یک هارمونی متفاوت

دو نفر از دوستان بصورت مجزا درخواست موسیقی و نت یکی از کارهای بسیار زیبای گروه بیتلز را کرده بودند، که در اینجا ضمن آوردن اینکار، نگاهی هم به هارمونی نسبتا”

پیچیده این قطعه موسیقی زیبا می اندازیم.

قبل از بررسی قطعه از شما می خواهیم که به این موسیقی زیبا گوش کنید :
audio file
And I Love Her

به نت این قطعه دقت کنید، بدون احتساب میزان pickup ، چهار میزان اول که در اجرای اصلی توسط سیم های باس گیتار نواخته میشه مقدمه ای است برای ورود به موسیقی اصلی که

ظاهرا” در فا مینور تهیه شده است. در این چهار میزان از فا مینور به
درجه هفتم از گام مینور تئوریک حرکت داشته ایم (اگر گام لامینور را در نظر بگیرید همانند حرکت از Am به G می باشد) این حرکت در چهار چوب حرکت های دایره پنجم توجیه نمی

شود اما در گام های مینور بسیار کار برد دارد. واقعیت این
است که شروع قطعه با Fm بسیار ابهام آور است، اما اجازه دهید ادامه دهیم.

چهار میزان اول ملودی خواننده از دو حرکت طبیعی درجه اول به پنجم تشکیل شده است. در نیم جمله دوم باز همین حرکت را داریم بعلاوه حرکت از Cm به Ab و سپس Bb7 و در

نهایت دو میزان روی Eb که این دو میزان اضافه بنظر می
رسد (معمولا” باید هشت میزان باشد) اما به هر حال آهنگساز اینگونه تشخیص داده است و در موسیقی آورده شده. حرکت از Cm به Ab به دلیل آنکه دو آکورد دو نت مشترک (C و

Eb) ، گذر بسیار زیبایی بوده ، اما حرکت از Ab به سمت
Bb7 جسارت ویژه ای می خواهد که این گروه اینکار را انجام داده است. حرکت بعدی که پرشی است پنجم و سپس روی فامینور ملودی از نو شروع می شود. آیا شما احساس خاصی

نسبت به هارمونی این قطعه ندارید؟ آیا فکر نمی کنید معلوم نیست
اصلا” تنالیته این قطعه چه می باشد؟

لزومی به ادامه تحلیل نیست چون مدل هارمونی این موسیقی با سایر قطعاتی که تابحال راجع به آن بحث کردیم متفاوت است. آیا می دانید چرا؟ گروه بیتلز علاقه بسیاری به استفاده از

مدهایی مانند Dorian یا Phrygian و … داشت، حتی عجیب تر
در بسیاری از اوقات مانند این آهنگ تنالیته بین ماژور و مینور تغییر می کند که این خصوصیات جزو مشخصات بارز کارهای بیتلز بوده است.

بیایید کمی بحث را جدی تر دنبال کنیم،
اگر به موسیقی دقت کنید خواهید دید که آکورد فا مینور در این قطعه گاهی همانند آکورد درجه II برای تنالیته می بمل ماژور استفاده می شود و گاهی هم بصورت درجه IV برای تنالیته دو

مینور. در واقع به نوعی، حالت Pivot را بازی می کند و اجازه می دهد که آهنگساز تنالیته را بسادگی بین دو حالت ماژور و مینور نسبی مدولاسیون کند.

هارمونی مقدمه و تم اول آهنگ مورد بحث

در واقع مقدمه این موسیقی در Eb ماژور می باشد هرچند استفاده از آکورد ابتدایی Fm نیز خود حاله ای از ابهام را بوجود می آورد که آیا موسیقی در مد Dorian می باشد یا خیر؟ شش

میزان اول که خواننده می خواند در دو مینور هستیم و حرکت
از درجه IV به I بصورت تکرار داریم. اما جالب اینجاست که در سه میزان آخر قبل از برگشت به تنالیته می بمل ماژور برمی گردیم و حرکت ما این چنین خواهد بود IV-V-I یعنی Ab

-Bb-Eb ، دقت کنید که در ابتدای حرکت این سه آکورد، آکورد
Ab بصورت درجه IV برای می بمل ماژور و درجه VI برای دو مینور استفاده می شود.

بله کمی پیچیده می باشد اما با کمی فکر و دقت می تواند بسادگی آنرا درک کرد. به همین ترتیب می توانید هارمونی بقیه موسیقی را تحلیل کنید. اما قسمت پایانی قطعه نیز برای خود جالب

بوده و قابل بحث می باشد، اینکه چرا قطعه در دو ماژور تمام
می شود؟ اگر به موسیقی گوش دهید حالت کنایه و طعنه آمیزی دارد – مانند اینکه بگوییم ” دیدی گفتم !” – . این روش پایان دادن به قطعات را بسیاری از موسیقیدانان استفاده می کنند، در

این روش قطعه ای را که با یک آکور مینور باید تمام شود با
همان آکورد اما به حالت ماژور تمام می کنیم و جالب اینکه بدانید در دوران باروک نیز بسیاری از آهنگسازان از این تکنیک استفاده می کردند.

Pivot Chord


در یکی از مطالب قبل بطور مختصر راجع به مدولاسیون صحبت کردیم در این مطلب می خواهیم کمی دقیقتر به این بحث بپردازیم. مدولاسیون به مجموعه تمهیداتی گفته می شود که

منجر به حرکت از یک تنالیته به تنالیته دیگر می شود.

یک مدولاسیون می تواند خیلی ساده باشد و آن حرکت به یک تنالیته همسایه باشد مثلا” از دو ماژور به فا ماژور یا ر مینور. با این فرض یعنی مدولاسیون به تنالیته های همسایه می توان

گفت که هر کلید (Key) عملا” دارای پنج همسایه می باشد به شکل نگاه کنید.

معمولا” (نه همواره) رسم بر این است که یک قطعه موسیقی از یک تنالیته آغاز می شود و پس از گذراندن یک یا چند مدولاسیون به تنالیته اولیه باز می گردد. به عنوان مثال یک قطعه

ممکن است از دو ماژور شروع شود به فا ماژور برود بعد به سل مینور برود، از سل مینور به ر مینور برود و بعد به دو ماژور بر گردد، به اینصورت C-F-g-d-C که در آن حروف

بزرگ تنالیته ماژور و حروف کوچک تنالیته مینور هستند.

در مدولاسیون معمولا” از آکوردی بنام pivot استفاده می شود که کار آن وصل دو تنالیته به هم می باشد، pivot آکوردی است که در هر دو تنالیته وجود دارد و در یک لحظه نقش دو

درجه مختلف از هر دو تنالیته را اجرا می کند. در مدولاسیون

های ساده همسایه آکورد pivot معمولا” هم پایه تنالیته می باشد. مثلا” برای مدولاسیون از C به G آکورد دو ماژور می تواند بعنوان pivot استفاده شود، دقت کنید که معمولا” رسم بر

این است که آکورد pivot دومینانت پایه تنالیته جدید نباید باشد.

یعنی در مثال اخیر نباید از آکورد D برای این منظور استفاده کرد. به شکل نگاه کنید :

نمونه استفاده از آکورد pivot برای مدولاسیون از دو ماژور به به سل ماژور

در این شکل سعی داریم با استفاده از آکورد دو ماژور از تنالیته C به G مدولاسیون انجام دهیم. در میزان اول ابتدا آکورد دو ماژور را برای دو ضرب داریم. سپس به آکورد سوم گام

یعنی می مینور می رویم و بعد به فا ماژور می رویم. در میزان

سوم به آکورد پنجم تنالیته اول یعنی G می رویم و در ضرب دوم به آکورد پایه تنالیته اول باز می گردیم.

این نکته مهم است که آکورد ضرب دوم از میزان دوم نقش pivot را بازی می کند یعنی هم در جه اول برای تنالیته مبدا بوده و هم درجه چهارم برای تنالیته مقصد می باشد. حال کافی

است با کمی حرکت های هارمونیک در گوش شنونده القا کنیم که

تنالیته دو ماژور نیست بلکه سل ماژور است. برای اینکار کافی است حرکتی به سمت پنجم تنالیته جدید داشته باشیم و از آن به پایه سل ماژور یعنی G فرود بیاییم.

در ادامه از آکورد pivot که C می باشد به Em7 یعنی درجه چهارم تنالیته جدید می رویم بعد به Am که همان در جه دوم از تنالیته جدید می باشد و بعد به درجه پنجم تنالیته جدید یعنی

آکورد ر ماژور. دقت کنید که سپس برای یک ضرب به پایه جدید

فرود می آییم بعد به درجه پنجم بازگشته و آنرا ۷ نیز می کنیم و در نهایت در میزان چهارم با آرامش به روی پایه تنالیته جدید فرود می آییم. گوش کنید :

audio fileModulation Example

حرکت های پنجم و اکتاو


در ادامه بحث های قبل راجع به هارمونی چهار بخشی و انواع حرکت ها، امروز می خواهیم راجع به چند حرکت دیگر که معمولا” توصیه به انجام آنها نمی شود صحبت کنیم.

اولین و معروفترین آنها اکتاو یا پنجم موازی می باشد، به اینصورت که اگر بین بخش ها فاصله اکتاو یا پنجم (درست) باشد و بعد از حرکت کماکان همان فاصله هارمونیک میان همان

بخشها وجود داشته باشد، این حرکت مجاز نمی باشد، به این شکل دقت کنید.

در میزان اول بین باس و تنور در ابتدا فاصله دو اکتاو وجود دارد که از لحاظ هارمونیک همان اکتاو می باشد و پس از حرکت باز فاصله بین این دو بخش پایینی اکتاو می باشد بنابراین

حرکت فوق توصیه نمی شود.

میزان سوم حالت جالبتری است که اغلب مورد سئوال هم می باشد. دقت کنید که بین دو بخش بیرونی یعنی سوپرانو و باس فاصله پنجم درست وجود دارد (G-D)، البته این فاصله باز می

باشد. اما پس وصل دو آکورد باز میان این دو بخش همین فاصه بوجود می آید اما اینبار میان D-A، بنابراین از فاصله پنجم حرکت کرده و دوباره به پنجم رسیده ایم که بد صدا می باشد.

حرکتهای پنجم و اکتاو موازی معمولا” توصیه نمی شوند.

اما میزان دوم حالت خاص دیگری است که در اینجا به شرح آن می پردازیم و آن حالتی است که اکتاو به فاصله یونیسون می رسد که باز این حرکت توصیه نمی شود.

Cross به حالتی گفته می شود که بخشها از یکدیگر عبور کنند به این شکل دقت کنید. همانطور که ملاحضه می کنید، تنور به اندازی یک سوم بزرگ از آلتو بالاتر می باشد این کار

اصولا” توصیه نمی شود. همچنین در میزان دوم مشاهده می کنید که باز آلتو از سوپرانو بالاتر آمده است. دقت کنید که Corss کردن بخش ها ربطی به حرکت ندارد و اصولا” در حالت

سکون توصیه نمی شود.

عبور بخش ها از یکدیگر مجاز نیست.

اما حالت دیگری از حرکت که به Overlap معروف است آن است که به هنگام حرکت بخش پایینی به نتی هدایت می شود که بالاتر از بخش بالایی قرار دارد و یا بخش بالایی به نتی می

رسد که پایین تر از بخش پایین است، استفاده از این حرکت نیز معمولا” توصیه نمی شود چرا که منجر به Cross می شود.

در پایان این قسمت نیز لازم به ذکر است که برخلاف تصور بسیاری از هنرآموزان موسیقی، هارمونی، علمی بسیار ساده و زیبا می باشد. کافی است مباحث یا حرکتهایی که راجع به آنها

صحبت می کنیم را با کامپیوتر یا پیانو اجرا کنید و به تفاوت میان موارد توصیه شده و نشده دقت کنید، خواهید دید که تمامی توصیه هایی که در هارمونی چهاربخشی به آنها اشاره می

شود بسادگی توسط گوش انسان قابل هضم می باشد، هرچند اصول حاکم بر هارمونی که در حال حاضر راجع به آن بحث می کنیم بیشتر بر اساس زیبایی شناسی کلاسیک تهیه شده است.

گفتگوی هارمونیک

یک نمونه از کاربرد هارمونی چهار بخشی


قبل از ادامه سلسه مطالبی که در گذشته راجع به هارمونی چهار بخشی ارائه کردیم و با توجه به سئوالاتی که چند نفر از دوستان راجع به فواید این مباحث پرسیده اند، قصد آن داریم که

در یک مطلب کوتاه فواید آگاهی از قوانین هارمونی چهار بخشی که در کتاب های هارمونی می توان آنها را مطالعه کرد، را بصورت عملی تشریح کنیم.

فرض کنید که یک سلسله وصل آکورد ساده درجات VI-I-V7-I بصورت چهار صدایی داریم، به این شکل نگاه کنید، بنا را بر این می گذاریم که این وصل ها و حرکت ها همگی خوش

صدا یا بقول کتابهای هارمونی مجاز یا توصیه شده می باشند چرا که هدف ما در اینجا بحث هارمونی نیست بلکه آن است که بدانیم آیا واقعا” هارمونی چهار بخشی می تواند در ساخت

موسیقی پاپ کمکی کند یا خیر. به این فایل midi هم گوش کنید، نتیجه یک progression است که بسیار راحت روی پایه گام فرود می آید.

یک توالی آکورد ساده چهار بخشی
( audio file قطعه اول )

فرض را بر این بگذارید که ملودی سوپرانو را قرار است یک خواننده بخواند و بیت اول هم از مثلا” ۱۰ سیلاب تشکیل شده است. خواننده را مبتدی فرض می کنیم و برای هر سیلاب از

شعر یک نت می خواهیم بنویسم بگونه ای که با هارمونی تعریف شده همخوان باشد. در اینجا نیاز به آن داریم که سایر قوانین و تعاریفی را که در هارمونی چهار بخشی لازم است بدانیم،

چرا که با دانستن آنها و محدودیت هایی که برای حرکت های ملودیک و پرش ها وجود دارد شما می توانید ملودی زیبایی خلق کنید. برای مثال بدون آنکه وارد بحث فنی شویم به شما این

پیشنهاد را می دهیم. به شکل دوم نگاه کنید و همزمان به این فالی midi گوش دهید.

همان توالی آکورد با سوپرانو تغییر یافته
( audio file قطعه دوم )

حال عینا” می توانیم بخش های آلتو تنور را هم دچار تغییرات کنیم، اما تغییراتی که حتی الامکان ما را مجبور به استفاده از نباید های دانش هارمونی نکند. به عنوان مثال همواره ترجیح بر

آن است که بخش ها حرکت های مخالف داشته باشند، پس سعی کنیم این قاعده را مد نظر داشته باشیم و بسیاری موارد دیگر که بحث راجع به آنها خارج از این کار می باشد. به این شکل

و فایل midi آن گوش کنید.

همان توالی آکورد با سه بخش بالایی تغییر یافته
( audio file قطعه سوم )

بنا براین مشاهده می کنید که در شکل سوم ما دو میزان موسیقی چهار بخشی داریم، که بخش سوپرانو آنرا خواننده قرار است بخواند. اگر در منزل با پیانو سه بخش باس، تنور و آلتو را

بنوازید و بصورت vocal بخش سوپرانو را بخوانید خواهید دید که نتیجه زیبا و قابل قبولی بدست می آید.

اما اگر بخواهیم همین دو میزان را برای یک خواننده، یک پیانو و مثلا” یک گیتار باس تنظیم کنیم باید آنرا اقلا” بصورت پنج بخشی بنویسیم. قوانین هارمونی تغییر محسوس و خاصی نمی

کنند تنها باید روی حرکت های کنترباس دقت شود و موارد مربوط به این حرکت ها رعایت شود، بعنوان مثال به این نکته باید دقت داشت یک موزیسین مبتدی باید سعی کند هرچه به

سمت بخش های پایینی حرکت می کند از نت های با کشش بیشتر استفاده کند چرا که معمولا” بخش های باس یا کنترباس هارمونی را به قطعه تحمیل می کنند و نباید زیاد حرکت ملودیک

داشته باشند.

Covered / Hidden motions


همانطور که قبلا” گفتیم برای حرکت دادن بخشهای مختلف در یک هارمونی چهار صدایی روشهای مختلفی وجود دارد، اما باید بدانیم که بسیاری از موسیقیدانها برای این حرکت ها

محدودیت هایی قائل شده اند که در اینجا به یکی از مهمترین آنها اشاره میکنیم.

حرکت مخفی یا پوشیده که به آن Hidden یا Covered هم گفته می شود آن است که شما یک حرکت مشابه (Similar) دارید با نتیجه یونیسون یا پنجم درست یا اکتاو، در این حالت :

۱ – حرکت پوشیده (Covered) که به فاصله یونیسون (یکم) منتهی شود،اصولا” پیشنهاد نمی شود و پرهیز کردنی است. (در مطالب بعد خواهیم دید که اصولا” خروج از یونیسون هم

بصورت مشابه خیلی پیشنهاد نمی شود.)

۲ – حرکت پوشیده ای که به پنجم درست و اکتاو منجر شود مجاز است مگر بین بخشهای بیرونی یعنی باس و سوپرانو.

به این شکل دقت کنید تا راجع به آن بیشتر توضیح دهیم. در میزان اول همانطور که مشاهده میکنید سوپرانو و آلتو حرکت مشابه به سمت بالا دارند و در نتیجه آن نه فاصله یکم نه پنجم و

نه اکتاو درست شده است پس مشکلی ندارد، همینطور بین بخشهای آلتو و تنور که اصلا” حرکت مایل دارند.

حرکت بخشهای باس و تنور به یک پنجم درست ختم می شود اما چون حرکت آن مشابه (Similar) نیست – که در واقع مایل می باشد – جایز بود و مشکلی در این حرکت نیست. مشکل

اصلی در این میزان حرکت بخش های بیرونی یعنی سوپرانو و باس هست که چون مشابه هستند و به اکتاو ختم می شوند باید از این حرکت پرهیز کرد.

نمونه هایی از حرکت های مخفی مجاز و غیر مجاز

در میزان دوم مشکلی وجود ندارد چرا که حرکت مشابه میان باس و تنور یا باس و سوپرانو یا مشکل خاصی ایجاد نمی کند. حرکت میان سوپرانو و آلتو هم معکوس بوده و توصیه هم می

شود.

اما میزان سوم که در آن به یک فاصله یونیسون رسیدیم، آیا این یک حرکت پرهیز کردنی است؟ جواب نه است، چرا که حرکت آن مشابه نیست. منظور آن است که اگر بخش های

سوپرانو و آلتو هردو پایین می آمدند و به نت فا می رسیدند در آن صورت مشکل داشتیم اما در این حالت مشکلی نیست. مشکلی که وجود دارد باز میان بخشهای بیرونی باس و سوپرانو

هست که اکتاو درست می کنند.

نکته ای که در این مطلب باید به آن اشاره کرد آن است که قوانینی که به آن اشاره شد به راحتی بنا به سلیقه آهنگساز می تواند زیرپا گذاشته شود. بعنوان مثال آهنگساز ممکن است

تشخیص دهد که با استفاده از رنگ صدای سازهای مختلف می تواند نازیبایی حرکت مخفی یونیسون را بگیرد و اقدام به این تنظیم نماید. بنابراین مواردی که در این بحث و بحث های آتی

ارائه می شود بیشتر باید بعنوان پیشنهادهای مفید در نظر گرفته شود تا موارد که اصلا” نمی توان آنها را رد کرد.

حرکت بخش ها در هارمونی چند بخشی


در ادامه بحث قبلی راجع به به فاصله میان بخش های چهار صدایی در این مطلب به تشریح گونه های مختلف حرکت بخش ها می پردازیم، دقت کنید که هدف از بررسی این حرکت ها

ارائه باید ها و نباید ها برای تدوین بخش های چهارصدایی هنگام تعویض هارمونی یا وصل آکوردها می باشد، ابتدا حرکت های غیر مستقیم.

اولین حرکت غیرمستقیم حرکت معکوس یا Contrary Motion است که در آنها دو بخش مجاور بصورت معکوس هم حرکت می کنند. یعنی چنانچه یک بخش بالا برود بخش دیگر

پایین خواهد آمد و برعکس، به این شکل توجه کنید.

دو نمونه از حرکت معکوس

حرکت بعدی حرکتی است که در آن یک بخش ثابت مانده و بخش دیگر حرکت می کند به این نوع از حرکت دو بخش مجاور حرکت مایل یا Oblique Motion گفته می شود. به این

شکل نگاه کنید در میزان اول بخش بالایی ثابت مانده و بخش پایینی حرکت کرده است. در میزان دوم نیز عینا” همین حالت می باشد اما نت بخش ثابت بجای امتداد یافتن (پدال شدن)

دوباره تکرار شده است. ثابت بودن یا تکرار یک بخش کافی است تا حرکت را مایل بنامیم به شکل نگاه کنید.

دو نمونه از حرکت مایل

حرکت های مستقیم آنهایی هستند که دو بخش بصورت هم جهت حرکت می کنند که خود به دو قسمت تقسیم می شوند یکی موازی (Parallel Motion) و یکی مشابه (Similar

Motion). در حرکت موازی دو بخش علاوه بر آنکه در یک سمت حرکت می کنند فاصله موسیقی خود – بدون توجه به کیفیت فاصله – را نیز حفظ می کنند به این شکل دقت کنید. در

حالی که در حرکت مشابه کافی است دو بخش فقط و فقط به یک سمت حرکت داشته باشند هردو بالا یا پایین، لزومی به حفظ فاصله نیست. همچنین دقت کنید با توجه به
آنچه گفتیم حرکت از سوم بزرگ به سوم کوچک در شکل یک حرکت موازی است.

دو نمونه از حرکت موازی

تجربه و زیبایی شناسی نشان می دهد که برای دو بخش مجاور ترجیح بر آن است که حرکت ها مستقیم نداشته باشند. به عبارتی زیباتر آن است که حتی المقدور از دو نوع حرکت غیر

مستقیم یعنی معکوس یا مایل برای بخش های مجاور استفاده کنیم. در ارتباط با حرکت بخش ها به غیر از موردی که اشاره شد یک سری قوانین و موارد استثنا وجود دارد که بزودی به آن

موارد خواهیم پرداخت.

دو نمونه از حرکت موازی

و در پایان این مطلب اینکه بسیاری از دوستان که در سبکهای موسیقی امروزی کار میکنند اغلب اینگونه فکر میکنند قوانینی را که در مباحث هارمونی چهاربخشی توضیح داده می شود

کاربرد خاصی در موسیقی پاپ، راک، Jazz و … ندارد اما بزودی به شما نشان خواهیم داد چگونه از همین قوانین به ظاهر نا مانوس می توان در تنظیم کارهای امروزی استفاده کرد.

میکروتنالیته (III)


امروزه به راحتی میتوان با استفاده از سازهای الکترونیک بین سیستمهای مختلف گام حرکت کرده و دنیای متنوع اصوات و گامها را نشان داد. از طرفی سازهای آکوستیک مانند ابوآ، هورن

فرانسوی قابلیت اجرای فواصل میکروتن را داشته که امروزه توسط نوازندگان میکروتونالیست به اجرا در می آیند. موسیقی ایرانی و سازهای ایرانی کاملا” در محیط موسیقی میکروتونال

قرار دارند. فواصل کمتر از نیم پرده در موسیقی ایرانی جزو فواصل میکروتونالند.

به عنوان مثال پنتاکورد اول گونه ای از گام سه گاه اجرا شده توسط استاد عبادی ، در دائره المعارف اینترنتی TONALSOFT به عنوان بخشی از گام “۱۷ تایی مساوی” معرفی شده

است :

Fa = 0 CENT ………۰
Sol = 215 CENT..…~ ۲۱۱٫۷۶۴۷ (۲nd
degree of 17-EDO)
La p = 356 CENT…~ ۳۵۲٫۹۴۱۲ (۳rd degree of 17-EDO)
Si b
= ۵۰۱٫۵۷ CENT…..~ ۴۹۴٫۱۱۷۶ (Fourth degree of 17-EDO)
Do = 709.5 CENT…….~
۷۰۵٫۸۸۲۴ (Fifth degree of 17-EDO)

در این نمودار درجات گام ۱۲ تایی مساوی ، گام ۱۷ قسمتی مساوی و فواصل سه گاه عبادی و میزان اختلاف آنها مشاهده می شود و مشخص است که میزان اختلاف فواصل سه گاه

عبادی با گام ۱۷ تایی بسیار کم است. برای مشاهده نمودار در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید.

alizadeh-meshkatian

تقسیم بندی درجات گام

در دوتار حاج قربان سلیمانی نت سل با اختلاف ۲۷- سنت ۲۷-G، فاصله ای میکروتن با نسبت ۳۶۶/۵۵۷ و ۲۷ سنت بم تراز فاصله ۵ درست است و می تواند به گامهای ۴۱،

۱۸۹،۸۲ قسمتی مساوی تعلق داشته باشد. شناوری فواصل میکروتنال باعث میشود که یک دستگاه ایرانی مانند ۳ گاه درگامهای مختلف میکروتن اجرا شود و این از زیبایی های موسیقی

ایرانی است چرا که هر گام میکروتنال بسته به تعداد تقسیمات درونی خود حالت های متفاوتی دارد.

به عنوان مثال طبق نظرIvor darreg گام ۱۷ تایی مساوی دارای حالاتی مانند سخت ، پولادین و درخشان است. در جدول زیر فواصل گام ۱۴ تایی مساوی بر اساس سنت CENT

آورده شده است.

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷
۸۵٫۷۱۴۲۹ ۱۷۱٫۴۲۸۶ ۲۵۷٫۱۴۲۹ ۳۴۲٫۸۵۷۱ ۴۲۸٫۵۷۱۴ ۵۱۴٫۲۸۵۷ ۶۰۰
۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴
۶۸۵٫۷۱۴۳ ۷۷۱٫۴۲۸۶ ۸۵۷٫۱۴۲۹ ۹۴۲٫۸۵۷۱ ۱۰۲۸٫۵۷۱ ۱۱۱۴٫۲۸۶ ۱۲۰۰

همچنین برای شنیدن قطعه در این گام می توانید به این فایل mp3 گوش دهید:

Audio File نمونه ای از موسیقی میکروتونال