطر هم نامزد دریافت جایزه مرکوری شد به این جا نیامده است؛ او اکنون خود سرپرست یک گروه است: گروه About.

دو عضو دیگر گروه او چند دقیقه بعد به ما می پیوندند: جان کاکسون (John Coxon) نوازنده چند ساز، با چهره ای خالی از هر گونه احساس و در حالیکه ژاکت پشمی راه راه به تن دارد و چارلز هیوارد (Charles Hayward) نوازنده درام که با انگشتانش بر روی نرده پلکان ضرب گرفته است. این سه نفر به این جا آمده اند تا بداهه نوازی پیانسیت گروه، یعنی پت توماس (Pat Thomas) را تماشا کنند.

با آمدن این دو نفر، ناگهان تصور آهنگ هایی درباره میمون ها و سنج های کوچک دور از ذهن به نظر می رسند (اشاره به آهنگ Over and Over از گروه Hot Chip).

گروه About در سال، ۲۰۰۸ یعنی زمانی که تیلور برای اولین بار با کاکسون آشنا شد، تشکیل شد. کاکسون پیش تر از آن تهیه کننده آلبوم های پاپ Betty Boo و Everything But Girl بود که در اواسط دهه نود قرن بیستم به عضویت Spritualized and Spring Heel Jack درآمد و در عرصه موسیقی بداهه لندن سر و صدای زیادی به راه انداخت.

تیلور مرتبا در اجرای برنامه شبانه ای که کاکسون در باشگاه رز سرخ در پارک فینزبری لندن برگزار می کرد با او همکاری داشت. این باشگاه به مکانی افسانه ای برای موسیقی جز تبدیل شد که از آن موقع تا کنون نیز بسته شده است. کاکسون می گوید: «این مکان اکنون به سالن شنا تبدیل شده است که واقعا جای تأسف دارد».

با این وجود این آشنایی بسیار ثمر بخش بود. تیلور می گوید:« من در برنامه های او شرکت می کردم و کم کم سر صحبت با جان باز شد و ما درباره اینکه با یکدیگر کار کنیم صحبت کردیم». تیلور آرام و متفکرانه حرف می زند و صدایش در حالت طبیعی نیز به لطافت صدای ضبط شده اش است. کاکسون همیشه «به آن چه که من بداهه نوازی می نامم علاقه مند بوده است»، یعنی اینکه یاد بگیریم که چگونه با گوش دادن به استیوی واندر و پرنس (StevieWonder and Prince) مانند کودکان بنوازیم و و ملودی های خودمان را بر روی آن ها اجرا کنیم و کاکسون این کار را در بزرگسالی و با گوش دادن به مایلز دیویس (Miles Davis) و سان را (Sun Ra) انجام داده است.

وینتان مارسالیس، تکنیک درخشان ترمپت (II)

وی کنسرتو تروپت های هایدن، هامل و لئوپولد موتسارت را در سن ۲۱ سالگی ضبط کرده است و در ادامه، ضبط ۱۰ اثر کلاسیک دیگر را نیز به آنان اضافه نمود. همچنین به همراه ارکسترهای بزرگی همچون: فیلارمونیک نیویورک، فیلارمونیک لس انجلس، فیلارمونیک برلین و ارکستر ملی چک نیز کنسرت داشته است. در عین حال آهنگسازی برای مارسالیس امری جدایی ناپذیر است.

خلاقیتش در آهنگسازی مورد توجه قرار گرفت و همین امر باعث شد تا درخواستهای بیشماری به وی برای آهنگسازی بشود؛ گروه رقص گارث فاگن (Garth Fagan Dance)، باله نیویورک، تئاتر باله آمریکایی، تئاتر رقص آلی آلوین آمریکایی و ساویون گولوور (Savion Glover) همه آنان با قطعات وینتان رقصیده اند.

وی همچنین با مرکز موسیقی مجلسی لینکولن در سال ۱۹۹۵ برای نوشتن قطعه ای برای کوارتت زهی و در سال ۱۹۹۸ در پاسخی به “داستان یک سرباز” اثر استراوینسکی با آهنگسازی خودش: “Fiddler’s

Tale” همکاری داشته است. در طلوع هزاره جدید (۲۰۰۰) وینتان اولین سمفونی خود را معرفی نمود؛ قطعه ای حماسی برای گروهی بزرگ، کر و ارکستر سمفونیک که توسط فیلارمونیک نیویورک با رهبری کورت مازور (Kurt Masur) به همراه گروه کر دانشگاه مورگان با مدیریت دکتر ناثان کارتر (Dr. Nathan Carter) در مرکز لینکون اجرا شد.


audio file بشنوید
قمستی از رقص شیطان را از “Fiddler’s Tale” اثر مارسالیس

رابطه بلند مدت مارسالیس با درامر بزرگ کشور غنا؛ یاکوب آدی (Yacub Addy) باعث ساخت قطعه “میدان کونگو” (Congo Square) در سال ۲۰۰۶ شد. این قطعه تعریفی دوباره از تلفیق موسیقی آفریقا و

جاز آمریکا است. قطعه موسیقی جاز “اتوپیایی ۲۰۰”: سفارشی از طرف کلیسای باپتیست اتیوپی به مناسبت برگزاری یادبود دویستمین سالگرد تاسیس آنجا توسط مرسالیس ساخته شد و در سال ۲۰۰۸ در مرکز لینکولن اجرا شد.


audio file بشنوید
ترمپت نوازی به شیوه موسیقی کلاسیک مارسالیس

دومین سمفونی مارسالیس؛ سمفونی بلوز (Blues Symphony) بود. این قطعه به نوعی قدردانی از سبک بلوز در دوره های متفاوت موسیقی تاریخ آمریکا می باشد. شامل ۷ جنبش، هر کدام دارای صدایی متمایز و اشاره به دوره

های تاریخی متفاوت است. “سمفونی بلوز” با سنت سبکهای: دوک الینگتون، فلچر هندرسون و جلی رول مارتون نوشته شده و اساس خود را در ریشه های موسیقی آمریکایی یافته است.

این اولین تجربه وی بود که در آن با مردم از سنتها و فرهنگهای گوناگون ارتباط داشته است. وینتون از بنیانگذاران موسیقی جاز در مرکز لینکولن بود؛ اولین موسسه مشهور دنیا که به اجرا و تدریس موسیقی جاز اختصاص پیدا کرد. وینتان مارسالیس ۴۸

ساله موفقیتهای بی مانندی کسب کرده است، از دریافت جایزه آلگور ایچومدوز، جایزه گرمی، پولنیزر و پی بادی تا برگزیده شدن به عنوان یکی از ۲۵ تاثیر گذارترین افراد آمریکایی، پیام آور صلح از طرف سازمان ملل، دارنده مدالهای ملی هنری که از

تازه ترین آنها “مدال افتخار ارتش فرانسه” می باشد.

بزرگی وینتان تنها برای موفقیتهایش نیست بلکه برای شخصیتش می باشد… از گذاشتن ساعتها وقت پس از اجرای کنسرت در پارکینگی خالی برای موسیقیدانان جوان و مشتاق برای صحبت و راهنمایی با وی تا تلاش شخصی او برای دریافت بورسیه برای

هنرجویانش… وینتان وقت و استعداد خود را برای متفاوت کردن زندگی شخصی افراد و کمک به آنان و تلاشی خستگی ناپذیر برای باروری فرهنگ و اقتصاد نیواُرلینز وقف کرده است. تعهد او برای بهبود ساختن زندگی دیگر افراد، شخصیت انسان دوست اش را درخشان می کند و او را به تلاش در این راه مشتاق تر می سازد.

wyntonmarsalis.org

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (III)

جاز آفریقایی-کوبایی بر اساس ریتمهای کوبایی است. دیزی گیلیسپی در سال ۱۹۴۷ توسط ماریو بائوزا (Mario Bauza) به چانو پوزو (Chano Pozo) ترومپت نواز جاز آمریکای لاتین معرفی شد. پوزو درامر کانگای گروه گیلیسپی شد. گیلیسپی همچنین به همراه بائوزا در کلوپهای جاز خیابان ۵۲ نیویورک و چندین کلوپ رقص در تئاتر آپولو و پالادئوم نوازندگی کرد. آنان در گروه چیک وب و کب کالاووی نواختند جایی که گیلیسپی و بائوزا دوستان همیشگی شدند.

دیزی به پیشرفت روش جاز کوبایی-آفریقایی دست یافت. جاز آفریقایی-کوبایی به عنوان بی باپ جهت دار شناخته شد و بعضی از موسیقیدانان آن را به عنوان سبک سوئینگ مدرن خواندند. این نوع جاز آفریقایی-کوبایی موفق بود و هیچ گاه شهرتش کاهش نیافت و همواره دیگران را جذب کرد تا با ریتمهای آن برقصند. مشهورترین آثاری که گیلیسپی در موسیقی آفریقایی-کوبایی خلق کرده “مانتکا” و “تیت تین دیو” بود که هر دو را به همراه پوزو نوشت.

در سال ۱۹۷۷ زمانی که برای تحقیقات موسیقیش در سفری در کوبا به سپر می برد با آرتورو ساندووال (Arturo Sandoval) آشنا شد. بیوگراف نویس گیلیسپی؛ آلین شیپتون (Alyn Shipton) گفته است دیزی در سنین پنجاه به پختگی کاملی در موسیقی جاز خود برای ساخت نئوکلاسیسیزم رسیده بود. نظر دیگر آن است که بر خلاف معاصرش مایلز دیویس، گیلیسپی تا پایان حرفه خود به روش بی باپ وفادار ماند.

audio file
بشنوید قسمتی از “serenity” را از
گیلیسپی

در سال ۱۹۶۴ این موسیقیدان بزرگ جاز خود را کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا کرد. وعده او آن بود که اگر انتخاب شود کاخ سفید نام “کاخ بلوز” را خواهد گرفت و کابینه وی را: دوک الینگتون (Duke Ellington) آهنگساز، پیانیست و رهبر بزرگ گروههای جاز- وزیر امور خارجه، مایلز دیویس ترومپت نواز، آهنگساز و رهبر گروههای جاز – رئیس CIA، مکس روچ درامر و آهنگساز- وزیر دفاع، چارلز مینگوس (Charles Mingus) آهنگساز، نوازنده و از فعالان حقوق بشر – وزیر صلح، ری چارلز (Ray Charles) موسیقیدان- رئیس مجلس، لوئیز آرمسترانگ (Louis Armstrong) خواننده و نوازنده ترومپت – وزیر کشاورزی، ماری لوئیز ویلیامز (Mary Lou Williams) پیانیست و آهنگساز- سفیر به واتیکان، تلانیوس مانک آهنگساز و پیانیست – سفیر بین المللی، مالکوم ایکس (Malcolm X) وزیر آفریقایی-آمریکایی مسلمان، سخنگوی دولت و فعال حقوق بشر – وزیر دادگستری و خانم فیلیز دیلر (Phyllis Diller) هنرپیشه و کمدین – مشاور وی خواهد بود.

گیلیسپی در بسیاری از انیمیشنهای ساخته جان و فیپ هابلی (John Hubley and Faith Hubley) همچون: “حفره”، “کلاه” و “سفر دریایی بعدی” گویندگی کرده است. در سالهای ۱۹۸۰ دیزی ارکستر ملی سازمان ملل را سرپرستی کرد. فلورا پوریم (Flora Purim) برای سه سال به همراه دیزی در این ارکستر حضور یافت و با وجود دانش بالای خود از جاز از گیلیسپی بسیار آموخت.

audio file
بشنوید قسمتی از “bang bang” را از
گیلیسپی

دیویس سانشز (David Sánchez) همچنین به همراه آنان سفر کرد و از گیلیسپی تاثیر بسزایی پذیرفت. هر دو هنرمند بعدها جایزه گرمی را از آن خود کردند. شخصیت طنز گونه گیلیسپی در سالهای آخر زندگیش بیش از پیش بخشی از نحوه نوازندگی وی شد. در سال ۱۹۸۸ با نوازنده فلوت و ساکسیفون کانادایی: مو کوفمان (Moe Koffman) در آلبوم “او پاپ آ دا” (Oo Pop a Da) حضور یافت، در این آلبوم خوانندگی و ترومپت نوازی کرد.

در سال ۱۹۸۹، گیلیسپی ۳۰۰ اجرا در ۲۷ کشور و ۱۰۰ اجرا در آمریکا داشته، در دو سمفونی شرکت کرده و چهار آلبوم نیز ضبط نمود. وی مشهورترین جایزه فرهنگی فرانسه را از آن خود کرد. چهارده مدرک دکترای افتخاری، جایزه گرمی، جایزه مرکز کندی، جایزه دوک الینگتون را برای ۵۰ سال آهنگسازی، نوازندگی و رهبری موفق و در سال ۱۹۹۳ جایزه موسیقی پولار سوئد را دریافت نمود.

در نوامبر ۱۹۹۲ در تالار کارنگی نیویورک کنسرتی به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد تولد دیزی برگزار شد که این سی و سومین باری بود که او در این تالار اجرا داشت. گیلیسپی همچنین در فیلم “زمستانی در لیسبون” حضور یافت که در سال ۲۰۰۴ عرضه شد.

گیلیسپی در ۶ ژانویه ۱۹۹۳ در سن ۷۵ سالگی بر اثر سرطان لوزالمعده از دنیا رفت؛ بنا به وصیت خود گیلیسپی دو مراسم برایش برگزار شد یکی مراسم به شیوه بهایی ها و یکی در کلیسایی در نیویورک. گیلیسپی در سال ۱۹۷۰ بهائی شد، پس از آن مشروبات الکلی را کنار گذاشت و با ویلیام سیرز در نوشتن کتاب “دزد در شب” همکاری کرد.

به یاد آوردن چهره گیلیسپی بدون سازش غیر ممکن است، ترومپتی با زاویه ۴۵ درجه ای برخلاف ترومپتهای معمول که صاف می باشند که بر اساس زندگی نامه وی طرح این ترومپت نتیجه تصادفی بود که گیلیسپی داشت. موزه ملی اسمیتسونین آمریکا به افتخار وی، ترومپت B-flat او را نگهداری می کند.

en.wikipedia.org

دانشکده موسیقی منهتن

دانشکده موسیقی منهتن (Manhattan School of Music)، در آموزش موسیقی حرفه ای در سطح ملی و بین المللی جریانی اصلی می باشد که این مرکز در حدود ۹۰ سال پیش به وجود آمده است و امروزه یکی از بزرگترین کنسرواتوآرهای خصوصی دنیا می باشد که موسیقی جاز و کلاسیک در سطح بالا در آنجا تدریس می شود. این دانشکده افراد با استعداد را برای دنبال کردن حرفه خود و پیشرفت و کار در جامعه به عنوان موسیقیدان و مدرس آماده می کند و همواره تماشاچیان بسیاری را برای دیدن اجراهای زنده هنرجویان در دانشکده دعوت می کند. این دانشکده در سال ۱۹۱۸ توسط ژانت د.شنک (Janet D. Schenck) پیانیست و خیر در یکی از ساختمانهای شهر نیویورک تشکیل شد.

پابلو کاسالس (Pablo Casals) و هارولد بائور (Harold Bauer) از اولین هنرمندان بزرگی بودند که به تدریس در این دانشکده دعوت شدند. پس از مدتی آوازه آن به گوش همگان در شهر رسید و نام آنرا “دانشکده موسیقی منهتن” گذاشتند.

خانم شنک این دانشکده را بر اساس گفته ورجیل، شاعر نامی رومی، اداره می نمود: “کسانی که برتری دارند، آنان اند که به ستارگان می رسند.” در
سال ۱۹۴۳ رشد آکادمیک و هنری این دانشکده باعث ارتقای امتیازات آنان در دادن مدارک بالاتر شد. از سال ۱۹۴۳ مدرک لیسانس، از سال ۱۹۴۷ تا درجه فوق لیسانس و از سال ۱۹۷۴ تا دادن مدرک دکترای موسیقی پیشرفت کرد.

در سال ۱۹۵۶ خانم شنک بازنشسته شد و جان برونلی (John Brownlee) خواننده بنام با صدای باریتون-میانه اپرای متروپالتن، رئیس آنجا شد. برونلی قصد داشت تا محل دانشکده را تغییر دهد، تنها یک ماه پیش از آنکه تقاضایش اجرا شود از دنیا رفت. در سال ۱۹۶۹ جرح شیک (George Schick) رهبر اپرای متروپالتن، جانشین برونلی شد و دانشکده را به محلی که امروزه در آنجا واقع است انتقال داد.

در سال ۱۹۷۶ جان اُ.گروبسی (John O. Crosby) رئیس و بنیانگذار اپرای سانتا فه، رئیس دانشکده شد، پس از او گیدون والدروپ (Gideon W. Waldrop) از سال ۱۹۸۶، پیتر سیمون (Peter C. Simon) از سال ۱۹۸۹ و از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۵ مارتا کاسالس ایستومین (Marta Casals Istomin) رئیس پیشین مرکز کندی برای هنرهای نمایش، ریاست دانشکده موسیقی منهتن را عهده دار شد.

خانم ایستومین نقش اثر گذاری را در دانشکده موسیقی منهتن ایفا نمود. در دوره او این مکان از سطح کنسرواتوآر در آمریکا به مکانی برجسته و بین المللی بدل شد. علاوه بر برنامه های جدید، بسیاری از موسیقیدان مشهور را برای برگزاری کلاسها یا جلسات ارکسترال و برنامه های اجرایی به دانشکده دعوت می نمود. وی نمونه برنامه آموزشی خاصی به وجود آورد که هنرجویان قادر شوند، کیفیت نوازندگی و دانش خود را بالا برند.

تلاش او بنا شدن ساختمانی با ۲۱ اتاق در سال ۲۰۰۱ را در برداشت که به اندازه ای دو برابر ساختمان اصلی بود و امکانات بیشتری را به آنجا اضافه نمود. میراث خانم ایستومین در دانشکده موسیقی منهتن موقعیتی فوق العاده را فراهم نمود. “وی روشی را پایه گذاری کرد که پس از او همه بتوانند به آینده این دانشکده نگاهی روشن داشته باشند، از این روی همه به او دینی داریم.”

با ریاست جدید روبرت سیروتیا در سال ۲۰۰۵ دانشکده موسیقی منهتن به مکانی ملی و بین المللی در عرصه موسیقی در نیویورک بدل شد. در حال حاضر ۷۵ درصد دانشجویان از ایالات خارج از نیویورک و ۴۱ درصد از خارج کشور آمریکا در داخل این دانشکده تحصیل می کنند. آوازه بین المللی آن با اجراهای فراگیر هنرجویان، ثابت شده است. این دانشکده در همسایگی دانشگاه کلمبیا، کالج برنارد، کالج کلمبیا، کالج تئاتر کلمبیا، ساختمان سمینارهای الهیات یهودیت و کلیسای جان مقدس واقع است.

این دانشکده در چنین محیطی از اهداف، موفقیتها، اعتقادات و بتها واقع شده است… موقعیت این شهر همچنین به هنرجویان امکان یادگیری فراوانی را می دهد به شرط آنکه آنان بتوانند کیفیت بالای موسیقی کلاسیک، جاز، تئاتر، رقص و موسیقی کاباره را با هنر خود ثابت کنند، همچنین نیویورک امکانات فوق العاده ای برای اجرای هنرجویان این دانشکده فراهم می آورد.

msmnyc.edu

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (II)

در سال ۱۹۴۵ دیزی گروه بزرگ اکستین را به منظور نواختن در گروههای کوچکتر ترک نمود. این نوع گروهها که معمولا بیش از پنج نوازنده نیستند؛ ترومپت، پیانو، ساکسیفون، باس و درام. بی‌باپ به عنوان اولین سبک مدرن موسیقی جاز شناخته شده، اگرچه این نوع موسیقی در ابتدا محبوب نبوده و به اندازه سبک سوئینگ (swing) در موسیقی جاز مورد توجه قرار نگرفت.

سوئینگ موسیقیدانان بزرگی را به سبک بی‌باپ معرفی نمود: چارلی پارکر، ثلونیوس مانک، باد پوول (Bud Powell)، کنی کلارک (Kenny Clarke)، اسکار پتیفورد (Oscar Pettiford) و گیلیسپی که به وسیله این هنرمندان سبکی جدید در موسیقی خلق شد و توسط پارکر و گیلیسپی در کلوپهای معروف جاز همچون: خانه بازی مینتون (Minton’s Playhouse) و خانه مرکز شهر مونرو (Monroe’s Uptown House) هسته اولیه موسیقی بی‌باپ تشکیل شد. روش پارکر اضافه نمودن میزانهای جدید به میزانهای قبلی بود و رساندن میزانهای اضافه شده به خطهای بداهه نوازی.

بعضی از آثار گیلیسپی همچون: “زهواره بالا” (Groovin’ High)، “وودی و تو”، “بادم زمینیهای شور” و “شبی در تونس” آثاری متفاوت از لحاظ ریتم و هارمونی موسیقی سوئینگ رایج در آن دوره هستند، این آهنگها در سال ۱۹۴۲ زمانی که گیلیسپی در گروه ارل هاینز می نواخت نوشته شدند که با موسیقی مدرن امروز قابل مقایسه هستند چراکه بر اساس اصول همیشگی آن زمان ساخته نشده اند و همچنین موسیقی آفریقایی-کوبایی را نیز در خود داشته اند.

audio file
بشنوید قسمتی از “jordu” را از
گیلیسپی

یکی از اولین و بهترین اجراهای این آثار توسط گروهی کوچک در تالار شهر نیویورک ۱۹۴۵ بود که ضبط این اجرا در سال ۲۰۰۵ عرضه شد. گیلیسپی در کلوپ خیابان ۵۲ به بسیاری از موسیقدانان جوان سبک جدید موسیقی جاز را آموخت همچون: مایلز دیویس و مکس روچ (Max Roach). پس از شکست در کافه بیلی برگ در لس انجلس که بسیاری از حضار را خشمگین باقی گذارد، برخلاف پارکر که همچنان علاقه به نواختن در گروههای کوچکتر را داشت، گیلیسپی تمایل داشت از آن پس گروه بزرگی را هدایت کند.

اولین و ناموفق ترین آن تلاش وی در سال ۱۹۴۵ بود. وی گروههای کوچک فراوانی را هدایت کرد و سرانجام اولین تجربه هدایت موفقیت آمیز گروهی بزرگ را به دست آورد. دیزی گیلیسپی و گروهش سعی داشتند موسیقی بی‌باپ را محبوب سازند و دیزی را سمبل این نوع موسیقی جدید کنند. وی بارها به عنوان سولوئیت در فیلارمونیک جاز نورمن گرانز هنرنمایی کرده است.

audio file
بشنوید قسمتی از “tanga” را از
گیلیسپی

در سال ۱۹۴۸ دیزی در حین دوچرخه سواری با ماشینی تصادف کرد. وی جراحت کمی دید اما متوجه شد نمیتواند B-flat را بر روی high C بنوازد. در سال ۱۹۵۶ گروهی را پیدا نمود که از طرف آمریکا به سفری به خاور میانه می رفتند و نام مستعار “سفیر موسیقی جاز” به وی داده شد. در این زمان وی همچین هدایت گروه بزرگی را عهده دار شد که در سرتاسر آمریکا سفر کردند و موسیقیدانانی همچون پی وی مور (Pee Wee Moore) در آن گروه حضور داشت.

این گروه آلبومی را به طور زنده در سال ۱۹۵۷ در جشنواره نیوپارت ضبط نمود که ماری لو ویلیامز (Mary Lou Williams) به عنوان نوازنده میهمان پیانو در آن اجرا حضور یافت. در اواخر ۱۹۴۰ گیلیسپی در موجی به نام موسیقی آفریقایی-کوبایی وارد شد که عناصر موسیقی آمریکای لاتین و آفریقایی را برای پیشرفت بخشیدن به موسیقی جاز حتی پاپ و به خصوص سالسا-موسیقی آمریکای لاتین برگرفته از جاز و راک، استفاده نمودند.

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (I)

دیزی گیلیسپی (John Birks “Dizzy” Gillespie) نوازنده ترومپت، رهبر گروه، خواننده و آهنگساز آمریکایی جاز. به همراه چارلی پارکر (Charlie Parker) از بنیان گذاران سبک پرشتابی از موسیقی جاز به نام “بی‌باپ” و جاز مدرن بوده است. وی از سیاهپوستان آمریکا بود و با نام جان بیرکس گیلیسپی در شهر چراو ایالت کالیفرنیا به دنیا آمد. گیلیسپی بر روی بسیاری از موسیقیدانان جاز اثر گذاشت، از جمله ترومپت نوازانی چون: مایلز دیویس (Miles Davis)، فتز ناوارو (Fats Navarro)، کلیفورد براون (Clifford Brown)، آرتورو ساندووال (Arturo Sandoval)، لی مورگان (Lee Morgan) و جون فادیز (Jon Faddis). وی در سبک بی باپ لحظه های تاریخی به وجود آورد و در موسیقی مدرن جاز که جلی رول مورتون (Jelly Roll Morton) آغازگر آن بود بسیار اثر گذاشت.

گیلیسپی ترومپت نوازی فوق العاده و بداهه نواز بود البته ایجاد لایه هایی ناشناخته در هارمونی جاز، کلاه و عینک دیزی، گونه هایی تو رفته، آواز وی و شخصیت خوش قلب او در محبوب شدن سبک بی‌باپ بسیار موثر بود.

وی در سن چهار سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد. پدرش رهبر گروه موسیقی شهر بود و زمانی که دیزی ده ساله بود از دنیا رفت. وی به خود آموخت چگونه ترومبون و ترومپت را در سن دوازده سالگی بنوازد. شبی که نوازندگی روی الدریج (Roy Eldridge) بت خود را از رادیو شنید رویایش موسیقیدان جاز بودن شد.

وی بورسیه ای برای تحصیل در موسسه موسیقی لارینبورگ به دست آورد. اولین کار حرفه ای دیزی به همراه ارکستر فرانک فیرفکس در سال ۱۹۳۵ بود که پس از آن به ارکسترهای ادگار هایز (Edgar Hayes) و تدی هیل (Teddy Hill) پیوست و جانشین الدریج به عنوان ترومپت نواز اول در سال ۱۹۳۷ شد. به همراه گروه تدی هیل بود که اولین آلبومش “پایکوبی دربان پادشاه” (King Porter Stomp) را ضبط کرد.

audio file
بشنوید قسمتی از “be bop” را از
گیلیسپی

دیزی، خانم جوانی به نام لورین را از تئاتر آپولو ملاقات کرد که در سال ۱۹۴۰ با وی ازدواج نمود. آنان تا مرگ دیزی یعنی تا سال ۱۹۹۳ با یکدیگر زندگی کردند. دیزی برای یک سال به همراه تدی در گروه هیل باقی ماند و پس از آن در گروههای دیگری به نواختن پرداخت. در سال ۱۹۳۹ به ارکستر آقای کب کالووی (Cab Calloway) خواننده و رهبر گروه های جاز پیوست که به همراه این ارکستر بود که یکی از اولین آهنگهایش “برداشت کلم” را در سال ۱۹۰۴ ضبط نمود.

در اواخر ۱۹۴۱ طی اتفاقی بد، نام دیزی از گروه کالووی جدا شد؛ کالووی نوازندگی دیزی و طبع شوخی را که او در حین اجرا داشت نمی پسندید و حتی گاه موسیقی او را “موسیقی چینی” می نامید! در شب یکی از اجراها کالووی در حال سولو نوازی بود که یکی از اعضای گروه (نا مشخص) از پشت صحنه توپ بیسبالی را به وی پرتاب کرد، کالووی بسیار عصبانی شد و ابتدا دیزی را مقصر شناخت. دیزی بیان کرد که او این کار را نکرده و بین دو نوازنده درگیری شدیدی درگرفت تا بدان جا که دیزی مجبور شد سلاح خود را بیرون کشد!

audio file
بشنوید قسمتی از “manteca” را از ارکستر بزرگ گیلیسپی

دیزی گیلیسپی در زمان حضورش در گروه کالووی، آغاز به آهنگسازی برای گروه های بزرگ موسیقی همچون: وودی هرمان و جیمی دورسی نمود. پس از آن به طور آزاد برای گروههای دیگری آهنگسازی کرد همچون؛ گروه چیک وب (Chick Webb) در سال ۱۹۴۲ و ارکستر الا فیتزگرالد که مشهورترین آنان بود. در سال ۱۹۴۳ به ارکستر ارل هاینز (Earl Hines) پیوست؛ گروه بزرگ افسانه ای از بیلی اکستین (Billy Ecksteine) که به هارمونی غیر معمول دیزی آهنگ بهتری بخشید و وی به عنوان عضوی از گروه اکستین بود که بار دیگر با پارکر همکار و همراه شد.